گوک‌ترک‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گوک‌ترک‌ها
گستره خاقانات ترک در زمان‌های ابتدایی حکومتشان
Country
تاسیس
انحلال
۵۵۲
۷۴۴
فرمانداری قورولتای
 • خان بومین خان
ایستمی خان
مساحت
 • جمعاً ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ km۲ (۲٬۰۰۰٬۰۰۰ sq mi)
زبان ها ترکی باستان، سغدی

گوک‌ترکان (ترکی باستان:Old Turkic letter UK.svgOld Turkic letter R2.svgOld Turkic letter U.svgOld Turkic letter T2.svg تؤرؤک یا Old Turkic letter UK.svgOld Turkic letter R2.svgOld Turkic letter U.svgOld Turkic letter T2.svg Old Turkic letter K.svgOld Turkic letter U.svgOld Turkic letter UK.svg کؤک تؤرؤک یا Old Turkic letter K.svgOld Turkic letter R2.svgOld Turkic letter U.svgOld Turkic letter T2.svg تؤرؤک.به معنای ترکان آسمانی) کنفدراسیونی عشایری متشکل از چندین قبیله در آسیای میانه بود. این نام در منابع چینی بصورت 突厥 (چینی نوین: پین‌یین: Tūjué، وید جایلز: تو-چؤه T'u-chüeh، چینی میانه:dʰuət-kĭwɐt) آمده‌است. گؤک‌تورک‌ها به رهبری بومین خان توانستند پس از شکست دادن روران‌ها قدرت منطقه و همچنین سود و تجارت جاده ابریشم را که قبلاً بدست روران‌ها بود، بدست بگیرند.

خاندان آشینا، که رهبران گوک‌ترک‌ها بودند به احتمال زیاد خاندانی ایرانی‌تبار بودند که بعداً زبان ترکی اختیار کردند اما هنوز عنوان‌های ایرانی شاهی خود نظیر خاتون و یبغو (چپ‌گویه) را حفظ کردند.[۱] زبان‌شناسان و تاریخدانان متذکر می‌شوند که تقریباً تمامی عنوان‌های فرمان‌روایان در زبان ترکی اولیه از ریشه ایرانی هستند.[۲]

خاقان عنوانی مخصوص فرمانروایان ژوآن‌ژوآن بود و عنوان یبغو را گویا گوک‌ترک‌ها از کوشان‌ها به وام گرفتند و در اصل به هون‌ها تعلق داشته است.در سال قیام بر ضد ژوآن‌ژوآن‌ها بومین خود را خاقان و برادر کوچک خود ایستمی را به عنوان یبغو نامید.[۳]

خانات ترک در اوج شان سال 600 :      Western Gokturk: Lighter area is direct rule, darker areas show sphere of influence.      Eastern Gokturk: Lighter area is direct rule, darker areas show sphere of influence.

در اواسط قرن پنجم میلادی، پس از برافتادن حکومت هون‌ها، خاندان آشینا به منطقه کوهستانی آلتای (واقع در مرز مغولستان و قزاقستان کنونی) مهاجرت کردند و به خدمت دولت ژوژوان مغول درآمدند. در سال ۵۴۶ به دنبال شورش برخی قبایل ترک‌زبان، دودمان آشینا به سرکردگی بومین خان آنان را سرکوب کرد و چون به پاداشی که انتظارش را داشتند نرسیدند به خود ژوژوان‌ها حمله کردند. بومین خان پس از درهم شکستن حکومت مغول‌ها، خود را خاقان نامید و دشت اتوکن را مرکز حکومتش قرار داد. پس از آن آنها بتدریج سرزمین‌های بزرگی در منطقه آسیای میانه فتح کردند. از سال ۵۵۲ تا ۷۴۵، این حکومت از یک کنفدراسیون عشایری به یک امپراتوری تبدیل شد و در نهایت به دلیل یک سلسله درگیری فروپاشید.

