صادق خلخالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
صادق خلخالی در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم

محمد صادق صادقی گیوی معروف به خلخالی [۱](۱۳۰۵-۱۳۸۲)، روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. وی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل متولد شد.

وی ۱۴ سال شاگرد سید روح‌الله خمینی در کلاس‌های دروس مذهبی بود. خلخالی در روز ۵ آذر سال ۱۳۸۲ بر اثر بیماری قلبی و به دنبال یک انزوای ده ساله [۲]مرد.

مقبره وی در کنار مقبره آیت‌الله شیخ محمد عبایی خراسانی در یکی از حجره های صحن بزرگ حرم حضرت معصومه در قم است.

کاندیداتوری انتخاب اولین دوره مجلس شورای اسلامی[ویرایش]

حزب توده ایران صادق خلخالی را نامزد خود در انتخابات مجلس شورای اسلامی معرفی کرده بود.[۳]

حاکم شرع و اعدام‌های جنجالی[ویرایش]

صادق خلخالی در مقام قاضی
«جوخه آتش در ایران» برنده جایزه پولیتزر. این عکس صحنه تیرباران ده نفر از مخالفین کرد که توسط خلخالی محاکمه شده بودند را نشان می‌دهد.

وی که سابقه دستگیری و زندان در سالهای قبل از انقلاب را داشته‌است و از روزهای نخست انقلاب در کنار خمینی بوده[۴]، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ (۱۳ فوریه ۱۹۷۹) با حکم سید روح‌الله خمینی به عنوان حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب منصوب می‌شود.

در این دوره صدها نفر به حکم خلخالی اعدام شدند که بسیاری از آنان وابستگان به حکومت پهلوی بودند. خلخالی در شب پیروزی انقلاب قصد داشت ۲۴ نفر را اعدام کند که در نهایت پس از موافقت خمینی چهار نفر اعدام شدند: مهدی رحیمی، نعمت‌الله نصیری، منوچهر خسروداد و رضا ناجی. خمینی به مهدی عراقی دستور داد که برود و نظارت کند تا آن چهار نفر با خانواده‌هایشان تماس بگیرند و اگر مطالبی دارند بنویسند. اما خلخالی به سرعت از مدرسه علوی به مدرسه رفاه رفت و حاج مهدی عراقی زمانی رسید که اعدام آن چهار نفر صورت گرفته بود. وقتی من رسیدم، خلخالی و تیم‌اش مشغول مذاکره برای نوشتن ادعانامه علیه اعدام شدگان بودند. من بسیار عصبانی شدم و بر سر آنها فریاد زدم که شما چه دینی دارید؟ اول می‌کشید بعد می‌خواهید کیفرخواست بنویسید.[۵] بنا به گزارش سازمان عفو بین‌الملل ۴۳۸ نفر تا اسفند ۱۳۵۸ (طی یکسال) در ایران اعدام شدند.[۶]

وی در خاطراتش در مورد نحوه انتخابش به عنوان حاکم شرع می‌نویسد: «خدا شاهد است که ما برای تصدی این مقام کوچکترین تلاشی نکردیم و حتی تا زمانی که به من ابلاغ شد از آن اطلاعی نداشتم. آقا سید روح‌الله خمینی با شناختی که از روحیه انقلابی من داشتند عصر روز ۲۴ بهمن ۵۷ مرا به دفترشان احضار کردند و فرمودند: این حکم را به نام شما نوشته‌ام. حقیر پس از دیدن حکم به حضورشان عرض کردم: آقا این حکم سنگین است. فرمودند: برای شما سنگین نیست. گفتم مخالفین و وابستگان به طاغوتیان علیه من تبلیغ می‌کنند. آقا فرمود: من پشتیبان شما هستم و بالاخره این حکم را به کسی بدهم که به او اطمینان داشته باشم.»

این دادگاه‌ها به دستور مستقیم خمینی برای محاکمه و مجازات دست اندرکاران حکومت پهلوی تشکیل می‌شدند. از کسانی که در این میان اعدام شدند، می‌توان امیرعباس هویدا نخست‌وزیر اسبق و نعمت الله نصیری رئیس ساواک را نام برد.[۷] مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت پس از انقلاب با دادگاه انقلاب اسلامی مخالف بود.

