لائیسیته
سِکولاریسم فرانسوی یا لائیسیتِه (به فرانسوی: laïcité، آوانگاری: /la.i.si.te/) پایهٔ بنیادین جدایی ادیان و حکومت در فرانسه است.[۱] این مفهوم سرگذشتی کمابیش بلند دارد، و حکومت کنونی فرانسه بر پایهٔ قانون ۱۹۰۵ جدایی کلیساها و حکومت، آن را پیادهسازی میکند.[۲] در درازای سدهٔ بیستم، مفهوم لائیسیته از مفهوم اصلیاش (نبود پیوند میان دین و سیاست)، به معنای برابری همهٔ ادیان تغییر و گسترش یافت. اگرچه تفسیری محدودتر از این اصطلاح پس از سال ۲۰۰۴ پیشنهادند.[۳] واژهنامهها این واژه (laïcité) را بیشتر را به سکولاریته یا سکولاریسم ترجمه میکنند.[۴]

لائیسیته در جایگاه یک مفهوم، در نیمهٔ سدهٔ نوزدهم شکل گرفت؛ و جدایی جامعهٔ مدنی از جامعهٔ مذهبی را نشان میدهد. این واژه نخست در مباحث پیروی حذف آموزشهای دینی از مدارس بهکار رفت، و سپس در جایگاه یک آرمان سیاسی و اخلاقی، با ترکیبی از عقلگرایی، تعهد اخلاقی، و دیدگاه انساندوستانه پیش نهادهشد. لائیسیته هدفش جلوگیری از نفوذ نهادها و باورهای مذهبی در عرصهٔ عمومی و جایگزینی آنها با اقتدار دولت یا ملت سکولار بود.[۶]
لائیسیته در منابع فارسی
[ویرایش]لائیسیته مفهومی سیاسی است که بر حسب آن، از یکسو، دولت (به معنای État یا State که شامل سه قوای مقننه، اجرایی و قضائی میشود) و بخش عمومی (Sphère publique)[نیازمند منبع] از هیچ دینی پیروی نمیکنند و از سوی دیگر، دین، با برخورداری از همهٔ آزادیها در جامعهٔ مدنی، هیچ قدرت سیاسیای اعمال نمیکند. لائیسیته از زبان یونانی گرفته شدهاست. اگر بخواهیم تعریفی از آن ارائه دهیم میتوان گفت: «دولت (در معنای بالا) که از هیچ دینی پیروی نمیکند و دین در جامعه مدنی آزادانه به فعالیت میپردازد ولی دین در سیاست هیچگونه قدرتی اعمال نمیکند». این مفهوم ریشه در نوشتارهای روشنگرانی مانند دنیس دیدرو، ولتر، جان لاک، پدران بنیانگذار ایالات متحده مانند جیمز مدیسون، توماس جفرسون، توماس پین و در فرانسه از طریق قانونهای ژول فری (Jules Ferry) و در نوشتارهای آزاداندیشان، ندانمگویان و بیخدایان مدرن همچون برتراند راسل، رابرت اینگرسول و سم هریس دارد.
صفت «laïque» در فرانسوی که نخست متضاد «clérical» بود. این واژه میتواند به معنی مستقل از چیرگی مذهب هم به کار رود. در فارسی صفت لائیسیته را، لاییک مینامند؛ که دارای دو معنی است. نخست کسی که به این مفهوم باور دارد، و دوم کشور و دستگاهی که دارای پایههای سیاسی و قانونیای بر پایهٔ لائیسیته است.
بحث و مجادله
[ویرایش]برای تأییدپذیری کامل این بخش به منابع بیشتری نیاز است. |
واژهٔ لائیسیته از اواخر سدهٔ نوزدهم برای تحقق آزادی نهادهای عمومی به ویژه مدارس ابتدایی و اصلی از نفوذ کلیسای کاتولیک[۷] در کشورهایی که کلیسا نفوذ خود را در آنها حفظ کرده بود استفاده شدهاست. امروزه، این راهکار دیگر تحرکهای دینی و مذهبی را به همین صورت پوشش میدهد.
