ویکی‌پدیا:دیدگاه بی‌طرف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
چکیدهٔ اين صفحه : تمامی مقالات ویکی‌پدیا و سایر محتویات دانشنامه‌ای باید از دیدگاه بی‌طرف نوشته شود، و دیدگاههای عمده را به طور منصفانه، متناسب و بی جانب‌داری نمایش دهد.
سیاست‌های ویکی‌پدیا
استانداردهای مقاله
دیدگاه بی‌طرف
اثبات‌پذیری
تحقیق دست‌اول ممنوع
ویکی‌پدیا چه چیزی نیست
زندگی‌نامهٔ زندگان
همکاری با دیگران
قانون سه برگردان
نزاکت
حمله‌های شخصی ممنوع
حل اختلاف


دیدگاه بی‌طرف از بنیادی ترین و اصول ویکیپدیا است. تمامی مقالات ویکی‌پدیا باید از دیدگاهی بی‌طرف نوشته شود و دیدگاه‌های برجسته ای را که توسط منابع معتبر چاپ شده‌اند، منصفانه و بی‌تعصب پوشش دهند. به گفتهٔ بنیانگذار ویکی‌پدیا جیمبو ویلز، دبط (سرواژه‌های «دیدگاه بی‌طرف»)*[۱] «اجباری و غیر قابل مناقشه‌است». برای کسب راهنمایی پیرامون چگونگی بی‌طرف‌سازی مقاله‌ها به اینجا بروید: خودآموز دیدگاه بی‌طرف

ویکی‌پدیا:دیدگاه بی طرف یکی از سه سیاست محتوایی ویکی‌پدیا است. دو سیاست دیگر ویکی‌پدیا:تحقیق دست‌اول ممنوع و ویکی‌پدیا:اثبات‌پذیری است. این سه سیاست به کمک هم نوع و کیفیّت مطالبی قابل‌قبول در فضای نام اصلی را مشخص می‌کنند. بنابراین آنها را نباید جدا از یکدیگر بررسی و تفسیر کرد. ویراستاران باید سعی کنند که خود را با هرسهٔ آنها آشنا کنند. این سه سیاست غیرقابل مناقشه و تغییرند. یعنی اجماع کاربران یا هیچ سیاست دیگری نمی‌تواند آنها را تحت‌الشعاع قرار داده یا برتر از آنها بنشیند.

فهرست مندرجات

[ویرایش] درآمد

[ویرایش] دیدگاه بی‌طرف

دیدگاه بی‌طرف روشی برای برخورد با دیدگاه‌های متضاد اثبات پذيری است که در منابع معتبر در مورد یک موضوع ذکر شده‌اند. بر اساس این سیاست، مقاله‌ها باید بدون جانب‌داری نوشته شده و دیدگاههای اکثریت و اقلیت‌های قوی را منصفانه پوشش دهد. در چنین موقعیتی، هیچکدام از دیدگاه‌ها نباید وزن غیر متناسب گرفته، یا بگونه‌ای بیان شوند که قضاوت ما از «حقیقت» بودن آن را نشان دهد. دلیل این کار فراهم کردن دسترسی خوانندگان به تمامی دیدگاه‌های برجسته‌ای است که در منابع معتبر چاپ شده، و نه فقط محبوب ترین دیدگاه. بیان مقالات نباید بگونه‌ای باشد که محبوب ترین دیدگاه، و یا حد میانی چند دیدگاه را به عنوان دیدگاه درست بیان کند، تا حدی که ذکر دیدگاه‌های دیگر عملاً شکلی تحقیر آمیز به خود بگیرد. به خوانندگان این فرصت و اجازه را بدهید که خود شواهد را دیده و در مورد آنها تشکیل عقیده دهند.

دیدگاه بی‌طرف نسبت به موضوع مقاله نه احساس همدردی می‌کند و نه مخالف آن است: هیچ دیدگاه خاصی را توصیه نمی‌کند. همانگونه که از اسمش بر می‌آید، دیدگاه بیطرف خود یک دیدگاه خاص است، نه اینکه سعی در نبود یا حذف دیدگاه‌ها بکند. حذف محتوای یک مقاله با این توجیه که «بی طرف نیست» قابل قبول نیست. مقالات باید به صورت واضحی به توصیف، ارائه، و مشخص کردن اختلاف نظرها بپردازند بدون اینکه هیچکدام از دیدگاه‌ها را توصیه کنند. مقالات باید توضیح دهند که افراد به چه اعتقاد دارند، و چرا به چنین اعتقادی رسیده‌اند، و کدام دیدگاه محبوب‌تر است است. مقالات با محتواتر ممکن است حاوی ارزیابی دیدگاه‌های مختلف نیز باشند ولی تلاش بسیاری باید صورت گیرد که از طرفداری یک دیدگاه خاص اجتناب شود.

سیاست دیدگاه بی‌طرف به سادگی مورد کژفهمی قرار می‌گیرد. این سیاست فرض نمی‌کند که می‌توان مقاله‌ای از یک دیدگاه ثابت، غیر جانب‌دارانه و عینی نوشت. بلکه در عوض می‌گوید باید منصفانه جوانب مختلف موضوع مورد مناقشه را با عدم اظهار مستقیم یا غیر مستقیم به صحت یک دیدگاه مشخص پوشش داد. گاهی اوقات شخص وسوسه می‌شود که مقاله‌ای به ظاهر جانب‌دارانه را با نوشتن مقاله‌ٔ جانبدارانه‌ٔ دیگری در همان موضوع اما از دیدگاهی دیگر متعادل کند. به این مقاله‌ها معمولا POV FORK می‌گویند. لطفاً چنین نکنید. به جای آن سعی کنید در بحث مربوط به مقالهٔ جانب‌دارانه شرکت کنید و کمک کنید که دیدگاه‌های دیگر هم پوشش داده شود.

[ویرایش] جانب‌داری

بیطرفی مطالبه می‌کند که تمامی دیدگاه‌ها بدون جهت گیری نوشته شوند. تمامی ویرایشگران و منابع جهتگیری‌های خود را دارند (به عبارت دیگر، تمامی ویرایشگران و تمامی منابع نقطه نظر خود را دارند)؛ آنچه که اهمیت دارد این است که چگونه آنها را ترکیب کرده و یک مقاله بیطرف بنویسیم. مقاله‌های بی‌طرف دیدگاه‌های مختلف پیرامون موضوع مورد مناقشه را، به جای جانب‌داری از یکی، عادلانه توصیف کرده و تحلیلی از تمامی جنبه‌های مختلف یک منازعه، دیدگاه‌های مختلف، اسناد و شواهد ارائه می‌کند. هنگامی که تمایل ویرایشی به سمت یک دیدگاه خاص مکشوف می‌شود، مقاله نیاز به تصحیح شدن دارد.

[ویرایش] فرمول‌بندی اصلی دبط

واقعیات را بیان کنید و این واقعیات شامل نظرات هم هست. ولی فقط نظرات را ارائه نکنید. منظور ما از واقعیت در اینجا آن اطلاعاتی است که بصورت جدی مورد شک واقع نشده‌است. اینکه یک نظرسنجی حاکی از فلان نتیجهٔ به چاپ رسیده‌است یک واقعیت است. اینکه سیاره‌ای به نام مریخ وجود دارد یک واقعیت است. اینکه افلاطون یک فیلسوف بود یک واقعیت است. هیچ‌کس اساساً منکر اینها نیست. بنابراین می‌توانیم با خیال راحت هر تعداد از آنها را که بخواهیم در نوشتارمان بیاوریم. از سوی دیگر اینکه دزدی کار غلطی است یک ارزش یا نظر است. اینکه علی دایی بهترین فوتبالیست تاریخ ایران است یک نظر یا ارزش است. منظور ما از نظر یا ارزش آن چیزی است که مجادله آمیز بوده‌است. خیلی گزاره‌ها هستند که بصورت واضحی یک نظر یا ارزش را بیان میکنند. مثلا اینکه دزدی کردن غلط است یک ارزش یا نظر است. اینکه ایالات متحده آمریکا تنها کشوری در دنیا است که از سلاح اتمی در جنگ استفاده کرده‌است یک واقعیت است. اینکه آمریکا تصمیم درستی در استفاده از این بمب گرفت یا نگرفت، یک نظر یا ارزش است. البته مسلما حالتهایی هستند که حالت مرزی محسوب می‌شوند. و این هنگامی است که بر سر صحت مطلبی که به عنوان واقعیت بیان می‌شود مناقشه‌است اما ما نمی‌دانیم که آیا باید این مناقشه را جدی بگیریم یا کجا تمایز میان واقعیت و ارزش لزوما جزو مناقشه‌است.

