جنگ عراق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از جنگ دوم خلیج فارس)
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ عراق
Iraq header 2.jpg
تصاویر درجهت ساعتگرد آغاز از بالا سمت چپ:یک گشت نیروی ائتلاف در سامرا، واژگونی مجسه صدام در میدان فردوس، یک سرباز عراقی اسلحه خود را برای حمله اماده می‌کند، انفجار بمب در بغداد
زمان ۲۰ مارس ۲۰۰۳ - ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱

(۲۹ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۷ آذر ۱۳۹۰) (۸ سال، ۸ ماه و ۲۸ روز)

مکان عراق
نتیجه
  • تصرف عراق
  • سرنگونی حزب بعث عراق و اعدام صدام حسین
  • شورش در عراق و آغاز جنگ داخلی[۱] ظهور القاعده در عراق و جنگ داخلی
  • تخلیه‌ی القاعده از عراق، افزایش سطح امنیت، ایستادگی شورشیان
  • بحران انسانی و نقض حقوق بشر، کشتار غیر نظامیان، پناهندگان فراوان[۲]
  • تخریب گسترده ساختمان‌ها[۳]
  • برگزاری انتخاب دمکراتیک و تشکیل دولتی با اکثریت شیعه
  • تنظیم توافقنامه‌ی تعیین وضعیت نیروهای آمریکای-عراقی
  • عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق
  • استیلای ایران بر عراق
  • بالا گرفتن شورش‌های فرقه‌ای پس از خروج آمریکا و سرریز شدن آن به سوریه
  • تشکیل دولت اسلامی عراق، جانشین القاعده در این کشور
جنگندگان
Flag of the Ba'ath Party.png حزب بعث عراق
Flag of al-Qaeda in Iraq.svg القاعده در عراق
Flag of Jihad.svg جیش المهدی
US flag 48 stars.svg ارتش آمریکا
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا
Flag of Kurdistan.svg کردستان عراق
فرماندهان
Flag of Iraq.svg صدام حسین
Flag of Iraq.svg عزت ابراهیم


Flag of al-Qaeda in Iraq.svg  ابومصعب الزرقاوی
Flag of al-Qaeda in Iraq.svg ابوحمزه المهاجر
Flag of Jihad.svg مقتدا صدر

US flag 48 stars.svg باراک اوباما
US flag 48 stars.svg جرج دبلیو بوش
US flag 48 stars.svg تامی فرنکس
US flag 48 stars.svg ریکاردو سانچز
US flag 48 stars.svg جرج کیسی
US flag 48 stars.svg دیوید پترائوس
نیروها
نیروهای عراقی در حکومت صدام حسین ۳۷۵٬۰۰۰

نیروهای سنی: ۷۵٬۰۰۰[۴]
سپاه مهدی: ۶۰٬۰۰۰
القاعده: ۱۳۰۰

نیروهای چندملیتی:
در زمان حمله: ۳۰۰٬۰۰۰
هم‌اکنون: ۵۰٬۰۰۰
نیروهای حفاظت شرکت‌ها: ۱۸۲٬۰۰۰
تلفات
تعداد کشته‌های عراق در زمان جنگ: ۱۰۸۰۰-۷۶۰۰ نیروهای چندملیتی: آمریکا: ۴۰۷۶، انگلیس: ۱۷۶
بر اساس آمارOpinion Research Business

تعداد قربانیان عراقی تا اوت ۱٬۰۳۰٬۰۰۰:۲۰۰۷ نفر
عوامل: تیراندازی ۴۸٪، ماشین‌های انفجاری ۲۰٪، بمباران هوایی ۹٪، تصادف ۶٪، سایر موارد ۶٪.


بر اساس آمار وزارت بهداشت عراق تعداد قربانیان:۲۲۳٬۰۰۰-۱۰۴٬۰۰۰

جنگ عراق (که با نام‌های اشغال عراق و عملیات آزادسازی عراق[۵] نیز شناخته می‌شود) یک عملیات نظامی است که در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) با حمله یک ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده و بریتانیا به عراق آغاز شد.[۶] نیروهای اصلی حمله‌کننده به عراق شامل ارتش‌های ایالات متحده آمریکا، پادشاهی متحده و لهستان بودند ولی ۲۹ کشور دیگر از جمله ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، اسپانیا و... با فرستادن بخشی از نیروهای نظامی و لجستیکی خود به همراهی با نیروهای ائتلاف، در اشغال عراق نقش داشتند. همچنین برخی شرکت‌های پیمانکار تأمین نیروی نظامی و امنیتی، با فرستادن ده‌ها هزار نفر از مزدوران خود که دارای تابعیت کشورهای مختلف بودند، مسئولیت تأمین امنیت بخش‌های وسیعی از مراکز مهم تجاری عراق از جمله چاه‌ها و مراکز پالایش نفت را بر عهده داشتند.[۷]

این جنگ با خروج آخرین تیپ رزمی آمریکایی در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ (۱۹ اوت ۲۰۱۰) به‌طور رسمی خاتمه یافت. هر چند بعد از آن هم حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی عمدتاً برای آموزش سربازان عراقی در این کشور باقی ماندند. در آن هنگام زمانِ خروج این نیروها با توافق دو کشور تا پایان سال ۲۰۱۱ اعلام شده بود.[۸] خروج آخرین سربازان آمریکایی از این کشور در دسامبر ۲۰۱۱ اتفاق افتاد.[۹]

دو توجیه عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا مطرح شد که یکی از آن‌ها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابودکردن سلاح‌های کشتار جمعی عراق بنابر توافق‌نامه ۱۹۹۱ بود.[۱۰]

در سال ۱۳۸۲ صدام از دیدگاه آمریکایی‌ها همچنان به عنوان تهدیدی برای هم‌پیمانان غربی مثل کشور نفت‌خیز عربستان سعودی و اسرائیل، خطری برای محموله‌های نفتی خلیج فارس و ثبات خاورمیانه به شمار می‌رفت. بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا (۱۳۸۰-۱۳۷۲) (۲۰۰۱ - ۱۹۹۳) که جانشین بوش شده بود، تحریم‌های اقتصادی تازه‌ای در کنار تحریم‌های نظامی برای عراق وضع و منطقهٔ پرواز ممنوع را نیز کنترل کرد.

کلینتون در سال ۱۹۹۸ در پاسخ به ممانعت عراق از حضور بازرسان سازمان ملل، لایحهٔ آزادسازی عراق را امضا کرد. این لایحه بر تغییر رژیم عراق به منظور «بازگشت عراق به خانوادهٔ بین‌المللی» تأکید داشت و طبق آن دولت آمریکا به گروه‌های تبعیدی خارج از عراق کمک مالی می‌کرد. پس از آن به زودی عملیات سه‌روزهٔ روباه صحرا انجام گرفت و طی آن کارخانه‌های تولید سلاح صدام منهدم گشتند؛ در حالی که استراتژیست‌های پنتاگون نقشه حمله‌های زمینی به عراق را می‌کشیدند برخی از تحلیلگران آمریکایی بر این باور بودند که فشار خارجی برای ایجاد یک شورش به منظور عزل صدام کافی به نظر می‌رسد. این دو نظر باعث بروز شکاف در تصمیم‌گیری‌های ضد صدام بین دولتمردان واشنگتن شد. اما پس از حملات ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) توازن سیاسی داخلی آمریکا تغییر کرده و باعث شد تا نومحافظه‌کاران بتوانند در مدیریت کشور آمریکا در واشنگتن تأثیر به‌سزایی داشته باشند. رئیس‌جمهور آمریکا جرج دبلیو بوش در بیانیهٔ اتحاد خود به کنگره، در دی ماه ۱۳۸۱ (۲۰۰۲) از «محور شرارت» که به زعم وی از کشورهای ایران، عراق و کرهٔ شمالی تشکیل شده‌اند سخن به میان آورد. همچنین او احتمال داد که برای براندازی دولت عراق از زور استفاده خواهد کرد. او اعلام کرد: «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه‌زخم و سلاح‌های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده‌است.» او همچین ادامه داد: «عراق همچنان درصدد است دشمنی خود را به آمریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند.»

دولت و ارتش عراق در طول سه هفته پس از حملهٔ آمریکا و هم‌پیمانانش در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰۰۳) نابود شد. ایالات متحده دست‌کم دوبار کوشید تا با حملات هوایی، صدام را به قتل برساند ولی هر دو بار هدف، مورد اصابت واقع نشد. با شروع ماه آوریل (اواسط فروردین) نیروهای ائتلاف بخش زیادی از عراق را اشغال کرده بودند. مقاومت‌های بسیار ضعیف ارتش عراق یا به راحتی در هم می‌شکستند و یا تبدیل به تاکتیک‌های پارتیزانی می‌شدند. این وضعیت، نشان‌دهندهٔ خروج کنترل از دستان صدام حسین بود.

صدام حسین در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۳ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۴) تحویل دولت موقت عراق شد تا به اتهام جرایم جنگی، جرایم ضدبشری و قتل‌عام محاکمه گردد. در طول این محاکمه توجه ویژه‌ای به فعالیت‌های وحشیانهٔ وی علیه کردهای شمال عراق در طول جنگ با ایران و علیه شیعیان جنوب در خلال سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸ (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) شد. نهایتاً در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی (۳:۰۷ UTC) به دار آویخته شد.

محتویات

پیش‌زمینه[ویرایش]

خلع سلاح عراق و اطلاعات پیش از جنگ[ویرایش]

دونالد رامسفلد (راست) وزیر دفاع وقت آمریکا در شهریور ۱۳۸۱ دستور تشکیل دفتر طرح‌های ویژه را به پل ولفوویتز (چپ) داد.

آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا پیش از سپتامبر ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) اصلی‌ترین عامل گردآوری اطلاعات درباره‌ی عراق برای دولت ایالات متحده بود. در ماه سپتامبر آن سال پل ولفوویتز و داگلاس فیث در پنتاگون واحدی به نام دفتر طرح‌های ویژه (OSP) و با ریاست فیث ایجاد کردند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده این گروه را موظف به تامین اطلاعات خام در مورد عراق برای سران عالی‌رتبه‌ی دولت جرج دبلیو بوش کرده بود. سِیمور هرش، روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی می‌نویسد «بنابر نظر یکی از مشاوران پنتاگون «[دفتر طرح‌های ویژه] برای این ایجاد شده بود تا چیزی که ولفوویتز و رئیسش (دونالد رامسفلد وزیر دفاع)، می‌خواستند در مورد عراق بگویند را با مدرک ثابت کند-این چیزها این بودند که صدام حسین ارتباط نزدیکی با القاعده دارد و عراق زرادخانه‌ی عظیمی از جنگ‌افزارهای شیمیایی، میکروبی و حتی در صورت امکان هسته‌ای در اختیار دارد و تهدیدی برای منطقه و شاید ایالات متحده می‌باشد. [...] آژانس (سیا) به دنبال اثبات عدم وجود ارتباط بین عراق و تروریسم بود.»[۱۱]

بازگشت بازرسی‌های سازمان ملل[ویرایش]

یک بازرس جنگ‌افزار سازمان ملل متحد در حال نمونه‌گیری از یک کارخانه‌ی عراقی (۲۰۰۲)

مساله‌ی خلع سلاح عراق در سال ۲۰۰۳-۲۰۰۲ به نقطه‌ی تعیین‌کننده‌ای رسید. در آن هنگام جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا خواستار توقف تولید جنگ‌افزارهای کشتار جمعی توسط عراق و قبول قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل توسط عراق مبنی بر اجازه‌ی دسترسی به بازرسان سازمان ملل به تاسیسات ساخت این گونه جنگ‌افزارها شد. سازمان ملل پس از جنگ اول خلیج فارس، عراق را از توسعه و تملک این جنگ‌افزارها منع کرده بود و از عراق خواسته بود که به بازرسان این سازمان اجازه‌ی حضور در این کشور دهد. در طول بازرسی‌هایی که در سال ۱۹۹۹ انجام شده بود ماموران اطلاعاتی آمریکا گفتگوهای سازمان‌های اطلاعاتی عراق و دیگر اطلاعات را به طور زنده در اختیار سران ایالات متحده گذاشته بودند. این مساله توسط روزنامه‌های نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال نیز تایید شد.[۱۲]

جرج دبلیو بوش در طول سال ۲۰۰۲ بارها عراق را به دلیل ادامه‌ی منع حضور بازرسان تهدید به یورش نظامی کرد. عراق در اواخر سال ۲۰۰۲ قبول کرد طبق مفاد قطعنامه‌ی ۱۴۴۱ شورای امنیت به بازرسان سازمان ملل اجازه‌ی حضور بدهد. سومین گروه بازرسان سازمان ملل به سرپرستی دیوید کِلی توانستند با همکاری عراقی‌ها از یک آزمایشگاه سیار که مشکوک بود بازرسی کرده و از آن عسکبرداری کنند. بعد از بازرسی مشخص شد که این آزمایشگاه یک کارگاه تولید گاز هیدروژن برای پر کردن بادکنک بوده است.[۱۳]

دولت عراق موظف بود بنابر مفاد لازم برای بازرسی‌ها همه‌ی ظرفیت ساخت جنگ‌افزارهای خود را اعلام کند. در همین راستا عراق در روز ۱۲ آبان ۱۳۸۱ (۳ نوامبر ۲۰۰۲) گزارشی ۱۱٬۸۰۰ صفحه‌ای به شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرد و در آن عنوان نمود که هیچ جنگ‌افزار کشتار جمعی در اختیار ندارد. نسخه‌های روگرفت این گزارش به طور غیررسمی در اختیار چندین روزنامه‌نگار اروپایی قرار گرفت. کلمبیا که در آن زمان رئیس دوره‌ای شورای امنیت بود به سران ایالات متحده اجازه داد به طور مخفیانه ۸٬۰۰۰ صفحه از این گزارش را پیش از آن که در اختیار تمام اعضای شورا قرار گیرد حذف کند. از همین رو شورا این گزارش را ناقص اعلام کرده و عراق را ناقض مسئولیت‌های خود اعلام نمود. صفحات حذف‌شده مشتمل بر جزئیات کمک‌های شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی آمریکایی و اروپایی بود که در گذشته در توسعه‌ی جنگ‌افزارهای شیمیایی و میکروبی به عراق کمک کرده بودند.[۱۴]

هانس بلیکس، بازرس ارشد سازمان ملل پیش از یورش آمریکا و متحدانش به عراق، به شورای امنیت توصیه کرد که عراق در حال همکاری با بازرس‌ها بوده و می‌توان در صورت ادامه‌ی این همکاری، از طریق بازرسی‌ها به درستی خلع سلاح این کشور صحه گذاشت.[۱۵]

جنگ‌افزارهای کشتار جمعی[ویرایش]

اورانیوم کیک زرد[ویرایش]

عراق پیش از جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ میلادی ۵۰۰ تن اورانیوم کیک زرد در مجتمع هسته‌ای تویثه واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب بغداد انبار کرده بود.[۱۶] سازمان سیا اواخر فوریه ۲۰۰۲ جوزف ویلسون دیپلمات سابق آمریکایی را برای تحقیق پیرامون گزارش‌هایی درباره‌ی تلاش عراق برای خرید کیک زرد بیشتر از نیجر اعزام کرد. ویلسون به سازمان گزارش داد که گزارش‌های موجود در این مورد «کاملاً اشتباه» هستند. با این حال دولت بوش به اتهام‌های خود مبنی بر تلاش‌های عراق برای خرید کیک زرد ادامه می‌داد و اعلام می‌کرد که این تلاش‌ها توجیه‌کننده‌ی عملیات نظامی علیه این کشور هستند. بارزترین نمونه از این اتهام‌ها سخنرانی وضعیت کشور آمریکا در ژانویه ۲۰۰۳ توسط جرج دبلیو بوش خطاب به کنگره‌ی آمریکا بود که وی طی آن اعلام کرد بنا بر منابع اطلاعاتی بریتانیا، عراق به دنبال اورانیوم می‌باشد.[۱۷]

ویلسون در پاسخ به ادعای بوش متنی را در ژوئن ۲۰۰۳ در نیویورک تایمز منتشر کرد و گفت که خود شخصاً ادعاهای موجود در این زمینه را بررسی کرده و بر این باور است که این ادعاها تقلبی هستند.[۱۸] پس از انتشار این مقاله یک ستون‌نویس فاش کرد که همسر ویلسون به نام والری پلِیم یک مامور مخفی در سازمان سیا است که وظیفه‌ی تحلیل اطلاعات را بر عهده دارد. پس از انتشار این مطلب وزارت دادگستری اقدام به جستجو برای یافتن منبع افشای اطلاعات نمود. در نهایت این تحقیقات منجر به محکوم شدن لویس لیبی، رئیس دفتر دیک چنی معاون ریاست جمهوری آمریکا به دلیل شهادت کذب و جلوگیری از اجرای عدالت گردید.[۱۶]

هفته‌نامه‌ی ساندی تایمز انگلستان در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۴ (۱ مه ۲۰۰۵) یادداشتی با عنوان «یادداشت داونینگ استریت» (Downing Street memo) منتشر کرد که در آن نگاهی به یک جلسه‌ی محرمانه بین دولت بریتانیا، وزارت دفاع و شخصیت‌های کلیدی اطلاعات این کشور مورخ ۱ مرداد ۱۳۸۱ شده بود. در این جلسه اشارات مستقیمی به سیاست‌های طبقه‌بندی‌شده‌ی ایالات متحده در آن زمان شده بود. در این یادداشت آمده بود که «بوش می‌خواست که با عملیات نظامی صدام را به بهانه‌ی تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی حذف کند اما اطلاعات و واقعیت‌های لازم حول این سیاست ساخته شدند.»[۱۹]

دولت بوش، سازمان سیا و آژانس اطلاعات دفاعی در سپتامبر ۲۰۰۲ اعلام کردند که تلاش‌های عراق برای دسترسی به لوله‌های آلمینیومی مقاوم که طبق برنامه‌ی نظارتی سازمان ملل ممنوع شده بود به منظور ساخت سانتریفیوژهایی است که در غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت بمب کاربرد دارند.[۲۰] وزارت انرژی و دفتر اطلاعات و پژوهش وزارت خارجه آمریکا با این تحلیل مخالفت کردند. مخالفت وزارت انرژی مهم بود زیرا این سازمان تخصص بالایی در سانتریفیوژهای گازی و برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای داشت. این دو نهاد آمریکایی بر این باور بودند که لوله‌های عراقی برای کاربرد در سانتریفیوژها نامناسب بودند و هر چند که احتمالاً بتوان با تغییرات اضافی آن‌ها را برای سانتریفیوژها آماده کرد اما کاربرد آن‌ها در سلاح‌های متعارف بسیار محتمل‌تر به نظر می‌رسد.[۲۱] گزارشی که توسط مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی در سال ۲۰۰۲ منتشر شد می‌گوید که احتمال استفاده از این لوله‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم بسیار بعید به نظر می‌رسد.[۲۲]

وزارت انرژی آمریکا برای تصحیح این اشتباهات، جزئیاتی را برای سخنرانی کالین پاول وزیر امور خارجه‌ی وقت آمریکا در سازمان ملل آماده کرد اما دولت از قرائت آن‌ها جلوگیری کرد[۲۲][۲۳] و پاول در سخنرانی خود خطاب به اعضای شورای امنیت دقیقاً پیش از حمله به عراق، لوله‌های آلمینیومی را مورد اشاره قرار داد و گفت که علی‌رغم اختلاف نظر کارشناسان در مورد احتمال کاربرد این لوله‌ها در سانتریفیوژ، مشخصات این لوله‌ها به طور غیرعادی سخت هستند.[۲۴] پاول بعدها قبول کرد که قضیه‌ای که او به شورا ارائه داده نادرست بوده است و اطلاعاتی که وی بر آن‌ها تکیه داشته در برخی اوقات «به طور عمد گمراه‌کننده» بوده‌اند.[۲۵][۲۶][۲۷] جرج دبلیو بوش پس از انتخابات ۲۰۰۸ ایالات متحده که منجر به به قدرت رسیدن باراک اوباما، نامزد حزب دموکرات شد اعلام کرد«برزگترین حسرت ریاست جمهوری [من] باید درماندگی اطلاعاتی درباره‌ی عراق بوده باشد.»[۲۸]

گاز سمی[ویرایش]

سازمان سیا با ناجی صبری وزیر امور خارجه عراق که در آن زمان به عنوان مامور فرانسه از این کشور پول می‌گرفت تماس گرفت. صبری به آن‌ها اطلاع داد که صدام مقداری گاز سمی بین قبایل سنی مخفی کرده است و آرزوی ساخت بمب اتمی را در سر دارد اما اقدامی در این زمینه نکرده. همچنین صدام هیچ جنگ‌افزار میکروبی تولید و انبار نکرده ولی برنامه‌ای برای تحقیق در مورد آن در سر دارد.[۲۹] بنابر گفته‌های سیدنی بلومنثال فعال سیاسی و روزنامه‌نگار آمریکایی، جرج تنت در ۲۷ شهریور ۱۳۸۱ (۱۸ سپتامبر ۲۰۰۲) به بوش اطلاع داد که صبری به آن‌ها گفته که عراق دارای جنگ‌افزارهای کشتار جمعی نیست.

