فلسفه هلنیستی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فلسفه یونانی‌مآبی یا فلسفه یونانی‌گری یا فلسفه هلنیستی، دوره‌ای از فلسفه غرب می‌باشد که در تمدن هلنی، پس از ارسطو توسعه یافت و با آغاز دوره نوافلاطونی پایان یافت.

مکتب‌های فکری دورهٔ هلنیستی[ویرایش]

مکتب فیثاغوری[ویرایش]

سوفسطائی‌گری[ویرایش]

مکتب کلبیون (Cynicism)[ویرایش]

مکتب کورنایی[ویرایش]

مکتب کورنایی یا سیرنایسیسم یا مکتب قورنائیان (Cyrenaicism) یک مکتب فلسفی فرا-لذتگرایی بود که در قرن چهارم پیش از میلاد توسط آریستیپوس (Aristippus of Cyrene) بنیانگذاری شد. پیروان این مکتب معتقد بودند که لذت عالیترین خوبی‌ها است، به خصوص لذت بردن بی‌درنگ. این مکتب طی یک قرن جای خود را به آموزه اپیکوری داد.

افلاطون‌گرایی[ویرایش]

مکتب مشائی[ویرایش]

مکتب پیرهونی[ویرایش]

مکتب پورُونی یا پیرهونی یا پیرنی یا فیرونی یکی از مکاتب شک‌گرایی است که با پورُن الیسی یا پیرهون یا پورو «Pyrrho of Elis» در قرن سوم پیش از میلاد آغاز می‌شود و توسط انزیدموس (Aenesidemus of Crete) در قرن اول پیش از میلاد توسعه میابد. این مکتب با هدف دستیابی به آرامش (ataraxia) یا ذهن آسوده، از شک‌گرایی فلسفی دربارهٔ جهان دفاع می‌کند و مدعی می‌شود که درستی هیچ چیزی نمی‌تواند اثبات شود پس ما باید قضاوت کردن را معلق نماییم.

فلسقه اپیکوری[ویرایش]

رواقی‌گری[ویرایش]

مکتب التقاطی[ویرایش]

یهودیت هلنیستی[ویرایش]

فلسفه یهودی-یونانی یا یهودیت هلنیستی تلاشی بود برای ایجاد سنت دینی یهودی در فرهنگ و زبان هلنیستی. نماینده اصلی این مکتب فکری فیلون اسکندرانی می‌باشد.

مکتب نوفیثاغورسی[ویرایش]

مکتب نوفیثاغورسی یک مکتب احیای آموزه‌های فیثاغوری بود که در قرن‌های اول و دوم میلادی برجسته شده بود. این مکتب تلاشی بود برای معرفی یک عنصر مذهبی به فلسفه یونان، پرستیدن خدا با یک زندگی زاهدانه و نادیده گرفتن لذات جسمانی و تمام انگیزه‌های مبنی بر لذات جسمانی، برای پاک کردن روح.

مسیحیت هلنیستی[ویرایش]

فلسفه مسیحی-یونانی یا مسیحیت هلنیستی تلاشی بود برای تطبیق دادن مسحیت با فلسفه یونانی که در اواخر قرن دوم میلادی آغاز شد. افرادی همانند کلمنت اسکندریه به دنبال ارائه مسیحیت با یک چارچوب فلسفی بودند که در این راه از فلسفه افلاطونی و مکتب نوظهور نوافلاطونی کمک گرفتند.

فلسفه نوافلاطونی[ویرایش]

منابع[ویرایش]