هنگام بحث در مورد یک نظر، ما این واقعیت را بیان می‌کنیم که فلان شخص به این موضوع عقیده دارد. به عبارت دیگر با نسبت دادن نظر به کسی آن را تبدیل به واقعیت می‌کنیم. به عنوان مثال یک مقالهٔ دانشنامه‌ای نباید ادعا کند که یک شرکت خاص مجرم است! حتی اگر نویسنده معتقد است که چنین است. به جای آن باید با ارجاع به یک نظرسنجی به این واقعیت اشاره کند که فلان درصد از مردم چنین اعتقادی دارند و دلایل آنها را ذکر کند و آنگاه باید نظریات طرف مقابل را منعکس کند. اینکه علی دایی بهترین فوتبالیست تاریخ ایران است یک نظر یا ارزش است. پس مثلا به جای اینکه بگوییم «علی دایی بهترین بازیکن فوتبال در تاریخ ایران است» می‌توانیم بگوییم «اکثر ایرانیان بر این باورند که علی دایی بهترین بازیکن فوتبال در تاریخ ایران است» که واقعیتی است که فرضا با رجوع به فلان نظرخواهی قابل اثبات است. یا اینکه می‌توانیم بگوییم «فدراسیون فوتبال ایران در فلان بیانیه وی را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران دانست». در حالت نخست ما یک نظر را بیان می‌داریم ولی در حالتهای دوم و سوم این نظر را با نسبت دادنش به کسی تبدیل به واقعیت می‌کنیم. در اینجا باید توجه شود که این فرمول بندی بسیار با فرمول‌بندی «بعضی از مردم معتقدند...» که خیلی هم در دعواهای سیاسی کاربرد دارد متفاوت است. این ادعا باید به بتواند به یک جمعیت معین و قابل اندازه‌گیری ارجاع دهد یا چه بهتر که یک نام (شخص).

بگفته جیمبو ویلز «دیدگاه بی‌طرف سعی می‌کند که نظریات و واقعیات را به گونه‌ای نمایش دهد که هم طرفداران و هم مخالفان بر سر آن توافق داشته باشند. مسلم است که توافق ۱۰۰٪ ممکن نیست. ایدئولوژیهای هستند که به هیچ چیز جز بیان قهرآمیز دیدگاه خود قانع نمی‌شوند. مسلما ما به دنبال گونه‌ای از نوشتار هستیم که مورد قبول انسانهای منطقی (با دیدگاه‌هایی چه بسا متفاوت) افتد.» مثال دیگر اینکه «یک مقالهٔ دانشنامه‌ای نباید ادعا کند که کاپیتالیسم بهترین شیوهٔ اقتصادی است. بلکه به جای آن باید استدلالهای موافقان این دیدگاه را بیان کند و سپس استدلال مخالفان این دیدگاه را.»

هنگام ارائهٔ یک نظر، مهم است که به خاطر بسپاریم که امکان دارد بر سر اینکه بهترین صورت بیان یک نظر چیست اختلاف عقیده وجود داشته باشد. گاهی اوقات لازم می‌شود که چندین صورت‌بندی از مسئله ارائه دهیم برای اینکه تمام جوانب امر را منصفانه توضیح دهیم. بعلاوه وقتی واقعیتی را راجع به یک عقیده بیان می‌کنید خیلی مهم است که شواهدی که عقاید مخالف و رقیب در توجیح خود ارائه میکنند را نیز بیان کرده تا خوانندگان بتوانند به ارزیابی آنها بپردازند. این امر کمک می‌کند که تلویحاً عقیده‌ای درست دانسته نشود. همچنین بهتر است که صاحبان برجستهٔ یک عقیده نامشان ذکر شود.

[ویرایش] دیدگاه بی‌طرف چیست؟

منظور ما به هیچ روی بدیهی نیست و به آسانی می‌تواند مورد کژفهمی قرار گیرد. تفاسیر معتبر زیاد دیگری نیز از «غیرجانب‌دارانه» و «بی‌طرف» وجود دارد. در ویکی‌پدیا (بر طبق این سیاست) منظور از «نوشتار غیرجانب‌دارانه» نوشتاری است که در آن «نظریات متخاصم بیان شوند بی آنکه بر یکی صحه گذاشته شود.» این احتیاج به توضیح بیشتری دارد.

نخست و مهمتر از همه، ببینیم که منظور از بیان نظریات متخاصم بی صحه گذاشتن بر یکی چیست. یک نوشتار بی‌طرف تنها محبوب‌ترین دیدگاه را بیان نمی‌کند همچنین بعد از مطرح‌کردن چندین دیدگاه نمی‌گوید که محبوب‌ترین دیدگاه درست است. نیز نمی‌گوید که یک جور دیدگاه میانی (میانگین) از میان چندین دیدگاه (یا تلفیق چندین دیدگاه) درست است. مطرح کردن تمامی دیدگاه‌ها تقریباً معنی‌اش چنین چیزی می‌شود: الف-گرایان می‌گویند الف و ب‌-گرایان می‌گویند ب، و در حال حاضر وضعیت مناقشه چنین است. درحالت آرمانی مطرح‌کردن تمام دیدگاه‌ها توام با دادن اطلاعات پیشزمینه‌ای فراوان پیرامون موضوع است که چه کسانی می‌گویند الف و چه کسانی می‌گویند ب و چرا و طرفداران کدام‌یک بیشترند (دقت کنید که محبوبیت را هم‌ارز با حقانیت نگیرید). مقاله‌های مفصل می‌توانند قسمتی داشته باشند که احتجاج‌های طرفهای درگیر مطرح شده و قوی‌ترین استدلال‌هایشان آورده شود. اما باید سعی بلیغ به عمل آید که طرفی برنده «اعلام» نشود.*[۲].

نکته‌ای در اینجا احتیاج به توضیح دارد.گفتیم که دیدگاه بی‌طرف، برخلاف آنچه که از ظاهر عبارت برمی‌آید، این نیست که یک دیدگاه بخصوص میان دیدگاه‌های موجود بی‌طرف یا میانه‌است. این یکی از معانی‌ای است که از دیدگاه بی‌طرف فهم می‌شود. اما در ویکی‌پدیا منظور ار دیدگاه بی‌طرف دیدگاه بی‌دیدگاهی است. بنا بر این فهم وقتی کسی نوشته‌ای بی‌طرفانه می‌نویسد احتیاط زیادی می‌کند که هیچ دیدگاه بخصوصی را درست نخواند (چه به طور مستقیم و چه به طور تلویحی).

نکتهٔ دیگری نیز نیاز به توضیح دارد. می‌توان گفت نوشتن بی‌طرفانه ارائه و مطرح کردن موارد اختلاف است تا درگیر شدن در آنها. به بیان دیگر می‌توان گفت که نوشتن بی‌طرفانه یعنی ارائهٔ خشک و خالی موارد بحث و جدل. البته ممکن است که در این که می‌توان بدون جانب‌داری (حتی غیر مستقیم) و طرفداری از دیدگاه خاصی این کار را انجام داد، شک کرد. اما دانشگاهیان با تجربه و نویسندگان جدلی *[۳] و منتقدان در تشخیص جانب‌داری چه از جانب خود و چه از جانب دیگران توانایند. بنابراین معمولا می‌توانند مواردی را که در آن در توضیح مناقشه سوگیری شده‌است تشخیص دهند و در اگر بخواهند با صرف اندکی خلاقیت آنها را برطرف کنند.

[ویرایش] ارزش ناحق

میان‌بُر:
وپ:ارزش

اینک یک شرط مهم صلاحیت. لازم نیست مقاله‌هایی که به مقایسهٔ دیدگاه‌های مختلف می‌پردازند، همان اندازه به دیدگاه غالب و مورد قبول موجود بپردازند که به دیدگاه‌های حاشیه‌ای. حتی ممکن است که اصلاً به دیدگاههای کاملا حاشیه‌ای نپردازند. ما نباید سعی کنیم به گونه‌ای بنویسیم که گویی دیدگاههای در حاشیه همانقدر شایستهٔ توجه‌اند که دیدگاه‌های غالب. حتی دیدگاه‌های خیلی حاشیه‌ای نباید در مقالهٔ اصلی مطرح شوند و فقط در مقالهٔ مربوط به خود بیان می‌شوند. ارزش بیش از حد دادن به دیدگاه یک اقلیت برجسته یا گنجاندن آرای یک اقلیت بسیار کوچک ممکن است در توضیح وضعیت مناقشه گمراه‌کننده باشد. اگر می‌خواهیم مناقشه را منصفانه مطرح کنیم باید به دیدگاه‌های رقیب و متخاصم به نسبت میزان مقبولیتشان در میان اهل فن یا طرفهای مربوط(درگیر) بپردازیم. هیچ‌کدام از این حرفها به این معنی نیست که آرای اقلیت‌های کوچک نباید در مقاله‌های مربوط به خودشان مورد توجه قرار گیرد. در ویکی‌پدیا مشکل جا نیست. اما حتی در آن صفحات، دیدگاه‌ها نباید به گونه‌ای بیان شوند که گویی حقیقت‌اند! گرچه ممکن است به تفصیل پیرامون آنها سخن رفته باشد.

جیمبو ویلز در سپتامبر ۲۰۰۳ در یک mailing list:
  • اگر دیدگاهی در اکثریت است پس خیلی ساده می‌توان با ارجاع به منابع معروف و معتبر آن را مستدل کرد.
  • اگر دیدگاهی مورد قبول اقلیتی قوی است آنگاه می‌توان از طرفداران مطرح و معروف آن نام برد.
  • اگر دیدگاهی مورد قبول اقلیتی فوق‌العاده کوچک است، در آن صورت به ویکی‌پدیا تعلق ندارد (مگر شاید در یک مقالهٔ فرعی) چه حق باشد و چه ناحق. چه بتوانید اثباتش کنید و چه نه.

[ویرایش] جانبداری

جانبداری لزوماً آگاهانه نیست. مثلاً کسی که در زمینه‌ای تازه‌کار است، اغلب از درک این نکته بازمی‌ماند که آنچه به نظرش بدیهی و منطقی می‌آید درواقع طرفداری از یک جانب خاص است.(از این رو ما معمولا برای کاملاً غیرجانب‌دارانه کردن مقاله‌ها به یک متخصص نیاز داریم). در مثالی دیگر: گاهی اوقات ممکن است نویسندگان دچار جانب‌داری «جغرافیایی» شوند. مثلاً قضیه را آنطوری بازتاب دهند که در کشور خودشان بازتاب یافته‌است در حالی که در کشوری دیگر ممکن است بازتاب قضیه به گونه‌ای متفاوت باشد.

سیاست داشتن دیدگاهی بی‌طرف به معنای پنهان‌کردن دیدگاههای مختلف نیست، بلکه نشان دادن گوناگونی دیدگاههاست. در صورت وجود مناقشه، جنبه‌های قوی و ضعیف هر دیدگاه نشان داده خواهد شد بدون اینکه به نفع دیدگاه خاصی سوگیری شود. دیدگاه بی‌طرف یک نوع سیاست «جدا ولی برابر» نیست. واقعیات به خودی خود خنثی هستند ولی ارائهٔ آنها در کنار هم و به نحوی خاص دیگر برخاسته از دیدگاهی بی‌طرف نیست. اگر در مقاله‌ای تنها واقعیات دلخواه و مثبت (یا غیردلخواه و منفی) پیرامون یک دیدگاه خاص بیان شود دیگر آن مقاله بی‌طرفانه نیست.

[ویرایش] یک جزء حیاتی: پژوهش خوب

معمولا با پژوهشی خوب می‌توان از عدم توافق بر سر اینکه با مسئله از دیدگاهی بی‌طرف برخورد شده‌است جلوگیری کرد. واقعیات (آنگونه که در بند پیش توضیح داده شد) به خودی خود دیدگاه نیستند.(در اینجا دیدگاه در مقابل دیدگاه بی‌طرف به کار رفته‌است). یک روش خوب برای دست‌یافتن به دیدگاهی بی‌طرف اینست که منابعی معتبر برای مطلبی که می‌خواهید به ویکی‌پدیا بیفزایید، بیابید و به آنها ارجاع دهید. این بهترین روش برای صورت‌بندی یک جنبهٔ بحث است بدون اینکه وجود جنبه‌های دیگر بحث انکار شود. لم قضیه این است که باید بهترین و معتبرترین مأخذی را که می‌توانید استفاده کنید. برای همین به کتابخانه سری بزنید و به دنبال کتابهای خوب ژورنالها و مجله‌های مفید باشید. همچنین در پی منابع خوب برخط باشید. کمی پژوهش و کار پایه‌ای هنگامی که می‌خواهید نکته‌ای را در آینده به اثبات برسانید باعث صرفه‌جویی زیادی در زمان می‌شود.

