احمد مفتی‌زاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احمد مفتی زاده
Ellameh Ahmad Moftizadeh.jpg
شناسنامه
نام کامل احمد مفتی زاده
لقب مبارز
زادروز ۱۳۱۱
زادگاه سنندج، ایران
تاریخ درگذشت ۲۰ بهمن ۱۳۷۱
محل درگذشت بیمارستان آسیا, تهران، ایران
دین اسلام
مذهب تسنن
اطلاعات سیاسی
پست‌ها *رهبری اهل سنت ایران در همراهی
با انقلاب ایران[نیازمند منبع]
وبگاه رسمی http://maktabquran.org

احمد مفتی زاده، یا علامہ مفتی زاده (در مناطق کُردزبان: کاکه ئه حمدی موفتی زاده) (زادهٔ بهمن‌ماه ۱۳۱۱ در سنندج-۲۰ بهمن ۱۳۷۱ در تهران) متفکر مسلمان، اسلام‌شناس و مجتهد اهل سنت ایران بود که در کردستان فعالیت داشت. او از رهبران و شخصیت‌های مذهبی سیاسی ایران به حساب می‌آید که مدتی طولانی را در زندان‌های حکومت محمد رضا شاه پهلوی و جمهوری اسلامی سپری کرد. از بارزترین خواسته‌های او اصلاح در قانون اساسی و احیا نمودن حکومت شورایی[۱] در جوامع اسلامی و جامعه ایران بود.

شرح حال[۲][ویرایش]

احمد مفتی زاده در بهمن ماه سال ۱۳۱۱ ه. ش در خانواده‌ای معروف به خانواده مفتی‌ها در سنندج چشم به جهان گشود. وی فرزند محمود مفتی و او نیز فرزند علامه عبدالله دشه‌ای است که وی نیز اهل روستای دشه از توابع شهرستان پاوه بوده که بعدها در سنندج اقامت گزیده‌است. . مفتی زاده در مدارس سنتی آن دوره در کردستان ایران و عراق از جمله در شهرهای سنندج، مریوان، بیاره، سلیمانیه و... تحصیل نمود. وی عضو حزب دموکرات ایران بود و در سال ۱۳۴۱ ه.ش به همین دلیل روانه زندان شد.اتهامات وی در این دو مورد خلاصه می‌شد:
۱. مسؤلیت حزب دموکرات در شاخه مرکز (تهران) ۲. رابط حزب دموکرات کردستان ایران و ترکیه.
وی در طی سالهای زندان به گفته خودش موفق به تجربه حالات عرفانی خاصی می‌گردد که منشأ تغییرات اساسی فکری بعدی وی می‌گردد.

او خود در این باره چنین می‌گوید:

در آن جا یکی درس آموختم

کز آن یک جهان فهم اندوختم

شدم زان به وضع جهان آشنا

به صدها رموز نهان آشنا

بفهمیدم امراض این نسل چیست

فریبنده مردم ساده کیست[۳]
Ahmad Moftizadeh(Young).jpg

و در زندان به این نتیجه می‌رسد، که ایمان تنها راه نجات انسان و عامل رستگاری اوست و بزرگترین درد بشریت به طور عموم دور شدن از قرآن و سنت است.پس از مدتی از زندان آزاد می‌شود و فعالیت دینی خود را از سال ۱۳۴۲ ه. ش در مسجد سید مصطفی سنندج آغاز می‌کند.خود او در این باره می‌گوید:

پس از سالها شرایطی فراهم آورد که به بی محتوایی و سطحی بودن اقدامات گذشته‌ام پی بردم و از سال ۱۳۴۲ تصمیم گرفتم همان خط سبز اصلی انقلاب اسلامی را که پیامبر بزرگ، حضرت محمد (ص) ترسیم فرموده بود پیش گیرم.[۴]

