احمد قوام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احمد قوام
احمد قوام
صدراعظم
مشغول به کار
۲۵ تیر ۱۳۳۱ – ۳۰ تیر ۱۳۳۱
پادشاه محمدرضاشاه پهلوی
پس از محمد مصدق
پیش از محمد مصدق
مشغول به کار
۱۳۲۴ – آذر ۱۳۲۶
پس از ابراهیم حکیمی
پیش از رضا حکمت
مشغول به کار
۱۳۲۱ – ۱۳۲۱
پس از علی سهیلی
پیش از علی سهیلی
مشغول به کار
۳۱ خرداد ۱۳۰۱ – ۲۵ بهمن ۱۳۰۱
پادشاه احمد شاه قاجار
پس از حسن مشیرالدوله
پیش از حسن مستوفی‌الممالک
مشغول به کار
۱۴ خرداد ۱۳۰۰ – ۱ بهمن ۱۳۰۰
پس از سید ضیاءالدین طباطبایی
پیش از حسن مشیرالدوله
اطلاعات شخصی
تولد میرزا احمد خان قوام
۱۲۵۲ خورشیدی
۱۲۹۰ (قمری)
تهران، ایران
مرگ ۲۸ تیر ۱۳۳۴
تهران، ایران
ملیت  ایران
فرزندان یک پسر
پیشه سیاستمدار
دین اسلام
کنیه(ها) قوام‌السلطنه
خروج سربازان شوروی از ایران و بازگشت آذربایجان و مهاباد به ایران

احمد قوام (زاده ۱۲۵۲ تهران - درگذشته ۱۳۳۴ تهران) ملقب به قوام‌السلطنه، سیاستمدار ایرانیِ پایان دوران قاجار و روزگار پهلوی بود که پنج بار نخست‌وزیر ایران شد (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی). او فرزند ابراهیم معتمدالسلطنه و نوهٔ محمد قوام‌الدوله آشتیانی و برادر کوچک‌تر وثوق‌الدوله بود.

قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان در سال ۱۳۰۰ و غائلهٔ آذربایجان در سال ۱۳۲۵ در دوران نخست وزیری قوام رخ داد. او در زمان قاجار لقب قوام‌السلطنه یافت و محمدرضا شاه به او لقب حضرت اشرف را داد (پس از بروز اختلاف نظر میان این دو این لقب پس گرفته شده و سپس دوباره اعطا شد). القاب قدیمی‌تر او عبارت‌اند از منشی حضور (۱۳۱۵ ه‍. ق.)، دبیر حضور (حدود ۱۳۲۲ ه‍. ق.)، و وزیر حضور (۱۳۳۴ ه‍. ق.)

از جمله فعالیت های مهم قوام السلطنه نگارش فرمان مشروطیت و نقش او در جریان فرقه دموکرات آذربایجان و خروج نیروهای شوروی از ایران در ۱۳۲۵ و نیز قیام سی تیر در سال ۱۳۳۱ بود.

آغاز زندگی و جوانی[ویرایش]

قوام در آذر 1252 در تهران ديده به جهان گشود. او تحصيلات مقدماتی را ابتدا در مدرسه مروی و سپس زير نظر معلمان خصوصی گذراند. او در 17 سالگي پيش خدمت ناصرالدين شاه و در 20سالگی منشی دائی خود و حاكم آذربايجان، ميرزاعلی خان امين الدوله شد. وی در 29 سالگی در سفر سوم مظفرالدين شاه به اروپا وی را همراهی كرد. وی پس از پايان اين سفر به «قوام السلطنه‌» مشهور شد. او بعدها به مقام دبيرحضوری دربار مظفرالدين شاه رسيد و نويسنده «فرمان مشروطيت‌» و سپس رابط مظفرالدين شاه با مشروطه خواهان شد، ولی پس ازمرگ مظفرالدين شاه و در دوران محمدعلی‌شاه، از سياست كناره گرفت و راهی اروپا شد و به تحصيل در رشته حقوق پرداخت‌.

از بازگشت به ايران تا دستگيری[ویرایش]

قوام در پی فتح تهران توسط مشروطه خواهان‌، به ايران بازگشت‌. از اولين كابينه سپهدار كه در 8 مهر 1288 تشكيل شد و قوام معاونت وزارت داخله را برعهده گرفت تا 8 بهمن 1296 كه به سمت فرمانروايی خراسان رسيد، مجموعاً 9 بار در رأس وزارتخانه‌های عدليه‌، ماليه و داخله قرار گرفت‌. ولايت بر خراسان برای قوام ثروت هنگفتی به ارمغان آورد تا اينكه پس از كودتاي 1299 شمسی و به دنبال به قدرت رسيدن سيدضياءالدين طباطبايي، به دليل سابقه مخالفت قوام با سيدضياء و رابطه خصمانه ای كه بين آن دو وجود داشت، با دستور سيدضياء به کلنل محمد تقی خان پسیان، قوام در تاريخ 13 فروردين 1300 دستگیر شده و تحت الحفظ به تهران اعزام و بلافاصله به زندان عشرت آباد منتقل گرديد و اموال و دارائيش در خراسان نيز مصادره شد.

دوره اول نخست وزيری[ویرایش]

پس از گذشت 55 روز از مدت حبس قوام، با توجه به نگراني های احمدشاه در پی به قدرت رسيدن سيدضياء و رضاخان، كه با خروج نيروهای انگليس از ايران احتمال تضعيف سلطنت خود را احساس ميكرد، فرمان عزل سيدضياء توسط وی صادر شد و قوام با فرمان احمدشاه به رياست وزرايی منصوب گرديد. مهمترين اقدام قوام پس از رسيدن به اين مقام، بازگرداندن سياستمداران محبوس شده توسط سيدضياء به عرصه سياست بود به طوری كه در كابينه او به جز دو نفر، همگی (و از جمله خود او) از محبوسان دوره سيدضياء بودند. از مهمترين فعاليت های قوام در اين دوره از نخست وزيری ميتوان به مقابله با شورشهای متعددی كه پس از خلع سيدضياء در نقاط مختلف كشور اتفاق افتاده بود (از جمله حاج باباخان اردبیلی در زنجان‌، ميرزا كوچك خان و خالو قربان و احسان الله خان در رشت و انزلی و لاهيجان و لنگرود و مهمتر از همه كلنل محمدتقی پسیان در خراسان) اشاره كرد كه قوام موفق شد تمام اين شورش ها را با موفقيت سركوب كند. همچنين واگذاری امتياز 5 ساله نفت شمال به شركت امريكايی استاندارد اويل در اين دوره توسط قوام انجام گرفت كه بازخوردهای منفی ای از جانب انگليس و روسيه داشت. اين دوره از نخست وزيری قوام با استعفای اعتراض آميز او در پی مخالفت نمايندگان برای تمديد مهلت اختيارات تام وزير ماليه او، محمد مصدق، پس از 8 ماه پايان يافت.

دوره دوم نخست وزيری[ویرایش]

قوام در 26 خرداد 1301 باز هم با فرمان احمدشاه به نخست وزيری منصوب شد. از فعاليت های مهم اين دوره، دعوت از مستشاران امريكايی برای سامان دادن به اوضاع مالی كشور بود كه به دنبال آن هيئتی 12 نفره به رياست آرتور میلسپو به ايران وارد شدند و به مدت 5 سال در ايران مشغول بودند. مهمترين چالش در اين دوره از صدارت قوام، فعاليت های رضاخان، وزير جنگ قوام بود. رضاخان با برقراری حكومت نظامی در نقاط مختلف كشور، نارضايتی هايی در ميان مردم ايجاد كرده بود كه مردم مسئوليت آن را مستقيماً از جانب قوام ميديدند، به طوری كه كم كم نمايندگان مجلس نيز سخن به اعتراض گشودند. با وجود اينكه قوام و رضاخان، خود نيز ميانه خوبی با يكديگر نداشتند، اما قوام به دلايلی از جمله حمايت انگلستان از رضاخان قادر به بركنار كردن او نبود. از سوی ديگر رضاخان نيز كه قوام را سد راه قدرت خود مي‌ديد، مطبوعات طرفدار خود را وادار كرده بود كه عليه او مقالات تندی منتشر سازند. اين مقالات، بی اعتقادی مردم به كابينه قوام و ناتوانی وی در حل مشكلات كشور، سبب شد نمايندگان مجلس تصميم به استيضاح وی بگيرند. اين تصميم موجب استعفا و كناره‌گيری قوام از قدرت شد. وی پس از 8 ماه زمامداری در 5 بهمن 1301 از دور دوم نخست وزيری خود استعفا كرد و جای خود را به مستوفی‌الممالک داد. پس از اين دوره نخست وزيری، قوام به عنوان نماينده تهران در مجلس پنجم انتخاب شد اما به دنبال پرونده سازی رضاخان عليه او به اتهام توطئه برای قتل خود، بازداشت شد. پس از شفاعت احمدشاه قوام به خارج از كشور تبعيد گرديد و تا پايان دوره قاجار به ايران بازنگشت. وی در دوره حكومت رضاشاه نيز همواره مغضوب وی بود و به عرصه سياست كشور وارد نشد.

دوره سوم نخست وزيری[ویرایش]

دوره سوم نخست‌وزيری قوام‌، يك سال پس از آغاز حكومت محمدرضا پهلوي آغاز شد و 6 ماه به طول انجاميد. قوام 10 مرداد 1321 از سوی مجلس شورای ملی به نخست وزيری رسيد و 18 مرداد از مجلس رأی اعتماد گرفت‌. قوام در اين دوره از يك سو خود را با سياست امريكاييها نزديك كرده بود و از سوی ديگر با حزب توده مماشات مي‌نمود. با اين همه تصميم قوام برای استخدام مجدد مستشاران امريكايی از جمله استخدام دكتر ميلسپو و كلنل شوارتسكف برای نظم دادن به سيستم مالی و ژاندارمری كشور، موجی از مخالفت را در جامعه و در ميان مردم‌، روحانيون و مطبوعات برانگيخت‌. حتی وزير دارايی وقت كه احساس مي‌كرد آمدن ميلسپو نوعی مداخله در كار وی است، از مقام خود استعفا كرد و قوام به جای او «الله‌یار صالح» رئيس هيأت اقتصادی ايران در امريكا را كه در عقد قرارداد مربوط به استخدام ميلسپو و همكاران او نقش مهمی ايفا نموده بود، به تهران احضار و به وزارت دارايی منصوب نمود. سرانجام روز 21 آبان 1321 لايحه استخدام دكتر ميلسپو و مستشاران امريكايی برای 5 سال در مجلس تصويب شد و در همين لايحه كلنل شوراتسكف امريكايی نيز برای مستشاران ژاندارمری استخدام گرديد. قوام در مرحله بعد برای رفع احتياجات مالی نيروهای اشغالگر متفقين در كشور، تصميم به نشر اسكناس گرفت كه با مخالفت مجلس روبرو شد. در نتيجه قوام برای تضعيف مجلس به «سر ریدر بولارد» وزير مختار انگليس در تهران متوسل شد. بولارد نيز به وی پيشنهاد كرد كه به مجلس اطلاع دهد نيروهای متفقين تهديد كرده‌اند اگر دولت نتواند برای رفع نيازهای مالی خود اقدام به نشر اسكناس كند، تهران را اشغال نظامی خواهند كرد. اين نقشه موثر افتاد و مجلس درپی تهديد ساختگی متفقين‌، تسليم اصرارهای قوام شد. قدرت گرفتن تدريجی قوام و منزلت او نزد انگليسي‌ها و امريكائيها، شاه را نگران ساخته بود. شاه بيم از آن داشت كه جايگاه قوام نزد انگليسي‌ها و امريكائيها سبب تضعيف موقعيت وی در كشور گردد. از اين رو وقتی در 10 آذر 1321 مشكل كمبود نان در تهران به وجود آمد و منجر به تظاهرات اعتراض‌آميز مردم در هفدهم اين ماه شد، دربار از اعمال فشار جامعه بردولت قوام خشنود بود، حتی در آن زمان گفته مي‌شد كه اين تظاهرات و ناآرامي‌ها را دربار دامن زده بود تا كابينه قوام را به سقوط كشاند. در جريان تظاهرات خشونت بار مردم كه عمدتاً در ميدان بهارستان و مقابل مجلس شورای ملی برگزار شد بسياری از مغازه‌داران اطراف خيابان لاله‌زار، استانبول‌، نادری و شاه‌آباد، توسط مردم غارت شد و حتی خانه قوام نيز به آتش كشيده شد. اين تظاهرات با دخالت نيروهای فرمانداری نظامی به خاك و خون كشيده شد. در آن تاريخ قوام خود وزارت جنگ را نيز برعهده داشت و از نيروهای نظامی به راحتی استفاده مي‌كرد. كابينه قوام به دليل اختلاف شديد با دربار و به خاطر دخالت‌های شاه در امور دولت و عدم همكاری و احساس وظيفه بعضی از وزيران از جمله وزير جنگ (سپهبد احمد امیراحمدی) و وزير دارايی (اللهيار صالح‌) نسبت به نخست وزير در 24 بهمن 1321 استعفا داد. از مهمترين وقايع دوره سوم نخست وزيری قوام ورود چرچيل نخست وزير انگليس (29مرداد) و «ويندل ويلكي‌» فرستاده ويژه رئيس جمهور امريكا (23 شهريور) به ايران بود. در فاصله زمانی استعفای قوام تا دور جديد تشكيل كابينه وی در 25 بهمن 1324 ـ سه سال ـ 6 نخست وزير به قدرت رسيدند و كنار رفتند.

دوره چهارم نخست وزيری و خروج نیروهای شوروی از ایران[ویرایش]

احمد قوام در جوانی
هیئت ایرانی به ریاست قوام پیش از سفر به مسکو

پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و آمریکا به پیمان خود وفا کرده و در ۱۳۲۴ بی هیچ تعهد الزام آوری از ایران خارج شدند. ولی شوروی به بهانه‌های گوناگون نیروهای خود را در شمال غرب ایران نگه داشت. در واقع شوروی در جریان جنگ جهانی دوم از هیچ نقطه‌ای عقب نشینی نکرد، مگر این که در آنجا یک دولت کمونیستی هم پیمان با خود تاسیس کند. در اين شرايط قوام برای بار چهارم در 29 بهمن 1324 به نخست وزيری منصوب شد. در جریان سفر قوام به مسکو او استالین را چنین فریب داد که در ازای خروج نیروهای ارتش سرخ از آذربایجان، قوام امتیاز نفت شمال را برای شوروی خواهد گرفت. پژوهش گران بر سر این که اولتیماتوم و فشار آمریکا و سازمان ملل متحد بر تصمیم استالین برای خروج از ایران بیشتر تاثیر داشت یا سیاست ورزی قوام اختلاف نظر دارند. با این حال به نظر می‌رسید که غرب علی‌رغم همه فشارهایش به شوروی برای خروج از ایران، هرگز به خاطر ایران وارد جنگ با شوروی نمی‌شد. شوروی که عرصه را تنگ یافت، بهتر دید که دست کم یک امتیار اقتصادی مهم از ایران بگیرد. ولی قوام چنین بهانه آورد که اکنون در ایران مجلس وجود ندارد و بدون مجلس نمی‌توان امتیاری به خارجی ها داد. از این رو شوروی را ترغیب کرد که از ایران خارج شود تا او انتخابات مجلس را برگزار کند و به او تضمین داد که اکثریت مجلس آینده نیروهای وفادار به دولت قوام خواهند بود و امتیار نفت شمال را به شوروی خواهند داد.

پس از خروج ارتش سرخ از شمال غرب ایران، دولت پیشه‌وری در تبریز و قاضی محمد در مهاباد، مجبور به مذاکره با دولت مرکزی ایران شدند. ایران در آستانه برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم بود و لازم بود تا به وضعیت امنیت شمال غرب کشور رسیدگی شود. دولت‌های خودمختار فرقه دموکرات آذربایجان و مهاباد نیز از همین قضیه بهره برده و اجازه به برگزاری انتخابات مجلس را مشروط بر پذیرش خواسته هایشان کرده بودند. خواسته‌هایی که به به تعبیر آنها فدرالیسم و به تعبیر مخالفان، تجزیه طلبی بود.

طولانی شدن مذاکرات باعث شد تا نیروهای ملی به مخالفت پردازند. در پایان شاه و رزم‌آرا (رئیس ستاد ارتش) مقدمات پیشروی نظامی به این استانها را فراهم کرده و قوام را مجبور به همکاری کردند. قوام بعداً تاکید کرد که مخالف این حرکت نظامی بوده و ترجیح میداده مسئله از راه گفتگو حل شود.

در انتخابات مجلس پانزدهم، چنان فضا برای رقیبان دولت تنگ شد که حتی وکیل خوشنام و محبوب تهران دکتر مصدق که در مجلس چهاردهم، شدیدترین حملات را به دولت قوام کرده بود و در اعتراض به دخالت دولت در انتخابات، در دربار متحصن شده بود، نیز از راه یافتن به مجلس باز ماند. و تنها سه نماینده به نامهای ابوالحسن حائری زاده، حسین مکی و مظفر بقایی به عنوان اقلیت به مجلس راه یافتند. با آغاز به کار مجلس با اینکه ظاهراً اکثریت در دست نیروهای هوادار دولت بود. تضعیف همه جانبه قوام از سوی دربار و ارتش و نیروهای سیاسی باعث سقوط دولت او شد. قوام سپس به دلیل تشدید اختلافاتش با محمدرضا شاه مجبور به خروج از کشور شد و از آن جا نامه‌هایی اعتراض آمیز می‌نوشت. همین باعث شد شاه لقب اعطایی اش را از او باز ستاند.

دوره پنجم نخست وزيری و قیام سی تیر[ویرایش]

تصویری از آخرین روزهای زندگی احمد قوام

با تشدید اختلافات میان محمدرضاشاه و مصدق برای انتخاب وزیر جنگ در سال ۱۳۳۱، مصدق استعفا کرده و شاه با پذیرش استعفای او دست دوستی به سوی قوام دراز کرد. او در حکم خود لقب "حضرت اشرف" را به قوام پس داد. قوام نیز پس از پذیرش نخست وزیری، با دادن اعلامیه‌ای تند که با مصرع «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» مشهور شد، هواداران نهضت ملی نفت را که چندی پیش رزم آرا را به بدترین شکل از صحنه حذف کرده بودند، به خشم آورد. همه نیروهای جامعه از فداییان اسلام و بازار و اصناف و روحانیونی چون آیت الله کاشانی تا جبهه ملی و حزب توده به مخالفت با او پرداختند و به تظاهراتی بزرگ دست زدند. با رفتار خشونت آمیز شهربانی در تهران و کشته شدن تظاهر کنندگان در روز سی تیر، شاه قوام را مجبور به استعفا کرده و با پذیرش درخواست های مصدق، او را به قدرت برگرداند. مجلس هفدهم پس از این حادثه قوام را مهدورالدم دانسته و حکم صدور اموالش را به نفع شهدای سی تیر صادر کرد. او در واقع از این تاریخ با خاطره‌ای بسیار بد از صحنه سیاسی ایران حذف شد.

