غلامحسین صدیقی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
دکتر غلامحسین صدیقی
[[پرونده:دکتر مصدق در کنار غلامحسین صدیقی|200px|alt=]]
شناسنامه
زادروز ۱۲ آذر ۱۲۸۴
زادگاه محله سرچشمه، تهران، ایران Flag of Iran
تاریخ مرگ ۹ اردیبهشت ۱۳۷۰
محل مرگ تهران،
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی جبهه ملی ایران
سمت وزیر کشور در دولت دوم دکتر مصدق
پست‌های پیشین وزیر پست، تلگراف و تلفن در دولت اول دکتر مصدق
فعالیت‌ها استاد دانشگاه تهران

دکتر غلامحسین صدیقی (۱۲ آذر ۱۲۸۴ تهران - ۹ اردیبهشت ۱۳۷۰ تهران) استاد دانشگاه تهران و وزیر پست، تلگراف و تلفن (در دولت اول) و وزیر کشور (در دولت دوم) دکتر مصدق بود.[۱] دکتر صدیقی از آورندگان دانش جامعه‌شناسی به ایران و از موسسان مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) بود. وی همچنین سال‌ها عضو هیئت امنای بنیاد فرهنگ ایران بود.

محتویات

[ویرایش] زندگی

غلامحسین صدیقی در آذرماه ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد. پدر او حسین صدیقی ملقب به اعتضاد دفتر از اهالی ناحیه‌ نور مازندران بود. غلامحسین تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات متوسطه را در مدرسه‌ اقدسیه گذراند و نیز در مدرسه‌ آلیانس به فراگرفتن زبان فرانسوی پرداخت. سپس به دبیرستان دارالفنون رفت و سال های آخر متوسطه را در آن مدرسه تحصیل کرد. در شهریور ۱۳۰۸ همراه با دومین گروه دانشجویان اعزامی از سوی وزارت معارف به فرانسه رفت و در دانشسرای مقدماتی شهر آنگولم به تحصیل پرداخت و در تیرماه ۱۳۱۱ موفق به اخذ باکالورا گردید.

غلامحسین صدیقی در بهار ۱۳۱۴ از دانشسرای عالی سن کلو در حومه‌ پاریس فارغ‌التحصیل شد و در رشته فلسفه به اخذ دانشنامه عالی در رشته‌های روانشناسی، روان‌شناسی کودک، آموزش و پرورش،‌اخلاق و جامعه شناسی و تاریخ ادیان نایل گردید.

دکتر صدیقی در اسفند ۱۳۱۶ درجه دکتری را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. رساله او تحت عنوان «جنبش‌های دینی در قرون دوم و سوم هجری» با درجه ممتاز پذیرفته شد. وی در فروردین ۱۳۱۷ به ایران بازگشت و بلافاصله به سمت دانشیار در دانشگاه تهران مشغول کار شد.

دکتر صدیقی در فروردین ۱۳۲۲ به رتبه استادی ارتقا یافت و در بهمن‌ ۱۳۲۳ به مدیریت کل دبیرخانه دانشگاه تهران منصوب شد. او در مهر‌ماه ۱۳۲۴ به عضویت هیات نمایندگی ایران در کنفرانس تاسیس سازمان تربیتی و علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو ) انتخاب شد و به لندن رفت. در اسفند ۱۳۲۵ نیز از سوی دانشگاه تهران برای شرکت در کنفرانس ملت‌های آسیایی به هند اعزام شد و ریاست هیات نمایندگی ایران را عهده‌دار بود. در آبان ۱۳۲۷ نیز به ریاست هیات نمایندگی ایران در سومین کنفرانس عمومی یونسکو در بیروت منصوب شد.

مهمترین خدمت علمی و فرهنگی دکتر صدیقی تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه تهران در ۱۳۲۷ بود که در ۱۳۵۱ به دانشکده‌ علوم اجتماعی تبدیل شد.دکتر صدیقی پس از آزادی از زندان به پیشنهاد و حمایت دکتر اقبال رییس دانشگاه تهران و حمایت و اصرار دکتر احسان نراقی مسوولیت تاسیس موسسه مطالعات اجتماعی را پذیرفت. [۲]

او از بنیانگذاران کنگره‌ی هزاره ابو علی سینا بود و هنگامی که کنگره در اردیبهشت ۱۳۳۳ در همدان تشکیل شد در زندان لشکر ۲ زرهی تهران به سر می‌برد. لویی ماسینیون‌ ایران‌شناس نامدار فرانسوی از شاه اجازه گرفت تا با دکتر صدیقی در زندان ملاقات کند.[۳]