فرقۀ نسطورى در اواسط سدۀ  ۶  م. در چين و آسياى ميانه انتشار يافته بود و قبايلى از تركان مسيحيت را پذيرفته و از اين طريق الفباى نسطورى در بينشان رواج يافته بود. غير از مسيحيت، آيين‌هاى زرتشت و مانى و بودا نيز در بين تركان باورمندانى داشته است.[۴]

گوک‌ترک‌ها نخستین قبیله ترک‌زبان نبودند که تشکیل حکومت دادند اما نخستین قومی بودند به بنام ترک‌ها تشکیل حکومت دادند. بنظر می‌رسد واژه ترک پس از تشکیل اتحادیه گوک‌ترک‌ها از حالت اسم خاص قبیله فراتر رفت و در سده‌های بعدی قبایل بیشتری چون اوغوزها و اویغورها را دربر گرفت.

تشکیل امپراتوری گوک‌ترک[ویرایش]

بعد از فروپاشى امپراتورى هون، كنترل استپ‌ها ابتدا به دست سين‌پى‌ها و سپس ژوآن‌ژوآن‌ها افتاد و سرانجام گوک‌ترک‌ها در سطحى وسيع‌تر موفق به سازمان دادن قبايل كوچ‌نشين دشت‌هاى آسيا شدند. خاندان حاكم و سازمان‌ده اقوام و طوايف گوناگون، خاندان آشينا يا آسنا   بود كه بنا به منابع چينى از خاندان‌هاى حاكم هون‌هاى كهن بوده و در اواسط سدۀ پنجم ميلادى، زير ضربات و فشار تركان تبقاچ (طمغاج و به چينى توپا) -كه يك اتحاديۀ قبيله‌اى بود و بر چين شمالى فرمان مى‌راند- به جنوب منطقۀ كوهستانى آلتاى پناه آورده بود.[۵]

ضعف حکومت ژوآن‌ژوآن‌ها و قدرت‌گیری گوک‌ترکان[ویرایش]

[گوک]‌ترکان در دوره‌اى كه در آلتاى زندگى و به آهنگرى گذران مى‌كرده‌اند، تابع ژوآن‌ژوآن‌ها بوده‌اند. ژوآن‌ژوآن‌ها در نيمۀ دوم سدۀ  ۴  م. با تشكيل دولتى نيرومند خلاء سياسى را كه بعد از فروپاشى دولت سين‌پى و ضعف حكومت مركزى چين و پديد آمدن چند دولت كوچک در سرحدات شمالى چين، ايجاد شده بود، پر كردند. آن‌ها اكثر خلق‌ها و طوايف و تيره‌هايى را كه پيش‌تر از هون‌ها و سين‌پى‌ها فرمان مى‌برده‌اند، به اطاعت واداشتند و سراسر استپ را از حدود منچورى در شرق گرفته تا درياچۀ بالخاش و سين‌كيانگ در غرب و ديوار چين در جنوب زير نظارت عاليۀ خود گرفتند. فرمانروايى ژوآن‌ژوآن‌ها بر آسياى مركزى تا اواسط سدۀ  ۶  م.، به علت وقوع جنگ‌هاى داخلى در قلمرو آن و شعلۀ‌ور شدن آتش قيام‌هاى استقلال‌طلبانۀ خلق‌ها و طوايف تابع به ضعف و تجزيه و تلاشى گراييد.[۶]

