سکولاریسم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
نقشه کشورهای جهان که در آن‌ها حکومت بر مبنای سکولاریسم است.

سکولاریسم (به فرانسوی: sécularismeگیتی گرایی یا جدااِنگاری دین از سیاست، عقیده‌ای است مبنی بر جدایی نهادهای حکومتی و کسانی که بر مسند دولت می‌نشینند، از نهادهای مذهبی و مقام‌های مذهبی است. این تفکر، به صورت کلی، ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. مفاهیمی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه و ترکیه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند، ولی در کشورهایی مانند ایران، عراق با جدایی دین از سیاست مخالف هستند.

اهداف و استدلال‌ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده‌اند. در منظر لائیسیته اروپایی، سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزش‌های دینی است. برخی استدلال می‌کنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کم‌کارتر بوده‌است.[۱] سکولاریسم را نخستین شاخصهٔ مدرنیته خوانده‌اند.[۲] در میان کشورها جنبش‌های سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی می‌کنند.

واژه سکولاریسم برای نخستین‌بار توسط نویسندهٔ بریتانیایی، جورج هالی اوک در سال ۱۸۴۶ استفاده شد. هر چند این اصطلاح تازه بود، ولی مفهوم کلی آزادی که سکولاریسم بر پایه آن بنا شده بود، در طول تاریخ وجود داشته‌است. ایده‌های اولیهٔ سکولار را می‌توان در آثار ابن رشد (اورئوس) پیدا کرد. وی و پیروان مکتب اوروئسیسم معتقد به جدایی دین از فلسفه بودند. هالی اوک این ایده جدایی اجتماع از دین را بدون تلاش برای انتقاد عقاید دینی مطرح کرد. هالی اوک یک ندانم‌گرا بود و به نظر خودش سکولاریسم برهانی علیه مسیحیت محسوب نمی‌شد، بلکه مستقل است. سکولاریسم تنها به این نکته می‌پردازد که راه درست در حقیقت سکولاریسم است. دانستنی‌های سکولار به‌طور روشن در همین زندگی پیدا می‌شوند و می‌توانند در همین زندگی آزمون شوند.

تعریف[ویرایش]

از آن جا که اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده می‌شود، معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. دیدگاه سکولاریسم بر این پایه بنا شده‌است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش‌ها پسندیده‌است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر می‌توان توضیح داد. به عبارت بهتر هر کسی دین خود را فقط در خانه خود نگه داشته باشد و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند. یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی می‌دانند.[۳]

در حکومت معنی سکولاریسم، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن اصول حقوق بشر بر سایر ارزش‌های هر گروه و دسته‌ای است.[۴]

در مفاهیم جامعه‌شناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن، جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیم‌گیری‌های خود کم‌تر دخالت دهد یا این مفاهیم، کم‌تر موجب اختلاف یا درگیری شوند اطلاق می‌گردد.[۵]

واژهٔ سکولار در زبان لاتین به معنای «این جهانی»، «دنیوی»، «گیتیانه» و متضاد با «دینی» یا «روحانی» است. امروزه وقتی از سکولاریسم به عنوان یک آموزه (دکترین) سخن می‌گویند، معمولاً مقصود هر فلسفه‌ایست که اخلاق را بدون ارجاع به جزمیات (دُگم‌های) دینی بنا می‌کند و در پی پیشبرد دانش‌ها و روش‌های بشری است.[۶]

برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را چنین شرح می‌دهد:

واژه سکولاریسم نخست در میانه قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفته‌است، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشته‌است. در کاربرد نخستین آن، بر آموزه‌ای دلالت می‌کرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و مسائل مربوط به خدا و زندگی آخرت را باید کنار نهاد. بعداً، «سکولاریسم» را به این معنای گسترده‌تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشند و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیع‌تری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدایی» نهادهای دینی و دولتی به کار می‌برند، که تقریباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme است که در دیگر زبان‌ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی بکار برده نمی‌شود

[۷]

دولت سکولار[ویرایش]

امروزه اغلب دولت‌های مهم جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفته‌اند. یک پیامد عملی سکولاریزاسیون، جدایی کلیسا و دولت است – در حقیقت این پیامد چنان یادآور سکولاریزاسیون است که اغلب این دو را یک پدیده می‌شمارند، و اغلب به جای «سکولاریزاسیون» از «جدایی کلیسا و دولت» سخن می‌گویند. اما باید در نظر داشت که سکولاریزاسیون فرایندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت می‌گیرد، درحالی که جدایی نهاد دین و دولت توصیف جنبه سیاسی این فرایند است.

جدا شدن نهاد دین و دولت در سکولاریزاسیون بدین معناست که مؤسسات خاص سیاسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها می‌شوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمی‌توانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاه‌های نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، یا مبنای سیاست‌گذاری‌های عمومی قرار گیرند. در عمل، دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بی‌طرف بماند؛ نه مانع آن‌ها باشد و نه مجری خواسته‌هایشان.[۸]

سکولاریسم معمولاً در پرتو عصر روشنگری در اروپا مطرح می‌شود که تأثیر اصلی را بر جوامع غربی داشته‌است. جدایی دین از سیاست در آمریکا و لائیسیته در فرانسه به‌طور گسترده‌ای بر پایه سکولاریسم رخ داده‌است. البته ایده جدایی دین و دولت در شرق هم در هند از دوران کهن ریشه داشته‌است. دولت نوین هند نیز بر پایه این ارزش‌ها تشکیل یافته و تا حدودی هم در آن موفق بوده‌است.

به نظر سکولاریست‌ها بهتر است سیاست‌مداران برای تصمیم‌گیری به جای دلایل مذهبی از دلایل سکولار استفاده کنند. از این لحاظ در تصمیمات سیاسی برای مسائلی چون سقط جنین، پژوهش دربارهٔ سلول‌های بنیادی، ازدواج همجنس‌گرایان و آموزش سکس، سازمان‌های سکولاری چون Center for Inquiry در آمریکا تأکید بسیاری می‌کنند.[۹]

لائیسیته[ویرایش]

شعار جمهوری فرانسه (آزادی، برابری، برادری) که پس از تصویب قانون جدایی دین از حکومت در سال ۱۹۰۵ بر روی ناقوس یک کلیسا در آپس (بخش وار) نصب شده‌است. چنین نقوشی بسیار نادر هستند و این نقش در جشن دویست ساله انقلاب فرانسه در سال ۱۹۸۹ ترمیم شده‌است.

