داریوش فروهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

داریوش فروهر (تولد ۱۳۰۷ هـ. ش، وفات ۱۳۷۷ هـ. ش) مبارز حکومت سلطنتی و زندانی سیاسی در دوران شاه بود. وی که عقاید پان ایرانیستی داشت به رهبری حزب ملت ایران انتخاب شد و در جریان انقلاب ۱۳۵۷ به صف حامیان روح‌الله خمینی پیوست. پس از دوره‌ای وزارت در دولت موقت به مخالفت با حکومت اسلامی پرداخت و به زندان افتاد، و سر انجام در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط مأموران رژیم جمهوری اسلامی به همراه همسرش پروانه اسکندری به قتل رسید.


فهرست مندرجات

[ویرایش] زندگینامه

داریوش فروهر به سال ۱۳۰۷ در یک خانواده مسلمان در اصفهان [۱] به دنیا آمد. او از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ۱۵ سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آنجا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.

داریوش فروهر در آذرماه ۱۳۲۷ و در سن ۲۰ سالگی به عضویت در گروه مکتب درآمد که هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملت‌گرا و مبارز بود. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ۱۳۳۰ تبدیل به حزب ملت ایران شد و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در هفدهم دی ماه همان سال و در سن ۲۳ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین شد.

در سال ۱۳۳۸ نیز درحالی که در زندان به سر می‌برد ارتشبد هدایت که گویی حامل پیامی از سوی شاه بود، به او توصیه کرد تا برای همیشه از ایران برود. فروهر اما در پاسخ به او گفت که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».

در سال ۱۳۳۹ و با تشکیل جبهه ملی دوم، داریوش فروهر اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او در آستانه انقلاب ایران نیز با حضور در صف مقدم راه‌پیمایی‌های اعتراضی، اراده خود برای تغییر نظام سلطنتی در ایران را به نمایش گذاشت.

فروهر در نهم آبان ۱۳۵۷ و پس از آزادی آیت‌الله طالقانی از زندان، از مردم خواست تا دستور حکومت نظامی را بشکنند. بدین ترتیب بود که صف عظیمی از مردم در حالی که شاخه‌های گل به دست داشتند، فاصله بازار تا خانه آیت‌الله طالقانی را پیاده پیمودند. داریوش فروهر در همان راهپیمایی طی سخنانی اعلام کرد که «نظام آینده ایران باید با همه‌پرسی تعیین شود». او اما پس از این به زندان رفت و بعد از آزادی در آبان ماه ۱۳۵۷ به عنوان سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب شد.

[ویرایش] پس از انقلاب

داریوش فروهر در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با فرار شاه از ایران، برای ملاقات با آیت‌الله خمینی عازم پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه آیت‌الله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان وزیر کار در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیت‌های اجرایی فاصله گرفت.

داریوش فروهر همزمان با آغاز پاییز سال ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ۱۵ کیلویی وزن وی همراه بود. مطابق برخی خبرها، آزادی فروهر به دستور مستقیم آیت‌الله خمینی صورت گرفته بود. چرا که فروهر از سابقه همبندی با مصطفی خمینی فرزند آیت‌الله خمینی در زندان شاه برخوردار بود و گویی شرح همراهی‌های او در زندان به گوش آیت‌الله رسیده بود.

[ویرایش] قتل

در پاییز ۱۳۷۷ پروانه و داریوش فروهر از رهبران حزب ملت ایران در خانه خود در شهر تهران طی قتل‌های موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای به قتل رسیدند. شرایط این قتل، فجیع و ددمنشانه گزارش شده‌است.

[ویرایش] داریوش فروهر و ماجرای سال ۱۳۳۲

در سال ۱۳۳۲ که آیت الله کاشانی از مصدق جدا می‌شود جلساتی را در منزل خود برگزار می‌کند. در این جلسات طرفداران آقای کاشانی شامل گروهی از مردم و بعضی از نمایندگان مجلس وقت حضور داشتند. در یکی از جلسات که در تاریخ ۱۱/۵/۱۳۳۲ در منزل آقای کاشانی برگزار می‌شود مطابق هر شب نیروهای نظامی و پلیس وقت منزل را محاصره می‌کنند. در حین مراسم نیروهای طرافدار پان ایرانیسم به رهبری داریوش فروهر که در محل حضور داشت به منزل هجوم می‌برند و طبق گزارش مامور رکن دوم ارتش وقت هجده نفر مجروح می‌شوند و یک نفر به نام محمد حدادزاده به قتل می‌رسد. بعد از ماجرا با وجود تحقیقات گسترده و روشن بودن ماجرا برای نیروهای نظامی و پلیس وقت و شکایت خانواده حدادزاده در زمان مصدق هیچگاه داریوش فروهر تحت تعقیب قرار نمی‌گیرد و محاکمه نمی‌شود. پس از سقوط دولت مصدق با پی‌گیری مجدد خانوادهٔ حداد زاده، داریوش فروهرتحت تعقیب قرار گرفت و در دی‌ماه ۱۳۳۲ دستگیر و بازداشت شد. وی با سرسختی تحسین‌برانگیزی منکر حضور و حتی اطلاع خود می‌گردد. با این که مطبوعات در آن روز واقعه، داریوش فروهر را جزو زخمی‌ها ذکر کردند، وی در پاسخ این سؤال بازپرس که پرسید «اگر عده‌ای بنا به دستور و رهبری شما در آن‌جا اقداماتی نموده‌اند، حاضرخواهید شد قبول کنید و به خاطرتان بیاورید که در آن شب در پامنار و اطراف منزل آقای کاشانی‌بوده‌اید یا خیر؟» گفت: «اگر نزدیک‌ترین کسان من بگویند، نمی‌پذیرم‌!» فروهر با قرار بازداشت شعبهٔ ۵ دادسرای نظامی تهران، در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۳۲ بازداشت شد و سرانجام پس از چندماه بی‌هیچ نتیجه‌ای آزاد گردید و پرونده به‌دست فراموشی سپرده شد.تاریخ‌نگاران ملی‌گرا سعی نمودند از کنار این جنایت با ابهام عبور کنند و تنها تاریخ‌نگاران چپ‌گرا به آن اشاره‌ای کرده‌اند. رسول مهربان در کتاب بررسی مختصر احزاب، نقل می‌کند که«گروهی به رهبری آقای داریوش فروهر رهبر و سرور حزب پان‌ایرانیست با چوب و چماق به‌خانهٔ آیت‌اللّه کاشانی حمله‌ور و عده‌ای از اطرافیان آیت‌اللّه کاشانی را مجروح و زخمی‌کردند. بیژن جزنی نیز در کتاب تاریخ سی‌ساله ایران، در مورد حزب ملت ایران می‌نویسد که «از جمله اقدامات حزب ملت ایران (فروهر) حمله به خانهٔ کاشانی در سال ۳۲ بود که منجر به قتل یکی از کسانی که در خانه کاشانی بودند، شد».

[ویرایش] پانویس

  1. آفتاب

[ویرایش] جستارهای وابسته


[ویرایش] پیوند به بیرون


این نوشتار دربارهٔ زندگی‌نامهٔ افراد، خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.
زبان‌های دیگر