غلامحسین صدیقی در سال ۱۳۵۲ بازنشسته گردید. ولی با عنوان استاد ممتاز تا ۱۳۵۸ همچنان به تدریس در دانشکده‌ علوم اجتماعی ادامه می‌داد. وی را پدر علم جامعه‌شناسی در ایران دانسته‌اند. [۴]

[ویرایش] فعالیت‌های سیاسی

پس از رویداد ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مدتی به زندان افتاد و محاکمه شد. در جریان محاکمه از دکتر مصدق تجلیل کرد.وی در جلسه‌ ی روز سه‌شنبه ۱۷ آذرماه ۱۳۳۲ در دادگاه حضور یافت و به سوالات مختلف ريیس دادگاه و دادستان نظامی پاسخ داد و به تفصیل درباره‌ی پايین کشیدن مجسمه‌های شاه و پدرش، میتینگ روز ۲۵ امرداد در میدان بهارستان، تشکیل شورای سلطنت و رویداد‌های روز ۲۸ امرداد با صراحت خاصی که از ویژگی‌های او بود پاسخ داد، به طوری که سرتیپ آزموده را مبهوت و عاجز ساخت.درجلسه ی بعدی دادگاه، دکتر صدیقی كه در زندگی نه از كسی بيم و نه به كسی اميد داشت و به مقام و مسند طمع نمی ورزيد، اظهار كرد : "‌معمولاً می‌گویند خدا، شاه، میهن. اما من اگر گناه است و باید اعدام شوم عرض می‌کنم : خدا، میهن، شاه . "

در روزهای انقلاب شاه به او پیشنهاد نخست‌وزیری داد. دکتر صدیقی از شاه خواست که از سلطنت کناره بگیرد و قدرت خود را به شورای سلطنت واگذار کند. شاه این پیشنهاد را قبول نکرد و صدیقی نیز نخست‌وزیری را نپذیرفت.

بلافاصله پس از این پیشنهاد جبهه ملی اعلام کرد:

چون بعضی خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که آقای دکتر غلامحسین صدیقی مامور تشکیل دولت خواهد شد و از ایشان به عنوان یکی از رهبران جبهه ملی ایران یاد کرده‌اند، لازم دیده شد به آگاهی عمومی برساند که آقای دکتر غلامحسین صدیقی از نیمه سال ۱۳۴۲ با هیچ یک از سازمان‌های جبهه ملی ایران کوچک‌ترین همکاری نداشته و اکنون هم در هیچ یک از ارگان‌های این جبهه سمتی ندارد. به جاست یادآور شویم همچنان که بارها اعلام گردیده جبهه ملی ایران، با وجود بقای نظام سلطنتی غیرقانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد.

پس از پیروزی انقلاب مهندس بازرگان از دکتر صدیقی برای شرکت در دولت موقت دعوت به عمل آورد که مورد قبول استاد قرار نگرفت. دكتر غلامحسين صديقی در روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۷۱ در تهران در گذشت. عشق ايران آنچنان در جان او ريشه داشت كه در آخرين لحظات و در زير چادر اكسيژن فرياد برآورد : پاينده باد ايران ! .... و سپس جان به جان آفرين داد .[۵]
او بزرگترین کاستی این ملت را چنین ترسیم کرد :‌

«بزرگترین عیب ما بی‌انصافی است. بی‌انصافی دردآوری درباره‌ی دیگران» و در جای دیگری نوشت:‌«جامعه‌ای شایسته‌ی بقاست که در آن انسان ارجمند و عزیز و گرامی باشد.»

وی در بحبوحه انقلاب در مورد وضعیت آینده ایران با بازگشت خمینی چنین گفته بود:

«روزی خواهد آمد که شما در عرصه بین‌المللی از آوردن نام ایران و ایرانی خجل و شرمسار باشید».[۶]

[ویرایش] آثار منتشرشده

[ویرایش] منابع

  1. رادیو زمانه آشنايی با دکتر غلامحسین صدیقی
  2. مصاحبه احسان نراقی - نشریه مهرنامه - شماره پنج مهر ماه ۱۳۸۹
  3. درباره غلامحسین صدیقی
  4. آشنايی با دکتر غلامحسین صدیقی: به نقل از کتاب "همه‌هستی‌ام نثار ایران"‌ یادنامه استاد دکتر غلامحسین صدیقی به کوشش دکتر پرویز ورجاوند [۱]
  5. " همه‌هستی‌ام نثار ایران "‌یادنامه ی استاد دکتر غلامحسین صدیقی به کوشش دکتر پرویز ورجاوند
  6. رادیو زمانه | روزشمار یک انقلاب | سی سال پیش در چنین روزی | صدیقی پذیرفت، شاه نپذیرفت

[ویرایش] منبع عکس

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر