از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
 |
این صفحه یکی از سیاستهای رسمی ویکیپدیا شمرده میشود. این سیاست در نزد عدهٔ زیادی از ویرایشگران مقبولیت دارد و تفاهم بر آن است که همهٔ کاربران ملزم به پیروی از آناند. اگر نیاز به تغییری در این صفحه حس میکنید، بدان دست یازید؛ ولی لطفاً پیش از انجام تغییرات عمده از صفحهٔ بحث برای مطرح کردن آن تغییرات و نظرخواهی در مورد آنها استفاده کنید. |
|
 |
چکیدهٔ اين صفحه : تمامی مقالات ویکیپدیا و سایر محتویات دانشنامهای باید از دیدگاه بیطرف نوشته شود، و دیدگاههای عمده را به طور منصفانه، متناسب و بی جانبداری نمایش دهد. |
دیدگاه بیطرف از بنیادی ترین و اصول ویکیپدیا است. تمامی مقالات ویکیپدیا باید از دیدگاهی بیطرف نوشته شود و دیدگاههای برجسته ای را که توسط منابع معتبر چاپ شدهاند، منصفانه و بیتعصب پوشش دهند. به گفتهٔ بنیانگذار ویکیپدیا جیمبو ویلز، دبط (سرواژههای «دیدگاه بیطرف»)*[۱] «اجباری و غیر قابل مناقشهاست». برای کسب راهنمایی پیرامون چگونگی بیطرفسازی مقالهها به اینجا بروید: خودآموز دیدگاه بیطرف
ویکیپدیا:دیدگاه بی طرف یکی از سه سیاست محتوایی ویکیپدیا است. دو سیاست دیگر ویکیپدیا:تحقیق دستاول ممنوع و ویکیپدیا:اثباتپذیری است. این سه سیاست به کمک هم نوع و کیفیّت مطالبی قابلقبول در فضای نام اصلی را مشخص میکنند. بنابراین آنها را نباید جدا از یکدیگر بررسی و تفسیر کرد. ویراستاران باید سعی کنند که خود را با هرسهٔ آنها آشنا کنند. این سه سیاست غیرقابل مناقشه و تغییرند. یعنی اجماع کاربران یا هیچ سیاست دیگری نمیتواند آنها را تحتالشعاع قرار داده یا برتر از آنها بنشیند.
[ویرایش] دیدگاه بیطرف
دیدگاه بیطرف روشی برای برخورد با دیدگاههای متضاد اثبات پذيری است که در منابع معتبر در مورد یک موضوع ذکر شدهاند. بر اساس این سیاست، مقالهها باید بدون جانبداری نوشته شده و دیدگاههای اکثریت و اقلیتهای قوی را منصفانه پوشش دهد. در چنین موقعیتی، هیچکدام از دیدگاهها نباید وزن غیر متناسب گرفته، یا بگونهای بیان شوند که قضاوت ما از «حقیقت» بودن آن را نشان دهد. دلیل این کار فراهم کردن دسترسی خوانندگان به تمامی دیدگاههای برجستهای است که در منابع معتبر چاپ شده، و نه فقط محبوب ترین دیدگاه. بیان مقالات نباید بگونهای باشد که محبوب ترین دیدگاه، و یا حد میانی چند دیدگاه را به عنوان دیدگاه درست بیان کند، تا حدی که ذکر دیدگاههای دیگر عملاً شکلی تحقیر آمیز به خود بگیرد. به خوانندگان این فرصت و اجازه را بدهید که خود شواهد را دیده و در مورد آنها تشکیل عقیده دهند.
دیدگاه بیطرف نسبت به موضوع مقاله نه احساس همدردی میکند و نه مخالف آن است: هیچ دیدگاه خاصی را توصیه نمیکند. همانگونه که از اسمش بر میآید، دیدگاه بیطرف خود یک دیدگاه خاص است، نه اینکه سعی در نبود یا حذف دیدگاهها بکند. حذف محتوای یک مقاله با این توجیه که «بی طرف نیست» قابل قبول نیست. مقالات باید به صورت واضحی به توصیف، ارائه، و مشخص کردن اختلاف نظرها بپردازند بدون اینکه هیچکدام از دیدگاهها را توصیه کنند. مقالات باید توضیح دهند که افراد به چه اعتقاد دارند، و چرا به چنین اعتقادی رسیدهاند، و کدام دیدگاه محبوبتر است است. مقالات با محتواتر ممکن است حاوی ارزیابی دیدگاههای مختلف نیز باشند ولی تلاش بسیاری باید صورت گیرد که از طرفداری یک دیدگاه خاص اجتناب شود.
سیاست دیدگاه بیطرف به سادگی مورد کژفهمی قرار میگیرد. این سیاست فرض نمیکند که میتوان مقالهای از یک دیدگاه ثابت، غیر جانبدارانه و عینی نوشت. بلکه در عوض میگوید باید منصفانه جوانب مختلف موضوع مورد مناقشه را با عدم اظهار مستقیم یا غیر مستقیم به صحت یک دیدگاه مشخص پوشش داد. گاهی اوقات شخص وسوسه میشود که مقالهای به ظاهر جانبدارانه را با نوشتن مقالهٔ جانبدارانهٔ دیگری در همان موضوع اما از دیدگاهی دیگر متعادل کند. به این مقالهها معمولا POV FORK میگویند. لطفاً چنین نکنید. به جای آن سعی کنید در بحث مربوط به مقالهٔ جانبدارانه شرکت کنید و کمک کنید که دیدگاههای دیگر هم پوشش داده شود.
بیطرفی مطالبه میکند که تمامی دیدگاهها بدون جهت گیری نوشته شوند. تمامی ویرایشگران و منابع جهتگیریهای خود را دارند (به عبارت دیگر، تمامی ویرایشگران و تمامی منابع نقطه نظر خود را دارند)؛ آنچه که اهمیت دارد این است که چگونه آنها را ترکیب کرده و یک مقاله بیطرف بنویسیم. مقالههای بیطرف دیدگاههای مختلف پیرامون موضوع مورد مناقشه را، به جای جانبداری از یکی، عادلانه توصیف کرده و تحلیلی از تمامی جنبههای مختلف یک منازعه، دیدگاههای مختلف، اسناد و شواهد ارائه میکند. هنگامی که تمایل ویرایشی به سمت یک دیدگاه خاص مکشوف میشود، مقاله نیاز به تصحیح شدن دارد.