در اين هنگام، يعنى در نيمۀ اول سدۀ  ۶  م. هياطله همسايۀ غربى ژوآن‌ژوآن‌ها بودند و مى‌توان گفت كه آسياى ميانه بين دو امپراتورى قبيله‌اى صحرانورد مغول‌تبار تقسيم شده بود (به گمان بعضى از دانشمندان هياطله مغول تبار بوده‌اند). غير از [گوک]‌ترک‌ها يك قبيلۀ ترک ديگر به نام تؤلس كه گويا اسلاف اویغورهای بعدى بودند، در مجاورت آن‌ها زندگى مى‌كرده‌اند و از ژوآن‌ژوآن‌ها فرمان مى‌بردند. تؤلس‌ها در حدود سال‌هاى  ۴٠  سدۀ  ۶  م. بر ضد ژوآن‌ژوآن‌ها قيام كردند و در اين هنگام بومين ، رئيس توكيوها (گوک‌ترکان)، با حركتى برق‌آسا تؤلس‌ها را غافلگير كرده، در سال ۵۴۶ م. ضربۀ مهلكى بر پيكر آن‌ها زد و اعتبار خود و قبيله‌اش را بالا برد.[۷]

قیام علیه ژوآن‌ژوآن‌ها و تشکیل حکومت[ویرایش]

در اين هنگام توكيوها (گوک‌ترکان) در پرتو آهنگرى خود و ثروت‌هاى كوهستان محل اقامتشان در شاهراه ترقى و كاميابى‌هاى روزافزون گام برمى‌داشتند و خود را براى ايفاى نقش فعال‌ترى در حوادث آسياى مركزى آماده مى‌كردند. بومين بعد از درهم كوبيدن تؤلس‌ها، خواهان ازدواج با دختر فرمانرواى ژوآن‌ژوآن شد؛ اما فرمانروا به درخواست او ترتيب اثرى نداد. بومين مدتى بعد و در سال  ۵۵١  م. با يك شاهزاده خانم از سلسلۀ «وى»  غربى ازدواج كرد. گفته شده است كه «وى» يك سلسلۀ ترک تبار چينى‌شده بود و در شمال غرب چين سلطنت مى‌كرد. ايجاد پيوند خويشاوندى با خاندان سلطنتى چين شمال غربى و متحد شدن با آن، ايستمى را از موقعيت مناسبى براى برانداختن يوغ استيلاى ژوآن‌ژوآن‌ها برخوردار كرد. چنان‌كه يک سال بعد بومين خود را خاقان اعلام كرد و آتش قيام ترک‌ها بر ضد اربابان مغول تبار خود شعله‌ور گرديد. اين قيام منجر به پيروزى [گوک]‌تركان و وارد شدن آن‌ها به عرصۀ سياست جهانى شد.[۸] [گوک]‌ترک‌ها (توكيوها) با برانداختن ژوآن‌ژوآن‌ها پايه‌هاى امپراتورى خود را در حدود سال‌هاى  ۵ - ۵۵٢  م. در آلتاى ريختند.[۹]

گسترش قلمرو و همسایگی با هیاطله[ویرایش]

بومين فرصت تعقيب سياست خود را نيافت و در همان سال بنيان‌گذارى دولت گوک‌ترک (يعنى حدود سال  ۵۵٢  م.) درگذشت و پسرش قرا ايسيق خان جاى او را گرفت. وى نيز اندكى بعد درگذشت و جاى به موكان   (72-553 م.)، برادر خود سپرد. در همين زمان ايستمى يبغو به توسعۀ قلمرو در جانب غربى پرداخت و به سرعت سرزمين‌هاى گسترده در غرب رشته كوه آلتاى، حوالى ايسيق‌گؤل و دامنه‌هاى كوه‌هاى تيانشان را به تصرف درآورد و قبايل ساكن آن سرزمين را به فرمانبردارى از خود واداشت و در غرب با دولت هياطله همسايه شد.[۱۰]


اتحاد با ایران و نابودی هیاطله[ویرایش]

زمینه‌های اتحاد[ویرایش]

