سید مجتبی نواب صفوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نواب صفوی

سید مجتبی میرلوحی

سید مجتبی نواب صفوی در جوانی
زادروز ۱۳۰۳ خورشیدی
محلهٔ خانی‌آباد نو، تهران
درگذشت ۲۷ دی ۱۳۳۴
لشکر ۲ زرهی، تهران
علت مرگ تیرباران
آرامگاه وادی‌السلام قم
ملیت ایرانی
نام‌های دیگر سید مجتبی نواب صفوی
پیشه طلبه
شناخته‌شده برای تروریست[۱]، بنیان‌گذار تشکیلات فدائیان اسلام

جنبش فداییان اسلام
همسر نیره السادات احتسام رضوی
فرزندان سه فرزند


سید مجتبی میرلوحی (۱۳۰۳ تا ۲۷ دی ۱۳۳۴) معروف به نواب صفوی طلبه و بنیان‌گذار فدائیان اسلام است که در ترور حسین علاء و احمد کسروی نقش مستقیم داشت.[۳]

زندگی شخصی[ویرایش]

او در ۱۳۰۳ در محلهٔ خانی‌آباد تهران و در خانواده‌ای از روحانیان به دنیا آمد. پس از درگذشت پدرش زیر نظر عمویش بزرگ شد. نواب نام خانوادگی مادرش بود که خودش آن را برگزید. سید مجتبی در ۷ سالگی وارد دبستان حکیم نظامی شد.[۴] دوره دبیرستان را درمدرسه صنعتی آلمانی‌ها در رشتهٔ مکانیک ادامهٔ تحصیل داد. پس از چند سال برای کار به آبادان رفت وبه استخدام شرکت نفت در آمد. پس از آن به نجف رفته به فراگیری دروس دینی مشغول شد.[۵] او برای امرار معاش به ساخت و فروش عطر روی آورد.[۶] او در آنجا تحصیلات دینی خود را ادامه داد و با عبدالحسین امینی که مشغول نوشتن و جمع‌آوری الغدیر بود آشنا شد.[۷] وی فقه و اصول و تفسیر را از استادانی چون عبدالحسین امینی، حاج آقا حسین قمی و آقا شیخ محمد تهرانی آموخت.[۶]

زهره کاظمی، معروف به زهرا رهنورد، دختر احترام‌السادات نواب صفوی، دختر عموی مجتبی نواب صفوی است.

فعالیت سیاسی[ویرایش]

اعلامیه فداییان اسلام، دستنوشته‌ای نواب صفوی

در دوره‌ای که در مدرسهٔ آلمانی‌ها مشغول تحصیل بود، به سال ۱۳۱۹ در همان مدرسه تظاهراتی بر ضد کشف حجاب به راه انداخت.[۸]

او که در ۱۳۲۲ در شرکت نفت آبادان، استخدام شده بود، به دنبال اغتشاش کارگران درگیری آنان با مسئولان انگلیسی و سخنرانی نواب، تحت تعقیب قرار گرفت و به نجف فرار کرد.[۴][۷]

وی در زمان دولت مصدق وی را به قتل تهدید می‌کند[۹][۱۰]و پس از مدتی به مخالفت با دولت برمی خیزد که در این میان آیت الله کاشانی نیز جانب مصدق را می‌گیرد.[۱۱] نواب در سال ۱۳۳۰ به دلیل پرونده قبلی در ساری به دو سال زندان قطعی محکوم شده بود[۱۲] و به همین دلیل به دستور مصدق، نخست وزیر وقت، مأموران در تیرماه ۱۳۳۰ نواب را در خیابان ژاله (شهدا) دستگیر می‌کنند و با توجه به پرونده معاونت او در قتل رزم آراء پرونده دیگری برای او از سوی دادستان تشکیل می‌گردد.[۱۳][۱۴]

در متن دادنامه دادستان ساری فرزاد نیا چنین آمده‌است:

سید مجتبی نواب صفوی فرزند جواد، ۲۹ ساله دارای عیال بدون اولاد ساکن تهران خیابان امیریه کوچه اسلحه دار باشی منزل نواب صفوی به موجب دادنامه شماره ۲۴۳ - ۲۸/۷/۲۷، دادگاه جنحه ساری که به شرح گزارش مامورین کلانتری تهران مشارٌ‌الیه از دیدار آن استنکاف نموده به گناه ورود به عنف به دبیرستان ایران دخت به دو سال حبس تادیبی و پنج هزار ریال غرامت نقدی... غیاباً محکوم گردیده...۲۵/۳/۳۰[۱۵]

نواب پس ازآزادی برای شرکت در موتمر اسلامی به کشورهای مصر، اردن، عراق، لبنان و فلسطین سفر می‌کند.[۱۶] و در مسیر بازگشت به ایران در عراق طی مصاحیه‌ای کودتای ۲۸ مرداد را به شاه تبریک می‌گوید.[۱۷]

او پس از بازگشت در تهران بیانیه‌ای به این شرح صادر می‌کند که در روزنامه کیهان ۳ شهریور ۱۳۳۲ به نشر می‌رسد:

هوالعزیز - فرمان خدا بالاتر از هر فرمانی بوده اطاعتش واجب تر از اطاعت هر کسی است و هر کس عملاً با احکام خدا مخالفت کند اطاعت او حرام و مخالفتش واجب است. من به همین دلیل با دولت مصدق به شدت مخالف بوده و او در تمام حکومتش از ترس من و برادرانم در گوشه خانه متحصن بود و هر واسطه‌ای برای سازش با من می‌فرستاد چون حاضر نبود که تسلیم حکم خدا شود مایوس می‌شد، بزرگترین جنایت مصدق تقویت عمال شوروی در ایران بود و تنها روح ایمان و علاقه خلل ناپذیر مردم این سرزمین و افسران و سربازان پاکزاد و مسلمان ما به ناموس و دیانت بود که به یاری خدا او و عمال رذل بیگانه را شکست داده و خواهد داد و به خدای محمد صلی الله علیه و آله قسم که اگر دو روز دیگر حکومت مصدق باقی‌مانده و رجاله بازیهای بیگانه پرستان ادامه پیدا می‌کرد عقده‌های درونی مردم مسلمان ایران به هزاران برابر شدیدتر از آن طور که شد منفجر گردیده و رگهای بدن فرد فرد عمال کوچک و بزرگ شوروی رذل را به دست و دندان خشمناکشان بیرون کشیده بنیاد هستی یک یک آنها را بدون استثناء در شعله‌های سوزان غیرت خویش می‌سوزاندند تا یاس کرملین نشینان از تسلط بر کمترین خشت مملکت ما هزاران برابر یاس کنونی گردد و گویا چون اکثر این فریب خوردگان، بدبخت و نادان و قابل هدایت بودند. خدای رحیم رحمی کرد که شاید هدایت شوند و از راه پلید فروش دین و ناموس و وطن به بیگانه بازگردند و اگر حقوق خویشتن را هم می‌خواهند در سایه پیروی علی علیه السلام و از روی مبانی الهی اسلام بخواهند نه اینکه به خاطر وعده‌های پوچ و بی مغزی دین و ناموس و آزادی و وطن را فدای چکمه‌های ظالمانه رذل ترین بیگانه کنند، پس مملکت به خاطر اسلام و به نیروی ایمان حفظ گردیده و هر نفعی به هر که رسید در پناه اسلام رسید و اگر قانون اساسی صحیح است اصل دوم متمم قانون اساسی و سایر اصول آنهم صحیح است و شاه و نخست وزیر و وزرا عملاً باید دارای مذهب شیعه و مروج آن باشند و باید قوانینی که مخالف احکام مقدس خداست و به غلط از مغزهای پوسیده گمراهانی تجاوز کرده لغو و باطل گردیده و به عمر کثیف منکرات و مفاسد خاتمه داده شود و در مرحله اولی مسکرات خانمانسوز و لختی و بی قیدی شرم آور زنان و موسیقی شهوت انگیز فضیلت کش و رقاص خانه‌های جنایت بار و قوانین قضایی پوسیده اروپایی از میان برود و تعالیم عالی و احکام حیات بخش اسلام جایگزین آنها گردد و با اجرای برنامه عالی اقتصادی اسلام فقر و محرومیت اکثریت مردم مسلمان ایران و فواصل خطرناک طبقاتی پایان یابد تا شاه و هیئت حاکمه قانونی و رسمی و خوشبخت و سعادتمند باشند و بر ملتی خوشبخت و سعادتمند هم حکومت کنند و خدا و خلق خدا از آنها راضی باشند و در این خصوص کتاب رهنمای حقایق (برنامه فدائیان اسلام) راهنمائیهای لازم را با براهین کافی از سالهای پیش نموده‌است. والا تا وضع چنین است و کار بر این منوال، قدرت دولت و ملت پراکنده و متلاشی و متصادم با هم بوده، مملکت در سراشیب سقوط مادی و معنوی و اخلاقی می‌باشد. تهران - به یاری خدای توانا - سیدمجتبی نواب صفوی

نواب پس از بازگشت از سفر خود رابرای مجلس ۱۸ از شهر قم نامزد انتخابات مجلس شورای ملی اعلام می‌کند[۱۸][۱۹] این عمل باعث می‌شود که برخی از یارانش از او جدا شوند و با توجه به مخالفت‌های پیش امده سرانجام از این امر منصرف می‌گردد.