خلخالی در پاسخ مخالفان به اعدام‌ها، آنها را به خمینی ارجاع می‌داد:

هرکس در مقابل شما ایستاد همین طور یقه‌اش را می‌گیری و کنارش می‌اندازی. من با اتکاء به همین حمایت‌های جدی کار خودم را ادامه می‌دادم و به آنها می‌گفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم از انجام وظیفه‌ام عقب نشینی نمی‌کنم.[۷]

اما ابراهیم یزدی از اعضای شورای انقلاب معتقد است که خمینی گرچه اعدام چند نفر از سران ارتش را تایید کرد، اما نه شکل اعدام و نه برخی دیگر از رفتارهای خلخالی را قبول نداشت. در عین حال روشن نمی‌کند که در اینصورت چرا هیچگاه خلخالی را عزل یا توبیخ نکرد.[۸] او پس از شدت یافتن درگیری‌های سیاسی پس از تابستان ۶۰ بعنوان حاکم شرع به محاکمهٔ عدهٔ زیادی از اعضای گروه‌های سیاسی پرداخت و مامور رسیدگی به پرونده‌های قاچاق مواد مخدر شد.

به ادعای ابوالقاسم سرحدی زاده، بهشتی اولین رییس قوه قضائیه ایران پس از انقلاب با عملکرد وی مخالف بوده‌است و او توسط بنی صدر به خمینی برای این پست معرفی شده‌است.بهشتی درباره خلخالی می گفت: من بساط اینگونه دادگاه ها را جمع خواهم کرد[۹] از اولین اقدامات آیت‌الله دکتر بهشتی به عنوان رییس قوه قضاییه در اسفند 58 (آغاز ریاستش) برکناری خلخالی بود.[۱۰]

نایپل، که خلخالی را در سال ۱۹۷۹ ملاقات کرده بود، درباره بذله‌گویی او در دادگاه‌ها می‌نویسد:

بیشتر شوخی‌هایی که می‌کرد حول و حوش احکام و اعدام‌ها می‌چرخید و دیگر افراد حاضر قهقهه‌زنان خودشان را اینسو و آنسو می‌انداختند.[۱۱]

وی در مصاحبه‌ای با صادق صبا، خبرنگار بخش فارسی بی‌بی‌سی از گذشته خویش اظهار رضایت کرده و گفته بود چنانچه هر یک از اعدام شده‌ها به دست وی امروز زنده بودند، دوباره آنها را اعدام می‌کرده‌است.

تلاش برای ترور شاه با کمک کارلوس، ترور شهریار شفیق[ویرایش]

«به‌عنوان این‌که افتتاحی بشود برای تخریب، بنده هم اولین کلنگ خرابکاری را زدم.»
صادق خلخالی در مورد تخریب آرامگاه رضا شاه.[۱۲]

«
»

خلخالی پس از انقلاب بسیاری از مقامات پهلوی را در کنار خود محمدرضا شاه و اکثر اعضای خانواده‌اش «مفسد فی الارض» نامیده و به اعدام غیابی محکوم کرد. او برای ترور آنان در خارج از کشور تلاش‌هایی خصوصاً با کمک گروه فدائیان اسلام صورت داد. ۱۶ آذر ۱۳۵۸ شهریار شفیق پسر اشرف پهلوی و یکی از افرادی که غیاباً توسط وی محکوم به مرگ شده بود در پاریس ترور شد.

پس از عزیمت محمدرضا شاه به مکزیک خلخالی اعلام کرد که گروهی از اعضای فدائیان اسلام را برای ترور وی اعزام کرده‌است. او همچنین گفت با کارلوس تروریست معروف آمریکای جنوبی برای ترور شاه هماهنگی صورت گرفته‌است. حمله کارلوس و گروهش به ویلای شاه ۶ تیر ۱۳۵۸ بوسیله هلی کوپتر انجام شد، اما وی موفق به کشتن شاه نشد. خلخالی سپس طی مصاحبه‌ای گفت که شاه در آن حمله زخمی شده‌است. وی همچنین گفت که ۱۴۰٬۰۰۰ دلار جایزه برای قتل شاه در نظر گرفته‌است.[۱۳]

تماس با فردید[ویرایش]

به گفته عبدالکریم سروش وی تماس‌هایی با فردید نیز داشته‌است.[۱۴]

دیگر سمت‌ها[ویرایش]

خلخالی سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری بود. پس از درگذشت خمینی همچون اکثر روحانیون چپ گرا، پستی از سوی خامنه‌ای دریافت نکرد و در انتخابات‌ها هم رد صلاحیت شد. وی سپس به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد.

کتاب خاطرات[ویرایش]

قبر نصیری در بهشت‌زهرا
قبر رحیمی در بهشت‌زهرا

خلخالی خاطرات خود را منتشر کرده و در آن از اقدامات خود دفاع کرده‌است. وی در خاطرات خود، از اینکه نتوانسته بسیاری از کسانی را که قصد اعدام آنها را داشته به جوخه اعدام بسپارد، ابراز ناخرسندی کرده‌است.[۱۵]

در این کتاب تناقضاتی به چشم می‌خورد. او دلیل اصلی اعدام علی حجت کاشانی را به مسلسل بستن عروس و پسرش، کاترین عدل و بهمن حجت کاشانی عنوان می‌کند.[۱۶] این در حالی است که بهمن حجت کاشانی فرزند سرلشکر هاشم حجت کاشانی بود و با سپهبد علی حجت کاشانی هیچ نسبتی نداشت.[۱۷]

خلخالی در جای دیگر پس از بیان وقایع اولین سری اعدام‌ها (چهار نفر) می‌گوید: جنازه اعدامی‌ها را به بهشت زهرا راه نمی‌دادند و می‌گفتند ارواح شهدای ما ناراحت می‌شوند؛ لذا جنازه‌ها را در کهریزک دفن کردند. بعد از مدتی خبر آوردند که جنازه ها را از آنجا نیز خارج کرده‌اند. مردم عصبانی و شهید داده می گفتند اینها کافرند و نباید در اراضی مسلمانان دفن شوند و سر انجام تصمیم گرفته شد آنها را در دره‌های اطراف دفن کنند و به همین ترتیب عمل شد.[۱۸]

گرایش سیاسی[ویرایش]

در ابتدای انقلاب مخالف سرسخت نیروهای ملی از جمله نهضت آزادی و مهدی بازرگان بود. او از یاران نزدیک خمینی بود و پس از فوت وی منزوی شد. او پس از انشعاب در جامعه روحانیت مبارز تهران و ایجاد مجمع روحانیون مبارز به عضویت این جریان چپ گرا در آمد. گرچه در دوران اصلاحات سابقه‌اش منجر به دوری گزیدن اکثر احزاب دوم خردادی از وی شد و تنها انگشت شماری از اعضای مجمع روحانیون حمایت‌هایی از وی صورت دادند. از سویی خود او نیز به بی بی سی گفت از آنجا که قصد تبری جستن از گذشته و اعدامهایش را ندارد، از حمایت اصلاح طلبان صرف نظر می‌کند.[۱۹] او در انتخابات مجلس خبرگان در اعتراض به رد صلاحیت‌های گسترده از شرکت در انتخابات انصراف داد.[۲۰]

او در ابتدای دهه شصت خواستار برخورد حذفی با مرجع تقلید منتقد آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری بود و در ماجرای اتهام کودتای قطب‌زاده در زیر ورقه اعتراض نمایندگان مجلس اول نوشته‌بود: «اصل کار، خود شریعتمداری است که باید اعدام شود». اما در اواخر عمر همگام با اصلاح طلبان,با احترام از شریعتمداری در جلد دوم خاطراتش یاد کرد و اجازه‌نامه‌های خود از شریعتمداری را منتشر نمود. موضع وی نسبت به بازرگان نیز در طول زمان تغییر کرد و در سال‌های آخر عمرش به ثناگویی از مهدی بازرگان پرداخت و در تشییع جنازه وی گریست.[۲۱]

دیدگاه‌های تاریخی[ویرایش]

وی کتابی با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» نگاشته و به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منتشر ساخت. در این رساله که برخی آنرا فُحشنامه خوانده‌اند، کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بی‌بندوباری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانست و از مفسرینی چون علامه طباطبایی که وی را مصداق ذوالقرنین دانسته بودند انتقاد نموده و درباره کوروش نوشته بود:
«به هر قومی که ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود» را واعظان سلطنت و دربار نام نهاد. وی پیروزی‌های کوروش را نتیجه بخت او دانسته و مطالبی که در ستایش وی در تورات آمده‌است را ساخته یهودیان آزاد شده از بابل دانست.[۲۲]

سعیدی سیرجانی ادعای لواط کار بودن کوروش توسط خلخالی را ناشی از ناتوانی وی در فهم متون تاریخی و حتی خواندن ادبیات فارسی می‌داند:

  • «...این عبارت را در «تاریخ ایران باستان پیرنیا» خوانده بودیم که: «مورخ مذکور (کتزیاس) گوید: کوروش پسر چوپانی بود از ایل مُردها که از شدت احتیاج مجبور کردید راهزنی پیش گیرد.» و به علت درک ناقص و ذهن منحرف خویش گمان کرده بودیم که کوروش هم مثل بسیاری از سران قبایل و بزن بهادرهای روزگار در آغاز کارش بر کاروان‌های هجوم می‌برده و راهزنی می‌کرده‌است. و این را عیب چندانی برای سرداران و جهانگشایان آن روزگار نمی‌شمردیم. غافل از این واقعیت که «راهزنی پیش گیرد» را اولاً باید به این صورت خواند که «راه زنی پیش گیرد» و معنیَش را هم در محضر مبارک حضرت آیت‌الله آموخت که عین عبارت کتزیاس را در داخل پرانتزی گذاشته و در صفحهٔ ۲۷ تالیف منیف خویش آورده‌اند و با مدد طبع موشکاف و روح عفیف خویش مفهومش را هم داخل پرانتزی گذاشته و بدین صورت آورده‌اند:
    «مورخ مذکور بنا به نوشتهٔ ایران باستان به قلم آقای مشیرالدولهٔ پیرنیا ص ۴۲۰ می‌گوید که کتزیاس می‌گوید کوروش پسر جوانی بود از اهل «مر» که از شدت احتیاج مجبور گردید راهِ زنی پیش گیرد (لواط بدهد)...» آری این است نص عبارت حضرتشان.[۲۳]

