نورالدین کیانوری
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| نورالدین کیانوری | |
|---|---|
نورالدین کیانوری در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم |
|
| زادروز | ۱۲۹۴[۱] روستای بلده, مازندران |
| درگذشت | ۱۴ مرداد ۱۳۷۸ |
| نقشهای برجسته | دبیر اوّل کمیته مرکزی حزب توده ایران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۲ |
| مکتب | مارکسیسم، مارکسیسم-لنینیسم |
| همسر | مریم فیروز ۱۳۷۸-۱۳۲۳ |
| والدین | شیخ مهدی کیانوری |
نورالدین کیانوری (۱۲۹۴-۱۳۷۸)دبیر اوّل حزب توده ایران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۲ بود.
محتویات |
[ویرایش] زندگی شخصی
نورالدین کیانوری فرزند شیخ مهدی نوری، نوهٔ شیخ فضلالله نوری و از اهالی روستای بلده در مازندران بود. او تحصیلات خود را در ایران و آلمان انجام داد و از دانشگاه آخن دکترای مهندسی راه و ساختمان گرفت.[۱] در سال ۱۳۲۳ با مریم فیروز دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما ازدواج کرد. مریم فیروز تا پایان عمر در کنار همسرش به فعالیت در حزب توده پرداخت و از افراد تأثیرگذار این جریان بود.[نیازمند منبع]
[ویرایش] فعالیت سیاسی
[ویرایش] پیش از انقلاب
کیانوری با پایان تحصیلات خود در ۱۳۱۹ به ایران آمد و در ۱۳۲۱ به حزب تازه تأسیس توده پیوست.[[[۱]]] کیانوری چند سال بعد رهبری شاخه جوانان حزب را بر عهده گرفت[نیازمند منبع] و در جریان وقایع مربوط به ملی شدن صنعت نفت از طرفداران نهضت ملی محمد مصدق بود، او با فروپاشی سازمان نظامی حزب به همراه بسیاری از رهبران دیگر توده در سال ۱۳۳۴ به اتحاد شوروی گریخت و در ۱۳۳۶ به جمهوری آلمان دموکراتیک مهاجرت نمود.
با اوجگیری جنبش انقلابی ایران در سال ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول حزب توده ایران جای ایرج اسکندری را گرفت و در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشت. تعداد اندکی از گردانندگان حزب در برلین شرقی که مقر حزب توده در تبعید بود باقی ماندند و دفتر این حزب را در اروپا فعال نگه داشتند.[نیازمند منبع]
[ویرایش] پس از انقلاب
کیانوری سیاست جدید حزب توده را در جهت حمایت از انقلاب ایران و ائتلاف با نیروهای مذهبی علیه طرفداران لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی تعریف کرد و شعارهای ضدآمریکایی خمینی و طرفدارانش را وجه مشترک مهمی میان حزب توده و این رژیم میدانست. صلاحیت کیانوری و تعداد دیگری از رهبران حزب مانند محمدعلی عمویی و تعدادی دیگر برای انتخابات مجلس اول تأیید شد و این در حالی بود که ایدئولوژی مارکسیستی حزب توده از سوی حکومت جدید به کفر تعبیر میشد . علیرغم حمایت حزب توده از نظام جدید در مقاطعی حساس از جمله در جنگ ایران و عراق و همچنین قرار دادن اطلاعات محرمانه امنیتی در کودتای نوژه در اختیار مسئولان نظام جدید، (علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات حود چندین بار به ملاقات با نورالدین کیانوری و محمدعلی عمویی در منزل شخصی خود و دریافت اطلاعات سری از آنها اشاره میکند.[۲]) استراتژی این حزب در پی تغییر ماهیت و رفتار حکومت شکست خورد. حمایت گاه بیش از حد یکسویهٔ این حزب از روحالله خمینی، و تاکید بر جنبهٔ ضدآمریکایی وی به رهبری کیانوری انجام شد.
او در بهمن ماه ۱۳۶۱ همراه با بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب دستگیر شد. چند ماه بعد در اعترافات تلویزیونی ضبط شده در زندان که دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند و از تلویزیون ایران پخش شد، رهبران درهمشکسته حزب یک به یک به جاسوسی برای شوروی اعتراف کردند. کیانوری، تکیده و درهم شکسته، اظهار داشت که حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تابه حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بودهاست.[۳].
کیانوری در سال ۱۳۶۸ هنگامی که ۷۴ سال داشت و پس از شش سال حبس و زیر شکنجه قرار گرفتن، در بین زندانیان تنها کسی بود[۴] که حاضر شد نامش در گزارش «گالیندوپل» نخستین نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد که از زندان اوین دیدار نمود، مبنی بر شکنجهدیدن و بدرفتاری نوشته شود. او با نشان دادن دست نیمه فلج و انگشتهای شکسته و پای آسیب دیده، در حضور مسئولین زندان اوین درباره نحوه شکنجهشدن وحشیانه خود صحبت نمود و همینطور در گزارش اضافه کرد که سه تن از اعضای حزب در سلولهای انفرادی به سر میبرند، کیانوری همچنین اتهام جاسوسی و توطئه را رد نموده و اعدام هزاران جوان بیگناه را محکوم کرد.[۵][۶]
او در زندان نامهای به خامنهای در خصوص شکنجههای زندانیان نوشت و در آن نامه گفت که برای اعتراف به اتهام دروغین تدارک كودتای مسلحانه برای سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی، به همراه سایر رهبران حزب به شدت شکنجه شده و همسرش مریم فیروز و همینطور افسانه دخترش را شلاق زده و در مقابل چشمانش از سقف آویزان نمودهاند.[۷] کیانوری پس از آزادی از زندان اوین تحت مراقبت ویژه وزارت اطلاعات و تا پایان عمر خود در حبس خانگی به سر برد و تحت نظر بود. او در آستانه فروپاشی شوروی با اصلاحات گورباچف مخالفت کرد و بحران و فروپاشی شوروی را به توطئه آمریکا نسبت داد. کیانوری که در سالهای آخر عمر خود همچنان از سیاستهای حزب توده دفاع میکرد، در ۱۴ مرداد ۱۳۷۸ در گذشت.
[ویرایش] کتابها
- حزب توده ایران و مسائل میهن انقلابی ما- مجموعه مقالات، مصاحبه ها، سخنرانیها ۱۳۵۷- ۱۳۶۰، تهران: انتشارات حزب توده ایران، آذر ۱۳۶۱، ۷۹۳ صفحه.
- خاطرات نورالدین کیانوری، ویراستار عبدالله شهبازی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱، ۶۸۷ صفحه. [۲]
- گفتگو با تاریخ، نورالدین کیانوری، ۱۳۷۶
[ویرایش] منابع
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ نورالدین کیانوری در گفتگو با مصاحبهگر ناشناس. خاطرات نورالدین کیانوری. چاپ اول. انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱. ص ۱۵.
- ↑ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران (کارنامه و خاطرات ۱۳۶۰)، دفتر نشر فرهنگ معاصر اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۸، صص ۱۰۸، ۲۲۶، ۲۷۴ ISBN 7-3-91543-964
- ↑ نفرت بدون فرقگذاری در وبگاه مجله تایمز شماره دوشنبه شانزدهم مه ۱۹۸۳
- ↑ متن نامه افشاگرانه نورالدین کیانوری از زندان اوین وبگاه راه توده
- ↑ [۱] The Guardian November 17, 1999
- ↑ CONFESSIONS written by Ervand Abrahamian at Human Rights and Democrasy Library web site
- ↑ متن نامه افشاگرانه نورالدین کیانوری از زندان اوین وبگاه راه توده
*گفتگو با تاریخ، نورالدین کیانوری، ۱۳۷۶
[ویرایش] پیوند به بیرون
- مقالات درباره کیانوری در وبگاه راه توده
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |