نورالدین کیانوری
| نورالدین کیانوری | |
|---|---|
نورالدین کیانوری در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم |
|
| زادروز | ۱۲۹۴[۱] روستای بلده, مازندران |
| درگذشت | 26آبان ۱۳۷۸ |
| پیشه | فعال سیاسی و مهندس عمران |
| نقشهای برجسته | دبیر اوّل کمیته مرکزی حزب توده ایران از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۳۶۲ زندانی سیاسی |
| لقب | رفیق کیانوری |
| مکتب | مارکسیسم، مارکسیسم-لنینیسم |
| همسر | مریم فیروز ۱۳۷۸-۱۳۲۳ |
| والدین | شیخ مهدی نوری |
نورالدین کیانوری (۱۲۹۴-۱۳۷۸) مهندس عمران و فعال سیاسی ایرانی بود. کیانوری که از اعضای تأثیرگذار کمیته مرکزی حزب توده ایران بود، در پلنوم شانزدهم کمیته مرکزی حزب توده ایران در اسفند ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول حزب انتخاب شد و تا ۱۶ بهمن سال ۱۳۶۱ که زندانی شد و زیر شکنجه رفت دبیراولی این حزب را در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بر عهده داشت. وی در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و به عنوان دبیر اول کمیته مرکزی حزب، نقش مهمی در سیاستهای حزب ایفا میکرد. سیاستهای مبتنی بر حمایت و پشتیبانی گاه یکجانبه از روحالله خمینی و «خط امام» به رهبری وی صورت گرفت. در سالهای اولیه دهه ۶۰ خورشیدی، حزب به رهبری کیانوری از برخورد حکومت اسلامی با وابستگان گروههای سیاسیای که به مقابله مسلحانه با نظام اسلامی برخاسته بودند، حمایت میکرد.[۲]
در بهمن ۱۳۶۱ بیش از ۵۰ نفر از اعضای رهبری و کادرهای فعال آن از جمله نورالدین کیانوری و همسرش مریم فیروز، توسط سپاه پاسداران به اتهام «جاسوسی» دستگیر و در زندان توحید به زیر شکنجه برده شدند.[۳] وی در زندان به اتهام «تدارک کودتای مسلحانه برای سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی» متهم شد و نهایتا در ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در حمله دوم نیروهای امنیتی ایران به بقیه رهبران، کادرها و اعضا حزب بیش از ۱۰۵۰۰ نفر از اعضای حزب توده ایران و رهبری و کادرهای فعال آن دستگیر و به زیر بازجویی و شکنجه برده شدند. در اعترافات تلویزیونی ضبط شده در زندان که دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند و از تلویزیون ایران پخش شد، کیانوری تکیده و درهم شکسته، اظهار داشت که «حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تابه حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بودهاست».[۴]
وی در بهمن ۱۳۶۸ نامهای به سیدعلی خامنهای نوشت و در آن با ذکر جزئیات به بیاعتبار بودن اعترافاتی که با اعمال فشار، تهدید و شکنجه خود و خانوادهاش در زندان انجام شده بود، پرداخت و از همکاریاش در دوران زندان با حوزه علمیه قم در زمینه آشنایی حوزه علمیه با مارکسیسم و کتاب کاپیتال پرده برداشت.[۵]
محتویات |
زندگی شخصی[ویرایش]
نورالدین کیانوری فرزند شیخ مهدی نوری، نوهٔ شیخ فضلالله نوری و از اهالی روستای بلده در مازندران بود. او تحصیلات خود را در ایران و آلمان انجام داد و از دانشگاه فنی آخن دکترای مهندسی راه و ساختمان گرفت.[۱] در سال ۱۳۲۳ با مریم فیروز دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما ازدواج کرد. مریم فیروز تا پایان عمر در کنار همسرش به فعالیت در حزب توده پرداخت و از افراد تأثیرگذار این جریان بود.
فعالیت سیاسی[ویرایش]
پیش از انقلاب[ویرایش]
کیانوری با پایان تحصیلات خود در ۱۳۱۹ به ایران آمد و در ۱۳۲۱ به حزب تازه تأسیس توده پیوست.[۱] کیانوری چند سال بعد رهبری شاخه جوانان حزب را بر عهده گرفت و در جریان وقایع مربوط به ملی شدن صنعت نفت از طرفداران نهضت ملی محمد مصدق بود، او با فروپاشی سازمان نظامی حزب توده به همراه بسیاری از رهبران دیگر توده در سال ۱۳۳۴ به اتحاد شوروی گریخت و در ۱۳۳۶ به جمهوری دموکراتیک آلمان مهاجرت نمود.
با اوجگیری جنبش انقلابی ایران در سال ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول حزب توده ایران جای ایرج اسکندری را گرفت و در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشت. تعداد اندکی از گردانندگان حزب در برلین شرقی که مقر حزب توده در تبعید بود باقی ماندند و دفتر این حزب را در اروپا فعال نگه داشتند.
پس از انقلاب[ویرایش]
کیانوری سیاست جدید حزب توده را در جهت پشتیبانی از انقلاب ایران و ائتلاف با نیروهای مذهبی علیه طرفداران لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی تعریف کرد و شعارهای ضدآمریکایی خمینی و طرفدارانش را وجه مشترک مهمی میان حزب توده و این رژیم میدانست. صلاحیت کیانوری و تعداد دیگری از رهبران حزب مانند محمدعلی عمویی و تعدادی دیگر برای انتخابات مجلس اول تأیید شد و این در حالی بود که ایدئولوژی مارکسیستی حزب توده از سوی حکومت جدید به کفر تعبیر میشد. علیرغم پشتیبانی حزب توده از نظام جدید در مقاطعی حساس از جمله در جنگ ایران و عراق و همچنین قرار دادن اطلاعات محرمانه امنیتی در کودتای نوژه در اختیار مسئولان نظام جدید، (علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات حود چندین بار به ملاقات با نورالدین کیانوری و محمدعلی عمویی در منزل شخصی خود و دریافت اطلاعات سری از آنها اشاره میکند.[۶]) استراتژی این حزب در پی تغییر ماهیت و رفتار حکومت شکست خورد. پشتیبانی گاه بیش از حد یکسویهٔ این حزب از روحالله خمینی، و تاکید بر جنبهٔ ضدآمریکایی وی به رهبری کیانوری انجام شد.
رهبری حزب، با نیروهای مسلمان طرفدار آیتالله خمینی از گذشتهٔ مثبت و دوستانه برخوردار بود: پشتیبانی رهبری حزب از قیام ۱۵ خرداد، و پخش برخی از اعلامیههای آیتالله خمینی از رادیو پیک ایران. موضع ضدآمریکائی آیتالله خمینی، در عمل، بازتاب نگرش جهانی خمینی به این موضوع بود، و به نوعی، همسویی یافت با موضع ضدامپریالیستی حزب توده، و زمینهساز سیاست حزب برای پشتیبانی از آیتالله خمینی شد. نورالدین کیانوری در نشست پرسش و پاسخ ۲۰ شهریور ۱۳۶۱ خورشیدی شعری را نقل قول کرد بدین مضمون: تودهای هستم و همراه امام، ماندگارم که زمان است به کام.[۷] نورالدین کیانوری چنین میپنداشت که با تشدید جنبهٔ ضدآمریکائی انقلاب، در شرایط آرایش قوای بین المللی و وضعیت سیاسی ـ جغرافیایی ایران و روش دوستانهٔ شوروی، جمهوری اسلامی راهی جز آن نخواهد داشت که به تدریج به سوی جبههٔ ضدامپریالیستی کشیده شود، کمابیش مانند وضعی که در مصر زمان ناصر، سوریه والجزایر روی داد. تصور این بود که تعمیق (مبارزهٔ ضدامپریالیستی) و نزدیکی بیشتر با شوروی، به تفاهم و نزدیکی جمهوری اسلامی با حزب خواهد انجامید. کیانوری معمار و مبلغ سیاست نزدیکی به آیت الله خمینی بود.
بنابر اسناد احزاب کمونیست وکارگری جهان، دوران کنونی، دوران گذار ازسرمایهداری به سوسیالیسم و تضاد اصلی جهانی نیز "تضاد میان جبههٔ کشورهای سوسیالیستی و متحدان آنها با امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا" فرمولبندی شده بود. نورالدین کیانوری در پشتیبانی از مبارزهٔ ضد آمریکائی گرایش آقای خمینی، بر این پندار بود که به وظیفهٔ خود عمل میکند.
نورالدین کیانوری توهم داشت در صورتی که انقلاب در راستای ضدامپریالیستی و خلقی پیش برود، حتماً وحدت عمل و اتحاد نیروهای اصیل انقلابی و ضدامپریالیستی محقق میشود. حال آنکه خمینی از کمونیستها بیزار بود. در پاسخ به استفتائی که از آقای خمینی به تاریخ شعبان ۱۳۹۷ شد، او میگوید: "من صریحاً اعلام میکنم که از این دستجات چه کمونیست، چه مارکسیست، چه منحرفین از مذهب تشیع... به هر اسم و رسمی باشد، متنفرم و بیزارم و آنها را خائن به مملکت و مذهب میدانم". (پیام انقلاب جلد اول ص.۱۶۸)
نورالدین کیانوری، حمله «دانشجویان پیرو خط امام» به سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران را به «فال نیک» گرفت و در تشویق و هیجانهای «ضدامپریالیستی دانشجویان پیرو خط امام» نقش ویژهای داشت. وی بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا را «منفجر ساختن ستاد براندازی انقلاب ایران» عنوان میکرد.[۸][بهبود منبع]
کیانوری میگفت: «تشدید مبارزه علیه امپریالیسم و ارتجاع داخلی زمینه را برای تشکیل چنین جبههای (جبههٔ متحد خلق) مسلما هموار خواهد کرد. ما با تمام قوا درجهت تقویت این روند میکوشیم.» (پرسش و پاسخ ۱۵ آبان ۱۳۵۹).
بر این اساس کیانوری با حرکت از خصلت ضدامپریالیستی انقلاب، انقلاب ایران را در ردیف سلسله جنبشهای رهاییبخش ملی خلقهای جهان سوم، ارزیابی میکرد. (مجلهٔ دنیا شمارهٔ ۵ سال ۱۳۵۷ "برخی مسائل نظری مربوط به انقلاب ایران").
زندان[ویرایش]
او در بهمن ماه ۱۳۶۱ همراه با بسیاری از رهبران، اعضا و هواداران حزب دستگیر شد. چند ماه بعد در اعترافات تلویزیونی ضبط شده در زندان که دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند و از تلویزیون ایران پخش شد، رهبران درهمشکسته حزب یک به یک به جاسوسی برای شوروی اعتراف کردند. کیانوری، تکیده و درهم شکسته، اظهار داشت که «حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تابه حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بودهاست».[۹].
کیانوری در سال ۱۳۶۸ هنگامی که ۷۴ سال داشت و پس از شش سال حبس و زیر شکنجه قرار گرفتن،[۱۰]حاضر شد نامش در گزارش «گالیندوپل» نخستین نماینده کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد که از زندان اوین دیدار نمود، مبنی بر شکنجهدیدن و بدرفتاری نوشته شود. او با نشان دادن دست نیمه فلج و انگشتهای شکسته و پای آسیب دیده، در حضور مسئولین زندان اوین درباره نحوه شکنجهشدن وحشیانه خود صحبت نمود و همینطور در گزارش اضافه کرد که سه تن از اعضای حزب در سلولهای انفرادی به سر میبرند، کیانوری همچنین اتهام جاسوسی و توطئه را رد نموده و اعدام هزاران جوان بیگناه را محکوم کرد.[۱۱][۱۲]
او در زندان نامهای به خامنهای در خصوص شکنجههای زندانیان نوشت و در آن نامه گفت که برای اعتراف به اتهام دروغین تدارک کودتای مسلحانه برای سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی، به همراه سایر رهبران حزب به شدت شکنجه شده و همسرش مریم فیروز و همینطور افسانه دخترش را شلاق زده و در مقابل چشمانش از سقف آویزان نمودهاند.[۱۳] کیانوری پس از آزادی از زندان اوین تحت مراقبت ویژه وزارت اطلاعات و تا پایان عمر خود در حبس خانگی به سر برد و تحت نظر بود. او در آستانه فروپاشی شوروی با اصلاحات گورباچف مخالفت کرد و بحران و فروپاشی شوروی را به توطئه آمریکا نسبت داد. کیانوری که در سالهای آخر عمر خود همچنان از سیاستهای حزب توده دفاع میکرد، در 26 آبان ۱۳۷۸ در گذشت.
کتابها[ویرایش]
- حزب توده ایران و مسائل میهن انقلابی ما- مجموعه مقالات، مصاحبهها، سخنرانیها ۱۳۵۷- ۱۳۶۰، تهران: انتشارات حزب توده ایران، آذر ۱۳۶۱، ۷۹۳ صفحه.
- خاطرات نورالدین کیانوری، ویراستار عبدالله شهبازی، تهران: انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱، ۶۸۷ صفحه. [۲]
- گفتگو با تاریخ، نورالدین کیانوری، ۱۳۷۶
منابع[ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ نورالدین کیانوری در گفتگو با مصاحبهگر ناشناس. خاطرات نورالدین کیانوری. چاپ اول. انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۱. ص ۱۵.
- ↑ نبرد روحانیت و حزب بر سر توده مردم، بیبیسی فارسی
- ↑ فراز و نشیب حزب توده ایران در دهه ۶۰؛ از کامروایی تا اعدام، بیبیسی فارسی
- ↑ نفرت بدون فرقگذاری در وبگاه مجله تایمز شماره دوشنبه شانزدهم مه ۱۹۸۳
- ↑ نامه سرگشاده نورالدین کیانوری به آیتالله خامنهای، بیبیسی فارسی
- ↑ علی اکبر هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران (کارنامه و خاطرات ۱۳۶۰)، دفتر نشر فرهنگ معاصر اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۸، صص ۱۰۸، ۲۲۶، ۲۷۴ ISBN 7-3-91543-964
- ↑ فراز و نشیب حزب توده ایران در دهه ۶۰؛ از کامروایی تا اعدام، بیبیسی فارسی
- ↑ پرسش و پاسخ ۱۵ آبان ۱۳۵۹
- ↑ نفرت بدون فرقگذاری در وبگاه مجله تایمز شماره دوشنبه شانزدهم مه ۱۹۸۳
- ↑ متن نامه افشاگرانه نورالدین کیانوری از زندان اوین وبگاه راه توده
- ↑ [۱] The Guardian November 17, 1999
- ↑ CONFESSIONS written by Ervand Abrahamian at Human Rights and Democrasy Library web site
- ↑ متن نامه افشاگرانه نورالدین کیانوری از زندان اوین وبگاه راه توده
*گفتگو با تاریخ، نورالدین کیانوری، ۱۳۷۶
پیوند به بیرون[ویرایش]
- مقالات درباره کیانوری در وبگاه راه توده