تنها نکتهٔ مهم دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که منابعی که از شهرت تقریباً یکسانی برخوردارند ممکن است حرفهای متناقضی بزنند. در چنین حالتی عصارهٔ دبط این است که بگذارید که این دیدگاه‌های گوناگون در صفحه‌ای یکسان در کنار هم وجود داشته باشند: سعی کنید توازن برقرار کنید: یعنی بنا به شهرت و معروفیت منابع به دیدگاه‌های متخاصم فضای لازم را اختصاص دهید. و هر گاه ممکن است اولویت را به منابعی بدهید که بهتر از دیگران واقعیات را به شیوه‌ای متوازن و متعادل بیان می‌کنند.

[ویرایش] انصاف و لحن مشفقانه

اگر قرار است که مناقشات را منصفانه صورت‌بندی کنیم باید دیدگاههای متخاصم را همواره با لحنی مثبت و مشفقانه بیان کنیم. خیلی از مقاله‌ها علی‌رغم اینکه هر دو دیدگاه را بیان کرده‌اند باز به صورت یک نوشتار متعصبانه درمی‌آیند. حتی هنگامی که یک مقاله بر اساس واقعیات و نه عقاید نوشته می‌شود باز ممکن است از آن بوی جانبداری به مشام برسد. این امر می‌تواند از طریق انتخاب واقعیات ارائه شده (بخشی از واقعیات به جای همهٔ واقعیات)، یا حتی زیرکانه‌تر، یعنی شیوهٔ بخش‌بندی مقاله باشد. در توضیح دومی، مثلا آوردن استدلال‌ها در رد دیدگاه مخالف در جای جای متن می‌تواند دیدگاه طرف مقابل را خیلی بدتر از حالتی که در آن دیدگاه مخالفان در بخشی جداگانه آمده‌است، جلوه دهد.

ما باید مقاله‌ها را با لحنی بنویسیم که با آن تمام مواضع دست‌کم به نظر امکان‌پذیر و منطقی بیایند. البته باید نکات مربوط به اقلیت‌های خیلی کوچک را هم در نظر داشت. پس بیاییم مقاله‌هایی بنویسیم که دیدگاههای پراهمیت و متخاصم را مشفقانه بیان کنند. می‌توانیم با این رویکرد بنویسیم که فلان و فلان نظر خوبی است جز اینکه مخالفان آن می‌گویند، موافقان این عقیده بهمان نکته‌ها را نادیده گرفته‌اند.

[ویرایش] صورت‌بندی نظرات پیرامون آثار مردم

یک مثال خاص بیان عقاید زیباشناختی است. آن دسته از مقاله‌های ویکی‌پدیا که پیرامون هنر و هنرمندان و سایر فعالیتهای خلاقیتی‌اند(مثل موسیقیدانان، هنرپیشگان، کتابها و ...) متمایل به نوشته‌های پر شورحرارت گشته‌اند. چنین نوشتارهایی برای یک دانشنامه مناسب نیست. ممکن است که ما نتوانیم بر سر این عقیده توافق نظر حاصل کنیم که فلانی بهترین گیتاریست تاریخ است، اما مهم است که در شرح مطلب بیاوریم که واکنش مردم یا منتقدان نسبت به فلان کس یا فلان اثر چگونه بوده‌است. آوردن کلیاتی پیرامون اثر و تفسیرهای معمول از آن (بهتر است با ذکر مأخذ و آرای افراد مهمی که صاحب آن نظر یا تفسیرند باشد) پیشنهاد می‌شود. مثال: شکسپیر به عنوان یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان انگلیسی زبان معروف است. این آگاهی‌ای است که یک شخص باید با مراجعه به دانشنامه کسب کند. اما بنا به سیاست بی‌طرف به این نکته هم باید اشاره شود که بعضی از محققان معروف این احتمال قوی را داده‌اند که خیلی از کارهای شکسپیر متعلق به یکی از معاصرانش به نام کریستفر مارلو است. توجه داشته باشید اینکه واکنش منتقدان یا توده نسبت به یک اثر هنری چگونه بوده‌است ممکن است نیاز به پژوهش داشته باشد. اما پس از تثبیت، چگونگی واکنش باید به صراحت بیان شود و اهمیت دارد. (این جز از یک نظر مبتنی بر خودمحوری یک ویکی‌نویس است).

[ویرایش] یک مثال

آوردن نمونه‌ای از یک متن جانبدارانه و نشان دادن چگونگی تغییر آن توسط ویکی‌نویسان به متنی نسبتاً غیرجانبدارانه، ممکن است به فهم مطلب کمک کند.

بهتر است در این قسمت نمونه‌هایی موفق از ویکی‌پدیای فارسی آورده شود تا از ویکی‌پدیای انگلیسی.