[ویرایش] فرمولبندی اصلی دبط
واقعیات را بیان کنید و این واقعیات شامل نظرات هم هست. ولی فقط نظرات را ارائه نکنید. منظور ما از واقعیت در اینجا آن اطلاعاتی است که بصورت جدی مورد شک واقع نشدهاست. اینکه یک نظرسنجی حاکی از فلان نتیجهٔ به چاپ رسیدهاست یک واقعیت است. اینکه سیارهای به نام مریخ وجود دارد یک واقعیت است. اینکه افلاطون یک فیلسوف بود یک واقعیت است. هیچکس اساساً منکر اینها نیست. بنابراین میتوانیم با خیال راحت هر تعداد از آنها را که بخواهیم در نوشتارمان بیاوریم. از سوی دیگر اینکه دزدی کار غلطی است یک ارزش یا نظر است. اینکه علی دایی بهترین فوتبالیست تاریخ ایران است یک نظر یا ارزش است. منظور ما از نظر یا ارزش آن چیزی است که مجادله آمیز بودهاست. خیلی گزارهها هستند که بصورت واضحی یک نظر یا ارزش را بیان میکنند. مثلا اینکه دزدی کردن غلط است یک ارزش یا نظر است. اینکه ایالات متحده آمریکا تنها کشوری در دنیا است که از سلاح اتمی در جنگ استفاده کردهاست یک واقعیت است. اینکه آمریکا تصمیم درستی در استفاده از این بمب گرفت یا نگرفت، یک نظر یا ارزش است. البته مسلما حالتهایی هستند که حالت مرزی محسوب میشوند. و این هنگامی است که بر سر صحت مطلبی که به عنوان واقعیت بیان میشود مناقشهاست اما ما نمیدانیم که آیا باید این مناقشه را جدی بگیریم یا کجا تمایز میان واقعیت و ارزش لزوما جزو مناقشهاست.
هنگام بحث در مورد یک نظر، ما این واقعیت را بیان میکنیم که فلان شخص به این موضوع عقیده دارد. به عبارت دیگر با نسبت دادن نظر به کسی آن را تبدیل به واقعیت میکنیم. به عنوان مثال یک مقالهٔ دانشنامهای نباید ادعا کند که یک شرکت خاص مجرم است! حتی اگر نویسنده معتقد است که چنین است. به جای آن باید با ارجاع به یک نظرسنجی به این واقعیت اشاره کند که فلان درصد از مردم چنین اعتقادی دارند و دلایل آنها را ذکر کند و آنگاه باید نظریات طرف مقابل را منعکس کند. اینکه علی دایی بهترین فوتبالیست تاریخ ایران است یک نظر یا ارزش است. پس مثلا به جای اینکه بگوییم «علی دایی بهترین بازیکن فوتبال در تاریخ ایران است» میتوانیم بگوییم «اکثر ایرانیان بر این باورند که علی دایی بهترین بازیکن فوتبال در تاریخ ایران است» که واقعیتی است که فرضا با رجوع به فلان نظرخواهی قابل اثبات است. یا اینکه میتوانیم بگوییم «فدراسیون فوتبال ایران در فلان بیانیه وی را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران دانست». در حالت نخست ما یک نظر را بیان میداریم ولی در حالتهای دوم و سوم این نظر را با نسبت دادنش به کسی تبدیل به واقعیت میکنیم. در اینجا باید توجه شود که این فرمول بندی بسیار با فرمولبندی «بعضی از مردم معتقدند...» که خیلی هم در دعواهای سیاسی کاربرد دارد متفاوت است. این ادعا باید به بتواند به یک جمعیت معین و قابل اندازهگیری ارجاع دهد یا چه بهتر که یک نام (شخص).
بگفته جیمبو ویلز «دیدگاه بیطرف سعی میکند که نظریات و واقعیات را به گونهای نمایش دهد که هم طرفداران و هم مخالفان بر سر آن توافق داشته باشند. مسلم است که توافق ۱۰۰٪ ممکن نیست. ایدئولوژیهای هستند که به هیچ چیز جز بیان قهرآمیز دیدگاه خود قانع نمیشوند. مسلما ما به دنبال گونهای از نوشتار هستیم که مورد قبول انسانهای منطقی (با دیدگاههایی چه بسا متفاوت) افتد.» مثال دیگر اینکه «یک مقالهٔ دانشنامهای نباید ادعا کند که کاپیتالیسم بهترین شیوهٔ اقتصادی است. بلکه به جای آن باید استدلالهای موافقان این دیدگاه را بیان کند و سپس استدلال مخالفان این دیدگاه را.»
هنگام ارائهٔ یک نظر، مهم است که به خاطر بسپاریم که امکان دارد بر سر اینکه بهترین صورت بیان یک نظر چیست اختلاف عقیده وجود داشته باشد. گاهی اوقات لازم میشود که چندین صورتبندی از مسئله ارائه دهیم برای اینکه تمام جوانب امر را منصفانه توضیح دهیم. بعلاوه وقتی واقعیتی را راجع به یک عقیده بیان میکنید خیلی مهم است که شواهدی که عقاید مخالف و رقیب در توجیح خود ارائه میکنند را نیز بیان کرده تا خوانندگان بتوانند به ارزیابی آنها بپردازند. این امر کمک میکند که تلویحاً عقیدهای درست دانسته نشود. همچنین بهتر است که صاحبان برجستهٔ یک عقیده نامشان ذکر شود.
[ویرایش] دیدگاه بیطرف چیست؟
منظور ما به هیچ روی بدیهی نیست و به آسانی میتواند مورد کژفهمی قرار گیرد. تفاسیر معتبر زیاد دیگری نیز از «غیرجانبدارانه» و «بیطرف» وجود دارد. در ویکیپدیا (بر طبق این سیاست) منظور از «نوشتار غیرجانبدارانه» نوشتاری است که در آن «نظریات متخاصم بیان شوند بی آنکه بر یکی صحه گذاشته شود.» این احتیاج به توضیح بیشتری دارد.
نخست و مهمتر از همه، ببینیم که منظور از بیان نظریات متخاصم بی صحه گذاشتن بر یکی چیست. یک نوشتار بیطرف تنها محبوبترین دیدگاه را بیان نمیکند همچنین بعد از مطرحکردن چندین دیدگاه نمیگوید که محبوبترین دیدگاه درست است. نیز نمیگوید که یک جور دیدگاه میانی (میانگین) از میان چندین دیدگاه (یا تلفیق چندین دیدگاه) درست است. مطرح کردن تمامی دیدگاهها تقریباً معنیاش چنین چیزی میشود: الف-گرایان میگویند الف و ب-گرایان میگویند ب، و در حال حاضر وضعیت مناقشه چنین است. درحالت آرمانی مطرحکردن تمام دیدگاهها توام با دادن اطلاعات پیشزمینهای فراوان پیرامون موضوع است که چه کسانی میگویند الف و چه کسانی میگویند ب و چرا و طرفداران کدامیک بیشترند (دقت کنید که محبوبیت را همارز با حقانیت نگیرید). مقالههای مفصل میتوانند قسمتی داشته باشند که احتجاجهای طرفهای درگیر مطرح شده و قویترین استدلالهایشان آورده شود. اما باید سعی بلیغ به عمل آید که طرفی برنده «اعلام» نشود.*[۲].
نکتهای در اینجا احتیاج به توضیح دارد.گفتیم که دیدگاه بیطرف، برخلاف آنچه که از ظاهر عبارت برمیآید، این نیست که یک دیدگاه بخصوص میان دیدگاههای موجود بیطرف یا میانهاست. این یکی از معانیای است که از دیدگاه بیطرف فهم میشود. اما در ویکیپدیا منظور ار دیدگاه بیطرف دیدگاه بیدیدگاهی است. بنا بر این فهم وقتی کسی نوشتهای بیطرفانه مینویسد احتیاط زیادی میکند که هیچ دیدگاه بخصوصی را درست نخواند (چه به طور مستقیم و چه به طور تلویحی).
نکتهٔ دیگری نیز نیاز به توضیح دارد. میتوان گفت نوشتن بیطرفانه ارائه و مطرح کردن موارد اختلاف است تا درگیر شدن در آنها. به بیان دیگر میتوان گفت که نوشتن بیطرفانه یعنی ارائهٔ خشک و خالی موارد بحث و جدل. البته ممکن است که در این که میتوان بدون جانبداری (حتی غیر مستقیم) و طرفداری از دیدگاه خاصی این کار را انجام داد، شک کرد. اما دانشگاهیان با تجربه و نویسندگان جدلی *[۳] و منتقدان در تشخیص جانبداری چه از جانب خود و چه از جانب دیگران توانایند. بنابراین معمولا میتوانند مواردی را که در آن در توضیح مناقشه سوگیری شدهاست تشخیص دهند و در اگر بخواهند با صرف اندکی خلاقیت آنها را برطرف کنند.
اینک یک شرط مهم صلاحیت. لازم نیست مقالههایی که به مقایسهٔ دیدگاههای مختلف میپردازند، همان اندازه به دیدگاه غالب و مورد قبول موجود بپردازند که به دیدگاههای حاشیهای. حتی ممکن است که اصلاً به دیدگاههای کاملا حاشیهای نپردازند. ما نباید سعی کنیم به گونهای بنویسیم که گویی دیدگاههای در حاشیه همانقدر شایستهٔ توجهاند که دیدگاههای غالب. حتی دیدگاههای خیلی حاشیهای نباید در مقالهٔ اصلی مطرح شوند و فقط در مقالهٔ مربوط به خود بیان میشوند. ارزش بیش از حد دادن به دیدگاه یک اقلیت برجسته یا گنجاندن آرای یک اقلیت بسیار کوچک ممکن است در توضیح وضعیت مناقشه گمراهکننده باشد. اگر میخواهیم مناقشه را منصفانه مطرح کنیم باید به دیدگاههای رقیب و متخاصم به نسبت میزان مقبولیتشان در میان اهل فن یا طرفهای مربوط(درگیر) بپردازیم. هیچکدام از این حرفها به این معنی نیست که آرای اقلیتهای کوچک نباید در مقالههای مربوط به خودشان مورد توجه قرار گیرد. در ویکیپدیا مشکل جا نیست. اما حتی در آن صفحات، دیدگاهها نباید به گونهای بیان شوند که گویی حقیقتاند! گرچه ممکن است به تفصیل پیرامون آنها سخن رفته باشد.
-
- جیمبو ویلز در سپتامبر ۲۰۰۳ در یک mailing list:
- اگر دیدگاهی در اکثریت است پس خیلی ساده میتوان با ارجاع به منابع معروف و معتبر آن را مستدل کرد.
- اگر دیدگاهی مورد قبول اقلیتی قوی است آنگاه میتوان از طرفداران مطرح و معروف آن نام برد.
- اگر دیدگاهی مورد قبول اقلیتی فوقالعاده کوچک است، در آن صورت به ویکیپدیا تعلق ندارد (مگر شاید در یک مقالهٔ فرعی) چه حق باشد و چه ناحق. چه بتوانید اثباتش کنید و چه نه.
جانبداری لزوماً آگاهانه نیست. مثلاً کسی که در زمینهای تازهکار است، اغلب از درک این نکته بازمیماند که آنچه به نظرش بدیهی و منطقی میآید درواقع طرفداری از یک جانب خاص است.(از این رو ما معمولا برای کاملاً غیرجانبدارانه کردن مقالهها به یک متخصص نیاز داریم). در مثالی دیگر: گاهی اوقات ممکن است نویسندگان دچار جانبداری «جغرافیایی» شوند. مثلاً قضیه را آنطوری بازتاب دهند که در کشور خودشان بازتاب یافتهاست در حالی که در کشوری دیگر ممکن است بازتاب قضیه به گونهای متفاوت باشد.
سیاست داشتن دیدگاهی بیطرف به معنای پنهانکردن دیدگاههای مختلف نیست، بلکه نشان دادن گوناگونی دیدگاههاست. در صورت وجود مناقشه، جنبههای قوی و ضعیف هر دیدگاه نشان داده خواهد شد بدون اینکه به نفع دیدگاه خاصی سوگیری شود. دیدگاه بیطرف یک نوع سیاست «جدا ولی برابر» نیست. واقعیات به خودی خود خنثی هستند ولی ارائهٔ آنها در کنار هم و به نحوی خاص دیگر برخاسته از دیدگاهی بیطرف نیست. اگر در مقالهای تنها واقعیات دلخواه و مثبت (یا غیردلخواه و منفی) پیرامون یک دیدگاه خاص بیان شود دیگر آن مقاله بیطرفانه نیست.
[ویرایش] یک جزء حیاتی: پژوهش خوب
معمولا با پژوهشی خوب میتوان از عدم توافق بر سر اینکه با مسئله از دیدگاهی بیطرف برخورد شدهاست جلوگیری کرد. واقعیات (آنگونه که در بند پیش توضیح داده شد) به خودی خود دیدگاه نیستند.(در اینجا دیدگاه در مقابل دیدگاه بیطرف به کار رفتهاست). یک روش خوب برای دستیافتن به دیدگاهی بیطرف اینست که منابعی معتبر برای مطلبی که میخواهید به ویکیپدیا بیفزایید، بیابید و به آنها ارجاع دهید. این بهترین روش برای صورتبندی یک جنبهٔ بحث است بدون اینکه وجود جنبههای دیگر بحث انکار شود. لم قضیه این است که باید بهترین و معتبرترین مأخذی را که میتوانید استفاده کنید. برای همین به کتابخانه سری بزنید و به دنبال کتابهای خوب ژورنالها و مجلههای مفید باشید. همچنین در پی منابع خوب برخط باشید. کمی پژوهش و کار پایهای هنگامی که میخواهید نکتهای را در آینده به اثبات برسانید باعث صرفهجویی زیادی در زمان میشود.
تنها نکتهٔ مهم دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که منابعی که از شهرت تقریباً یکسانی برخوردارند ممکن است حرفهای متناقضی بزنند. در چنین حالتی عصارهٔ دبط این است که بگذارید که این دیدگاههای گوناگون در صفحهای یکسان در کنار هم وجود داشته باشند: سعی کنید توازن برقرار کنید: یعنی بنا به شهرت و معروفیت منابع به دیدگاههای متخاصم فضای لازم را اختصاص دهید. و هر گاه ممکن است اولویت را به منابعی بدهید که بهتر از دیگران واقعیات را به شیوهای متوازن و متعادل بیان میکنند.
[ویرایش] انصاف و لحن مشفقانه
اگر قرار است که مناقشات را منصفانه صورتبندی کنیم باید دیدگاههای متخاصم را همواره با لحنی مثبت و مشفقانه بیان کنیم. خیلی از مقالهها علیرغم اینکه هر دو دیدگاه را بیان کردهاند باز به صورت یک نوشتار متعصبانه درمیآیند. حتی هنگامی که یک مقاله بر اساس واقعیات و نه عقاید نوشته میشود باز ممکن است از آن بوی جانبداری به مشام برسد. این امر میتواند از طریق انتخاب واقعیات ارائه شده (بخشی از واقعیات به جای همهٔ واقعیات)، یا حتی زیرکانهتر، یعنی شیوهٔ بخشبندی مقاله باشد. در توضیح دومی، مثلا آوردن استدلالها در رد دیدگاه مخالف در جای جای متن میتواند دیدگاه طرف مقابل را خیلی بدتر از حالتی که در آن دیدگاه مخالفان در بخشی جداگانه آمدهاست، جلوه دهد.
ما باید مقالهها را با لحنی بنویسیم که با آن تمام مواضع دستکم به نظر امکانپذیر و منطقی بیایند. البته باید نکات مربوط به اقلیتهای خیلی کوچک را هم در نظر داشت. پس بیاییم مقالههایی بنویسیم که دیدگاههای پراهمیت و متخاصم را مشفقانه بیان کنند. میتوانیم با این رویکرد بنویسیم که فلان و فلان نظر خوبی است جز اینکه مخالفان آن میگویند، موافقان این عقیده بهمان نکتهها را نادیده گرفتهاند.
[ویرایش] صورتبندی نظرات پیرامون آثار مردم
یک مثال خاص بیان عقاید زیباشناختی است. آن دسته از مقالههای ویکیپدیا که پیرامون هنر و هنرمندان و سایر فعالیتهای خلاقیتیاند(مثل موسیقیدانان، هنرپیشگان، کتابها و ...) متمایل به نوشتههای پر شورحرارت گشتهاند. چنین نوشتارهایی برای یک دانشنامه مناسب نیست. ممکن است که ما نتوانیم بر سر این عقیده توافق نظر حاصل کنیم که فلانی بهترین گیتاریست تاریخ است، اما مهم است که در شرح مطلب بیاوریم که واکنش مردم یا منتقدان نسبت به فلان کس یا فلان اثر چگونه بودهاست. آوردن کلیاتی پیرامون اثر و تفسیرهای معمول از آن (بهتر است با ذکر مأخذ و آرای افراد مهمی که صاحب آن نظر یا تفسیرند باشد) پیشنهاد میشود. مثال: شکسپیر به عنوان یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان انگلیسی زبان معروف است. این آگاهیای است که یک شخص باید با مراجعه به دانشنامه کسب کند. اما بنا به سیاست بیطرف به این نکته هم باید اشاره شود که بعضی از محققان معروف این احتمال قوی را دادهاند که خیلی از کارهای شکسپیر متعلق به یکی از معاصرانش به نام کریستفر مارلو است. توجه داشته باشید اینکه واکنش منتقدان یا توده نسبت به یک اثر هنری چگونه بودهاست ممکن است نیاز به پژوهش داشته باشد. اما پس از تثبیت، چگونگی واکنش باید به صراحت بیان شود و اهمیت دارد. (این جز از یک نظر مبتنی بر خودمحوری یک ویکینویس است).
آوردن نمونهای از یک متن جانبدارانه و نشان دادن چگونگی تغییر آن توسط ویکینویسان به متنی نسبتاً غیرجانبدارانه، ممکن است به فهم مطلب کمک کند.
بهتر است در این قسمت نمونههایی موفق از ویکیپدیای فارسی آورده شود تا از ویکیپدیای انگلیسی.
این بخش از این نوشتار خُرد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
[ویرایش] بازنویسی متنی بالقوه جانبدارنه
گاهی، یک یا چند جملهٔ بالقوه جانبدارانه میتواند به صورتی بیشتر «بیطرفانه» بازنویسی شود. مثلاً «غضنفر بهترین بازیکن فوتبال است» میتواند به صورت «مهارتهای فوتبالی غضنفر توسط بسیاری ستوده شدهاست.» بازنویسی شود. صورت حتی بهتر آن اینگونهاست: «مهارتهای فوتبالی غضنفر توسط بازیکنانی چون علی دایی و مارادونا ستوده شدهاست». البته به شرط اینکه این دعاوی درست و قابل اثبات (مثلا با آوردن مأخذ معتبر) باشد.
همچنین جملهای چون «قلیدون آدم سگاخلاقی است» میتواند به صورت «شاهدانی چون اصغر قمهکش و حسناخمو قلیدون را تندخو دانستهاند.» باز نویسی شود.
[ویرایش] اعتراضها توضیحها
آنجه در زیر میآید فهرستی از ایرادها، اعتراضها، و شبهههایی است که به سیاست دیدگاه بیطرف ویکیپدیا وارد ساختهاند. پاسخ به آنها در زیر هر یک آمدهاست.
[ویرایش] چیزی به نام عینیت وجود ندارد
هرکسی با اندکی آشنایی با فلسفه این را میداند. پس چطور میشود سیاست «بیطرفی» را جدی گرفت. بیطرفی و عدم جانبداری، غیر ممکن است.
این احتمالا معمولترین ایرادی است که به سیاست بیطرفی وارد میسازند. این ایراد همچنین حاکی از معمولترین کژفهمی از این سیاست است. کژفهمیاست چون گمان میدارند که این سیاست سخن از عینیت میراند. در حالی که اصلا اینطور نیست. به طور خاص، این سیاست نمیگوید که حتی چیزی به نام عینیت هست و دیدگاهی با عینیت محض به این معنی که مقالههایی که از این دیدگاه نوشته شدهاند لاجرم حقیقت محض و عینیاند. این سیاست ما نیست و هدفمان نیز هم نیست! بلکه ما فهمی دیگر از بیطرف و غیرجانبدارانه را ملاک قرار میدهیم. این فهم ممکن در نزد اکثر افراد ملاک نباشد. این سیاست خیلی ساده میگوید که باید مناقشات صورتبندی و توصیف شوند نه اینکه درگیر آنها شد.این سخن در تضاد با هیچ دیدگاه فلسفیای نیست. این در واقع کاری است که فیلسوفان دائم در حال انجام آنند. نسبیتگرایان بلافاصله متوجه میشوند که این حرف با دیدگاههای آنان همخوانی دارد.
اگر چیزی راجع به این جمله مناقشه برانگیز باشد اینست که این دیدگاه فرض میکند که میتوان مناقشات را طوری صورتبندی کرد که تمام طرفهای اصلی درگیر پس از خواندن متن اذعان کنند که دیدگاهشان مشفقانه و منصفانه و کامل بیان شدهاست. و این پرسش که آیا چنین چیزی ممکن است یک پرسش تجربی است نه یک پرسش فلسفی. اما امکان چنین جیزی به راحتی با نگاه کردن به مثالهای موجود که روزانه توسط دانشگاهیان کارکشته و دانشنامهنویسان و دیگران نوشته میشود قابل اثبات است.
با این همه نباید تصور شود که هیچگونه حقیقت عینیای در یک دانشنامه وجود ندارد.این به این معنی است که مدارک بهآسانیقابلدسترس باید به درستی از منابع دستاول (در صورت در دسترس بودن آنها) مورد نقل و ارجاع قرارگیرند حتی اگر منابع دستچندمی هستند که آنها را نادرست نقل کردهاند.
وقتی صحت و سقم مطلبی را میتوان تعیین کرد بیطرفی ما را مجبور به واردساختن بیدقتی در نوشتار نمیکند. بیطرفی حکم میکند که چندین تفسیر برجسته پیرامون معنی یا وثوق یک اثر میتواند وجود داشته باشد اما خود مطلب میتواند در کمال عینیت مورد بررسی قرار گیرد خصوصا در مورد مدارک مدرن.
چگونه میتوانیم پیرامون موضوعات مربوط به شبهعلم مقاله بنویسیم در حالی که نظر علمی اکثریت دانشمندان این است که یک عقیدهٔ غیر علمی معتبر نیست و حتی احتیاجی به اشاره به آن در بحثی جدی نیست.
اگر قرار است ما تمامی دانش بشری را ارائه دهیم، باید بپذیریم که مجبور به توصیف دیدگاههایی (به نظرمان) زننده خواهیم شد بدون آنکه آنها را نادرست بخوانیم. البته اوضاع به این بدی که به نظر میآید نیست. وظیفهٔ ما این نیست که مناقشات را طوری توصیف کنیم که گویا، مثلاً، شبهعلم تواند که با علم همسری کند. بلکه وظیفهٔ ما اینست که دیدگاه اکثریت (علمی) را به عنوان دیدگاه اکثریت و دیدگاه اقلیت (گاه شبهعلمی) را به عنوان دیدگاه اقلیت توصیف کنیم. نیز بگوییم که دانشمندان چه برخوردی با نظریههای شبهعلمی داشتهاند. و این است وصف مناقشه به طرزی عادلانه. والسلام!
شبهعلم میتواند به عنوان یک پدیدهٔ اجتماعی در نظر گرفته شود، از این رو اهمیت دارد. با این حال نباید موجب ابهام و مخدوش کردن توصیف دیدگاههای اصلی شود. و هرگونه اشارهای به آن باید در تناسب با حجم مقاله باشد.
اقلیتی از ویکینویسان به قدری این مسأله برایشان مهم است که معتقدند ویکیپدیا باید از دیدگاهی علمی نوشته شود نه دیدگاهی بیطرف. البته هنوز مقرر نشدهاست که نیازی به این سیاست وجود دارد. چرا که دیدگاه دانشمندان پیرامون شبهعلم میتواند بهوضوح، بهکمال و منصفانه به پیروان شبهعلم توضیح داده شود.
[ویرایش] دین و مذهب
سیاست دبط غالباً به معنی ارائهٔ چندین دیدگاه است. این یعنی نه تنها ارائهٔ دیدگاههای گروههای مختلف امروزی بلکه گروههای مختلف در گذشته نیز هم.
ویکیپدیا یک دانشنامهاست. یکی از وظیفههای دانشنامهها توضیح چیزهاست. در مورد اعتقادات و کُنِشهای انسانها، این توضیح نه تنها دربردارندهٔ انگیزهٔ افراد معتقد و ملتزم به این باورها و کنشهاست بلکه توضیحدهندهٔ این هم است که این اعتقادات و رفتارها و کنشها چگونه به وجود آمده و تکوین شدهاند. مقالههای پیرامون تاریخ و دین در ویکیپدیا یکی از آبشخورهایشان متون مقدس دینی است. البته از منابع مدرن چون متون و مدارک باستانشناسی و تاریخی و علمی نیز بهره گرفته میشود.
