حسین فاطمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حسین فاطمی
وزیر امور خارجه ایران
مشغول به کار
۱۳۳۱ – ۱۳۳۲
پادشاه محمدرضا پهلوی
نخست وزیر محمد مصدق
از رهبران نهضت ملی ایران
اطلاعات شخصی
تولد سید حسین فاطمی
۱۲۹۶ خورشیدی
نائین،
مرگ ۱۹ آبان ۱۳۳۳
تهران، (اعدام شد)
مدفن قبرستان ابن بابویه شهر ری
ملیت  ایران
حزب سیاسی جبهه ملی ایران
همسر پریوش سطوتی
پیشه سیاستمدار
تخصص روزنامه‌نگار
دین اسلام
فعالیت‌ها ملی کردن نفت
کنیه(ها) دکتر فاطمی

سید حسین فاطمی (زاده ۱۲۹۶ در نایین - درگذشته ۱۸ آبان ۱۳۳۳ در تهران) سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار ایرانی و از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ وزیر امور خارجه ایران بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد توسط حکومت پهلوی اعدام شد. به گفتهٔ دکتر مصدق، فکر ملی شدن نفت پیشنهاد دکتر حسین فاطمی بود. دکتر فاطمی را همراه با دکتر علی شایگان چهره‌های برجسته جناح چپ دولت مصدق می‌نامیدند. او پیش از اعدام از دوبار ترور (یک بار توسط فداییان اسلام و یک بار توسط شعبان جعفری) جان به در برده بود.

خانواده[ویرایش]

حسین فاطمی در خانواده‌ای روحانی در سال ۱۲۹۶ و در شهر نایین متولد شد. البته در تاریخی که پشت قرآن تولد سید حسین را ذکر کرده نیم‌روز عاشورای سال ۱۳۳۸ هجری قمری ذکر کرده که برابر ۱۲ مهر ۱۲۹۸ خورشیدی می‌باشد.

پدرش سید علی محمد معروف به سیف العلماء از روحانیون طراز اول نایین محسوب می‌شد. حسین سه برادر به نام‌های سیف پور، نصرالله و معصومی داشت.[۱]

تحصیلات[ویرایش]

حسین پس از طی کردن دوره ابتدایی به اصفهان عزیمت کرد و علاوه بر ادامه تحصیل در روزنامه چاپ اصفهان مشغول به کار گردید و همین امر باعث شد که در تهران نیز با روزنامه ستاره با مدیر مسئولی احمد ملکی همکاری کند.

پس از شهریور ۲۰ و آزادتر شدن محیط سیاسی ایران روزنامه باختر امروز را منتشر کرد. او از دوستان نزدیک محمد مسعود روزنامه نگارمعروف دههٔ ۲۰ بود. محمد مسعود از قول خود تنها حامی فاطمی بود و زمانی که برادرهای بزرگ‌تر فاطمی او را از ارث پدری محروم کردند، اگر حمایت‌های وی نبود شاید فاطمی به راحتی نمی‌توانست تحصیلاتش را به اتمام برساند. در سال ۱۳۲۳ به فرانسه رفت و دکترای حقوق گرفت.

فعالیت‌های سیاسی[ویرایش]

فاطمی در اول آبان ۱۳۲۸ به گروه متحصنین که در احمدآباد در منزل دکتر مصدق آمده بودند پیشنهاد می‌دهد که جبهه واحدی را تشکیل داده و عنوان جبهه ملی ایران را پیشنهاد می‌کند و به این ترتیب پایه‌های ایجاد سازمان جدیدی را بنا می‌گذارد.[۲][۳]

حسین فاطمی در کنار محمد مصدق. دکتر مصدق فاطمی را پسر سوم خود می‌نامید.

به پیشنهاد فاطمی روزنامه باختر امروز ارگان جبهه ملی شناخته می‌شود و چند روز بعد اساسنامه و برنامه کار جبهه ملی اعلام شده و در ۱۰ آبان ۱۳۲۸ رسماً جبهه ملی ایران اعلام موجودیت می‌کند.[۴] فاطمی سازمان دهنده اصلی جبهه ملی محسوب می‌شد و پس از چند روزی که از تشکیل جبهه ملی می‌گذرد کمسیون تبلیغات را در جبهه ملی با همکاری بقائی- حائری زاده - آزاد - مکی - ملکی - خلیلی - د تشکیل می‌دهد. او آیین نامه این کمسیون را نوشته و به این ترتیب نوعی هماهنگی در میان روزنامه‌های طرفدار به وجود می اورد.[۵][۶] پس از انتخاب دکتر مصدق به نخست وزیری حسین فاطمی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۰ به سمت معاون پارلمانی نخست وزیر و سخنگوی دولت منصوب می‌گردد.

فاطمی در مهر سال ۱۳۳۱ با استعفای وزیر خارجه وقت به سمت وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق منصوب شد و بدنبال کشف مدارک جاسوسی انگلیس بلافاصله سفارتخانه انگلیس را در اول بهمن تعطیل و کارمندان آن را اخراج کرد. فاطمی می‌نویسد: «... ملتی که روزی پرچم دار علم و فرهنگ و صنعت جهان بود... ملتی که راست بود، دوست بود، شعارش پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بود یک چنین ملتی را یکصد سال استعمار کوشید خرد کند...». در ده ماه آینده یکی از کلیدی ترین وزیران کابینه مصدق و تندروترین مخالف استعمار انگلیس و سلطنت بود. وی در جریان نهضت ملی شدن نفت از همکاران نزدیک دکتر مصدق بود. به گفته دکتر مصدق، او نخستین کسی بود که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران را ارائه داد.[۷]

مخالفت پیگیر او با دربار محمدرضا شاه پهلوی پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ به اوج رسید.

ترور نافرجام[ویرایش]

روی تخت بیمارستان پس از ترور نافرجام (۲۵ بهمن ۱۳۳۰)

در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ فاطمی که نماینده مردم تهران نیز بود در حین سخنرانی بر مزار محمد مسعود توسط محمدمهدی عبدخدایی نوجوان ۱۴ ساله و عضو سازمان فدائیان اسلام ترور شد که نافرجام ماند و گلوله به قلب او آسیبی نرساند.

محمد مهدی عبد خدایی دربارهٔ این ترور می‌گوید:

به محض این که ماشه اسلحه را کشیدم، اسلحه را بر زمین انداختم. در آن زمان آقای عباس گودرزی نامی بود که در تجریش جگر می‌فروخت و بهش می‌گفتند «عباس جیگرکی» که خم می‌شود و اسلحه را برمی‌دارد که مردم به سمتش هجوم می‌برند و او را می‌زنند. من در تمام این صحنه‌ها حاضر بودم چون کسی باورش نمی‌شد که یک نوجوان ۱۵ ساله با کلت کمری دکتر فاطمی را زده باشد. ... ایستادم و تکبیر گفتم. پس از این بود که جمعیت به طرف من برگشتند.[۸]

حسین فاطمی در مورد ترور خود چنین می‌گوید :

«برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این طور رنج‌ها و جان سپردنها و قربانی دادن‌ها باید امری عادی و بسیار ساده تلقی شود. تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد»

دستگیری و اعدام[ویرایش]

هنگام دستگیری در کنار تیمسار تیمور بختیار (نشسته)

پس از کودتای ۲۸ مرداد نزد دوستانش در خفا بود تا ۶ اسفند که دستگیر شد. همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که وی و خواهرش مجروح می‌شوند.[۹] فریدون مظاهر تهرانی شاهد این ماجرا می‌نویسد:[۱۰]

«ناگهان شعبان بی مخ و یارانش با چاقوهای برهنه به دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند. خانمی که بعداً فهمیدم خانم سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی است و از طریق خبر رادیو مطلع شده بود که برادرش را دستگیر کرده و به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان ۷ فعلی وزارت‌خارجه) بود آورده‌اند خود را به آن محل رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰، ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند. دکتر فاطمی را درحالی که روی زمین افتاده بود و خون از بدنش جاری بود با همان جیپی که آورده بودند از محل دور کردند. در آن تاریخ رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری (ارتشبد بعدی) بودند.»

سید حسین فاطمی سرانجام پس از محاکمهٔ غیرعلنی در دادگاه نظامی (۷ مهر) به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه آبان ۱۳۳۳ اعدام شد.[۱۱] اشرف پهلوی در اعدام ایشان اصرار زیادی می‌ورزید و نهایتاً در قبرستان ابن بابویه شهر ری در کنار کشتگان قیام ۳۰ تیر به خاک سپرده شد.

دکتر سیف پور فاطمی، برادر دکتر حسین فاطمی در خصوص نحوه اعدام وی می‌گوید"حسین را وقتی برای اعدام بردند که بسیار ناخوش احوال و بیمار بود. او را برای اجرای حکم با برانکارد و در حال تب آوردند و نصیری و بختیار با شلیک سه گلوله او را از بین بردند".

آیت الله زنجانی تلاش بسیاری برای جلوگیری از اعدام دکتر فاطمی می‌کند و حتی از آیت الله بروجردی هم کمک می‌خواهد و بروجردی در پاسخ او چنین می‌گوید: "انگلیسیها از او کینه به دل دارند، شاه هم ضعیف است کاری نمی‌شود کرد."

اظهارات درباره اعدام[ویرایش]

سام فال[۱۲](Sir Sam Falle) دبیر شرقی سفارت انگلیس در تهران در زمان کودتا می‌نویسد «... اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غیر انسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شاید برای فاطمی، اگر دستگیر شود، بهترین راه حل باشد. تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می‌برند، همیشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است...»[۱۳]

کرمیت روزولت دراول شهریور پس از کودتا به ایران می‌رود و می‌گوید: «پس از برگزاری تشریفات، شاه به من اشاره کرد و اولین عبارتی که با لحن رسمی ادا کرد این بود: «من تختم را مدیون خدا و ملتم و ارتشم و شما هستم» ... و "روزولت" موضوع سرنوشت مصدق و دیگر رهبران جبههٔ ملی را عنوان می‌کند و از محمد رضا شاه می‌پرسد: «میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کرده‌اند، چه فکری کرده‌اید؟» شاه می‌گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده‌ام. مصدق محاکمه می‌شود. (در این موقع لب‌های شاه می‌لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت ... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد؛ ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می‌کنند. فاطمی، بیش ازهمه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده ای‌ها را واداشت مجسمه‌های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.»[۱۴]

اندیشه‌ها[ویرایش]

حسین فاطمی پس از بازگشت از پاریس

دکتر فاطمی قبل از اعدام گفته بود:

ما سه سال در این کشور حکومت کردیم و یک نفر از مخالفان خود را نکشتیم برای آنکه ما نیامده بودیم برادرکشی کنیم ما برای آن قیام کردیم که ایران را متحد کرده و دست خارجی را از کشور کوتاه کرده و معتقد بودیم اگر در گذشته بعضی از هم وطنان ما در اثر فشار اجانب تحت نفوذ آنها قرار گرفته‌اند و منویات آنها را اجرا کرده‌اند، بعد از آنکه به نهضت استقلال نائل شدیم رویه سابق را ترک خواهند گفت ولی افسوس که عاقبت گرگ زاده گرگ شود.

دکتر مصدق بعد از مرگ وی چنین گفت:

«اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود باید سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است. در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»

[۷]

یادواره[ویرایش]

خیابان فاطمی در شهر تهران به یادبود وی نام‌گذاری شده‌است. میدان فاطمی پس از انتقال ساختمان وزارت (وقت) جهاد سازندگی به این خیابان، به میدان جهاد تغییر نام داد.

خیابان فاطمی در شهر اصفهان به یادبود وی نامگذاری شد اما پس از اعتراض سازمان یافتهٔ اعضای بسیج و جمعی از انصار حزب‌الله به خیابان باهنر تغییر نام داد. خیابان پیوندی در شهر ساری نیز به نام فاطمی تغییر نام داده شده است.[نیازمند منبع]

دیدار احمدی نژاد با پریوش سطوتی همسر حسین فاطمی[ویرایش]

در آغاز سال ۱۳۸۸ خورشیدی محمود احمدی نژاد با پریوش سطوتی همسر حسین فاطمی دیدار کرد.[۱۵]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دو نکته کمتر گفته شده درباره دکتر فاطمی
  2. ملکی، احمد - خاطرات احمد ملکی مدیر روزنامه ستاره - مرکز اسناد انقلاب اسلامی - ۱۳۸۶ ص ۱۰۷
  3. ناظم، رزا- سید حسین فاطمی و تحولات سیاسی ایران -نشر آگاه - 1388-ISBN 978-964-416-289-3ص۸۴
  4. نجاتی، غلامرضا - مصدق سال‌های مبارزه و مقاومت - ج۱ - ص۱۲۰- رسا
  5. ملکی، احمد - خاطرات احمد ملکی مدیر روزنامه ستاره ص۱۰۹
  6. شیفته، نصر الله - زندگی و مبارزات دکتر فاطمی - ص۱۰۰ الی ص ۱۰۹
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ میهن: تحلیل سیاسی و تاریخی ملی شدن صنعت نفت
  8. ترور برای خدا در چهار اپیزود، رادیو فردا، ۱ آذر ۱۳۸۹، بازدید در ۲۶ نوامبر ۲۰۱۰
  9. شعبان جعفری به کوشش هما سرشار، نشر ناب
  10. پرویز داورپناه، یادی از حسین فاطمی یار وفادار مصدق، نقل از فریدون مظاهر تهرانی، روزنامه شرق
  11. جلال‌الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، جلد اول (چاپ پنجم، تهران: انتشارات اسلامی ۱۳۷۸)
  12. سر سام فال در دوران مبارزات نهضت ملی شدن نفت به عنوان دبیر شرقی سفارت انگلیس در تهران مشغول خدمت بود و توانست ارتباط گسترده‌ای با مخالفان داخلی مصدق ایحاد نماید و به تدریج سازماندهی این نیروها علیه حرکت مردم را به عهده گرفت.
  13. گزارش سام فال عضو سفارت انگلستان در بیروت به وزارت خارجه در سی سپتامبر ۱۹۵۳ برابر هشتم مهر ماه ۱۳۳۲ طبق سند شماره ۱۰۴۵۸۴/۰۳۷۱F
  14. کرمیت روزولت ضد کودتا، ص ۲۰۱ ـ ۲۰۰
  15. «تسهیلات ویژه دولت برای خانم سلطنت‌طلب!»(فارسی)‎. تابناک، جمعه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۲۲ شهریور ۱۳۸۸.