فرمان مشروطیت به قلم قوام السلطنه

در یک نگاه کلی به کارنامه قوام مشاهده می شود که قوام در بازه های مختلف زمانی ائتلاف های متغییری با گروه های مختلف داشته است که باعث ایجاد دیدگاه های متضاد درباره وی شده است. شاه در طی سالهای ۲۱-۱۳۲۰ او را دشمن سلطنت خود، و در سال های ۲۶-۱۳۲۵ سدی محکم در برابر کمونیسم قلمداد می کرد. در حالی که در سال ۲۷-۱۳۲۶ وی را به جرم دشمنی با سلطنت وادار به ترک کشور نمود که در سال ۱۳۳۱ علیه مصدق با وی همدست شد. حزب توده نیز روابط پرتلاطم مشابهی را با قوام تجربه نمود. در طی سال های ۲۵-۱۳۲۰ او را یک مشروطه خواه مخالف با نظامی گری و نسبتاً معتمد، در سال های ۲۷-۱۳۲۵ وی را نماینده اشرافیت زمین دار، در سال های ۲۸-۱۳۲۷ متحدی مناسب و در سال ۱۳۳۰ به عنوان نوکر شاه و انگلیس قلمداد می نمود. انگلیس نیز به نوبه خود در طی سالهای زمامداری قوام تصویری متفاوت از او ارائه می نمود. به گونه ای که در سال ۱۳۲۱ وی را فردی قاطع و طرفدار متفقین، در سال های ۲۵-۱۳۲۱ او را همدست و یاری کننده روس ها، در سال های ۲۶-۱۳۲۵ مورد تحسین به خاطر وادار کردن شوروی به ترک خاک ایران، در ۲۷-۱۳۲۶ تهدید کننده منافع انگلستان در خوزستان و بحرین و در سال ۱۳۳۰ جانشینی مناسب برای مصدق می دانست. بی شک سیاست شخص قوام در بهره برداری حداکثری از فرصت ها و موقعیت های مختلف در این چرخش های متناقض دخیل بوده است. [۱]

بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بی غرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند... من می‌روم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده‌است و به پاداش فداکاری های خادمین مملکت چه رفتاری شده است.

[۲]

مشاغل[ویرایش]

خانه و دفتر کار قوام السلطنه که اکنون محل موزه آبگینه است
  • ۵ بار نخست وزیر
  • ۱۳ بار وزیر داخله
  • ۴ بار وزیر امور خارجه
  • ۴ بار وزیر مالیه
  • ۲ بار وزیر جنگ
  • ۱بار وزیر عدلیه
  • ۳ سال فرماندار کل خراسان و سیستان
  • وکالت دوره چهارم و پنجم مجلس شورای ملی

تبارنامه[ویرایش]

تبارنامهٔ خاندان آشتیانی، شاخهٔ میرزا هاشم
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محسن آشتیانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا هاشم
 
 
 
 
 
 
میرزا کاظم آشتیانی
 
 
 
میرزا آقاسی‏‌بیگ
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محمدتقی
 
فرهاد میرزا معتمدالدوله
پسر عباس میرزا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
قوام‌الدوله آشتیانی
 
عصمت‏‌السلطنه
 
 
 
مجدالملک سینکی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا علی شکوه‏‌الملک
 
ابراهیم معتمدالسلطنه
 
طاووس خانم
 
میرزا علی‌خان امین‌الدوله
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسن وثوق
 
احمد قوام
 
 
 
 
 


منابع[ویرایش]

  1. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. نشر نی. 
  2. جهان کتاب، کتاب در تیررس حادثه
  • قوام‌السلطنه. از مصاحب، غلامحسین (سرپرست)، دائرةالمعارف فارسی، تهران: امیرکبیر، کتاب های جیبی، ۱۳۸۰، ص ۲۵۸۸.
  • اطلاعات تبارنامه از:
  • امین، سید حسن:. احمد قوام، در: فصلنامه علمی-پژوهشی اباختر،. چاپ سال چهارم، پیاپی ۱۳ و ۱۴. ساری، ۱۳۸۶ خورشیدی، ص۱۲۱. 
  • آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. نشر نی. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جنبش مشروطه
Constitutional forces in Tabriz.jpg
گروهی از مشروطه‌خواهان
شاهان قاجار
نام

دورهٔ پادشاهی

آقامحمد خان

فتحعلی شاه
محمدشاه
ناصرالدین شاه
مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه

احمدشاه

۱۱۷۵-۱۱۶۱
۱۲۱۳-۱۱۷۶
۱۲۲۶-۱۲۱۳
۱۲۷۵-۱۲۲۶
۱۲۸۵-۱۲۷۵
۱۲۸۸-۱۲۸۵

۱۳۰۴-۱۲۸۸