حامیان معتقدند، که سکولاریسم دولتی فرانسه بر اساس احترام به آزادی اندیشه و آزادی ادیان است. بدین سان نبودن یک دین رسمی و پیرو آن جدایی دولت و کلیسا به عنوان یک پیش نیاز برای آزادی اندیشه توسط حامیان مطرح میشود. حامیان طرفدارِ این هستند که لائیسیته و ضدروحانیگری که به صورت فعال با نفوذ دین و مذهب و روحانیون در میان مردم مخالفت میکند دو چیز کاملاً متفاوت هستند. لائیسیته بر جدایی میان زندگی شخصی (جایی که حامیان لائیسیته باور دارند که دین به آنجا تعلق دارد) و گستره همگانی (که به اعتقاد حامیان هر شخص باید به عنوان یک شهروند برابر با دیگر شهروندان حضور داشته باشد به دور از هرگونه وابستگیهای نژادی، مذهبی یا غیره) متکی و پایبند است. با توجه به این راهکار دولت میبایست از اشغال کردن (اتخاذ و اشتغال) پستها و مقامها بر اساس نظریهها، آموزهها و اصول مذهبی (دُکتُرین مذهبی) خودداری کرده و به عناوین دینی تنها به خاطر دستاوردهای مفیدشان بر زندگی و حیات شهروندان توجه کند.
حامیان استدلال میکنند که خود لائیسیته نمیبایست بر هیچ گونه دشمنیای میان دولت با احترام به دین دلالت داشتهباشد. این موضوع در جایگاه یک باور، به بهترین شکل اینگونه بیان میشود که: «دولت و مسائل سیاسی، از سازمانها و مسائل دینی و مذهبی جداگانه نگهداری شوند؛ تا زمانی که دومی، پیامدهای اجتماعی چشمگیری نداشتهباشد). این راهکار هم برای حفاظت از دولت در برابر هرگونه نفوذ سازمانهای مذهبی، و هم برای حفاظت از دین در برابر جنگها و مجادلههای سیاسی تعریف و محقق شدهاست.
منتقدان لائیسیته استدلال میکنند که این تغییر شکل پنهانی همان ضدروحانیگری است[نیازمند منبع] و تجاوز به حقوق شخصی برای ابراز عقیده مذهبی، و اینکه به جای تبلیغ برای آزادی اندیشه و آزادی دین، این راهکار، انسانِ متدین را از رسیدگی و توجه به دینش منع میکند.
انتقاد دیگر این است که در کشورهایی که به صورت تاریخی به واسطه یک سنت دینی و مذهبی کنترل شدهاند، رسماً دوری کردن از پستها و مقامها بر اساس مسائل مذهبی، به سنت مذهبی حکومت کشوری مرتبط لطف میکند. حتی در جمهوری پنجم کنونی فرانسه (۱۹۵۸ به بعد)، اعیاد مدارس اکثراً سال نیایشی (علم العباداتی) مسیحی را دنبال میکند، با این حال روزهای عید پاک با عید بهار جایگزین شدهاند که بسته به میل تقویم نیایشی ممکن است شامل عید پاک بشود یا نشود. به هر حال مدارس برای تعطیلات (اعیاد یا همان روزهای مقدس) مهم در ادیان ویژه غیراکثریت به دانش آموزان مرخصی میدهند، و فهرستهای غذایی سرو شده در مدارس متوسطه فرانسه توجه ویژهای به این موضوع دارند که هر شخص متدین ممکن است به محدودیتهای ویژه برای پرهیزهای غذایی در دینش توجه داشته باشد. در مقابل، نفوذ سنتی فستیوالهای مسیحی، متخصصین آموزشی در همکاری با نیروی فروشگاهی و بازار، اغلب، ارجاعها به بابا نوئل، ولنتاین و هالووین را تبلیغ میکنند، به ویژه در سطح مدارس ابتدایی.
کشورهای دیگری نیز پیروی لائیسیتهٔ فرانسوی هستند، و نشانههایی از لائیسیته دارند؛ مانند مکزیک و ترکیه.[۸]
سکولاریسم دولتی در دیگر کشورها
[ویرایش]
بلژیک
[ویرایش]در بلژیک جدایی دولت از کلیسا را لائیسیته مینامند. اگرچه در قانون اساسی بلژیک، وزرای مذهب با بودجهٔ دولتی تأمین میشوند.
