مریم (سوره)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کهف سورهٔ مریم طه
شمارهٔ کتابت: ۱۹
جزء : ۱۶
نزول
شمارهٔ نزول:
محل نزول: مکه
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۹۸
تعداد کلمات:
تعداد حروف:

این سوره نخست به داستان زکریا و یحیی ومریم و عیسی و سرگذشت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و ماجرای موسی و هارون و حکایت ادریس یا خنوخ اشاره می‌کند و صدق و اخلاص ایشان را به عنوان انبیای الهی می‌ستاید. در این سوره هم چنین نمونه‌هایی از لعزش گمراهان و زورگویی‌های آنان و افکار و عقایدشان ذکر می‌گردد و آن چه که از لوازم این لعزش هاست از نکبت و عذاب خدا می‌داند و عقیدهٔ مسیحیان مبنی بر پسر خدا بودن عیسی را شرک آمیز قلمداد کرده و نکوهش می‌کند.

مریم مادر عیسی با لقب «سیدة نسآء العالمین» نزد مسلمانان مورد احترام است. هم چنین خداوند مریم را پاک قرار داده و او را بر تمام زنان عالم برگزیده‌است.

بخش نخست این سوره اشاره به داستان زکریا دارد که با روایت مسیحی انجیل لوقا منطبق است. بر اساس انجیل لوقا، زکریا کاهنی در معبد سلیمان بود که وقتی نوبت او شد که در هیکل بخور کند، فرشتهٔ خدا بر وی آشکار شد و به او گفت دعایت مستجاب شده و زوجه ات پسری برایت خواهد آورد که نام او یحیی است و این مولود برای تو سبب خوشوقتی و خرمی خواهد بود و از تولد آن شادمانه می‌گردی زیرا نزد خداوندگار خویش بزرگ می‌شود و شراب و خمر نخواهد نوشید و از شکم مادر به روح القدس مملو خواهد شد تا بنی اسرائیل را بخواند به سوی خداوند خدای آن‌ها یهوه- قلوب پدران را به جانب فرزندان نرم کند و نافرمانان را به راه خدا، و امت را برای خدا تمام کند. و زکریا ملک را گفت که چه سان من این بدانم و حال آن که من پیر هستم و زن من نازاست. و ملک جواب وی را داده گفت که من نزد خدا حاضر می‌باشم و برای همین فرستاده شده‌ام تا با تو سخن گفته این مژده به تو بسپارم. و اینک تو خاموش خواهی بود بلکه یارای تکلم نخواهی داشت اینست نشانه از برای تو تا یقین آوری»

روایت قرآنی این داستان در سورهٔ مریم چنین است: «یاد کن مهربانی پروردگارت را بر بنده اش زکریا، هنگامی که پروردگارش را خواند به ندایی پنهانی- گفت پروردگارا، به راستی استخوان از بدن من سست شد و سرم از سفیدموئی شعله ور گشت و در دعای تو ای پروردگار، هرگز بی بهره نبوده‌ام. و هر آینه از نزدیکان خود پس از خویش بیمناکم و زن من نازای است پس از نزد خود وارثی برای من قرار ده که از من و از خاندان یعقوب میراث گیرد و او را ای پروردگار مردی پسندیده قرار ده. گفتیم ای زکریا، ما تو را بشارت می‌دهیم به پسری که نامش یحیی است و پیش از او کسی بدین نام نبوده‌است. بگفت ای پروردگار من چگونه برای من پسری پدید آید حال آن که زنم نازای است و من از کهنسالی فرتوت و سست گفشته‌ام. گفت این است وعدهٔ پروردگار، بر من آسان است، هر آینه تو را پیش از این بیافریدم و تو چیزی نبودی. گفت ای پروردگار، بر من نشانه‌ای قرار ده. گفت نشانهٔ تو این است که تا سه روز سخن گفتن نتوانی. پس بر قوم خود از محراب بیرون شد و اشارت کرد به سوی ایشان که صبح و شام تسبیح گویید.»

وقتی مسلمین به حبشه هجرت کردند، عمروبن عاص عبدالله بن ابی ربیعه مسلمین را نزد نجاشی به نفرت داشتن از عیسی متهم کردند. نجاشی از مسلمین خواست تا آیاتی از قرآن را در بارهٔ عیسی برایشان بخواند و جعفربن ابیطالب از ابتدای سورهٔ مریم شروع به تلاوت کرد. نجاشی تحت تأثیر قرار گرفت و به مسلمین پناه داد.

فاطمه دختر محمّد نیز در خطبه‌ای که در اعتراض به تصاحب فدک توسط ابوبکر خواند، آیاتی از سورهٔ مریم را تلاوت کرد. «یرثنی و یرث من آل یعقوب» یعنی این که زکریا برای فرزندی دعا می‌کرد که از او و آل یعقوب ارث برد در حالی که ابوبکر با تمسک به این حدیث «ما انبیا ارث بر جای نمی‌گذاریم» می‌خواست فاطمه را از ارث محروم کند.