ولادیمیر پوتین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ولادیمیر پوتین
Владимир Путин
Vladimir Putin 17-11-2021 (cropped 2).jpg
پوتین در ۲۰۲۱
رئیس‌جمهور روسیه
آغاز به کار
۷ مه ۲۰۱۲
نخست‌وزیر
پس ازدمیتری مدودف
دوره مسئولیت
۷ مه ۲۰۰۰ – ۷ مه ۲۰۰۸
فعالیت: ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ – ۷ مه ۲۰۰۰
نخست‌وزیر
پس ازبوریس یلتسین
پیش ازدمیتری مدودف
نخست‌وزیر روسیه
دوره مسئولیت
۸ مه ۲۰۰۸ – ۷ مه ۲۰۱۲
رئیس‌جمهوردمیتری مدودف
معاون اول
پس ازویکتور زابکوف
پیش ازدمیتری مدودف
دوره مسئولیت
۹ اوت ۱۹۹۹ – ۷ مه ۲۰۰۰
رئیس‌جمهوربوریس یلتسین
معاون اول
پس ازسرگئی استپاشین
پیش ازمیخائیل کاسیانوف
دبیر شورای امنیت روسیه
دوره مسئولیت
۹ مارس ۱۹۹۹ – ۹ اوت ۱۹۹۹
رئیس‌جمهوربوریس یلتسین
پس ازنیکولای بوردیوژا
پیش ازسرگئی ایوانوف
سرویس امنیت فدرال روسیه
دوره مسئولیت
۲۵ ژوئیه ۱۹۹۸ – ۲۹ مارس ۱۹۹۹
رئیس‌جمهوربوریس یلتسین
پس ازنیکولای کوالیوف
پیش ازنیکولای پاتروشف
دیگر موقعیت‌ها
رهبر سازمان جبهه مردمی
آغاز به کار
۱۲ ژوئن ۲۰۱۳
پس ازمسئولیت ایجادشده
اتحادیه روسیه و بلاروس
دوره مسئولیت
۲۷ مه ۲۰۰۸ – ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۲
اتحادیه روسیه و بلاروس
دبیرکلپاول بورودین
پس ازویکتور زابکوف
پیش ازدمیتری مدودف
روسیه واحد
دوره مسئولیت
۷ مه ۲۰۰۸ – ۲۶ مه ۲۰۱۲
پس ازبوریس گریزلف
پیش ازدمیتری مدودف
اطلاعات شخصی
زاده
ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین

۷ اکتبر ۱۹۵۲ ‏(۶۹ سال)
سن پترزبورگ، جمهوری فدراتیو سوسیالیستی روسیه شوروی، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
(اکنون سن پترزبورگ، روسیه)
حزب سیاسیکنشگر سیاسی مستقل (۱۹۹۱–۱۹۹۵؛ ۲۰۰۱–۲۰۰۸؛ ۲۰۱۲–اکنون)
دیگر عضویت‌های سیاسیجبهه مردمی (۲۰۱۱–اکنون)
روسیه واحد[۱] (۲۰۰۸–۲۰۱۲)
واحد (۱۹۹۹–۲۰۰۱)
خانه ما روسیه
(۱۹۹۵–۱۹۹۹)
حزب کمونیست اتحاد شوروی (۱۹۷۵–۱۹۹۱)
همسر(ان)لودمیلا پوتینا (ا. ۱۹۸۳–ج. ۲۰۱۴)
فرزنداندست کم ۲، ماریا و کاترینا
اقامتگاهنوو اوگاریوو، مسکو
محل تحصیلدانشگاه دولتی سن پترزبورگ (LLB)
موسسه معدن سن پترزبورگ (پی‌اچ‌دی)
جایزه‌هانشان افتخار
امضا
وبگاه
خدمات نظامی
وفاداریاتحاد شوروی
روسیه
خدمت/شاخهکاگ‌ب؛ سرویس امنیت فدرال روسیه؛ نیروهای مسلح روسیه
سال‌های خدمت
  • ۱۹۷۵–۱۹۹۱
  • ۱۹۹۸–۱۹۹۹
  • ۲۰۰۰–اکنون
درجهسرهنگ
فرمانده معظم کل قوا
جنگ‌ها/عملیات‌

ولادیمیر ولادیمیروویچ پوتین[الف] (زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۵۲) سیاستمدار روسی و افسر اطلاعاتی سابق است که اکنون رئیس‌جمهور روسیه است. او از ۲۰۱۲ میلادی در این سمت در حال خدمت است و پیش از آن نیز از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۸ میلادی نیز این سمت را بر عهده داشت.[۲][ب] همچنین او از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ میلادی و مجددا از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ نیز نخست‌وزیر بود. پوتین پس از الکساندر لوکاشنکو، دومین رئیس‌جمهور اروپایی است که طولانی‌ترین مدت دورهٔ ریاست جمهوری را بر عهده داشته‌است.

پوتین در لنینگراد (سن پترزبورگ کنونی) به‌دنیا آمد و حقوق را در دانشگاه دولتی سن پترزبورگ مطالعه کرد و در ۱۹۷۵ میلادی فارغ‌التحصیل شد. پوتین به عنوان افسر اطلاعاتی خارجی KGB به مدت ۱۶ سال کار کرد و پیش از استعفایش در ۱۹۹۱ میلادی جهت آغاز یک حرفه سیاسی در سن پترزبورگ، به درجه سرهنگ دومی رسید. سپس در ۱۹۹۶ میلادی به مسکو نقل مکان کرد تا به کابینه رئیس‌جمهور بوریس یلتسین بپیوندد. او مدت کوتاهی را به عنوان هدایتگر سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) و وزیر شورای امنیتی، قبل از انتخاب شدن به عنوان وزیر در اوت ۱۹۹۹ میلادی خدمت کرد. پس از استعفای یلتسین، کمتر از چهار ماه پس از انتخاب بی‌درنگش برای اولین دوره ریاست جمهوری، پوتین رئیس‌جمهور کنشگر شده و مجدداً در ۲۰۰۴ میلادی نیز رئیس‌جمهور شد. از آنجا که در آن زمان از نظر قانون اساسی دوره ریاست جمهوری اش به دو دوره پیاپی محدود شده بود، پوتین مجدداً از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ میلادی تحت زعامت دمیتری مدودف به عنوان نخست‌وزیر خدمت کرد و در یک انتخابات در سال ۲۰۱۲ میلادی به ریاست جمهوری بازگشت، انتخاباتی که به دلیل اعتراضات و ادعاهایی مبنی بر تقلب خدشه دار گشت. او مجدداً در ۲۰۱۸ میلادی انتخاب شد. در آوریل ۲۰۲۱، پس از یک رفراندوم، اصلاحیه قانون اساسی را تبدیل به قانون کرد، اصلاحیه‌ای که به او امکان داد دو مرتبه دیگر انتخاب شود و پتانسیل ریاست جمهوری‌اش را تا سال ۲۰۳۶ میلادی نیز گسترش دهد.[۳][۴]

طی اولین دوران تصدی‌اش بر مقام ریاست جمهوری، اقتصاد روسیه به مدت هشت سال پیاپی رشد کرد، به طوری که GDP اندازه‌گیری شده بر حسب قدرت خرید ۷۲٪ افزایش یافت، درامدهای حقیقی با ضریب ۲٫۵ رشد کرده و دستمزدها نیز بیش از سه برابر شدند؛ بیکاری و فقر به کمتر از نصف رسیدند و رضایت خود-ارزیابی شدهٔ روس‌ها از زندگی خود به میزان قابل توجهی افزایش یافت.[۵] این رشد نتیجه این موارد بود: افزایش پنج برابری در قیمت نفت و گاز که عمده صادرات روسیه را تشکیل می‌دهد، بازیابی از رکود پسا-کمونیستی و بحران‌های مالی، افزایش سرمایه‌گذاری خارجی[۶] و سیاست‌های محتاطانه اقتصادی و مالی.[۷][۸] همچنین پوتین باعث پیروزی روسیه در جنگ دوم چچن شد. تحت نخست‌وزیری مدودف، اصلاحات نظامی و سیاسی بزرگ-مقیاس و همچنین پیروزی روسیه در جنگ روسیه و گرجستان را هدایت نمود. طی سومین دوره ریاست جمهوری‌اش، سقوط قیمت نفت همراه با تحریم‌های اعمال شده از آغاز ۲۰۱۴ میلادی، پس از دخالت نظامی روسیه در اوکراین و الحاق کریمه، منجر به کاهش GDP به ۳٫۷٪ تا ۲۰۱۵ میلادی گشت، گرچه که اقتصاد روسیه در ۲۰۱۶ میلادی رشد ۰٫۳ درصدی را در GDP تجربه نمود.[۹] سایر توسعه‌ها تحت زعامت پوتین شامل این مواردند: ساخت خط لوله، ترمیم سامانه ناوبری ماهواره‌ای گلوناس و ایجاد زیرساخت‌های رویدادهای بین‌المللی چون المپیک زمستانی ۲۰۱۴ در سوچی و جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸. در فوریه ۲۰۲۲، پوتین دستور حمله تمام-عیاری را بر اوکراین داد.

تحت رهبری پوتین، روسیه به سمت اقتدارگرایی رفته‌است. متخصصان در حالت کلی روسیه را یک دموکراسی در نظر نمی‌گیرند و زندانی و سرکوب مخالفان سیاسی، ارعاب و سرکوب مطبوعات آزاد و فقدان انتخابات آزاد و منصفانه را از دلایل آن بر می‌شمرند.[پ] روسیه در رابطه با این موارد نمره ضعیفی را کسب کرده‌است: شاخص ادراک فساد متعلق به شفافیت بین‌الملل، شاخص مردم‌سالاری متعلق به واحد اطلاعات اکونومیست و شاخص آزادی در جهان متعلق به خانه آزادی.