کمیسیون اطلاعاتی مجلس نمایندگان ایالات متحده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۵ (۲۱ ژوئن ۲۰۰۶) نکاتی کلیدی از یک گزارش طبقه‌بندی‌شده از مرکز اطلاعات نیروی زمینی ارتش آمریکا پیرامون بازیابی مقدار کمی از مهمات شیمیایی تضعیف‌شده منتشر کرد. در این گزارش آمده بود «نیروهای ائتلاف حدوداً ۵۰۰ جنگ‌افزار شیمیایی در عراق پیدا کرده‌اند که حاوی عامل شیمیایی تضعیف‌شده‌ی سارین یا خردل بوده‌اند.» با این حال به نظر می‌رسد تمام آن‌ها متعلق به پیش از جنگ اول خلیج فارس بوده باشند.[۳۰]

سلاح‌های میکروبی[ویرایش]

اطلاعاتی که سازمان اطلاعاتی آلمان از یک پناهنده‌ی سیاسی با اسم رمز «Curveball» به دست آورد مدارکی بودند که کالین پاول به عنوان ادله‌ی وجود یک برنامه‌ی فعال ساخت جنگ‌افزارهای میکروبی در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار داد. این پناهنده (رافد احمد علوان) در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ (۱۵ فوریه ۲۰۱۱) در مصاحبه با خبرنگاران گاردین اذعان کرد که اطلاعاتی که وی در اختیار آژانس اطلاعات فدرال آلمان گذاشته دروغ بوده و او این کار را برای تقویت پرونده علیه صدام حسین انجام داده است زیرا آرزوی سقوط وی از قدرت را در سر داشته.[۳۱]

دیدگاه‌های پس از جنگ[ویرایش]

تونی بلر نخست‌وزیر بریتانیا در دسامبر ۲۰۰۹ گفت که او «هنوز هم بر این باور است که ساقط کردن [صدام حسین] فارغ از این که وی دارای سلاح‌های کشتار جمعی بوده است یا خیر، کار درستی بوده است.»[۳۲]

تمهیدات جنگ عراق[ویرایش]

منتخبی از یادداشت دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا مورخ ۶ آذر ۱۳۸۰ (۲۷ نوامبر ۲۰۰۱) در خصوص توجیهات احتمالی برای حمله به عراق. ترجمه‌ی تصویر بالا از این قرار است:

چگونه آغاز شود؟
صدام علیه کردها در شمال تحرکاتی انجام می‌دهد؟
آمریکا ارتباط بین صدام و حملات ۱۱ سپتامبر یا حملات دیگر را کشف می‌کند؟
مناقشه پیرامون بازرسی‌های جنگ‌افزارهای کشتار جمعی؟
حالا شروع به فکر در مورد خواسته‌های بازرسی کن.[۳۳]

تیم امنیت ملی دولت بوش در روزهای پس از ۱۱ سپتامبر فعالانه در پی توجیه حمله به عراق بود. یادداشتی که توسط رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا مورخ ۶ آذر ۱۳۸۰ (۲۷ نوامبر ۲۰۰۱) نوشته شده جنگی میان عراق و آمریکا را بررسی می‌کند. بخشی از این یادداشت نوشته شده «چگونه آغاز شود؟» و در بندهای بعدی توجیهات حمله‌ی آمریکا به عراق آمده است.[۳۳][۳۴]

در سال ۲۰۰۲ حجم پروازهای جنگنده‌های آمریکایی و بریتانیایی بر فراز منطقه پرواز ممنوع عراق به نسبت سال قبل افزایش پیدا کرد[۳۵] و در ماه اوت (شهریور ۱۳۸۱) «تبدیل به یک حمله‌ی هوایی کامل» شد. تامی فرانکس یکی از فرماندهان آمریکایی نیروهای ائتلاف بعدها عنوان کرد که این بمباران‌ها به منظور «تضعیف» سامانه‌ی پدافند هوایی عراق پیش از جنگ طراحی شده بودند.[۳۶]

جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده در میان روسای مجالس نمایندگان و سنای آمریکا خبر تصویب طرح مشترک مجوز استفاده از نیروهای مسلح علیه عراق را اعلام می‌کند. (۱۰ مهر ۱۳۸۱)

در اکتبر ۲۰۰۲ (مهر ۱۳۸۱) چند روز پیش از آن که سنای آمریکا به طرح مشترک مجوز کاربرد نیروهای مسلح آمریکا علیه عراق رای دهد، در جلسه‌ای غیر علنی به حدود ۷۵ سناتور این طور گفته شد که عراق توانایی دارد ساحل شرقی آمریکا را با پهپاد مورد اصابت بمب‌های شیمیایی و میکروبی قرار دهد.[۳۷] کالین پاول در ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ (۵ فوریه ۲۰۰۳) مدارک بیشتری در مورد برنامه جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد و در آن عنوان کرد که پهپادهای عراقی آماده‌ی حمله به آمریکا هستند. در آن زمان بحث‌های شدیدی بین نیروهای اطلاعاتی و نظامی ایالات متحده حول این مساله که نتایج سازمان سیا در مورد پهپادهای عراقی صحت دارد یا خیر در جریان بود.[۳۸] دیگر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا بر این باور بودند که عراق پهپاد تهاجمی در اختیار ندارد و چند پهپادی که این کشور دارد به منظور انجام عملیات‌های شناسایی و پایش به کار می‌روند.[۳۹] با این وجود مجلس سنای آمریکا در ۱۹ مهر ۱۳۸۱ (۱۱ اکتبر ۲۰۰۲) با حمایت هر دو حزب به طرح مشترک رای داد و به دولت بوش مجوزی حقوقی تحت قانون آمریکا برای حمله به عراق داد.

این مصوبه با تکیه به قانون اساسی ایالات متحده توسط کنگره‌ی این کشور به رئیس‌جمهور اجازه می‌داد نیروهای نظامی این کشور را برای جنگ علیه خشونت‌ها ضد ایالات متحده به کار گیرد. این مصوبه با یادآوری قانون آزادسازی عراق مصوب ۱۹۹۸ تصریح می‌کرد که سیاست ایالات متحده باید حذف رژیم صدام حسین و حمایت از یک حکومت دموکراتیک باشد. این مصوبه در ۲۴ مهر ۱۳۸۱ (۱۶ اکتبر ۲۰۰۲) به امضای جرج دبلیو بوش رسید.

هانس بلیکس سرپرست بازرسان سازمان ملل در ژانویه ۲۰۰۳ اظهار داشت که «به نظر نمی‌رسد عراق - حتی تا امروز - به پذیرش واقعی خلع سلاح تن داده باشد؛ خلع سلاحی که از عراق خواسته شده بود و لازم بود تا برای جلب اعتماد جهانی و زندگی در آرامش به آن تن دهد.»[۴۰] در میان دیگر مسائلی که وی مورد اشاره قرار داد به ۹۱۰ تن عامل شیمیایی اشاره کرد که به حساب نیامده‌اند و اطلاعات مربوط به عامل اعصاب از قلم افتاده. همچنین «هیچ سند قانع‌کننده‌ای» مبنی بر نابودی ۸۵۰۰ لیتر عامل سیاه‌زخمی که وجود آن‌ها اعلام شده بود ارائه نشده است.[۴۰]

در سخنرانی وضعیت کشور آمریکا توسط جرج بوش در سال ۲۰۰۳ گفته شد «ما می‌دانیم که عراق در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ دارای آزمایشگاه‌های سیار میکروبی بوده است.» در ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ کالین پاول به شورای امنیت آمد تا مدارک خود مبنی بر وجود سلاح‌های نامتعارف در عراق را ارائه دهد.[۴۱] دولت فرانسه هم بر این باور بود که عراق دارای مقادیری عامل سیاه‌زخم و بوتولیسم است و توانایی تولید عامل اعصاب را هم دارد.[۴۲] در ماه مارس بلیکس عنوان کرد که در بازرسی‌ها پیشرفت‌هایی به دست آمده و هیچ نشانی از جنگ‌افزارهای کشتار جمعی یافت نشده است.[۴۳]

در اوایل ۲۰۰۳ دولت‌های ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش‌نویس طرحی مشهور به «قطعنامه‌ی هجدهم» برای تصویب یک ضرب‌العجل برای عراق به منظور اجابت قطعنامه‌های قبلی یا حمله‌ی نظامی را به شورای امنیت ارائه دادند. این پیش‌نویس متعاقباً به دلیل عدم حمایت اعضای شورای امنیت پس گرفته شد. به طور خاص اعضای ناتو از قبیل فرانسه، آلمان و کانادا و اعضای غیرناتو یعنی روسیه به دلیل خطرات زیاد دخالت نظامی در عراق برای امنیت جامعه‌ی بین‌الملل با این طرح مخالفت کردند و از راه‌های دیپلماتیک برای حل بحران خلع سلاح عراق حمایت کردند.[۴۴][۴۵]

کاخ سفید در ۱۱ بهمن ۱۳۸۱ (۳۱ ژانویه ۲۰۰۳) شاهد برگزاری جلسه‌ای بین جرج دبلیو بوش و تونی بلر بود. یادداشتی محرمانه‌ای که از این جلسه درز کرده نشان می‌دهد دولت بوش در همان زمان تصمیم به یورش به عراق گرفته بود. گفته می‌شود که بوش در حال کار روی این ایده بود که یک هواپیمای جاسوسی لاکهید یو-۲ را به رنگ نیروهای سازمان ملل درآورد و آن را در سطح پایین روی عراق به پرواز در آورد و پس از آن که نیروهای عراقی به سمت آن شلیک کردند پیش‌زمینه‌ی لازم برای حمله‌ی ایالات متحده و بریتانیا برای حمله به این کشور فراهم خواهد آمد. بوش و بلر توافقی سری مبنی بر حمله به عراق بدون در نظر گرفتن نتایج بازرسی‌های سازمان ملل کردند. این توافق بر خلاف سخنرانی بود که بلر در مقابل مجلس عوام بریتانیا ایراد کرده بود. در این یادداشت از قول بوش آمده است که «تاریخ آغاز لشکرکشی الان روز ۱۰ مارس مقرر شد. این تاریخی است که بمباران آغاز می‌شود.»[۴۶] بوش به بلر گفت که او «فکر می‌کند درگیری تن به تن بین گروه‌های دینی و قومیتی در عراق پس از جنگ بعید است.»

مخالفت با جنگ[ویرایش]

رئیس‌جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون در مهرماه ۱۳۸۱ (اکتبر ۲۰۰۲) در مورد خطرات احتمالی حمله‌ی نظامی پیشدستانه به عراق هشدار داد. وی که در کنفرانس حزب کارگر سخنرانی می‌کرد گفت: «حمله‌ی پیش‌دستانه‌ی شما امروز هر چقدر هم که قانع‌کننده باشد احتمالاً در آینده با نتایج ناخوشایندی باز خواهد گشت... برای من مهم نیست که بمب‌های شما چقدر دقیق هستند، وقتی آن‌ها را شلیک کنید مردم بی‌گناه کشته می‌شوند.»[۴۷][۴۸] اکثریت دموکرات‌ها در کنگره با مجوز استفاده از نیروی نظامی علیه عراق در سال ۲۰۰۲ مخالفت کردند. سناتور جیم وب کمی پیش از رای‌گیری نوشت: «آن‌ها که طرفدار جنگی یک‌سویه در عراق هستند خوب می‌دانند که اگر حمله کنیم راه خروج نداریم.»[۴۹]

مخالفت‌های ضدجنگ عراق در لندن، شهریور ۱۳۸۱. این تظاهرات توسط ائتلاف «جنگ را متوقف کنید» هماهنگ شده بود و بیش از ۴۰۰۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند.

وزیر امور خارجه فرانسه، دومینیک دو ویلپن در ۳۰ دی‌ماه ۱۳۸۱ (۲۰ ژانویه ۲۰۰۳) اعلام کرد «به نظر ما دخالت نظامی بدترین راه‌حل است.»[۵۰] در همان زمان گروه‌های ضدجنگ در سراسر جهان دست به تظاهرات زدند. بنابر تخمین یک استاد دانشگاه فرانسوی به نام دومینیک رینی، ۱۳ دی ۱۳۸۱ تا ۲۳ فروردین ۱۳۸۲، ۳۶ میلیون نفر در دنیا در حدود ۳۰۰۰ راه‌پیمایی علیه جنگ عراق شرکت کردند. تظاهرات روز ۲۶ بهمن ۱۳۸۱ (۱۵ فوریه ۲۰۰۳) بزرگترین در نوع خود بود.[۵۱] نلسون ماندلا در اوایل بهمن اعتراض خود را اعلام کرد و گفت «تنها چیزی که (آقای بوش) می‌خواهد نفت عراق است.»[۵۲]

یکی از فرماندهان ارشد نیروی زمینی آمریکا به نام اریک شینسِکی در ۶ اسفند ۱۳۸۱ به کمیسیون نیروهای مسلح سنای آمریکا اعلام کرد برای حفظ امنیت عراق «به چند صدهزار سرباز» نیاز است.[۵۳] دو روز بعد رامسفلد گفت که نیروهای مورد نیاز برای بعد از جنگ کمتر از تعداد نیروهایی است که برای پیروزی در این جنگ مورد نیاز است و «این نظر که به چند صد هزار سرباز نیاز است درست نیست». پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع آمریکا هم تخمین ژنرال شینسِکی را اشتباه خواند زیرا معتقد بود که سایر کشورها نیز به عنوان نیروی اشغالگر عمل خواهند کرد.[۵۴]

هانس بلیکس در مارس ۲۰۰۳ اعلام کرد که برای اعلام نظر قاطع در مورد خلع سلاح تنها به چند ماه وقت نیاز است[۴۳] اما دولت ایالات متحده اعلام کرد که «دیپلماسی شکست خورده» و این کشور به همکاری با کشورهای ائتلاف ادامه خواهد داد تا عراق را از سلاح‌های کشتار جمعی خالی کند. دولت ایالات متحده ناگهان از بازرسان سازمان ملل خواست به سرعت بغداد را ترک کنند.

سوالات حقوقی زیادی در مورد آغاز حمله به عراق و دکترین بوش مبنی بر جنگ پیش‌دستانه وجود داشته است. در ۲۶ شهریور ۱۳۸۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۰۴) کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل متحد با اشاره به این تهاجم گفت: «من گفته‌ام که این [حمله] طبق منشور سازمان ملل نیست. از نظر ما و از نظر منشور این [حمله] غیرقانونی است.»

لرد بینگهام انگلیسی در آبان ۱۳۸۷ این جنگ را مصداق تخطی از قوانین بین‌المللی دانست و دولت‌های بریتانیا و آمریکا را «ویژیلانته‌های جهانی» خطاب کرد. او وضعیت بریتانیا در عراق پس از جنگ را با عنوان «یک کشور اشغالگر» توصیف کرد. همچنین وی با اشاره به رفتارهای آمریکایی‌ها در زندان ابوغریب گفت: «چیزی که خاطر طرفداران قانون را می‌آزارد این نکته است که برخی سران عالی دولت بوش اهمیتی به لزوم مشروعیت بین‌المللی نمی‌دهند.»[۵۵] در تیرماه ۱۳۸۹ نیک کلگ معاون نخست‌وزیر پادشاهی متحد (انگلستان) طی جلسه‌ای در پارلمان، حمله به عراق را به دلیل غیرقانونی بودن آن محکوم کرد.[۵۶][۵۷] فرانسیس فوکویاما نیز گفته است: «جنگ عراق و ارتباط نزدیکی که بین یورش نظامی و پیشبرد دموکراسی ایجاد کرد باعث زیر سوال رفتن دموکراسی شد.»[۵۸]

حمله[ویرایش]

بقایای تانک‌های منهدم‌شده‌ی عراقی نزدیک قادسیه

نخستین تیمِ آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در روز ۱۹ تیر ۱۳۸۱ (۱۰ ژوئیه ۲۰۰۲) وارد عراق شدند.[۵۹] این تیم شامل اعضای بخش ماموریت‌های ویژه‌ی سازمان سیا (SAD) بود. بعدها اعضای نخبه‌ی قرارگاه مشترک عملیات‌های ویژه‌ی ارتش آمریکا (JSOC) نیز به آن‌ها پیوستند.[۶۰] این دو با هم شرایط لازم برای حمله‌ی نیروهای متعارف را فراهم نمودند. فعالیت این نیروها متقاعد کردن بسیاری از فرماندهان لشکرهای ارتش عراق به تسلیم و تشخیص رهبران هدف در طول عملیات‌های بسیار پرخطر شناسایی بود.[۶۰]

این گروه توانست در شمال عراق گروه‌های پیشمرگه‌ی کرد را سازماندهی کرده و جبهه‌ی شمالی را به وجود آورد. آن‌ها توانستند پیش از ورود نیروهای ائتلاف انصارالاسلام را در کردستان عراق شکست دهند و سپس ارتش عراق را در شمال این کشور شکست دهند.[۶۰][۶۱] شکست انصارالاسلام باعث مرگ بسیاری از پیکارجویان و کشف تاسیسات جنگ‌افزارهای شیمیایی سرگات شد.[۵۹][۶۲]

تفنگداران آمریکایی اسرای جنگی را به منطقه‌ای تصرف‌شده در بیابان‌های بغداد می‌برند. (۱ فروردین ۱۳۸۲)

در ساعت ۵:۳۴ بامداد به وقت بغداد (۶:۰۴ به وقت تهران) در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) حمله‌ی غافلگیرانه[۶۳] به عراق آغاز شد.[۶۴] پیش از شروع هیچ اعلان جنگی داده نشد.[۶۵] حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به فرماندهی ژنرال آمریکایی تامی فرنکس با اسم رمز «عملیات آزادی عراق»[۶۶] (Operation Iraqi Freedom) برای نیروهای آمریکایی، اسم رمز «عملیات هدفمند» (Operation Telic) برای نیروهای انگلیسی و اسم رمز «عملیات قوش‌باز» (Operation Falconer) برای نیروهای استرالیایی انجام شد.[۶۷] نیروهای ائتلاف با سربازان پیشمرگه‌ی کرد در شمال عراق نیز همکاری کردند. تقریباً چهل کشور دیگر با عنوان «ائتلاف راغِبان» با ارسال نیرو، تجهیزات، خدمات و نیروهای حفاظتی و ویژه در این جنگ شرکت کردند. ۲۴۸٬۰۰۰ سرباز از ایالات متحده، ۴۵٬۰۰۰ سرباز از بریتانیا، ۲٬۰۰۰ سرباز از استرالیا، ۱۹۴ سرباز ویژه از لهستان به کویت اعزام شدند تا آماده‌ی حمله شوند. همچنین این حمله توسط ۷۰٬۰۰۰ سرباز پیشمرگه‌ی کرد نیز پشتیبانی می‌شد.[۶۸]

بنابر اظهارات ژنرال تامی فرنکس اهداف این حمله عبارت بودند از «نخست، نابودی رژیم صدام حسین. دوم، شناسایی، جداسازی و نابودی جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق. سوم، جستجو و دستگیری تروریست‌ها و بیرون کردن آن‌ها از آن کشور. چهارم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکه‌های تروریست‌ها. پنجم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکه‌ی جهانی جهانی جنگ‌افزارهای کشتار جمعی. ششم، پایان‌دهی به تحریم‌ها و فرستادن کمک‌های انسان‌دوستانه به بی‌خانمان‌ها و بسیاری از شهروندان عراقی. هفتم، ایمن ساختن چاه‌های نفت عراق که به مردم این کشور تعلق دارد. و در پایان، کمک به عراقی‌ها برای ایجاد شرایط لازم به منظور بر پا نمودن حکومتی عراقی که نماینده‌ی آن‌ها باشد.»[۶۹]

تانک عراقی که در بزرگراه ۲۷ در اردیبهشت ۱۳۸۲ منهدم شده است.

این یورش یک عملیات تند و قاطع بود که با مقاومت مواجه شد؛ هر چند که این مقاومت به حدی نبود که نیروهای ایالات متحده و بریتانیا انتظار داشتند. رژیم عراق آماده شده بود تا در یک زمان به شکل متعارف و نامنظم با متخاصمان بجنگد به این شکل که در صورت مواجهه با نیروهای برتر متعارف زرهی زمین را واگذار کنند اما توسط سربازانی که لباس مردم عادی و شبه‌نظامیان را به تن دارند از پشت به نیروهای خارجی ضربه بزنند. از آغاز جنگ در عراق برنامه‌های زیادی برای «افزایش توان روانی و جلوگیری از تنش‌های روانی در نیروها» طراحی و اجرا شد.[۷۰]

نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا یورش‌های آبی‌خاکی به شبه‌جزیره‌ی فاو انجام دادند تا از چاه‌های نفت و بندرگاه‌های مهم مراقبت کنند. این نیروها توسط نیروهای دریایی بریتانیا، لهستان و استرالیا پشتیبانی می‌شدند. واحد ۱۵ام سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده که با تیپ سوم کماندوی این کشور و نیروهای ویژه‌ی لهستان (گروم) تلفیق شده بودند به بندر ام‌قصر یورش بردند. در همان حال تیپ ۱۶ هوایی ارتش بریتانیا مامور محافظت از چاه‌های نفت در جنوب عراق بود.

نقشه حمله به عراق به همراه مسیرها و محل عملیات‌های عمده (انتشار: ۲۰۰۷)

یگان‌های زرهی لشکر سوم پیاده‌ی آمریکا ابتدا به غرب و سپس به شمال حرکت کردند تا از راه بیابان‌های غربی عراق به سمت بغداد بروند. در همین حین واحد اول تفنگداران دریایی به سمت شرق رفت تا از راه بزرگراه شماره ۱ به سمت مرکز کشور برود. لشکر یکم زرهی بریتانیا از راه مرداب‌های شرقی به سمت شمال حرکت کردند. لشکر یکم تفنگداران آمریکایی از راه شهر ناصریه وارد نبردی برای تصرف یک تقاطع جاده‌ای مهم و فرودگاه طلیل که در آن حوالی بود شدند. لشکر سوم پیاده‌ی آمریکا توانست نیروهای عراقی را که داخل و اطراف این فرودگاه را به شدت مراقبت می‌کردند شکست دهد.

پس از آن که لشکر سوم پیاده‌نظام آمریکا از در اختیار داشتن ناصریه و فرودگاه طلیل اطمینان پیدا کرد با پشتیبانی لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا، راه خود را به سمت شمال برای تصرف نجف و کربلا در پیش گرفت اما توفان شن سهمگینی در گرفت و حرکت تمام نیروهای ائتلاف را به تاخیر انداخت. همچنین توقفی برای اطمینان از خطوط تأمین آماد و پشتیبانی صورت گرفت. هنگامی که بار دیگر نیروها حرکت خود را آغاز کردند اقدام به تأمین نوار کربلا نمودند؛ نواری که بین رود فرات و دریاچه رزازه قرار دارد و مسیر مناسبی برای رسیدن به بغداد است. سپس پل‌های رود فرات را تحت محافظت قرار دادند و نیروهای آمریکایی از طریق این نوار به سمت بغداد سرازیر شدند. لشکر یکم تفنگداران آمریکایی در میان عراق با جنگ مداوم راه خود را به سمت شرق بغداد باز کرد و خود را آماده‌ی یورش به این شعر و اشغال آن نمود.

در شمال، بزرگترین نیروی عملیات‌های ویژه از زمان یورش پیروزمندانه‌ای که کمی بیش از یک سال پیش به طالبان در افغانستان انجام شد به کار گرفته شد.

سربازان آمریکایی در حال عبور از بنای دستان پیروزی در بغداد

بغداد در بیستمین روز از فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) سقوط کرد و بدین ترتیب ۲۴ سال حکومت صدام حسین به پایان رسید. نیروهای آمریکایی ساختمان‌های وزارتخانه‌های متروک حزب بعث را به تصرف در آوردند و در جریان متلاشی کردن مجسمه‌ی آهنی صدام به مدیریت و هدایت اوضاع پرداختند.[۷۱] عکس‌ها و ویدئوهای این رخداد نمادین شدند اما بعدها تا حدودی باعث مجادله گردیدند. در میان تصاویری که از دور ضبط شده بودند می‌شد تصاویر جمعیت برافروخته‌ای را مشاهده کرد که به طرفداری از مقتدی صدر می‌پرداختند.[۷۲] در نوامبر ۲۰۰۸ بار دیگر عراقی‌های معترض در حال پایکوبی دست به سوزاندن پیکرکی از جرج دبلیو بوش زدند.[۷۳] هر چند سقوط ناگهانی بغداد با ابراز قدردانی گسترده‌ی مردم همراه بود اما باعث هرج و مرج وسیع نیز گردید، به طوری که بسیاری به غارت ساختمان‌های دولتی و عمومی پرداختند و با گذشت زمان میزان جرایم افزایش یافت.[۷۴][۷۵]

بنابر اعلام پنتاگون ۲۳۰ هزار تن از ۵۹۰ هزار تن سازوبرگ ارتش عراق به یغما رفت و منبع گسترده‌ای برای شورشیان گردید. فاز حمله به عراق با اشغال تکریت که مقاومت کوتاهی در مقابل تفنگداران دریایی آمریکا عضو گروه رزمی تریپولی کرد پایان یافت.

تخمین زده می‌شود در مرحله‌ی یورش به عراق که از ۲۸ اسفند ۱۳۸۱ تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۲ طول کشید حدود ۹۲۰۰ رزمنده‌ی عراقی و ۳۷۵۰ غیررزمنده (شهروندانی که سلاح به دست نگرفتند) توسط نیروهای ائتلاف کشته شدند.[۷۶] نیروهای ائتلاف از مرگ ۱۳۹ نظامی ایالات متحده[۷۷] و ۳۳ نظامی بریتانیا در جریان حمله به عراق خبر دادند.[۷۸]

پس از حمله[ویرایش]

۲۰۰۳: آغاز شورش‌ها[ویرایش]

جرج دبلیو بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۲ (۱ مه ۲۰۰۳) از ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن که در غرب شهر سن‌دیگو ایالت کالیفرنیا قرار داشت بازدید کرد. وی هنگام غروب آفتاب روی عرشه‌ی پرواز کشتی، سخنرانی مشهور خود با عنوان «پایان موفقیت‌آمیز عملیات» را که از تلویزیون ملی پخش می‌شد در برابر ملوانان و هوانوردان ادا کرد.

با این حال مساله‌ی صدام همچنان وجود داشت. نیروهای ائتلاف بعد از سخنرانی بوش شاهد افزایش تدریجی حملات ناگهانی به نیروهای خود در مناطق گوناگون به‌ویژه در «مثلث سنی» شدند.[۷۹] ارتش عراق و گارد ویژه‌ی ریاست جمهوری این کشور پیش از حمله‌ی آمریکا صدها انبار مهمات ایجاد کرده بود. نخستین شورشی‌های عراق از همین انبارها تغذیه می‌شدند.

نخستین هسته‌های مقاومت را فدائیان صدام و وفاداران به حزب بعث ایجاد کردند اما به زودی تندروهای مذهبی و عراقیانی که از اشغال کشورشان خشمگین بودند به مقاومت برخاستند. استان‌های بغداد، انبار و صلاح‌الدین بیش از دیگر استان‌ها شاهد حملات شورشی‌ها بودند. هر چند این استان‌ها تنها ۳۵٪ جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند اما تا ۱۴ آذر ۱۳۸۵ مسئول ۷۳٪ قتل‌های سربازان آمریکایی بودند.[۸۰]

شورشی‌ها تاکتیک‌های چریکی مثل موشک‌اندازی، حمله‌ی انتحاری، تک‌تیراندازی، بمب‌های کنار جاده‌ای، خودروهای بمب‌گذاری‌شده، تفنگ‌های تهاجمی، آرپی‌جی و همچنین خرابکاری در منابع نفت و زیرساخت‌های آب و برق را به کار می‌بردند.

تلاش‌های ائتلاف حمله به عراق پس از موفقیت در سرنگونی رژیم صدام، آغاز شد. کشورهای ائتلاف به همراه سازمان ملل در صدد تشکیل دولتی دموکراتیک که توان دفاع از خود در برابر نیروهای غیرائتلاف و همچنین جدایی‌خواهان داخلی را داشته باشد بر آمدند.[۸۱][۸۲]

در آن زمان نیروهای نظامی ائتلاف چندین عملیات در کنار شبه‌جزیره‌ی رود دجله و در مثلث سنی انجام دادند. چندین سری از عملیات‌های مشابه در طول تابستان در این مثلث انجام شد. با نزدیک شدن به پایان ۲۰۰۳ شدت و حدت حملات شورشی‌ها بیشتر می‌شد. موج ناگهانی حملات چریکی و تقارن آن با شروع ماه رمضان باعث شد تا اصطلاح آفند رمضان برای این حملات استفاده شود.

نیروهای ائتلاف برای مقابله با این آفند برای اولین بار پس از پایان جنگ عراق، از حمله‌ی هوایی و توپخانه استفاده کردند تا کمین‌های مشکوک و پایگاه‌های پرتاب خمپاره را نابود کنند. پایش راه‌های اصلی، تعداد گشت‌ها و میزان حملات به افراد مشکوک افزایش یافت. همچنین دو روستا شامل زادگاه صدام به نام العوجه و ابوهشمه با سیم خاردار محاصره شد و به شدت تحت پایش قرار گرفت.

حکومت ائتلاف موقت و گروه بازرسی عراق[ویرایش]

نیروهای اشغالگر عراق کمی پس از شکست صدام حسین حکومتی با عنوان ائتلاف موقت در این کشور ایجاد کردند تا به عنوان یک حکومت انتقالی عمل کند. این حکومت با اتکا به قطعنامه ۱۴۸۳ شورای امنیت سازمان ملل (۲۲ مه ۲۰۰۳) و قوانین جنگ، خود را واجد تشکیل قوای مجریه، مقننه و قضائیه می‌دانست. این حکومت از ۲۱ آوریل ۲۰۰۳ تا ۲۸ ژوئن ۲۰۰۴ تمامی اختیارات عراق را در دست داشت.

در ابتدای کار، جی گارنر که یک افسر سابق ارتش آمریکا بود ریاست حکومت ائتلاف موقت را بر عهده داشت اما انتصاب وی مدت زیادی طول نکشید تا این که در ۱۱ مه ۲۰۰۳ جرج دبلیو بوش، پل برمر را جانشین او کرد. حاکم جدید در نخستین روز کاری خود مورخ ۱۶ مه ۲۰۰۳ دستور شماره ی یک حکومت ائتلاف موقت مبنی بر ممنوعیت ورود اعضای حزب بعث در دولت جدید را ابلاغ کرد. این دستور باعث شد ۸۵٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ عراقی از شغل‌های خود کنار گذاشته شوند.[۸۳] در میان این افراد می‌شود به ۴۰٬۰۰۰ معلم اشاره کرد که صرفاً برای ادامه‌ی شغل خود مجبور به عضویت در حزب بعث شده بودند. ژنرال سانچز از نیروی زمینی ارتش آمریکا در آن زمان اعلام کرد که این تصمیم یک «شکست فاجعه‌بار» است.[۸۴] برمر در ژوئیه ۲۰۰۴ با به پایان رسیدن حکومت ائتلاف موقت از سمت خود برکنار و از عراق خارج شد.

یکی دیگر از گروه‌هایی که توسط اشغالگران چندملیتی عراق تشکیل شد گروه بازرسی عراق نام داشت که شامل ۱۴۰۰ عضو بود. این گروه به منظور یافتن حقیقت پیرامون برنامه‌های جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق تشکیل شده بود. انتشار گزارش این گروه در سال ۲۰۰۴ که به گزارش دولفر[۸۵] شهرت یافت نشان داد که عراق دارای جنگ‌افزارهای کشتار جمعی قابل اعتنا نیست.

دستگیری سران دولت سابق[ویرایش]

نیروهای اشغالگر چندملیتی عراق به رهبری آمریکا در تابستان ۲۰۰۳ روی دستگیری سران سابق دولت عراق تمرکز کردند. یورشی که در ۲۲ ژوئیه (۳۱ تیر ۱۳۸۲) آن سال توسط لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا و گروه رزمی ۲۰ انجام گرفت باعث مرگ پسران صدام (عدی و قصی) به همراه یکی از نوه‌های او شد. به طور کلی بیش از ۳۰۰ فرمانده و رهبر بعثی از دولت پیشین و تعداد زیادی از عوامل پایین‌رتبه‌ی آن رژیم کشته یا دستگیر شدند.

دستگیری صدام در روز ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ (۲۲ آذر ۱۳۸۲) در عملیات سپیده‌دم سرخ نزدیک تکریت در یک مزرعه، مهم‌ترین رویداد در میان رشته‌دستگیری‌های آن سال بود.[۸۶] این عملیات توسط لشکر چهارم پیاده نیروی زمینی آمریکا و اعضای گروه رزمی ۱۲۱ انجام گرفت. اطلاعاتی که منجر به دستگیری صدام شد از اعضای خانواده و محافظان شخصی سابق وی به دست آمده بود.[۸۷]

با دستگیری صدام حسین و کاهش حملات شورشی‌ها در عراق بسیاری به این نتیجه رسیدند که نیروهای ائتلاف در جنگ علیه شورشیان به پیروزی رسیده‌اند. دولت ائتلاف موقت شروع به آموزش نیروهای امنیتی عراقی به منظور تامین امنیت شهرها کرد. ایالات متحده نیز قول داد تا ۲۰ میلیون دلار به صورت اعتباری در عوض درآمدهای نفتی عراق در آینده در اختیار این کشور بگذارد تا برای بازسازی عراق هزینه شود. درآمدهای نفتی هم برای بازسازی مدارس و کار روی زیرساخت‌های برق و پالایش به کار گرفته می‌شد.

عناصری که از حکومت ائتلاف موقت بیرون مانده بودند کمی پس از دستگیری صدام اقدام به تحریک برای برگزاری انتخابات و تشکیل دولت موقت عراق کردند. در میان آن‌ها می‌توان به آیت‌اله العظمی علی سیستانی اشاره کرد. در آن زمان حکومت ائتلاف موقت با برگزاری انتخابات دموکراتیک مخالفت کرد.[۸۸] شورشی‌ها فعالیت‌های خود را افزایش دادند. دو مرکز پرآشوب در آن هنگام عبارت بودند از مناطق حوالی فلوجه و بخش‌های فقیرنشین شیعه در بغداد (شهر صدر) تا بصره در جنوب.

۲۰۰۴: گسترش شورش‌ها[ویرایش]

آغاز سال ۲۰۰۴ (دی ۱۳۸۲) با آرامش نسبی در خشونت‌ها همراه بود. نیروهای شورشی در این مدت به بررسی تاکتیک‌های نیروهای چندملیتی پرداخته و برای حملات جدید طرح‌ریزی کردند. خشونت‌ها در بهار آن سال با ورود پیکارجویان خارجی اهل خاور میانه کم‌کم رو به وخامت گذاشت. بسیاری از این افراد جزو القاعده‌ی عراق (وابسته به گروه القاعده) بودند که توسط ابومصعب الزرقاوی هدایت می‌شدند.

با گسترش ناآرامی‌ها هدفِ حملاتِ پیکارجویان از نیروهای ائتلاف به نیروهایِ امنیتی عراق متمایل شد و در نتیجه‌ی آن صدها پلیس و شهروند عراقی در طول ماه‌های آتی در رشته بمب‌گذاری‌های این گروه‌ها کشته شدند. یک شورش سازمان‌یافته‌ی سنی با ریشه‌های عمیق و انگیزه‌های ملی و مذهبی در تمام عراق در حال رشد بود. جیش المهدی (شیعه) حملاتی را علیه نیروهای ائتلاف انجام می‌داد تا کنترل را از دست نیروهای امنیتی عراقی بگیرد. بخش‌های مرکزی و جنوبی عراق از شدت حملات تروریستی در حال انفجار بود و همه‌ی این‌ها در حالی بود که نیروهای چندملیتی تلاش می‌کردند اوضاع را کنترل کنند و خود را برای حملات متقابل آماده نمایند.

شدیدترین درگیری ثبت‌شده در ۱۲ فروردین ۱۳۸۳ (۳۱ مارس ۲۰۰۴) روی داد که طی آن شورشیان عراقی در فلوجه به یک کاروان از نیروهای حفاظتی بلک‌واتر آمریکا حمله کردند. این کاروان توسط چهار نیروی نظامی خصوصی هدایت می‌شد که موظف به مراقبت از شرکت خدمات پشتیبانی یورست بودند تا آذوقه‌ی نیروها را به مقصد برساند.[۸۹] هر چهار نظامی خصوصی توسط نارنجک و تفنگ‌های کوچک کشته شدند. سپس افراد بومی جنازه‌ی آن‌ها را از ماشین بیرون کشیدند و پس از مضروب کردن و آتش زدن از روی یکی از پل‌های فرات آویزان کردند.[۹۰] عکس‌های این رخداد توسط آژانس‌های خبری به کل دنیا مخابره شد و موجب عصبانیت شدید مردم گردید. این رویداد باعث شد تا آمریکا دست به اقدامات ناموفقی برای «آرام‌سازی» شهر بزند که به نبرد نخست فلوجه در آوریل ۲۰۰۴ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۳) مشهور شد.

این تهاجم‌ها در نوامبر ۲۰۰۴ بار دیگر تکرار شد. نبرد دوم فلوجه به اندازه‌ای سهمگین بود که نیروهای نظامی آمریکا آن را «سنگین‌ترین جنگ شهری پس از نبرد شهر هوئه ویتنام» می‌دانند.[۹۱] در طول این یورش نیروهای آمریکایی از فسفر سفید به عنوان جنگ‌افزاری آتش‌زا برای مقابله با شورشیان استفاده کردند. نتیجه‌ی این نبرد که ۴۶ روز طول کشید به نفع نیروهای ائتلاف بود. ۹۵ سرباز آمریکایی و تقریباً ۱۳۵۰ شورشی عراقی در طول این نبرد کشته شدند. فلوجه کاملاً نابود شد اما گفته می‌شود که تلفات غیرنظامیان کم بوده است زیرا بیشتر آن‌ها پیش از نبرد این شهر را ترک کرده بودند.[۹۲]

یکی دیگر از اخبار مهم آن سال افشای گسترده‌ی بدرفتاری و شکنجه‌ی عراقی‌ها در زندان ابوغریب توسط نیروهای آمریکایی بود. رسانه‌های بین‌المللی در آوریل ۲۰۰۴ به شدت روی این اخبار مانور دادند. نخستین گزارش از این دست به همراه تصاویر زننده‌ای که در آن‌ها می‌شد نظامیان آمریکایی را در حال شکنجه‌ی زندانیان عراقی دید توسط برنامه‌ی ۶۰ دقیقه دوم از شبکه سی‌بی‌اس (۹ اردیبهشت) منتشر شد. سپس مقاله‌ی سیمور هرش در مجله‌ی نیویورکر (آنلاین در ۱۱ اردیبهشت) منتشر شد.[۹۳] توماس ریکس خبرنگار نظامی بر این باور است که این افشاگری‌ها ضربه‌ای اساسی به توجیهات اخلاقی اشغال عراق زد و نظر مردم به ویژه عراقی‌ها را در این زمینه عوض کرد و نقطه‌ی چرخشی در جنگ بود.[۹۴]

در سال ۲۰۰۴ تیم‌های نظامی انتقالی آمریکایی که شامل مشاوران نظامی بودند برای آموزش یگان‌های جدید عراقی شروع به کار کردند.

۲۰۰۵: انتخابات و تشکیل دولت انتقالی[ویرایش]

عراقی‌ها در روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۳ (۳۱ ژانویه) در انتخابات مجلس شرکت کردند تا اعضای آن پیش‌نویس قانون اساسی را آماده کند.[۹۵] با وجود خشونت‌ها و تحریم این انتخابات توسط سنی‌ها، این انتخابات با استقبال کردها و شیعیان مواجه شد. پل ولفوویتز در ۱۶ بهمن اعلام کرد که ۱۵٬۰۰۰ نفر از سربازان آمریکایی که به منظور حفظ امنیت انتخابات در عراق نگه داشته شده بودند در ماه آینده این کشور را ترک خواهند کرد.[۹۶][۹۷] از ماه فوریه تا آوریل خشونت‌ها به نسبت نوامبر و ژانویه بسیار آرامتر بود زیرا شمار یورش‌ها از میانگینِ ۷۰ به ۳۰ عدد در روز رسیده بود.

نبرد ابوغریب در ۱۳ فروردین ۱۳۸۴ (۲ آوریل ۲۰۰۵) توسط نیروهای شورشی عراقی علیه نیروهای آمریکایی مستقر در زندان ابوغریب انجام شد و طی آن شورشیان از خمپاره‌های سنگین و شلیک راکت سود بردند. همچنین تحت این خط آتش، نیروهای مسلح شورشی با نارنجک و تفنگ‌های کوچک و دو خودروی بمب‌گذاری‌شده به آمریکایی‌ها یورش بردند.[۹۸] مهمات نیروهای آمریکایی به اندازه‌ای کم شد که دستور نیزه‌فنگ به نیروها داده شد تا آماده‌ی نبرد تن به تن شوند. تخمین زده می‌شود بین ۸۰ تا ۱۲۰ نیروی مسلح شورشی در عملیاتی هماهنگ علیه تاسیسات نظامی آمریکا و بازداشتگاه ابوغریب شرکت داشتند. گفته می‌شود این یورش پس از جنگ ویتنام بزرگترین حمله‌ی هماهنگ علیه یک پایگاه نظامی ایالات متحده بوده است.[۹۹]

چند تن از مردم عراق پس از رأی دادن در انتخابات مجلس ملی انگشتان جوهری خود را نشان دوربین می‌دهند.

در ماه مه، خونین‌ترین ماه عراق پس از تهاجم آمریکا رقم خورد تا امیدها برای پایانِ سریعِ ناآرامی‌ها و عقب‌نشینی آمریکایی‌ها نقش بر آب شود. بمب‌گذاران انتحاری که بیشتر از میان اعراب سنی عراقی، سوری‌ها و سعودی‌ها بودند این کشور را مورد آماج خشونت قرار دادند. اهداف آن‌ها بیشتر گردهم‌آیی‌های شیعیان یا مراکز تجمع غیرنظامیان شیعه بود. در نتیجه‌ی این خشونت‌ها بیش از ۷۰۰ غیرنظامی عراقی و همچنین ۷۹ سرباز آمریکایی کشته شدند.

در تابستان ۱۳۸۴ (۲۰۰۵) هنگامی که نیروهای ایالات متحده در تلاش برای بستن مرزهای سوریه با عراق بودند جنگ حول بغداد و تل‌عفر ادامه یافت. کوشش‌های آمریکا برای بستن مرزها هم به درگیری‌های بیشتر در شهرهای کوچک کنار فرات بین پایتخت و مرز انجامید.[۱۰۰]

رفراندومی که در ۲۳ مهر ۱۳۸۴ (۱۵ اکتبر) برگزار شد موجب تصویب قانون اساسی عراق گردید.[۱۰۱] مجلس ملی عراق نیز در آذرماه آن سال با مشارکت تمام گرایش‌های ملی و مذهبی انتخاب شد.[۱۰۰]

یورش‌های شورشیان در سال ۲۰۰۵ افزایش یافت و به ۳۴٬۱۳۱ مورد رسید. آمار سال پیش از آن ۲۶٬۴۹۶ بود.[۱۰۲]

۲۰۰۶: جنگ داخلی و تشکیل دولت دائمی[ویرایش]

بروشور جنگ روانی آمریکایی‌ها علیه زرقاوی در عراق. «این آینده‌ی تو است، ای زرقاوی.»

آغاز سال ۲۰۰۶ (دی ۱۳۸۴) همراه بود با مذاکرات برای تشکیل دولت، افزایش خشونت‌های فرقه‌ای و استمرار یورش‌ها بر نیروهای ائتلاف. انفجار حرم عسکریین در سامرا مورخ ۳ اسفند ۱۳۸۴ باعث گسترش بیشتر خشونت‌ها گردید. بسیاری بر این باور بودند که این انفجار توسط القاعده صورت گرفته است.

با وجود این که این انفجار تلفاتی در بر نداشت اما به شدت به ساختمان حرم آسیب رساند[۱۰۳] و در روزهای بعد باعث افزایش خشونت‌ها گردید. در ۴ اسفند ۱۳۸۴ جنازه‌ی بیش از ۱۰۰ نفر که با اصابت گلوله کشته شده بودند پیدا شد. در آن زمان تخمین زده می‌شد که دستکم ۱۶۵ نفر کشته شده باشند. بنابر محاسبات ارتش آمریکا پس از این حملات شمار میانگین قتل در بغداد از روزانه ۱۱ نفر به روزانه ۳۳ نفر رسید. در همین سال سازمان ملل اوضاع عراق را «شبیه به جنگ داخلی» توصیف کرد.[۱۰۴]

ملاقات نوری المالکی با جرج بوش در خرداد ۱۳۸۵

پنج تن از سربازان نیروی زمینی ایالات متحده جمعیِ گردان ۵۰۲ پیاده در ۲۱ اسفند ۱۳۸۴ به یک دختر ۱۴ ساله عراقی به نام عبیر قاسم حمزه الجنابی تجاوز کردند و سپس او را به همراه پدرش و مادرش فخریه طه محسن و خواهر شش ساله‌اش به نام هدیل به قتل رساندند. آن‌ها سپس جنازه‌ی دختر را آتش زدند تا آثار جرم را از بین ببرند.[۱۰۵][۱۰۶] چهار تن از آن‌ها به جرم تجاوز و قتل محکوم شدند و پنجمی به مجازات کمتری محکوم شد. این جنایت به کشتار محمودیه شهرت یافت.[۱۰۷][۱۰۸]

نیروهای ایالات متحده در ۱۶ خرداد ۱۳۸۵ توانستند رد ابومصعب الزرقاوی رهبر گروه القاعده‌ی عراق را گرفته و او را در حالی که در خانه‌ای امن در ۸ کیلومتری شمال بعقوبه جلسه تشکیل داده بود بکشند. شناسایی او توسط یک پهپاد بریتانیایی انجام شد. سپس تماسی رادیویی بین پایشگر و دو جنگنده‌ی اف ۱۶ سی نیروی هوایی ایالات متحده صورت گرفت و مختصات محل او گزارش شد. جنگنده‌ی پیشرو در ساعت ۱۴:۱۵ به وقت گرینویچ دو بمب هدایت‌شونده‌ی لیزری ۲۳۰ کیلوگرمی بر فراز ساختمان محل جلسه انداخت. طبق گزارش‌ها به غیر از ابومصعب الزرقاوی، شش نفر دیگر (سه مرد و سه زن) نیز کشته شدند که یکی از آن‌ها همسر زرقاوی و فرزندانش بودند.

