جنگ عراق

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ عراق
Iraq header 2.jpg
تصاویر درجهت ساعتگرد آغاز از بالا سمت چپ:یک گشت نیروی ائتلاف در سامرا، واژگونی مجسه صدام در میدان فردوس، یک سرباز عراقی اسلحه خود را برای حمله اماده می‌کند، انفجار بمب در بغداد
زمان ۲۰ مارس ۲۰۰۳ -۱۹ اوت ۲۰۱۰
مکان عراق
نتیجه
جنگندگان
Flag of the Ba'ath Party.png حزب بعث عراق
Flag of al-Qaeda in Iraq.svg القاعده در عراق
Flag of Jihad.svg جیش المهدی
US flag 48 stars.svg ارتش آمریکا
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا
Flag of Kurdistan.svg کردستان عراق
فرماندهان
Flag of Iraq.svg صدام حسین
Flag of Iraq.svg عزت ابراهیم


Flag of al-Qaeda in Iraq.svg  ابومصعب الزرقاوی
Flag of al-Qaeda in Iraq.svg ابوحمزه المهاجر
Flag of Jihad.svg مقتدا صدر

US flag 48 stars.svg باراک اوباما
US flag 48 stars.svg جرج دبلیو بوش
US flag 48 stars.svg تامی فرنکس
US flag 48 stars.svg ریکاردو سانچز
US flag 48 stars.svg جرج کیسی
US flag 48 stars.svg دیوید پترائوس
نیروها
نیروهای عراقی در حکومت صدام حسین ۳۷۵٬۰۰۰

نیروهای سنی: ۷۵٬۰۰۰[۴]
سپاه مهدی: ۶۰٬۰۰۰
القاعده: ۱۳۰۰

نیروهای چندملیتی:
در زمان حمله: ۳۰۰٬۰۰۰
هم‌اکنون: ۵۰٬۰۰۰
نیروهای حفاظت شرکت‌ها: ۱۸۲٬۰۰۰
تلفات
تعداد کشته‌های عراق در زمان جنگ: ۱۰۸۰۰-۷۶۰۰ نیروهای چندملیتی: آمریکا: ۴۰۷۶، انگلیس: ۱۷۶
بر اساس آمارOpinion Research Business

تعداد قربانیان عراقی تا اوت ۱٬۰۳۰٬۰۰۰:۲۰۰۷ نفر
عوامل: تیراندازی ۴۸٪، ماشین‌های انفجاری ۲۰٪، بمباران هوایی ۹٪، تصادف ۶٪، سایر موارد ۶٪.


بر اساس آمار وزارت بهداشت عراق تعداد قربانیان:۲۲۳٬۰۰۰-۱۰۴٬۰۰۰

جنگ عراق (که با نام‌های اشغال عراق و عملیات آزادسازی عراق[۵] نیز شناخته می‌شود) یک عملیات نظامی است که در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) با حمله یک ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده و بریتانیا به عراق آغاز شد.[۶] نیروهای اصلی حمله کننده به عراق شامل ارتش‌های ایالات متحده آمریکا، پادشاهی متحده و لهستان بوده است. ولی ۲۹ کشور دیگر از جمله ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، اسپانیا و... با فرستادن بخشی از نیروهای نظامی و لجستیکی خود به همراهی با نیروهای ائتلاف، در اشغال عراق نقش داشتند. همچنین برخی شرکت‌های پیمانکار تامین نیروی نظامی و امنیتی، با فرستادن ده‌ها هزار نفر از مزدوران خود که دارای تابعیت کشورهای مختلف دنیا بودند، مسئولیت تامین امنیت بخش‌های وسیعی از مراکز مهم تجاری عراق از جمله چاه‌ها و مراکز پالایش نفت را بر عهده داشتند.[۷]

این جنگ با خروج آخرین تیپ رزمی آمریکایی در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ (۱۹ اوت ۲۰۱۰) به‌طور رسمی خاتمه یافت. هر چند بعد از آن هم حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی عمدتاً برای آموزش سربازان عراقی در این کشور باقی ماندند. در آن هنگام زمانِ خروج این نیروها با توافق دو کشور تا پایان سال ۲۰۱۱ اعلام شده بود.[۸] خروج آخرین سربازان آمریکایی از این کشور در دسامبر ۲۰۱۱ اتفاق افتاد.[۹]

دو توضیح عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا مطرح شد که یکی از آن‌ها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابودکردن سلاح‌های کشتار جمعی عراق بنابر توافق‌نامه ۱۹۹۱ بود.[۱۰]

در سال ۱۳۸۲ صدام از دیدگاه آمریکایی‌ها همچنان به عنوان تهدیدی برای هم‌پیمانان غربی مثل کشور نفت‌خیز عربستان سعودی و اسرائیل، خطری برای محموله‌های نفتی خلیج فارس و ثبات خاورمیانه به شمار می‌رفت. بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا (۱۳۸۰-۱۳۷۲) (۲۰۰۱ - ۱۹۹۳) که جانشین بوش شده بود، تحریم‌های اقتصادی تازه‌ای در کنار تحریم‌های نظامی برای عراق وضع و منطقهٔ پرواز ممنوع را نیز کنترل کرد.

کلینتون در سال ۱۹۹۸ در پاسخ به ممانعت عراق از حضور بازرسان سازمان ملل، لایحهٔ آزادسازی عراق را امضا کرد. این لایحه بر تغییر رژیم عراق به منظور «بازگشت عراق به خانوادهٔ بین‌المللی» تأکید داشت و طبق آن دولت آمریکا به گروه‌های تبعیدی خارج از عراق کمک مالی می‌کرد. پس از آن به زودی عملیات سه‌روزهٔ روباه صحرا انجام گرفت و طی آن کارخانه‌های تولید سلاح صدام منهدم گشتند؛ در حالی که استراتژیست‌های پنتاگون نقشه حمله‌های زمینی به عراق را می‌کشیدند برخی از تحلیلگران آمریکایی بر این باور بودند که فشار خارجی برای ایجاد یک شورش به منظور عزل صدام کافی به نظر می‌رسد. این دو نظر باعث بروز شکاف در تصمیم‌گیری‌های ضد صدام بین دولتمردان واشنگتن شد. اما پس از حملات ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) توازن سیاسی داخلی آمریکا تغییر کرده و باعث شد تا نومحافظه‌کاران بتوانند در مدیریت کشور آمریکا در واشنگتن تأثیر به‌سزایی داشته باشند. رئیس‌جمهور آمریکا جرج دبلیو بوش در بیانیهٔ اتحاد خود به کنگره، در دی ماه ۱۳۸۱ (۲۰۰۲) از «محور شرارت» که به زعم وی از کشورهای ایران، عراق و کرهٔ شمالی تشکیل شده‌اند سخن به میان آورد. همچنین او احتمال داد که برای براندازی دولت عراق از زور استفاده خواهد کرد. او اعلام کرد: «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه‌زخم و سلاح‌های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده‌است.» او همچین ادامه داد: «عراق همچنان درصدد است دشمنی خود را به آمریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند.»

دولت و ارتش عراق در طول سه هفته پس از حملهٔ آمریکا و هم‌پیمانانش در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰۰۳) نابود شد. ایالات متحده دست‌کم دوبار کوشید تا با حملات هوایی، صدام را به قتل برساند ولی هر دو بار هدف، مورد اصابت واقع نشد. با شروع ماه آوریل (اواسط فروردین) نیروهای ائتلاف بخش زیادی از عراق را اشغال کرده بودند. مقاومت‌های بسیار ضعیف ارتش عراق یا به راحتی در هم می‌شکستند و یا تبدیل به تاکتیک‌های پارتیزانی می‌شدند. این وضعیت، نشان‌دهندهٔ خروج کنترل از دستان صدام حسین بود.

لحظاتی پیش از اعدام صدام. تصویر برگرفته شده از تلویزیون عراق.

صدام حسین در تاریخ ۹ تیر ۱۳۸۳ (۳۰ ژوئن ۲۰۰۴) تحویل دولت موقت عراق شد تا به اتهام جرایم جنگی، جرایم ضدبشری و قتل‌عام محاکمه گردد. در طول این محاکمه توجه ویژه‌ای به فعالیت‌های وحشیانهٔ وی علیه کردهای شمال عراق در طول جنگ با ایران و علیه شیعیان جنوب در خلال سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸ (۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹) شد. نهایتاً در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) و در ساعت ۶:۰۷ به وقت محلی (۳:۰۷ UTC) به دار آویخته شد.

پیش‌زمینه[ویرایش]

خلع سلاح عراق و اطلاعات پیش از جنگ[ویرایش]

دونالد رامسفلد (راست) وزیر دفاع وقت آمریکا در شهریور ۱۳۸۱ دستور تشکیل دفتر طرح‌های ویژه را به پل ولفوویتز (چپ) داد.

آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا پیش از سپتامبر ۲۰۰۲ (شهریور ۱۳۸۱) اصلی‌ترین عامل گردآوری اطلاعات درباره‌ی عراق برای دولت ایالات متحده بود. در ماه سپتامبر آن سال پل ولفوویتز و داگلاس فیث در پنتاگون واحدی به نام دفتر طرح‌های ویژه (OSP) و با ریاست فیث ایجاد کردند. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده این گروه را موظف به تامین اطلاعات خام در مورد عراق برای سران عالی‌رتبه‌ی دولت جرج دبلیو بوش کرده بود. سِیمور هرش، روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی می‌نویسد «بنابر نظر یکی از مشاوران پنتاگون «[دفتر طرح‌های ویژه] برای این ایجاد شده بود تا چیزی که ولفوویتز و رئیسش (دونالد رامسفلد وزیر دفاع)، می‌خواستند در مورد عراق بگویند را با مدرک ثابت کند-این چیزها این بودند که صدام حسین ارتباط نزدیکی با القاعده دارد و عراق زرادخانه‌ی عظیمی از جنگ‌افزارهای شیمیایی، میکروبی و حتی در صورت امکان هسته‌ای در اختیار دارد و تهدیدی برای منطقه و شاید ایالات متحده می‌باشد. [...] آژانس (سیا) به دنبال اثبات عدم وجود ارتباط بین عراق و تروریسم بود.»[۱۱]

بازگشت بازرسی‌های سازمان ملل[ویرایش]

مساله‌ی خلع سلاح عراق در سال ۲۰۰۳-۲۰۰۲ به نقطه‌ی تعیین‌کننده‌ای رسید. در آن هنگام جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا خواستار توقف تولید جنگ‌افزارهای کشتار جمعی توسط عراق و قبول قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل توسط عراق مبنی بر اجازه‌ی دسترسی به بازرسان سازمان ملل به تاسیسات ساخت این گونه جنگ‌افزارها شد. سازمان ملل پس از جنگ اول خلیج فارس، عراق را از توسعه و تملک این جنگ‌افزارها منع کرده بود و از عراق خواسته بود که به بازرسان این سازمان اجازه‌ی حضور در این کشور دهد. در طول بازرسی‌هایی که در سال ۱۹۹۹ انجام شده بود ماموران اطلاعاتی آمریکا گفتگوهای سازمان‌های اطلاعاتی عراق و دیگر اطلاعات را به طور زنده در اختیار سران ایالات متحده گذاشته بودند. این مساله توسط روزنامه‌های نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال نیز تایید شد.[۱۲]

جرج دبلیو بوش در طول سال ۲۰۰۲ بارها عراق را به دلیل ادامه‌ی منع حضور بازرسان تهدید به یورش نظامی کرد. عراق در اواخر سال ۲۰۰۲ قبول کرد طبق مفاد قطعنامه‌ی ۱۴۴۱ شورای امنیت به بازرسان سازمان ملل اجازه‌ی حضور بدهد. سومین گروه بازرسان سازمان ملل به سرپرستی دیوید کِلی توانستند با همکاری عراقی‌ها از یک آزمایشگاه سیار که مشکوک بود بازرسی کرده و از آن عسکبرداری کنند. بعد از بازرسی مشخص شد که این آزمایشگاه یک کارگاه تولید گاز هیدروژن برای پر کردن بادکنک بوده است.[۱۳]

دولت عراق موظف بود بنابر مفاد لازم برای بازرسی‌ها همه‌ی ظرفیت ساخت جنگ‌افزارهای خود را اعلام کند. در همین راستا عراق در روز ۱۲ آبان ۱۳۸۱ (۳ نوامبر ۲۰۰۲) گزارشی ۱۱٬۸۰۰ صفحه‌ای به شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کرد و در آن عنوان نمود که هیچ جنگ‌افزار کشتار جمعی در اختیار ندارد. نسخه‌های روگرفت این گزارش به طور غیررسمی در اختیار چندین روزنامه‌نگار اروپایی قرار گرفت. کلمبیا که در آن زمان رئیس دوره‌ای شورای امنیت بود به سران ایالات متحده اجازه داد به طور مخفیانه ۸٬۰۰۰ صفحه از این گزارش را پیش از آن که در اختیار تمام اعضای شورا قرار گیرد حذف کند. از همین رو شورا این گزارش را ناقص اعلام کرده و عراق را ناقض مسئولیت‌های خود اعلام نمود. صفحات حذف‌شده مشتمل بر جزئیات کمک‌های شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی آمریکایی و اروپایی بود که در گذشته در توسعه‌ی جنگ‌افزارهای شیمیایی و میکروبی به عراق کمک کرده بودند.[۱۴]