ترکیه
[ویرایش]دستگاه سیاسی ترکیه لايیک است. رئیسجمهور منتخب این کشور نباید از پایههای لائیک دستگاه سیاسی ترکیه سرپیچی کند، و اگر سوگیری مذهبی در تصمیمات سیاسی داشتهباشد، پایههای دستگاه سیاسی ترکیه را زیر پا گذاشتهاست. در توجیه کودتاهای اخیر، ارتش ترکیه به تخلف نقض اصول لائیک بهدست دولت منتخب استناد کردهاست.
استان کبک کانادا
[ویرایش]استان کبک کانادا از لائیسیته فرانسوی دههٔ ۱۹۶۰ تأثیر پذیرفتهاست. تا پیش از آن، کبک در جایگاه یک جامعهٔ بسیار کاتولیک مشاهده میشد؛ یعنی باور کاتولیک خودش دین دولتی بود. سپس کبک وارد دورهٔ سکولاریزم سریعی بهنام «انقلاب آرام» شد. سیاستمداران کبک به درک بیشتری از سکولاریسم اروپایی گرایش یافتند؛ که در دیگر جاهای کانادا نیز گسترش یافت. در جریان گفتوگو دربارهٔ آنچه آن را قانون «اقامت منطقی» نامیدند، به این موضوع برای حفاظت از حقوق اقلیتهای مذهبی درنگریستند.[۹]
جُستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑
- «LAICITÉ: Définition de LAICITÉ» [لائیسیتِه: مفهوم لائیسیتِه]. CNRTL. دریافتشده در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۵.
- دین و جامعه در اروپای مدرن «Religion and Society in Modern Europe» نوشته رنه رموند و ترجمه آنتونیا نویل(Antonia Nevill)، ملدن، ماساچوست، ایالات متحده، ۱۹۹۹، انتشارات
- Evelyn M. Acomb، قوانین لائیک فرانسوی ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۹ اولین کمپین ضد حکومت روحانیون در سومین جمهوری فرانسه، نیویورک، مصاحبهٔ مطبوعاتی دانشگاه کلمبیا، ۱۹۴۱
- ↑ «فرانسه». مرکز امور دین، صلح و جهان برکلی. صص. بخش The Third Republic and the ۱۹۰۵ Law of Laïcité. بایگانیشده از اصلی در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافتشده در ۱۷ مارس ۲۰۱۵.
- ↑ آنری آستیِه (۱ سپتامبر ۲۰۰۴). «The deep roots of French secularism» [ریشههای عمیق سِکولاریسم فرانسوی]. بیبیسی نیوز. دریافتشده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵.
- ↑ Collins Robert French Dictionary Unabridged, Harper Collins publishers
- ↑ «Collégiale Saint Pancrace» [کلیسای دانشگاهی سَنت پانکراس]. وبسایت رسمی گردشگری دریاچهها و درههای وِردون. دریافتشده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵.
- ↑ فورد، کارولین سی. (۲۰۰۵). «مقدمه». Divided Houses: Religion and Gender in Modern France [خانههای ازهَمجُدا: دین و جنسیت در فرانسه امروزی]. انتشارات دانشگاه کُرنِل. ص. ۶. شابک ۹۷۸۰۸۰۱۴۴۳۶۷۱.
- ↑ Excerpt of Nouveau dictionnaire de pédagogie et d'instruction primaire, 1911: http://www.premiumwanadoo.com/jeunes-laiques/modules.php?name=News&file=article&sid=10 بایگانیشده در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲ توسط Archive.today
- ↑ بوروما، ایان (فوریه ۲۰۱۰). «ارزشهای روشنگری». Taming the Gods: Religion and Democracy on Three Continents [رامکردن خدایان: دین و دموکراسی بر پهنه سه قاره]. انتشارات دانشگاه پرینستون. ص. ۱۱۱. شابک ۹۷۸۱۴۰۰۸۳۴۲۰۴.
- ↑ «Secularism and its discontents» [سکولاریسم و ناخشنودیهایش]. مکگیل دِیلی. به کوشش اِریک اَندرو-گی. ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱. دریافتشده در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵.