احمد قوام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احمد قوام
احمد قوام
صدراعظم
مشغول به کار
۲۵ تیر ۱۳۳۱ – ۳۰ تیر ۱۳۳۱
پادشاه محمدرضاشاه پهلوی
پس از محمد مصدق
پیش از محمد مصدق
مشغول به کار
۱۳۲۴ – آذر ۱۳۲۶
پس از ابراهیم حکیمی
پیش از رضا حکمت
مشغول به کار
۱۳۲۱ – ۱۳۲۱
پس از علی سهیلی
پیش از علی سهیلی
مشغول به کار
۳۱ خرداد ۱۳۰۱ – ۲۵ بهمن ۱۳۰۱
پادشاه احمد شاه قاجار
پس از حسن مشیرالدوله
پیش از حسن مستوفی‌الممالک
مشغول به کار
۱۴ خرداد ۱۳۰۰ – ۱ بهمن ۱۳۰۰
پس از سید ضیاءالدین طباطبایی
پیش از حسن مشیرالدوله
اطلاعات شخصی
تولد میرزا احمد خان قوام
۱۲۵۲ خورشیدی
۱۲۹۰ (قمری)
تهران، ایران
مرگ ۲۸ تیر ۱۳۳۴
تهران، ایران
ملیت  ایران
فرزندان یک پسر
پیشه سیاستمدار
دین اسلام
کنیه(ها) قوام‌السلطنه
خروج سربازان شوروی از ایران و بازگشت آذربایجان و مهاباد به ایران

احمد قوام (زاده ۱۲۵۲ تهران - درگذشته ۱۳۳۴ تهران) ملقب به قوام‌السلطنه، سیاستمدار ایرانیِ پایان دوران قاجار و روزگار پهلوی بود که پنج بار نخست‌وزیر ایران شد (دو بار در پایان دوران قاجار و سه بار در زمان حکومت محمدرضا پهلوی). او فرزند ابراهیم معتمدالسلطنه و نوهٔ محمد قوام‌الدوله آشتیانی و برادر کوچک‌تر وثوق‌الدوله بود.

قیام کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان در سال ۱۳۰۰ و غائلهٔ آذربایجان در سال ۱۳۲۵ در دوران نخست وزیری قوام رخ داد. او در زمان قاجار لقب قوام‌السلطنه یافت و محمدرضا شاه به او لقب حضرت اشرف را داد (پس از بروز اختلاف نظر میان این دو این لقب پس گرفته شده و سپس دوباره اعطا شد). القاب قدیمی‌تر او عبارت‌اند از منشی حضور (۱۳۱۵ ه‍. ق.)، دبیر حضور (حدود ۱۳۲۲ ه‍. ق.)، و وزیر حضور (۱۳۳۴ ه‍. ق.)

از جمله فعالیت های مهم قوام السلطنه نگارش فرمان مشروطیت و نقش او در جریان فرقه دموکرات آذربایجان و خروج نیروهای شوروی از ایران در ۱۳۲۵ و نیز قیام سی تیر در سال ۱۳۳۱ بود.

خروج نیروهای شوروی از ایران[ویرایش]

احمد قوام در جوانی
هیئت ایرانی به ریاست قوام پیش از سفر به مسکو

پس از پایان جنگ جهانی دوم، انگلیس و آمریکا به پیمان خود وفا کرده و در ۱۳۲۴ بی هیچ تعهد الزام آوری از ایران خارج شدند. ولی شوروی به بهانه‌های گوناگون نیروهای خود را در شمال غرب ایران نگه داشت. در واقع شوروی در جریان جنگ جهانی دوم از هیچ نقطه‌ای عقب نشینی نکرد، مگر این که در آنجا یک دولت کمونیستی هم پیمان با خود تاسیس کند. در جریان سفر قوام به مسکو او استالین را چنین فریب داد که در ازای خروج نیروهای ارتش سرخ از آذربایجان، قوام امتیاز نفت شمال را برای شوروی خواهد گرفت. پژوهش گران بر سر این که اولتیماتوم و فشار آمریکا و سازمان ملل متحد بر تصمیم استالین برای خروج از ایران بیشتر تاثیر داشت یا سیاست ورزی قوام اختلاف نظر دارند. با این حال به نظر می‌رسید که غرب علی‌رغم همه فشارهایش به شوروی برای خروج از ایران، هرگز به خاطر ایران وارد جنگ با شوروی نمی‌شد. شوروی که عرصه را تنگ یافت، بهتر دید که دست کم یک امتیار اقتصادی مهم از ایران بگیرد. ولی قوام چنین بهانه آورد که اکنون در ایران مجلس وجود ندارد و بدون مجلس نمی‌توان امتیاری به خارجی ها داد. از این رو شوروی را ترغیب کرد که از ایران خارج شود تا او انتخابات مجلس را بر‌گزار کند و به او تضمین داد که اکثریت مجلس آینده نیروهای وفادار به دولت قوام خواهند بود و امتیار نفت شمال را به شوروی خواهند داد.

پس از خروج ارتش سرخ از شمال غرب ایران، دولت پیشه‌وری در تبریز و قاضی محمد در مهاباد، مجبور به مذاکره با دولت مرکزی ایران شدند. ایران در آستانه برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم بود و لازم بود تا به وضعیت امنیت شمال غرب کشور رسیدگی شود. دولت‌های خودمختار فرقه دموکرات آذربایجان و مهاباد نیز از همین قضیه بهره برده و اجازه به برگزاری انتخابات مجلس را مشروط بر پذیرش خواسته هایشان کرده بودند. خواسته‌هایی که به به تعبیر آنها فدرالیسم و به تعبیر مخالفان، تجزیه طلبی بود.

طولانی شدن مذاکرات باعث شد تا نیروهای ملی به مخالفت پردازند. در پایان شاه و رزم‌آرا (رئیس ستاد ارتش) مقدمات پیشروی نظامی به این استانها را فراهم کرده و قوام را مجبور به همکاری کردند. قوام بعداً تاکید کرد که مخالف این حرکت نظامی بوده و ترجیح میداده مسئله از راه گفتگو حل شود.

در انتخابات مجلس پانزدهم، چنان فضا برای رقیبان دولت تنگ شد که حتی وکیل خوشنام و محبوب تهران دکتر مصدق که در مجلس چهاردهم، شدیدترین حملات را به دولت قوام کرده بود و در اعتراض به دخالت دولت در انتخابات، در دربار متحصن شده بود، نیز از راه یافتن به مجلس باز ماند. و تنها سه نماینده به نامهای ابوالحسن حائری زاده، حسین مکی و مظفر بقایی به عنوان اقلیت به مجلس راه یافتند. با آغاز به کار مجلس با اینکه ظاهراً اکثریت در دست نیروهای هوادار دولت بود. تضعیف همه جانبه قوام از سوی دربار و ارتش و نیروهای سیاسی باعث سقوط دولت او شد. قوام سپس به دلیل تشدید اختلافاتش با محمدرضا شاه مجبور به خروج از کشور شد و از آن جا نامه‌هایی اعتراض آمیز می‌نوشت. همین باعث شد شاه لقب اعطایی اش را از او باز ستاند.

قیام سی تیر[ویرایش]

تصویری از آخرین روزهای زندگی احمد قوام

با تشدید اختلافات میان محمدرضاشاه و مصدق برای انتخاب وزیر جنگ در سال ۱۳۳۱، مصدق استعفا کرده و شاه با پذیرش استعفای او دست دوستی به سوی قوام دراز کرد. او در حکم خود لقب "حضرت اشرف" را به قوام پس داد. قوام نیز پس از پذیرش نخست وزیری، با دادن اعلامیه‌ای تند که با مصرع «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» مشهور شد، هواداران نهضت ملی نفت را که چندی پیش رزم آرا را به بدترین شکل از صحنه حذف کرده بودند، به خشم آورد. همه نیروهای جامعه از فداییان اسلام و بازار و اصناف و روحانیونی چون آیت الله کاشانی تا جبهه ملی و حزب توده به مخالفت با او پرداختند و به تظاهراتی بزرگ دست زدند. با رفتار خشونت آمیز شهربانی در تهران و کشته شدن تظاهر کنندگان در روز سی تیر، شاه قوام را مجبور به استعفا کرده و با پذیرش درخواست های مصدق، او را به قدرت برگرداند. مجلس هفدهم پس از این حادثه قوام را مهدورالدم دانسته و حکم صدور اموالش را به نفع شهدای سی تیر صادر کرد. او در واقع از این تاریخ با خاطره‌ای بسیار بد از صحنه سیاسی ایران حذف شد.

فرمان مشروطیت به قلم قوام السلطنه

در یک نگاه کلی به کارنامه قوام مشاهده می شود که قوام در بازه های مختلف زمانی ائتلاف های متغییری با گروه های مختلف داشته است که باعث ایجاد دیدگاه های متضاد درباره وی شده است. شاه در طی سالهای ۲۱-۱۳۲۰ او را دشمن سلطنت خود، و در سال های ۲۶-۱۳۲۵ سدی محکم در برابر کمونیسم قلمداد می کرد. در حالی که در سال ۲۷-۱۳۲۶ وی را به جرم دشمنی با سلطنت وادار به ترک کشور نمود که در سال ۱۳۳۱ بر علیه مصدق با وی همدست شد. حزب توده نیز روابط پرتلاطم مشابهی را با قوام تجربه نمود. در طی سال های ۲۵-۱۳۲۰ او را یک مشروطه خواه مخالف با نظامی گری و نسبتا معتمد، در سال های ۲۷-۱۳۲۵ وی را نماینده اشرافیت زمین دار، در سال های ۲۸-۱۳۲۷ متحدی مناسب و در سال ۱۳۳۰ به عنوان نوکر شاه و انگلیس قلمداد می نمود. انگلیس نیز به نوبه خود در طی سالهای زمامداری قوام تصویری متفاوت از او ارائه می نمود. به گونه ای که در سال ۱۳۲۱ وی را فردی قاطع و طرفدار متفقین، در سال های ۲۵-۱۳۲۱ او را همدست و یاری کننده روس ها، در سال های ۲۶-۱۳۲۵ مورد تحسین به خاطر وادار کردن شوروی به ترک خاک ایران، در ۲۷-۱۳۲۶ تهدید کننده منافع انگلستان در خوزستان و بحرین و در سال ۱۳۳۰ جانشینی مناسب برای مصدق می دانست. بی شک سیاست شخص قوام در بهره برداری حداکثری از فرصت ها و موقعیت های مختلف در این چرخش های متناقض دخیل بوده است. [۱]

بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بی غرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند... من می‌روم و تاریخ ایران قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده‌است و به پاداش فداکاری های خادمین مملکت چه رفتاری شده است.

[۲]

مشاغل[ویرایش]

خانه و دفتر کار قوام السلطنه که اکنون محل موزه آبگینه است
  • ۵ بار نخست وزیر
  • ۱۳ بار وزیر داخله
  • ۴ بار وزیر امور خارجه
  • ۴ بار وزیر مالیه
  • ۲ بار وزیر جنگ
  • ۱بار وزیر عدلیه
  • ۳ سال فرماندار کل خراسان و سیستان
  • وکالت دوره چهارم و پنجم مجلس شورای ملی

تبارنامه[ویرایش]

تبارنامهٔ خاندان آشتیانی، شاخهٔ میرزا هاشم
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محسن آشتیانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا هاشم
 
 
 
 
 
 
میرزا کاظم آشتیانی
 
 
 
میرزا آقاسی‏‌بیگ
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا محمدتقی
 
فرهاد میرزا معتمدالدوله
پسر عباس میرزا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
قوام‌الدوله آشتیانی
 
عصمت‏‌السلطنه
 
 
 
مجدالملک سینکی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا علی شکوه‏‌الملک
 
ابراهیم معتمدالسلطنه
 
طاووس خانم
 
میرزا علی‌خان امین‌الدوله
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسن وثوق
 
احمد قوام
 
 
 
 
 


منابع[ویرایش]

  1. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. نشر نی. 
  2. جهان کتاب، کتاب در تیررس حادثه
  • قوام‌السلطنه. از مصاحب، غلامحسین (سرپرست)، دائرةالمعارف فارسی، تهران: امیرکبیر، کتاب های جیبی، ۱۳۸۰، ص ۲۵۸۸.
  • اطلاعات تبارنامه از:
  • امین، سید حسن:. احمد قوام، در: فصلنامه علمی-پژوهشی اباختر،. چاپ سال چهارم، پیاپی ۱۳ و ۱۴. ساری، ۱۳۸۶ خورشیدی، ص۱۲۱. 
  • آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. نشر نی. 

پیوند به بیرون[ویرایش]