در زبان فرانسه و برخی دیگر از زبانهای رومی و ایتالیایی: "laticita" یا "laicismo" معادل سکولاریسم، و به مفهوم عدم دخالت دین در امور دولتی و سیاست یا برعکس آن است. اگر چه به نظر می‌رسد هیچ کلمه‌ای در زبان انگلیسی نتواند معنای واقعی کلمه «laïcité» را که از واژه یونانی λαϊκός می‌آید و به معنای سکولار است برساند، اما این کلمه با کلمات انگلیسی laity یا laymen به معنای عام مرتبط است و “laicity” شیوه نگارش انگلیسی اصطلاح فرانسوی لائیسیته‌است.[۱۰]

بین لائیسیته و سکولاریسم تفاوت وجود دارد؛ لائیسیته یک نظریه سیاسی است که طبق آن دین از حکومت جدا است و این نظریه با هدف افزایش آزادی‌های متضاد با دین ارائه شده‌است، درحالی که سکولاریسم با هدف زدودن دین از زندگی جاری مردم معرفی شده‌است، با این وجود گاهی اوقات اصطلاحات سکولاریسم و سکولاریته به معنای لائیسیته به کار می‌روند. فردی که به مکتب لائیسیته اعتقاد دارد را لائیک می‌گویند.[۱۱]

طرفداران مکتب لائیسیته بر این باورند که این اصطلاح به معنای رهایی از دین است و بنابراین فعالیت‌های دینی می‌بایست در چارچوب قانون همانند دیگر فعالیت‌ها صورت پذیرند و امری فراقانونی نیستند. دولت در برابر نظریات مذهبی هیچ گونه موضعی نمی‌گیرد و افراد مذهبی را همانند دیگر افراد جامعه می‌شناسد. منتقدان به ویژه منتقدان نسخه ترکی لائیسیته و ممنوعیت حجاب در فرانسه استدلال می‌کنند که این ایدئولوژی ضد مذهب است و درعمل از آزادی‌های دینی می‌کاهد.[۱۲]

اخلاقیات سکولار[ویرایش]

هالی اوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود به نام «سکولاریسم انگلیسی»، سکولاریسم را به این‌گونه تعریف می‌کند:

سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس مادیات بنا نهاده شده‌است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان یا غیرقابل باور یافته‌اند.

اصول آن عبارت است از:

  1. بهبود زندگی با توجه به مفاهیم مادی آن
  2. دانش تنها وسیله در دسترس انسان است.
  3. اینکه خیر در نیکی کردن است. چه جهان دیگر درکار باشد و چه نباشد.
  4. نیکی کردن در این جهان، و پی‌جویی این نیکی، خیر است.[۱۳][۱۴]

استدلال‌های موافقان و مخالفان سکولاریسم[ویرایش]

موافقان سکولاریسم بر این باورند که گرایش به سکولاریسم و به دنبال آن دوری از دین در دولت‌های سکولار، نتیجه اجتناب ناپذیر عصر روشنگری است، که در آن گرایش عمومی جامعه به سوی علم و خرد سوق پیدا کرد و از دین دور شد.

از طرف دیگر، مخالفان سکولاریسم بر این باورند که یک دولت سکولار، خود مشکلات زیادی به بار می‌آورد، بدون آنکه بتواند راه حلی برای مشکلات اصلی، مانند آزادی عقاید فردی و مذهبی ارائه دهد. برای مثال، اگر چه قانون‌های اساسی کشورهای دانمارک، فنلاند، نروژ، و ایسلند رابطه میان حکومت و دین (کلیسا) را به رسمیت می‌شناسند، این کشورها از بسیاری از کشورهای سکولار آزادتر محسوب می‌شوند. ایسلند در میان اولین کشورهایی است که حق سقط جنین را به رسمیت شناخت (در نیمه اول قرن ۲۰) یا اینکه دولت فنلاند برای احداث مساجد بودجه دولتی در نظر می‌گیرد.

عبدالکریم سروش سکولاریسم را به‌طور کلی به دو دسته تقسیم کرده‌است، «سکولاریسم سیاسی» و «سکولاریسم فلسفی» و آن‌ها را تشریح کرده‌است: سکولاریسم سیاسی یا حکومت فرادینی: سکولاریسم سیاسی یعنی انسان، نهاد دین را از نهاد دولت جدا کند و حکومت نسبت به تمام فرقه‌ها و مذاهب نگاهی یکسان داشته باشد و تکثر آن‌ها را به رسمیت بشناسد و نسبت به همه آن‌ها بی‌طرف باشد. وی سکولاریسم سیاسی را به معنای جدا کردن حکومت از دین می‌داند و نه جدا کردن دین از سیاست.» به گفته او، اگرچه یک معنی سکولاریسم نفی دخالت روحانیت در امور تعریف می‌شود ولی این به معنی نفی دخالت دین نیست. با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مؤمن است، خاطر جمع می‌شود که دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و حکومت به اعتقاد و عمل او تعرضی نخواهد کرد. وی معتقد است با آمدن دموکراسی و سکولاریسم سیاسی، به دین و به عمل دینداران لطمه‌ای نخواهد خورد؛ که از طرف دیگر با آمدن دینداران دموکرات، مشی سیاسی غیردینداران هم آسیبی نخواهد دید؛ یعنی همزیستی مسالمت آمیزی در سایه یک نظام دموکراتیک تحقق خواهد یافت. «سکولاریسم دیگری داریم با نام سکولاریسم فلسفی که معادل با بی‌دینی و بی اعتقادی به دیانت است و نوعی ماتریالیسم (ماده‌گرایی) است. این نوع سکولاریسم با اندیشه دینی غیرقابل جمع است.[۱۵]

معانی در فرهنگ لغت ها[ویرایش]

  • بی تفاوتی، رد کردن، یا ممانعت کردن از دین و مراعات دینی. (فرهنگ لغت ماریام وبستر)[۱۶]
  • اعتقاداتی که مذهب نباید در فعالیت های روزمره اجتماعی و سیاسی درگیر شود. (فرهنگ لغت کمبریج)[۱۷]
  • قانون جدایی دولت از نهاد های مذهبی و دینی. (فرهنگ لغت آکسفورد)[۱۸]
  • نظامی سازمانی و آموزشی اجتماعی که در آن دین اجازه دخالت در امور مدنی را ندارد.( فرهنگ لغت کولینز)[۱۹]
  • فرضیه، عقیده، ایدئولوژی،شروط سیاسی که سکولار را از پدیده های دیگر (معمولا مذهبی، مقدس و یا متافیزیکی) تعریف می کند و در برخی از موارد، سکولار را بر غیر سکولار ارجعیت می دهد (دیکشنری آتیسم).[۲۰]

تاریخچه[ویرایش]

بر اساس فیل زوکرمن و جان آر. شوک، " یک شخص می‌تواند تعداد بی شماری دستور عمل و بیانات و مثال‌هایی از عقایدی که می‌تواند به‌طور بیطرفانه با سکولاریسم در میان ادعاهای مختلف فیلسوفان هندیان، یونانی‌ها، چینی‌ها و رومیان باستان، دسته‌بندی گردد، را دارا باشد."[۲۱] عزیمت از تکیه بر اعتقاد مذهبی به عقل و علم، نشانگر آغاز آموزش سکولاریزاسیون و جامعه در تاریخ است. طبق اولین اسناد مربوط به شکلی از سکولار عقیده در سیستم فلسفی چارواکا به چشم می خورد که ادراک مستقیم، تجربه گرایی و استنتاج شرطی را به عنوان منابع مناسب برای دانش می داند، و در پی رد کردن تداول مراقبت های مذهبی آن زمان می باشد.[۲۲] بنا به نظر دومنیک ماربانییانگ، سکولاریسم در غرب منطق به جای استدلال مذهبی متداول گردید و به تدریج از تقسیم نامطلوب به سلطه دین و خرافات آزاد شد.[۲۳] اولین بار سکولاریسم در غرب در فلسفه و سیاست یونان باستان پدیدار شد. پس از آن پس از سقوط یونان برای مدتی ناپدید گردید، اما در اواسط رنسانس دوباره پدیدار گردید.

تفسیر آمریکایی از سکولاریسم[ویرایش]

استدلال شده است که مفهوم سکولاریسم در اغلب اوقات اشتباه تفسیر گردیده است.[۲۴] در ژوئیه 2012، هافینگتون مطلبی با موضوع اینکه سکولاریسم،انکار وجود خدا نیست، منتشر کرد. جیکز برلینربلا هدایت کننده برنامه تمدن یهودی در دانشگاه جورج تون اینگونه نوشت: " در میان لغات آمریکایی، کلمه سکولاریسم جزو گیج‌کننده‌ترین کلمات می‌باشد و بسیاری از مردم آن را به اشتباه درک می‌کنند. مکتب‌های مختلفی همچون نازیسم، سوشیالیسم، روش ساسی ژوزف استالین بین مکتب‌های بیشمار دیگر موجود هستند. در ایالات متحده، اخیرا هم معنی‌های جدید و اشتباهی برای این لغت پدیدار گردیده که انجمن سکولاریسم را با انجمن منکران خداوند به اشتباه می‌گیرند. مسلما این تصور اشتباه حداقل از دهه 1970 تا به امروز رسیده است."[۲۴]

فلسفه سیاسی سکولاریسم در اواخر قرن بیستم[ویرایش]

برای بسیاری از سازمان‌ها (NGOs) می‌توان دید که سکولاریسم برای تمامی گروه‌های جاندار، مذهبی یا کافر، و برای پیشرفت کردن در جامعه ای که برای آزادی بیان احترام قائل است، ترجیح می‌دهد به عنوان بنایی پایه باشد. به عنوان نمونه می‌توان به جامعه سکولار ملی در انگلستان اشاره کرد. این درک مشترکی است از چیزی که سکولاریسم بین تمامی طرفداران عملش در سرتاسر دنیا، برای آن می ایستد. هنوز بسیاری از محققان مسیحی و سیاستمداران محافظه کار، سکولاریسم را آنگونه که هست تفسیر و ترجمه نمی‌کنند و یا در آن مبالغه می‌کنند، به عنوان یک پادگذاره دینی در تلاش برای دور نگاه داشتن دین از جامعه و جایگزینی آن با کفر یا پوچ گرایی هستند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Feldman, Noah (2005). Divided by God. Farrar, Straus and Giroux, pg. 147
  2. موسی نجفی (۱۳۹۰تمدن برتر، آرما، ص. ۱۸۱، شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۰۷۷-۰۳-۱
  3. فضیلت جدایی حکومت از دین
  4. سکولاریسم چیست؟
  5. سکولاریزم
  6. «تعریف». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ ژانویه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۸.
  7. «فلسفهٔ سکولاریسم». بایگانی‌شده از اصلی در ۷ ژانویه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۸.
  8. «سکولاریسم و سکولاریزاسیون». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۹.
  9. «بیانیه دفاع از دانش و سکولاریسم». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۸.
  10. تحقیق در مورد سکولاریسم
  11. لائیسیته یا سکولاریسم؟
  12. «سکولاریسم به صورت عمومی». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ ژانویه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۴ ژانویه ۲۰۱۸.
  13. اخلاقیات سکولار
  14. دولت سکولار
  15. «با رفراندوم اختیارات ولی فقیه حذف شود» (فارسی). وبگاه جرس. بازبینی‌شده در ۱ اسفند ۱۳۸۸
  16. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام m-w وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  17. Secularism, Cambridge Dictionary
  18. Secularism, Oxford dictionaries
  19. Secularism, Collins
  20. Stephen Bullivant; Lois Lee, eds. (2016). "Seculaism". A Dictionary of Atheism. Oxford University Press.
  21. Phil Zuckerman; John R. Shook. "Introduction: The Study of Secularism". In Phil Zuckerman; John R. Shook. The Oxford Handbook of Secularism. p. 2.(نیازمند آبونمان)
  22. "Indian rationalism, Charvaka to Narendra Dabholkar". The Indian Express. 2018-08-21. Retrieved 2018-09-12.
  23. Ervin Budiselić, "Christian Witness for the 21st Century: Contemporary, yet Orthodox and Radical," Bogoslovni vestnik, 74 University of Ljlubljana, (2014) 3, p. 404
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ Jacques Berlinerblau (2012-07-28). "Secularism Is Not Atheism". The Huffington Post. Retrieved 2013-05-27.

پیوند به بیرون[ویرایش]

سازمان‌های سکولار

Secularism, as defined in the Merriam-Webster dictionary,[1] is the "indifference to, or rejection or exclusion of, religion and religious considerations". In certain context, the word can refer to anticlericalism, atheism, desire to exclude religion from social activities or civic affairs, banishment of religious symbols from the public sphere, state neutrality toward religion, the separation of religion from state, or disestablishment (separation of church and state).[2][3][4]

As a philosophy, secularism seeks to interpret life on principles taken solely from the material world, without recourse to religion.[5] Secularism draws its intellectual roots from Greek and Roman philosophers such as Zeno of Citium and Marcus Aurelius; from Enlightenment thinkers such as Erasmus, John Locke, Denis Diderot, Voltaire, Baruch Spinoza, James Madison, Thomas Jefferson, and Thomas Paine; and from more recent freethinkers atheists such as Matthew W. Dillahunty, Robert Ingersoll, Bertrand Russell, and Christopher Hitchens. It shifts the focus from religion to other "temporal" and "this-worldly" things, with emphasis on nature, reason, science, and development.[6]

In political terms, secularism is the principle of the separation of government institutions and persons mandated to represent the state from religious institution and religious dignitaries (the attainment of such is termed secularity). Defined briefly, secularism means that governments should remain neutral on the matter of religion and should not enforce nor prohibit the free exercise of religion, leaving religious choice to the liberty of the people. One form of secularism is asserting the right to be free from religious rule and teachings, or, in a state declared to be neutral on matters of belief, from the imposition by government of religion or religious practices upon its people.[Notes 1] Another form of secularism is the view that public activities and decisions, especially political ones, should be uninfluenced by religious beliefs or practices.[7][Notes 2] There exist distinct traditions of secularism in the West (e.g., French and Anglo-American) and beyond (e.g., in India).[2]

The purposes and arguments in support of secularism vary widely.[8] In European laicism, it has been argued that secularism is a movement toward modernization, and away from traditional religious values (also known as secularization). This type of secularism, on a social or philosophical level, has often occurred while maintaining an official state church or other state support of religion. In the United States, some argue that state secularism has served to a greater extent to protect religion and the religious from governmental interference, while secularism on a social level is less prevalent.[9][10] On the other hand, Meiji era Japan maintained that it was secular and allowed freedom of religion despite enforcing State Shinto and continuing to prohibit certain "superstitions;" scholar of religion Jason Ānanda Josephson has labelled this conception of the secular "the Shinto Secular" and noted that it follows a pattern established in certain European constitutions.[11]

Dictionary definitions

  • Indifference to, or rejection or exclusion of, religion and religious considerations (Merriam-Webster)[1]
  • The belief that religion should not be involved with the ordinary social and political activities of a country (Cambridge Dictionary)[3]
  • The principle of separation of the state from religious institutions (Oxford Dictionaries)[12]
  • A system of social organization and education where religion is not allowed to play a part in civil affairs (Collins)[4]
  • A theory, belief, ideology, or political modality that demarcates the secular from other phenomena (usually religious) and prioritizes, the secular over the non-secular in some regard.[13]

Overview

The British writer George Jacob Holyoake (1817–1906) coined the term "secularism" in 1851[14]
Italian law professor Alberico Gentili (1552–1608) first split secularism from canon law and Roman Catholic theology.

The term "secularism" was first used by the British writer George Jacob Holyoake in 1851.[14] Holyoake invented the term secularism to describe his views of promoting a social order separate from religion, without actively dismissing or criticizing religious belief. An agnostic himself, Holyoake argued that "Secularism is not an argument against Christianity, it is one independent of it. It does not question the pretensions of Christianity; it advances others. Secularism does not say there is no light or guidance elsewhere, but maintains that there is light and guidance in secular truth, whose conditions and sanctions exist independently, and act forever. Secular knowledge is manifestly that kind of knowledge which is founded in this life, which relates to the conduct of this life, conduces to the welfare of this life, and is capable of being tested by the experience of this life."[15]

Barry Kosmin of the Institute for the Study of Secularism in Society and Culture breaks modern secularism into two types: hard and soft secularism. According to Kosmin, "the hard secularist considers religious propositions to be epistemologically illegitimate, warranted by neither reason nor experience". However, in the view of soft secularism, "the attainment of absolute truth was impossible, and therefore, skepticism and tolerance should be the principle and overriding values in the discussion of science and religion".[16]

History

According to Phil Zuckerman and John R. Shook, "one can find numerous formulations, articulations, and examples of ideas that could be fairly classified with secularism amidst the assertions of various ancient Indian, Greek, Chinese, and Roman philosophers".[17] The departure from reliance on religious faith to reason and science marks the beginning of the secularization of education and society in history. Among the earliest documentations of a secular form of thought is seen in the Charvaka system of philosophy in India, which held direct perception, empiricism, and conditional inference as proper sources of knowledge, and sought to reject the prevailing religious practices of that time.[18] According to Domenic Marbaniang, Secularism emerged in the West with the establishment of reason over religious faith as human reason was gradually liberated from unquestioned subjection to the dominion of religion and superstition.[19] Secularism first appeared in the West in the classical philosophy and politics of ancient Greece, disappeared for a time after the fall of Greece, but resurfaced after a millennium and half in the Renaissance and the Reformation. He writes:

An increasing confidence in human capabilities, reason, and progress, that emerged during the Italian Renaissance, together with an increasing distrust in organized and state supported religion during the Reformation, was responsible for the ushering of modernity during the Enlightenment, which brought all facets of human life including religion under the purview of reason and thus became responsible for the freeing of education, society, and state from the domination of religion; in other words, the development of modern secularism.[20]

Harvey Cox explains that the Enlightenment hailed Nature as the "deep reality" that transcended the corrupted man-made institutions of men. Consequently, the rights of man were not considered as God-given, but as the de facto benefits of Nature as revealed by Reason.[21]

State secularism

Countries with state religion.
 