پس از مرخصی از زندان در سال ۱۳۴۳ ﻫ.ش، به سنندج بازگشت و سالهای طولانی را در شرایطی سخت و در محاصره سیاسی و اقتصادی به سر برد؛ به طوری که از تهیهٔ حداقل مایحتاج خانواده و تأمین کم‌ترین خواستهٔ تنها پسر خردسالش عاجز بود. در چنین شرایطی، بی اعتنایی و مقاومتش در برابر ساواک و وعده‌هایش، شخصیت او را در جامعه موجه و قابل اعتماد ساخته بود. مدتی بعد برای معالجهٔ همسرش به تهران عزیمت کرد که بعد از چندی اقامت در تهران و پس از فوت همسر، برای همیشه به دیار خود، سنندج، مراجعت نمود. در سال۱۳۵۶ ﻫ.ش، با تأسیس مدرسهٔ قرآن - که بعدها به مکتب قرآن تغییر نام یافت - حرکت دینی را به صورتی جامع ادامه داد. با شروع انقلاب مردم ایران، به منظور هم جهت نمودن اهل سنت ایران با انقلاب و همچنین جلوگیری از ایجاد تفرقه میان صفوف مبارزات مردم، کار اصلی خود را موقتاً تعطیل کرد و تا پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ ﻫ.ش، رهبری اهل سنت را در این مبارزات به عهده گرفت. چند ماه پس از پیروزی انقلاب و عبور از این گذرگاه، از صحنهٔ سیاست حاکم بر ایران کناره گیری کرد و به کار اصلی خویش در مکتب قرآن پرداخت. در سال ۱۳۵۸ ﻫ.ش، به سبب جلوگیری از برادرکشی و همچنین اعتراض به تحمیل جنگ و خونریزی در کردستان، به کرمانشاه نقل مکان و پس از مدتی به تهران رفت. سرانجام در سال ۱۳۶۱ ﻫ.ش، در تهران از جانب حکومت وقت زندانی شد و پس از ده سال تحمل سخت‌ترین شرایط زندان، با تنی رنجور و بیمار مرخص شد که سه ماه پس از بستری شدن در بیمارستان آسیا در تهران و انجام یک عمل جراحی، در روز سه شنبه بیستم بهمن ماه سال ۱۳۷۱ ﻫ.ش، درگذشت. پیکر او پس از انتقال به زادگاهش، با تکریم و احترام، در میان حزن و اندوه هزاران نفر تشییع و به خاک سپرده شد.

جایگاه مفتی زاده در اندیشهٔ دینی[ویرایش]

مفتی زاده به لحاظ حضور در صف اول جبههٔ درگیری حق و باطل زمان خودش، و خِرد و بیانش در اشاره به حقانیت‌های نادیده انگاشته شده در باورهای دینی عامه و نوع تفکرات و تزهایش در باب مسائلی چون تحکیم نظامهای شورایی در حکومت اسلامی، کفر در برابر ایمان-نه در برابر اسلام[۵]؛ در برخورد با خشونت‌های اسلامی و کاهش در گیریها و تنش‌های تاریخی اسلام و غرب، طرح و مقایسه تسنن نبوی و تسنن اموی ، پرداختن به دیالکتیک اسلامی در تقابل با ماتریالیسم، عوامل عقب ماندگی و تفرق در بین مسلمانان و دادن الگوهای ایده‌آل در روابط بین‌المللی جوامع اسلامی، در حد توان و محدودیت‌هایش به بازسازی اندیشهٔ دینی پرداخت و او را به عنوان یکی از شاخص‌ترین متفکران اسلامی در بین دگر اندیشان و رهبران دینی قرار داده‌است.

مفتی زادهبه

نظر می‌رسد در سیر تفکرات مفتی زاده کسانی چون سید قطب، ابوالعلا مودودی و علی شریعتی تاثیراتی داشته‌اند . یکی از رویکردهای خاص و متدولوژیک مفتی زاده استفاده از زبان و ادبیات کردی در خلق شعر، برای تاثیرپذیری در آموزه‌های اخلاق دینی در بین هزاران نفر از پیروان و شاگردان خود بوده‌است . با آغاز دوران مبارزات انقلاب ایران و به طبع همسو نمودن اهل سنت ایران با انقلاب به تعبیر وی :«زود رَس» و عبور از این گذر و دوران ده سالهٔ زندان عملاً ضربه‌هایی بر پیکرهٔ مهندسی فکری وی وارد نمودند. در شناختن و پیمودن راهش شورایی به نام مدیریت مکتب قرآن از طرف مسلمانان فعالیت دارند که قسمتی از کلیات آن در باب مسائل مهم اعتقادی، فکری، اخلاقی و عملی و نیز تبین اصول کلی حرکت دینی و وظایف و موارد مربوط به هر مرحله را از منظر مفتی زاده به بحث و اجرا می‌گذارند.[۶]

بخشی از اندیشه‌ها و آراء[ویرایش]

□ نفوذ وسیطره سیاستها وآمال ضد اسلامی، حکومت اسلامی را دستخوش تحولی ارتجاعی بسیار خطرناک گردانید، واز همان روز که بجای حکومت شوری ودولت خلافت، حکومت خود کامه سلطنتی امویان قدرت را در دست گرفت، زمینه اوج گیری حکومت شوری ودولت خلافت ومنتهی شدن این اختلافها به تفر ق وچند دستگی فراهم شد و عملاً، هم دین به صورت مذهب، درآمد و هم امت واحد به فرقه‌های مذهبی، تقسیم شد.[۷]
□ هر مذهب ترکیبی است ازبعضی موازین دینی با بعضی مطالب دیگر.یعنی: امرزو یک فرد مسلمان پیرو مذاهب موجود، پیرو مجموعه‌ای است که قسمتی ازاین مجموعه، از«اسلام» است، و قسمتی دیگر ازآن، خارج ازاسلام :و هم چنین گفته‌ایم : که استنباط احکام گوناگون در هر زمان باید با تلاش واجتهاد دانشمندان ذی‌صلاح و به طریق شورائی، صورت پذیردکه در آنصورت خداوند، آنرا بعنوان حکم دینی می‌شناسد و می‌پذیرد.
□ اکنون مردم، بحکم ضرورت، بجز پیروی از مذاهب چاره‌ای ندارند و اصولاً افراد در هر حد علم و آگاهی، توانائی آن را ندارند که از اینهمه سدها و مانعهای مذاهب بگذرندو اسلام راستین را باز یابند. و تکلیف مسلمانان در عین پیروی از مذاهب تحریک و وادار کردن دانشمندان به تلاش برای بوجود آوردن«شورای اسلامی»، می‌باشد..[۸]
□ وحال که اسلام با مفهوم کامل آن در دسترس نیست، بدیهی است، هیچکدام از مذاهب موجود، بجای اسلام بحساب نمی‌آیند. بلکه شاخه هائی هستند با ترکیب از اسلام وغیرآن. و معنی اسلام شبهه و مسلمانی شبهه همین است.زیرا شبهه در مکتب ما یعنی:«موضوعی، یا مطلب یا حادثه‌ای باشدکه مطلوب وپسندیده مکتب است.اما یا ضرورت، ویا اشتباه وامثال اینها، موجب آن شود، که یک مسلمان، آنرا بجای صورت اصلی مطلوب بپذیرد.»
□... ازاین توضیح، به طور خلاصه واشاره وار، این نتیجه را هم می‌گیریم، که: تکفیر بعضی از فرقه‌های اسلامی پایبند و معتقد به اصول عقاید اسلامی ( هرچند به طور آشفته )، خلاف موازین اسلامی است، واگر مسلمانی بدون عمد، حتی توحیدش هم، آلود به انواع عقاید و طرز تفکرهای شرک آمیز باشد نه میتوایم عقیده‌اش را کفر شماریم، و نه خود اورا کافر.زیرا متوجه شدیم که : کفر(یا نفاق و شرک وامثال اینها) عدم پذیرش قلبی وآگاهانه‌است، پس از حصول شناخت و معرفت . به هیمن ترتیب، می‌توانیم این نتیجه را هم بگیریم، که : ارتکاب رفتار و عملهای خلاف موزاین اسلام راستین، اکر آگاهانه و عمدی واز روی قصور نباشد؛ ومرتکب نیز، گناهکار به حساب نمی‌آید...[۹]

□ تنها در صورتی می‌توانیم کسی راًکافر"بخوانیم که دریابیم به نسبت او، حجت، تمام شده؛ یعنی آن اندازه، به اسلام و به مکتب ونظام مقابل آن آگاهی و شناخت یافته باشد، که مجموعاً، درستی اسلام و نادرستی نظام یا مکتب مخالف آن را درک کرده باشد، وبا اینحال، آگاهانه و با سوء نیّت، و به خاطر آمال و تعلّقات و روابطی که دارد، به مقابله با اسلام برخیزد، تا اینکه نور روشنگر وبیدار کننده آنرا خاموش کند؛ و در تاریکی و جهل و ناآگاهی مردم، راه نادرست خود را ادامه دهد، اگر در شناساندن اسلام راستین به جامعه، و یا حصول شناخت خصوصی برای فرد، تردید باشد، مخالفت اشخاص با اسلام- که به علّت نشناختن اسلام راستین است- کفر، بحساب نمی‌آید.[۱۰]

گفتگوهای مفتی زاده با شاگردانش به قلم خود[ویرایش]

اولین دست خط احمد مفتی زاده از زندان، آبان 67
ملاقاتهای عمومی،68
خدا را حمد و سپاس فراوان که فرصتی کوتاه یافتم تا دعا و آرزویم را برایتان بنویسم که: سلام الله تعالی علیکم و رحمه و برکاته.

برادران عزیزم خواهران ارجمندم فرزندان دلبندم! آنچه در دل دارم از اشتیاق وآمال و مسائل، با فرصتی که پیش آمده نسبتی ندارد. چند جمله‌ای انتخاب می‌کنم آنهم اجمالی: در بلادی سخت ناسالم، از شرایط فراوان هدایت خلق، تنها به آرزویی ره یافتم. کوشش کم ارزشم مثمر ثمراتی ارجمند شد که شما عزیزانم هستید. اما همچنانکه معایب خودم عامل نرسیدن یکایک به رشد مقدور است، مشکلات بیشمار و غالباً پر فشار سالهای اخیر هم آفاتی فتنه آفرین بوده. دربارهٔ آرزو و نگرانیم برای شما و نسبت به شما، به شعر «باخه نه مامه» که کاکه امین با اشعاری دیگر برایتان آورد، مراجعه کنید. امّا مسائل پیش آمده، نگرانیم را خیلی بیش از آنکه احتمال می‌رفت، شدّت بخشید. متأسفانه فرصت ندارم هم حسرتم را و هم تذکّراتم را بنویسم. پس اکتفا کنم به اینکه: ارزش هر یک از شما به خلوص نیّت تقوی آفرینتان است؛ و به مقدار مفید بودنتان برای مردم محروم و مظلوم و سر گردان جامعه‌تان. و اگر از آن نیّت، بهره‌ای لازم داشته باشید، هرگز منافذی در ذهن و قلب خود برای ورود وسوسه‌های شیطان باز نمی‌کنید تا اختلاف آراء و نظرهایتان، به اختلاف جهات و تفرّق بینجامد. و اگر فردی، ناتمام بود و موجب شقاق، فرد دیگر که سالم تر باشد می‌فهمد که «تحمّل» و حذر از جدل مرضیّ تر است تا برخوردی که در نتیجهٔ آن، امکان خدمت به بندگان خدا کمتر گردد. در اوضاعی که اکنون شما گرفتار ودرگیر آن هستید، محبوبتر در نزد خدا تنها کسی یا کسانی است که بخاطر رضای خدا با خدمت به دین و بندگانش، تحمّل و گذشتش بیشتر باشد حتی نسبت به اشتباهات و خطاهای مسلّم دیگران؛ و برای کم ضرر شدن اشتباه‌ها و و خطاها، راه دعوت با حکمت و موعظهٔ حسنه پیماید؛ و خوشوقت و شاکر باشد از تنها کم ضرر بودن غیر برای دین و خلق؛ هر چند از او بیگانه یا حتّی نسبت به او کینه ورز باشد. چنان در اطرافم شرایط حضور نا فراهم است که نمی‌توانم جمله‌های نوشته را بازخوانم و درست دریابم چه نوشته‌ام فَأَوصیکُم وَ إِیّایَ بِتَقوی‌اللهِ وَ الحَذَرَ مِن خِداعِ الهَوی وَ الشَّیطان (وَ حاذِرِ النَّفسَ وَ الشَّیطانَ وَاعصِهِما و إِن هُما مَحَّضاکَ النُّصحَ فَاتِّهِمِ و...).

قبل از اینکه با رحمت الهی همدیگر را ببینیم، مجموعه‌ای از اشعار و نظم‌های سه چهار سال اخیر را - که تعبیرهای کوتاه‌اند از سخنان طولانی دلم با شما - برایتان فرستادم. شاید با رحمت الهی، مطرح شدن تدریجی آنها در جمع قلوب «زیغ زده»، عاملی باشد، برای رسیدن - یا برگشتنتان - به آن صفایی که شما هم مانند من آرزویش دارید، یا اگر - خدا ناکرده - هواها و القاءات دشمن دیرین قسم خورده‌مان، مجال آن اندازه را ندهد، بر کنترل احساسهای خود تا زمانی که به امید خدا همدیگر را ببینیم، تسلّط یابید. اگر تا این حدّ هم پیش نیاید، به خدایی که عیلرغم همهٔ خطاهایم در نیّتم در خدمت به بندگانش زیفی نبوده، در آخرت آن روز نهانیها رو شوند، قبل از دشمنان معلوم سابق و لاحق، به شکایت از شما در حضور خدا و شاهد اوّلمان - صلوات الله وسلامه علیه و آله - خواهم پرداخت که چنان کردید که برای دین و امّتش کم خیر گردید. وَ لاحَولَ وَ لاقوَّه إِلّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم. برادر دلسوز و دلسوخته‌تان: احمد[۱۱]

مواضع[ویرایش]

□ آقایان با این رویکردتان مدتی به اسلام ضربه می‌زنید اما بعد تشیع را چنان می‌کنید که تا قیامت قد علم نخواهد کرد.[۱۲]
□ جزء مجتهدینی بود که فتوای ارتداد و سنگسار را قبول نداشت.[۱۳]
□ طولانی‌ترین ایام را در انفرادیهای زندان اوین به مدت ۶ سال و ۳ ماه را داشته‌است.[۱۴]

نگارخانه[ویرایش]

گزیده آثار مکتوب [۱۵][ویرایش]

● کتاب درباره کردستان
● حکومت اسلامی
● دین و انسان
● فطرت و هدایت
● اهتمام به شوری
● پرورش و آموزش
● مجموعه اشعار، مقالات، نامه‌های پراکنده

گزیده آثار صوتی به زبان فارسی[۱۵][ویرایش]

● مالکیت خصوصی در رابطه با توحید
● محراب و تفسیر آیه اطیعوالله واطیعو الرسول
● انقلاب حسینی
● درباره انقلاب فرهنگی (مسجد جامع)
● اقتصاد اسلامی
● سخنرانی در وزارت امور خارجه
● پیدایش مذهب و کارگزاران تاریخ
● سئوال و جواب در مورد مسایل مهم اسلامی
● سخنرانی در باره دیالکتیک اسلامی
● درس دین و انسان(۱ تا ۶)۱۸نوارکاست
● بیش از ۳۰۰ کاست صوتی به زبانهای کردی و فارسی که شامل گنجینه‌ای نایاب در زمینه‌های تفسیر قرآن، مسائل عقیدتی، عبادات و حکمتهای آن، سیستم‌های فکری، اقتصادی و سیاسی اسلام و علوم اسلامی مانند علوم قرآنی، پرورشی و خانوادگی به یادگار مانده‌است.

گزیده آثار تصویری[۱۵][ویرایش]

● تبیین کفر و ایمان
● هنر ذوق جمال دوستی و تفاوت حرف ذهن با حرف قلب
● مراسم مولودی وسخنرانی: نفی امتیازات و منع هرگونه لقب و امتیازی برای خود
● بحث وطن دوستی و دلایل منع کار سیاسی
● عوامل شخصیت سازو قدرت اراده و شرح تحول شخصیتی
● بحث خوف و امید و ارزیابی پیشرفتهای امروز
● تفسیر آیه ۷۱سوره احزاب و بیان سه عامل برای توشتن اشعار در زندان
● تدریس شعر "کریوهٔ هه واً و شعر عربی دارالهوی
● پیام بعد از مرخص شدن

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «سخنرانی در وزارت امور خارجه». 
  2. «زندگینامه». مدیریت شورای مکتب قرآن. 
  3. در مجموعه نامه‌ها شخصی بدان اشاره شده‌است.
  4. «کتاب درباره کردستان». 
  5. «تبین کفر و ایمان». نظرات مفتی زاده- رحمه الله علیه- مستمد از قرآن و سنت در جواب یک سوال کننده در مورد کفر و مواضع انسان مسلمان نسبت آن.. 
  6. خمینی ایشان را تهدیدی علیه انقلاب و رهبری قلمداد می‌کرد. به علاوه او بدلیل برخی از دیدگاه‌هایش مورد انتقاد تعدادی از روحانیون اهل سنت نیز بوده‌است؛ مفتی زاده دیدگاهی انتقادی نسبت به معاویه در تاریخ صدر اسلام داشت.
  7. «کتابچه دین و انسان». مدیریت مکتب قرآن. 
  8. «کتابچه دین و انسان». پاورقی موضوع دین و انسان. 
  9. درباره کردستان ص ۱۱۷،۱۱۶
  10. کردستان ص ۱۲۴بند ۲
  11. «نامه ها». اولین نامه‌ای که خطاب به شاگردانش در تاریخ ۵/۸/۶۷ در زندان نوشته است. 
  12. [http://www.ciw8.ir/eBook/PDF/R00133.pdf «نامه مفتی زاده خطاب به امام خمینی: "اخیراً پیش نویس قانون اساسی انتشار یافته و در ماده ۱۳ آن مانند قانون تفرقه انداز گذشته فقط مذهب جعفری به رسمیت شناخته شده‌است . مفاد این جمله با این که حکومت ایران اسلامی است نه مذهبی سازگار نیست . اکنون در این مرحله حساس تاریخ ساز، ما نه تنها در برابر امروز و ایران بلکه در برابر عالم اسلام و بشریت و تاریخ آینده مسئولیت داریم.من مشکلات امام را درک می‌کنم . می‌دانم که گروهی خواستار امتیازدادن به مذهب جعفری هستند و استدلال می‌کنند که اکثریت مسلمانان ایران جعفری مذهب می‌باشند . یا این که می‌گویند روحانیون اهل تشیع در راه اسلام و علیه طاغوت جان فشانی کردند، اما گروهی به نام علمای اهل سنت در همان سالها ثناخوان رژیم بودند و امثال این استدلالها؛ اما امام باید این برادران را متوجه سازد که:اولاً جهاد عبارت است از ایثار و گذشتن از خود، نه گرفتن آفرین و امتیاز .ثانیاً اسلام نامی است خدایی و تشیع و تسنن اسمایی است که خود ساخته‌ایم و اگر افتخاری باشد در نام خدایی است نه در تشیع و تسنن .ثالثاً استقرار نظام شاهنشاهی، اموی و اخلاف آن با گرفتن قدرت شورا و جمع کردن نیروی حکومت و دولت در سلطنت، موجب تفرق امت واحد گردید و این تفرق قرنها مسلمانان را به جان هم انداخت و برادران را با دست برادران چه در ایران عهد ” صفویه ” و چه در عهد ستمگران دیگر، در ایران و نقاط دیگر قتل‌عام کرد و اکنون نوبت آن است که مسیر انحرافی تاریخ را تصحیح کنیم و از تفرق خصومت آور به سوی وحدت و برادری اسلامی بازگردیم و این خود بزرگترین ” ماصدق ” وحدت کلمه‌است که رمز پیروزی بوده و امام همیشه بر آن تکیه می‌کند .رابعاً نیروهای اهریمنی شکست خورده استعمار، چه داخلی و چه خارجی، همیشه در پی یافتن حربه‌های تفرقه و ایجاد آشوبند تا بر انقلاب ما چیره شوند و سلطه خود را باز یابند و این امتیاز مذهبی در واقع امتیازی است بسیار خطرناک که به دست این نیروها داده می‌شود و برای مسلمانان چه شیعه و چه سنی کمترین مزیت عملی در بر ندارد .خامساً اگر در ایران اکثریت مسلمانان را اهل تشیع تشکیل می‌دهند، در سایر کشورهای اسلامی اهل تشیع یا اصلاً نیستند و یا در اقلیت می‌باشند و اقدام انقلاب اسلامی ایران اثری قاطع در روابط اسلامی مسلمانان دیگر دارد و با دادن امتیاز رسمی بودن به مذهب جعفری در ایران، مسلمانان را در کشورهای دیگر نیز به جان هم می‌اندازد و باز آتش خصومت و برادرکشی را برای قرنها روشن می‌کند .صرف نظر کردن از این امتیاز، سرمشقی است برای استحکام و پیوند برادری اسلام در همه جا و افتخاری است تاریخی که به نام انقلاب اسلامی ایران به ثبت می‌رسد و پاداش آن بالاتر از آن است که به حساب آید .امیدواریم رهبر انقلاب بتوانند این حقایق را که یقیناً اکثریت قاطع برادران آگاه مخلص شیعه به آن اذعان دارند به اقلیتی که بدان توجه ندارند تفهیم فرمایند تا اهلیت خود را در برابر خدا و دین خدا و بندگان خدا به بهترین وجه به پایان برسانند و اگر جز این باشد، بیتردید نه در ایران قابل قبول خواهد بود و نه عالم اسلام در برابر آن بی تفاوت خواهد ماند." روزنامه اطلاعات ، ۳۰ / ۳/ ۱۳۵۸، ص ۸.»]. 
  13. «تبین کفر و ایمان». 
  14. [http://www.trife-m.blogfa.com «"بمن باز گویند: ای بی‌شعور!-همه ناکسان زر گرفتند و زور بمن باز گویند: ای با هنر!-وزارت دهندت چه خواهی دگر؟! بمن باز گویند: کز بهر نان-کمی نرم کن با بزرگان زبان بمن باز گویند: بر حفظ جان -بیندیش گر نیستی فکر نان چنین سرکش و نابفرمان مباش-زاحسان دولت گریزان مباش بمن باز گویند: دولت ستای- به بحر تقارب تقرب نمای که هرچه خواهی ز دُر و گهُر-بدست آیدت سهل و بی دردسر، بیا کشور تو خریدار توُست،-شهنشاه مشتاق دیدارتست، بیا مردی کن نصیحت پذیر-ازین خوان یغما تو هم سهم گیر، مسلمان! بیا بشنو از دین همین:-که مرد آنکه شد مرد دنیا و دین. بمن باز گویند و گویند باز،- چه از من محال است جویند باز. ولی من نیم آنکه افسون شوم-که با ساز سازنده افسون شوم، نیم آنکه با خون خواران پست -زخون یتیمان شوم سیرو مست، نیم آنکه از احتیاج دِرَم-زرنج فقیران نصیبی بَرم. زاحوال دنیا شدم با خبر- که آرام ندارد بر من گذر. بگویند با من که از احتیاج،-بنزدکی حرفم ندارد رواج؟ بر آنان که هست از ستم جاهشان؟-ویا ریزه خواران دگاهشان؟ خوشا آنکه اینان گریزند از او،-ستیزند چون اوکند گفتگو. ولی دیگران از فریب و فشار-که بینند از ظالم و جیره خوار گریزند ار حکمت ناصحان،-وگرنه ستانند از آن بجان نه حاجت کند، شیر، رو به مزاج،- نه روبه شود شیر، بی احتیاج. تو خواهی خورم من فریب غرور:-چرا ناکسان زر گرفتند و زور؟! زرناکسان ناکسان را سزاست،-که‌هرگزکس‌ازناکسان زر نخواست شعور است با ناکسان کس شدن؟!-گستن زکسها و ناکس شدن! نخواهید از من که بیدار شو.-بگوئید: غافل شو و خواب رو! که بیدار ساکت ربیداد نیست،-به سالاری دزد دلشاد نیست. مرا زندگانی نیر زد بدان-که با لاشخوران شدن همگنان. چنان گشته دنیای ما بی کمال-غم خلق خوردن شده ایده‌آل! دل و دین فروشند و تن می‌خرند،-مال آنکه پولی بدست آورند! مرا گر کمالی است بهر نان-چه سان می‌کنم سجده بر ناکسان...؟! "»]. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ «وب گاه رسمی مکتب قرآن». 

پیوند به بیرون[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد احمد مفتی‌زاده اطلاعات بیشتری پیدا کنید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار