تالش گشتاسبی
تالش (ابهام زدایی) را ببینید.
تالش گُشتاسبی یا تالش شمالی[نیازمند منبع] بخش شمالی تالش و یک منطقه تالشنشین است که امروزه در جنوب شرقی جمهوری آذربایجان قرار دارد و از رایونهای آستارا، لریک، لنکران، ماساللی و یاردیملی تشکیل شده است.[۲]
در منابع اسلامی این منطقه را گشتاسفی مینامیدند. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م) زبان زنجان و مراغه و گشتاسفی را پهلوی ذکر میکند و میگوید «زبانشان پهلوی به جیلانی بازبستهاست»[۳] که منظور همان گویشهای گوناگون زبانهای تاتیتبار است.[۴]
بیشتر مردم تالش شمالی کشاورز و مذهبشان شیعه است. تأثیرات باورهای زرتشتی نیز هنوز در مذهب آنها مشهود است.[۵]
محتویات |
در قدیم[ویرایش]
منابع قدیمی مانند نزهةالقلوب صص ۹۲-۹۳ و تاریخ گزیده ص ۱۸۰ در مورد گشتاسفی نوشتهاند: از کنار آب دریا ولایت گشتاسفی است که گشتاسف بن لهراسب آن را ساخت و نهری بزرگ از آب کر و ارس بریدهاست و از آن جویها برداشته و بر آن دیهای فراوان ساخته. حاصلش غله، برنج، اندک پنبه و میوه بود مردمش سفیدچهرهاند و بر مذهب امام شافعی. زبانشان پهلوی بجیلانی باز بستهاست. حقوق دیوانیش بر امان سابق پیش از ظهور دولت مغول کمابیش صد تومان این زمان بودهاست و اکنون صد و هجده هزار و پانصد دینار است و در وجه اقطاعات عساکر که آنرا ساکن اند متفرق باشد.[۶]
نخستین سفر شیخ زاهد گیلانی (کسی که شیخ صفیالدین اردبیلی مرید او بوده) به گشتاسبی آذربایجان در کرانهٔ دریای خزر بود. در آن زمان پادشاه آن دیار شیروانشاه اخستان بود و پسری داشت سیامک نام که به حکم ارغون خان (۶۸۳-۶۹۰) پادشاه مغول کشته شد.[۷]
تا زمان افشاریه، بخش جنوبی شهرستان تالش تابع حکومت کسگر بود و بخشهای میانی آن تا آستارا فرمان بر «ناو» و «طول» بود (اسپهند) و بخش شمالی آن را «گشتاسفی» یا «گشتاسبی» میخواندند و مرکز حکومتی آن «لنکران» بود.[۸]
تصرف توسط روسیه[ویرایش]
بر پایهٔ عهدنامه ترکمنچای در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ (میلادی) در زمان فتحعلی شاه قاجار، میان روسیه و ایران امضا شد تالش گشتاسبی نیز یکی از سرزمینهایی بود که از ایران جدا شد. پس از اعلام این تصمیم، اعتراضات گسترده مردمی سراسر تالش گشتاسبی را فرا گرفت. میرحسنخان، حاکم ایرانی تالش شمالی، با این عهدنامه مخالفت کرد و با درافتادن با عباسمیرزا محبوس شد و از حبس گریخت. او مدتی مقاومتی مسلحانه در جنگلهای میانکو علیه نیروهای روسی انجام داد که بینتیجه بود و در سال ۱۲۴۶ قمری به طرز مشکوکی در تهران درگذشت.[۹]
روسها پیش از این تاریخ در زمان یکی از جنگهای خود با ایران، پس از تسخیر موقت تالش گشتاسبی، برای تثبیت خود در منطقه، ضمن احداث استحکامات در سراسر منطقه، به کوچاندن اجباری تاتارها (ترک زبانان اَرّان)، گرجیها و ارمنیها به تالش گشتاسبی دست زدند که با مرگ پتر در ژانویه ۱۷۲۵/۱۱۳۷ ق. این سیاست آنها تا اندازهای معوق ماند.[۱۰]
با ایستادگی تالشان در برابر مهاجران ناخوانده و حمایت روسها از مهاجران، درگیری معمولاً به سود مهاجران پایان مییافت.[۱۱]
روسها همچنین به صورت گستردهای دست به ویرانسازی آثار و ابنیهٔ تالش زدند. به ویژه مسجدها، از جمله مسجد کربلایی خداویردی و ساختمانهای حکومتی ایران مانند دیوانخانهٔ میرمصطفیخان مورد تخریب قرار گرفت.[۱۲]
روسها به زور وارد خانهٔ روحانیان و مردم تالش میشدند و آنها را به استهزاء میگرفتند و به داراییهایشان دستاندازی میکردند. این فشارها باعث کوچ شمار زیادی از تالشان شمالی به تالش جنوبی در ایران شد. گروهی در منطقهٔ تالشدولاب و سه هزار خانوار که از منطقهٔ لنکران کوچیدهبودند در نواحی ویلکیج و نمین ساکن شدند.[۱۳]
قطع درختان تالش گشتاسبی و انتقال چوبها به شیروان و روسیه، دست گذاشتن بر زنبورداری تالشان و وصول مالیاتهای سنگین و بیگاری کشیدن از تالشان از دیگر اقدامات روسها در منطقه بود.[۱۴]
در دوران معاصر تالشها در سال ۱۹۹۳ میلادی در منطقهٔ خود در جمهوری آذربایجان جمهوری خودگردان تالش را تشکیل دادند که پس از مدتی ملغی شد.[۱۵]
جستارهای وابسته[ویرایش]
پانویس[ویرایش]
- ↑ حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (تألیف در ۷۴۰ق/۱۳۳۹م).
- ↑ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
- ↑ مقاله زبان آذری در: آفتاب، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
- ↑ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، سرواژةٔ زبان آذری. بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
- ↑ The Talysh people، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژةٔ گشتاسفی.
- ↑ لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ زاهد گیلانی.
- ↑ ایرانیان خارج از کشور، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
- ↑ احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۵.
- ↑ احمدی، حسین، تالشان، ص۸۸.
- ↑ احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۵.
- ↑ احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۷.
- ↑ همان.
- ↑ احمدی، حسین، تالشان، ص۱۶۸.
- ↑ بیبیسی، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
منابع[ویرایش]
- احمدی، حسین، تالشان (از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس)، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، تهران ۱۳۸۰.
- حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب، به کوشش گ. لسترنج، لیدن، ۳۳۱ق/۹۱۳م؛ سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، وزارت کشور، تهران، ۳۷۴ش؛
|
||||||||||||||||||||
مطالعهٔ بیشتر[ویرایش]
|
|||||