  Islam
 

In political terms, secularism is a movement towards the separation of religion and government (often termed the separation of church and state). This can refer to reducing ties between a government and a state religion, replacing laws based on scripture (such as Halakha, Dominionism, and Sharia law) with civil laws, and eliminating discrimination on the basis of religion. This is said to add to democracy by protecting the rights of religious minorities.[22]

In his On Temporal Authority (1523), Martin Luther argued for the division of the church and the state. He specified two distinct powers: weltliches Regiment (German word for "the kingdom of the world", "the State"), and geistliches Regiment (German word for "the kingdom of God", "the Church"), and argued that citizens need only subject to the ruler's edict as long as the edict conformed to God's divine will as revealed in the scriptures.[23]

Scholars, such as Jacques Berlinerblau of the Program for Jewish Civilization at the Edmund A. Walsh School of Foreign Service at Georgetown University, have argued that the separation of church and state is but one possible strategy to be deployed by secular governments. What all secular governments, from the democratic to the authoritarian, share is a concern about the relationship between the church and the state. Each secular government may find its own unique policy prescriptions for dealing with that concern (separation being one of those possible policies; French models, in which the state carefully monitors and regulates the church, being another).[24]

A major impact on the idea of state religious liberty came from the writings of John Locke who, in his A Letter Concerning Toleration argued in favor of religious toleration. He argued that government must treat all citizens and all religions equally, and that it can restrict actions, but not the religious intent behind them.[25]

Maharaja Ranjeet Singh of the Sikh empire of the first half of the 19th century successfully established a secular rule in the Punjab. This secular rule respected members of all races and religions and it allowed them to participate without discrimination in Ranjeet Singh's darbar and he had Sikh, Muslim and Hindu representatives heading the darbar.[26] Ranjit Singh also extensively funded education, religion, and arts of various different religions and languages.[27]

Secularism is most often associated with the Age of Enlightenment in Europe and it plays a major role in Western society. The principles, but not necessarily the practices, of separation of church and state in the United States and Laïcité in France draw heavily on secularism. Secular states also existed in the Islamic world during the Middle Ages (see Islam and secularism).[28]

In accord with the belief in the separation of church and state, secularists tend to prefer that politicians make decisions for secular rather than religious reasons.[29] In this respect, policy decisions pertaining to topics like abortion, contraception, embryonic stem cell research, same-sex marriage, and sex education are prominently focused upon by American secularist organizations such as the Center for Inquiry.[30][31]

Some Christian fundamentalists and scholars (notably in the United States) oppose secularism, often claiming that there is a "radical secularist" ideology being adopted in our current day and they see secularism as a threat to "Christian rights"[32] and national security.[33]

The most significant forces of religious fundamentalism in the contemporary world are Christian fundamentalism and Islamic fundamentalism. At the same time, one significant stream of secularism has come from religious minorities who see governmental and political secularism as integral to the preservation of equal rights.[34]

Some of the well known states that are often considered "constitutionally secular" are the United States,[35] France,[36] Mexico[37] South Korea, and Turkey although none of these nations have identical forms of governance with respect to religion.

Secular society

In studies of religion, modern democracies are generally recognized as secular. This is due to the near-complete freedom of religion (beliefs on religion generally are not subject to legal or social sanctions), and the lack of authority of religious leaders over political decisions. Nevertheless, it has been claimed that surveys done by Pew Research Center show Americans as generally being more comfortable with religion playing a major role in public life, while in Europe the impact of the church on public life is declining.[38]

Modern sociology has, since Max Weber, often been preoccupied with the problem of authority in secularized societies and with secularization as a sociological or historical process.[39] Twentieth-century scholars, whose work has contributed to the understanding of these matters, include Carl L. Becker, Karl Löwith, Hans Blumenberg, M.H. Abrams, Peter L. Berger, Paul Bénichou and D.L. Munby, among others.

Some societies become increasingly secular as the result of social processes, rather than through the actions of a dedicated secular movement; this process is known as secularization.

Sociologist Peter L. Berger maintained that the modern world can no longer be described as being secular or becoming increasingly secular, instead it can best be described as being pluralistic.[40]

Secular ethics

George Holyoake's 1896 publication English Secularism describes secularism as follows:

Secularism is a code of duty pertaining to this life, founded on considerations purely human, and intended mainly for those who find theology indefinite or inadequate, unreliable or unbelievable. Its essential principles are three: (1) The improvement of this life by material means. (2) That science is the available Providence of man. (3) That it is good to do good. Whether there be other good or not, the good of the present life is good, and it is good to seek that good.[41]

Holyoake held that secularism and secular ethics should take no interest at all in religious questions (as they were irrelevant), and was thus to be distinguished from strong freethought and atheism. In this he disagreed with Charles Bradlaugh, and the disagreement split the secularist movement between those who argued that anti-religious movements and activism was not necessary or desirable and those who argued that it was.

Contemporary ethical debate in the West is often described as "secular". The work of well known moral philosophers such as Derek Parfit and Peter Singer, and even the whole field of contemporary bioethics, have been described as explicitly secular or non-religious.[42][43][44][45]

American interpretation of secularism

It has been argued that the concept of secularism has frequently been misinterpreted.[46] In a July 2012 Huffington Post article titled Secularism Is Not Atheism, Jacques Berlinerblau, Director of the Program for Jewish Civilization at Georgetown University, wrote that "Secularism must be the most misunderstood and mangled ism in the American political lexicon. Commentators on the right and the left routinely equate it with Stalinism, Nazism, and Socialism, among other dreaded isms. In the United States, of late, another false equation has emerged. That would be the groundless association of secularism with atheism. The religious right has profitably promulgated this misconception at least since the 1970s."[46]

Secularism in late 20th century political philosophy

It can be seen by many of the organizations (NGOs) for secularism that they prefer to define secularism as the common ground for all life stance groups, religious or atheistic, to thrive in a society that honors freedom of speech and conscience. An example of that is the National Secular Society in the UK. This is a common understanding of what secularism stands for among many of its activists throughout the world. However, many scholars of Christianity and conservative politicians seem to interpret secularism more often than not, as an antithesis of religion and an attempt to push religion out of society and replace it with atheism or a void of values, nihilism. This dual aspect (as noted above in "Secular ethics") has created difficulties in political discourse on the subject. It seems that most political theorists in philosophy following the landmark work of John Rawl's Theory of Justice in 1971 and its following book, Political Liberalism (1993),[47] would rather use the conjoined concept overlapping consensus rather than secularism. In the latter Rawls holds the idea of an overlapping consensus as one of three main ideas of political liberalism. He argues that the term secularism cannot apply;

But what is a secular argument? Some think of any argument that is reflective and critical, publicly intelligible and rational, as a secular argument; [...], Nevertheless, a central feature of political liberalism is that it views all such arguments the same way it views religious ones, and therefore these secular philosophical doctrines do not provide public reasons. Secular concepts and reasoning of this kind belong to first philosophy and moral doctrine, and fall outside the domain of the political.[47]

Still, Rawl's theory is akin to Holyoake's vision of a tolerant democracy that treats all life stance groups alike. Rawl's idea it that it is in everybody's own interest to endorse "a reasonable constitutional democracy" with "principles of toleration". His work has been highly influential on scholars in political philosophy and his term, overlapping consensus, seems to have for many parts replaced secularism among them. In textbooks on modern political philosophy, like Colin Farelly's, An Introduction to Contemporary Political Theory,[48] and Will Kymlicka's, Contemporary Political Philosophy,[49] the term secularism is not even indexed and in the former it can be seen only in one footnote. However, there is no shortage of discussion and coverage of the topic it involves. It is just called overlapping consensus, pluralism, multiculturalism or expressed in some other way. In The Oxford Handbook of Political Theory,[50] there is one chapter called "Political secularism", by Rajeev Bhargava. It covers secularism in a global context, and starts with this sentence: "Secularism is a beleaguered doctrine."

Organizations

The largest secularist group in the United Kingdom is Humanists UK, which both campaigns for a secular state and represents the non-religious community. The National Secular Society is another such group, and holds an annual "Secularist of the Year" awards ceremony. The award's first winner was Maryam Namazie, of the Worker-Communist Party of Iran and the Council of Ex-Muslims of Britain[51] which aims to break the taboo that comes with renouncing Islam and to oppose apostasy laws and political Islam.[52]

The Scottish Secular Society is active in Scotland, and is currently focused on the role of religion in education. In 2013, it raised a petition at the Scottish Parliament to have the Education (Scotland) Act 1980 changed so that parents will have to make a positive choice to opt into Religious Observance.

Another secularist organization is the Secular Coalition for America. The Secular Coalition for America lobbies and advocates for separation of church and state as well as the acceptance and inclusion of Secular Americans in American life and public policy. While Secular Coalition for America is linked to many secular humanistic organizations and many secular humanists support it, as with the Secular Society, some non-humanists support it.

Local organizations work to raise the profile of secularism in their communities and tend to include secularists, freethinkers, atheists, agnostics, and humanists under their organizational umbrella.

Student organizations, such as the Toronto Secular Alliance, try to popularize nontheism and secularism on campus. The Secular Student Alliance is an educational non-profit that organizes and aids such high school and college secular student groups.

In Turkey, the most prominent and active secularist organization is Atatürkist Thought Association (ADD), which is credited for organizing the Republic Protests – demonstrations in the four largest cities in Turkey in 2007, where over 2 million people, mostly women, defended their concern in and support of secularist principles introduced by Mustafa Kemal Atatürk.

Leicester Secular Society, founded in 1851, is the world's oldest secular society.

See also

Notes

References

  1. ^ a b "secularism". Merriam-Webster. Merriam-Webster Inc.
  2. ^ a b Nader Hashemi (2009). "Secularism". In John L. Esposito (ed.). The Oxford Encyclopedia of the Islamic World. Oxford: Oxford University Press. ISBN 9780195305135. A key problem in understanding secularism is agreeing on what the concept actually means. Does secularism suggest anticlericalism? Atheism? Disestablishment? State neutrality toward religion? The separation of religion from state? Or the banishment of religious symbols from the public sphere? According to Charles Taylor, if there is one thing that can be said with certainty, it is that "it is not entirely clear what is meant by secularism". Making an understanding of secularism more difficult are the different histories of secularism and their legacies both within the Western tradition (e.g. French versus Anglo-American secularism) and in the non-Western world (e. g., Indian secularism is quite distinct).(subscription required)
  3. ^ a b Secularism, Cambridge Dictionary
  4. ^ a b Secularism, Collins
  5. ^ Livingstone, E.A. (2006). The Concise Oxford Dictionary of the Christian Church (2nd ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/acref/9780198614425.001.0001. ISBN 978-0-19-172721-4.
  6. ^ Yaniv Roznai citing Domenic Marbaniang in "Negotiating the Eternal: The Paradox of Entrenching Secularism in Constitutions", Michigan State Law Review 253, 2017, p. 324
  7. ^ "Secularism & Secularity: Contemporary International Perspectives". Edited by Barry A. Kosmin and Ariela Keysar. Hartford, CT: Institute for the Study of Secularism in Society and Culture (ISSSC), 2007.
  8. ^ Feldman, Noah (2005). Divided by God. New York City: Farrar, Straus and Giroux. p. 25. Together, early protosecularists (Jefferson and Madison) and proto-evangelicals (Backus, Leland, and others) made common cause in the fight for non-establishment [of religion] – but for starkly different reasons.
  9. ^ Yavuz, Hakan M. and John L. Esposio (2003) ‘’Turkish Islam and the Secular State: The Gulen Movement’’. Syracuse University, pp. xv–xvii. ISBN 0-8156-3040-9
  10. ^ Feldman, Noah (2005). Divided by God. New York City: Farrar, Straus and Giroux. p. 147. But with the Second World War just ahead, secularism of the antireligious type was soon to disappear from mainstream American society, to be replaced by a new complex of ideas that focused on secularizing the state, not on secularizing society.
  11. ^ Josephson, Jason Ānanda (2012). The Invention of Religion in Japan. Chicago: University of Chicago Press. pp. 132–39, 186–91. ISBN 978-0-226-41235-1.
  12. ^ Secularism, Oxford dictionaries
  13. ^ Stephen Bullivant; Lois Lee, eds. (2016). "Seculaism". A Dictionary of Atheism. Oxford University Press.
  14. ^ a b Holyoake, G. J. (1896). English Secularism: A Confession of Belief. Library of Alexandria. pp. +Dec.+10, +1851, +p.+62.)%22%22This+was+the+first+time+the+word%22%22Secularism%22%22appeared+in+the+press%22 47−48. ISBN 978-1-4655-1332-8.
  15. ^ Holyoake, G. J. (1872). The Reasoner. Holyoake. p. 100. Retrieved 2017-10-04.
  16. ^ Kosmin, Barry A. "Hard and soft secularists and hard and soft secularism: An intellectual and research challenge." (PDF), archived from the original (PDF) on March 27, 2009, retrieved 2011-03-24
  17. ^ Phil Zuckerman; John R. Shook (2017). "Introduction: The Study of Secularism". In Phil Zuckerman; John R. Shook (eds.). The Oxford Handbook of Secularism. p. 2. doi:10.1093/oxfordhb/9780199988457.013.1.(subscription required)
  18. ^ "Indian rationalism, Charvaka to Narendra Dabholkar". The Indian Express. 2018-08-21. Retrieved 2018-09-12.
  19. ^ Ervin Budiselić, "Christian Witness for the 21st Century: Contemporary, yet Orthodox and Radical", Bogoslovni vestnik, 74 University of Ljlubljana, (2014) 3, p. 404
  20. ^ Domenic Marbaniang, Secularism in India: A Historical Analysis SI: Domenic Marbaniang, 2011, p. 11
  21. ^ Harvey Cox, The Secular City: Secularization and Urbanization in Theological Perspective (Princeton University Press, 2013), p. xxiii
  22. ^ Feldman, Noah (2005). p. 14. "[Legal secularists] claim that separating religion from the public, governmental sphere is necessary to ensure the full inclusion of all citizens."
  23. ^ Domenic Marbaniang, "The Kingdom in Secular Politics" in Basileia: A Theological Journal, Itarsi: Central India Theological Seminary, Oct 2008.
  24. ^ Berlinerblau, Jacques, "How to be Secular", Houghton Mifflin Harcourt, p. xvi.
  25. ^ Elissa B. Alzate, Religious Liberty in a Lockean Society, Palgrave Studies in Religion, Politics, and Policy, 2017, p. 32
  26. ^ K.S. Duggal, Ranjit Singh: A Secular Sikh Sovereign, Abhinav Publications (1989) ISBN 81-7017-244-6
  27. ^ Sheikh, Majid (2010-10-31). "Destruction of schools as Leitner saw them". Dawn. Retrieved 4 June 2013.
  28. ^ Ira M. Lapidus (October 1975). "The Separation of State and Religion in the Development of Early Islamic Society", International Journal of Middle East Studies 6 (4), pp. 363–85.
  29. ^ Feldman Noah (2005). pp. 6–8.
  30. ^ Washington Post, November 15, 2006 "Think Tank Will Promote Thinking"
  31. ^ "Declaration in Defense of Science and Secularism". Cfidc.org. Archived from the original on 2009-01-17. Retrieved 2011-03-24.
  32. ^ Lewis, Bob (2007-05-19). "'Jerry's Kids' Urged to Challenge 'Radical Secularism'". The Christian Post. Archived from the original on 2007-05-21. Retrieved 2018-08-03.
  33. ^ Rev Jerry Falwell (2001-09-15). "Jerry Falwell – Quotations – Seventh quotation". Archived from the original on 2008-05-11.
  34. ^ Feldman, Noah (2005). p. 13.
  35. ^ Mount, Steve. ""The Constitution of the United States", Amendment 1 – Freedom of Religion, Press". Retrieved 22 April 2011.
  36. ^ "Preamble of the Constitution of India". Indiacode.nic.in. Retrieved 2011-03-24.
  37. ^ See article 3 of the 1917 Mexican constitution, and Article 24. See also Schmitt (1962) and Blancarte (2006).
  38. ^ "Secular Europe and Religious America: Implications for Transatlantic Relations". Pew Research Center. 2005-04-21. Retrieved 4 July 2018.
  39. ^ The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism, Max Weber, London, Routledge Classics, 2001, pp. 123–25.
  40. ^ Peter Berger and Ross Douthat, "Why Hasn't Religion Died Out?", 2015. The Veritas Forum, http://www.veritas.org/why-hasnt-religion-died-out/ Accessed on June 22, 2018.
  41. ^ Holyoake, G. J. (1896). p. 37.
  42. ^ Derek Parfit (1984). Reasons and persons. Oxford [Oxfordshire]: Clarendon Press. ISBN 978-0-19-824615-2. OL 3172889M. 0198246153{{inconsistent citations}}
  43. ^ Brian Leiter, "Is "Secular Moral Theory" Really Relatively Young?, Leiter Reports: A Philosophy Blog, June 28, 2009.
  44. ^ Richard Dawkins, "When Religion Steps on Science's Turf: The Alleged Separation Between the Two Is Not So Tidy", Free Inquiry vol. 18, no. 2.
  45. ^ Solomon, D. (2005). "Christian Bioethics, Secular Bioethics, and the Claim to Cultural Authority". Christian Bioethics. 11 (3): 349–59. doi:10.1080/13803600500501571. PMID 16423736.
  46. ^ a b Jacques Berlinerblau (2012-07-28). "Secularism Is Not Atheism". The Huffington Post. Retrieved 2013-05-27.
  47. ^ a b Inc., Recorded Books (2011-01-01). Political Liberalism: Expanded Edition. Columbia University Press. p. 457. ISBN 978-0-231-52753-8. OCLC 948824118.
  48. ^ Patrick., Farrelly, Colin (2004-01-01). Contemporary political theory: a reader. Sage. ISBN 978-0-7619-4908-4. OCLC 290530058.
  49. ^ Will., Kymlicka (2002). Contemporary political philosophy: an introduction. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-878274-2. OCLC 611694157.
  50. ^ 1953-, Dryzek, John S.; Bonnie., Honig (2009-01-01). The Oxford handbook of political theory. Oxford University Press. p. 636. ISBN 978-0-19-927003-3. OCLC 474737332.
  51. ^ "Europe: New Groups Unite Those Who Renounce Islam". Radio Free Europe. September 11, 2007.
  52. ^ Casciani, Dominic (21 June 2007). "Ignore Islam, 'ex-Muslims' urge". BBC News.

Further reading

Secular ethics
  • Berlinerblau, Jacques (2005) "The Secular Bible: Why Nonbelievers Must Take Religion Seriously" ISBN 0-521-61824-X
  • Berlinerblau, Jacques (2012) "How to be Secular: A Call to Arms for Religious Freedom" ISBN 978-0-547-47334-5
  • Boyer, Pascal (2002). Religion Explained: The Evolutionary Origins of Religious Thought. ISBN 0-465-00696-5
  • Cliteur, Paul (2010). The Secular Outlook: In Defense of Moral and Political Secularism. ISBN 978-1-4443-3521-7
  • Dacey, Austin (2008). The Secular Conscience: Why belief belongs in public life. ISBN 978-1-59102-604-4
  • Holyoake, G. J. (1898). The Origin and Nature of Secularism. London: Watts & Co., Reprint: ISBN 978-1-174-50035-0
  • Jacoby, Susan (2004). Freethinkers: a history of American secularism. New York: Metropolitan Books. ISBN 0-8050-7442-2
  • Nash, David (1992). Secularism, Art and Freedom. London: Continuum International. ISBN 0-7185-1417-3 (paperback published by Continuum, 1994: ISBN 0-7185-2084-X)
  • Royle, Edward (1974). Victorian Infidels: the origins of the British Secularist Movement, 1791–1866. Manchester: Manchester University Press. ISBN 0-7190-0557-4 Online version
  • Royle, Edward (1980). Radicals, Secularists and Republicans: popular freethought in Britain, 1866–1915. Manchester: Manchester University Press. ISBN 0-7190-0783-6
  • Asad, Talal (2003). Formations Of The Secular: Christianity, Islam, Modernity. Stanford University Press. ISBN 0-8047-4768-7
  • Taylor, Charles (2007). A Secular Age. Cambridge: The Belknap Press of Harvard University Press. ISBN 978-0-674-02676-6
Secular society

See also the references list in the article on secularization

  • Berger, Peter L. (1967) The Sacred Canopy: Elements of a Sociological Theory of Religion. Garden City, NY: Doubleday. 1990 edition: ISBN 978-0-385-07305-9.
  • Chadwick, Owen (1975). The Secularization of the European mind in the nineteenth century. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-39829-9
  • Cox, Harvey (1965). The Secular City: Secularization and Urbanization in Theological Perspective. Edition from 1990: ISBN 978-0-02-031155-3
  • Domingo, Rafael (2016). "God and the Secular Legal System". Cambridge: Cambridge University Press ISBN 1-316-60127-7
  • Kosmin, Barry A. and Ariela Keysar (2007). Secularism and Secularity: Contemporary International Perspectives. Institute for the Study of Secularism in Society and Culture. ISBN 978-0-9794816-0-4, 0-9794816-0-0
  • Martin, David (1978). A General Theory of Secularization. Oxford: Blackwell. ISBN 0-631-18960-2
  • Martin, David (2005). On Secularization: Towards a Revised General Theory. Aldershot: Ashgate. ISBN 0-7546-5322-6
  • McLeod, Hugh (2000). Secularisation in Western Europe, 1848–1914. Basingstoke: Macmillan. ISBN 0-333-59748-6
  • Wilson, Bryan (1969). Religion in Secular Society. London: Penguin.
  • King, Mike (2007). Secularism. The Hidden Origins of Disbelief. Cambridge: James Clarke & Co. ISBN 978-0-227-17245-2
Secular state
  • Adıvar, Halide Edip (1928). The Turkish Ordeal. The Century Club. ISBN 0-8305-0057-X
  • Benson, Iain (2004). Considering Secularism in Farrows, Douglas(ed.). Recognizing Religion in a Secular Society McGill-Queens Press. ISBN 0-7735-2812-1
  • Berlinerblau, Jacques (2012) "How to be Secular: A Call to Arms for Religious Freedom" ISBN 978-0-547-47334-5
  • Blancarte, Roberto (2006). Religion, church, and state in contemporary Mexico. in Randall, Laura (ed.). Changing structure of Mexico: political, social, and economic prospects. [Columbia University Seminar]. 2nd. ed. M.E. Sharpe. Chapter 23, pp. 424–37. ISBN 978-0-7656-1405-6.
  • Cinar, Alev (2006). Modernity, Islam, and Secularism in Turkey: Bodies, Places, and Time. University of Minnesota Press. ISBN 0-8166-4411-X
  • Cliteur, Paul (2010). The Secular Outlook: In Defense of Moral and Political Secularism. ISBN 978-1-4443-3521-7
  • Josephson, Jason Ānanda (2012). "Formations of the Shinto Secular". The Invention of Religion in Japan. Chicago: University of Chicago Press.
  • Juergensmeyer, Mark (1994). The New cold war?: religious nationalism confronts the secular state. University of California Press. ISBN 0-520-08651-1
  • Schmitt, Karl M. (1962). Catholic adjustment to the secular state: the case of Mexico, 1867–1911. Catholic Historical Review, Vol.48 (2), July, pp. 182–204.
  • Urban, Greg (2008). The circulation of secularism. International Journal of Politics, Culture and Society, Vol. 21, (1–4), December. pp. 17–37.
Theory

External links