دولت هياطله در حد فاصل مرزهاى ايران و مرزهاى گسترش يابندۀ دولت نوظهور گوک‌ترک قرار داشت و در حقيقت گذشته از تهديد مرزهاى شرقى ايران، منافع اين كشور از بابت تجارت ابريشم را تهديد مى‌كرد. از سوى ديگر دولت نوظهور گوک‌ترک هم كه به شرقى‌ترين بخش اين جادۀ مهم كاروان روى بين شرق و غرب دست يافته بود، مى‌خواست اين جاده را تحت نظارت خود بگيرد و اين خواست تنها با پيروزى بر هياطله كه راه پيشروى و توسعۀ آن را به سوى غرب سد كرده بود، ممكن مى‌گرديد. همين موقعيت خاص دولت هياطله زمينۀ لازم را براى نزديكى انوشيروان و ايستمى فراهم آورد.[۱۱]

اتحاد ایستمی‌خان و انوشیروان ساسانی[ویرایش]

ايستمى براى تحقق خواست خود كه از ميان برداشتن دولت هياطله بود، به متفق نيرومندى نياز داشت و انوشيروان هم كه در صدد خاتمه بخشيدن به تجاوزات و تهديدهاى هياطله و اعادۀ اعتبار دولت ساسانى بود، به دنبال متحد توانايى مى‌گشت و اين دو خيلى زود از بالاى سر هياطله متوجه وجود يكديگر شدند و علايم و پيام‌هاى تفاهم را رد و بدل كردند و به سرعت به هم نزديك گشتند. سفيران ايستمى براى مذاكره به دربار انوشيروان رفتند و انوشيروان نيز آن‌ها را به گرمى استقبال كرد و اتفاق لازم براى برانداختن دولت هياطله به زودى صورت گرفت. يكى از مظاهر اين نزديكى، ازدواج انوشيروان با دختر ايستمى بود. به نوشتۀ مسعودى نام اين دختر كه مادر هرمزد چهارم مى‌شد، فاقم و به ثبت ابن بلخى قاقم و به نوشتۀ يك اثر متأخر تاكوم بوده است.[۱۲]

سقوط دولت هیاطله[ویرایش]

در اين هنگام گوک‌ترک‌ها به سيحون نزديک شده بودند و به نظر مى‌رسيد كه هياطله را از همين منطقه مورد تعرض و حمله قرار دهند. هياطله هم كه شاهد نزديك شدن دو رقيب نيرومند خويش بودند و خود را در ميان دو آسياسنگ تحت فشار مى‌ديدند، براى جلب حمايت دولت چين به خاقان آن كشور روى آوردند؛ اما اقدام سريع ترک‌ها و ايرانى‌ها امپراتورى چين را در مقابل عمل انجام يافته قرار داد. به قول خواندمير: «انوشيروان از اين جانب و سپاه تركان از آن طرف متوجه استيصال پادشاه هياطله گشتند .» در اندک مدتى تركان تحت فرمان ايستمى سرزمين‌هاى سغد و تاشكند و فرغانه و سمرقند و بخارا را به تصرف درآوردند و بر راه كاروان روى آسياى داخلى مسلط شدند. نيروهاى دولت ساسانى هم از جانب غرب به حركت درآمدند و دولت هياطله در فاصلۀ سال‌هاى  ۶۵ - ۵۶٣  م. برافتاد و قلمرو آن بين متفقان تقسيم گرديد و به قولى رود جيحون و به قولى ديگر رود مرغاب مرز بين دو كشور شناخته شد.[۱۳]


جنگ ایستمی خان با دولت ساسانی[ویرایش]

با گرفته شدن سهم غنائم به دست انوشیروان، تخم نفاق از همان روز امضاى قرارداد توافق بين آن‌ها كاشته شد و به قول بلنيتسكى «اين تعيين حدود صلحجويانۀ مناطق نفوذ، مدت زيادى به طول نينجاميد؛ حتى قبل از پايان دوران پادشاهى خسرو، درگيرى شديدى ميان ايران و خانات [ترک] صورت گرفت.» . يكى از علل عمدۀ شدت‌يابى اختلاف و تبديل آن به درگيرى و نبرد بين دولت‌هاى ساسانى و گوک‌ترکان مسئلۀ در دست داشتن كنترل جادۀ ابريشم بود.[۱۴]

در ابتداى استيلاى گوک‌ترک‌ها بر آسياى ميانه و اطاعت سغدیان از آن‌ها، دولت ايران شايد براى كنترل عرضه و تقاضاى ابريشم و نيز ضربه زدن به دولت نوبنياد گوک‌ترک از طريق محروم كردن آن از حقوق گمركى و عوايد اين تجارت پر منفعت، خريد و فروش آن را متوقف كرده بود و بنابراين سغدیان كه از بسته ماندن جاده ضرر ديدند، اربابان جديد را براى ايجاد ارتباط با دربار ساسانى تشويق و تحريک كردند. هیأت اولی که از جانب دولت گوک‌ترک به دربار ساسانی فرستاده شد، با مخالفت انوشیروان به نتیجه‌ای نرسید و هیأت دوم نیز توفیقی به دست نیاورد و حتی به روايتى اعضاى هيأت به دست عوامل دولت ايران مسموم گرديدند. بعد از آن هم انوشيروان به اتباع خود دستور اكيد داد تا از خريد ابريشم از سغدیان خودارى كنند.[۱۵]

گؤک‌ترکان وقتى از اقدامات و مذاكرات دیپلماتیک نتيجه‌اى نگرفتند، بر آن شدند تا خود راه ابريشم را بگشايند و از آن‌جايى كه در آن زمان حمله به ايران و تصرف راه ابريشم براى تركان ناميسر بود، متوجه گشودن راهى جديد از طريق شمال درياى خزر و رشته‌كوه قفقاز و درياى سياه به بيزانس و تجارت مستقيم با آن امپراتورى شدند. گشودن چنين راهى مستلزم تصرف اراضى شمالى و به تبعيت درآوردن اقوام و قبايل ترک و غير ترک ساكن آن سامان بود و اقدام به چنين مهمى نزديک شدن به ابرقدرت بيزانس و جلب رضايت و حمايت آن را ايجاب مى‌كرد. در تعقيب همين سياست بود كه ايستمى هيأتی سياسى را به قسطنطنيه اعزام كرد. این هیأت به گرمی پذیرفته شد و نهایتاً پیمانی بین امپراتوری گوک‌ترک و بیزانس منعقد گردید. در همين زمان پيمانى نيز بين گوک‌ترکان و امپراتورى چين بسته شد و در حقيقت يك اتفاق مثلث نظامى بر ضد شاهنشاهى ساسانى شكل گرفت. چندى بعد قبايل ترک ساكن كرانه‌هاى شمالى خزر و ولگا نيز به اين اتحاد جلب گرديدند.[۱۶]

مدت‌ها بعد دولت ساسانى هم در صدد يافتن متحدانى برآمد و پس از تقسيم اتحاديۀ گوک‌ترک به دو بخش شرقى و غربى، از سويى با گوک‌ترکان شرقى و از سوى ديگر با آوارهاى ساكن شمال درياى سياه پيمان اتفاق بست و در مقابل دشمنان خود يک اتفاق مثلث پديد آورد.[۱۷]

با آغاز جنگ ايران و روم در ۵۷۱ میلادی، گوک‌ترک‌ها به خراسان حمله كردند؛ اما كارى از پيش نبردند و بعد از رسيدن لشكر ايران عقب نشستند و ناگزير اندكى بعد به امضاى قرارداد صلح با انوشيروان كه خود درگير جنگ با بيزانس بود، رضايت دادند. ايستمى بعد از امضاى قرارداد صلح در خراسان بود كه متوجه شمال بحر خزر شد و گوک‌ترکان در نخستين سال‌هاى دهۀ  ٧٠  سدۀ  ۶  م. تا دربند پيش آمدند . خود ايستمى خان نيز به دنبال پيشاهنگان گوک‌ترک در حدود سال ۵۷۱ م. وارد قفقاز شد و قبايل ترک اون اوقور و نيز قبايل آلان ايرانى تبار ساكن آن سامان را به اطاعت درآورد و قلمرو امپراتورى گوک‌ترک تا شمال درياى سياه گسترش يافت.[۱۸]

ايستمى خان مدتى بعد از بازگشت از قفقاز در سال  ۵٧۶  م. درگذشت و پسرش قراچورين (بلاى سياه يا بزرگ) به جانشينى وى رسيد و لقب تاردو خان يافت. وى ضمناً به بيلگه كاقان (خاقان دانا) نيز معروف است.[۱۹]


امپراتوری گوک‌ترک در زمان جانشینان ایستمی[ویرایش]

در زمان تاردو خان در نتيجۀ نزديكى آوارها-دشمنان گوک‌ترکان- به بيزانس، ميانۀ گوک‌ترکان و بيزانس به سردى گراييد و بینشان جنگ افتاد. در این هنگام قلمرو امپراتورى گوک‌ترک از سواحل درياى سياه تا شمال چين و منچورى گسترش داشت. بعد از به قدرت رسيدن تاردو امپراتوری گوک‌ترک به دو دولت گوک‌ترکان شرقی و گوک‌ترکان غربی تجزیه شد و كوه‌هاى آلتاى به عنوان مرز خانات شرقى و غربى تعيين گرديد. بر خاقانات شرقى اولاد بومين و برخانات غربى اولاد ايستمى فرمان مى‌راندند.[۲۰]

در آخرين سال‌هاى سلطنت هرمزد چهارم ( ٩٠ - ۵٧٩  م.) خزرهای تحت فرمان گوک‌ترکان در حدود سال  ۵٨۵  م. به ارمنستان و اران يورش بردند. از سويى هم آشفتگى‌هايى در داخل ایران به وقوع پيوست كه به سرنگونى هرمزد منجر گرديد. در اين سال‌ها، حملات گوک‌ترکان غربى كه خود به تازگى از اغتشاشات درونى فراغت يافته بودند، به سرحدات شرقى ساسانى شدت بيشترى گرفت.[۲۱]

نيروهاى خاقان ترک كه در منابع اسلامى شابه (شاوه، ساوه، ساو و ...) ناميده شده، در طى سال‌هاى  ٩ - ۵٨٨  م. در حدود بادغيس وارد ايران شدند(البته در مورد خاقان بودن یا نبودن شابه نظريات مختلفى وجود دارد). این حمله به وسیله بهرام چوبین دفع شد و یلتکین (به معنای همانند باد) پسر ساوه تسلیم شد و با ساسانیان پیمان صلح امضا نمود.[۲۲]

در جریان قیام بهرام چوبین، وی با نژادگان ترک حاكم بر منطقۀ بخارا و بارمودا (پرموده)، خود متحد شد. در ارتش بهرام سربازان ترک حضور داشتند.[۲۳]

گوک‌ترکان غربى با استفاده از آشفتگى‌هاى درونى ابتداى سلطنت خسرو پرویز، طخارستان را كه در شمال رشتۀ هندوكش قرار گرفته، متصرف شدند؛ اما بحران سياسى داخلى خودشان و درگيرى‌هاى مداومشان باگوک‌ترکان شرقى و نيز چين به آن‌ها اجازۀ بهره‌بردارى اساسى از اوضاع آشفتۀ دولت ساسانى را در اين برهه از زمان نداد. خسروپرويز بعد از استقرار بر تخت سلطنت، سنباط باگراتونى ارمنى، مرزبان گرگان را مأمور فرونشاندن آشوب‌هايى كه شاهزادگان هياطله در مرزهاى شمال شرقى كشور برانگيخته بودند، كرد. شاهزادگان مزبور هم براى مقابله با نيروى تحت فرمان سنباط دست يارى به سوى تركان دراز كردند و خاقان ترک قشونى تحت فرمان چمبوه   (جمبو) به سوى ايران گسيل داشت. سپاهيان ترک به يارى هياطله ارتش ايران را شكست دادند و سنباط را وادار به فرار كردند و بدون برخورد با مانعى عمده تا حدود رى و اصفهان در داخل خاک ايران پيش آمدند و با غنايم سرشارى به سرزمين خود بازگشتند. [۲۴]