اوایل زندگی[ویرایش]

ولادیمیر ولادیمیروویچ پوتین در ۷ اکتبر ۱۹۵۲ میلادی در لنینگراد، SFSR روسی، اتحاد شوروی (سن پترزبورگ کنونی)،[۱۵][۱۶] به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند از سه فرزند ولادیمیر اسپیریدونوویچ پوتین (۱۹۱۱–۱۹۹۹) و ماریا ایوانوونا پوتین (نام تولد: شلمونووا؛ ۱۹۱۱–۱۹۹۸) است. اسپیریدون پوتین، پدربزرگ ولادیمیر پوتین آشپز شخصی ولادیمیر لنین و ژوزف استالین بود.[۱۷][۱۸] تولد پوتین قبل از مرگ دو برادر او به نام‌های ویکتور و آلبرت بود که اواسط دهه ۱۹۳۰ میلادی متولد شده بودند. آلبرت در طفولیت و ویکتور نیز بر اثر دیفتری طی محاصره لنینگراد توسط قوای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم فوت کرد.[۱۹]

مادر پوتین کارگر کارخانه و پدرش در نیروی دریایی شوروی خدمت وظیفه عمومی کرد. پدرش اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی طی وظیفه عمومی خود، در دسته زیردریایی خدمت کرد. اوایل جنگ جهانی دوم، پدر او در گردان تخریب NKVD خدمت کرد.[۲۰][۲۱][۲۲] بعدها به ارتش عادی منتقل شد و در ۱۹۴۲ میلادی به شدت زخمی شد.[۲۳] مادربزرگ مادری پوتین توسط اشغالگران آلمانی در منطقه تور طی ۱۹۴۱ میلادی کشته شده و دایی‌های او طی جنگ جهانی دوم در جبههٔ شرقی ناپدید شدند.[۲۴]

در ۱ سپتامبر ۱۹۶۰ میلادی، پوتین شروع به تحصیل در مدرسه شماله ۱۹۳ در «باسکوف لین» نزدیک خانه‌اش کرد. او یکی از معدود دانش آموزان کلاس تقریباً ۴۵ نفره بود که هنوز عضو سازمان جوانان پیشتاز نشده بود. در سن ۱۲ سالگی شروع به تمرین سامبو و جودو کرد.[۲۵] او در اوقات فراغت از مطالعه مارکس، انگلس و لنین لذت می‌برد.[۲۶] پوتین آلمانی را در دبیرستان شماله ۲۸۱ سن پترزبورگ مطالعه کرده و به زبان آلمانی تکلم می‌کند.[۲۷]

پوتین حقوق را طی سال ۱۹۷۰ میلادی در دانشگاه دولتی لنینگراد که به نام آندری ژدانف نامگذاری شده بود (اکنون به نام دانشگاه دولتی سن پترزبورگ) مطالعه کرد و در ۱۹۷۵ میلادی از آنجا فارغ‌التحصیل گشت.[۲۸] تز او در مورد «اصل تجاری دول کامل الوداد در حقوق بین‌الملل» بود.[۲۹] همزمان با تحصیل در آنجا، او ملزم به پیوستن در حزب کمونیست اتحاد شوروی شد و در آنجا تا زمان از بین رفتن آن حزب (در اوت ۱۹۹۱ میلادی غیرقانونی اعلام شد) به عنوان یک عضو باقی ماند.[۳۰] پوتین با آناتولی سابچاک، استادیاری که قانون تجارت تدریس می‌کرد[ت] و بعدها مؤلف مشترک قانون اساسی روسیه و توطئه‌های فسادی که به هدف خرابکاری در فرانسه صورت می‌پذیرفت شد. پوتین بر حرفه سابچاک در سن پترزبورگ و سابچاک نیز به‌طور متقابل بر حرفه پوتین در مسکو اثرگذار بود.[۳۱]

حرفه KGB[ویرایش]

در KGB، حدود ۱۹۸۰ میلادی

در ۱۹۷۵ میلادی، پوتین به KGB پیوست و در ۴۰۱مین مدرسه KGB در اوختای لنینگراد آموزش دید.[۱۵][۳۲] او پس از تعلیم دیدن در آن مدرسه، قبل از این که به اولین اداره ارشد منتقل شود، در دومین اداره ارشد (ضداطلاعاتی) کار کرد، جایی که خارجیان و مقامات کنسولی را در لنینگراد رصد می‌نمود.[۱۵][۳۳][۳۴] در سپتامبر ۱۹۸۴ میلادی، پوتین به مسکو فرستاده شد تا در مؤسسه پرچم قرمز یوری آندروپوف آموزش ببینید.[۳۵][۳۶][۳۷] او از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ میلادی در درسدن، آلمان شرقی،[۳۸] با یک هویت پوششی به عنوان مترجم خدمت کرد.[۳۹] این دوره از حرفه او غالباً غیرشفاف است.

ماشا گسن، یکی از روسی-آمریکاییانی که زندگی‌نامه‌ای را برای پوتین تألیف کرده، اعلام نموده‌است که: «پوتین و همکارانش غالباً به جمع‌آوری بریده‌های جراید تقلیل یافته‌اند، لذا به انباشت انبوهی از اطلاعات بی‌مصرف حاصل از KGB کمک می‌کنند».[۳۹] همچنین اهمیت کار پوتین توسط جاسوس ارشد سابق اشتازی، مارکوس ولف و همکار سابق پوتین در KGB به نام ولادیمیر اوسولتسِف کم‌اهمیت پنداشته شده‌است. به گفته کاترین بلتون روزنامه‌نگار، این کم‌اهمیت نشان دادن در حقیقت پوششی برای درگیری پوتین در هماهنگی‌های KGB و پشتیبانی از فراکسیون ارتش سرخ تروریستی بوده‌است، فراکسیونی که اعضایش اغلب با پشتیبانی اشتازی در آلمان شرقی پنهان شده بودند و درسدن به عنوان شهرکی «حاشیه‌ای» با حضور کمرنگی از خدمات امنیتی غربی در نظر گرفته می‌شد.[۴۰]

به گفته منبعی بی‌نام که عضو سابقی از RAF بود، در یکی از جلسات درسدن، شبه‌نظامیان فهرستی از اسلحه‌هایی را به پوتین ارائه نمودند که بعدها به RAF در آلمان غربی تحویل داده شد. کلاوس زوکولد، که مدعی‌اند توسط پوتین به کار گرفته شد، گفت مورد اخیر نیز یک نئو-نازی به نام «رینر سونتاگ» را به کار بسته و همچنین تلاش نمود تا مؤلف مطالعاتی بر روی سموم را نیز مورد استفاده قرار دهد.[۴۰] همچنین پوتین طبق گزارش‌ها، با آلمانی‌ها ملاقات نمود تا در زمینه امور ارتباطات بی‌سیم همراه با یک مفسر به کار گرفته شود. او به دلیل سفر مهندسان آلمانی که توسط خودش به کار گرفته شده بودند، درگیر فناوری‌های ارتباطی بیسیم در آسیای جنوب-شرقی بود. این مهندسان به آسیای جنوب-شرقی و غرب سفر می‌کردند.[۳۴]

براساس زندگی‌نامه رسمی پوتین، طی سقوط دیوار برلین که در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ شروع شد، او پرونده‌های مرکز فرهنگی شوروی (خانه دوستی) و ویلای KGB در درسدن را برای مقامات رسمی که خواستار آلمان متحد بودند ذخیره کرد تا معترضینی همچون عوامل KGB و اشتازی را از بدست آوردن و نابودیشان بازدارد. سپس اعتقاد بر این است تکه تنها پرونده‌های KGB را طی چند ساعت سوزاند، اما آرشیوهای مرکز فرهنگی شوروی را برای مقامات آلمانی نگه داشت. هیچ چیز در مورد ملاک‌های انتخاب پرونده‌هایی که باید سوزانده می‌شدند گفته نشده؛ مثلاً در رابطه با پرونده‌های اشتازی یا در مورد پرونده‌های سایر آژانس‌های جمهوری دموکراتیک آلمان یا USSR. او توضیح داد که بسیاری از اسناد صرفاً به این دلیل برای آلمان باقی گذاشته شدند که دیگر کوره منفجر شد. اما بسیاری از اسناد ویلای KGB به مسکو ارسال گشت.[۴۱]

پس از فروپاشی دولت کمونیستی آلمان شرقی، پوتین در نظر داشت تا از فعالیت در خدمات KGB استعفاء دهد، چرا که ظن‌هایی حول وفاداری او طی اعتراضات در درسدن و پیش‌تر پدیدار گشته بود، گرچه که KGB و ارتش سرخ شوروی هنوز هم در آلمان شرقی عملیات می‌کرد و اوایل ۱۹۹۰ به عنوان عضوی از «ذخیره فعال» به لنینگراد بازگشت، جاییکه به مدت سه ماه با بخش امور بین‌المللِ دانشگاه دولتی سن پترزبورگ کار کرد و به نایب-رئیس آنجا، «یوری مولچانوف»، در حالی که بر روی تز دکترایش کار می‌کرد گزارش می‌نمود.[۳۴]

در آنجا، او به دنبال جذب نیروهای جدیدی برای KGB بود و دانشجویان را زیر نظر داشته و دوستی‌اش را با استاد اسبق، آناتولی سابچاک تجدید نمود، کسی که به مدت کوتاهی پس از آن شهردار لنینگراد شد.[۴۲] پوتین مدعی است که با رتبه سرهنگ دومی در ۲۰ اوت ۱۹۹۱ میلادی انصراف داد،[۴۲] یعنی در روز دوم از تلاش جهت کودتا در شوروی در مقابل رئیس‌جمهور شوروی، میخائیل گورباچف.[۴۳] پوتین گفت: «به محض شروع کودتا، من فوراً تصمیم گرفتم که کدام سمتم»، گرچه که او نیز خاطرنشان کرد که این انتخاب سخت بود، چرا که بهترین بخش زندگیش اش را با «ارگان‌ها» سپری نموده بود.[۴۴]

پوتین در ۱۹۹۹ میلادی، کمونیسم را اینگونه توصیف نمود: «کوچه بن‌بستی، بسیار دور از جریان اصلی تمدن».[۴۵]

حرفه سیاسی[ویرایش]

۱۹۹۰–۱۹۹۶: اداره سنت پترزبورگ[ویرایش]

پوتین، لیودمیلا ناروسووا و کسنیا سابچاک در مراسم خاکسپاری مربی سابق پوتین،[۴۶] آناتولی سابچاک، شهردار سنت پترزبورگ (۱۹۹۱–۱۹۹۶)

در مه ۱۹۹۰ میلادی، پوتین به عنوان مشاور امور بین‌الملل برای شهردار لنینگراد، آناتولی سابچاک انتخاب شد. در مصاحبه ۲۰۱۷ با اولیور استون، پوتین گفت که در ۱۹۹۱ میلادی، پس از کودتا علیه میخائیل گورباچف از KGB استعفا داد، چرا که با چیزهایی که اتفاق افتاده بود موافق نبوده و نمی‌خواست بخشی از نیروی اطلاعاتی اداره جدید باشد.[۴۷] براساس جملات پوتین در ۲۰۱۸ و ۲۰۲۱، ممکن است او به عنوان راننده تاکسی خصوصی یا شبیه آن جهت کسب درآمد بیشتر کار کرده باشد.[۴۸][۴۹]