بسیاری از پیروان یک دین به برخورد تقدسزدایانه، تاریخی و انتقادیای که با دینشان میشود اعتراض خواهند کرد. ایشان خواهند گفت: که این امر به نوعی قائل شدن تبعیض علیه اعتقاد دینی ایشان است. آنان ترجیح میدهند که مقالهها مذهبشان را به گونهای که ایشان در آیینهٔ پندار خود میبینند، توصیف کنند. تصویر ایشان از مذهب و اعتقادشان غالباً برخاسته از دیدگاهی غیرتاریخی است. (مثلا: شرایط کنونی، شرایط همیشگی بودهاست. هر گونه تفاوت به سبب وجود نحلههای بدعتآور است که دین واقعی را ارائه نمیکنند.). دیدگاه آنها هم باید بیان شود اما توجه داشته باشید که هیچ تناقضی در کار نیست. سیاست دبط یعنی ما چیزی مثل این بگوییم: بسیاری از پیروان این دین باور دارند که الف و معتقدند که در طول تاریخ اعضای این فرقه/مذهب همیشه چنین باوری داشتهاند. اما با پذیرفتهشدن بعضی یافتههای جدید (بگویید کدامها) از سوی تاریخنگاران و باستانشناسان (بگویید کدامها)، سایر پیروان این دین (بگویید کدام مذهب یا فرقه) امروزه معتقدند که ب.
یک نکتهٔ مهم پیرامون به کار بردن اصطلاح بنیادگرا. باید پیش از به کار بردن این اصطلاح، کاملا روشن کنیم که منظورمان از آن چیست به طوری که کاربرد آن نباید موجب: الف) توهین ب)گمراهی خواننده (چرا که اکثر خوانندگان از چگونگی کاربرد درست آن بیاطلاعند) شود. ما نباید این اصطلاح را به عنوان توهین استعمال کنیم و نیز باید به خاطر بسپاریم که هممعنی با «ضد علم» نیست همچنین به معنی «داشتن اعتقاد قوی» نیست. و هنگامی که منظورمان معنی دقیق کلمه نیست، این اصطلاح نباید برای محافظهکاری دینی یا سیاسی به کار رود. از آنجا که دین موضوعی بحثبرانگیز است آمادهٔ این باشید که این مقالهها به خاطر نیشدار بودن (به ظن ویراینده) ویرایش شوند.
[ویرایش] دیدگاههای ضداخلاقی
دیدگاههای ضد اخلاقی مثل نژادپرستی و عقاید ضد زن و امثال اینها که عدهای به آنها باور دارند چی؟ مطمئناً ما نباید و نمیتوانیم نسبت به آنها خنثی و بیطرف باشیم؟
واضح است که میتوانیم توضیحات مفصلی بیاوریم و انزجار خود را از این دیدگاههای ضداخلاقی بیان داریم. در حین انجام اینکار برای آنکه جانب بیطرفی را رعایت کنیم آن دیدگاههای ضداخلاقی را به طرفداران برجستهٔ آن یا به گروهی از افراد که چنان دیدگاههایی دارند نسبت میدهیم. دیگران خواهند توانست که تصمیمشان را بگیرند و اگر از عقل سلیم برخوردار باشند مسلماً به دیدگاه ما خواهند گروید. آنان که عقاید نژادپرستانه یا امثال آن دارند مسماً طرز فکرشان را بر اساس یک مقالهٔ جانبدارانه که آنها را در موضع دفاعی قرار دهد عوض نخواهند کرد. از سوی دیگر اگر ما سعی بلیغ مبذول داریم که سیاست بیطرفی خود را همواره اعمال کنیم، ممکن است به صاحبان عقاید انزجاربرانگیز دیدی بدهیم که موجب دستکشیدن ایشان از آن عقاید شود.
[ویرایش] دادن «اعتبار یکسان»
صبر کنید ببینم. به نظر من خوشبینی پیرامون علم علیه شبهعلم بیاساس است. تاریخ نشان دادهاست که شبهعلم میتواند اسناد و واقعیات را شکست دهد و کسانی که به شبهعلم تکیه میکنند با توسل به دروغ، تهمت، توجیه و اکثریت شمارشی پیروان دیدگاه خود را به هر که بتوانند تحمیل خواهند کرد. اگر این پروژه به کسانی که فرضاً ادعا میکنند زمین به معنی کلمه صاف است اعتباری مساوی دهد، به تبلیغ و تثبیت اینگونه نظریات مسخره و نادرست کمک خواهد کرد.
لطفاً نسبت به این نکته روشن باشید. سیاست بیطرفی ویکیپدیا اصلا نمیگوید یا حتی متضمن آن نیست که ما باید اعتباری یکسان به دیدگاههای در اقلیت بدهیم. البته میگوید که ما، چنانکه شایستهٔ دانشنامه نویسان است، نباید علیه آنها موضعگیری کنیم. ولی این جلوی ما را نمیگیرد که بگوییم دیدگاه اکثریت چنان است و توضیحی جامع پیرامون استدلالهای علیه نظریههای شبهعلمی بیاوریم. یا مثلا بگوییم بسیاری از مردم راجع به آن چنان میاندیشند.
[ویرایش] نبود بیطرفی به عنوان بهانهای برای پاککردن
سیاست بیطرفی گاهی به عنوان بهانهای برای پاککردن نوشتارهایی که جانبدارانه تلقی میشوند به کار میرود. آیا این ایرادی دارد؟
در بسیاری از موارد بله! بسیاری از ما معتقدیم که صرف اینکه متنی جانبدارانهاست برای پاککردنش کافی نیست. اگر اطلاعات معتبری در آن یافت میشود باید فقط ویرایش شود.
گاهی اوقات در تعیین اینکه ادعایی درست یا بهدردبخور است مشکل پیش میآید. خصوصاً هنگامی که افراد مطلع نسبت به مبحث اندکند. در چنین صورتی، خوب است که اعتراضات در صفحهٔ بحث مطرح شود. اگر کسی دلیلی دارد که نویسندهٔ متن جانبدارانه تن به تغییر متن نخواهد داد، گاهی متن را از صفحهٔ مقاله به صفحهٔ بحث انتقال میدهیم ولی کامل پاکش نمیکنیم. اما این آخری باید به عنوان واپسین حربه به کار گرفته شود نه به عنوان وسیلهای برای تنبیه کسانی که نوشتارهای جانبدارانه نوشتهاند.
[ویرایش] سر و کله زدن با مشارکتکنندگان متعصب و جانبدار
من با سیاست بیطرفی موافقم، اما بعضیها هستند که به طرز فجیع و غیرقابلصلاحی جانبدارند! من باید دایم دنبالشان راه بیفتم و نوشتارهایشان را اصلاح کنم. چهکار کنم؟
جز در موردی که بهواقع فاحش است، شاید بهترین کار آن باشد که در ملا عام به مشکل اشاره کنید و مقصران را به این صفحه ارجاع دهید (البته مودبانه!) و از دیگران کمک بخواهید. به بخش میانجیگری برای راهکارهای بیشتر رجوع کنید. مسلماً نقطهای هست که از آنجا به بعد اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان یک مطلب، به اعتقاد و علاقهٔ ایشان به باز بودن پروژه به طور کامل، میچربد. چرا که علاقهمندند که کار را پیش ببرند و از این رو نمیخواهند دائم نوشتههای کسی را که برای سیاستهای ما هیچ احترامی قائل نیست اصلاح کنند.
[ویرایش] پیشگیری از مناقشههای دائمی
چگونه میتوانیم از دعواهای دائمی و پایانناپذیر بر سر بیطرفی در موضوعات مختلف پیشگیری کنیم؟
بهترین روش برای پیشگیری از دعوا بر سر جانبداری این است که به خاطر بسپریم که اینجا، همهٔ ما تا حد زیادی انسانهای فهیم و هوشمندی هستیم وگرنه تا این حد وقت صرف این پروژه نمیکردیم و برایش دل نمیسوزانیدیم. پس باید در درک دیدگاههای یکدیگر بکوشیم و اطمینان حاصل کنیم که دیدگاههای دیگران منصفانه ارائه شدهاست. هنگامی که بحثی بر سر اینکه مقاله چه چیزی باید بگوید یا چه چیزی حقیقت دارد در میگیرد، نباید موضعی سفت و سخت اتخاذ کرده و از عقیدهٔ خاصی دفاع کنیم؛ بلکه باید برای چند لحظه هم که شدهاست سر در گریبان اندیشه فرو بریم و با خود بیندیشیم که این مناقشه به چه سان میتواند منصفانه صورتبندی شود. این کار باید هر بار که نظر جنجالی تازهای معرفی میگردد از نو تکرار شود. کار ما این نیست که ویکیپدیا را به گونهای ویرایش کنیم که بازتابدهندهٔ عقاید شخصی و چهبسا عجیب و غریب خودمان باشد، و بعد، از آن عقاید در مقابل ویرایشهای دیگران دفاع کنیم. کار ما این است که بیشتر، در افزودن مطلب و ارتقای کیفیت مقالهها همکاری کنیم و نیز علاوه بر آن هرگاه که لازم شد با همدلی در مورد صورتبندی درست یک مناقشه به توافق برسیم به گونهای که منصفانه بازتابدهندهٔ نظر تمام طرفهای درگیر باشد.
[ویرایش] پیش فرض قرار دادن برخی نکات
اگر لازمهٔ نوشتن یک مجموعه مقاله پیرامون موضوعی کلی مستلزم فرضکردن دیدگاههایی جنجالیاست چه کار باید کرد؟ مثلاً هنگامی که پیرامون تکامل مینویسییم. مسلماً ما نمیخواهیم دائماً در هر صفحه به جدال تکاملگرایان و خلقتگرایان اشاره کنیم.
مسلم است که نه! هیچ مبحثی نیست که صحبت پیرامون آن محتاج فرض کردن دیدگاههایی باشد که از نظر هیچ کس جنجالی نیست. این موضوع نه تنها در زیستشناسی تکاملی صدق میکند بلکه در فلسفه، تاریخ و فیزیک و غیره نیز هم.
البته مشکل است که قوانین کلیای ارائه دهیم که با تکیه بر آنها بتوان همواه در امور خاص درست قضاوت کرد. اما شاید آنچه در ذیل میآید مفید افتد:
اگر موضوعی در صفحهای به طور کامل و به بهترین نحوی کاویده شدهاست دیگر احتمالاً نیازی نیست که در صفحهٔ دیگری باز به آن پرداخته شود. البته اشارهای کوتاه و ارجاع به صفحهٔ مربوط میتواند مفید باشد.مثلاً در مقالهای که پیرامون تکامل اسب است، ما ممکن است جملهٔ کوتاهی داشته باشیم که بگوید بعضی از خلقتگرایان معتقدند نه تنها اسب بلکه هیچ حیوان دیگری هم تکامل نیافتهاست و خواننده را به مقالهٔ مربوط ارجاع دهیم. اگر استدلال بهخصوصی پیرامون نکتهٔ بهخصوصی هست، آنگاه میتواند در صفحهٔ خاص خود بیاید.
[ویرایش] نوشتن دیدگاه دشمن
آنچه راجع به «نوشتن دیدگاه دشمن» میگویید من را قانع نکردهاست. من نمیخواهم برای دشمن بنویسم. اکثر آنها بر چیزهایی به عنوان واقعیت تکیه میکنند که آشکارا نادرست است. آیا میگویید برای آنکه مقاله بیطرفانه باشد من باید دروغ بگویم تا دیدگاهی را که با آن مخالفم بیان کرده باشم؟
این یک کژفهمی از سیاست دیدگاه بیطرف است. قرار نیست شما ادعایی بکنید. فقط میگویید «فلان میگوید ـــــــــــــــــــ پس بنابراین ــــــــــــــــــ». این حرف را خیلی راحت و پوستکنده بی هیچ عذاب وجدانی میتوان به زبان آورد. برای اینکه شما ادعا را منتسب به کسی دیگر میکنید. شایان توجهاست که دانشگاهیان برای انجام این کار تربیت شدهاند به طوری که حتی هنگامی که میخواهند حرف خود را اثبات کرده و به کرسی بنشانند باز استدلالهای مخالف را مطرح میکنند تا بتوانند توضیح دهند که مشکل آنها در کجاست.
این مسئلهٔ حساسی است و شمار زیادی از مردم ممکن است نتوانند متوجه جانبداری ذاتی یک عبارت محبوب و همهگیر شوند، تنها به این علت ساده که آن عبارت زیاد استعمال شدهاست.
[ویرایش] اعتراضهای دیگر
من اعتراض دیگری دارم. کجا باید آن را مطرح کنم؟ در حال حاضر اگر اعتراض دیگری دارید که در این صفحه به آن پرداخته نشدهاست در صورت آشنایی با زبان انگلیسی به صفحهٔ انگلیسی (یا زبانی دیگر) رجوع کنید. در غیر این صورت آن را در صفحهٔ بحث همین مقاله مطرح کنید.
[ویرایش] تاریخچه و منطق
[ویرایش] چرا ویکیپدیا باید غیرجانبدارانه باشد
ویکیپدیا یک دانشنامهٔ عمومی است. این به این معنی است که ارائهدهندهٔ دانش بشری در حدی از عمومیت است. اما آدمیان بر سر موضوعاتی خاص باهم مخالفند. برای هر موضوعی که دیدگاههای متخاصم وجود دارد هر دیدگاه نمایشگر نظر مختلفی پیرامون حقیقتی است که هست و تا آنجا که با دیدگاههای دیگر در تضاد است صاحبان آن معتقدند که دیدگاههای دیگر اشتباهاند از این رو دانش به حساب نمیآیند. هر کجا که اختلافی بر سر واقعیت است، اختلافی هم بر سر این است که چه چیز دانش (آگاهی) به حساب میآید. ویکیپدیا موفق است چرا که یک تلاش دستجمعی است. اما در عین همکاری چطور میتوانیم مشکل جنگهای ویرایشی بیپایان را حل کنیم؟: جنگهایی که در آن یک نفر میگوید الف و دیگری آن را به ناالف تغییر میدهد.
یک راه حل این است که، برای کار کردن در ویکیپدیا، بپذیریم که دانش بشری دربردارندهٔ تمامی نظریههای مختلف بااهمیت است. از این رو هدف ما این است که دانش بشری را در چنان معنایی ارایه دهیم. یک چنین چیزی مسلماً یک معنای تثبیت شده از دانش (آگاهی) است. در چنین معنایی آنچه دانستهاست دائم با گذر زمان تغییر میکند. و هنگامی که واژهٔ دانستن را به کار میبریم آن را داخل «گیومه» گذاشته و به معنایی خاص استعمال میکنیم. عوام در عهد باستان «میدانستند» که جنزدگی باعث دیوانگی است. ما امروزه «میدانیم» که چنین نیست.
ما به این معنا میتوانیم دانش بشری را به شیوهای جانبدارانه گرد آوریم: تعدادی نظریه پیرامون موضوع م ردیف میکنیم و بعد ادعا میکنیم که حقیقت در مورد م فلان است و فلان. اما از سوی دیگر در نظر بگیرید که ویکیپدیا یک دانشنامهٔ بینالمللی و دستجمعی است. تقریبا هر دیدگاهی پیرامون هر موضوعی بالاخره در نزد یکی یافت میشود. برای جلوگیری از جنگهای ویرایشی پایانناپذیر میتوانیم با هم توافق کنیم که هر یک از نظرات بااهمیت را منصفانه ارائه کرده و در مورد صحت هیچیک ادعایی نکنیم. اینگونهاست که مقالهای «غیرجانبدارانه» یا «بیطرف» میشود (با معنیای که ما از بیطرفی مستفاد میکنیم). برای نوشتن از دیدگاه بیطرف فرد دیدگاههای بحثانگیز را مطرح میکند بدون آنکه هیچکدام را درست بشمارد. برای ارایهٔ بیطرفانهٔ موضوع غالباً کافی است که دیدگاههای متخاصم به گونهای مطرح شوند که طرفداران هر یک از این دیدگاهها با طرز ارایهٔ دیدگاهشان موافق باشند. نیز باید دقت شود که هر دیدگاه به صاحبان آن دیدگاه نسبت داده شود. مناقشات در ویکیپدیا توصیف میشوند نه اینکه یکی بر دیگری ارجح دانسته شود.
خلاصهٔ دلایل اصلی برای اتخاذ این سیاست به شرح زیر است: ویکیپدیا یک دانشنامه است؛ یک گردآوری از دانش بشری. اما از آنجا که ویکیپدیا یک منبع بینالمللی با مشارکتی همگانی است نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که ویکینویسان بر سر تمام یا حتی تعداد زیادی از موارد چه چیز واقعاً دانش به حساب میآید توافق داشته باشند. بنابراین میتوانیم تعریفی کمتر دست و پاگیر از دانش ارایه دهیم که بنا بر آن مجموعهٔ نظریات متخاصم با دامنهای گسترده تشکیل چیزی را میدهند که ما آن را «دانش» مینامیم. ما باید به طور فردی و دستجمعی بکوشیم که دیدگاههای متخاصم را منصفانه ارائه کنیم بدون آنکه یکی را بر دیگری برتری دهیم. این نکته را هم باید در نظر داشته باشیم که نظریاتی که منحصر به اقلیت کوچکیاند نباید به گونهای مطرح شوند که گویا نظریات اقلیت قوی هستند یا حتی اصلا نباید مطرح شوند.
دلیل دیگری هم هست که خود را به رعایت این سیاست ملزم کنیم. و آن اینست که وقتی بر خوانندگان روشن است که ما نمیخواهیم دیدگاه بخصوصی را اتخاذ کنیم، این امر دست آنان را باز میگذارد تا آزادنه تصمیم بگیرند و به این وسیله استقلال فکری تشویق میشود. اگر ما در التزام به سیاست بیطرفی موفق شویم دولتهای تمامیتخواه*[۴] و نهادهای جزماندیش در همه جا ممکن است بهانه بیابند که با ویکیپدیا بنای مخالفت بگذارند: ارایهٔ تعداد زیادی از نظریههای رقیب و متخاصم در مورد موضوعات گوناگون نشان میدهد که ما، آفرینندگان ویکیپدیا، به توانایی خوانندگان در تصمیمگیری مستقل باور داریم. متنهایی که چندین دیدگاه را منصفانه مطرح میکنند بدون آنکه از خواننده بخواهند که دیدگاه بخصوصی را بپذیرد، رهاییبخشند! بیطرفی ملغیکنندهٔ جزماندیشی است و تقریباً هرکس که در ویکیپدیا فعالیت میکند اذعان میکند که چیز خوبی است.
- ^ neutral point of view
- ^ subjective
- ^ Collectivist
- ^ Totalitarian
- ^ یعنی با خوانندهاست که کدام نظر را بپذیرد نه اینکه نویسنده برنده را اعلام کند.
- ^ polemical
|
سیاستها و رهنمودهای کلیدی ویکیپدیا |
|
| کلیات |
|
|
| سراسری |
|
|
| استانداردهای مقاله |
|
|
| سیاستهای رفتاری |
|
|
| رهنمودهای رفتاری |
|
|
| رهنمودهای طبقهبندی |
|
|
| رهنمودهای محتوایی |
|
|
| رهنمودهای ویرایشی |
|
|
| قراردادهای شیوه |
|
|