دولت عراق در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ پس از تصویب اعضای مجلس ملی این کشور به قدرت رسید. این دولت قدرت را از دولت انتقالی که در حکم دولت سرپرست عمل می‌کرد به دست گرفت.

گزارش گروه بازرسی عراق و اعدام صدام[ویرایش]

نوشتار اصلی: اعدام صدام حسین
لحظاتی پیش از اعدام صدام. تصویر برگرفته شده از تلویزیون عراق.

گزارش گروه مطالعه‌ی عراق در ۱۵ آذر ۱۳۸۵ منتشر شد. این گروه که با حضور نمایندگانی از دو حزب اصلی آمریکا تشکیل یافته بود توسط دو نماینده به نام جیمز بیکر (جمهوریخواه) و لی همیلتون (دموکرات) هدایت می‌شد. نتیجه‌ی این گزارش از این قرار بود که «اوضاع در عراق سخت و رو به وخامت است» و «به نظر می‌رسد نیروهای ایالات متحده در عملیاتی گرفتار شده‌اند که نهایتی برای آن قابل تصور نیست.» در میان ۷۹ توصیه‌ای که در این گزارش وجود داشت افزایش ارتباطات دیپلماتیک با ایران و سوریه و فشار برای آموزش شدیدتر نیروهای عراقی دیده می‌شد. پنتاگون در ۲۷ آذر گزارشی منتشر کرد و در آن به افزایش حملات شورشیان به میزان میانگین ۹۶۰ حمله در هفته اشاره کرد. این میزان بالاترین میزان حملات پس از انتشار گزارش مطالعه‌ی عراق در سال ۲۰۰۵ بود.[۱۰۹]

نیروهای ائتلاف برای اولین بار پس از جنگ به طور رسمی پایش یک استان را به دولت عراق سپردند. قضات نظامی، هشت تفنگدار دریایی آمریکا را به جرم کشتن ۲۴ عراقی (شامل ۱۰ زن و کودک) در ۲۸ آبان ۱۳۸۴ در حدیثه محکوم کردند. چهار افسر نیز به دلیل کوتاهی در انجام وظیفه مقصر شناخته شدند.[۱۱۰]

صدام حسین در ۹ دی ۱۳۸۵ پس از یک سال محاکمه به جرم جنایت علیه بشریت به دار آویخته شود.[۱۱۱]

۲۰۰۷: افزایش نیروهای آمریکایی[ویرایش]

جرج بوش در تاریخ ۲۰ دی ماه ۱۳۸۵ در سخنرانی تلویزیونی که داشت پیشنهاد داد که ۲۱٬۵۰۰ سرباز دیگر به عراق فرستاده شوند و برنامه‌ی شغلی جدیدی برای عراقی‌ها آماده گردد. همچنین برنامه‌های ساخت و ساز بیشتری تهیه شوند و برای تحقق همه‌ی این برنامه‌ها نیز به ۱٬۲ میلیارد دلار پول نیاز است.[۱۱۲] او در سخنرانی اعلام وضعیت ایالات متحده مورخ ۳ بهمن ۱۳۸۵ نیز اعلام نمود که «بیش از ۲۰٬۰۰۰ سرباز و تفنگدار به عراق ارسال خواهد شد.»

دیوید پترائوس در ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ به عنوان فرمانده‌ی نیروهای چندملیتی عراق که جایگاهی چهارستاره است و تمام فعالیت‌های نیروهای ائتلاف در این کشور را زیر نظر دارد منصوب شد. وی که به جای ژنرال جرج کیسی قرار گرفته بود به تمام نیروهای ائتلاف در عراق سرکشی کرد و راهبرد جدید دولت بوش مبنی بر افزایش نیرو را اعمال نمود.[۱۱۳][۱۱۴] در سال ۲۰۰۷ شاهد افزایش حملات شورشیان با بمب‌های کلرین بودیم.

۱۴۴ تن از نمایندگان مجلس عراق در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ درخواستی قانونی را امضا کردند تا آمریکا جدولی زمانی برای خروج نیروهایش از این کشور ارائه دهد.[۱۱۵] این مجلس در ۱۳ خرداد ۱۳۸۶ نیز با رای ۸۵ به ۵۹ دولت را ملزم نمود تا پیش از ارسال هر گونه تقاضای افزایش مدت قیمومت سازمان ملل در خصوص عملیات‌های ائتلاف در عراق با این مجلس مشورت نماید.[۱۱۶] با این حال این مدت بدون تصویب مجلس عراق در روز ۲۷ آذر ۱۳۸۶ تجدید شد.[۱۱۷]

با کاهش مستمر شمار نیروهای ائتلاف در عراق فشارها بر نیروهای ایالات متحده افزایش می‌یافت. تونی بلر نسخت‌وزیر وقت بریتانیا در اوایل سال ۲۰۰۷ اعلام کرده بود که پس از عملیات سندباد نیروهای بریتانیا از استان بصره خارج خواهند شد و امنیت آن را به عراقی‌ها خواهند سپرد.[۱۱۸] آندرس فو راسموسن نخست‌وزیر وقت دانمارک نیز در ماه ژوئیه اعلام کرد که ۴۴۱ نیروی دانمارکی را از خاک عراق بیرون خواهد کشید و تنها ۹ سرباز که بالگردهای دیدبان را تامین می‌کنند در این کشور نگاه خواهد داشت.[۱۱۹]

کاهش نیروهای آمریکا در عراق[ویرایش]

پترائوس در سخنرانی خود در کنگره مورخ ۱۹ شهریور ۱۳۸۶ «پیش‌بینی کرد که ۳۰٬۰۰۰ نیروی ایالات متحده تا تابستان آینده از عراق خارج خواهند شد و نخستین گروه از میان تفنگداران دریایی خواهد بود.»[۱۲۰] جرج بوش نیز در ۲۲ شهریور از خروج محدود نیروهای این کشور حمایت کرد.[۱۲۱] او گفت که ۵۷۰۰ نفر تا کریسمس ۲۰۰۷ (دی ۱۳۸۶) به آمریکا باز خواهند گشت و انتظار می‌رود هزاران نفر دیگر تا ژوئیه ۲۰۰۸ (تیر ۱۳۸۷) بر می‌گردند. بر اساس این نقشه قرار بود که شمار نیروهای آمریکا در نهایت به پیش از دستور افزایش نیروها در ابتدای ۲۰۰۷ باز گردد.

تاثیر افزایش نیروها بر امنیت[ویرایش]

بر اساس گزارش پنتاگون خشونت‌ها در عراق تا اسفند ۱۳۸۶ (مارس ۲۰۰۸) به میزان ۴۰ تا ۸۰ درصد کاهش یافت.[۱۲۲] با این حال گزارش‌های منابع مستقل این آمار را زیر سوال می‌بردند.[۱۲۳][۱۲۴] یکی از سخنگویان نظامی عراق مدعی بود که شمار مرگ غیرنظامیان در بغداد از ابتدای اجرای طرح افزایش نیروها از ۱۴۴۰ عدد به ۲۶۵ رسیده است. با این حال روزنامه نیویورک تایمز بر اساس آمار روزانه‌ای که وزارت کشور عراق و مقامات بیمارستانی منتشر می‌کردند تعداد ۴۵۰ مرگ را در یک بازه‌ی زمانی ۲۸ روزه ثبت کرد.

بنابر تجربه، آمارگیری‌های روزانه‌ی نیویورک تایمز نسبت به مطالعات سازمان ملل که بر ارقام وزارت بهداشت عراق و سردخانه‌ها استوار است ۵۰٪ کمتر بوده است.[۱۲۵]

نرخ تلفات نظامیان آمریکایی در بغداد نسبت به دوره‌ی پیش در هفت هفته‌ی نخست تقریباً دو برابر شد و به میزان ۳٫۱۴ نفر در روز رسید. اما در سایر نقاط عراق کاهش کمی داشت.[۱۲۶][۱۲۷]

در ۲۳ مرداد ۱۳۸۶ (۱۴ اوت ۲۰۰۷) سهمگین‌ترین حمله‌ی شورشیان در تمام طول جنگ رخ داد. در حدود ۸۰۰ غیرنظامی بر اثر یک رشته بمب‌گذاری انتحاری در روستای قحطانیه کشته شدند. بیش از ۱۰۰ خانه و مغازه نابود شد. سران ایالات متحده القاعده را مقصر دانستند. روستاییان کشته‌شده از یزیدی‌های عراق بودند. به نظر می‌رسید که این حمله نمود اوج اختلافاتی بود که به‌واسطه‌ی سنگسار یک دختر نوجوان یزیدی به نام دعا اسود خلیل توسط هم‌کیشانش به دلیل ارتباط با یک مرد سنی عرب و تغییر مذهب بوده است. قتل این دختر توسط دوربین‌های موبایل ضبط شد و ویدئوی آن روی اینترنت پخش گردید.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱]

در ۲۲ شهریور ۱۳۸۶ (۱۳ سپتامبر ۲۰۰۷) عبدالستار ابوریشه در شهر رمادی کشته شد.[۱۳۲] او یکی از هم‌پیمانان مهم آمریکا در عراق بود زیرا توانسته بود ائتلاف بیداری انبار که برای جنگ با القاعده توسط قبایل عرب سنی به وجود آمده بود را رهبری کند. القاعده مسئولیت قتل او را بر عهده گرفت.[۱۳۳] بیانیه‌ای که پس از آن توسط دولت اسلامی عراق در اینترنت پخش شد ابوریشه را «یکی از سگ‌های بوش» خواند و قتل‌های روز پنجشنبه را «عملیاتی قهرمانانه که مقدمات آن یک ماه طول کشیده است» توصیف کرد.[۱۳۴]

گزارش دیگری نیز مبنی بر کاهش تلفات نیروهای آمریکایی بعد از ماه مه ۲۰۰۷ منتشر شد.[۱۳۵] همچنین خشونت‌ها علیه نیروهای ائتلاف به «پایین‌ترین حد بعد از حمله‌ی آمریکا به عراق رسید». گزارش‌هایی از این دست به تحلیل‌گران این امکان را داد تا از افزایش نیروهای آمریکایی در عراق دفاع کنند.[۱۳۶]

داده‌هایی که توسط پنتاگون و سایر سازمان‌های ایالات متحده نظیر دیوان محاسبات آمریکا (GAO) ارائه شد نشان داد که حمله به غیرنظامیان از فوریه تا پایان این سال تغییری نکرد.[۱۳۷] همچنین هیچ تغییری در روند خشونت‌های فرقه‌ای و مذهبی در عراق به وجود نیامد. با این وجود گزارش کنگره‌ی آمریکا خلاف این مساله را مطرح می‌کرد و نشان می‌داد که از دسامبر ۲۰۰۶ روندی نزولی در کاهش شمار قتل‌ها و خشونت‌های مذهبی-طایفه‌ای به وجود آمده است.[۱۳۸] در اواخر سال ۲۰۰۷ که روند افزایش نیروهای آمریکایی در عراق رو به افول نهاد، خشونت‌ها نیز به نسبت سال ۲۰۰۶ روندی کاهشی را نشان داد.[۱۳۹]

این گزارش‌ها در حالی مطرح می‌شد که تمام محلات بغداد توسط شبه‌نظامیان سنی و شیعی پاکسازی فرقه‌ای شده بودند و در هر شهر عراق که مذاهب متنوع وجود داشت خشونت‌های فرقه‌ای سر بر آورده بود.[۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲] باب وودوارد خبرنگار جستجوگر آمریکایی از منابع دولت آمریکا یاد می‌کند که در آن‌ها «افزایش» نیروهای آمریکایی دلیل اصلی کاهش خشونت‌ها در بازه‌ی زمانی ۲۰۰۷-۸ تلقی نمی‌شد. این منابع دلیل اصلی را تکنیک‌های جدید و مخفیانه‌ی نظامیان و سران اطلاعاتی آمریکایی برای جستجو و کشتن شورشیان قلمداد می‌کردند که یکی از آن‌ها همکاری نزدیک با شورشیان پیشین بود.[۱۴۳]

همچنین در این سال نیروهای بریتانیایی امنیت استان شیعه‌نشین بصره را به نیروهای عراقی سپردند. بصره نهمین استان از میان ۱۸ استان عراق بود که پایش آن بعد از اشغال این کشور به نیروهای عراقی سپرده می‌شد.[۱۴۴]

رخدادهای سیاسی[ویرایش]

بیش از نیمی از نمایندگان مجلس عراق برای نخستین بار ادامه‌ی اشغال کشور خود را رد کردند. ۱۴۴ نفر از ۲۷۵ نماینده‌ی قوه‌ی مقننه‌ی عراق با امضای درخواستی از دولت این کشور خواستند که پیش از آن که از سازمان ملل تقاضای بسط قیمومت برای حضور نیروهای ائتلاف را بکند با اعضای این مجلس مشورت نماید. این قیمومت تا پایان سال ۲۰۰۸ اعتبار داشت. این درخواست شامل تقاضای جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی و توقف افزایش آن‌ها نیز می‌شد. قیمومت شورای امنیت سازمان ملل «تنها با درخواست دولت عراق» قابل توقف بود.[۱۴۵] بنابر قوانین عراق، رئیس مجلس این کشور باید مصوباتی را که توسط اکثریت به تصویب رسیده‌اند ابلاغ کند.[۱۴۶] ۵۹٪ از نمایندگان عراقی خواستار ارائه‌ی جدول زمانی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق شده بودند.[۱۴۷]

نیروهای ائتلاف در میانه‌های سال ۲۰۰۷ برنامه‌ای بحث‌برانگیز برای جذب عراقیان سنی‌مذهب (که بیشتر آن‌ها جز شورشیان سابق بودند) شروع کرد تا نیرویی به نام شبه‌نظامیان «پاسدار» به وجود آورد. این پاسداران قرار بود تا از محلات مختلف سنی‌نشین در مقابل حملات محافظت نماید.[۱۴۸]

تنش با ایران[ویرایش]

در مقطعی از سال ۲۰۰۷ روابط بین ایران و کردستان عراق به دلیل امان دادن حکومت کردستان عراق به گروه تجزیه‌طلب پژاک تنش‌آلود شد. بنابر گزارش‌ها ایران مواضع این گروه را از ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) تحت حملات موشکی قرار داده بود.

نیروهای ایالات متحده در این سال شروع به متهم ساختن ایران مبنی بر انجام عملیات در خاک عراق کردند. آن‌ها همچنین به دفتر نمایندگی ایران در اربیل یورش بردند و دیپلمات‌های ایرانی را دستگیر کردند. اما از آنجا که نتوانستند مدرکی دال بر کمک این دفتر به شورشیان ارائه دهند افراد مزبور را آزاد نمودند. دولت‌های ایران و کردستان عراق نیز تمام اتهامات در این زمینه را رد کردند. دولت بوش و هم‌پیمانانش بارها ایران را متهم به تجهیز شورشیان عراقی کرد ولی هیچ گاه برای ادعاهای خود سندی ارائه ننمود. دولت بوش در پاییز ۱۳۸۶ تحریم‌های بیشتری بر سازمان‌های ایرانی اعمال نمود. سپهبد جیمز دوبیک که در آن زمان مسئول آموزش نیروهای امنیتی عراق بود در ۳۰ آبان ۱۳۸۶ از ایران به دلیل «کمک به کاهش خشونت‌ها» در عراق بوسیله‌ی جلوگیری از ورود اسلحه به این کشور قدردانی کرد.

تنش با ترکیه[ویرایش]

حضور شبه‌نظامیان پ‌ک‌ک در شمال عراق همواره باعث دردسر نیروهای ترکیه بوده و تلفات زیادی برای دو طرف در پی داشته است. ارتش ترکیه در پاییز ۱۳۸۶ خود را مجاز به عبور از مرزهای کردستان عراق برای «تعقیب شدید» اعضای پ‌ک‌ک دانست. سپس این ارتش مناطق کردنشین عراق را مورد اصابت توپ‌های خود قرار داد و با جنگنده‌های خود به پایگاه‌های گروه پ‌ک‌ک در کوه جودی یورش برد.[۱۴۹][۱۵۰] مجلس این کشور نیز مجوز لازم برای تعقیب عناصر پ‌ک‌ک در کردستان عراق را صادر کرد.[۱۵۱] در ماه نوامبر بالگردهای ترک برای بار اول به شمال عراق حمله کردند.[۱۵۲] در مجموعه حملاتی دیگر در آذر ۱۳۸۶ مواضع پ‌ک‌ک در قندیل، زاپ، آواشین و خاکورک مورد اصابت قرار گرفت. آخرین مجموعه از حملات به کردستان عراق توسط ترکیه با حضور دست کم ۵۰ هواپیما و تجهیزات توپخانه انجام گرفت.[۱۵۳]

همچنین ترک‌ها در جنگ و دستگیری با عناصر پ‌ک‌ک جنگ‌افزارهایی را به دست آوردند که پیش از آن توسط نیروهای آمریکایی به نیروهای امنیتی عراق تحویل داده شده بود.[۱۵۴]

حملات اشتباه بلک‌واتر[ویرایش]

دولت عراق در ۲۶ شهریور ۱۳۸۶ اعلام کرد که در صدد لغو مجوز فعالیت شرکت امنیتی بلک‌واتر آمریکا به دلیل نقش داشتن در قتل هشت شهروند عراقی از جمله یک زن و یک کودک می‌باشد.[۱۵۵] این درگیری در پی انفجار یک خودرو در نزدیکی کاروان وزارت خارجه آمریکا روی داد.

۲۰۰۸: ادامه جنگ داخلی[ویرایش]

مراسم پایان آموزش مقدماتی سربازان تیپ سوم از لشکر ۱۴ نیروی زمینی عراق

سران ایالات متحده و اتاق‌های فکر مستقل در طول سال ۲۰۰۸ (۸۷-۱۳۸۶) با توجه به آمارها، از گسترش امنیت در عراق دم می‌زدند. بنابر بیانیه‌های وزارت دفاع آمریکا در دسامبر ۲۰۰۸ (آذر/دی ۱۳۸۷) «سطح کلی خشونت‌ها» در عراق ۸۰٪ نسبت به پیش از افزایش نیروهای آمریکایی که در ژانویه ۲۰۰۷ (دی ۱۳۸۵) آغاز شد کاهش یافت و میزان قتل به سطح پیش از جنگ بازگشت. گزارش‌های این وزارتخانه از کاهش تلفات نیروهای ایالات متحده به تعداد ۳۱۴ نفر در ۲۰۰۸ نسبت به ۹۰۴ نفر در ۲۰۰۷ حکایت داشت.[۱۵۶]

بنابر اطلاعات مؤسسه بروکینگز، تلفات شهروندان عراقی در نوامبر ۲۰۰۸ به ۴۹۰ نفر رسید در حالی که در ژانویه ۲۰۰۷ این میزان ۳۵۰۰ نفر بود. این در حالی بود که میزان حمله به نیروهای ائتلاف در نیمه‌ی دوم ۲۰۰۸ به عددی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر رسیده بود در حالی که این عدد در تابستان ۲۰۰۷ معادل ۱۶۰۰ نفر بود. تلفات نیروهای امنیتی عراق نیز در نیمه دوم ۲۰۰۸ به کمتر از ۱۰۰ نفر رسید در حالی که این میزان در تابستان ۲۰۰۷ بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر بود.[۱۵۷]

کارایی ارتش عراق نیز در همین حین افزایش می‌یافت. نظامیان عراقی در آن هنگام شروع به یورش به نیروهای شبه‌نظامی شیعه کردند که پیشتر توسط نوری المالکی مجوز انجام عملیات دریافت کرده بودند و حالا مالکی به همین دلیل زیر تیغ نقد قرار گرفته بود. این حملات با عملیاتی در ماه مارس در بصره علیه جیش‌المهدی آغاز شد و کمی بعد به تمام مناطقی که شیعیان حضور داشتند بویژه شهرک صدر در بغداد کشید. افسر انگلیسی که مسئول تأمین بصره بود در اکتبر همان سال اعلام کرد که از زمان آغاز عملیات‌ها علیه پیکارجویان، امنیت در شهر بالا رفته و شمار قتل در آن با شهر منچستر انگلستان برابری می‌کند.[۱۵۸] همچنین ارتش ایالات متحده مدعی شد که میزان مواد منفجره‌ی ساخت ایران که در سال ۲۰۰۸ در عراق کشف شدند یک چهارم کمتر شده که می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تغییر سیاست ایرانی‌ها باشد.[۱۵۹]

در مناطق سنی‌نشین نیز پس از آن که اعضای شوراهای بیداری توسط ارتش ایالات متحده به نیروهای عراقی سپرده شدند پیشرفت‌هایی مشاهده شد.[۱۶۰] ارتش عراق (با پشتیبانی نیروهای ائتلاف) در ماه مه این سال حملاتی را در موصل ترتیب دادند. این شهر آخرین پناهگاه القاعده تلقی می‌شد. با وجود آنکه ارتش هزاران نفر را دستگیر کرد اما این حمله دستاوردهای بلندمدت امنیتی در پی نداشت و موصل تا پایان ۲۰۰۸ همچنان به عنوان یکی از نقاط بحرانی عراق باقی ماند.[۱۶۱][۱۶۲]

نقشه‌ی سه‌بعدی از مناطق جنوبی ترکیه و شمال عراق

در بُعد منطقه‌ای نیز درگیری بین ترکیه و پ‌ک‌ک تشدید شد[۱۶۳][۱۶۴][۱۶۵] تا حدی که ترکیه در ۲۱ فوریه (۲ اسفند ۱۳۸۶) حمله‌ای زمینی به سمت کوه‌های قندیل در شمال عراق ترتیب داد. در این عملیات که ۹ روز طول کشید ۱۰٬۰۰۰ نیروی ترک، ۲۵ کیلومتر در خاک عراق نفوذ کردند. این نخستین تجاوز زمینی قابل توجه به عراق توسط نیروهای ترک پس از حمله‌ی سال ۱۹۹۵ به شمار می‌رفت.[۱۶۶][۱۶۷]

به محض تهاجم ترکیه به خاک عراق، کابینه‌ی این کشور به همراه دولت کردستان عراق اقدامات ترکیه را محکوم کردند و خواستار عقب‌نشینی نیروهای ترکیه از این منطقه شدند.[۱۶۸] این نیروها در ۲۹ فوریه (۱۰ اسفند ۱۳۸۶) از عراق خارج شدند.[۱۶۹] سرنوشت کردها و آینده‌ی شهر کرکوک که از حیث نژادی بسیار متنوع است در میان سیاسیون عراقی همچنان محل مناقشه باقی ماند.

سران نظامی ایالات متحده این روند را با خوشبینی و احتیاط تحت نظر داشتند زیرا این اتفاقات را مرحله‌ی «گذار»ی می‌دانستند که در موافقت‌نامه‌ی تعیین وضعیت نیروهای آمریکایی-عراقی مجسم شده بود؛ موافقت‌نامه‌ای که در طول سال ۲۰۰۸ روی آن کار می‌کردند.[۱۵۶] ژنرال ریموند اودیرنو، فرمانده‌ی نیروهای ائتلاف در عراق در دسامبر آن سال گفت «در ادبیات نظامی، مراحل گذار خطرناک‌ترین زمان‌ها تلقی می‌شوند.»[۱۵۶]

حمله به شبه‌نظامیان شیعه[ویرایش]

یک سرباز عراقی و خودروهای تیپ ۴۲ از لشکر ۱۱ ارتش عراق در جریان شلیک به شبه‌نظامیان در شهرک صدر بغداد مورخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ (۱۷ آوریل ۲۰۰۸)

ارتش عراق با پشتیبانی هوایی آمریکا در اواخر ماه مارس ۲۰۰۸ (اوایل فروردین ۱۳۸۷) طی عملیاتی با عنوان «یورش شوالیه‌ها» حمله‌ای به نیروهای شبه‌نظامی در بصره کرد تا این منطقه را امن سازد. این نخستین عملیاتی بود که نیروهای عراقی بدون حمایت مستقیم نیروهای زمینی ائتلاف انجام دادند. جیش‌المهدی که یکی از نیروهای شبه‌نظامی به شمار می‌آمد و بخش اعظم شهر را در اختیار داشت در برابر این یورش مقاومت کرد.[۱۷۰][۱۷۱] این مقاومت‌ها سریعاً به دیگر جاهای عراق نظیر شهرک صدر، کوت، حله و دیگر اماکن گسترش یافت. در طول جنگ، نیروهای عراقی با مقاومت محکم شبه‌نظامیان در بصره مواجه شدند تا حدی که پیشروی آن‌ها را بسیار کند کرد. فرسایش نیروها باعث شد تا بالاخره طرفداران صدر به میز مذاکره بنشینند.

صدر پس از صحبت با سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران و میانجیگری دولت ایران در ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ (۳۱ مارس ۲۰۰۸) به طرفداران خود دستور آتش‌بس داد.[۱۷۲] با این حال این شبه‌نظامیان سلاح‌های خود را نگاه داشتند.

بنابر گزارش‌های نیویورک تایمز تا ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ (۱۲ مه ۲۰۰۸) «ساکنان بصره به شدت از افزایش امنیت در زندگی خود رضایت پیدا کرده بودند». «اکنون نیروهای دولتی بر ستاد شبه‌نظامیان تسلط پیدا کرده‌اند و جوخه‌های مرگ را تعطیل کرده‌اند و محتسبانی را که به مسئول حمله به زنان، مسیحیان، نوازندگان و مشروب‌فروشان و هر کس که مشکوک به همکاری با غربی‌ها بود را متوقف کردند.» با این حال بر اساس این گزارش هنگامی که از ساکنان پرسیده می‌شد فکر می‌کنند آشوب و بی‌قانونی چه زمانی به شهر باز می‌گردد، یکی از آن‌ها پاسخ داد «یک روز دیگر».[۱۷۱]

در اواخر آوریل (اوایل اردیبهشت ۱۳۸۷) جاسازی بمب‌های کنار جاده‌ای افزایش یافت. این بمب‌ها از ۱۱۴ عدد در ژانویه به ۲۵۰ عدد رسیده بود که حتی از آمار مه ۲۰۰۷ نیز بیشتر بود.

جلسه استماع کنگره[ویرایش]

ژنرال دیوید پترائوس در جلسه استماع کنگره آمریکا مورخ ۲۰ فروردین ۱۳۸۷

ژنرال دیوید پترائوس در ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ (۸ آوریل ۲۰۰۸) در جلسه استماع کنگره‌ی آمریکا خواستار تأخیر در بازگرداندن نیروهای این کشور شد. او با اشاره به سخنان رئیس‌جمهور بوش و ویلیام وستمورلند[۱۷۳]، ژنرال سابق در جنگ ویتنام گفت: «من بارها خاطرنشان کرده‌ام که ما هیچ بحرانی را رد نکرده‌ایم و هیچ نوری در انتهای تونل ندیده‌ایم». هنگامی که مجلس سنا از او پرسید که آیا افراد منطقی خواهان خروج نیستند گفت: «ما برای احقاق حق مردم می‌جنگیم تا آرای آن‌ها شنیده شود.»[۱۷۴]

کراکر، دیپلمات آمریکایی در پاسخ به جو بایدن رئیس وقت کمیته‌ی سنا قبول کرد که اهمیت القاعده در عراق کمتر از سازمان القاعده به رهبری اسامه بن لادن در طول مرزهای افغانستان و پاکستان است.[۱۷۵] قانونگذاران هر دو حزب از این مساله شکایت داشتند که پول مالیات‌دهندگان آمریکایی صرف عراق می‌شود در حالی که این کشور توانسته میلیاردها دلار از راه صادرات نفت به دست آورد.

تسلیح نیروهای امنیتی عراق[ویرایش]

یگانی از ارتش عراق آماده‌ی سوار شدن به یک بالگرد بلک هاوک یواچ-۶۰ برای انجام عملیات ضدشورش در بغداد سال ۲۰۰۷

عراق تبدیل به یکی از بزرگترین خریداران تجهیزات نظامی از آمریکا شد. ارتش این کشور سلاح‌های کلاشنیکوف خود را کنار گذاشت و به ام۱۶ و ام۴ مجهز شد.[۱۷۶] در سال ۲۰۰۸ آمریکا ۳۴ میلیارد دلار صادرات جنگ‌افزار داشت که تنها ۱۲٫۵ میلیارد از آن به عراق فروخته شد (البته این عدد شامل جنگنده‌های اف ۱۶ نمی‌شود.)[۱۷۷]

عراق در نظر داشت ۳۶ فروند جنگنده‌ی اف ۱۶ بخرد که در آن زمان پیچیده‌ترین سامانه‌ی جنگ‌افزاری برای این کشور به حساب می‌آمد. پنتاگون، کنگره‌ی آمریکا را در جریان گذاشت که این وزارتخانه مجوز فروش ۲۴ بالگرد تهاجمی آمریکایی به ارزش ۲٫۴ میلیارد دلار به عراق را صادر کرده است. عراق اعلام کرد که با احتساب بالگردهای مذکور قصد دارد دستکم ۱۰ میلیارد دلار جنگ‌افزار شامل تانک، خودروهای زرهی، هواپیماهای ترابری و دیگر تجهیزات نبرد از آمریکا خریداری کند. در تابستان آن سال وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که عراق تقاضای خریدِ ۴۰۰ خودروی زرهی و دیگر تجهیزات نظامی به ارزش ۳ میلیارد دلار و شش هواپیمای ترابری سی ۱۳۰ جی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار از آمریکا را اعلام کرده است.[۱۷۸][۱۷۹] ایالات متحده در فاصله‌ی ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ تقریباً ۲۰ میلیارد دلار جنگ‌افزار در قالب موافقت‌نامه‌های فروش به عراق فروخت.[۱۸۰]

موافقت‌نامه تعیین وضعیت نیروها[ویرایش]

موافقت‌نامه‌ی تعیین وضعیت نیروهای آمریکایی-عراقی در ۱۴ آذر ۱۳۸۷ (۴ دسامبر ۲۰۰۸) توسط دولت عراق تصویب شد.[۱۸۱] این موافقت‌نامه مقرر می‌داشت که تمام نیروهای آمریکایی تا ۱۰ تیر ۱۳۸۷ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۹) از شهرهای عراق خارج شوند و تا ۱۰ دی ۱۳۹۰ (۳۱ دسامبر ۲۰۱۱) خاک عراق را ترک کنند. این پیمان امکان تغییر در برنامه‌ها را باز گذاشته بود و به این ترتیب می‌شد عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی یا تاریخ همه‌پرسی که برای میانه‌های ۲۰۰۹ تنظیم شده بود و می‌شد توسط آن از نیروهای آمریکایی خواست در میانه‌های ۲۰۱۰ خاک عراق را ترک کنند را با مذاکره به عقب انداخت.[۱۸۲][۱۸۳] این موافقت‌نامه مشتمل بر بازداشت متهمان بیش از ۲۴ ساعت تنها در صورت وجود اتهامات جنایی می‌شد و طبق آن نیروهای آمریکایی برای بازرسی خانه‌ها و ساختمان‌هایی که ربطی به عملیات‌های ضدتروریستی نداشتند باید مجوز دریافت می‌کردند.[۱۸۴]

بنابر این موافقت‌نامه، پیمان‌کاران آمریکایی که برای نیروهای آمریکایی کار می‌کردند تحت قانون جزای عراق قرار می‌گرفتند در حالی که پیمان‌کارانِ وزارت خارجه‌ی آمریکا و دیگر نهادهای آمریکایی مصونیت قضایی داشتند. اگر نیروهای آمریکایی خارج از خدمت و خارج از پایگاه‌های آمریکا مرتکب «جرم عمدی عمده» و پیش‌بینی‌نشده‌ای می‌شدند تحت رویه‌های قضایی قرار می‌گرفتند که توسط کمیته‌ی مشترک آمریکایی-عراقی مقرر می‌شد. آمریکا تشخیص می‌داد که این نیروها در حال خدمت بوده‌اند یا خیر.[۱۸۵][۱۸۶][۱۸۷][۱۸۸]

برخی از آمریکایی‌ها این توافقنامه را حاوی «ایراد» می‌دانستند[۱۸۹] در حالی که برخی عراقیان نیز بر این باور بودند که بخش‌هایی از این پیمان همچنان برای آن‌ها یک «راز» است.[۱۹۰] در آن زمان رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا پیش‌بینی کرده بود که پس از ۲۰۱۱ «احتمالاً همچنان شاهد حضور ده‌ها هزار نیروی آمریکایی» در عراق باشیم.[۱۹۱]

بسیاری از گروه‌های عراقی با این موافقت‌نامه مخالفت کردند[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴] زیرا آن را راهی برای طولانی کردن و مشروعیت‌بخشی به اشغال عراق توسط آمریکا می‌دانستند. ده‌ها هزار عراقی پیکرکی از جرج دبلیو بوش را در میدان مرکزی بغداد به آتش کشیدند؛ میدانی که تنها پنج سال پیش شاهد سقوط مجسمه‌ی صدام حسین به دست همین مردم بود.[۷۱][۱۹۰][۱۹۵] برخی عراقیان نیز خوشبین بودند که احتمالاً نیروهای آمریکایی به طور کامل تا پیش از اتمام ۲۰۱۱ خاک این کشور را ترک خواهند کرد.[۱۹۶] در ۴ دسامبر ۲۰۰۸ شورای ریاست‌جمهوری عراق نیز این پیمان را تصویب کرد.[۱۸۱]

نماینده‌ی آیت‌الله علی حسینی سیستانی نگرانی خود را نسبت به نسخه‌ی مصوب این موافقتنامه ابراز کرد و خاطرنشان کرد که طبق این پیمان، دولت عراق حق کنترل ورود و خروج نیروهای اشغالگر به خاک این کشور و حق کنترل محموله‌های آن‌ها را ندارد. همچنین این طرح به اشغالگران حق مصونیت از محاکمه در دادگاه‌های عراق را خواهد داد. او گفت تا زمانی که اشغالگران در خاک عراق حضور دارند حاکمیت عراق کامل نیست اما در نهایت این عراقیان هستند که در همه‌پرسی درباره‌ی این طرح قضاوت خواهند کرد.[۱۹۵] هر هفته بعد از نماز جمعه هزاران عراقی تظاهرات کرده و با دادن شعارهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی به امضای این توافقنامه بین بغداد و واشنگتن اعتراض می‌کردند. یکی از معترضان گفت که با وجود تصویب این پیمان موقت، مردم عراق آن را در همه‌پرسی سال آینده نابود خواهند کرد.[۱۹۷]

۲۰۰۹: جابجایی نیروهای ائتلاف[ویرایش]

تحویل منطقه‌ی سبز[ویرایش]

نمای هوایی منطقه‌ی سبز، فرودگاه بین‌المللی و مجموعه پایگاه پیروزی در بغداد

ایالات متحده در اقدامی تشریفاتی پایش منطقه‌ی سبز و کاخ ریاست‌جمهوری صدام حسین را در ۱۲ دی ۱۳۸۷ (۱ ژانویه ۲۰۰۹) به دولت عراق سپرد. این اقدام از سوی نخست‌وزیر عراق به عنوان بازگشت حق حاکمیت به این کشور نامیده شد. نوری المالکی اعلام کرد که به زودی روز اول ژانویه را «روز حق حاکمیت عراق» اعلام خواهد کرد. او گفت: «این کاخ نماد حق حاکمیت عراق است و با اعاده‌ی آن پیامی واقعی به تمام مردم عراق فرستاده شد که حق حاکمیت شما به وضعیت طبیعی بازگشته است.»

ارتش آمریکا در گزارشی، کاهش تلفات شهروندان را به چند فاکتور نظیر افزایش نیروهای آمریکایی، رشد شوراهای بیداری که توسط آمریکا تاسیس شدند و دستور آتش‌بس مقتدی صدر به نیروهایش مربوط دانست.[۱۹۸]

انتخابات مجالس استانی[ویرایش]

عراق در ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ (۳۱ ژانویه ۲۰۰۹) انتخابات مجالس استان‌ها را برگزار کرد.[۱۹۹] برخی از نامزدهای استان‌ها و افراد نزدیک به آن‌ها با ترورهای سیاسی مواجه شدند و خشونت‌های دیگری نیز در جریان انتخابات روی داد.[۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳]

حضور مردم پای صندوق‌ها انتظارات را برآورده نکرد و این انتخابات پایین‌ترین مشارکت در تاریخ عراق نامیده شد[۲۰۴] اما رایان کراکر سفیر آمریکا، حضور مردم را «بزرگ» توصیف کرد.[۲۰۵] برخی از گروه‌هایی که در انتخابات شرکت کردند از عدم احقاق حق رای‌دهندگان و تقلب شکایت داشتند.[۲۰۴][۲۰۶][۲۰۷] بعضی از گروه‌ها پس از لغو حکومت نظامی مربوط به انتخابات، شروع به تهدید در صورت عدم رضایت از نتایج کردند.[۲۰۸]

اعلام راهبرد خروج نیروهای آمریکایی[ویرایش]

باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در حال سخنرانی در اردوگاه لوژون مورخ ۹ اسفند ۱۳۸۷

باراک اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده در ۹ اسفند ۱۳۸۷ (۲۷ فوریه) در اردوگاه لوژون پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در ایالت کارولینای شمالی طی سخنرانی اعلام کرد که ماموریت جنگی نیروهای مسلح این کشور در عراق در ۹ شهریور ۱۳۸۹ (۳۱ اوت ۲۰۱۰) به پایان می‌رسد. او همچنین افزود که ممکن است یک «نیروی انتقالی» به استعداد ۵۰٬۰۰۰ نفر به منظور آموزش نیروهای عراقی، هدایت عملیات‌های ضدتروریستی و تأمین نیروهای عراقی تا پایان ۲۰۱۱ در عراق باقی بمانند.[۲۰۹]

نوری المالکی نخست‌وزیر عراق در یک کنفرانس مطبوعاتی یک روز پیش از سخنرانی اوباما اعلام کرده بود که دولت عراق «هیچ نگرانی» پیرامون خروج قریب‌الوقوع نیروهای آمریکایی ندارد و او به توانایی نیروهای امنیتی عراقی و پلیس این کشور بدون حمایت آمریکایی‌ها اعتماد دارد.[۲۱۰]

اعتراضات سالگرد ششمین سال اشغال[ویرایش]

ده‌ها هزار عراقی در ۲۰ فروردین ۱۳۸۸ (۹ آوریل ۲۰۰۹) برابر با ششمین سالگرد سقوط بغداد، در این شهر تجمع کردند و خواستار خروج فوری نیروهای ائتلاف از این کشور شدند. جمعیت از شهرک صدر در شمال شرقی بغداد تا میدان اصلی شهر (حدود ۵ کیلومتر) را فرا گرفته بود. در این میدان پیکرکی از جرج دبلیو بوش به آتش کشیده شد.[۲۱۱] در این جمعیت مسلمانان سنی نیز حضور داشتند. پلیس گزارش داد که سنی‌های زیادی از جمله رهبران برجسته نیز در این راهپیمایی شرکت داشتند.[۲۱۲]

عقب‌نشینی نیروهای ائتلاف[ویرایش]

پادشاهی متحد بریتانیا در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ (۳۰ آوریل ۲۰۰۹) رسماً به عملیات‌های جنگی خود پایان داد. گوردون براون نخست‌وزیر این کشور، حضور نیروهای انگلستان در عراق را «داستانی موفقیت‌آمیز» توصیف کرد و دلیل آن را تلاش‌های این نیروها دانست. بریتانیا کنترل بصره را به نیروهای مسلح ایالات متحده واگذار کرد.[۲۱۳]

استرالیا نیز بر اساس موافقت‌نامه‌ای که با دولت عراق داشت در ۶ مرداد ۱۳۸۸ (۲۸ ژوئیه ۲۰۰۹) نیروهای رزمی خود را از عراق بیرون برد.

خروج نیروهای ایالات متحده با پایان ماه ژوئن آغاز شد. آن‌ها در این زمان ۳۸ پایگاه را به عراقی‌ها تحویل دادند. در ۸ تیر ۱۳۸۸ (۲۹ ژوئن ۲۰۰۹) نیروهای آمریکایی از بغداد خارج شدند. مسئولان وزارت کشور عراق در ۹ آذر ۱۳۸۸ (۳۰ نوامبر ۲۰۰۹) گزارش دادند که در ماه نوامبر شمار قتل شهروندان به کمترین میزان از سال ۲۰۰۳ رسیده است.[۲۱۴]

اعطای قراردادهای نفتی[ویرایش]

وزارت نفت عراق در ۹ تیر و بار دیگر در ۲۰ آذر ۱۳۸۸ (۳۰ ژوئن و ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹) به شرکت‌های نفتی بین‌الملی قراردادهایی را اعطا کرد. شرکت‌های برنده وارد سرمایه‌گذاری مشترک با وزارت نفت عراق می‌شدند. شرایط قراردادهای اعطاشده شامل استخراج نفت به مبلغی مشخص که در حدود ۱٫۴۰ دلار برای هر بشکه بود در نظر گرفته شده بود.[۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷] این مبالغ تنها زمانی پرداخت می‌شدند که این شرکت‌ها، تولید نفت عراق را به میزانی که وزارت نفت تعیین کرده بود می‌رساندند.

۲۰۱۰: کاهش نیروهای آمریکایی و عملیات سپیده‌دم نو[ویرایش]

رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده در ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ اعلام کرد که از ۱۰ شهریور ۱۳۸۹ (۱ سپتامبر ۲۰۱۰) نام «عملیات آزادی عراق» به «عملیات سپیده‌دم نو» تغییر خواهد یافت.[۲۱۸]

در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ نیروهای آمریکایی و عراقی در عملیاتی مشترک نزدیک تکریت، ابوایوب المصری رهبر القاعده‌ی عراق را کشتند.[۲۱۹] نیروهای ائتلاف بر این باور بودند که المصری جلیقه‌ی انتحاری به تن دارد و از همین رو با احتیاط زیاد عمل کردند. پس از تبادل آتش فراوان و بمباران خانه، نیروهای عراقی به داخل یورش بردند و دو زن را زنده و جسد چهار مرد را یافتند. یکی از زن‌ها همسر المصری بود و جسد مردان دیگر متعلق به المصری، دستیارش، ابوعمر البغدادی و پسر المصری بود. همانطور که ارتش عراق پیش‌بینی کرده بود، یک جلیقه‌ی انتحاری به تن المصری پیدا شد.[۲۲۰] نوری المالکی نخست‌وزیر عراق در جریان کنفرانس مطبوعاتی با نشان دادن عکس‌های خون‌آلود چند جسد به خبرنگاران اعلام کرد که ابوعمر البغدادی و ابوایوب المصری کشته شده‌اند. وی گفت: «یورش توسط نیروی زمینی و با محاصره‌ی منزل نامبردگان صورت گرفته و در جریان این عملیات از موشک نیز استفاده شده است.» او همچنین به رایانه‌های به دست‌آمده از این افراد اشاره کرد و گفت: «در این رایانه‌ها چند رایانامه و پیام برای دو تن از بزرگترین تروریست‌های جهان به نام‌های اسامه بن لادن و [معاون او] ایمن الظواهری، به دست آمده است.» ریموند اودیرنو فرمانده‌ی نیروهای آمریکایی این عملیات را ستایش کرد و گفت: «کشتن این تروریست‌ها به‌طور بالقوه بزرگترین ضربه به القاعده عراق از زمان آغاز شورش‌ها است. هنوز راه زیادی داریم اما این عملیات گام مهمی در خلاص کردن عراق از شر تروریست‌ها به شمار می‌رود.»

در ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ بانک مرکزی عراق در جریان حمله‌ای تروریستی به مرکز تجاری بغداد مورد اصابت بمب قرار گرفت. در این حمله ۱۵ نفر کشته شدند و کسب و کار مردم متوقف شد. گفته می‌شد که این عملیات را گروه موسوم به دولت اسلامی عراق انجام داده است. کمی بعد حمله‌ی دیگری به ساختمان بانک تجارت عراق صورت گرفت که منجر به مرگ ۲۶ نفر و زخمی‌شدن ۵۲ نفر گردید.[۲۲۱]

گروه‌های شورشی در اوایل شهریور ۱۳۸۹ حمله‌ای بزرگ را با استفاده از ۱۲ خودروی بمب‌گذاری‌شده ترتیب دادند که به طور همزمان شهرهایی را از موصل تا بصره به لرزه در آورد و موجب مرگ ۵۱ نفر گردید. این حملات همزمان بودند با طرح آمریکا برای خروج یگان‌هایش از خاک عراق.[۲۲۲]

ایالات متحده از اواخر مرداد ۱۳۸۹ تلاش کرد نقش رزمی خود در عراق را با کاهش نیروهای زمینی به طور چشمگیری کم کند. آخرین تیپ‌های رزمی آمریکایی در بامداد روز ۲۸ مرداد خاک عراق را ترک کردند. از چند روز پیش کاروان‌های نیروهای آمریکایی، عراق را به سمت کویت ترک می‌کردند و شبکه‌ی ان‌بی‌سی نیوز آمریکا خروج آخرین کاروان نیروهای آمریکایی را به طور زنده پخش کرد. با وجود آنکه تمام نیروهای رزمی عراق را ترک کردند اما ۵۰٬۰۰۰ پایور (شامل تیپ‌های مستشاری و کمک‌رسانی) در عراق باقی ماندند تا به ارتش این کشور یاری برسانند.[۲۲۳][۲۲۴] طبق موافقت‌نامه وضعیت نیروها قرار بر این بود که این نیروها تا ۱۰ دی‌ماه ۱۳۹۰ عراق را ترک کنند.[۲۲۵]

میلِ ایالات متحده به عقب‌نشینی از نقش ضدشورشی به این معنا نبود که نیروهای مستشاریِ باقی‌مانده در عراق در عملیات‌ها درگیر نخواهند شد. خبرگزاری آسوشیتد پرس در رهنمودی تصریح کرده بود که «جنگ در عراق پایان نیافته و ما نباید غیر از این را مطرح کنیم هر چند که این مساله در اظهارات مقامات ارشد آمده باشد.»[۲۲۶]

فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت خارجه‌ی آمریکا بیان کرد: «...کار ما در عراق پایان نیافته. ما تعهدی طولانی‌مدت به عراق داریم.»[۲۲۷] اوباما در ۹ شهریور ۱۳۸۹ از اتاق کار خود پایان عملیات آزادی عراق را اعلام کرد. او در سخنان خود به نقش قدرت نرم ایالات متحده، تاثیر جنگ بر اقتصاد آمریکا و میراث جنگ‌های افغانستان و عراق برای این کشور پرداخت.[۲۲۸]

در همان روز در جریان مراسمی در یکی از کاخ‌های سابق صدام حسین به نام کاخ فاو، برخی از شخصیت‌های بزرگ آمریکایی برای دوربین‌های تلویزیونی سخن گفتند و از کاربرد واژگان پیروزمندانه که پیش از آن ورد زبان سیاسیون آمریکایی بود ابا کردند. جو بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص نبودِ پیشرفت در تشکیل یک دولت جدید عراقی اظهار نگرانی کرد و گفت که مردم عراق «خواهان دولتی هستند که نتایج آرای آن‌ها را بازتاب دهد.» ژنرال اودیرنو نیز گفت که در دوران جدید «به هیچ وجه نشانه‌ای از عدم تعهد ما به مردم عراق بروز نخواهد یافت.» رابرت گیتس نیز که همان روز در رمادی حضور داشت، گفته بود که نیروهای آمریکایی «در این جا واقعاً کاری بسیار شگفت‌آور انجام داده‌اند [اما] ارزش آن در طول زمان مشخص خواهد شد.» هنگامی که یکی از خبرنگاران از وی در مورد ارزش هفت سال جنگ در عراق پرسید وی گفت: «برای پاسخ به این پرسش باید با دید یک مورخ و در طولانی مدت به آنچه در این جا روی داده است نظر افکند.» او همچنین افزود که جنگ عراق «همیشه تحت تاثیر شیوه‌ی آغاز آن دیده خواهد شد.» اشاره‌ی او به اتهام صدام حسین مبنی بر داشتن جنگ‌افزارهای کشتار جمعی بود که هیچ گاه مورد تایید قرار نگرفت. «به همین دلیل این جنگ در آمریکا همیشه مورد بحث و جدل باقی خواهد ماند.» در همان روز ژنرال اودیرنو فرمانده‌ی نیروهای ایالات متحده در عراق جای خود را به لوید آستن داد.[۲۲۹]

در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ در جریان حادثه‌ای که در یک پایگاه عراقی روی داد دو سرباز آمریکایی کشته و هشت تن دیگر زخمی شدند.[۲۳۰]

ارتش آمریکا در ۱۷ شهریور اعلام کرد نخستین یگان ویژه‌ی مستشاری-امدادی آمریکا به نام هنگ سوم زرهی وارد خاک عراق شده است. بنابر اعلامیه‌ی ارتش این یگان در پنج استان جنوبی مسئولیت خواهد داشت.[۲۳۱] از ۱۹ تا ۲۱ شهریور دومین یگان مستشاری-امدادی به نام لشکر ۲۵ پیاده نزدیک به دیاله با شورشیان عراقی درگیر شد.

گزارش‌هایی که از عراق منتشر می‌شد حاکی از احتمال عهدشکنی صدها تن از اعضای شوراهای بیداری و پیوستن آن‌ها به گروه‌های شورشی یا القاعده بود.[۲۳۲]

سایت افشاگر ویکی‌لیکس در اول آبان، ۳۹۱٬۸۳۲ سندِ طبقه‌بندی‌شده مربوط به جنگ ارتش آمریکا در عراق را منتشر کرد.[۲۳۳][۲۳۴][۲۳۵]

گروگان‌گیری در کلیسای کاتولیک کلدانیان بغداد به نام سیدةالنجاة در ۹ آبان، در حدود ۵۸ کشته و ۴۰ زخمی بر جای گذاشت. سازمان دولت اسلامی عراق مسئولیت این عملیات را به عهده گرفت.[۲۳۶]

در ۱۱ آبان نیز حملات هماهنگ با استفاده از ۱۷ بمب در مناطق شیعه‌نشین بغداد موجب مرگ ۱۱۳ نفر و زخمی شدن ۲۵۰ عراقی گردید.[۲۳۷]

تلاش نیروهای مسلح عراق برای خودکفایی[ویرایش]

وزارت دفاع عراق کوشید تا با خرید ۱۳ میلیارد دلار جنگ‌افزار آمریکایی نیروهای سنتی ارتش خود را به یک نیروی نظامی بروز تبدیل کند و به این ترتیب به یکی از بزرگترین خریداران جنگ‌افزارهای آمریکایی تبدیل شد. بخشی از تجهیزاتی که عراق در صدد خرید آن بود عبارت بودند از ۱۴۰ عدد تانک ام۱ آبرامز. سربازان عراقی پیش از آن نیز روی این تانک‌ها آموزش دیده بودند. عراقی‌ها در کنار خریدِ ۱۳ میلیاردی، تقاضای دریافت ۱۸ جنگنده‌ی اف۱۶ فالکون به همراه برنامه‌ی کامل آموزش و نگهداری آن و همچنین موشک‌های هوا به هوای ایم-۹ سایدوایندر، بمب‌های هدایت‌شونده‌ی لیزری و تجهیزات شناسایی جمعاً به ارزش ۴٫۲ میلیارد دلار برای آمریکایی‌ها فرستاده بودند.[۲۳۸]

در حالی که نیروی دریایی عراق دارای قایق‌های کلاس سویفت برای گشت بندر ام‌قصر شده بود تقاضای ۱۴ عدد دیگر به ارزش ۲۰ میلیون دلار را پیش از آن که آمریکایی‌ها این کشور را ترک کنند به وزارت دفاع آمریکا داد. وظیفه‌ی این قایق‌ها، نگهبانی از پایانه‌های نفتی بصره و خورالامیه بود که روزانه ۱٫۷ میلیون بشکه نفت از طریق آن‌ها بوسیله‌ی نفتکش‌ها برای صادرات حمل می‌شد. طبق موافقت‌ها قرار بود در سال ۲۰۱۱ دو شناور پشتیبانی هر کدام به بهای ۷۰ میلیون دلار از سوی آمریکایی‌ها به عراق تحویل داده شود.[۲۳۸]

وزارت دفاع آمریکا علاوه بر تجهیزات فوق، مجوز فروش ۱۰۰ میلیون دلار جنگ‌افزار به نیروهای مسلح عراق را صادر کرد. شرکت جنرال داینامیکس طرف قرارداد اصلی عراقی‌ها در خصوص معامله‌ی ۳۵ میلیون دلاری برای تأمین مهمات تانک‌های ام۱ آ۱ آبرامز بود. شرکت ریتیون پیمانکار اصلی آمریکایی‌ها برای تأمین بسته‌ی ۶۸ میلیون دلاری سامانه‌ی «فرماندهی، کنترل، مخابرات، رایانه، اطلاعات، پایش و شناسایی» مشهور به C4ISR برای عراق شد.[۲۳۹]

رفع تحریم‌های سازمان ملل[ویرایش]

سازمان ملل متحد به منظور مشروعیت بین‌المللی دولت عراق، تحریم‌های مربوط به زمان صدام حسین علیه این کشور را لغو کرد. با لغو این تحریم‌ها این کشور می‌توانست دارای یک برنامه‌ی هسته‌ای غیرنظامی شود و در پیمان‌های بین‌المللی مربوط به جنگ‌افزارهای اتمی و شیمیایی مشارکت کند. همچنین کنترل درآمدهای نفت و گاز عراق به دولت محول شد و برنامه‌ی نفت در برابر غذا پایان یافت.[۲۴۰]

۲۰۱۱: خروج آمریکا[ویرایش]

مقتدی صدر که از سال ۲۰۰۷ در تبعید به سر می‌برد به شهر مقدس نجف بازگشت تا رهبری جنبش صدر را بر عهده گیرد..[۲۴۱]

در ۲۵ دی ۱۳۸۹ سه سرباز آمریکایی کشته شدند. یکی از آن‌ها در جریان عملیاتی نظامی کشته شد در حالی که دو تن دیگر به شکل عمد توسط یک یا دو سرباز عراقی هنگام تمرین کشته شدند.[۲۴۲]

در ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ پنج سرباز آمریکایی در یورشی به پایگاه JSS Loyalty با راکت کشته شدند[۲۴۳]. یک سرباز دیگر نیز که بر اثر این حمله زخمی شده بود ۱۰ روز بعد مُرد.[۲۴۴]

در ۸ تیر ۱۳۹۰ نیز سه سرباز آمریکایی در یک یورش راکتی به یک پایگاه آمریکایی نزدیک به مرز ایران کشته شدند. گفته می‌شد که این حمله توسط همان گروهی انجام شده که سه هفته‌ی پیش به پایگاه JSS Loyalty یورش بردند. با این سه کشته، ماه ژوئن به عنوان خونین‌ترین ماه از ژوئن ۲۰۰۹ برای ارتش آمریکا به حساب آمد.[۲۴۵]

عراق در مهر ۱۳۹۰ قرارداد خرید ۱۸ جنگنده‌ی اف-۱۶ را به آمریکا داد. به این ترتیب عراق ۲۶امین کشوری بود که دارای این جنگنده می‌شد. همچنین به دلیل افزایش قیمت نفت در آن زمان خبرها حاکی از آن بود که دولت عراق قصد دارد این مقدار را دو برابر کند تا بتواند از پس شورش‌های اسلام‌گرایان افراطی بر آید.

با شکست گفتگوها پیرامون تمدید اقامت نیروهای ایالات متحده بیش از ۲۰۱۱ و این مسأله که دولت عراق هیچ مصونیتی برای سربازانی که بیش از این تاریخ در این کشور بمانند قائل نخواهد بود، اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا در ۲۹ مهر ۱۳۹۰ طی یک کنفرانس مطبوعاتی در کاخ سفید اعلام کرد که طبق برنامه‌ریزی‌های پیشین تمام نیروها و مربیان آمریکایی باقی‌مانده در عراق تا پایان سال میلادی این کشور را ترک خواهند کرد و به این ترتیب مأموریت ایالات متحده در عراق به پایان خواهد رسید.[۲۴۶] مرگِ واپسین سربازِ آمریکایی که پیش از خروج رسمی ارتش آمریکا در عراق کشته شد در ۲۳ آبان در بغداد و بوسیله‌ی یک بمب کنارجاده‌ای رقم خورد.[۲۴۷]

در تاریخ ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ با برگزاری مراسمی رسمی در فرودگاه بغداد واقع در منطقه سبز بغداد، با حضور وزیر دفاع وقت آمریکا، آمریکا رسماً" به حضور نظامی خود در عراق پایان داد. لئون پنتا در سخنرانی در مراسم فوق گفت جنگ عراق دارای ارزش بسیاری در خونها و دلارها برای ما بود، حدود ۷۵۰ میلیار دلار هزینه، ۴۵۰۰ کشته(۴۴۸۷ کشته[۲۴۸]) و ۳۲۰۰۰ مجروح، برای ایالات متحده.[۲۴۹] در مراسم خروج نیروهای آمریکایی نوری مالکی نخست وزیر وقت عراق از دولت و ملت آمریکابرای آزادی مردم عراق تشکر کرد. همچنین آمار بیش از ۱۰۰ هزار کشته از شهروندان عراقی اعلام شد.

در ۲۷ آذر ۱۳۹۰ (۱۸ دسامبر ۲۰۱۱) آخرین سربازان آمریکایی خاک عراق را ترک کردند. با این حال سفارت آمریکا و کنسولگری‌های آن در سایر شهرها بیش از ۲۰ هزار نیروی نظامی از جمله گارد تفنگداران محافظ سفارت و بین ۴٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ نیروی نظامی پیمانکار در عراق نگاه داشتند.[۲۵۰][۲۵۱] مقامات رسمی عراق تنها یک روز بعد دستور دستگیری معاون اول سنی نخست‌وزیر عراق به نام طارق الهاشمی را صادر کردند. او متهم به دست داشتن در چندین ترور شده بود. الهاشمی در آن زمان به اقلیم کردستان عراق فرار کرد.[۲۵۲]

پس‌آیندِ جنگ[ویرایش]

تاخت و تاز و اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش آتش خشونت‌های فرقه‌ای را شعله‌ور کرد و باعث شد تا بسیاری از مردم بی‌خانمان شوند. هلال احمر عراق در سال ۱۳۸۷ آمار بی‌خانمان‌ها را حدود ۲٫۳ میلیون نفر تخمین زد و اعلام کرد که ۲ میلیون عراقی در حال خروج از کشور هستند. فقر باعث شد تعداد قابل توجهی از زنان عراقی برای تامین مالی خود و خانواده‌هایشان مجبور به روسپی‌گری شوند و همین مسأله موجب جذب گردشگران جنسی از سرزمین‌های اطراف شد. حمله‌ی آمریکا موجب شد که قانون اساسی جدید عراق از مردم‌سالاری تا زمانی که اصول سنت‌های اسلامی را نقض نکند پشتیبانی نماید. همچنین حمله‌ی آمریکا به عراق باعث شد تا خودمختاریِ منطقه کردستان عراق حفظ شود و این منطقه به شکوفایی اقتصادی دست یابد. از آن جا که منطقه کردنشین عراق از گذشته دموکرات‌تر از سایر نقاط عراق بوده است، بسیاری از پناهندگان عراقی از سایر نقاط به این منطقه فرار کردند.[۲۵۳]

پس از عقب‌نشینی آمریکا شورش در عراق به شدت اوج گرفت. عراقی‌های زیادی که بیشتر سنی‌های تندرو بودند در قالب گروه‌های شورشی دست به ترور علیه حکومت مرکزی زدند. رخدادهایی که پس از خروج آمریکایی‌ها در عراق روی داد ادامه‌ی شورش‌های پیشین بود اما الگوهای جدیدی در آن‌ها دیده می‌شد که نشان از تبدیل این شورش‌ها به یک جنگ داخلی داشت. در دو ماه نخست بعد از عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی حدود ۱۰۰۰ تن از مردم عراق بر اثر اقدامات تروریست‌ها کشته شدند.

خشونت‌های فرقه‌ای در نیمه‌ی نخست سال ۲۰۱۳ هم ادامه یافت. در ماه آوریل در جریان حمله‌ی یک بالگرد حکومتی به تظاهرات سنی‌ها در حویجه ۵۶ نفر کشته شدند. در جریان انفجار یک ماشین بمب‌گذاری‌شده در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ تعداد ۹۵ نفر عراقی کشته شدند. تنها ۵ روز قبل از آن ۳۳ نفر به همین شکل مرده بودند. در ۲۸ اردیبهشت هم ۷۶ نفر در مناطق سنی‌نشین بغداد کشته شدند.[۲۵۴][۲۵۵]

در ۱ تیر ماه ۱۳۹۲ حمله‌ای به زندان ابوغریب شد. مهاجمان توانستند دست‌کم ۵۰۰ مجرم که بیشترشان از اعضای ارشد القاعده بودند و حکم اعدام دریافت کرده بودند را فراری دهند. این حمله با کوبیدن یک ماشین بمب‌گذاری شده به درب‌های زندان آغاز شد.[۲۵۶] جان جفری سفیر وقت آمریکا در بغداد هنگام خروج آخرین نیروهای آمریکایی از عراق گفت «این حمله باعث خواهد شد تا القاعده دارای رهبران کارکشته شود و روحیه‌ی اعضا در عراق و سوریه قوت گیرد... همچنین به احتمال زیاد آن دسته از جمعیت سنی عراق را که نسبت به اوضاع بی‌تفاوت بودند به هیجان خواهد آورد.»[۲۵۷]

عراق در میانه‌های سال ۱۳۹۳ در آشوب به سر می‌برد. دولت جدید بعد از انتخابات هنوز شکل نگرفته بود و سطح شورش‌ها بسیار بالا گرفته بود. گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در خرداد ۱۳۹۳ شهرهای موصل و تکریت را در اختیار گرفت و آمادگی خود برای تسخیر بغداد را اعلام کرد. نیروهای کرد هم کنترل تاسیسات نظامی مهم شهر کرکوک را به دست گرفته بودند. نوری مالکی نخست‌وزیر عراق از پارلمان درخواست اعلام وضعیت فوق‌العاده کرد تا بتواند اختیارات ویژه‌ای برای مقابله با مهاجمان به دست آورد اما قانونگذاران درخواست وی را رد کردند.[۲۵۸]

اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در تابستان ۱۳۹۳ اعلام کرد که نیروهای آمریکایی را به عراق بر می‌گرداند اما این نیروها فقط در حملات هوایی شرکت خواهند داشت تا از پیشروی نیروهای داعش جلوگیری نمایند و به پناهجویان کمک برسانند تا وضعیت سیاسی این کشور به ثبات برسد.[۲۵۹] نوری مالکی در ۲۳ مرداد ۱۳۹۳ تسلیم فشارها شد و از قدرت کناره گرفت. تنها چند روز بعد حیدر عبادی در ۲۸ مرداد قدرت را به دست گرفت. داعش که دیگر در آن زمان خود را دولت اسلامی نامیده بود در این زمان جیمز فولی خبرنگار آمریکایی را در پاسخ به حمله‌ی هوایی آمریکا سر برید. با وجود بمباران‌ها و پیشرفت‌های سیاسی آمریکا در عراق، داعش به تحکیم مواضع خود می‌پرداخت و اختلافات فرقه‌ای گسترش پیدا می‌کرد. در ۳۱ مرداد ۱۳۹۳ شبه‌نظامیان شیعه به عراقیان سنی‌مذهب که برای نماز جمعه گرد آمده بودند آتش گشودند و ۷۰ نفر از آن‌ها را کشتند. در رخداد دیگری نیروهای عراقی با بالگرد به مبارزان سنی در شهر ضلوعیه حمله کرده و ۳۰ نفر را کشتند.[۲۶۰] روز بعد سه بمب‌گذاری که به نظر می‌رسید در پاسخ به حمله به مسجد سنی‌ها باشد در عراق به وقوع پیوست که موجب مرگ ۳۵ نفر شد.[۲۶۱]

تخمین کشتگان[ویرایش]

تلاش‌های زیادی توسط رسانه‌ها، دولت‌های ائتلاف و دیگران برای تخمین شمار کشتگان عراقی انجام شده است. در جدول ذیل خلاصه‌ای از این اطلاعات را مشاهده می‌کنید:

منبع کشتگان عراقی مارس ۲۰۰۳ تا...
طرح پیمایش سلامت خانواده در عراق ۱۵۱٬۰۰۰ مرگ خشونت‌بار ژوئن ۲۰۰۶
پژوهش مجله لنست ۶۰۱٬۰۲۷ مرگ خشونت‌بار از میان ۶۵۴٬۹۶۵ مرگ غیرطبیعی ژوئن ۲۰۰۶
پژوهش مجله طب PLOS ۴۶۰٬۰۰۰ مرگ غیرطبیعی که شامل ۱۳۲٬۰۰۰ مرگ خشونت‌بار ناشی از درگیری بوده‌اند.[۲۶۲] ژوئن ۲۰۱۱
پژوهش مؤسسه نظرسنجی ORB ۱٬۰۳۳٬۰۰۰ مرگ خشونت‌بار ناشی از جنگ اوت ۲۰۰۷
وزارت بهداشت عراق ۸۷٬۲۱۵ مرگ خشونت‌بار به‌استناد گواهی‌های فوت صادرشده.
مرگ‌های پیش از ۲۰۰۵ ثبت نشده‌اند.
این وزارتخانه تخمین می‌زند که ۲۰٪ از مرگ‌ها ثبت نشده‌اند.
ژانویه ۲۰۰۵
تا فوریه ۲۰۰۹
خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۱۰٬۶۰۰ مرگ خشونت‌بار
این رقم شامل گواهی‌های فوت وزارت بهداشت به‌علاوه‌ی تخمین‌های این خبرگزاری از مرگ‌های بین ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ است.
آوریل ۲۰۰۹
پروژه شمارش اجساد عراقی (IBC) ۱۰۵٬۰۵۲-۱۱۴٬۷۳۱ مرگ خشونت‌بار از میان غیرنظامیان
این اعداد از رسانه‌های خبری، سمن‌ها و گزارش‌های رسمی گردآوری شده‌اند.
۱۶۲٬۰۰۰ مرگ نیز برای جمع غیرنظامیان و جنگجویان ثبت شده است.
ژانویه ۲۰۱۲
ویکی‌لیکس. گزارش‌های روزانه‌ی طبقه‌بندی‌شده‌ی جنگ عراق ۱۰۹٬۰۳۲ مرگ خشونت‌بار شامل ۶۶٬۰۸۱ غیرنظامی ژانویه ۲۰۰۴
تا دسامبر ۲۰۰۹

انتقادها و هزینه‌ها[ویرایش]

توجیه دولت بوش برای حمله به عراق انتقادهای زیادی را از سوی بسیاری از چهره‌های مردمی و رسمی داخل و خارج از ایالات متحده بر انگیخت. بسیاری از شهروندان آمریکایی تشابهات زیادی بین این جنگ و جنگ ویتنام می‌دیدند.[۲۶۳] برای نمونه، یکی از افسران سابق سیا گفت که اعضای دفتر طرح‌های ویژه جمعی ایده‌پرداز هستند که خطری برای امنیت داخلی ایالات متحده و صلح جهانی به شمار می‌روند. او مدعی شد که این گروه دروغپردازی کرده و اطلاعات را تنها به منظور حذف صدام از قدرت دستکاری کرده است.[۲۶۴] سازمان مردم‌نهادی به نام مرکز اتحاد عمومی در آمریکا نیز دولت بوش را متهم به جعل ۹۳۵ ادعای کذب بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ درباره‌ی تهدید عراق برای ایالات متحده کرد.[۲۶۵]

موافقان و مخالفان حمله به عراق بر سر طولانی‌شدن جنگ اشتراک نظر دارند. برجسته‌ترین انتقادها در مورد عدم تخصیص نیروهای کافی برای جنگ، نداشتن طرح برای عراق پس از جنگ و ارتکاب و اجازه‌ی وقوع جرایم حقوق بشری بوده است. با ادامه‌ی جنگ، منتقدان شروع به انتقاد از هزینه‌های مالی و انسانی کردند.

