ابراهیم حکیمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابراهیم حکیمی
۴۸مین، ۵۰مین، ۵۳مین نخست وزیرایران
مشغول به کار
تاریخ انتصاب
آذر ۱۳۲۶
پادشاه محمدرضاشاه پهلوی
پس از احمد قوام (قوام السلطنه)
پیش از عبدالحسین هژیر
مشغول به کار
مهر ۱۳۲۴ – ۱۳۲۴
پس از صدرالاشراف (محسن صدر)
پیش از احمد قوام (قوام السلطنه)
مشغول به کار
اردیبهشت ۱۳۲۴ – ۱۳۲۴
پس از مرتضی قلی بیات
پیش از صدرالاشراف
رئیس مجلس سنای ایران
پس از وجود نداشت
پیش از سید حسن تقی‌زاده
وزیر مشاور
مشغول به کار
مرداد ۱۳۲۱ – بهمن ۱۳۲۱
نخست وزیر قوام‌السلطنه
وزیر دربار
مشغول به کار
آبان ۱۳۲۸ – ۱۳۲۹
نخست وزیر عبدالحسین هژیر
وزارت مالیه
نخست وزیر مستوفی الممالک (حسن مستوفی)
نماینده دوره اول مجلس شورای ملی
اطلاعات شخصی
تولد ۱۲۸۸ (قمری)
تبریز، ایران
مرگ ۲۷ مهر ۱۳۳۸
تهران، ایران
ملیت  ایران
پیشه سیاستمدار
دین اسلام
کنیه(ها) حکیم‌الملک

ابراهیم حکیمی، ملقب به حکیم‌الملک (زاده ۱۲۸۸ ه‍. ق در تبریز)، دولتمرد ایرانی دورهٔ قاجار و پهلوی که نخست وزیر ایران در چند دوره بود. وی مدتی نیز رئیس مجلس سنای ایران بود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

خانوادۀ ابراهیم حکیمی از بروجرد به تبریز رفته بودند. پدرش میرزا ابوالحسن حکیم‌باشی و عمویش میرزا محمود خان بروجردی، از پزشکان دربار مظفرالدین شاه بودند و از همین رو لقب حکیم‌الملک به آنان اعطا شده بود. ابراهیم پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در دارالفنونِ مظفریِ تبریز و نیز در دارالفنون ناصری تهران در ۱۳۱۲ ه‍. ق، تحت سرپرستی برادر بزرگش، نصرةالحکما، به دانشکده پزشکی در پاریس رفت.[۱]

در سفر دوم مظفرالدین شاه به اروپا در ۱۳۲۱ همراه شاه به ایران بازگشت و حکیم‌باشیِ مظفرالدین شاه گردید و بعد از فوت عمویش، شاه لقب حکیم‌الملک را به او داد. او اندکی بعد از طبابت کناره گرفت. پس از مرگ مظفرالدین شاه، به مشروطه‌خواهان پیوست. وی عضو کمیته انقلاب ملی بود و جلسات کمیته در منزل او بر‌گزار می‌شد. [۲]

در دوره اول مجلس شورای ملی به نمایندگی برگزیده شد. پس از به توپ بسته شدن مجلس، به سفارت فرانسه پناهنده شد و سپس به اروپا رفت. در آنجا بر ضد محمدعلی شاه به فعالیت پرداخت. بعد از فتح تهران و برکناری محمدعلی شاه، به ایران بازگشت و در انجمن آشتی ملی، که برای تدوین قانون انتخابات تشکیل شده بود و در انجمن نظّار، که نظارت بر انتخابات تهران را برعهده داشت حضور داشت.

در دومین دوره مجلس شورای ملی (۱۳۲۸ ه‍. ق)، حکیمی نماینده مردم آذربایجان شد. در اولین دولت بعد از فتح تهران، به ریاست مستوفی‌الممالک، وزیر مالیه شد، لیکن چند ماه بیش در این سمت نبود. در دولت دومِ محمدولی خان سپهدار، وزیر علوم و اوقاف و فواید عامه و در دولت صمصام‌السلطنه، وزیر مالیه بود که از سمت اخیر استعفا کرد. در دولتهای کوتاه‌مدت قبل از کودتای سوم اسفند، نظیر دولت علاءالسلطنه، مشیرالدوله، عین‌الدوله، مستوفی‌الممالک و صمصام‌السلطنه، حکیمی به تناوب، وزارت علوم و اوقاف و فواید عامه، وزارت مالیه و وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را برعهده داشت. [۳]

از کارهای مهم حکیمی در دوره‌های وزارت او (تا روی کارآمدن رضاخان)، تأسیس مدرسه حقوق زیر نظر وزارت معارف، تأسیس مدرسه نقاشی به ریاست کمال‌الملک، تصویب قانون اعزام دانشجو به خارج از کشور، و تأسیس دارالمعلمین بود.[۴]

از جمله فعالیتهای سیاسی وی در این دوره مشارکت در تأسیس حزب تجدد همراه با علی‌اکبر داور و عبدالحسین تیمورتاش و محمد تدین بود. در جریان کودتای اسفند ۱۲۹۹، عوامل کودتا وی را دستگیر و چندی بازداشت کردند. با روی کار آمدن رضاخان سردارسپه، حکیمی از سیاست کناره گرفت و به تألیف پرداخت، اما اثری از او به چاپ نرسید.

پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، حکیمی به صحنهٔ سیاست بازگشت و در مرداد ۱۳۲۱ در دولت قوام‌السلطنه وزیر مشاور شد، و پس از سقوط آن دولت در بهمن همان سال، تا ۱۳۲۴ عهده‌دار سمت دولتی دیگری نشد.

در اردیبهشت ۱۳۲۴، فراکسیونهای مختلف مجلس به نخست‌وزیری وی، به عنوان دولتمردی محترم و بدون مناسبات نزدیک با قدرتهای خارجی، متمایل شد ولی او در انتخاب وزیران، نظر نمایندگان را تأمین نکرد و در نتیجه، مجلس به وی رأی اعتماد نداد. در مهر ۱۳۲۴ برای نخست‌وزیری به مجلس معرفی شد و به‌رغم مخالفتهای طرفداران سیدضیاءالدین طباطبائی و رأی ممتنع حزب توده، به نخست‌وزیری رسید. در زمینه سیاسی، برنامه وی رفتار ملایم با اتحاد شوروی برای ترغیب آنان به خروج از ایران و عدم حمایت از نهضتهای مخالف اشغالگران شوروی، و کاستن از نگرانی‌های محافظه کاران بود.[۵]

درخواست حکیمی مبنی بر رسیدگی دبیرکل سازمان ملل به مداخلات شوروی در امور داخلی ایران، موجب نارضایی گستردهٔ شوروی‌ها از حکیمی گردید. بیشتر مشکلات حکیمی در این دوره، ادامهٔ حضور نیروهای شوروی در خاک ایران، بحران آذربایجان، و محدودیت‌هایی بود که صدرالاشراف، نخست‌وزیر پیشین (با توقیف روزنامه‌ها و بستن باشگاههای حزب توده) ایجاد کرده بود[۶]

چند عامل باعث شد که مجلس قصد استیضاح وی را کند، از جمله: به تفاهم نرسیدن با شوروی؛ پذیرفتن پیشنهاد بوین (سفیر بریتانیا در ایران) مبنی بر تشکیل کمیسیون سه جانبه مرکّب از نمایندگان انگلیس و شوروی و امریکا برای حل مشکل آذربایجان، بدون مشورت با مجلس، و بسته ماندن باشگاههای حزب توده. حکیمی وعده داد که در آینده‌ای نزدیک استعفا خواهد کرد، و همین امر سبب شد که استیضاح او پس گرفته شود. وی پس از شکایت از شوروی به سازمان ملل متحد به دلیل ادامهٔ اشغال آذربایجان، و یک روز بعد از طرح شکایت در سازمان ملل، از نخست‌وزیری استعفا کرد.

در آذر ۱۳۲۶، بعد از استعفای احمد قوام، حکیمی بار دیگر به نخست‌وزیری رسید. این دوره زمامداری وی کوتاه بود. وی در مورد قتل محمد مسعود استیضاح شد و استعفا کرد. دادن لایحه تشکیل مجلس سنا، طرح دعوی علیه قوام در مورد اختلاس از خزانه دولت، بستن باشگاههای حزب توده و دستگیری کارگران هواخواه حزب توده، از جمله عملکردهای وی در این دوره از نخست‌وزیری بود. وی در ۱۳۲۸، پس از ترور عبدالحسین هژیر، به وزارت دربار منصوب شد، اما پس از یک سال استعفا کرد. وی تا آخر عمر، سناتور انتصابی در مجلس سنا بود.

ابراهیم حکیمی در ۲۷ مهر ۱۳۳۸ بر اثر ذات‌الریه، در تهران درگذشت و در ابن بابویه شهر ری دفن گردید.

پانوشت‌ها[ویرایش]

  1. بامداد، ج ۱، ص ۸-۹
  2. ملکزاده، ۱۳۲۵ش، ص ۲۰۰
  3. شجیعی، ج ۳، ص ۹۲-۱۱۵
  4. یغمائی، ص ۱۳۴-۱۳۳
  5. آبراهامیان، ص ۲۱۵-۲۲۰
  6. خامه‌ای، ص ۴۵۱

منابع[ویرایش]

  • مهدی بامداد، شرح‌حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران ۱۳۴۷-۱۳۵۱
  • زهرا شجیعی، نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ج ۳، تهران ۱۳۷۲
  • اقبال یغمائی، وزیران علوم و معارف و فرهنگ ایران، تهران ۱۳۷۵
  • یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب
  • انورخامه‌ای، خاطرات سیاسی، تهران ۱۳۷۲