رقابت و اختلاف و درگيرى‌هاى پياپى بين گوک‌ترکانهاى شرقى و غربى باعث ضعف هر دو خانات و فروپاشى تدريجى آن‌ها بود. در اين ميان سياست تفرقه افكنانۀ چين بين اين دو دولت و شوراندن قبايل عضو اتحاديه بر ضد خاقان‌هاى آن‌ها، اين اختلافات و جريان ضعف و فروپاشى هر دو اتحاديه را تسريع كرد. گوک‌ترکان شرقى كه استقلال خود را در برابر تجاوزات امپراتورى سوئى چين حفظ كرده بود، بعد از برافتادن آن امپراتورى در سال  ۶١٨  م. و برآمدن امپراتورى تانگ ( ٩٠۶ - ۶١٨  م.) به جاى آن و در نتيجه ضعف ناشى از ناخشنودى توده‌هاى تحت تبعيت و قيام‌هاى طوايف، سرانجام در سال  ۶٣٠  م. از سربازان امپراتورى تانگ شكست خورد و استقلال خود را از دست داد. در دورانى كه گوک‌ترکان شرقى درگير نبرد با سلسله‌هاى سوئى و تانگ چين بودند، گوک‌ترکان غربى كه اكثر اراضى مفتوحۀ خود را در اوايل سدۀ  ٧  م. از دست داده بودند، در دورۀ خاقانى شگويه ( ١٨ - ۶١٠  م.) و مخصوصاً تئونگ يبغو   ( ٣٠ - ۶١٨  م.) در پرتو اتحاد با چين و بيزانس و گرفتارى‌هاى ايران در جنگ با بيزانس در زمان سلطنت خسروپرويز، مرزهاى خود را در آلتاى و حوضۀ جيحون دوباره احيا كردند.[۲۵]

بعد از كشته شدن تئونگ يبغو در بين سالهاى  ۶٢٨  و  ۶٣٠  م. به دست گوک‌ترک‌هاى شرقی، اندكى قبل از تسليم شدن خودشان به امپراتورى تانگ، گوک‌ترکان غربى نيز كه با امپراتورى چين هم‌مرز شده بودند، بر اثر علل داخلى و فشار ستوه‌آور نيروهاى استيلاگر در سراشيب سقوط افتاد. گوک‌ترکان كه در اين هنگام نفوذ خود را در قفقاز از دست داده بودند، ناگزير از آن‌جا عقب نشستند.گوک‌ترکان در واپسين سال‌هاى حيات سياسى خود كه مقارن با سده‌هاى نخستين هجرى بود، يك بار ديگر به مرزهاى شرقى ايران كه خود عرصۀ تاخت و تاز عرب‌ها بود، حمله كردند؛ اما كارى از پيش نبردند و با نيروهاى تازه نفس و پر تحرک اعراب برخورد كردند.[۲۶]

در این هنگام شهرهائی كه در پرتو تساهل گوک‌ترکان به حيات خود ادامه داده و در نتيجۀ ضعف آن‌ها به استقلال رسيده بودند، وجود داشتند، علاوه بر دولت-شهرهاى ياد شده، قبايل ترک متفرّق هم در سراسر آسياى ميانه پراكنده بودند. در چنين احوالى بود كه اعراب در آسياى ميانه به پيشروى پرداختند. گوک‌ترکان شرقى بعد از يك دورۀ فترت سياسى، يک بار ديگر در حدود سال  ۶٨٠  م. در صحنۀ تاريخ ظاهر گرديدند. آنان در دورۀ فترت ياد شده با وجود حفظ هستى، زبان، اعتقادات، رسوم و سنن و به طور كلى هويت قومى خود، از داشتن دولت مستقل خود محروم بودند و تحت فرمان چین بودند. در سال ياد شده قوتلوق نامى كه نسب از خاندان آشينا مى‌برد، بر ضد استيلاى چين قيام كرد و در حدود سال  ۶٨٢  م. دولت گوک‌ترک را در ئوتوكن تشكيل داد و خود را ايلتريش خاقان ناميد. در اين هنگام قلمرو دولت تازه احيا شدۀ گوک‌ترک در غرب از آلتاى فراتر نمى‌رفت؛ اما در زمان خاقانى كاپقان ( ٧١۶ - ۶٩١  م.) حدود متصرفات گوک‌ترکان از آلتاى گذشت و در اوايل سدۀ  ٨  م. از منچورى تا سيحون گسترده شد؛ ولى در همين هنگام اعراب نيز از سوى ديگر وارد ماوراءالنهر شدن بودند و گوک‌ترکان تحت فشار آن‌ها عقب نشستند. در اين هنگام گوک‌ترکان در ميان فشار دو قدرت بزرگ چين و عرب قرار گرفته بودند و بیلگه خاقان ( ٣۴ - ٧١۶  م.) و برادرش کول تیگین (گول تكين) (731-685 م.) در رأس نيروهايى كه از جنگاوران در حدود سی قبيله عضو اتحاديۀ گوک‌ترک دوم گرد آمده بودند، از استقلال خود دفاع مى‌كردند. آثار يادبود و كتيبه‌هاى حوضۀ اورخون به اين دو برادر تعلق دارد. در نتيجۀ شدت‌يابى فشار و شوريدن اغوزها، كه از عمده‌ترين قبايل تشكيل دهندۀ اتحاديۀ سياسى بودند، بر ضد خاندان حاكم، روند فروپاشى و اضمحلال اتحاديه سرعت گرفت و با مرگ بيلگه خاقان به اوج خود رسيد و سرانجام در سال  ٧۴۵  م. متلاشى شد و جاى به خانات اويغور ( ٨۴٠ - ٧۴۵  م.) سپرد.[۲۷]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Göktürks»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ دی ۱۳۸۹).
  • کتاب ترکان در گذر تاریخ، بهنام محمدپناه، انتشارات سبزان
  1. Peter B. Golden, An Introduction to the History of the Turkic Peoples, O. Harrassowitz, 1992, p. 121-122
  2. „(...) Über die Ethnogenese dieses Stammes ist viel gerätselt worden. Auffallend ist, dass viele zentrale Begriffe iranischen Ursprungs sind. Dies betrifft fast alle Titel (...). Einige Gelehrte wollen auch die Eigenbezeichnung türk auf einen iranischen Ursprung zurückführen und ihn mit dem Wort „Turan“, der persischen Bezeichnung für das Land jeneseits des Oxus, in Verbindung bringen.“ Wolfgang-Ekkehard Scharlipp in Die frühen Türken in Zentralasien, p. 18
  3. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 536.
  4. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 555.
  5. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 532 - 533.
  6. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 533.
  7. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 534 .
  8. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 534 .
  9. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 535 .
  10. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 536 .
  11. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 536 .
  12. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 537 .
  13. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 537 .
  14. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 537 -538 .
  15. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 544 -545 .
  16. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 545 -546 .
  17. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 546.
  18. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 546.
  19. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 549 - 550.
  20. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 550.
  21. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 551.
  22. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 551 - 553.
  23. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 545.
  24. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 555 - 556.
  25. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 556.
  26. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، ص 557.
  27. رئیس‌نیا، رحیم، «آذربایجان در سیر تاریخ ایران از آغاز تا اسلام»، صص 558 - 559.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ گوک‌ترک‌ها موجود است.