جمعیت فدائیان اسلام[ویرایش]

نوشتار اصلی: جمعیت فدائیان اسلام

نواب صفوی، پس از آزادی از زندان در پی ترور نافرجام کسروی، طی اعلامیه‌ای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. وی در این اعلامیه برادری، استقامت و اتحاد را خط کلی جنبش فدائیان اسلام؛ رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن را هدف اصلی جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص را روش اصلی مبارزه معرفی کرد.[۴]

ترورها[ویرایش]

حکم ارتداد و ترور کسروی[ویرایش]

نوشتار اصلی: ترور احمد کسروی
اجساد احمد کسروی و منشی‌اش که فدائیان اسلام در داخل کاخ دادگستری به قتل رساندند.

در این دوران احمد کسروی کتاب شیعی‌گری را نوشت و جمعیت با هماد آزادگان را تأسیس کرد. کتب ادعیه شیعه و کتب شیخ سهروردی را در دی ماه هر سال تحت عنوان «جشن کتابسوزان» آتش زد و این عمل خود را «پاک‌دینی» نام نهاد.[۷] کتاب شیعی‌گری کسروی به حوزه علمیه نجف رسید. نواب آن را به روحانیان نجف داد. از میان روحانیان تنهاحاج آقا حسین قمی از مراجع نجف حکم ارتداد کسروی را صادر می‌نماید.[۲۰] در عین حال مجلس شورای ملی هم در نامه‌ای به نخست وزیر خواستار توقیف فعالیت‌های کسروی شد؛ اما کسروی به فعالیت خود ادامه داد.[۷]

عبدالحسین امینی درخواست نواب را برای صدور حکم ارتداد رد کرده و از او می‌خواهد که تنها به درسش برسد.[۲۱] دوستان نواب و طلاب او را عازم ایران کردند تا کسروی را از دین ستیزی بازدارد.[۷][۴] وی پس از چند جلسه بحث و گفتگو با کسروی، وی را عنصری بی‌دین یافت.[۶] در نتیجه به کمک سراج انصاری، قاسم اسلامی، مهدی شریعتمداری و برخی دیگر از نویسندگان تهران «جمعیت مبارزه با بی‌دینی» را تشکیل داد. اما این جمعیت علی‌رغم تماس‌ها و مذاکرات متعدد نتوانست کسروی را از دین ستیزی بازدارد.[۴]

Pic navvab.jpg
نواب صفوی دقایقی قبل از اجرای حکم اعدام

با وجود این نواب صفوی پس از آنکه در آخرین دیدار خود با کسروی، توسط او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. او پس از تهیه پول از اسدالله مدنی و محمدحسن طالقانی٬[۲۲] کسروی را در ۲۹ فروردین ۱۳۲۴[۲۳] در میدان حشمت الدوله تهران ترور کرد، اما کسروی زنده ماند و نواب را دستگیر و زندانی کردند.[۴] وی چندی بعد به درخواست روحانیان ایران و نجف پس از دو ماه، با قید کفالت آزاد گردید. کسروی قرآن سوزی خود را انکار کرد و مبلغ ۵۰ هزار ریال برای کسی که این موضوع را ثابت کند جایزه تعیین کرد.[۷]

نواب صفوی، پس از آزادی از زندان طی اعلامیه‌ای جمعیت فدائیان اسلام را تشکیل داد. نخستین اقدام این جمعیت، کشتن موفق احمد کسروی، نویسنده و محقق ایرانی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ در ساختمان دادگستری تهران بود: سید حسین امامی مخفیانه به محافل کسروی راه یافت و در آنجا او شاهد بود که کسروی به فعالیت‌های ضد شیعی خود ادامه می‌دهد. نواب طوماری تنظیم کرد و خواستار محاکمه کسروی به جرم توهین به مقدسات اسلامی شد. از آنجا که به رای مثبت دادگاه به نفعشان امیدی نداشتند، تصمیم به کشتن او گرفتند. در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ سید علی‌محمد امامی و سید حسین امامی به همراه نه نفر دیگر از فداییان اسلام کسروی را در کاخ دادگستری به همراه منشی‌اش حدادپور به طرز فجیعی به قتل رساندند.[۷]

دیگر ترورها[ویرایش]

ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار محمدرضاشاه پهلوی در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ به دست حسین امامی اقدام بعدی این گروه بود. همچنین به دستور نواب صفوی، فدائیان اسلام توسط خلیل طهماسبی، سپهبد علی رزم‌آرا، نخست‌وزیر ایران را در روز ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ کشتند.[۲۴] البته در مورد جای تردید و شک بسیاری وجود دارد و در همان زمان نیز در روزنامه شاهد در مورد اینکه قاتل از فداییان اسلام است یا نه بحث‌های زیادی گردید برخی قتل تیمسار رزم آراء را به دستور شاه و به دست یک گروهبان ارتش که محافظ او بود می‌دانند و علت آن را جلوگیری از کودتای رزم آرا بیان می‌دارند.[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]

یکی دیگر از فعالیتهای این گروه، ترور دکتر حسین فاطمی در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ بود که به دست محمدمهدی عبدخدایی انجام شد و باعث گردید که دکتر فاطمی تا زمان مرگش از عوارض این زخم رنج ببرد. گفتنی است که نواب صفوی در این زمان در زندان به سر می‌برد.

این گروه در ۲۵ آبان ۱۳۳۴ توسط مظفر ذوالقدر تلاش ناموفقی برای قتل حسین علاء نمودند. به ادعای محمدمهدی عبدخدایی، حسن‌علی منصور توسط جمعیت مؤتلفه اسلامی که یاران نواب صفوی بودند و راه او را ادامه می‌دادند کشته شد. همچنین محمدمهدی عبدخدایی مدعیست که مهدی عراقی اعلام کرده‌بود منصور با اسلحه نواب کشته شده‌است.[۳۳]

بازداشت و اعدام[ویرایش]

جسد نواب صفوی پس از اعدام

نواب صفوی پس از ترور ناموفق علاء در اول آذر ۱۳۳۴ بازداشت و در ۲۷ دی به همراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی اعدام شد.

دیدگاه‌ها دربارهٔ او[ویرایش]

مطرح کردن نواب بعنوان بنیانگذار قانون اساسی حکومت اسلامی

سید علی خامنه‌ای رهبر ایران نیز در دستنوشته‌ای بروی عکس نواب صفوی در وصف او نوشت «سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما».[۳۴] وی همچنین نواب صفوی را نویسنده کتابی به نام راهنمایی حقایق به عنوان اولین کسی یاد می‌کند که در قالب این کتاب قانون اساسی حکومت اسلامی را نوشت.

در ادبیات[ویرایش]

در رمان من او اثر رضا امیرخانی، مجتبی نواب صفوی یکی از همکلاسان شخصیت اول داستان است.

معرفی از سوی جمهوری اسلامی[ویرایش]

جمهوری اسلامی او را به عنوان شهید و قهرمان به حساب می‌آورد و چندین مکان از جمله یک بزرگراه که از محله قدیمی نواب می‌گذرد به نام او ثبت شده‌است.

جعفر شجونی از اعضای جامعهٔ روحانیت مبارز وجود افرادی مانند نواب صفوی را لازمهٔ دفاع از انقلاب اسلامی ایران می‌داند و می‌گوید: «ما  برای دفاع از انقلاب اسلامی کسانی را احتیاج داریم که شجاعت شهید نواب صفوی را برای دفاع از اعتقادات ملت ایران داشته باشند.»[۳۵]

منابع[ویرایش]

  1. Hosseini, H. (1990), From Buchanan to Khomeini. American Journal of Economics and Sociology, 49: 167–184. doi: 10.1111/j.1536-7150.1990.tb02270.x http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/j.1536-7150.1990.tb02270.x/abstract the polico-religious activist Ayatollah Kashani during the Mossadegh era and the terrorist Navab-Safavi (a young clergyman) in the late 1940s and early 1950s that paved the way for Ayatollah Khomeini.
  2. Milani, Abbas. (2011). The Shah. MacMillan. p.202: "It is an interesting sign of Safavi's influence that in a recent memorial to his legacy, Ayatollah Ali Khamenei wrote that his foray into politics began when he heard a young cleric named Safavi give a rousing sermon in Mashad" [۱].
  3. «شهید نواب صفوی و فداییان اسلام». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۳ آذر ۱۳۸۶. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ «نواب صفوی». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. بازبینی‌شده در ۱۳ آذر ۱۳۸۶. 
  5. «شهید نواب صفوی و فداییان اسلام». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۳ آذر ۱۳۸۶. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ «شهید نواب صفوی و فداییان اسلام». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۴ آذر ۱۳۸۶. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ مهدی قیصری. «مروری بر زندگی و مبارزات رهبر فداییان اسلام». مرکز اسناد انقلاب اسلامی. بازبینی‌شده در ۱۴ آذر ۱۳۸۶. 
  8. سید مجتبی نواب صفوی، اندیشه‌ها و... ، سید حسین خوش نیت، تهران،۱۳۶۰
  9. مصدق، غلامحسین - در کنار پدرم - انتشارات رسا -۱۳۶۹- ص ۶۲
  10. موحد محمدعلی -خواب آشفته نفت - ج۱ -ص ۱۳۶ -
  11. [بی نا]. «جانبداری آیت‌الله کاشانی از مصدق در برابر اعتراض نواب صفوی». پارسینه، ۰۴ خرداد ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۰. 
  12. عراقی، مهدی - ناگفته‌ها - رسا ۱۳۷۰- ص۱۰۴
  13. ترکمان -، محمد -اسرار قتل رزم آرا - ص۲۴۴ - صدور حکم بازداشت نواب
  14. عراقی، مهدی - ناگفته‌ها - رسا ۱۳۷۰-ص ۱۲۲ الی ص۱۴۸- آزادی نواب و شرکت در موتمر اسلامی
  15. داود امینی اسنادی از فدائیان اسلام و نواب صفوی (۳) (زندان قصر ۳۱ - ۱۳۳۰ ش)، مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره‌های ۲۴ - ۲۳ - ۱۳۷۶، ص ۱۲۹
  16. عراقی، مهدی - ناگفته‌ها - رسا ۱۳۷۰-ص ۱۲۲ الی ص۱۴۸- آزادی نواب و شرکت در موتمر اسلامی
  17. روزنامه اطلاعات - مهندس عزت الله سحابی ۲۷ دی ماه ۱۳۵۹
  18. ۱۱۸ اعلامیه اعضای فدائیان اسلام در قم در پذیرش ‍ نمایندگی شهر قم توسط نواب صفوی.
  19. داود، امینی، اسناد نویافته فدائیان اسلام و نواب صفوی (۲) -شماره ۲۲ و ۲۱و ۱۳۷۶، سند شماره ۶۷ ص
  20. ناگفته ها- حاج مهدی عراقی - انتشارات رسا -۱۳۷۰-ص۲۱-۲۲
  21. ناگفته ها- حاج مهدی عراقی - انتشارات رسا -۱۳۷۰-ص۲۱-۲۲
  22. فاضلی، محمود. پس از ۵۶ سال، شرق، ۲۳ آذر ۱۳۹۰، شماره ۱۴۱۶، ص ۱۲.
  23. Amini (2012) KASRAVI, AḤMAD ii. ASSASSINATION
  24. مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  25. اسرار قتل رزم اراء - محمدترکمان - رسا
  26. کتاب سالهای بحرانی –خاطرات ناصر خان قشقائی در صفحات۱۲۴ الی ۱۲۶ - نشر رسا ۱۳۶۶
  27. خاطرات سیاسی – سرهنگ مصور رحمانی -۱۳۶۴ انتشارات رواق
  28. آن سوی خاطره‌ها - خاطرات سرتیپ شایان فر - وکیل مدافع نواب صفوی
  29. رحمانی، غلامرضا؛ خاطرات سیاسی، تهران، رواق، بی‌تا، صص۲۷۰ـ۲۷۶.
  30. خاطرات مهندس شریف امامی - تاریخ شفاهی هاروارد - نشر نگاه امروز ۱۳۸۰ ص ۱۳۵
  31. تاریخ شفاهی هاروارد – مصاحبه دکتر بقایی با دکتر حبیب لاجوردی مصاحبه دوم ۴ ژوئن ۱۹۸۶ ص ۱۳۶ الی ۱۴۹
  32. سیری در نهضت ملی شدن نفت - خاطرات شمس قنات آبادی - 1377 -ISBN 964-5645-07-07 در ص ۲۱۰ الی ۲۲۰
  33. آفتاب‌نیوز
  34. «عکس/دستخط رهبر معظم انقلاب بر عکس نواب»(فارسی)‎. جوان فردا. بازبینی‌شده در ۱۶ دی ۱۳۸۸. 
  35. فتنه گران برای مقابله با ارزشهای انقلاب اسلامی خیز برداشته‌اند/روحانیت پیشاپیش مردم از انقلاب دفاع کند

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به سید مجتبی نواب صفوی در ویکی‌گفتاورد موجود است.