اهم انتقادها:

  • مشروعیت حمله به عراق[۲۶۶][۲۶۷]
  • تلفات انسانی
  • تخلفات حقوق بشری نظیر آنچه در زندان ابوغریب روی داد.
  • نقشه‌های ناکافی برای عراق پس از جنگ بخصوص تعداد کم نیروها (موسسه رند نشان داد که برای پیروزی در عراق به ۵۰۰۰۰۰ نیرو نیاز است.)[۲۶۸]
  • هزینه‌های مالی: تا سپتامبر ۲۰۰۴ معادل ۶۱۲ میلیارد دلار شد. کمیسیون بودجه کنگره آمریکا تخمین زد که هزینه‌های آمریکا در این جنگ ۱٫۹ تریلیون دلار شود.[۲۶۹]
  • دستاورد وارونه برای هدفی که آمریکا از جنگ با تروریسم در نظر داشت.[۲۷۰][۲۷۱]
  • ضربه به ائتلاف‌ها و نفوذ ایالات متحده در منطقه به‌ویژه اسرائیل[۲۷۲] و عربستان سعودی[۲۷۳]
  • ضربه به امنیت اقلیت‌های دینی و قومی و کشتار جمعی آن‌ها توسط شورشیان[۱۴۱][۲۷۴][۲۷۵][۲۷۶][۲۷۷]
  • قطع تولید نفت عراق و افزایش نگرانی‌ها در مورد وضعیت انرژی در این کشور[۲۷۸][۲۷۹]

پس از روی کار آمدن باراک اوباما در سال ۲۰۰۹ برخی از گروه‌های ضدجنگ تصمیم گرفتند تا با وجود ادامه‌ی جنگ در عراق دست از مخالفت‌های خود بردارند. دلیل برخی از آن‌ها این بود که می‌خواستند به رئیس‌جمهور جدید زمان کافی برای تشکیل کابینه را بدهند و برخی دیگر بر این باور بودند که اوباما جنگ عراق را پایان خواهد داد.[۲۸۰]

هزینه‌های مالی[ویرایش]

هزینه‌های جنگ عراق برای انگلستان بیش از ۴.۵۵ میلیارد یورو (۹ میلیاد دلار) و برای دولت ایالات متحده بیش از ۸۴۵ میلیارد دلار بوده است. این هزینه‌ها بر اساس محاسبات جوزف استیگلیتز، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل و لیندا بیلمز، استاد مالیه عمومی در دانشگاه هاروارد برای ایالات متحده روزانه معادل ۷۲۰ میلیون دلار بوده است. این رقم شامل هزینه‌های درازمدت بهداشت سربازان پس از جنگ، سود وام‌ها و تعویض ادوات نظامی نیز می‌باشد.

در اسفند ۱۳۹۱ (مارس ۲۰۱۳) موسسه مطالعات بین‌الملل واتسون وابسته به دانشگاه براون آمریکا، هزینه‌ی جنگ برای آمریکا را معادل ۱٫۷ تریلیون دلار تخمین زد. منتقدان بر این باورند که هزینه‌ی کلی جنگ برای اقتصاد آمریکا با احتساب نرخ سود بانکی تا سال ۱۴۳۲ (۲۰۵۳) بین ۳ تا ۶ تریلیون دلار خواهد رسید. لیندا بیلمز بر این باور است که هزینه‌های سربازان معلول و معالجات نیروهایی که در جنگ عراق زخمی شده‌اند در ۴۰ سال آینده نزدیک به ۱ تریلیون دلار خواهد رسید.

دخالت‌های خارجی[ویرایش]

کمک ایران به شبه‌نظامیان شیعه[ویرایش]

سندهای منتشرشده توسط ویکی‌لیکس شامل گزارش‌های متعدد و موردهای مشخصی است که سپاه پاسداران ایران و به‌ویژه نیروی قدس متهم به آموزش شبه‌نظامیان شیعهٔ عراقی، ارسال سلاح، راکت و بمب‌های دست‌ساز پیشرفته شده‌است. مطابق این سندها نیروی قدس به‌همراه حزب‌الله لبنان، شبه‌نظامیان شیعهٔ عراقی را در اردوگاهی در نزدیکی قم آموزش می‌داده‌اند تا برخی مقام‌های عراقی و همین‌طور سربازان آمریکایی را گروگان گرفته یا به قتل برسانند.[۲۸۱] حکومت جمهوری اسلامی ایران این اتهام‌ها را رد کرده‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. اختلافات فرقه‌ای چهره بغداد را تغییر داده استوبگاه MSNBC.
  2. Updated Iraq Survey Affirms Earlier Mortality Estimates
  3. "America confronts reality in Iraq,F'HI msnbc
  4. Iraq Index: Tracking Variables of Reconstruction & Security in Post-Saddam Iraq The Brookings Institution
  5. وبگاه کاخ سفید
  6. US Names Coalition of the Willing بی‌بی‌سی انگلیسی
  7. حسین عکافان. «سوابق تاریخی معاصر اشغال عراق». خبرگزاری تابناک، ۲۴ مرداد ۱۳۸۸. بررسی ژئوپلتیک عراق، علل اشغال و خروج اشغالگران و راههای برون رفت آن. بازبینی‌شده در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰. 
  8. Operation Iraqi Freedom ends as last combat soldiers leave Baghdad واشینگتن پست، ۱۹ اوت ۲۰۱۰
  9. Last U.S. troops leave Iraq CNN, 17 December 2011
  10. President Bush Outlines Iraqi Threatوبگاه کاخ سفید
  11. Hersh, Seymour M. (5 May 2003). "Selective Intelligence". The New Yorker. 
  12. "U.S. silence on new Iraq spying allegations". BBC News. 7 January 1999. Retrieved 23 October 2010. 
  13. Beaumont, Peter (15 June 2003). "Iraqi mobile labs nothing to do with germ warfare, report finds". The Guardian. Retrieved 3 September 2014. 
  14. "US illegally removes pages from Iraq UN report". 
  15. "U.N. weapons inspector Hans Blix faults Bush Administration for lack of "critical thinking" in Iraq" (Press release). University of California, Berkeley. 2004-03-18. Retrieved 2014-08-02. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ "Saddam's uranium headed for Ontario processing plant". The Star (Toronto). Associated Press. 5 July 2008. Retrieved 30 March 2010. 
  17. Duffy, Michael; James Carney (13 July 2003). "A Question of Trust". Time. 
  18. Roberts, Pat; Rockefeller, John D., IV (2004). "Report on the U.S. intelligence community's prewar intelligence assessments on iraq" (PDF). United States Senate: Select Committee on Intelligence. pp. 39–47.  |chapter= ignored (help)
  19. Rycroft, Matthew (1 May 2005). "The secret Downing Street memo". The Sunday Times (London). 
  20. Silberman, Laurence H.; Robb, Charles S. (2005). "Report to the President of the United States" (PDF). The Commission on the Intelligence Capabilities of the United States Regarding Weapons of Mass Destruction. p. 198.  |chapter= ignored (help) "Iraq was prohibited from possessing tubes composed of 7075 T6 aluminum alloy with outer diameters exceeding 75 mm under Annex III to United Nations Security Council Resolution 687 because of their potential use in gas centrifuges."
  21. John Pike. "Commission on the Intelligence Capabilities of the United States Regarding Weapons of Mass Destruction". Globalsecurity.org. Retrieved 23 October 2010. 
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ The CIA's Aluminum Tubes' Assessment: مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی 10 March 2003
  23. Spinning The Tubes Four Corners Australian Broadcasting Corporation air date 27 October 2003
  24. "Powell's remarks". Iraqwatch.org. 5 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  25. "Evidence on Iraq Challenged,"[پیوند مرده] Joby Warrick, The Washington Post, 19 Sep 2002
  26. Colin Powell's speech to the UN, 5 Feb 2003
  27. Meet the Press NBC, 16 May 2004
  28. Goldenberg, Suzanne (2 December 2008). "Iraq war my biggest regret, Bush admits". The Guardian (London). Retrieved 2 December 2008. 
  29. Pincus, Walter (23 March 2006). "Ex-Iraqi Official Unveiled as Spy". The Washington Post. 
  30. "National Ground Intelligence Center Report Key Points on the Recovery of Chemical Munitions in Iraq" (PDF). Archived from the original on 10 October 2010. Retrieved 10 October 2010. 
  31. Martin Chulov; Helen Pidd (15 February 2011). "Curveball: How the U.S. was duped by Iraqi fantasist looking to topple Saddam". The Guardian (London). Retrieved 3 March 2011. 
  32. Reynolds, Paul (12 December 2009). "Unashamed Blair confirms his critics' claims on Iraq". BBC News. Retrieved 15 December 2009. 
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ "'Building momentum for regime change': Rumsfeld's secret memos". MSNBC. 23 June 2001. Retrieved 19 January 2014. 
  34. "Newly-Released Memo by Donald Rumsfeld Proves Iraq War Started On False Pretenses". Washingtonsblog.com. 20 February 2013. Retrieved 19 January 2014. 
  35. Norton-Taylor, Richard (4 December 2002). "Britain and U.S. step up bombing in Iraq". The Guardian (London). Retrieved 31 August 2010. 
  36. Smith, Michael (29 May 2005). "RAF bombing raids tried to goad Saddam into war". The Sunday Times (London). Retrieved 31 August 2010. 
  37. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام nelson وارد نشده‌است.
  38. "Senator: White House Warned of UAV Attack". Defense Tech. 16 December 2003. Archived from the original on 5 January 2004. 
  39. John Pike. "Commission of the Intelligence capabilities of the United States regarding weapons of mass destruction". Globalsecurity.org. Retrieved 23 October 2010. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Blix's remarks 27 January 2003
  41. George W. Bush. "Third State of the Union Address". From three Iraqi defectors we know that Iraq, in the late 1990s, had several mobile biological weapons labs. These are designed to produce germ warfare agents, and can be moved from place to a place to evade inspectors. Saddam Hussein has not disclosed these facilities. He's given no evidence that he has destroyed them. 
  42. American Unbound: The Bush Revolution in Foreign Policy (Washington, D.C., 2003), 159–61.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Blix, H. (7 March 2003) "Transcript of Blix's U.N. presentation" CNN
  44. Joint Declaration by Russia, Germany and France on Iraq[پیوند مرده] France Diplomatie 10 February 2003
  45. Russian/Ukrainian rebuff for Blair over Iraq The Guardian 11 October 2002
  46. "Bush-Blair Iraq war memo revealed". BBC News. 27 March 2006. Retrieved 5 January 2010. 
  47. "CNN Inside Politics". CNN. Retrieved 23 October 2010. 
  48. Grice, Andrew (3 October 2002). "Clinton urges caution over Iraq as Bush is granted war powers". The Independent (London). Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  49. Knight, Danielle. "Winning Over the Senate With Frank Words and a Keen Mind". U.S. News & World Report. Retrieved 26 July 2015. 
  50. "Press conference of Foreign Affairs Minister Dominique de Villepin (excerpts)". Embassy of France in the U.S. 20 January 2003. Archived from the original on 27 September 2006. Retrieved 13 February 2007. 
  51. Anti-war protests do make a difference[پیوند مرده], Alex Callinicos, Socialist Worker, 19 March 2005.
  52. Jarrett Murphy (30 January 2003). "Mandela Slams Bush On Iraq". CBS News. Retrieved 19 January 2014. 
  53. "Army chief: Force to occupy Iraq massive". USA Today. 25 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  54. "Administration fends off demands for war estimates – Mar. 3, 2003". CNN. 26 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  55. Top judge: US and UK acted as 'vigilantes' in Iraq invasion, The Guardian, 18 November 2008
  56. Clegg brands Iraq War illegal in his first PMQs – with the backing of No10, Daily Mail, 21 July 2010
  57. «مصیبت‌بارترین تصمیم انگلیس»، وب‌گاه خبری تابناک (۱ مرداد ۱۳۸۹). بازبینی ۲۰ مرداد ۱۳۹۴
  58. Fukuyama, Francis (17 January 2011). "US democracy has little to teach China". Financial Times. Retrieved 18 January 2011. (registration required)
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Operation Hotel California, The Clandestine War inside Iraq, Mike Tucker and Charles Faddis, 2008.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ ۶۰٫۲ Bob Woodward (2004). Plan of Attack: The Definitive Account of the Decision to Invade Iraq. Simon & Schuster. ISBN 978-0743255486. [نیازمند صفحه]
  61. A Nation at War: Second Front; Allied Troops Are Flown In To Airfields In North Iraq, By C. J. Chivers, 24 March 2003
  62. A Nation at War: in the Field the Northern Front; Militants Gone, Caves in North Lie Abandoned By C. J. Chivers, 30 March 2003
  63. "Keeping 4th ID in the Mediterranean created element of surprise. Iraq did not expect attack to begin until 4th ID arrived in Kuwait." Rumsfeld, D., Franks, T.: Summary of Lessons Learned[پیوند مرده]. Prepared testimony for the Senate Armed Services Committee, 9 July 2003.
  64. "Operation Iraqi Freedom". Target Iraq. GlobalSecurity.org. 27 April 2005. 
  65. Friedman, G.: What Happened To The American Declaration Of War?, Forbes, 30 March 2011.
  66. Patrick E. Tyler (March 21, 2003). "A nation at war: The attack; U.S. and British troops push into Iraq as missiles strike Baghdad compound". The New York Times. p. B8. 
  67. Australian Department of Defence (2004). The War in Iraq. ADF Operations in the Middle East in 2003. Page 11.
  68. MAJ Isaac J. Peltier. "Surrogate Warfare: The Role of U.S. Army Special Forces". U.S. Army. p. 29. Retrieved 13 September 2009. [پیوند مرده]
  69. Sale, Michelle and Khan, Javid. "Missions Accomplished?" http://learning.blogs.nytimes.com/2003/04/11/missions-accomplished. Access date 25 June 2012
  70. Steenkamp, Maria M.; William P. Nash; Brett T. Litz (2013). "Post-Traumatic Stress Disorder". American Journal of Preventive Medicine 44 (5): 507–512. doi:10.1016/j.amepre.2013.01.013. 
  71. ۷۱٫۰ ۷۱٫۱ Zucchino, David (3 July 2004). "Army Stage-Managed Fall of Hussein Statue". Los Angeles Times. Retrieved 23 October 2010. 
  72. The Rachel Maddow Show. 18 August 2010, MSNBC
  73. "Iraqi Protesters Burn Bush Effigy". CBS News. 21 November 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  74. Collier, R. (9 April 2003) "Baghdad closer to collapse" San Francisco Chronicle
  75. "Stuff Happens". Defenselink.mil. Retrieved 23 October 2010. 
  76. Conetta, C. (20 October 2003) "The Wages of War: Iraqi Combatant and Noncombatant Fatalities in the 2003 Conflict," Research Monograph no. 8 Project on Defense Alternatives
  77. Reuters (25 October 2005). "A Look at U.S. Deaths in the Iraq War". The Washington Post. Retrieved 11 November 2013. 
  78. "Operation Iraqi Freedom | Iraq | Fatalities By Nationality". iCasualties. 2010-05-28. Retrieved 2014-04-23. 
  79. "Operation Iraqi Freedom Maps". GlobalSecurity.Org. 
  80. "iCasualties: Iraq Coalition Casualty Count — Deaths by Province Year/Month". Icasualties.org. Archived from the original on 8 July 2008. Retrieved 27 October 2008. 
  81. "Poll: Iraqis out of patience". USA Today. 30 April 2004. 
  82. Karouny, Mariam (23 July 2006). "Gloom descends on Iraqi leaders as civil war looms". Turkish Daily News. Reuters. Archived from the original on 30 September 2007. 
  83. " US Blunders in Iraq" "Intelligence and National Security Vol. 25, No. 1, 76–85, February 2010"
  84. Sanchez, Wiser in Battle, p.185.
  85. ISG's Duelfer Report[پیوند مرده]
  86. "Pentagon: Saddam is POW". CNN. 10 January 2004. 
  87. "Saddam 'caught like a rat' in a hole". CNN. 15 December 2003. 
  88. "Why the U.S. is Running Scared of Elections in Iraq". The Guardian (London). 19 January 2004. Retrieved 21 November 2006. [پیوند مرده]
  89. "frontline: private warriors: contractors: the high-risk contracting business". PBS. Retrieved 23 October 2010. 
  90. Flower, Kevin; Gray, Melissa; Kroll, Sue; Paulsen, Vivian; Sadik, Auday (31 March 2004). "U.S. expects more attacks in Iraq: Residents hang slain Americans' bodies from bridge". CNN. Archived from the original on 2004-04-06. Retrieved 6 April 2004. 
  91. ScanEagle Proves Worth in Fallujah Fight[پیوند مرده], DefenseLINK News
  92. Thomas Ricks (2006) Fiasco: 398–405
  93. Hersh, S. (10 May 2004) "Torture at Abu Ghraib" The New Yorker
  94. Thomas E. Ricks (2006) Fiasco, The American Military Adventure In Iraq. Penguin
  95. «شمارش آرای انتخابات پارلمانی عراق آغاز شد نتیجه‌ی نهایی احتمالاً 10 روز ديگر مشخص می‌شود». ایسنا. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۹-۱۸. 
  96. "U.S. to pull out 15,000 from Iraq". BBC News. 4 February 2005. Retrieved 5 January 2010. 
  97. «رامسفلد: پس از انتخابات ممكن است عراقي‌هاي بيشتري با نيروهاي آمريكايي همكاري كنند ! ولفوويتز: هيچ چارچوب زماني براي عقب نشيني نيروهايمان از عراق نداريم». ایسنا. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۹-۱۸. 
  98. «در حمله به زندان ابوغريب 20 آمريكايي و 12 زنداني زخمي شدند». ایسنا. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۹-۱۸. 
  99. "Insurgents attack Abu Ghraib prison". CNN. 3 April 2005. Retrieved 26 March 2014. 
  100. ۱۰۰٫۰ ۱۰۰٫۱ Thomas Ricks (2006) Fiasco: 413
  101. «آغاز همه پرسي قانون اساسي عراق». ایسنا. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۹-۱۸. 
  102. Thomas Ricks (2006) Fiasco: 414
  103. «الجزیره از وقوع انفجاری مهيب در حرم امام هادی (ع) در سامرا خبر داد "بخش عظیمی از گنبد طلایی آسیب جدی دیده است"». ایسنا. بازبینی‌شده در ۱۳۸۴-۱۲-۰۳. 
  104. "Decrying violence in Iraq, UN envoy urges national dialogue, international support". UN News Centre. 25 November 2006. 
  105. A Soldier's Shame 9 July 2006
  106. «جزئيات تکان دهنده قتل «قاسم جنابی» و اعضای خانواده‌اش». عصر ایران. بازبینی‌شده در ۱۳۹۴-۰۷-۰۲. 
  107. Killings shattered dreams of rural Iraqi families MSNBC
  108. Barrouquere, Brett (29 May 2009). "Iraqi family's relatives confront killer". The Sydney Morning Herald. 
  109. "Attacks in Iraq at All-Time High, Pentagon Report Says". PBS. 19 December 2006. 
  110. Watkins, Thomas (22 December 2006). "8 Marines Charged With 24 Iraqi Slayings". FOX News. [پیوند مرده]
  111. "Saddam Hussein executed in Iraq". BBC News. 30 December 2006. Retrieved 5 January 2010. 
  112. "President's Address to the Nation". The White House. 10 January 2007. 
  113. Holusha, John (23 January 2007). "Petraeus Calls Iraq Situation Dire". The New York Times. 
  114. Gordon, Michael (5 January 2007). "Bush to Name a New General to Oversee Iraq". The New York Times. 
  115. Iraq Bill Demands U.S. Troop Withdraw Associated Press, Fox News, 10 May 2007
  116. "Iraqi parliament wants say in extension of US-led forces". The Jerusalem Post. 5 June 2007. Archived from the original on 29 April 2011. 
  117. Raed Jarrar; Joshua Holland (20 December 2007). "Bush, Maliki Break Iraqi Law to Renew U.N. Mandate for Occupation". AlterNet. Retrieved 12 June 2008. 
  118. BBC News 21 February 2007, Blair announces Iraq troops cut
  119. Al Jazeera English, 21 February 2007, Blair announces Iraq troop pullout[پیوند مرده]
  120. Flaherty, A. (10 September 2007) "Petraeus Talks of Troop Withdrawal" Associated Press
  121. "Bush pledges Iraq troop reduction". BBC News. 14 September 2007. Retrieved 14 September 2007. 
  122. "Pentagon: Violence down in Iraq since 'surge'". CNN. 23 June 2008. 
  123. U.S. surge has failed – Iraqi poll BBC 10 September 2007
  124. Few See Security Gains ABC 10 September 2007
  125. Damien Cave (15 March 2007). "Baghdad violence decrease debatable". Telegram & Gazette (Worcester, Mass.). The New York Times. 
  126. Rubin, Alissa J.; Wong, Edward (9 April 2007). "Patterns of War Shift in Iraq Amid U.S. Buildup". The New York Times. Retrieved 30 March 2010. 
  127. "icasualties.org". [پیوند مرده]
  128. "Search goes on as Iraq death toll tops 250" The Guardian 15 August.
  129. Auer, Doug (17 August 2007). "Iraq toll could hit 500". Herald Sun (Melbourne). Retrieved 23 October 2010. 
  130. "They won't stop until we are all wiped out" The Guardian 18 August 2007
  131. Cave, Damien; Glanz, James (22 August 2007). "Toll in Iraq Bombings Is Raised to More Than 500". The New York Times. Retrieved 15 January 2011. 
  132. "Iraqi insurgents kill key U.S. ally". BBC News. 13 September 2007. Retrieved 14 September 2007. 
  133. Compton, Ann; Terry McCarthy; Martha Raddatz (13 September 2007). "Top Sunni Sheik Killed in IED Attack". ABC News. 
  134. Rising, David (14 September 2007). "Mourners Vow Revenge at Sheik's Funeral". The Washington Post. Retrieved 10 September 2008. 
  135. U.S. Casualties in Iraq GlobalSecurity.org
  136. Iraq – the best story of the year The Times 17 December 2007
  137. Surge hasn't curbed violence in Iraq The Australian 5 September 2007
  138. "Measuring Stability and Security in Iraq" December 2007 Report to Congress, sec. 1.3-Security Environment, p. 18-Overall trends in violence
  139. Nancy A. Youssef (18 December 2007). "Despite drop in violence, Pentagon finds little long-term progress in Iraq". McClatchy. Retrieved 10 September 2008. 
  140. Peter Beaumont (4 March 2007). "Sects slice up Iraq as U.S. troops 'surge' misfires". The Guardian (London). Retrieved 23 October 2010. 
  141. ۱۴۱٫۰ ۱۴۱٫۱ Cockburn, Patrick (20 May 2006). "Iraq is disintegrating as ethnic cleansing takes hold". The Independent (London). Archived from the original on 2 February 2010. Retrieved 23 October 2010. 
  142. "There is ethnic cleansing". Al-Ahram Weekly Online. 8 March 2006. Retrieved 23 October 2010. 
  143. BBC News, 5 September 2008, "U.S. 'Spying' on Iraqi Leadership" citing the book The War Within: A Secret White House History, 2006–2008 by Bob Woodward
  144. "AFP: Iraq takes control of Basra from British army". AFP via Google. 15 December 2007. Retrieved 10 September 2008. [پیوند مرده]
  145. Abdul-Zahra, Q. (10 May 2007) "Iraqi Bill on Troop Pullout Discussed" The Washington Post, Retrieved 10 May 2007
  146. Jarrar, R. and Holland, J. (9 May 2007) "Majority of Iraqi Lawmakers Now Reject Occupation" ,AlterNet.org Retrieved 10 May 2007
  147. Saad, L. (9 May 2007) "Americans Favor Iraq Timetable, Don't Foresee Increased Terrorism" USA Today/Gallup poll Retrieved 10 May 2007[پیوند مرده]
  148. "US uses Sunnis to patrol streets". The New York Times (Melbourne). 20 August 2007. 
  149. link inactive[پیوند مرده]
  150. Robertson, Nic; Ingrid Formanek; Talia Kayali (14 October 2007). "Attacks cross Iraq-Turkey border". CNN. 
  151. Meixler, Louis (23 October 2007). "Turkey May Attack Kurds Using Airstrikes, Troops". Bloomberg. 
  152. Barazanji, Yahya (13 November 2007). "Turkish Helicopters Strike Inside Iraq". The Huffington Post. 
  153. Tavernise, Sabrina (16 December 2007). "Turkey Bombs Kurdish Militant Targets in Iraq". The New York Times. 
  154. Cloud, David S.; Eric Schmitt (30 August 2007). "U.S. Weapons, Given to Iraqis, Move to Turkey". The New York Times. 
  155. Glanz, James; Sabrina Tavernise (28 September 2007). "Blackwater Shooting Scene Was Chaotic". The New York Times. 
  156. "Iraq Index: Tracking Variables of Reconstruction and Security in Post-Saddam Iraq", Brookings Institution
  157. "DoD News Briefing with Maj. Gen. Salmon from Iraq", U.S. Department of Defense news transcript
  158. Tran, Mark (12 December 2008). "U.S. credits Iran for drop in Iraq roadside bombs". The Guardian (London). Retrieved 5 May 2010. 
  159. Sykes, Hugh (1 October 2008). "Awakening fears for Iraq's future". BBC News. 
  160. Steele, Jonathan (15 September 2008). "Iraq: Al-Qaida intensifies its stranglehold in the world's most dangerous city". The Guardian (London). Retrieved 5 May 2010. 
  161. "Operation Mother of Two Springs"[پیوند مرده], Institute for the Study of War commentary
  162. "EU terror list" (PDF). Retrieved 23 October 2010. 
  163. U.S. terror list[پیوند مرده]
  164. "NATO chief declares PKK terrorist group". Xinhua News Agency. 20 December 2005. 
  165. Bentley, Mark (22 February 2008). "Turkish Army Begins Ground Assault on PKK in Iraq". Bloomberg. 
  166. "Gov't gives no timetable for return". Turkish Daily News. 26 February 2008. [پیوند مرده]
  167. Kamber, Michael (27 February 2008). "Iraq Cabinet Demands Turks Leave Kurdish Area in North". The New York Times. 
  168. Torchia, Christopher (29 February 2008). "Turkish Troops Withdraw from Iraq". Associated Press. [پیوند مرده]
  169. Dagher, Sam (26 March 2008). "Across Iraq, battles erupt with Mahdi Army". The Christian Science Monitor. p. 2. 
  170. ۱۷۱٫۰ ۱۷۱٫۱ Stephen Farrell and Ahmar Karim (12 May 2008). "Drive in Basra by Iraqi Army Makes Gains". The New York Times. Retrieved 12 May 2008. 
  171. Fadel, Leila (30 March 2008). "After Iranian mediation, firebrand Iraqi cleric orders halt to attacks". McClatchy Newspapers. [پیوند مرده]
  172. Zremski, J. (4/09/08) "Petraeus urges withdrawal delay"[پیوند مرده] Buffalo News
  173. Smith, S.A. (9 April 2008) "Senators grill Petraeus,"[پیوند مرده] Indiana Journal-Gazette
  174. Ambinder, M. (9 April 2002) "Biden's Audition?" The Atlantic
  175. Michaels, Jim (22 May 2008). "Iraqi forces load up on U.S. arms". USA Today. Retrieved 23 October 2010. 
  176. "Business as usual for U.S. arms sales". Asia Times. 24 September 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  177. Iraq Seeks F-16 Fighters[پیوند مرده] (Wall St. Journal)
  178. Re-Arming Iraq (Center for American Progress)
  179. "Center for Arms Control and Non-Proliferation: U.S. Surges $11 Billion in Arms Sales to Iraq". Armscontrolcenter.org. 6 August 2008. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  180. ۱۸۱٫۰ ۱۸۱٫۱ "Iraq presidential council endorses U.S. security pact". Zawya.com. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  181. BBC News (27 November 2008) "Iraqi parliament backs U.S. pullout"
  182. White House: Iraq Status of Forces Agreement[پیوند مرده]
  183. "Status of Forces Agreement". McClatchyDC. Retrieved 23 October 2010. 
  184. "On the other hand, Iraq has primary legal jurisdiction over off-duty soldiers and civilians who commit "major and premeditated crimes" outside of U.S. installations. These major crimes will need to be defined by a joint committee and the United States retains the right to determine whether or not its personnel were on- or off-duty. Iraq also maintains primary legal jurisdiction over contractors (and their employees) that have contracts with the United States. Arms Control Center: How Comfortable is the U.S.-Iraq SOFA?[پیوند مرده]
  185. "Committees assigned to deal with U.S.-led combat operations and jurisdiction over U.S. military personnel are among those that have not met even as Iraq moves toward sovereignty, U.S. Army Gen. Ray Odierno told reporters." Los Angeles Times: In Iraq, transfer-of-power committees have yet to take shape
  186. "Status of Forces Agreement (Unofficial Translation)". McClatchyDC. Retrieved 23 October 2010. 
  187. Rubin, A. (27 November 2008) "Iraqi Parliament approves security pact"[پیوند مرده] International Herald Tribune
  188. "U.S. staying silent on its view of Iraq pact until after vote". McClatchyDC. 25 November 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  189. ۱۹۰٫۰ ۱۹۰٫۱ Raghavan, Sudarsan; Sarhan, Saad (29 November 2008). "Top Shiite Cleric in Iraq Raises Concerns About Security Pact". The Washington Post. Retrieved 23 October 2010. 
  190. Bumiller, Elisabeth (22 December 2008). "Trying to Redefine Role of U.S. Military in Iraq". The New York Times. Retrieved 15 January 2011. 
  191. "Iraq: Cleric al-Sadr calls for peaceful protests"[پیوند مرده] (Associated Press)
  192. "SOFA not sitting well in Iraq". Asia Times. 2 December 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  193. "Iraqi refugees in Syria protest against military pact with U.S". Daily Star. 3 December 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  194. ۱۹۵٫۰ ۱۹۵٫۱ "Iraqi people will judge on U.S. pact". Al Jazeera. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  195. Robertson, Campbell (28 October 2008). "Feelings are mixed as Iraqis ponder U.S. security agreement". International Herald Tribune. Retrieved 26 December 2011. [پیوند مرده]
  196. "Iraqis hold anti‑U.S. rally in Baghdad". Al Jazeera. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  197. "Iraqi civilian deaths down in January". CNN. 31 January 2009. Retrieved 23 October 2010. 
  198. Steven Lee Myers (8 February 2009). "America's Scorecard in Iraq". The New York Times. 
  199. Dagher, Sam (21 January 2009). "A Top Sunni Survives an Attack in Iraq". The New York Times. Retrieved 26 December 2011. 
  200. "Gunmen kill Iraqi soldier south of Baghdad". News.trend.az. Retrieved 23 October 2010. 
  201. Sarhan, Saad (17 January 2009). "Province Candidate Killed In Iraq". The Washington Post. Retrieved 23 October 2010. 
  202. Dagher, Sam (12 February 2009). "Violence Across Iraq Kills 13, Including a Sunni Politician". The New York Times. Retrieved 26 December 2011. 
  203. ۲۰۴٫۰ ۲۰۴٫۱ Centre Daily: Low turnout in Iraq's election reflects a disillusioned nation[پیوند مرده]
  204. Morin, Monte (2 February 2009). "Iraq vote turnout fails to meet expectations". Los Angeles Times. Retrieved 23 October 2010. 
  205. Nabil Al-jurani (4 February 2009). "Iraq: Sunni tribal leader says he can prove fraud". MSNBC. Associated Press. Retrieved 23 October 2010. 
  206. "Iraq's Sadrists complain of vote fraud". Middle-east-online.com. 7 February 2009. Retrieved 23 October 2010. 
  207. Lee, Steven (10 February 2009). "Election results spur threats and infighting in Iraq". International Herald Tribune. Retrieved 26 December 2011. 
  208. "Obama's Speech at Camp Lejeune, N.C.". The New York Times. 27 February 2009. 
  209. Bel Aiba, Ines (26 February 2009). "Iraq not fazed by pending U.S. pullout: Maliki". AFP. [پیوند مرده]
  210. "Six years on, huge protest marks Baghdad's fall". The Star. Retrieved 23 October 2010. 
  211. Miami Herald: Tens of thousands of Iraqis rally against U.S.[پیوند مرده]
  212. "UK combat operations end in Iraq". BBC News. 30 April 2009. Retrieved 23 October 2010. 
  213. Christie, Michael (30 November 2009). "Iraqi civilian deaths drop to lowest level of war". Reuters. Retrieved 30 November 2009. 
  214. "Oil firms awarded Iraq contracts". Al Jazeera. 11 December 2009. Retrieved 23 October 2010. 
  215. "BP group wins Iraq oil contract". Al Jazeera. 30 June 2009. Retrieved 23 October 2010. 
  216. "US report: Iraq of leading oil producers 2040". 18 February 2014. Retrieved 26 February 2014. 
  217. "Exclusive: War in Iraq to Be Given New Name". ABC News. 18 February 2010. 
  218. "2 Most Wanted Al Qaeda Leaders in Iraq Killed by U.S., Iraqi Forces" FoxNews, 19 April 2010
  219. "US : Al-Qaida in Iraq warlord slain" MSNBC, 20 April 2010
  220. Ali, Khalid D.; Williams, Timothy (20 June 2010). "Car Bombs Hit Crowds Outside Bank in Baghdad". The New York Times. 
  221. Shadid, Anthony (25 August 2010). "Insurgents Assert Their Strength With Wave of Bombings Across Iraq". The New York Times. 
  222. "U.S. ending combat operations in Iraq". MSNBC. 18 August 2010. Retrieved 18 August 2010. 
  223. "U.S. ends combat operations in Iraq". Al Jazeera English. 18 August 2010. Retrieved 18 August 2010. 
  224. Londoño, Ernesto (18 August 2010). "Final U.S. combat brigade pulls out of Iraq". The Washington Post. Retrieved 19 August 2010. 
  225. Linkins, Jason (3 September 2010). "AP Issues Standards Memo: 'Combat In Iraq Is Not Over'". The Huffington Post. Retrieved 23 October 2010. 
  226. "Last U.S. combat brigade exits Iraq". BBC News. 19 August 2010. Retrieved 19 December 2011. 
  227. "President Obama's Address on Iraq". The New York Times. 31 August 2010. 
  228. Gordon, Michael (1 September 2010). "U.S. Formally Begins a New Era in Iraq". The New York Times. 
  229. "G.I. Deaths Are First for U.S. After Combat Mission's End". The New York Times. 7 September 2010. 
  230. "First U.S. Advise and Assist Brigade arrives under New Dawn | Article | The United States Army". U.S. Army. 8 September 2010. Retrieved 22 September 2012. 
  231. Williams, Timothy; Adnan, Duraid (16 October 2010). "Sunnis in Iraq Allied With U.S. Rejoin Rebels". The New York Times. 
  232. "The WikiLeaks Iraq War Logs: Greatest Data Leak in U.S. Military History". Der Spiegel. 22 October 2010. Retrieved 23 October 2010. 
  233. Davies, Nick; Steele, Jonathan; Leigh, David (22 October 2010). "Iraq war logs: secret files show how U.S. ignored torture". The Guardian (London). Retrieved 23 October 2010. 
  234. Carlstrom, Gregg (22 October 2010). "WikiLeaks releases secret Iraq file". Al Jazeera English. Retrieved 23 October 2010. 
  235. Martin Chulov in Baghdad (1 November 2010). "Baghdad church siege survivors speak of taunts, killings and explosions | World news". The Guardian (London). Retrieved 15 January 2011. 
  236. Parker, Ned; Zeki, Jaber (3 November 2010). "Iraq bombings: 113 killed in bombings in Baghdad". Los Angeles Times. Retrieved 15 January 2011. 
  237. ۲۳۸٫۰ ۲۳۸٫۱ "U.S. plans $4.2 billion arms sale to Iraq". UPI. 1 October 2010. Retrieved 15 January 2011. 
  238. "Over $100m New Arms Sales to Iraq". Iraq Business News. 30 November 2010. 
  239. "UN Security Council Lifts Some Restrictions On Iraq". Voice of America. 15 December 2010. Retrieved 15 January 2011. 
  240. Shadid, Anthony; Leland, John (5 January 2011). "Moktada al-Sadr Returns to Iraq". The New York Times. 
  241. Lara Jakes. "3 American Soldiers Killed in Iraq". Aolnews.com. Retrieved 26 December 2011. 
  242. "Five US troops killed in Iraq attack". Al Jazeera. Retrieved 26 December 2011. 
  243. "DOD Identifies Army Casualty". U.S. Department of Defense. 12 March 2009. Retrieved 26 December 2011. 
  244. "June bloodiest month for U.S. in Iraq in 2 years". CBS News. 30 June 2011. Retrieved 26 December 2011. 
  245. "Barack Obama: All U.S. troops to leave Iraq in 2011". BBC News. 21 October 2011. Retrieved 21 October 2011. 
  246. Johnson, Craig (16 December 2011). "N.C. soldier reportedly last to die in Iraq war". CNN. Retrieved 16 December 2011. 
  247. «The Iraq War Weakened the U.S. in the Middle East». بازبینی‌شده در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱. 
  248. روزنامه گاردین. بازبینی‌شده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱. 
  249. Denselow, James (25 October 2011). "The US departure from Iraq is an illusion". The Guardian (London). Retrieved 10 February 2014. 
  250. Jaffe, Greg (18 December 2011). "Last U.S. troops cross Iraqi border into Kuwait". The Washington Post. Retrieved 19 December 2011. 
  251. "Arrest warrant for Iraq Vice-President Tariq al-Hashemi". BBC News. 12 January 2012. Retrieved 12 January 2012. 
  252. DeFronzo, James (2012). "Impacts of the Iraq War". In Karl Yambert. The Contemporary Middle East (Third ed.). Boulder, Colorado: Westview Press. pp. 210–211. ISBN 978-0813348391. 
  253. Keith Wagstaff (27 May 2013). "Is Iraq heading toward civil war?". The Week. Retrieved 28 May 2013. 
  254. Sinan Salaheddin (20 May 2013). "Attacks Kill 95 in Iraq, Hint of Syrian Spillover". Associated Press. Retrieved 28 May 2013. 
  255. "Iraq: hundreds escape from Abu Ghraib jail". The Guardian (London). Associated Press. 22 July 2013. Retrieved 19 January 2014. 
  256. Michael R. Gordon; Duraid Adnan (24 July 2013). "Brazen Attacks at Prisons Raise Worries of Al Qaeda's Strength in Iraq". The New York Times. 
  257. "Iraq crisis: Isis gains strength near Baghdad as Kurdish forces seize Kirkuk". The Guardian. Retrieved 12 June 2014. 
  258. "Obama Authorizes Air Strikes in Iraq". The New York Times. 8 August 2014. Retrieved 22 August 2014. 
  259. "Attack on Sunni Mosque in Iraq kills dozens". Al Jazeera. 22 August 2014. Retrieved 23 August 2014. 
  260. "UN calls for immediate action to prevent new ISIS massacre in Iraq". Reuters. 23 August 2014. Retrieved 23 August 2014. 
  261. Hagopian, Amy; Flaxman, Abraham D.; Takaro, Tim K.; Esa Al Shatari, Sahar A.; Rajaratnam, Julie; Becker, Stan; Levin-Rector, Alison; Galway, Lindsay; Hadi Al-Yasseri, Berq J.; Weiss, William M.; Murray, Christopher J.; Burnham, Gilbert; Mills, Edward J. (15 October 2013). "Mortality in Iraq Associated with the 2003–2011 War and Occupation: Findings from a National Cluster Sample Survey by the University Collaborative Iraq Mortality Study". PLoS Medicine 10 (10). doi:10.1371/journal.pmed.1001533. Retrieved 2013-10-23. 
  262. Vietnam war-eyewitness booksW.; Iraq and Vietnam: Differences, Similarities and Insights, (2004: Strategic Studies Institute)
  263. "Revealed: The Secret Cabal Which Spun for Blair," Sunday Herald, Neil Mackay, 8 June 2003
  264. "Group: 'Orchestrated Deception' by Bush on Iraq". NPR. Retrieved 23 October 2010. 
  265. War critics astonished as U.S. hawk admits invasion was illegal, The Guardian, 20 November 2003
  266. Top judge: U.S. and UK acted as 'vigilantes' in Iraq invasion, The Guardian, 18 November 2008
  267. "RAND Review | Summer 2003 – Burden of Victory". Rand.org. Retrieved 10 September 2008. 
  268. "U.S. CBO estimates $2.4 trillion long-term war costs". Reuters. 24 October 2007. Retrieved 10 September 2008. 
  269. Iraq war was terrorism 'recruiting sergeant', The Guardian, 28 September 2006
  270. Spy Agencies Say Iraq War Hurting U.S. Terror Fight, The Washington Post, 23 September 2006
  271. Israel warns of Iraq war 'earthquake', BBC News, 7 February 2003
  272. Saudis warn U.S. over Iraq war, BBC News, 17 February 2003
  273. Crawford, Angus (4 March 2007). "Iraq's Mandaeans 'face extinction'". BBC News. Retrieved 23 October 2010. 
  274. "Iraq's Yazidis fear annihilation". MSNBC. 16 August 2007. Retrieved 23 October 2010. 
  275. Sabah, Zaid (23 March 2007). "Christians, targeted and suffering, flee Iraq". USA Today. Retrieved 23 October 2010. 
  276. "Assyrians Face Escalating Abuses in "New Iraq"". IPS News. 3 May 2006. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  277. "Light Crude Oil (CL, NYMEX): Monthly Price Chart". Futures.tradingcharts.com. Retrieved 10 September 2008. 
  278. "Iraq to revive oil deal with China". International Herald Tribune. 29 March 2009. Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  279. After six years, peace vigil ends, Times-Herald, 20 March 2009
  280. BBC فارسی - جهان - نوری مالکی اقدام ویکی لیکس را بازی سیاسی خواند

پیوند به بیرون[ویرایش]