سید محمود طالقانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
«طالقانی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر استفاده‌ها، طالقانی (ابهام‌زدایی) را ببینید.
سید محمود علایی طالقانی
زادروز ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ (خورشیدی)
گلیرد، طالقان، ایران
درگذشت ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ (خورشیدی)
تهران، ایران
آرامگاه بهشت زهرای تهران
پیشه از بنیادگذاران نهضت آزادی ایران
عضو جبهه ملی ایران
عضو مجلس خبرگان قانون اساسی
رییس شورای انقلاب
روحانی شیعه
زندانی سیاسی
سیاست‌مدار ملی‌گرا
امام جمعه تهران
لقب آیت‌الله طالقانی
مذهب اسلام، شیعه
همسر بتول اعلایی (درگذشته سال ۱۳۸۶ در سن ۸۳ سالگی)[۱]
فرزندان

بدری طالقانی
وحیده طالقانی
اعظم طالقانی
حسین طالقانی
مجتبی طالقانی
طاهره طالقانی

مهدی طالقانی[۲]
نخستین نماز جمعه به امامت طالقانی در ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ چند روز پیش از مرگ وی. دیگر شرکت کنندگان: ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، صادق قطب‌زاده، احمد صدر حاج سید جوادی
طالقانی برسر مزار دکتر محمد مصدق
انقلاب ۱۳۵۷
Mass denmonstration.jpg
راهپیمایی عاشورای ۱۳۵۷، چهارراه کالج، تهران

چهره‌های اصلی انقلاب

احزاب و جریان‌ها

نهادهای انقلابی

رویدادهای مرتبط

مکاتب انقلاب


سید محمود علائی معروف به آیت‌الله طالقانی (۱۳ اسفند ۱۲۸۹ - ۱۹ شهریور ۱۳۵۸) روحانی شیعه ایرانی، فعال سیاسی و اجتماعی، از فعالان نهضت ملی شدن نفت و نهضت مقاومت ملی، از بنیادگذاران جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب ۵۷ بود. او به پدر و ابوذر زمان معروف بود.

زندگی[ویرایش]

وی در ۱۳ اسفند ۱۲۸۹ خورشیدی (برابر با روز یکشنبه ۴ ربیع‌الاول ۱۳۲۹ قمری) در خانواده‌ای اهل علم و دارای روحیات انقلابی در روستای گلیرد طالقان دیده به جهان گشود. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی نخستین استاد وی بود. در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج کرد.[۳]

تحصیلات[ویرایش]

تحصیلات ابتدایی را نزد پدر آغاز کرد و پس از آن در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد. در سال ۱۳۱۷ پس از گذران تحصیلات در مدرسه فیضیه و رضویه قم از عبدالکریم حائری یزدی اجازه‌نامه اجتهاد دریافت و در سال ۱۳۱۸ برای تدریس در مدرسه سپهسالار راهی تهران شد.[۴]

فعالیت سیاسی[ویرایش]

طالقانی یکی از مخالفان فعال حکومت پهلوی بود و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف به مخالفت با روندهای جاری در حکومت دودمان پهلوی پرداخت و چندین بار در پی دستگیری روانه زندان شد.[۵] طالقانی از طرفداران دکتر مصدق و از اعضای جبهه ملی بود و در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد به فعالیت در نهضت مقاومت ملی پرداخت او در سال ۱۳۳۹ جزء هیات موسس جبهه ملی دوم بود و در کنگره ۱۳۴۱ جبهه ملی از سوی شرکت کنندگان در کنگره به عضویت در شورای مرکزی انتخاب شد. طالقانی سخنرانی افتتاحیه کنگره جبهه ملی ایران را انجام داد. او همچنین در سال ۱۳۴۰ به اتفاق مهندس بازرگان و دکتر سحابی نهضت آزادی ایران را بنا نهاد و تا پایان عمر عضو این مجموعه بود.

او در دوره‌های مختلف و شرایط گوناگون نظیر رویداد کشف حجاب و نهضت ملی شدن نفت، نهضت مقاومت ملی، کودتای ۲۸ مرداد، وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به مخالفت آشکار با رویکردهای جاری حکومت پهلوی پرداخت و همچنین بارها به دلایل مختلف نظیر پناه دادن سید مجتبی نواب صفوی که در آن زمان فراری محسوب می‌شد یا ارائه آموزش‌های مذهبی و مبارزاتی و انتشار اعلامیه‌های اعتراضی در سال ۱۳۵۰ به مدت حدود یک ماه در خانه خود تحت بازداشت خانگی قرار گرفت و پس از آن نیز به زابل و بافت تبعید و زندانی شد.[۶]

وی پس از پیروزی انقلاب ایران در بهمن ۱۳۵۷ سمت‌های مختلفی را بر عهده گرفت. نخست، پس از ترور مرتضی مطهری، ریاست شورای انقلاب اسلامی را عهده دار شد و پس از آن، با رای مردم تهران در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان نماینده این شهر راهی مجلس خبرگان قانون اساسی شد و در مرداد همان سال از سوی روح‌الله خمینی به عنوان امام جمعه تهران منصوب شد و تا قبل از مرگ ۵ نماز جمعه را برگزار کرد.[۷]

طالقانی یکی از افرادی بود که از نزدیک شاهد غائله كردستان بود و در حل کردن ماجراهای کردها از افراد پیشرو بود.

دیدگاه‌ها و عقاید[ویرایش]

حجاب[ویرایش]

وی پس از انقلاب از مخالفان اعمال پوشش و حجاب اجباری برای زنان بود و استفاده از آن را اختیاری عنوان می‌کرد.[۸] وی در مصاحبه‌ای که در کیهان ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ منتشر شد نظر خود را چنین شرح داد:

اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت‌الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند راهنمایی اش می‌کند که شما این جور باشید به این سبک باشید.[۹][۱۰]

مصاحبه با آیت‌الله طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

ولایت فقیه[ویرایش]

وی در مصاحبه با روزنامه اطلاعات در مورخ ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ گفته است: خصوصیت انقلاب اسلامی اینست که ما رهبران مذهبی هیچ داعیه حکومت برای خودمان نداریم و نمی‌خواهیم حاکم باشیم. انقلابی است که از همه مردم شروع شده و برای همه است و هیچ حزب و جمعیت و فردی حق این را ندارد که در این انقلاب سهم بیشتری را برای خود قائل باشد و از این جهت حکومت را در انحصار خودش دربیاورد. در جلد نخست کتاب «خاطرات» حسینعلی منتظری وی از جمله مخالفان گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی شمرده شده است.[۱۱]

دموکراسی[ویرایش]

موضوع دیگری که طالقانی در کنار حاکمیت مردم و نقش اساسی آن در تعیین سرنوشت خود مطرح می‌کند، که بدون آن حاکمیت مردم و دموکراسی معنا پیدا نمی‌کند و تحقق نمی‌پذیرد؛ مسئله آزادی است؛ که به گفته ایشان چیزی برای بشر مطلوب‌تر از آزادی نیست:

برای بشر چیزی مطلوب‌تر از آزادی نیست و این آزادی جز در حدود و حقوق دیگران نباید محدود شود. با نظر به این حقیقت و واقعیت انکارناپذیر، سلب آزادی بشر در هر شأنی از شئون حیات چنان ظلمی است که نمی‌توان آن را نادیده و سهل گرفت. خواه سلب آزادی دیگران از جانب طبقه‌ای باشد یا دولتی. در میدان عمل و اندیشه آزاد است که استعدادها و ذوق‌های بشری که با ارزش‌ترین سرمایه‌های طبیعی است ظاهر می‌شود؛ آزادی در سرلوحه حقوق‌بشر ازسوی نظام خلقت و دعوت پیمبران و اعلامیه حقوق‌بشر قرار گرفته و با هیچ توجیه و بیانی حق آزادی در عمل و کار را در حدود قانون و حقوق دیگران نباید سلب کرد.

انقلاب[ویرایش]

حسینعلی منتظری در دیگر بخش خاطرات خود از طالقانی می‌گوید:

اوایل سال ۱۳۵۶ با آسید محمود هم سلولی بودم، یک شب بیوقفه سیگار می‌کشید و راه می‌رفت، نیمه شب بهش گفتم: خفه شدیم از دود چرا نمی‌خوابی؟ ایشان گفت: مگر نمی‌بینی؟ مگر نمی‌شنوی؟ گفتم: "چی رو؟ گفت: صدای مردمو! انقلابو! پیروز میشن!، من گفتم: خب بشن چه بهتر، ایشان در جواب گفت: چرا متوجه نیستی! شاه می‌رود، مردم به ما مراجعه می‌کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را هم که دارند از کف می‌دهند این مردم بینوا

استبداد دینی[ویرایش]

هر که در کارهای خودش استبداد کند هلاک می‌شود. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که آنچه می اندیشد مطابق واقع است. وگویی همین امروز است که او فریاد بر می آورد از استبداد و خودکامگی که به نام دین بر مردم تحمیل می شود. آنان که لباس دین می پوشند و فریاد واسلاما می دهند. از دین بسیار می گویند و کم عمل می کنند. اینها همانها هستند که دروغ می گویند, فریب می دهند. اما آنان لجوجترین و کینه ورزترین هستند نسبت به خلق که وقتی سوار بر کار شدند, دیگر به هیچ چیز رحم نمی کنند. زنجیرهایی را که به نام دین بر دست و پای مردم می بندند، آنچه از جانب خدا نیست از جانب حق نیست و به اسم خود به دست و پای مردم ببندند، مردم را از حرکت اساسی باز دارند، حق انتقاد و اعتراض به مردم ندهند.[۱۲]

مجلس[ویرایش]

طالقانی در جلسه افتتاحیه مجلس خبرگان در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ هنگامی که با کمی تاخیر وارد مجلس شد در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست.

دست بوسی[ویرایش]

در خاطرات دیگر به همراه تصویر نقل شده است: وقتی روح الله خمینی که وارد شد، همه برای دستبوسی هجوم آوردند ... آقای طالقانی در گوشه ای نشستند و به صحنه خیره شدند. حضار علت را جویا شدند، طالقانی گفت: بنده فکر میکردم برای پایان دادن به این دست بوسی ها انقلاب کردیم.[۱۳]

مرگ[ویرایش]

طالقانی در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ در گذشت. درباره درگذشت ایشان ابتدا ولادیمیر کوزیچکین (مامور سازمان اطلاعات و جاسوسی شوروی سابق کا گ ب در ایران طی سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲) مرگ وی را مشکوک خواند و سالها بعد فرزند وی مجتبی طالقانی، طی مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌های خارج از ایران، مرگ پدرش را مشکوک اعلام کرد.[۱۴]

ولادیمیر کوزیچکین نقل می‌کند: «... ملاقات با سفیر شوروی هنگام صبح صورت گرفت. پس از خاتمه ملاقات، طالقانی مانند معمول سرخوش بود؛ ولی شب هنگام پس از صرف شام ناگهان حالش به هم خورد. نگهبانان شخصی‌اش به سوی تلفن هجوم بردند تا به دکتر خبر بدهند ولی خط قطع بود. کوشیدند به او آب بخورانند ولی جریان آب هم قطع شده بود. پیرمرد شانسی نداشت. مخالفانش همه چیز را تا آخرین جزئیات حساب کرده بودند.»[۱۵]

روح‌الله خمینی در نامه‌ای که به مناسبت وفات محمود طالقانی منتشر کرد از او و پدرش چنین یاد می‌کند:[۱۶]

رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او که در رأس پرهیزگاران بود و بر روان خودش که بازوی توانای اسلام.[۱۷]

از دیدگاه دیگران[ویرایش]

  • سید علی اصغر غروی: دین را مدافع آزادی و شخص دین‌دار را آزادی خواه‌ترین انسان بشمار می‌آورد. امروز طالقانی به عنوان کسی که برای آزادی ملت و اجراء قانون و برقرای عدالت، یک عمر زجر کشیده و زندانهای سخت و شکنجه‌های کشنده را تحمل کرده، از این جهت مهم است که او از جایگاه یک رجل دین و یک روحانی، از آزادی‌های فطری، مشروع و قانونی آحاد ملت دفاع کرد، و سپهر اندیشگی خود را بر این مدار به چرخش آورد که «دین ضد هرگونه خودکامگی، استبداد و استکبار است». طالقانی حتی آخرین نمازجمعهٔ خود را، در بهشت زهرا، به مناسبت سالگرد هفده شهریور، در واقع در اظهار نگرانی از سوگ آزادی اقامه نمود، و جان تازه‌ای که در کالبد نیمه جان استبداد دمیده شده بود. وی بیمناکی خود را از ظهور یک استبداد جدید، و قطعاً خطرناک‌تر، تحت عنوان استبداد دینی، پنهان نساخت، و به صراحت و وضوح هرچه تمام‌تر، از علائم و نشانه‌هایش پرده برداشت.[۱۸]

محمد حسین دانایی، محقق تاریخ معاصر نیز در کتاب خاطرات خود به نام دو برادر، ضمن شرح احوال و افکار و آثار جلال آل احمد و شمس آل احمد، به اوضاع و احوال اهالی طالقان، از جمله اهالی روستاهای اورازان و گِلیَرد و همچنین به روابط بین خاندان آل احمد و خاندان علایی طالقانی که متعلق به روستاهای مزبور هستند، پرداخته و علاوه بر ارایه اطلاعاتی در باره جایگاه اجتماعی روحانیون و فعالیت‌های سیاسی آنان در سال‌های قبل از انقلاب، برخی از مناسبات و همکاری‌های خاص بین سید محمود طالقانی با جلال آل احمد را شرح داده است.[۱۹]

  • محمود دولت‌آبادی: «طالقانی در ردیف افرادی است که در تاریخ ما قربانی شفقت خود شدند»، می‌گوید: «من با همه آقایان روحانی و غیرروحانی سلام و علیک داشتم ولی آقای طالقانی را دوست داشتم چون احساسی که به من منتقل کرده بود احساس بی‌طرفی بود و اینکه همه مردم ایران را در برابر پدیده‌ای می‌دید که فکر می‌کرد به ضرر همه است و آن هم دیکتاتوری و جهل بود.»[۲۰]
مدفن طالقانی در بهشت زهرا

آثار[ویرایش]

  • مناره‌ای در كویر
  • پرتوی از قرآن
  • حاشیه بر تنبیه الامه و تنزیه المله
  • اسلام و مالكیت
  • به سوی خدا می رویم
  • پرتوی از نهج البلاغه
  • آینده بشریت از نظر مکتب ما
  • آزادی و استبداد
  • درس وحدت

سالشمار زندگی[ویرایش]

۱۲۸۹ (۱۳ اسفند): تولد در روستای گلیرد، طالقان

۱۲۹۴: ورود به مکتبخانه روستای گلیرد

۱۲۹۸: هجرت به تهران و سکونت در محلهٔ قنات آباد

۱۳۰۰: تحصیل در مدرسه رضویه و مدرسه فیضیه قم

۱۳۱۰: فوت پدر

۱۳۱۰: هجرت به نجف اشرف و ادامهٔ تحصیل نزد علمای بزرگ نجف

۱۳۱۶: کسب درجهٔ اجتهاد از آیت‌الله اصفهانی و عبدالکریم حائری یزدی در قم

۱۳۱۶: اقامت در تهران، آغاز تدریس در مدرسهٔ سپهسالار (شهیدمرتضی مطهری) و ازدواج در همین سال

۱۳۱۸: آغاز مبارزه علیه حکومت طاغوت، دستگیری و حبس به مدت شش ماه

۱۳۲۰: تشکیل کانون اسلام، انتشار مجلهٔ دانش‌آموز، همکاری با گروه‌های مبارز

۱۳۲۷: آغاز فعالیت در مسجد هدایت (پایگاه مبارزان) و امام جماعت شدن در آن مسجد

۱۳۳۰: فعالیت در نهضت ملی شدن نفت و همکاری و حمایت از گروه‌های مختلف مبارز مثل «جبههٔ ملی» ۱۳۳۴: پیوستن به نهضت مقاومت ملی

۱۳۳۸: مسافرت به مصر بهمراهی آیت‌الله حاج میرزا خلیل کمره‌ای به نمایندگی از طرف آیت‌الله بروجردی و رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت که شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر بود، شرکت در کنگرهٔ اسلامی دارالتقریب قاهره

۱۳۳۹: هیأت موسس و عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی دوم

۱۳۴۰: سفر به بیت‌المقدس به منظور شرکت در برنامهٔ مؤتر الاسلامی، آشنا شدن با مشکلات و رنج‌های مردم آواره و ستمدیده فلسطین

۱۳۴۰: تأسیس نهضت آزادی به همراه مهندس بازرگان و دکتر سحابی و … انتخاب توسط نمایندگان کنگره جبهه ملی جهت شورای مرکزی جبهه ملی ایران

۱۳۴۱: (۳ بهمن) بازداشت توسط مأموران شاه در منزل

۱۳۴۲: شرکت در قیام مردمی پانزدهم خرداد، انتشار اعلامیهٔ معروف و مهیج و افشا کنندهٔ «دیکتاتور خون می‌ریزد!» دستگیری مجدد او ۱۳۴۲: محاکمه سران نهضت آزادی (مهندس بازرگان - دکتر سحابی - آیت الله طالقانی) و صدور رای محکومیت ۱۰ ساله به همراه تبعید

۱۳۴۶: (۹ آبان) آزادی از زندان

۱۳۵۰: تبعید به زابل و بافت به مدت یک سال و نیم به علت حمایت از مردم فلسطین

۱۳۵۴: (اسفند) فتوای نجاست مجاهدین مارکسیست شده در زندان به همراه چند روحانی زندانی دیگر[۲۱]

۱۳۵۷: (۸ آبان) آزادی از زندان قصر

۱۳۵۷؛ سازماندهی و راه‌اندازی راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورا، عضویت در شورای انقلاب

۱۳۵۸: (فروردین) خروج موقت از تهران در پی بازداشت فرزندش مجتبی[۲۲]

۱۳۵۸: نخستین روحانی ای بود که مخاطب خود را جوانان و روشنفکران قرار داد و باب گفت و گو با آنان را گشود

۱۳۵۸: تنها روحانی ای بود که پس از انقلاب در مجالس رسمی، از شریعتی، مصدق و دیگر روشنفکران دفاع کرد

۱۳۵۸: (۵ مرداد) منصوب شدن به عنوان اولین امام جمعه تهران از طرف خمینی و خواندن اولین نماز جمعه در دانشگاه تهران

۱۳۵۸: (۱۶ مرداد) انتخاب شدن به عنوان نمایندهٔ مجلس خبرگان از سوی مردم تهران

۱۳۵۸: (۱۹ شهریور) درگذشت

نگارخانه[ویرایش]


کابینهٔ موقت شورای انقلاب
رؤسا
ر. رئیس نوبت ریاست ر. رئیس نوبت ریاست
۱ مطهری اولین رئیس ۳ بهشتی سومین رئیس
۲ طالقانی دومین رئیس ۴ بنی‌صدر چهارمین رئیس
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ باهنر آموزش‌وپرورش ۱۰ قزوینی راه وترابری
۲ قندی ارتباطات ۱۱ احمدزاده صنایع ومعاون
۳ نمازی اقتصاد ۱۲ حبیبی علوم
۴ بنی‌صدرقطب‌زاده امورخارجه ۱۳ میناچی ارشاد
۵ صدر بازرگانی ۱۴ فروهر کار
۶ سامی بهداشت ۱۵ هاشمی کشور
۷ شیبانی کشاورزی ۱۶ کتیرایی مسکن
۸ مهدوی کنی دادگستری ۱۷ معین‌فر نفت
۹ خامنه‌ای دفاع ۱۸ تاج نیرو


جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «همسر آیت‌الله طالقانی درگذشت». رادیو زمانه. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  2. «خاطرات منتشر نشده مرحومه بتول علائی فرد همسر آیت‌الله طالقانی». انتشارات شاهد. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. Icons-mini-file acrobat.gif
  3. درباره طالقانی
  4. سالنامه کشور ایران، محمدرضا میرزازمانی، ۱۳۲۹
  5. «به مناسبت سالگرد آیت‌الله طالقانی؛ مبارزی نستوه و جهادگری خستگی ناپذیر». حیات. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  6. «زندگینامه:آیت‌الله سید محمود طالقانی(۱۲۸۹-۱۳۵۸)». همشهری آن لاین. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  7. «آیت‌الله سید محمود طالقانی (۱۲۸۹-۱۳۵۸)». آفتاب. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  8. «آیت‌الله خمینی و آیت‌الله طالقانی حجاب را اختباری بیان کردند». خبرنامه گویا. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  9. صمدبیگی، بهروز. «حجاب چگونه در ایران اجباری شد». روزآنلاین. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}. 
  10. «همه چیز درباره حجاب اجباری». حیات برتر. بازبینی‌شده در {{جا:تاریخ}}. 
  11. خاطرات آیت‌الله منتظری، ج 1 ص ۴۵۶ "در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، من و آقای بهشتی و ربانی شیرازی و حسن آیت اصرار داشتیم. البته بعضی‌ها هم مثل طالقانی و بنی صدر مخالف بودند."
  12. آیت الله طالقانی؛ بیمناک از استبداد دینی و نویددهنده آزادی و مردم‌سالاری
  13. مرکز جوامع مجازی
  14. مرگ مشکوک آیت‌الله طالقانی در وبگاه نامه نیوز
  15. http://tarikhirani.ir/fa/news/30/bodyView/3540/آیا.درگذشت.آیت‌الله.طالقانی.مشکوک.بود؟.html
  16. «به مناسبت سالگرد آیت‌الله طالقانی؛ مبارزی نستوه و جهادگری خستگی ناپذیر». کتابخانه اینترنتی تبیان. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  17. «زندگی و آرای آیت‌الله سید محمود طالقانی». حیات. بازبینی‌شده در ۹ سپتامبر ۲۰۰۸. 
  18. «طالقانی اموزگار بزرگ ازادی». 
  19. دو برادر، خاطرات محمد حسین دانایی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۹۲
  20. [خاطرات دولت آبادی از آیت الله طالقانی، سایت کلمه، ۱۳۹۲]
  21. «طالقانی و مشی مسلحانه و قهرآمیز». شرق، ۱۹ شهریور ۱۳۹۰. 
  22. «طالقانی و مشی مسلحانه و قهرآمیز». شرق، ۱۹ شهریور ۱۳۹۰. 

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]