فرهنگ آندرونوو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۵۵°۵۳′ شمالی ۵۵°۴۲′ شرقی / ۵۵.۸۸۳° شمالی ۵۵.۷۰۰° شرقی / 55.883; 55.700

گسترهٔ فرهنگ آندرونوو، فرهنگ سینتاشتا-پترفوکا با رنگ سرخ نمایش داده شده‌است. رنگ صورتی نشان‌دهندهٔ کهن‌ترین اثرهای به دست آمده از وجود گردونه‌های اسبی‌است. فرهنگ‌های همسایه هم به رنگ سبز نمایان‌اند.

فرهنگ آندرونوو(به روسی: Андроновская культура) مجموعه‌ای از فرهنگی‌های بومی همانند مربوط به عصر برنز بود که از پیرامون ۲۳۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد در منطقهٔ غربی استپ‌های آسیایی و باختر سیبری وجود داشت. این فرهنگ نام خود را وام‌دار روستایی به نام آندرونوواست که در ۱۹۱۴ میلادی در آن گورهایی -با اسکلت‌های خمیده خاک‌شده که به همراه سفال‌هایی به خاک سپرده شده‌بودند- یافت‌شد. بدین فرهنگ سینتاشتا-پتروفکا هم می‌گویند.

فرهنگ آندرونوو چهار خرده‌فرهنگ وابستهٔ برجسته داشته‌است که به سوی جنوب و خاور گسترده‌شده‌بودند:

  • سین‌تاشتا-پتروفکا-آرکائیم در جنوب کوه‌های اورال و شمال قزاقستان کنونی، این فرهنگ میان سال‌های ۲۲۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد برپا بوده‌است و دربرگیرندهٔ بخش‌های زیراست:
  • آلاکول که میان سال‌های ۲۱۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد میان آمودریا و سیردریا در صحرای قزلقوم برجای بوده‌است؛
  • فدروو در جنوب سیبری و مربوط به ۱۵۰۰-۱۳۰۰ پیش از میلاد؛ در آن شواهدی بر سوزاندن مردگان و نیز نیایش آتش به دست آمده‌است.

احتمال داده می‌شود که دورهٔ فرهنگ آندرونوو زمان شکل گرفتن اسطوره‌های نخستین آریایی باشد.

قلمرو و ویژگی‌ها

به دلیل گستردگی فرهنگ آندرونوو مرزبندی دقیقی برای آن دشواراست. این فرهنگ در باختر با فرهنگ اسروبنا در منطقه ولگا برخورد داشته‌است و در خاور با فرهنگ آفاناسوو کهنتر اشتراکاتی دارد. همچنین در جنوب سکونت‌گاه‌هایی به صورت پراکنده –مانند کوپت‌داغ در ترکمنستان کنونی، پامیر و تیان شان- بدین فرهنگ وابسته‌اند. حدود شمالی این فرهنگ به درستی مربوط نیست و به احتمال تا محدودهٔ پوشش گیاهی تایگا امتداد داشته‌است.

نمونه‌ای از سفال‌های یافت‌شده در حوزهٔ فرهنگی آندرونوو در قزاقستان کنونی و مربوط به عصر برنز

فرهنگ آندرونوو در میانهٔ هزارهٔ دوم پیش از میلاد به سوی خاور گسترش یافت و همچنین باشندگان این فرهنگ در کوه‌های آلتای به استخراج مس دست یازیدند. در آیین خاک‌سپاری نیز از چارچوب‌های چوبی یا سنگی بهره بردند. گورها از جای زندگی فاصله‌ای داشته‌است. گواهی‌هایی بر وجود آیین قربانی بر گورها به دست آمده‌است. در برخی گورها نشانه‌هایی از مرده‌سوزی و به خاک سپردن خاکستر مردگان به دست آمده‌است.

باشندگان این فرهنگ یکجانشین بودند. قرارگاه‌های آنان دربرگیرندهٔ ده تا چهل خانهٔ بزرگ می‌شده‌است که این خانه‌ها فرورفته در درون زمین بودند. درون خانه‌ها تخت خواب‌های چوبی‌ای بوده که در کنار دیوارها جای داشته‌اند. ظروف سفالی یافت‌شده گواهی‌است بر یکجانشینی ایشان چه که سفال با زندگی کوچ‌نشینی همخوانی ندارد. همچنین آتشدان‌ها و قفسه‌هایی برای نگهداری توشه داشته‌آند. آنان از جنگ‌افزار و ابزار فلزی هم بهره می‌بردند.

اقتصاد

اقتصاد این فرهنگ از راه چوپانی و با تمرکز بر روی گله‌های اسپ و گاو و در درجه‌ای کمتر گوسفند و بز و شتر فراهم می‌آمد. همچنین برمی‌آید که باشندگان فرهنگ آندرونوو کشاورزی هم می‌کرده‌اند. آنان در گستره‌ای محدود ارزن و گندم می‌کاشته‌اند.

تبار

این فرهنگ مربوط به هندوایرانیان بوده‌است. در پیرامون دو هزار پیش از میلاد این مردمان به اختراع گردونه‌ها دست زده‌اند. در سینتاشتا در کنار دیگر پیشکش‌های در گور نهاده اثر گردونه‌هایی هم به چشم می‌خورد. بازمانده‌هایی از چرخ و نیز پیکر اسپان در این گورها به دست آمده‌است. پنداشته می‌شود که زبان مردمان اینجا نیاهندوایرانی بوده‌باشد. البته پژوهشگران احتمال‌های دیگری هم دربارهٔ زبان این مردمان می‌دهند، برای نمونه زبان آنها زبانی هم‌خانواده با زبان عیلامی بوده‌باشد که در زمانی نزدیک به این فرهنگ در خوزستان کنونی بدان سخن رانده‌می‌شد.

بررسی دی‌ان‌ای بازماندهٔ پیکر مردان یافت شده در حوزهٔ این فرهنگ نشان از این دارد که کمتر از ۶۰ درصد باشندگان این فرهنگ چشمان و موی روشن داشته‌اند و خاستگاه ۹۰ درصدشان اوراسیای باختری بوده‌است.

جانشینان

در آینده میان سال‌های ۱۵۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد در جنوب سیبری و در قزاقستان کنونی فرهنگ قراسوق جانشین فرهنگ آندرونوو شد. تبار باشندگان این فرهنگ محل اختلاف است و حتی برخی چنین فرضی را پیش نهاده‌اند که آنها هندواروپایی نیز نبوده‌اند. در باختر فرهنگ اسروبنا به همراه برداشت‌هایی از فرهنگ آباشه‌وو جایگزین آندرونوو گردید. در نوشته‌های آشوری پیرامون سدهٔ نهم پیش از زایش از کیمری‌ها یاد شده‌است. می‌نماید که مردمان ایرانی در روزگاری نزدیک به این زمان از قفقاز گذر کرده و پای به آناتولی نهاده‌باشند. همچنین تیره‌هایی همچون تراسی‌ها نیز با حرکت به سوی غرب به اروپا گام نهاده‌باشند که از نوشته‌های هرودوت و استرابون هم چنین برمی‌آید.

منابع

  • مری بویس، آیین زرتشت، کهن‌روزگار و قدرت ماندگارش، ترجمهٔ ابوالحسن تهامی، انتشارات نگاه، ISBN ۹۶۴-۳۱۵-۳۸۹-۴
  • مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، نشر آگه، ISBN ۹۶۴-۳۲۹-۰۰۹-۳

جستارهای وابسته