وی پس از انقلاب با وجود مخالفت دولت موقت بازرگان و بنی صدر برای تخریب مقبره رضاشاه در شهر ری به همراه نیروهای سپاه وارد عمل شد و آنرا طی بیست روز تخریب کرد. وی همچنین برای تخریب پارسه (تخت جمشید) هم عازم شد اما این بار با مخالفت دولت موقت (از جمله استاندار فارس نصرت‌الله امینی[۲۴]) و محمود طالقانی و مقاومت مردم مرودشت و پرسنل پارسه، در این امر ناکام ماند.[۲۵]

خانواده خلخالی[ویرایش]

دختر وی «فاطمه صادقی خلخالی» استاد دانشگاه بوده و در زمینهٔ حقوق زنان فعالیت می‌کند او سابقه همکاری با ماهنامه زنان را داشته و عضو تحریریه فصلنامه گفتگو است و مطالبی در دفاع از جنبش فمینیستی در ایران و علیه حجاب اجباری در سال ۱۳۸۷ ارائه کرد.[۲۶]

محمد صادقی فرزند دیگر صادق خلخالی است که در اعتراضات یکم اسفند ۱۳۸۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از یک روز آزاد شده است. [۲۷] [۲۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. خاطرات آیت‌الله خلخالی. نشر سایه. (ISBN 964-5918-25-1) چاپ پنجم صفحه ۵۰۵ تصویر شناسنامه
  2. روزنامه شرق؛شنبه هشتم آذر ۱۳۸۲
  3. نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بی‌بی‌سی فارسی
  4. شبی که آیت‌الله خلخالی رقصید! (فردا، ۲۰بهمن۱۳۸۶)
  5. خواندنی ها
  6. یادبود حقوق بشر
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ «آيت الله خلخالی؛ از انقلابی گری تا انزوا». بی‌بی‌سی پارسی، ۲۷ نوامبر ۲۰۰۳. 
  8. یزدی:امام(ره)هم مخالف اقدامات خلخالی بود (خبرگزاری آفتاب، ۲۱خرداد۱۳۸۴)
  9. ماجرای عصبانیت شهید بهشتی‌ازخلخالی (خبرگزاری آفتاب، ۴تیر ۱۳۸۶)
  10. فرشاد مؤمنی: یکی از اولین اقدامات بهشتی برکناری خلخالی بود
  11. «صادق خلخالی به روایت اکونومیست». وبگاه آفتاب. بازبینی‌شده در ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲. 
  12. روزنامه کیهان
  13. ترور شاه در مکزیک (روزنامه اعتماد، ۷تیر ۱۳۸۶)
  14. «متن مصاحبه داریوش سجادی با دکتر سروش». وبگاه دکتر سروش، ۱۸ اسفند ۱۳۸۴. 
  15. آیت‌الله خلخالی
  16. کتاب خاطرات خلخالی صفحه ۳۹۶
  17. ایرج مصداقی
  18. خاطرات خلخالی صفحه ۳۶۹
  19. مجید انصاری: اگرعملکرد صادق خلخالی بدون‌توجه به مقتضیات زمان ومکان به جامعه منتقل شود، صداقت و امانت را رعایت نکرده‌ایم(گویا نیوز به نقل از ایسنا، ۹آذر۱۳۸۲)
  20. مصاحبه با خلخالی (هفته نامه پروین، شماره صفر۱۳۸۱
  21. علی اشرف فتحی. «خلخالی مظهر کامل تضاد فکری و تاریخی ایرانیان بود». پارسینه، - ۱۷ خرداد ۱۳۸۸. 
  22. از توهم شاهانه تا انتقاد بنیادگرایانه (هفته نامه شهروندامروز، رضا خجسته رحیمی، ۱۰دی۱۳۸۶)
  23. (کتاب در آستین مرقع، سعیدی سیرجانی)
  24. «نصرت‌الله امینی درگذشت». عصر نو، ۳۱ فروردین ۱۳۸۳. 
  25. همچنین این اقدام ایشان با مخالفت روح‌الله خمینی هم روبرو شد.طغیان علیه نمادها (رادیو زمانه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۵)
  26. چرا به حجاب اجباری «نه» می‌گوییم؟
  27. محمد صادقی، فرزند آیت‌الله خلخالی در تجمع اول اسفند بازداشت شد
  28. آزادی محمد صادقی فرزند آیت‌الله خلخالی پس از یک روز بازداشت

پیوند به بیرون[ویرایش]