کالبدشناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Vesalius 164frc.png
کالبدشناسی یک زن حامله اثر میر محمد ارزانی بن میر حاجی مقیم
کالبدشناسی اسب حدود یک قرن پس از دوران طلایی اسلام. سده ۱۵ (میلادی). این تصویر یک سند مصری است که در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می‌گردد.

کالبدشناسی[۱] یا تشریح یا آناتومی (به انگلیسی: Anatomy)، شاخه‌ای از علوم زیستی است که به بررسی ساختار و شیوهٔ کار تن و بدن جانداران می‌پردازد. زیر شاخه‌های آن کالبدشناسی جانوری و کالبدشناسی گیاهی می‌باشد. یک تعریف تقریباً کامل برای کالبدشناسی، شناسایی قسمت‌های مختلف بدن و ارتباط ساختمانی آن‌ها با همدیگر می‌باشد.

بجز کالبدشناسی می‌توان از کلمه تشریح نیز به عنوان یک معادل دیگر واژهٔ آناتومی نام برد.[۱] در بعضی از سطوح اصطلاح آناتومی یا تشریح اشاره دارد به جنین‌شناسی (به انگلیسی: Embryology) و گونه‌شناسی که خود جزئی از زیست تکاملی است. علم تشریح جزء مهم و ضروری ای از علوم پایهٔ پزشکی و دامپزشکی است. تشریح خود دارای دو جزء ماکروسکوپی (به انگلیسی: Gross Anatomy) و میکروسکوپی یا بافت‌شناسی (به انگلیسی: Histology) است که تشریح ماکروسکوپی تحت عنوان کالبدشناسی است و همان‌طور که از نامش بر می‌آید به تشریح بدن انسان و سایر جانداران در سطح ماکرو به معنی بزرگ می‌پردازد. تشریح میکروسکوپی به تشریح بدن انسان و سایر موجودات در سطح میکرو به معنی کوچک می‌پردازد و در علم پزشکی تحت عنوان بافت‌شناسی شناخته می‌شود. تاریخچه آناتومی به لحاظ پستی و بلندی‌های شناخت ارگان‌های مختلف بدن (از جهت مخالفت مردم با تشریح) از سایر علوم متمایز می‌شود. همچنین روند پیشرفت این علم از گذشته که با پاره‌پاره کردن اجساد همراه بود امروزه به‌طور چشمگیری با کمک ابزارهای رادیو لوژی و MRI، ultra sound و… تغییر کرده‌است.[۲] از شاخه‌های بزرگ کالبدشناسی، کالبدشناسی سنجشی و کالبدشناسی انسان است. کالبدشناسی انسان، از دانش‌های پایه‌ای پزشکی می‌باشد.

انواع کالبدشناسی[ویرایش]

تقسیم‌بندی‌های مختلفی برای کالبدشناسی وجود دارد که هر یک از دیدگاه خاصی ارائه می‌شود. بطور مثال، می‌توان به انواع کالبدشناسی از نظر نوع دید اشاره کرد. در این تقسیم‌بندی که به دو بخش کالبدشناسی ماکروسکوپی (آناتومی گروس) و آناتومی میکروسکوپی قابل ارائه‌است، منظور اصلی در کاربرد یا عدم استفاده از وسایل کمکی در تشریح می‌باشد. کالبدشناسی میکروسکوپی را می‌توان به دو زیر شاخهٔ بافت‌شناسی و جنین شناسی تقسیم نمود.

در تقسیم‌بندی مرسوم در آموزش پزشکی، آناتومی به سه زیر شاخه گروس آناتومی (به انگلیسی: Gross Anatomy) با محوریت جسد یا لاشه و ساختارهای قابل مشاهده با چشم، بافت‌شناسی (به انگلیسی: Histology) با محوریت مقاطع تثبیت‌شده بافتی و جنین‌شناسی (به انگلیسی: Embryology) با محوریت نحوه تشکیل اندام‌ها و جنین و رویان تقسیم‌بندی می‌شود.

نوع دیگری از تقسیم‌بندی کالبدشناسی بر اساس عناصر تشریحی می‌باشد که به زبان ساده، عناصر تشریحی را می‌توان شامل استخوان، مفصل، ماهیچه (عضله)، و احشا در نظر گرفت. بدین ترتیب کالبدشناسی به چهار بخش استخوان شناسی، مفصل شناسی، ماهیچه‌شناسی و احشاشناسی تقسیم می‌شود. مراد از احشا اعصاب مرکزی مغز و نخاع شوکی و اعصاب محیطی، قلب و رگ‌های خونی سرخرگ و سیاهرگ، دستگاه گوارش و دستگاه تنفس و دستگاه تناسلی-ادراری و دستگاه لنفاوی می‌باشند.[۳]

شرح ساختارهایی که مختص یک گونه از جانداران است، کالبدشناسی اختصاصی (special anatomy) نام دارد مثلا کالبدشناسی پزشکی (medical anatomy) شاخه ای از آناتومی است که در آن انسان بررسی می‌شود و کالبدشناسی دامپزشکی (veterinary anatomy) شاخه ای از آناتومی است که در آن گروه‌های مختلف حیوانات بررسی می‌شود .

جهات کالبدشناختی[ویرایش]

آن قسمت‌هایی از بدن یا اعضاء که نسبت به اعضای دیگر در جلو قرار گرفته باشند اصطلاحاً می‌گویند آن عضو در سطح پیشین (قدامی، جلویی، Anterior) است و آن اعضاء و قسمتهایی از بدن که نسبت به قسمتهای دیگر در عقب قرار گرفته باشد در سطح پسین (خلفی یا عقبی، posterior) است.

هر عضو یا قسمتی که نسبت به قسمت دیگر در سمت بالاتر قرار گیرد اصطلاحاً گویند در قسمت بالایی یا فوقانی (superior) قرار دارد مثل سر نسبت به شانه و بر عکس آن هر عضو یا قسمتی که نسبت به قسمت دیگر در سمت پائین‌تر قرار گیرد اصطلاحاً در قسمت پایینی یا تحتانی (inferior) قرار دارد.

خط میانی (Midline) خطی فرضی می‌باشد که از میان بدن می‌گذرد و آن را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند. هر عضو که به خط فرضی نزدیک تر باشد درونی یا داخلی (medial) و اگر از خط دورتر باشد جانبی یا بیرونی یا خارجی (lateral) است. یا هر عضوی که نسبت به عضو دیگر در قسمت داخل قرار گرفته باشد درونی است. مثل قلب نسبت به دست چپ.

اگر دو عضو با هم سنجیده شود باید از لفظ بالایی و پایینی استفاده کرد، ولی اگر قسمت‌هایی از یک عضو با هم سنجیده شود باید از لفظ نزدینه با ابتدای عضو (proximal) و دورینه یا انتهای عضو (distal) استفاده کرد.

پانویس‌ها و منابع[ویرایش]