او در ۲۸ ژوئن ۱۹۹۱ میلادی، سردسته کمیته روابط خارجه دفتر شهردار شد که مسئول ترویج روابط بین‌الملل و سرمایه‌گذاری‌های خارجه[۵۰] و سوداگری‌های تجاری بود. طی یک سال، پوتین تحت تحقیقات شورای قانونی شهر به رهبری مارینا سالیل قرار گرفته بود. نتیجه‌گیری این بود که او قیمت‌ها را پایین‌تر نشان داده و اجازه داده تا صادرات فلزاتی به ارزش ۹۳ میلیون دلار با کمک‌های غذایی خارجی معاوضه شود، کمک‌هایی که هیچگاه دریافت نشدند.[۵۱][۲۸] با وجود توصیه سرمایه‌گذاران مبنی بر اخراج پوتین، او به عنوان سردمدار کمیته روابط بیرونی تا ۱۹۹۶ میلادی باقی ماند.[۵۲][۵۳] او از ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی چندین موقعیت سیاسی و حکومتی دیگری را در سنت پترزبورگ در اختیار داشت.[۵۴]

در مارس ۱۹۹۴ میلادی، پوتین به عنوان «اولین نایب رئیس» حکومت سنت پترزبورگ گماشته شد. در مه ۱۹۹۵ میلادی، او شاخه حزب سیاسی طرفدار حکومت به نام «خانه ما - روسیه» را سازماندهی کرد، «حزب لیبرال قدرت» که توسط نخست‌وزیر ویکتور چرنومیردین تأسیس شد. در ۱۹۹۵ میلادی، او کمپین انتخابات قانونی را برای آن حزب مدیریت کرد و از ۱۹۹۵ تا ژوئن ۱۹۹۷ میلادی رهبر شاخه سنت پترزبورگ آن بود.[۵۴]

۱۹۹۶–۱۹۹۹: اوایل حرفه مسکو[ویرایش]

در ژوئن ۱۹۹۶ میلادی، سوبچاک فرصت انتخاب مجددش را در سنت پترزبورگ از دست داد و پوتین که کمپین انتخاباتی‌اش را رهبری می‌کرد، از موقعیت‌های خود در اداره شهر استعفاء داد. او به مسکو نقل مکان کرد و به عنوان نایب رئیس «اداره مدیریت دارایی‌های ریاست‌جمهوری» که سردمدار آن «پاول بورودین» بود گماشته شد. او این موقعیت را تا مارس ۱۹۹۷ میلادی اشغال کرد. او مسئول دارایی‌های خارجی حکومت و سازماندهی انتقال اموال سابق شوروی و حزب کمونیست به فدراسیون روسیه را بر عهده داشت.[۳۱]

پوتین به عنوان هدایتگر FSB در ۱۹۹۸ میلادی

در ۲۶ مارس ۱۹۹۷ میلادی، رئیس‌جمهوری بوریس یلتسین، پوتین را به عنوان نایب رئیس کارکنان ریاست‌جمهوری، پستی که تا مه ۱۹۹۸ میلادی آن را حفظ کرد و رئیس «هیئت مدیره کنترل اصلی اداره مدیریت اموال ریاست‌جمهوری» (تا ژوئن ۱۹۹۸) گماشت. شخص قبلی که این سمت را برعهده داشت، الکسی کودرین و پس از او نیز نیکولای پاتروشف بود که هردو سیاستمداران برجسته آینده و از همراهان پوتین بودند.[۳۱]

در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷ میلادی، در مؤسسه معدنکاری سنت پترزبورگ که تحت هدایت ولادیمیر لیتوینکو بود، پوتین از رساله «کاندیدای علمی» اش در اقتصاد با عنوان «برنامه‌ریزی استراتژیک منابع منطقه‌ای تحت تشکیل روابط بازار» دفاع کرد.[۵۵] این نمونه‌ای از عرف در روسیه را نشان می‌داد که در آن جوان درحال پیشرفت درامور رسمی، اثر پژوهشی را در اواسط حرفه خود می‌نوشت.[۵۶] وقتی بعدها پوتین رئیس‌جمهور شد، آن تز پس از کشف این که ۱۵ صفحه از آن از یک کتاب درسی آمریکایی کپی شده‌است، مبدل به هدفی برای اتهامات دستبرد فکری توسط اعضای نهاد بروکینگز شد.[۵۷] پوتین پاسخ داد که آن تز دارای ارجاعات بوده،[۵۸][۵۹] اما اعضای بروکینگز اظهار داشتند که در آن دستبرد فکری صورت گرفته، ولو اینکه این عمل شاید غیر عامدانه بوده باشد.[۵۸] کمیته تز اتهامات را رد کرد.[۵۹][۶۰]

در ۲۵ مه ۱۹۹۸ میلادی، پوتین به عنوان اولین نایب رئیس کارکنان ریاست‌جمهوری برای مناطق انتخاب شد، او جانشین ویکتوریا میتینا بود و در ۱۵ ژوئیه، به عنوان سردمدار کمیسیون آماده‌سازی توافق‌نامه‌های تعیین حدود قدرت مناطق و سردمدار مرکز فدرال متصل به ریاست جمهوری انتخاب گشت که در سمت اخیر جانشین سرگئی شاخرای بود. پس از گماشته شدن پوتین، این کمیسیون هیچ توافق‌نامه‌ای را تکمیل نکرد، گرچه که طی دوره شاخرای به عنوان رئیس کمیسیون، ۴۶ تا از چنین توافقاتی امضاء شده‌اند.[۶۱] پوتین بعدها پس از این که رئیس‌جمهور شد، تمام ۴۶ توافق را لغو کرد.[۳۱]

در ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۸ میلادی، یلتسین پوتین را به عنوان هدایتگر سرویس امنیت فدرال روسیه (FSB) منصوب کرد که اولین سازمان اطلاعاتی و امنیتی فدراسیون روسیه بود که جایگزین KGB شد.[۶۲]

۱۹۹۹:نخست‌وزیری[ویرایش]

پوتین با رئیس‌جمهور، بوریس یلتسین در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ میلادی، هنگامی که یلتسین استعفایش را اعلام نمود

در ۹ اوت ۱۹۹۹ میلادی، پوتین به عنوان یکی از سه نایب نخست‌وزیر گماشته شد و بعداً همان روز به عنوان نخست‌وزیر کنشگر حکومت فدراسیون روسیه توسط رئیس‌جمهور یلتسین گماشته شد.[۶۳] همچنین یلتسین اعلام کرد که می‌خواهد پوتین جانشینش باشد. بعداً همان روز، پوتین موافقت کرد تا برای ریاست‌جمهوری اقدام کند.[۶۴]

در ۱۶ اوت، دومای دولتی انتصاب او را به عنوان نخست‌وزیر با ۲۳۳ رأی موافق تأیید کرد (در مقابل ۸۴ رأی مخالف و ۱۷ رأی ممتنع)،[۶۵] در حالی که اکثریت ۲۲۶ هم کافی بود و بدین ترتیب باعث شد تا در کمتر از ۱۸ ماه نخست‌وزیر پنجم روسیه شود. عده قلیلی انتظار داشتند که پوتین پس از انتصابش از سلف سابق خود بیشتر دوام آورد. او در ابتدا یلتسین را بعنوان وفادار قلمداد می‌کرد؛ پوتین همچون سایر نخست‌وزیران بوریس یلتسین خودش وزرا را انتخاب نکرده و کابینه او توسط اداره ریاست جمهوری تعیین می‌گشت.[۶۶]

معارضان اصلی یلتسین و کسانی که در آینده جانشینش شدند، کمپینی را جهت جایگزینی رئیس‌جمهور رنجور ایجاد نموده و به سختی می‌جنگیدند تا از ظهور پوتین به عنوان جانشین بالقوه پوتین جلوگیری به عمل آورند. پس از بمب‌گذاری‌های آپارتمانی روسیه و یورش داغستان توسط مجاهدین، شامل عوامل اسبق KGB که در جمهوری چچن ایچکریا بودند، تصویر قانون-و-نظمی که از پوتین وجود داشت و رهیافت بی‌امان به جنگ دوم چچن، همگی به زودی منجر به معروفیت او شده و به او امکان داد تا بر رقبای خویش فائق آید.

درحالی که پوتین قبلاً با هیچ حزبی همکاری نکرده بود، حمایت خویش را از حزب اتحاد تازه تشکیل شده اعلام کرد،[۶۷] حزبی که از نظر درصد آرای توده (۲۳٫۳٪) در انتخابات دسامبر ۱۹۹۹ میلادی دوما مقام دوم را داشت و به نوبه خود نیز از پوتین حمایت نمود.

۱۹۹۹–۲۰۰۰:ریاست‌جمهوری کنشگر[ویرایش]

پوتین، ۱۹۹۹

در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ میلادی، یلتسین به‌طور غیرمنتظره‌ای استعفاء داد و براساس قانون اساسی روسیه، پوتین «رئیس‌جمهور کنشگر فدراسیون روسیه» شد. او با در دست گرفتن این نقش، به ملاقات از پیش برنامه‌ریزی شده‌ای با نیروهای روسی در چچن رفت.[۶۸]

اولین فرمان ریاست جمهوری که پوتین در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ میلادی امضا کرد این عنوان را داشت: «در مورد ضمانت‌های ریاست جمهوری سابق فدراسیون روسیه و اعضای خانواده‌اش».[۶۹][۷۰] این فرمان از پیگیری نشدن «اتهامات فساد علیه رئیس‌جمهور بیرون‌رونده و مرتبطینش» اطمینان حاصل می‌کرد.[۷۱] از قابل توجه‌ترین مواردی که هدف قرار گرفت، پرونده رشوه «مابتکس» بود که در آن اعضای خانواده یلتسین درگیر ماجرا بودند. در ۳۰ اوت ۲۰۰۰ میلادی، یکی از تحقیقات جنایی (شماره ۱۸/۲۳۸۲۷۸–۹۵) که خود پوتین،[۷۲][۷۳] به عنوان عضوی از حاکمیت شهر سن پترزبورگ، جزوی از مظنونان آن بود، متوقف شد.

در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۰ میلادی، باز پرونده دیگری علیه تعقیب‌کننده کل به علت «فقدان شواهد» بسته شد، با وجود این که هزاران سند توسط تعقیب‌گران سوئیسی ارسال شده بود.[۷۴] در ۱۲ فوریه ۲۰۰۱ میلادی، پوتین قانون فدرال مشابهی را امضاء کرد که فرمان ۱۹۹۹ را جایگزین می‌نمود. پرونده‌ای که مرتبط با اتهامات فساد پوتین در صادرات فلزات از ۱۹۹۲ میلادی بود که توسط «مارینا سالیل» برگردانده شده بود، اما مارینا ساکت شده و مجبور به ترک سنت پترزبورگ گشت.[۷۵]

درحالیکه معارضین برای انتخاباتی در ژوئن ۲۰۰۰ میلادی آماده شده بودند، استعفای یلتسین منجر به انتخابات ریاست جمهوری شد که سه ماه بعد در ۲۶ مارس ۲۰۰۰ میلادی قرار بود برگزار شود؛ انتخاباتی که پوتین با ۵۳٪ آراء برنده دور اول آن شد.[۷۶][۷۷]

۲۰۰۰–۲۰۰۴: اولین دوره ریاست جمهوری[ویرایش]

پوتین در حال ادای سوگند ریاست جمهوری در کنار بوریس یلتسین، مه ۲۰۰۰ میلادی
پوتین با تام بروکا، قبل از مصاحبه در ۲ ژوئن ۲۰۰۰ میلادی

مراسم تحلیف پوتین در ۷ مه ۲۰۰۰ میلادی رخ داد. پوتین وزیر مالیه، میخائیل کاسیانوف را به عنوان نخست‌وزیر برگزید.

اولین چالش عمده برای محبوبیت پوتین در اوت ۲۰۰۰ میلادی روی داد، هنگامی که او در معرض اتهام مدیریت بد فاجعه زیردریایی «کورسک» قرار گرفت.[۷۸] علت عمده آن انتقاد به این دلیل بود که چندین روز طول کشید تا پوتین از تعطیلات بازگردد و چندین روز دیگر نیز طول کشید تا از صحنه حادثه بازدید نماید.[۷۸]

پوتین بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ میلادی آماده بازسازی وضعیت فقیرانه کشور شد و ظاهراً در تنازع قدرت با اولیگارش‌های روسی برنده شده و به قدرت «چانه‌زنی بزرگی» در رابطه با آن‌ها دست یافت. این قدرت چانه‌زنی به اولیگارش‌ها امکان داد تا عمده قدرتشان را در تبادل با حمایت صریحشان از حکومت پوتین و در هماهنگی با او حفظ کنند.[۷۹][۸۰]

رویداد گروگان‌گیری در تئاتر مسکو طی اکتبر ۲۰۰۲ میلادی رخ داد. بسیاری از جراید روسیه و رسانه‌های بین‌المللی هشدار دادند که مرگ ۱۳۰ گروگان در نیروهای ویژه طی این بحران، به شدت محبوبیت پوتین را خدشه دار خواهد نمود. با این حال، به مدت کوتاهی پس از پایان محاصره، رئیس‌جمهوری روسیه از درصد تأیید عمومی بالای ۸۳ درصدی روس‌ها لذت برده، درصدی که از پوتین و نحوه مدیریت محاصره راضی بودند.[۸۱]

در ۲۰۰۳ میلادی، رفراندومی در چچن برگزار شد و قانون اساسی جدیدی را اقتباس کرد که اعلام می‌نمود جمهوری چچن بخشی از روسیه است؛ از سوی دیگر، این منطقه خودمختار می‌شد.[۸۲] چچن به تدریج با برگزاری انتخابات پارلمانی و یک حکومت منطقه‌ای پایدار می‌شد.[۸۳][۸۴] در سرتاسر جنگ دوم چچن، روسیه به شدت تحرکات طغیان‌گری چچنی را از کار انداخت؛ با این حال، حملات پراکنده توسط شورشیان در سراسر قفقاز شمالی رخ داد.[۸۵]

۲۰۰۴–۲۰۰۸:دور دوم ریاست‌جمهوری[ویرایش]

پوتین با جونیچیرو کویزومی، ژاک شیراک، گرهارد شرودر، سیلویو برلوسکونی، جرج دابلیو. بوش و سایر رهبران حکومت‌های جهانی در مسکو طی رژهٔ روز پیروزی در ۹ مه ۲۰۰۵ میلادی.[۸۶]

در ۱۴ مارس ۲۰۰۴ میلادی، پوتین برای دور دوم برای ریاست جمهوری انتخاب شد و ۷۱ درصد آراء توده را جذب نمود.[۸۷] گروگان‌گیری در مدرسه بسلان در ۱–۳ سپتامبر ۲۰۰۴ روی داد که در آن بیش از ۳۳۰ فرد شامل ۱۸۶ کودک کشته شدند.[۸۸]

دوره ده ساله پیش از ظهور پوتین و پس از انحلال حکومت شوروی، دوران خیزش روسیه بود.[۸۹] در سخنرانی ۲۰۰۵ کرملین، پوتین فروپاشی اتحادیه شوروی را به عنوان «بزرگترین فاجعه قرن بیستم» بیان نمود.[۹۰] پوتین تصریح کرد که «به علاوه، همه‌گیری ازهم‌پاشیدگی به خود روسیه نیز سرایت کرد».[۹۱] تور ایمنی اجتماعی گهواره-تا-گور از بین رفته تو امید به زندگی در دوره قبل از حاکمیت پوتین افول کرد.[۹۲] در ۲۰۰۵ میلادی، «پروژه‌های اولیت ملی» برای ارتقاء سلامت، آموزش، مسکن و کشاورزی روسیه برپا گشتند.[۹۳][۹۴]

محاکمه ثروتمندترین مرد مجرم روسیه، رئیس شرکت نفت و گاز یوکاس، میخائیل خودورکوفسکی به دلیل کلاهبرداری و فرار مالیاتی از دید جراید بین‌المللی به عنوان انتقام‌گیری از کمک‌های مالی خودوکوفسکی به هردوی معارضین لیبرال و کمونیست کرملین دیده شد.[۹۵] خودورکوفسکی دستگیر شد، یوکاس ورشکسته شده و اموال شرکت زیر قیمت بازار به حراج گذاشته شد، به طوری که بزرگترین سهم توسط شرکت دولتی روس‌نفت بدست آمد.[۹۶] سرنوشت یوکاس به عنوان علامتی از حرکت گسترده‌تر روسیه به سمت نظام سرمایه‌داری دولتی دیده شد.[۹۷][۹۸] این مسئله در ژوئیه ۲۰۱۴ برجسته شد، هنگامی که سهامداران یوکاس ۵۰ میلیارد دلار را برای جبران از سوی دیوان دائمی داوری در لاهه دریافت نمودند.[۹۹]

آنا پولیتکوفسکایا، روزنامه‌نگاری که در ۷ اکتبر ۲۰۰۶ میلادی فساد در ارتش روسیه و شاخه آن در چچن را برملا کرد، در تالار آپارتمانش در سالگرد تولد پوتین مورد هدف گلوله قرار گرفت. مرگ پولیتکوفسکایا انتقادات بین‌المللی را براه انداخته و پوتین را متهم کردند که قادر به حفاظت از رسانه‌های مستقل جدید کشور نیست.[۱۰۰][۱۰۱] خود پوتین گفت که مرگ او مشکلات بیشتری را برای حکومت ایجاد کرد تا نوشته‌هایش.[۱۰۲]

پوتین، بیل کلینتون، جورج اچ. دبلیو. بوش و لودمیلا پوتینا در خاکسپاری دولتی بوریس یلتسین در مسکو، آوریل ۲۰۰۷ میلادی

در ۲۰۰۷ میلادی، «راهپیمایی مخالفان» توسط گروه اپوزیسیون «روسیهٔ دیگر» سازماندهی شد که توسط قهرمان سابق شطرنج، گری کاسپارف و رهبر بلشویست ملی، ادوارد لیمونوف رهبری می‌شد.[۱۰۳] پس از هشدارهایی که از قبل داده شده بودند، تظاهرات در چندین شهر روسیه با کنش پلیس روبرو گشته که شامل مداخله در مسافرت تظاهرکنندگان و دستگیری حدود ۱۵۰ نفری شد که تلاش به شکستن خطوط پلیس کرده بودند.[۱۰۴]

در ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پوتین به درخواست نخست‌وزیر میخائیل فرادکوف، دولت را منحل کرد. فرادکوف توضیح داد دکه این کار برای «باز کردن دست» رئیس‌جمهور جهت دورخیز برای انتخابات پارلمانی بوده‌است. ویکتور زابکوف به عنوان نخست‌وزیر جدید گماشته شد.[۱۰۵]

در دسامبر ۲۰۰۷ میلادی، روسیه واحد طبق نتایج انتخابات پارلمانی، ۶۴٫۲۴٪ آراء را جهت حضور در دومای دولتی کسب کردند.[۱۰۶] پیروزی روسیه متحد در انتخابات دسامبر ۲۰۰۷ میلادی توسط بسیاری به عنوان نشانه‌ای از حمایت قدرتمند توده مردم از رهبری آن زمان روسیه و سیاست‌هایش دیده شد.[۱۰۷][۱۰۸]

سیاست‌های داخلی[ویرایش]

سیاست‌های داخلی پوتین، به‌خصوص اوایل دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، خلق ساختار قدرت عمودی را هدف قرار داده بود. در ۱۳ مه ۲۰۰۰ میلادی، او حکمی را جهت سازمان‌دهی ۸۹ واحد فدرال روسیه را به نواحی ادره‌ای فدرال صادر کرده و فرستادهٔ ریاست‌جمهوری را برای هرکدام از این نواحی گماشت (که عنوان رسمی‌اش، «نمایندگی تام‌الاختیار» بود).[۱۰۹]

در مه ۲۰۰۰ میلادی، پوتین هفت ناحیه فدرال را برای اهداف اداره‌ای معرفی نمود. در ژانویه ۲۰۱۰ میلادی، هشتمین ناحیه فدرالی قفقاز شمالی (در اینجا به رنگ بنفش درآمده است) از ناحیه فدرالی جنوبی جدا شد. در مارس ۲۰۱۴ میلادی، نهمین ناحیه فدرالی جدید کریمه پس از الحاق کریمه به فدراسیون روسیه تشکیل شد. در ژوئیه ۲۰۱۶ میلادی، این ناحیه به ناحیه فدرال جنوبی الحاق گشت.

به گفته استیفن وایت، تحت ریاست جمهوری پوتین، روسیه به وضوح نشان داد که هیچ تمایلی برای برقراری «ویرایش دومی» از سامانه سیاسی آمریکایی یا بریتانیایی ندارد، بلکه این سامانه به سنن و شرایط خود روسیه نزدیک تر است.[۱۱۰] برخی از مفسرین اداره پوتین را به عنوان «دموکراسی مسلط» توصیف نموده‌اند.[۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳] به گفته طرفداران این توصیف (در درجه اول ولادیسلاو سورکوف)، کنش‌های حکومتی و سیاست‌ها بالاتر از هرچیزی باید از محبوبیت عمومی درون روسیه منتفع شود، نه این که تحت تأثیر یا هدایت خارج از کشور قرار بگیرد.[۱۱۴] با این حال عملکرد این سامانه توسط اقتصاددان سوئدی، آندرز آسلوند بیان شده:[۱۱۵]

پس تصاحب ریاست جمهوری در ۲۰۱۲ میلادی توسط پوتین، بهترین توصیفی که از نقش او شده، چنان‌که روس‌ها علاقه مندند بیان کنند یک «مدیریت دستی» بوده‌است. پوتین هرکاری بخواهد می‌کند، بدون توجه چندان به عواقبش، به جز یک استثناء. طی سقوط مالی روسیه در ۱۹۹۸ میلادی، پوتین یادگرفت که بحران‌های مالی از نظر سیاسی برهم زنندهٔ ثبات بوده و باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد. ازین رو او به پایداری مالی اهمیت می‌دهد.

— آندرز آسلوند، "اوهام روسیهٔ پوتین"

دوره پس از ۲۰۱۲ میلادی نیز شاهد تظاهرات انبوه در مقابل تحریف انتخابات، سانسور و سخت‌کردن قوانین آزادی اجتماعات بود.

در ژوئیه ۲۰۰۰ میلادی، براساس یکی از قوانین پیشنهاد شده پوتین و تأیید شده توسط مجلس فدرال روسیه، پوتین این حق را پیدا کرد تا سران نواحی ۸۹ گانه فدرال را عزل کند. در ۲۰۰۴ میلادی، انتخابات مستقیم آن سران (که غالباً به آن «فرمانداران» گفته‌می‌شود) توسط آرای توده‌ای با سامانه‌ای جایگزین شد که در آن می‌توانستند توسط رئیس‌جمهور نامزد شده و توسط قانونگذاران منطقه‌ای تأیید یا رد شوند.[۱۱۶][۱۱۷] این ساختار از نظر پوتین حرکت لازمی جهت متوقف‌سازی تمایلات جدایی‌خواهانه و رها شدن از آن فرماندارانی بود که مرتبط با جرایم سازمان‌یافته بودند.[۱۱۸] این کنش و سایر کنش‌های حکومتی تحت ریاست‌جمهوری پوتین اعمال شدند و موجب برانگیختن انتقاداتی از سوی بسیاری از رسانه‌های مستقل روسی و مفسران غربی شده و آن‌ها را ضد-دموکراسی نامیدند.[۱۱۹][۱۲۰] در ۲۰۱۲، همان‌طور که توسط جانشین پوتین دمیتری مدودف پیشنهاد شد، مجدداً انتخاب مستقیم فرمانداران به ساختار سیاسی روسیه معرفی گشت.[۱۲۱]

پوتین طی اولین دور خود در سمتش، با برخی از اولیگارش‌های عصر یلتسین به علاوه معارضین سیاسی‌اش مخالفت ورزید که منجر به تبعید یا زندانی شدن افرادی چون بوریس برزوفسکی، ولادیمیر گوسینسکی و میخائیل خودورکوفسکی شد؛ سایر اولیگارش‌هایی چون رومن آبراموویچ و آرکادیا راتنبرگ جزو دوستان و متحدین پوتین هستند.[۱۲۲]

پوتین در تدوین قوانین سرزمینی و مالیاتی موفق شده و دستورالعمل‌های جدیدی را در زمینه قوانین کار، مدیریت، جنایی، تجاری و فرایندهای مدنی اعلام نمود.[۱۲۳] حکومت پوتین تحت ریاست جمهوری مدودف، برخی از اصلاحات کلیدی را در نواحی چون امنیت حکومت، اصلاحات پلیس روسیه و اصلاحات نظامی روسیه را اجرا نمود.[۱۲۴]

همه‌پرسی و اصلاحات قانون اساسی[ویرایش]

پوتین در ۳ ژوئیه ۲۰۲۰ فرمان اجرایی را امضا کرد تا به‌طور رسمی اصلاحاتی را در قانون اساسی روسیه انجام دهد که به او اجازه می‌داد برای دو دوره شش ساله دیگر نامزد شود. این اصلاحات در ۴ ژوئیه ۲۰۲۰ اعمال شد.[۱۲۵]

از ۱۱ ژوئیه، تظاهرات در منطقه خاباروفسک در شرق دور روسیه در حمایت از فرماندار منطقه دستگیر شده سرگئی فورگال برگزار شده‌است. تظاهرات ۲۰۲۰ منطقه خاباروفسک به‌طور فزاینده ای ضد پوتین شده‌است. نظرسنجی لوادا در ژوئیه ۲۰۲۰ نشان داد که ۴۵ درصد از روس‌های مورد بررسی از اعتراضات حمایت کردند.[۱۲۶][۱۲۷]

در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۱، دو عضو کنگره ایالات متحده طرحی را ارائه دادند که بر اساس آن آمریکا در صورت باقی ماندن پوتین در قدرت پس از سال ۲۰۲۴ او را به عنوان رئیس‌جمهور به رسمیت نشناسد. کرملین این اقدام را به عنوان تلاشی برای مداخله در امور داخلی خود محکوم کرد.[۱۲۸]

در ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰، پوتین لایحه ای را امضا کرد که به رؤسای جمهور سابق روسیه مصونیت دادستانی مادام العمر می‌دهد.[۱۲۹]

سیاست اقتصادی، صنعتی و انرژی[ویرایش]

پوتین و مشاور شخصی او برل لازار در سال ۲۰۰۵

در دورهٔ تصدی پوتین از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷، اقتصاد روسیه به‌طور متوسط ۷٪ در سال رشد کرد،[۱۳۰] و تبدیل به هفتمین اقتصاد بزرگ دنیا از نظر قدرت خرید شد. تولید ناخالص داخلی نامی روسیه ۶ برابر شد و از رتبهٔ ۲۲ م جهان به ۱۰ م رسید. در سال ۲۰۰۷، تولید ناخالص داخلی روسیه از جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه در سال ۱۹۹۰ بیشتر شد، که به معنای غلبه کردن بر پیامدهای ویرانگر بحران مالی ۱۹۹۸ روسیه و رکود پیشتر در دههٔ ۱۹۹۰ بود.[۱۳۱]

در هشت سال صدارت پوتین، صنعت، و نیز تولید، ساختمان، درامدهای واقعی، اعتبار و طبقهٔ متوسط به‌طور قابل توجهی رشد کرد.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵] پوتین به دلیل محور دادوستد پایاپای گسترده و رشد دادن اقتصاد در پی آن ستوده شده‌است.[۱۳۶] به هر حال مشکل تورم همچنان پابرجا ماند. پوتین یکی از حامیان دیپلماسی جهانی دو قطبی با محوریت آمریکا و روسیه است[۱۳۱]

سیاست مذهبی[ویرایش]

پوتین و رهبران مذهبی روسیه، فوریه ۲۰۰۱

پوتین مرتباً در مهمترین مراسم کلیسای ارتدکس روسی در روزهای مقدس اصلی شرکت می‌کند. او با پاتریارک‌های کلیسای روسی، آلکسی ریدیگر فقید و کیریل یکم کنونی رابطه نزدیکی برقرار کرده‌است. او به عنوان رئیس‌جمهور، فعالانه جهت ترویج لایحه کمونیون قانون کلیسایی با پاتریارک‌نشین مسکو، امضا شده در ۱۷ مه ۲۰۰۷، رابطه بین کلیسای ارتدکس روسی مستقر در مسکو و کلیسای ارتدکس روسی خارج از روسیه را پس از ۸۰ سال شکاف احیا کرد، کوشید.[۱۳۷]

در دوره پوتین، فدراسیون جوامع یهودی روسیه که یهودی حسیدی است به طرز فزاینده ای درون جماعت یهودی اثرگذار شد، که تا حدی ناشی از نفوذی است که سرمایه داران حامی فدراسیون مشخصاً لو لویف و رومن آبراموویچ از طریق همپیمانی با پوتین به دست آورده‌اند.[۱۳۸][۱۳۹] بنا بر JTA، پوتین در میان جامعه یهودیان روسیه محبوب است، و او را به عنوان نیرویی برای ثبات می‌دانند. برل لازار، راب اعظم روسیه، گفت که پوتین «توجه زیادی به نیازهای جامعه ما دارد و احترام عمیقی برای ما دارد».[۱۴۰] در سال ۲۰۱۶, رانلد لودر، رئیس کنگره جهانی یهودیان، هم پوتین را برای تبدیل روسیه به کشوری که در آن از یهودیان در آن استقبال می‌شود ستود.[۱۴۱]

سازمان‌های حقوق بشر و مدافعان آزادی مذهبی از وضعیت آزادی مذهبی در روسیه انتقاد کرده‌اند.[۱۴۲] در سال ۲۰۱۶، قانونی در دوره پوتین تصویب شد که فعالیت مبلغین مذهبی در روسیه را ممنوع می‌کرد.[۱۴۲] اقلیت‌های مذهبی بدون خشونت و براساس قوانین ضد افراط گرایی تحت آزار قرار گرفته‌اند.

تصویر عمومی[ویرایش]

پوتینیسمز[ویرایش]

پوتین بسیاری از سخنان قصار و عباراتی دارد که در مجموع به آن پوتینیسمز گفته می‌شود.[۱۴۳] بسیاری از آن‌ها اولین بار طی کنفرانس‌های پرسش و پاسخ سالانه‌اش به کار رفته‌اند که در آن‌ها پوتین سؤالاتی را از روزنامه‌نگاران و سایر افراد درون استودیو و همچنین روس‌های سراسر کشور را پاسخ گفته، به طوری که افراد از طریق تلفن درون استودیوها یا سایر مناطق باز سراسر روسیه سؤالاتشان را مطرح می‌کردند. پوتین به دلیل داشتن زبان زمخت و تیز معروف است که اغلب به جوک‌های روسی و گفتار عامیانه نیز گریزی می‌زند.[۱۴۳]

پوتین برخی مواقع از اصطلاحات تخصصی جنایی (در روسیه به «فنیا» معروف است) استفاده می‌کند، گرچه که همیشه به درستی از آن‌ها استفاده نمی‌کند.[۱۴۴]

زندگی شخصی[ویرایش]

خانواده[ویرایش]

پوتین و لودمیلا پوتینا در مراسم ازدواجشان، ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۳

در ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۳ میلادی، پوتین با لودمیلا پوتینا ازدواج کرد و با هم در آلمان شرقی از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ میلادی زندگی کردند. آن‌ها دارای دو دختر به نام‌های ماریا پوتینا، متولد ۲۸ آوریل ۱۹۸۵ میلادی در لنینگراد و یکاترینا پوتینا، متولد ۳۱ اوت ۱۹۸۶ میلادی در درسدن واقع در آلمان شرقی.[۱۴۵]

تحقیقات «پروئکت مدیا» در نوامبر ۲۰۲۰ میلادی منتشر شد و ادعا نمود که پوتین دختر دیگری به نام الیزاوتا (که به «لوئیا روزووا» شناخته می‌شود[۱۴۶]) دارد، او در مارس ۲۰۰۳ میلادی بدنیا آمد[۱۴۷] و مادر او «سوتلانا کریونوگیخ» است.[۱۴۸][۱۴۹]

در آوریل ۲۰۰۸ میلادی، «موسکفسکی کورسپوندنت» گزارش کرد که پوتین از لیودمیلا طلاق گرفته و درگیر ازدواج با صاحب مدال طلای المپیک، آلینا کابائوا است که یکی از ژیمیناستیک‌کاران ریتمیک سابق و سیاستمدار روسی است.[۱۵۰] این داستان تکذیب شد[۱۵۰] و روزنامه به مدت کوتاهی پس از آن تعطیل شد.[۱۵۱] پوتین و لیودمیلا با یکدیگر به عنوان زن و شوهر در در محافل عمومی ظاهر شدند، در حالی که موضوع روابط او با «کابائوا» موضوع گمانه‌زنی‌هایی گشت.[۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵] در سال‌های پس از آن، گزارش‌های غیرمستند متعددی وجود داشت مبنی بر این که پوتین و کابائوا چندین فرزند با یکدیگر دارند، گرچه که این گزارش‌ها رد شدند.[۱۵۶]

در ۶ ژوئن ۲۰۱۳ میلادی، پوتین و لیودمیلا اعلام نمودند که ازدواجشان پایان یافته و در ۱ آوریل ۲۰۱۴ میلادی، کرملین تأیید کرد که طلاق نهایی شده‌است.[۱۵۷][۱۵۸][۱۵۹] در ۲۰۱۵، طبق گزارش‌ها کابائوا دختری بدنیا آورد؛ ادعا شده که پوتین پدر اوست.[۱۵۶][۱۵۳][۱۶۰] در ۲۰۱۹ میلادی، طبق گزارش‌ها کابائوا دو پسر دوقلو از پوتین بدنیا آورد.[۱۶۱][۱۶۲]

پوتین دو نوه دارد که در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۷ میلادی بدنیا آمدند.[۱۶۳][۱۶۴]

برادرزاده پوتین به نام «ایگور پوتین»، هدایتگر بانک مستر مستقر در مسکو بود و به چندین رسوایی پولشویی متهم شد.[۱۶۵][۱۶۶]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. ‎/ˈptɪn/‎؛ روسی: Владимир Владимирович Путин، [vlɐˈdʲimʲɪr vlɐˈdʲimʲɪrəvʲɪtɕ ˈputʲɪn] (دربارهٔ این پرونده شنیدن)
  2. پوتین در اوت ۱۹۹۹ میلادی نخست‌وزیر شد. در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ میلادی در حالی که سمت نخست‌وزیری را در دست داشت رئیس‌جمهور کنشگر شد؛ بعداً به صورت رسمی در ۷ مه ۲۰۰۰ میلادی به‌طور رسمی رئیس‌جمهور شد.
  3. منابع می‌گویند که متخصصین روسیه را به عنوان یک دموکراسی در نظر نمی‌گیرند:[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴]
  4. روسی: хозяйственное право.

منابع[ویرایش]

  1. "Vladimir Putin quits as head of Russia's ruling party". 24 April 2012. Archived from the original on 10 January 2022 – via The Daily Telegraph.
  2. "Timeline: Vladimir Putin - 20 tumultuous years as Russian President or PM". Reuters. 9 August 2019. Retrieved 29 November 2021.
  3. "Putin signs law allowing him to serve 2 more terms as Russia's president". www.cbsnews.com.
  4. "Putin — already Russia's longest leader since Stalin — signs law that may let him stay in power until 2036". USA TODAY.
  5. Guriev, Sergei; Tsyvinski, Aleh (2010). "Challenges Facing the Russian Economy after the Crisis". In Anders Åslund; Sergei Guriev; Andrew C. Kuchins (eds.). Russia After the Global Economic Crisis. Peterson Institute for International Economics; Centre for Strategic and International Studies; New Economic School. pp. 12–13. ISBN 978-0-88132-497-6.
  6. "ПОСТУПЛЕНИЕ ИНОСТРАННЫХ ИНВЕСТИЦИЙ ПО ТИПАМ". Rosstat
  7. Putin: Russia's Choice, (Routledge 2007), by Richard Sakwa, Chapter 9.
  8. Fragile Empire: How Russia Fell In and Out of Love with Vladimir Putin, Yale University Press (2013), by Ben Judah, page 17.
  9. "It's Official: Sanctioned Russia Now Recession Free". Forbes. 3 April 2017.
  10. Frye, Timothy (2021). Weak Strongman: The Limits of Power in Putin's Russia. Princeton University Press. p. [کدام صفحه؟]. ISBN 978-0-691-21246-3.
  11. Levitsky, Steven; Way, Lucan A. (2010). Competitive Authoritarianism: Hybrid Regimes after the Cold War (به انگلیسی). Cambridge University Press. ISBN 978-1-139-49148-8.
  12. Gill, Graeme. "Building an Authoritarian Polity: Russia in Post-Soviet Times". Cambridge University Press. Retrieved 24 July 2018.
  13. Reuter, Ora John (2017). The Origins of Dominant Parties: Building Authoritarian Institutions in Post-Soviet Russia (به انگلیسی). Cambridge: Cambridge University Press. doi:10.1017/9781316761649. ISBN 978-1-316-76164-9.
  14. "Authoritarian Modernization in Russia: Ideas, Institutions, and Policies". Routledge.com. Retrieved 24 July 2018.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ Rosenberg, Matt (12 August 2016). "When Was St. Petersburg Known as Petrograd and Leningrad?". About.com. Retrieved 16 September 2016.
  16. "Prime Minister of the Russian Federation – Biography". 14 May 2010. Archived from the original on 14 May 2010. Retrieved 31 July 2015.
  17. "Putin says grandfather cooked for Stalin and Lenin". reuters.com. Reuters. 11 March 2018. Retrieved 30 January 2021.
  18. Sebestyen, Victor (2018), Lenin the Dictator, London: Weidenfeld & Nicolson, p. 422, ISBN 978-1-4746-0105-4
  19. "At Event, a Rare Look at Putin's Life". The New York Times. 27 January 2012.
  20. Vladimir Putin; Nataliya Gevorkyan; Natalya Timakova; Andrei Kolesnikov (2000). First Person. trans. Catherine A. Fitzpatrick. PublicAffairs. p. 208. ISBN 978-1-58648-018-9.
  21. First Person An Astonishingly Frank Self-Portrait by Russia's President Vladimir Putin The New York Times, 2000.
  22. Putin's Obscure Path From KGB to Kremlin بایگانی‌شده در ۴ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine Los Angeles Times, 19 March 2000.
  23. (Sakwa 2008, p. 3)
  24. Sakwa, Richard. Putin Redux: Power and Contradiction in Contemporary Russia (2014), p. 2.
  25. "Prime Minister". Russia.rin.ru. Retrieved 24 September 2011.
  26. Truscott, Peter (2005). Putin's Progress: A Biography of Russia's Enigmatic President, Vladimir Putin. p. 40. ISBN 978-0-7434-9607-0. Retrieved 2022-02-25 – via Google Books.
  27. "In Tel Aviv, Putin's German Teacher Recalls 'Disciplined' Student". Haaretz. 26 March 2014. Archived from the original on 19 November 2015. Retrieved 16 April 2016.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ Hoffman, David (30 January 2000). "Putin's Career Rooted in Russia's KGB". The Washington Post.
  29. Lynch, Allen. Vladimir Putin and Russian Statecraft, p. 15 (Potomac Books 2011).
  30. Владимир Путин. От Первого Лица. Chapter 6 بایگانی‌شده در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ ۳۱٫۳ Pribylovsky, Vladimir (2010). "Valdimir Putin" (PDF). Власть–2010 (60 биографий) (به روسی). Moscow: Panorama. pp. 132–139. ISBN 978-5-94420-038-9.
  32. "Vladimir Putin as a Spy Working Undercover from 1983". 30 June 1983. Archived from the original on 11 December 2021. Retrieved 8 April 2017 – via YouTube.
  33. (Sakwa 2008, pp. 8–9)
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ Hoffman, David (30 January 2000). "Putin's Career Rooted in Russia's KGB". The Washington Post. Retrieved 23 May 2021.
  35. Chris Hutchins (2012). Putin. Troubador Publishing Ltd. p. 40. ISBN 978-1-78088-114-0. But these were the honeymoon days and she was already expecting their first child when he was sent to Moscow for further training at the Yuri Andropov Red Banner Institute in September 1984 [...] At Red Banner, students were given a nom de guerre beginning with the same letter as their surname. Thus Comrade Putin became Comrade Platov.
  36. Andrew Jack (2005). Inside Putin's Russia: Can There Be Reform without Democracy?. Oxford University Press. p. 66. ISBN 978-0-19-029336-9. He returned to work in Leningrad's First Department for intelligence for four and a half years, and then attended the elite Andropov Red Banner Institute for intelligence training before his posting to the German Democratic Republic in 1985.
  37. Vladimir Putin; Nataliya Gevorkyan; Natalya Timakova; Andrei Kolesnikov (2000). First Person: An Astonishingly Frank Self-Portrait by Russia's President Vladimir Putin. Public Affairs. p. 53. ISBN 978-0-7867-2327-0. I worked there for about four and a half years, and then I went to Moscow for training at the Andropov Red Banner Institute, which is now the Academy of Foreign Intelligence.
  38. "Putin set to visit Dresden, the place of his work as a KGB spy, to tend relations with Germany". International Herald Tribune. 9 October 2006. Archived from the original on 26 March 2009.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ Gessen, Masha (2012). The Man Without a Face: The Unlikely Rise of Vladimir Putin (1st ed.). New York: Riverhead. p. 60. ISBN 978-1-59448-842-9. Retrieved 3 March 2014.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Belton, Catherine (2020). "Did Vladimir Putin Support Anti-Western Terrorists as a Young KGB Officer?". POLITICO (به انگلیسی). Retrieved 30 June 2020.
  41. "Vladimir Putin, The Imperialist". Time. 10 December 2014. Retrieved 11 December 2014.
  42. ۴۲٫۰ ۴۲٫۱ Sakwa, Richard (2007). Putin: Russia's Choice (2nd ed.). Abingdon, Oxon: Routledge. p. 10. ISBN 978-0-415-40765-6. Retrieved 11 June 2012.
  43. R. Sakwa Putin: Russia's Choice, pp. 10–11.
  44. R. Sakwa Putin: Russia's Choice, p. 11.
  45. Remick, David (3 August 2014). "Watching the Eclipse". The New Yorker (11 August 2014). Retrieved 3 August 2014.
  46. Newsweek, "Russia's Mighty Mouse", 25 February 2008.
  47. Stone, Oliver. "The Putin Interviews (Party 2 – 2:10)". sho.com. Showtime. Retrieved 12 November 2018.
  48. "Vladimir Putin says he drove a taxi after fall of Soviet Union". Deutsche Welle. 12 December 2021. Retrieved 18 December 2021.
  49. Roth, Andrew (13 December 2021). "Vladimir Putin says he resorted to driving a taxi after fall of Soviet Union". the Guardian (به انگلیسی). Retrieved 19 December 2021.
  50. "Committee for External Relations of St. Petersburg". Archived from the original on 21 February 2007. Retrieved 21 February 2007.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:پیوند نامناسب (link)
  51. Kovalev, Vladimir (23 July 2004). "Uproar at Honor For Putin". The Saint Petersburg Times. Archived from the original on 20 March 2015. Retrieved 14 April 2012.
  52. Belton, Catherine (19 May 2003). "Putin's Name Surfaces in German Probe". The Moscow Times. Archived from the original on 27 September 2007. Retrieved 27 September 2007 – via www.rusnet.nl.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:پیوند نامناسب (link)
  53. Paton Walsh, Nick (29 February 2004). "The Man Who Wasn't There". The Observer. Retrieved 23 May 2021 – via The Guardian.
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Владимир Путин: от ассистента Собчака до и. о. премьера (به روسی). GAZETA.RU. 9 August 1999. Retrieved 23 May 2021.
  55. ПУТИН – КАНДИДАТ НАУК (به روسی). zavtra.ru. 24 May 2000. Archived from the original on 6 August 2013.
  56. Gustafson, Thane. Wheel of Fortune: The Battle for Oil and Power in Russia, p. 246 (Harvard University Press, 2012).
  57. Lourie 2017, p. 52, Ch 4. Russia's Fall, Putin's Rise.
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ "It All Boils Down to Plagiarism". Cdi.org. 31 March 2006. Archived from the original on 6 August 2009. Retrieved 2 March 2010.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Maxim Shishkin, Dmitry Butrin; Mikhail Shevchuk. "The President as Candidate". Kommersant. Archived from the original on 11 May 2011. Retrieved 30 March 2010.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:استفاده از پارامتر نویسندگان (link)
  60. "Researchers peg Putin as plagiarist over thesis". The Washington Times. 24 March 2006. Retrieved 5 March 2014.
  61. The Half-Decay Products بایگانی‌شده در ۷ اکتبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine (in Russian) by Oleg Odnokolenko. Itogi, #47(545), 2 January 2007.
  62. Rosefielde, Steven; Hedlund, Stefan (2009). Russia Since 1980. Cambridge University Press. p. 139. ISBN 978-0-521-84913-5. Retrieved 21 May 2017.
  63. "Text of Yeltsin's speech in English". BBC News. 9 August 1999. Retrieved 31 May 2007.
  64. Yeltsin redraws political map BBC. 10 August 1999.
  65. "Yeltsin's man wins approval". BBC News. 16 August 1999. Retrieved 22 June 2013.
  66. Richard Sakwa Putin: Russia's choice, 2008. p. 20.
  67. "Political groups and parties". Archived from the original on 2 July 2001. Retrieved 2 July 2001. Norsk Utenrikspolitisk Institutt
  68. "Russia: Putin Travels To Chechnya To Visit Troops". Radio Free Europe/Radio Liberty. 3 March 2000.
  69. "УКАЗ от 31 декабря 1999 г. No. 1763 О ГАРАНТИЯХ ПРЕЗИДЕНТУ РОССИЙСКОЙ ФЕДЕРАЦИИ, ПРЕКРАТИВШЕМУ ИСПОЛНЕНИЕ СВОИХ ПОЛНОМОЧИЙ, И ЧЛЕНАМ ЕГО СЕМЬИ". Rossiyskaya Gazeta
  70. Александр Колесниченко. ""Развращение" первого лица. Госдума не решилась покуситься на неприкосновенность экс-президента". Newizv.ru. Retrieved 22 June 2013.
  71. Ignatius, Adi. Person of the Year 2007: A Tsar Is Born, Time, page 4 (19 December 2007). Retrieved 19 November 2009.
  72. "ДЕЛО ПУТИНА". Novaya Gazeta. 23 March 2000. Retrieved 19 March 2016.
  73. "Компромат.Ru / Compromat.Ru: Фигунанты по квартирному делу". compromat.ru. Retrieved 19 March 2016.
  74. Dawisha, Karen (2015). Putin's Kleptocracy: Who Owns Russia? (به انگلیسی). Simon and Schuster. ISBN 978-1-4767-9520-1.
  75. "Почему Марина Салье молчала о Путине 10 лет?". Radio Svoboda. Retrieved 19 March 2016.
  76. "BBC News | EUROPE | Putin won 'rigged elections'". news.bbc.co.uk. BBC News. 11 September 2000. Retrieved 16 November 2020.
  77. Wines, Michael (27 March 2000). "ELECTION IN RUSSIA: THE OVERVIEW; Putin Wins Russia Vote in First Round, But His Majority Is Less Than Expected". The New York Times. ISSN 0362-4331. Retrieved 16 November 2020.
  78. ۷۸٫۰ ۷۸٫۱ Spectre of Kursk haunts Putin. BBC News. 12 August 2001. Retrieved 30 August 2020.
  79. Putin: Russia's Choice, by Richard Sakwa, (Routledge, 2008) pp. 143–150.
  80. Playing Russian Roulette: Putin in search of good governance, by Andre Mommen, in Good Governance in the Era of Global Neoliberalism: Conflict and Depolitisation in Latin America, Eastern Europe, Asia, and Africa, by Jolle Demmers, Alex E. Fernández Jilberto, Barbara Hogenboom (Routledge, 2004).
  81. Wyatt, Caroline (16 December 2002). Moscow siege leaves dark memories. BBC News. Retrieved 30 August 2020.
  82. "Chechnya profile". BBC News. 17 January 2018. Retrieved 30 August 2020.
  83. "Can Grozny be groovy?". The Independent. London. 6 March 2007. Archived from the original on 28 March 2007.
  84. "Human Rights Watch Reports, on human rights abuses in Chechnya". Human Rights Watch. Archived from the original on 21 November 2006. Retrieved 22 June 2013.
  85. "The World Factbook". Central Intelligence Agency. Retrieved 30 August 2020.
  86. Birch, Douglas (10 May 2005). "World leaders unite as Russia proudly marks V-E Day". The Baltimore Sun. Retrieved 31 December 2021.
  87. Mydans, Seth (15 March 2004). "As Expected, Putin Easily Wins a Second Term in Russia (Published 2004)". The New York Times. ISSN 0362-4331. Retrieved 16 November 2020.
  88. "Putin meets angry Beslan mothers". BBC News. 2 September 2005. Retrieved 23 March 2020.
  89. "On this Day December 25: Gorbachev resigns as Soviet Union breaks up". BBC News. Retrieved 23 December 2016.
  90. "Putin deplores collapse of USSR". BBC News. 25 April 2005. Retrieved 23 December 2016.
  91. Gold, Martin (16 September 2015). "Understanding the Russian Move into Ukraine". The National Law Review. Retrieved 23 December 2016.
  92. Krainova, N. (5 March 2013). "Life Expectancy in Russia Is Stagnant, Study Says". The Moscow Times. Retrieved 23 December 2016.
  93. "The challenges of the Medvedev era" (PDF). BOFIT Online. 24 June 2008. ISSN 1456-811X. Archived from the original (PDF) on 20 March 2012. Retrieved 24 September 2011.
  94. "BBC Russian – Россия – Путин очертил "дорожную карту" третьего срока". BBC. Retrieved 25 November 2015.
  95. Russia: Russia president Vladimir Putin rule: achievements, problems and future strategies. Washington, DC: International Business Publications, USA. 2014. p. 70. ISBN 978-1-4330-6774-7. OCLC 956347599.
  96. How to Steal Legally The Moscow Times, 15 February 2008 (issue 3843, page 8).
  97. Putin's Gamble. Where Russia is headed by Nikolas Gvosdev, National Review, 5 November 2003. بایگانی‌شده در ۲۸ دسامبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine
  98. Putin's Kremlin Asserting More Control of Economy. Yukos Case Reflects Shift on Owning Assets, Notably in Energy by Peter Baker, The Washington Post, 9 July 2004.
  99. "Hague court awards $50 bn compensation to Yukos shareholders". Russia Herald. Archived from the original on 30 July 2014. Retrieved 29 July 2014.
  100. "Putin's Russia failed to protect this brave woman – Joan Smith". The Independent. London. 9 October 2006. Archived from the original on 7 December 2008. Retrieved 22 June 2013.
  101. "Anna Politkovskaya, Prominent Russian Journalist, Putin Critic and Human Rights Activist, Murdered in Moscow". Democracy Now. 9 October 2006. Archived from the original on 10 October 2006.
  102. Kolesnikov, Andrey (11 October 2006). "Vladimir Putin and Angela Merkel Work Together". Kommersant. Archived from the original on 30 September 2007.
  103. Lee, Steven (10 March 2007). "Kasparov, Building Opposition to Putin". The New York Times. Russia. Retrieved 2 March 2010.
  104. "Garry Kasparov jailed over rally". BBC News. 24 November 2007. Retrieved 9 April 2010.
  105. "Putin Dissolves Government, Nominates Viktor Zubkov as New Prime Minister". Fox News Channel. 12 September 2007. Archived from the original on 17 September 2012. Retrieved 2 March 2010.
  106. Election Preliminary Results for United Russia, 4 December 2007, Rbc.ru
  107. Russians Voted In Favour of Putin بایگانی‌شده در ۱۱ مه ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine, 4 December 2007, Izvestia
  108. Assenters' March بایگانی‌شده در ۱۱ مه ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine, 3 December 2007, Izvestia
  109. World Freedom Foundation (2015). Vladimir Putin – Direct Speech Without Cuts. p. 44. ISBN 978-1-329-39092-8.
  110. White, Stephen (2010). "Classifying Russia's Politics". In White, Stephen (ed.). Developments in Russian Politics 7. New York: Palgrave Macmillan. ISBN 978-0-230-22449-0.
  111. R. Sakwa, Putin: Russia's Choice, 2008, pp. 42–43.
  112. Okara, Andrei (July–September 2007). "Sovereign Democracy: A New Russian Idea Or a PR Project?" (PDF). Russia in Global Affairs. 5 (3). Archived from the original (PDF) on 10 April 2016.
  113. Petrov, Nikolai (December 2005). "From Managed Democracy to Sovereign Democracy" (PDF). Center for Political-Geographic Research.
  114. Surkov, Vladislav (7 February 2006). "Sovereignty is a Political Synonym of Competitiveness". Archived from the original on 12 February 2008. Retrieved 18 August 2016.
  115. Åslund, Anders (6 May 2019). "The Illusions of Putin's Russia". Atlantic Council. Retrieved 16 June 2019.
  116. Lynch, Dov (2005). "The enemy is at the gate": Russia after Beslan. International Affairs 81 (1), 141–161.
  117. Putin tightens grip on security, BBC News, 13 September 2004.
  118. "Президентское фильтрование губернаторов оценили политики". Radiovesti.ru. Retrieved 7 May 2012.
  119. Kramer, Andrew E. (22 April 2007). "50% Good News Is the Bad News in Russian Radio". The New York Times. Russia. Retrieved 24 September 2011.
  120. Masha Lipman; Anders Aslund (2 December 2004). "Russian Media Criticism of Vladimir Putin: Evidence and Significance". Carnegieendowment.org. Retrieved 2 March 2010.
  121. "State Duma Approves Liberal Political Reforms". RIA Novosti. 28 February 2012. Retrieved 7 May 2012.
  122. "Arkady Rotenberg". Forbes. 2013. Retrieved 23 December 2013.
  123. Sharlet, Robert (2005). "In Search of the Rule of Law". In White; Gitelman; Sakwa (eds.). Developments in Russian Politics. Vol. 6. Duke University Press. ISBN 978-0-8223-3522-1.
  124. Main, John. (2009). Russia country study guide: army and national. [Place of publication not identified]: Intl Business Pubns Usa. ISBN 978-1-4387-4042-3. OCLC 946230798.
  125. «Putin orders constitution changes allowing him to rule until 2036».
  126. «"Anti-Putin Protests in Russia's Far East Gather Steam».
  127. «Protests Swell in Russia's Far East in a Stark New Challenge to Putin».
  128. «Kremlin Slams U.S. Bid Not to Recognize 'Autocrat' Vladimir Putin as President after 2024».
  129. «"Putin signs bill granting lifetime immunity to former Russian presidents"».
  130. "Report for Selected Countries and Subjects". Imf.org. 14 September 2006. Archived from the original on 25 November 2012. Retrieved 9 December 2011.
  131. ۱۳۱٫۰ ۱۳۱٫۱ ۱۳۱٫۲ "Russia's economy under Vladimir Putin: achievements and failures". RIA Novosti. Archived from the original on 13 September 2013. Retrieved 22 June 2013.
  132. "Russians weigh Putin's protégé". Moscow. Associated Press. 3 May 2008. Archived from the original on 19 November 2012. Retrieved 29 December 2008.
  133. Putin's Economy – Eight Years On بایگانی‌شده در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine. Russia Profile, 15 August 2007. Retrieved 23 April 2008
  134. "Ежегодно объем потребительского кредитования в России удваивается". Bank.samaratoday.ru. Archived from the original on 21 October 2011. Retrieved 2 March 2010.
  135. "Основные Социально-Экономические Индикаторы Уровня Жизни Населения". Gks.ru. Archived from the original on 18 February 2012. Retrieved 2 March 2010.
  136. Iikka. Korhonen et al. The challenges of the Medvedev era بایگانی‌شده در ۲۰ مارس ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine. Bank of Finland's Institute for Economies in Transition, 24 June 2008.
  137. "The President of Russia attended the ceremonial signing of the Act on Canonical Communion that was held in the Cathedral of Christ the Saviour" (Press release). Embassy of Russia in Ottawa. 17 May 2007. Archived from the original on 11 December 2008. Retrieved 2 October 2008.
  138. No love lost, Yossi Mehlman, Haaretz, 11 December 2005.
  139. Phyllis Berman Lea Goldman, (15 September 2003). "Cracked De Beers". Forbes.
  140. Krichevsky, Lev (10 October 2011). ""In Putin's return, Russian Jews see stability". Jewish Telegraphic Agency". The Jerusalem Post. Retrieved 22 June 2013.
  141. "Ronald S. Lauder: Russia's fight against anti-Semitism isn't just good for Jews – it's good for Russia as well". World Jewish Congress. 1 November 2016. Retrieved 1 November 2016.
  142. ۱۴۲٫۰ ۱۴۲٫۱ "Missionaries are struggling to work under new Russia law banning proselytizing". Washington Post. 2016.
  143. ۱۴۳٫۰ ۱۴۳٫۱ Sukhotsky, Cyril (5 March 2004), Путинизмы – "продуманный личный эпатаж"? [Putinism – "Thoughtful personal outrageous"?], BBC Russian (به روسی), retrieved 29 January 2017
  144. Kharatyan, Kirill (25 December 2012), Кирилл Харатьян: Жаргон Владимира Путина [Vladimir Putin's Jargon], Ведомости (Vedomosti.ru) (به روسی), retrieved 29 January 2017
  145. Sakwa, Richard (2007). Putin: Russia's Choice (2 ed.). Routledge. p. [کدام صفحه؟]. ISBN 978-1-134-13345-1.
  146. Sonne, Paul; Miller, Greg (3 October 2021). Written at Moscow. "Secret money, swanky real estate and a Monte Carlo mystery". The Washington Post (به انگلیسی). Washington, D.C. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 6 October 2021.
  147. Harding, Luke (3 October 2021). Written at Monaco. "Pandora papers reveal hidden riches of Putin's inner circle". The Guardian. London. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 6 October 2021.
  148. Zakharov, Andrey; Badanin, Roman; Rubin, Mikhail (25 November 2020). "An investigation into how a close acquaintance of Vladimir Putin attained a piece of Russia". maski-proekt.media. Proekt. Archived from the original on 25 November 2020. Retrieved 5 October 2021.
  149. "Investigation Claims to Uncover Putin's Extramarital Daughter". The Moscow Times. 25 November 2020. Archived from the original on 26 November 2020. Retrieved 5 October 2021.
  150. ۱۵۰٫۰ ۱۵۰٫۱ "Putin Romance Rumors Keep Public Riveted". Radio Free Europe/Radio Liberty. 18 April 2008. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 3 October 2021.
  151. Herszenhorn, David M. (5 May 2012). Written at Moscow. "In the Spotlight of Power, Putin Keeps His Private Life Veiled in Shadows". The New York Times. New York City. Archived from the original on 13 September 2017. Retrieved 3 October 2021.
  152. Hoyle, Ben (14 March 2015). "Motherland is gripped by baby talk that Putin is father again". The Times. London. Retrieved 3 October 2021.
  153. ۱۵۳٫۰ ۱۵۳٫۱ Sharkov, Damien (2 February 2016). "What Do We Know About Putin's Family?". Newsweek. Archived from the original on 11 November 2020. Retrieved 3 October 2021.
  154. "Vladimir Putin and Google: The most popular search queries answered". BBC News. 19 March 2018. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 3 October 2021.
  155. "A new Russian first Lady? Putin hints he may marry again". Reuters. 20 December 2018. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 3 October 2021.
  156. ۱۵۶٫۰ ۱۵۶٫۱ "Алина Кабаева после долгого перерыва вышла в свет, вызвав слухи о новой беременности (ФОТО, ВИДЕО)" [Alina Kabaeva after a long break was published, triggering rumors of a new pregnancy (PHOTO, VIDEO)]. NEWSru (به روسی). 19 May 2015. Archived from the original on 19 May 2015. Retrieved 3 October 2021.
  157. "Russia President Vladimir Putin's divorce goes through". BBC News. 2 April 2014. Archived from the original on 2 April 2014. Retrieved 2 April 2014.
  158. Allen, Cooper (2 April 2014). "Putin divorce finalized, Kremlin says". USA Today. Archived from the original on 25 April 2014. Retrieved 3 October 2021.
  159. MacFarquahar, Neil (13 March 2015). "Putin Has Vanished, but Rumors Are Popping Up Everywhere". The New York Times. Archived from the original on 14 March 2015. Retrieved 3 October 2021.
  160. Ralph, Pat; Cranley, Ellen (7 December 2018). "Putin has 2, maybe 3, daughters he never talks about – here's everything we know about them". Business Insider. Archived from the original on 24 May 2020. Retrieved 3 October 2021.
  161. Campbell, Matthew (26 May 2019). "Kremlin silent on reports Vladimir Putin and Alina Kabaeva, his 'secret first lady', have had twins". The Times. Retrieved 3 October 2021.
  162. Dettmer, Jamie (28 May 2019). "Reports of Putin Fathering Twins Test Free Speech in Russia". Voice of America. Archived from the original on 13 November 2019. Retrieved 23 October 2020.
  163. "Путин сообщил о рождении второго внука" [Putin announced the birth of a second grandson] (به روسی). NTV. 15 June 2017. Archived from the original on 3 October 2021. Retrieved 3 October 2021.
  164. Agence France-Presse (15 June 2017). "Russia's Putin opens up about grandchildren, appeals for family privacy during live TV show". South China Morning Post. Archived from the original on 19 November 2020. Retrieved 3 October 2021.
  165. Kroft, Steve (19 May 2019). "How the Danske Bank money-laundering scheme involving $230 billion unraveled". CBS News. Archived from the original on 19 May 2019. Retrieved 3 October 2021.
  166. "OCCRP – The Russian Banks and Putin's Cousin". reportingproject.net. Archived from the original on 4 November 2015. Retrieved 10 June 2019.

پیوند به بیرون[ویرایش]