هانس بلیکس، بازرس ارشد سازمان ملل پیش از یورش آمریکا و متحدانش به عراق، به شورای امنیت توصیه کرد که عراق در حال همکاری با بازرس‌ها بوده و می‌توان در صورت ادامه‌ی این همکاری، از طریق بازرسی‌ها به درستی خلع سلاح این کشور صحه گذاشت.[۱۵]

جنگ‌افزارهای کشتار جمعی[ویرایش]

اورانیوم کیک زرد[ویرایش]

عراق پیش از جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ میلادی ۵۰۰ تن اورانیوم کیک زرد در مجتمع هسته‌ای تویثه واقع در ۲۰ کیلومتری جنوب بغداد انبار کرده بود.[۱۶] سازمان سیا اواخر فوریه ۲۰۰۲ جوزف ویلسون دیپلمات سابق آمریکایی را برای تحقیق پیرامون گزارش‌هایی درباره‌ی تلاش عراق برای خرید کیک زرد بیشتر از نیجر اعزام کرد. ویلسون به سازمان گزارش داد که گزارش‌های موجود در این مورد «کاملاً اشتباه» هستند. با این حال دولت بوش به اتهام‌های خود مبنی بر تلاش‌های عراق برای خرید کیک زرد ادامه می‌داد و اعلام می‌کرد که این تلاش‌ها توجیه‌کننده‌ی عملیات نظامی علیه این کشور هستند. بارزترین نمونه از این اتهام‌ها سخنرانی وضعیت کشور آمریکا در ژانویه ۲۰۰۳ توسط جرج دبلیو بوش خطاب به کنگره‌ی آمریکا بود که وی طی آن اعلام کرد بنا بر منابع اطلاعاتی بریتانیا، عراق به دنبال اورانیوم می‌باشد.[۱۷]

ویلسون در پاسخ به ادعای بوش متنی را در ژوئن ۲۰۰۳ در نیویورک تایمز منتشر کرد و گفت که خود شخصاً ادعاهای موجود در این زمینه را بررسی کرده و بر این باور است که این ادعاها تقلبی هستند.[۱۸] پس از انتشار این مقاله یک ستون‌نویس فاش کرد که همسر ویلسون به نام والری پلِیم یک مامور مخفی در سازمان سیا است که وظیفه‌ی تحلیل اطلاعات را بر عهده دارد. پس از انتشار این مطلب وزارت دادگستری اقدام به جستجو برای یافتن منبع افشای اطلاعات نمود. در نهایت این تحقیقات منجر به محکوم شدن لویس لیبی، رئیس دفتر دیک چنی معاون ریاست جمهوری آمریکا به دلیل شهادت کذب و جلوگیری از اجرای عدالت گردید.[۱۶]

هفته‌نامه‌ی ساندی تایمز انگلستان در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۴ (۱ مه ۲۰۰۵) یادداشتی با عنوان «یادداشت داونینگ استریت» (Downing Street memo) منتشر کرد که در آن نگاهی به یک جلسه‌ی محرمانه بین دولت بریتانیا، وزارت دفاع و شخصیت‌های کلیدی اطلاعات این کشور مورخ ۱ مرداد ۱۳۸۱ شده بود. در این جلسه اشارات مستقیمی به سیاست‌های طبقه‌بندی‌شده‌ی ایالات متحده در آن زمان شده بود. در این یادداشت آمده بود که «بوش می‌خواست که با عملیات نظامی صدام را به بهانه‌ی تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی حذف کند اما اطلاعات و واقعیت‌های لازم حول این سیاست ساخته شدند.»[۱۹]

دولت بوش، سازمان سیا و آژانس اطلاعات دفاعی در سپتامبر ۲۰۰۲ اعلام کردند که تلاش‌های عراق برای دسترسی به لوله‌های آلمینیومی مقاوم که طبق برنامه‌ی نظارتی سازمان ملل ممنوع شده بود به منظور ساخت سانتریفیوژهایی است که در غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت بمب کاربرد دارند.[۲۰] وزارت انرژی و دفتر اطلاعات و پژوهش وزارت خارجه آمریکا با این تحلیل مخالفت کردند. مخالفت وزارت انرژی مهم بود زیرا این سازمان تخصص بالایی در سانتریفیوژهای گازی و برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای داشت. این دو نهاد آمریکایی بر این باور بودند که لوله‌های عراقی برای کاربرد در سانتریفیوژها نامناسب بودند و هر چند که احتمالاً بتوان با تغییرات اضافی آن‌ها را برای سانتریفیوژها آماده کرد اما کاربرد آن‌ها در سلاح‌های متعارف بسیار محتمل‌تر به نظر می‌رسد.[۲۱] گزارشی که توسط مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی در سال ۲۰۰۲ منتشر شد می‌گوید که احتمال استفاده از این لوله‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم بسیار بعید به نظر می‌رسد.[۲۲]

وزارت انرژی آمریکا برای تصحیح این اشتباهات، جزئیاتی را برای سخنرانی کالین پاول وزیر امور خارجه‌ی وقت آمریکا در سازمان ملل آماده کرد اما دولت از قرائت آن‌ها جلوگیری کرد[۲۲][۲۳] و پاول در سخنرانی خود خطاب به اعضای شورای امنیت دقیقاً پیش از حمله به عراق، لوله‌های آلمینیومی را مورد اشاره قرار داد و گفت که علی‌رغم اختلاف نظر کارشناسان در مورد احتمال کاربرد این لوله‌ها در سانتریفیوژ، مشخصات این لوله‌ها به طور غیرعادی سخت هستند.[۲۴] پاول بعدها قبول کرد که قضیه‌ای که او به شورا ارائه داده نادرست بوده است و اطلاعاتی که وی بر آن‌ها تکیه داشته در برخی اوقات «به طور عمد گمراه‌کننده» بوده‌اند.[۲۵][۲۶][۲۷] جرج دبلیو بوش پس از انتخابات ۲۰۰۸ ایالات متحده که منجر به به قدرت رسیدن باراک اوباما، نامزد حزب دموکرات شد اعلام کرد«برزگترین حسرت ریاست جمهوری [من] باید درماندگی اطلاعاتی درباره‌ی عراق بوده باشد.»[۲۸]

گاز سمی[ویرایش]

سازمان سیا با ناجی صبری وزیر امور خارجه عراق که در آن زمان به عنوان مامور فرانسه از این کشور پول می‌گرفت تماس گرفت. صبری به آن‌ها اطلاع داد که صدام مقداری گاز سمی بین قبایل سنی مخفی کرده است و آرزوی ساخت بمب اتمی را در سر دارد اما اقدامی در این زمینه نکرده. همچنین صدام هیچ جنگ‌افزار میکروبی تولید و انبار نکرده ولی برنامه‌ای برای تحقیق در مورد آن در سر دارد.[۲۹] بنابر گفته‌های سیدنی بلومنثال فعال سیاسی و روزنامه‌نگار آمریکایی، جرج تنت در ۲۷ شهریور ۱۳۸۱ (۱۸ سپتامبر ۲۰۰۲) به بوش اطلاع داد که صبری به آن‌ها گفته که عراق دارای جنگ‌افزارهای کشتار جمعی نیست.

کمیسیون اطلاعاتی مجلس نمایندگان ایالات متحده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۵ (۲۱ ژوئن ۲۰۰۶) نکاتی کلیدی از یک گزارش طبقه‌بندی‌شده از مرکز اطلاعات نیروی زمینی ارتش آمریکا پیرامون بازیابی مقدار کمی از مهمات شیمیایی تضعیف‌شده منتشر کرد. در این گزارش آمده بود «نیروهای ائتلاف حدوداً ۵۰۰ جنگ‌افزار شیمیایی در عراق پیدا کرده‌اند که حاوی عامل شیمیایی تضعیف‌شده‌ی سارین یا خردل بوده‌اند.» با این حال به نظر می‌رسد تمام آن‌ها متعلق به پیش از جنگ اول خلیج فارس بوده باشند.[۳۰]

سلاح‌های میکروبی[ویرایش]

اطلاعاتی که سازمان اطلاعاتی آلمان از یک پناهنده‌ی سیاسی با اسم رمز «Curveball» به دست آورد مدارکی بودند که کالین پاول به عنوان ادله‌ی وجود یک برنامه‌ی فعال ساخت جنگ‌افزارهای میکروبی در اختیار شورای امنیت سازمان ملل قرار داد. این پناهنده (رافد احمد علوان) در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ (۱۵ فوریه ۲۰۱۱) در مصاحبه با خبرنگاران گاردین اذعان کرد که اطلاعاتی که وی در اختیار آژانس اطلاعات فدرال آلمان گذاشته دروغ بوده و او این کار را برای تقویت پرونده علیه صدام حسین انجام داده است زیرا آرزوی سقوط وی از قدرت را در سر داشته.[۳۱]

دیدگاه‌های پس از جنگ[ویرایش]

تونی بلر نخست‌وزیر بریتانیا در دسامبر ۲۰۰۹ گفت که او «هنوز هم بر این باور است که ساقط کردن [صدام حسین] فارغ از این که وی دارای سلاح‌های کشتار جمعی بوده است یا خیر، کار درستی بوده است.»[۳۲]

تمهیدات جنگ عراق[ویرایش]

منتخبی از یادداشت دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا مورخ ۶ آذر ۱۳۸۰ (۲۷ نوامبر ۲۰۰۱) در خصوص توجیهات احتمالی برای حمله به عراق. ترجمه‌ی تصویر بالا از این قرار است:

چگونه آغاز شود؟
صدام علیه کردها در شمال تحرکاتی انجام می‌دهد؟
آمریکا ارتباط بین صدام و حملات ۱۱ سپتامبر یا حملات دیگر را کشف می‌کند؟
مناقشه پیرامون بازرسی‌های جنگ‌افزارهای کشتار جمعی؟
حالا شروع به فکر در مورد خواسته‌های بازرسی کن.[۳۳]

تیم امنیت ملی دولت بوش در روزهای پس از ۱۱ سپتامبر فعالانه در پی توجیه حمله به عراق بود. یادداشتی که توسط رامسفلد وزیر دفاع وقت آمریکا مورخ ۶ آذر ۱۳۸۰ (۲۷ نوامبر ۲۰۰۱) نوشته شده جنگی میان عراق و آمریکا را بررسی می‌کند. بخشی از این یادداشت نوشته شده «چگونه آغاز شود؟» و در بندهای بعدی توجیهات حمله‌ی آمریکا به عراق آمده است.[۳۳][۳۴]

در سال ۲۰۰۲ حجم پروازهای جنگنده‌های آمریکایی و بریتانیایی بر فراز منطقه پرواز ممنوع عراق به نسبت سال قبل افزایش پیدا کرد[۳۵] و در ماه اوت (شهریور ۱۳۸۱) «تبدیل به یک حمله‌ی هوایی کامل» شد. تامی فرانکس یکی از فرماندهان آمریکایی نیروهای ائتلاف بعدها عنوان کرد که این بمباران‌ها به منظور «تضعیف» سامانه‌ی پدافند هوایی عراق پیش از جنگ طراحی شده بودند.[۳۶]

در اکتبر ۲۰۰۲ (مهر ۱۳۸۱) چند روز پیش از آن که سنای آمریکا به طرح مشترک مجوز کاربرد نیروهای مسلح آمریکا علیه عراق رای دهد، در جلسه‌ای غیر علنی به حدود ۷۵ سناتور این طور گفته شد که عراق توانایی دارد ساحل شرقی آمریکا را با پهپاد مورد اصابت بمب‌های شیمیایی و میکروبی قرار دهد.[۳۷] کالین پاول در ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ (۵ فوریه ۲۰۰۳) مدارک بیشتری در مورد برنامه جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد و در آن عنوان کرد که پهپادهای عراقی آماده‌ی حمله به آمریکا هستند. در آن زمان بحث‌های شدیدی بین نیروهای اطلاعاتی و نظامی ایالات متحده حول این مساله که نتایج سازمان سیا در مورد پهپادهای عراقی صحت دارد یا خیر در جریان بود.[۳۸] دیگر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا بر این باور بودند که عراق پهپاد تهاجمی در اختیار ندارد و چند پهپادی که این کشور دارد به منظور انجام عملیات‌های شناسایی و پایش به کار می‌روند.[۳۹] با این وجود مجلس سنای آمریکا در ۱۹ مهر ۱۳۸۱ (۱۱ اکتبر ۲۰۰۲) با حمایت هر دو حزب به طرح مشترک رای داد و به دولت بوش مجوزی حقوقی تحت قانون آمریکا برای حمله به عراق داد.

این مصوبه با تکیه به قانون اساسی ایالات متحده توسط کنگره‌ی این کشور به رئیس‌جمهور اجازه می‌داد نیروهای نظامی این کشور را برای جنگ علیه خشونت‌ها ضد ایالات متحده به کار گیرد. این مصوبه با یادآوری قانون آزادسازی عراق مصوب ۱۹۹۸ تصریح می‌کرد که سیاست ایالات متحده باید حذف رژیم صدام حسین و حمایت از یک حکومت دموکراتیک باشد. این مصوبه در ۲۴ مهر ۱۳۸۱ (۱۶ اکتبر ۲۰۰۲) به امضای جرج دبلیو بوش رسید.

هانس بلیکس سرپرست بازرسان سازمان ملل در ژانویه ۲۰۰۳ اظهار داشت که «به نظر نمی‌رسد عراق - حتی تا امروز - به پذیرش واقعی خلع سلاح تن داده باشد؛ خلع سلاحی که از عراق خواسته شده بود و لازم بود تا برای جلب اعتماد جهانی و زندگی در آرامش به آن تن دهد.»[۴۰] در میان دیگر مسائلی که وی مورد اشاره قرار داد به ۹۱۰ تن عامل شیمیایی اشاره کرد که به حساب نیامده‌اند و اطلاعات مربوط به عامل اعصاب از قلم افتاده. همچنین «هیچ سند قانع‌کننده‌ای» مبنی بر نابودی ۸۵۰۰ لیتر عامل سیاه‌زخمی که وجود آن‌ها اعلام شده بود ارائه نشده است.[۴۰]

در سخنرانی وضعیت کشور آمریکا توسط جرج بوش در سال ۲۰۰۳ گفته شد «ما می‌دانیم که عراق در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ دارای آزمایشگاه‌های سیار میکروبی بوده است.» در ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ کالین پاول به شورای امنیت آمد تا مدارک خود مبنی بر وجود سلاح‌های نامتعارف در عراق را ارائه دهد.[۴۱] دولت فرانسه هم بر این باور بود که عراق دارای مقادیری عامل سیاه‌زخم و بوتولیسم است و توانایی تولید عامل اعصاب را هم دارد.[۴۲] در ماه مارس بلیکس عنوان کرد که در بازرسی‌ها پیشرفت‌هایی به دست آمده و هیچ نشانی از جنگ‌افزارهای کشتار جمعی یافت نشده است.[۴۳]

در اوایل ۲۰۰۳ دولت‌های ایالات متحده، بریتانیا و اسپانیا پیش‌نویس طرحی مشهور به «قطعنامه‌ی هجدهم» برای تصویب یک ضرب‌العجل برای عراق به منظور اجابت قطعنامه‌های قبلی یا حمله‌ی نظامی را به شورای امنیت ارائه دادند. این پیش‌نویس متعاقباً به دلیل عدم حمایت اعضای شورای امنیت پس گرفته شد. به طور خاص اعضای ناتو از قبیل فرانسه، آلمان و کانادا و اعضای غیرناتو یعنی روسیه به دلیل خطرات زیاد دخالت نظامی در عراق برای امنیت جامعه‌ی بین‌الملل با این طرح مخالفت کردند و از راه‌های دیپلماتیک برای حل بحران خلع سلاح عراق حمایت کردند.[۴۴][۴۵]

کاخ سفید در ۱۱ بهمن ۱۳۸۱ (۳۱ ژانویه ۲۰۰۳) شاهد برگزاری جلسه‌ای بین جرج دبلیو بوش و تونی بلر بود. یادداشتی محرمانه‌ای که از این جلسه درز کرده نشان می‌دهد دولت بوش در همان زمان تصمیم به یورش به عراق گرفته بود. گفته می‌شود که بوش در حال کار روی این ایده بود که یک هواپیمای جاسوسی لاکهید یو-۲ را به رنگ نیروهای سازمان ملل درآورد و آن را در سطح پایین روی عراق به پرواز در آورد و پس از آن که نیروهای عراقی به سمت آن شلیک کردند پیش‌زمینه‌ی لازم برای حمله‌ی ایالات متحده و بریتانیا برای حمله به این کشور فراهم خواهد آمد. بوش و بلر توافقی سری مبنی بر حمله به عراق بدون در نظر گرفتن نتایج بازرسی‌های سازمان ملل کردند. این توافق بر خلاف سخنرانی بود که بلر در مقابل مجلس عوام بریتانیا ایراد کرده بود. در این یادداشت از قول بوش آمده است که «تاریخ آغاز لشکرکشی الان روز ۱۰ مارس مقرر شد. این تاریخی است که بمباران آغاز می‌شود.»[۴۶] بوش به بلر گفت که او «فکر می‌کند درگیری تن به تن بین گروه‌های دینی و قومیتی در عراق پس از جنگ بعید است.»

مخالفت با جنگ[ویرایش]

رئیس‌جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون در اکتبر ۲۰۰۲ در مورد خطرات احتمالی حمله‌ی نظامی پیشدستانه به عراق هشدار داد. وی که در کنفرانس حزب کارگر سخنرانی می‌کرد گفت: «حمله‌ی پیش‌دستانه‌ی شما امروز هر چقدر هم که قانع‌کننده باشد احتمالاً در آینده با نتایج ناخوشایندی باز خواهد گشت... برای من مهم نیست که بمب‌های شما چقدر دقیق هستند، وقتی آن‌ها را شلیک کنید مردم بی‌گناه کشته می‌شوند.»[۴۷][۴۸] اکثریت دموکرات‌ها در کنگره با مجوز استفاده از نیروی نظامی علیه عراق در سال ۲۰۰۲ مخالفت کردند. سناتور جیم وب کمی پیش از رای‌گیری نوشت: «آن‌ها که طرفدار جنگی یک‌سویه در عراق هستند خوب می‌دانند که اگر حمله کنیم راه خروج نداریم.»[۴۹]

وزیر امور خارجه فرانسه، دومینیک دو ویلپن در ۲۰ ژانویه ۲۰۰۳ اعلام کرد «به نظر ما دخالت نظامی بدترین راه‌حل است.»[۵۰] در همان زمان گروه‌های ضدجنگ در سراسر جهان دست به تظاهرات زدند. بنابر تخمین یک استاد دانشگاه فرانسوی به نام دومینیک رینی، بین ۳ ژانویه تا ۱۲ آوریل ۲۰۰۳ میلادی ۳۶ میلیون نفر در دنیا در حدود ۳۰۰۰ راه‌پیمایی علیه جنگ عراق شرکت کردند. تظاهرات روز ۱۵ فوریه ۲۰۰۳ بزرگترین در نوع خود بود.[۵۱] نلسون ماندلا در اواخر ژانویه اعتراض خود را اعلام کرد و گفت «تنها چیزی که (آقای بوش) می‌خواهد نفت عراق است.»[۵۲]

یکی از فرماندهان ارشد نیروی زمینی آمریکا به نام اریک شینسِکی در فوریه ۲۰۰۳ به کمیسیون نیروهای مسلح سنای آمریکا اعلام کرد برای حفظ امنیت عراق «به چند صدهزار سرباز» نیاز است.[۵۳] دو روز بعد رامسفلد گفت که نیروهای مورد نیاز برای بعد از جنگ کمتر از تعداد نیروهایی است که برای پیروزی در این جنگ مورد نیاز است و «این نظر که به چند صد هزار سرباز نیاز است درست نیست». پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع آمریکا هم تخمین ژنرال شینسِکی را اشتباه خواند زیرا معتقد بود که سایر کشورها نیز به عنوان نیروی اشغالگر عمل خواهند کرد.[۵۴]

هانس بلیکس در مارس ۲۰۰۳ اعلام کرد که برای اعلام نظر قاطع در مورد خلع سلاح تنها به چند ماه وقت نیاز است[۴۳] اما دولت ایالات متحده اعلام کرد که «دیپلماسی شکست خورده» و این کشور به همکاری با کشورهای ائتلاف ادامه خواهد داد تا عراق را از سلاح‌های کشتار جمعی خالی کند. دولت ایالات متحده ناگهان از بازرسان سازمان ملل خواست به سرعت بغداد را ترک کنند.

سوالات حقوقی زیادی در مورد آغاز حمله به عراق و دکترین بوش مبنی بر جنگ پیش‌دستانه وجود داشته است. در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۴ کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل متحد با اشاره به این تهاجم گفت: «من گفته‌ام که این [حمله] طبق منشور سازمان ملل نیست. از نظر ما و از نظر منشور این [حمله] غیرقانونی است.»

لرد بینگهام انگلیسی در نوامبر ۲۰۰۸ این جنگ را مصداق تخطی از قوانین بین‌المللی دانست و دولت‌های بریتانیا و آمریکا را «ویژیلانته‌های جهانی» خطاب کرد. او وضعیت بریتانیا در عراق پس از جنگ را با عنوان «یک کشور اشغالگر» توصیف کرد. همچنین وی با اشاره به رفتارهای آمریکایی‌ها در زندان ابوغریب گفت: «چیزی که خاطر طرفداران قانون را می‌آزارد این نکته است که برخی سران عالی دولت بوش اهمیتی به لزوم مشروعیت بین‌المللی نمی‌دهند.»[۵۵] در ژوئیه‌ی ۲۰۱۰ نیک کلگ معاون نخست‌وزیر پادشاهی متحد (انگلستان) طی جلسه‌ای در پارلمان، حمله به عراق را به دلیل غیرقانونی بودن آن محکوم کرد.[۵۶][۵۷] فرانسیس فوکویاما نیز گفته است: «جنگ عراق و ارتباط نزدیکی که بین یورش نظامی و پیشبرد دموکراسی ایجاد کرد باعث زیر سوال رفتن دموکراسی شد.»[۵۸]

حمله[ویرایش]

نخستین تیمِ آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در روز ۱۹ تیر ۱۳۸۱ (۱۰ ژوئیه ۲۰۰۲) وارد عراق شدند.[۵۹] این تیم شامل اعضای بخش ماموریت‌های ویژه‌ی سازمان سیا (SAD) بود. بعدها اعضای نخبه‌ی قرارگاه مشترک عملیات‌های ویژه‌ی ارتش آمریکا (JSOC) نیز به آن‌ها پیوستند.[۶۰] این دو با هم شرایط لازم برای حمله‌ی نیروهای متعارف را فراهم نمودند. فعالیت این نیروها متقاعد کردن بسیاری از فرماندهان لشکرهای ارتش عراق به تسلیم و تشخیص رهبران هدف در طول عملیات‌های بسیار پرخطر شناسایی بود.[۶۰]

این گروه توانست در شمال عراق گروه‌های پیشمرگه‌ی کرد را سازماندهی کرده و جبهه‌ی شمالی را به وجود آورد. آن‌ها توانستند پیش از ورود نیروهای ائتلاف انصارالاسلام را در کردستان عراق شکست دهند و سپس ارتش عراق را در شمال این کشور شکست دهند.[۶۰][۶۱] شکست انصارالاسلام باعث مرگ بسیاری از پیکارجویان و کشف تاسیسات جنگ‌افزارهای شیمیایی سرگات شد. [۵۹][۶۲]

در ساعت ۵:۳۴ بامداد به وقت بغداد (۶:۰۴ به وقت تهران) در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰ مارس ۲۰۰۳) حمله‌ی غافلگیرانه[۶۳] به عراق آغاز شد.[۶۴] پیش از شروع هیچ اعلان جنگی داده نشد.[۶۵] حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ به فرماندهی ژنرال آمریکایی تامی فرنکس با اسم رمز «عملیات آزادی عراق»[۶۶] (Operation Iraqi Freedom) برای نیروهای آمریکایی، اسم رمز «عملیات هدفمند» (Operation Telic) برای نیروهای انگلیسی و اسم رمز «عملیات قوش‌باز» (Operation Falconer) برای نیروهای استرالیایی انجام شد.[۶۷] نیروهای ائتلاف با سربازان پیشمرگه‌ی کرد در شمال عراق نیز همکاری کردند. تقریباً چهل کشور دیگر با عنوان «ائتلاف راغِبان» با ارسال نیرو، تجهیزات، خدمات و نیروهای حفاظتی و ویژه در این جنگ شرکت کردند. ۲۴۸٬۰۰۰ سرباز از ایالات متحده، ۴۵٬۰۰۰ سرباز از بریتانیا، ۲٬۰۰۰ سرباز از استرالیا، ۱۹۴ سرباز ویژه از لهستان به کویت اعزام شدند تا آماده‌ی حمله شوند. همچنین این حمله توسط ۷۰٬۰۰۰ سرباز پیشمرگه‌ی کرد نیز پشتیبانی می‌شد.[۶۸]

بنابر اظهارات ژنرال تامی فرنکس اهداف این حمله عبارت بودند از «نخست، نابودی رژیم صدام حسین. دوم، شناسایی، جداسازی و نابودی جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق. سوم، جستجو و دستگیری تروریست‌ها و بیرون کردن آن‌ها از آن کشور. چهارم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکه‌های تروریست‌ها. پنجم، گردآوری اطلاعات پیرامون شبکه‌ی جهانی جهانی جنگ‌افزارهای کشتار جمعی. ششم، پایان‌دهی به تحریم‌ها و فرستادن کمک‌های انسان‌دوستانه به بی‌خانمان‌ها و بسیاری از شهروندان عراقی. هفتم، ایمن ساختن چاه‌های نفت عراق که به مردم این کشور تعلق دارد. و در پایان، کمک به عراقی‌ها برای ایجاد شرایط لازم به منظور بر پا نمودن حکومتی عراقی که نماینده‌ی آن‌ها باشد.»[۶۹]

این یورش یک عملیات تند و قاطع بود که با مقاومت مواجه شد؛ هر چند که این مقاومت به حدی نبود که نیروهای ایالات متحده و بریتانیا انتظار داشتند. رژیم عراق آماده شده بود تا در یک زمان به شکل متعارف و نامنظم با متخاصمان بجنگد به این شکل که در صورت مواجهه با نیروهای برتر متعارف زرهی زمین را واگذار کنند اما توسط سربازانی که لباس مردم عادی و شبه‌نظامیان را به تن دارند از پشت به نیروهای خارجی ضربه بزنند. از آغاز جنگ در عراق برنامه‌های زیادی برای «افزایش توان روانی و جلوگیری از تنش‌های روانی در نیروها» طراحی و اجرا شد.[۷۰]

نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا یورش‌های آبی‌خاکی به شبه‌جزیره‌ی فاو انجام دادند تا از چاه‌های نفت و بندرگاه‌های مهم مراقبت کنند. این نیروها توسط نیروهای دریایی بریتانیا، لهستان و استرالیا پشتیبانی می‌شدند. واحد ۱۵ام سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده که با تیپ سوم کماندوی این کشور و نیروهای ویژه‌ی لهستان (گروم) تلفیق شده بودند به بندر ام‌قصر یورش بردند. در همان حال تیپ ۱۶ هوایی ارتش بریتانیا مامور محافظت از چاه‌های نفت در جنوب عراق بود.

یگان‌های زرهی لشکر سوم پیاده‌ی آمریکا ابتدا به غرب و سپس به شمال حرکت کردند تا از راه بیابان‌های غربی عراق به سمت بغداد بروند. در همین حین واحد اول تفنگداران دریایی به سمت شرق رفت تا از راه بزرگراه شماره ۱ به سمت مرکز کشور برود. لشکر یکم زرهی بریتانیا از راه مرداب‌های شرقی به سمت شمال حرکت کردند. لشکر یکم تفنگداران آمریکایی از راه شهر ناصریه وارد نبردی برای تصرف یک تقاطع جاده‌ای مهم و فرودگاه طلیل که در آن حوالی بود شدند. لشکر سوم پیاده‌ی آمریکا توانست نیروهای عراقی را که داخل و اطراف این فرودگاه را به شدت مراقبت می‌کردند شکست دهد.

پس از آن که لشکر سوم پیاده‌نظام آمریکا از در اختیار داشتن ناصریه و فرودگاه طلیل اطمینان پیدا کرد با پشتیبانی لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا، راه خود را به سمت شمال برای تصرف نجف و کربلا در پیش گرفت اما توفان شن سهمگینی در گرفت و حرکت تمام نیروهای ائتلاف را به تاخیر انداخت. همچنین توقفی برای اطمینان از خطوط تأمین آماد و پشتیبانی صورت گرفت. هنگامی که بار دیگر نیروها حرکت خود را آغاز کردند اقدام به تأمین نوار کربلا نمودند؛ نواری که بین رود فرات و دریاچه رزازه قرار دارد و مسیر مناسبی برای رسیدن به بغداد است. سپس پل‌های رود فرات را تحت محافظت قرار دادند و نیروهای آمریکایی از طریق این نوار به سمت بغداد سرازیر شدند. لشکر یکم تفنگداران آمریکایی در میان عراق با جنگ مداوم راه خود را به سمت شرق بغداد باز کرد و خود را آماده‌ی یورش به این شعر و اشغال آن نمود.

در شمال، بزرگترین نیروی عملیات‌های ویژه از زمان یورش پیروزمندانه‌ای که کمی بیش از یک سال پیش به طالبان در افغانستان انجام شد به کار گرفته شد.

بغداد در بیستمین روز از فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) سقوط کرد و بدین ترتیب ۲۴ سال حکومت صدام حسین به پایان رسید. نیروهای آمریکایی ساختمان‌های وزارتخانه‌های متروک حزب بعث را به تصرف در آوردند و در جریان متلاشی کردن مجسمه‌ی آهنی صدام به مدیریت و هدایت اوضاع پرداختند.[۷۱] عکس‌ها و ویدئوهای این رخداد نمادین شدند اما بعدها تا حدودی باعث مجادله گردیدند. در میان تصاویری که از دور ضبط شده بودند می‌شد تصاویر جمعیت برافروخته‌ای را مشاهده کرد که به طرفداری از مقتدی صدر می‌پرداختند.[۷۲] در نوامبر ۲۰۰۸ بار دیگر عراقی‌های معترض در حال پایکوبی دست به سوزاندن پیکرکی از جرج دبلیو بوش زدند.[۷۳] هر چند سقوط ناگهانی بغداد با ابراز قدردانی گسترده‌ی مردم همراه بود اما باعث هرج و مرج وسیع نیز گردید، به طوری که بسیاری به غارت ساختمان‌های دولتی و عمومی پرداختند و با گذشت زمان میزان جرایم افزایش یافت.[۷۴][۷۵]

بنابر اعلام پنتاگون ۲۳۰ هزار تن از ۵۹۰ هزار تن سازوبرگ ارتش عراق به یغما رفت و منبع گسترده‌ای برای شورشیان گردید. فاز حمله به عراق با اشغال تکریت که مقاومت کوتاهی در مقابل تفنگداران دریایی آمریکا عضو گروه رزمی تریپولی کرد پایان یافت.

تخمین زده می‌شود در مرحله‌ی یورش به عراق که از ۲۸ اسفند ۱۳۸۱ تا ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۲ طول کشید حدود ۹۲۰۰ رزمنده‌ی عراقی و ۳۷۵۰ غیررزمنده (شهروندانی که سلاح به دست نگرفتند) توسط نیروهای ائتلاف کشته شدند.[۷۶] نیروهای ائتلاف از مرگ ۱۳۹ نظامی ایالات متحده[۷۷] و ۳۳ نظامی بریتانیا در جریان حمله به عراق خبر دادند.[۷۸]

پس از حمله[ویرایش]

۲۰۰۳: آغاز شورش‌ها[ویرایش]

جرج دبلیو بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۲ (۱ مه ۲۰۰۳) از ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن که در غرب شهر سن‌دیگو ایالت کالیفرنیا قرار داشت بازدید کرد. وی هنگام غروب آفتاب روی عرشه‌ی پرواز کشتی، سخنرانی مشهور خود با عنوان «پایان موفقیت‌آمیز عملیات» را که از تلویزیون ملی پخش می‌شد در برابر ملوانان و هوانوردان ادا کرد.

با این حال مساله‌ی صدام همچنان وجود داشت. نیروهای ائتلاف بعد از سخنرانی بوش شاهد افزایش تدریجی حملات ناگهانی به نیروهای خود در مناطق گوناگون به‌ویژه در «مثلث سنی» شدند.[۷۹] ارتش عراق و گارد ویژه‌ی ریاست جمهوری این کشور پیش از حمله‌ی آمریکا صدها انبار مهمات ایجاد کرده بود. نخستین شورشی‌های عراق از همین انبارها تغذیه می‌شدند.

نخستین هسته‌های مقاومت را فدائیان صدام و وفاداران به حزب بعث ایجاد کردند اما به زودی تندروهای مذهبی و عراقیانی که از اشغال کشورشان خشمگین بودند به مقاومت برخاستند. استان‌های بغداد، انبار و صلاح‌الدین بیش از دیگر استان‌ها شاهد حملات شورشی‌ها بودند. هر چند این استان‌ها تنها ۳۵٪ جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند اما تا ۱۴ آذر ۱۳۸۵ مسئول ۷۳٪ قتل‌های سربازان آمریکایی بودند.[۸۰]

شورشی‌ها تاکتیک‌های چریکی مثل موشک‌اندازی، حمله‌ی انتحاری، تک‌تیراندازی، بمب‌های کنار جاده‌ای، خودروهای بمب‌گذاری‌شده، تفنگ‌های تهاجمی، آرپی‌جی و همچنین خرابکاری در منابع نفت و زیرساخت‌های آب و برق را به کار می‌بردند.

تلاش‌های ائتلاف حمله به عراق پس از موفقیت در سرنگونی رژیم صدام، آغاز شد. کشورهای ائتلاف به همراه سازمان ملل در صدد تشکیل دولتی دموکراتیک که توان دفاع از خود در برابر نیروهای غیرائتلاف و همچنین جدایی‌خواهان داخلی را داشته باشد بر آمدند.[۸۱][۸۲]

در آن زمان نیروهای نظامی ائتلاف چندین عملیات در کنار شبه‌جزیره‌ی رود دجله و در مثلث سنی انجام دادند. چندین سری از عملیات‌های مشابه در طول تابستان در این مثلث انجام شد. با نزدیک شدن به پایان ۲۰۰۳ شدت و حدت حملات شورشی‌ها بیشتر می‌شد. موج ناگهانی حملات چریکی و تقارن آن با شروع ماه رمضان باعث شد تا اصطلاح آفند رمضان برای این حملات استفاده شود.

نیروهای ائتلاف برای مقابله با این آفند برای اولین بار پس از پایان جنگ عراق، از حمله‌ی هوایی و توپخانه استفاده کردند تا کمین‌های مشکوک و پایگاه‌های پرتاب خمپاره را نابود کنند. پایش راه‌های اصلی، تعداد گشت‌ها و میزان حملات به افراد مشکوک افزایش یافت. همچنین دو روستا شامل زادگاه صدام به نام العوجه و ابوهشمه با سیم خاردار محاصره شد و به شدت تحت پایش قرار گرفت.

حکومت ائتلاف موقت عراق و گروه بازرسی عراق[ویرایش]

نیروهای اشغالگر عراق کمی پس از شکست صدام حسین حکومتی با عنوان ائتلاف موقت در این کشور ایجاد کردند تا به عنوان یک حکومت انتقالی عمل کند. این حکومت با اتکا به قطعنامه ۱۴۸۳ شورای امنیت سازمان ملل (۲۲ مه ۲۰۰۳) و قوانین جنگ، خود را واجد تشکیل قوای مجریه، مقننه و قضائیه می‌دانست. این حکومت از ۲۱ آوریل ۲۰۰۳ تا ۲۸ ژوئن ۲۰۰۴ تمامی اختیارات عراق را در دست داشت.

در ابتدای کار، جی گارنر که یک افسر سابق ارتش آمریکا بود ریاست حکومت ائتلاف موقت را بر عهده داشت اما انتصاب وی مدت زیادی طول نکشید تا این که در ۱۱ مه ۲۰۰۳ جرج دبلیو بوش، پل برمر را جانشین او کرد. حاکم جدید در نخستین روز کاری خود مورخ ۱۶ مه ۲۰۰۳ دستور شماره ی یک حکومت ائتلاف موقت مبنی بر ممنوعیت ورود اعضای حزب بعث در دولت جدید را ابلاغ کرد. این دستور باعث شد ۸۵٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ عراقی از شغل‌های خود کنار گذاشته شوند. در میان این افراد می‌شود به ۴۰٬۰۰۰ معلم اشاره کرد که صرفاً برای ادامه‌ی شغل خود مجبور به عضویت در حزب بعث شده بودند. ژنرال سانچز از نیروی زمینی ارتش آمریکا در آن زمان اعلام کرد که این تصمیم یک «شکست فاجعه‌بار» است. برمر در ژوئیه ۲۰۰۴ با به پایان رسیدن حکومت ائتلاف موقت از سمت خود برکنار و از عراق خارج شد.

یکی دیگر از گروه‌هایی که توسط اشغالگران چندملیتی عراق تشکیل شد گروه بازرسی عراق نام داشت که شامل ۱۴۰۰ عضو بود. این گروه به منظور یافتن حقیقت پیرامون برنامه‌های جنگ‌افزارهای کشتار جمعی عراق تشکیل شده بود. انتشار گزارش این گروه در سال ۲۰۰۴ که به گزارش دولفر شهرت یافت نشان داد که عراق دارای جنگ‌افزارهای کشتار جمعی قابل اعتنا نیست.

دستگیری سران دولت سابق[ویرایش]

نیروهای اشغالگر چندملیتی عراق به رهبری آمریکا در تابستان ۲۰۰۳ روی دستگیری سران سابق دولت عراق تمرکز کردند. یورشی که در ۲۲ ژوئیه آن سال توسط لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا و گروه رزمی ۲۰ انجام گرفت باعث مرگ پسران صدام (عدی و قصی) به همراه یکی از نوه‌های او شد. به طور کلی بیش از ۳۰۰ فرمانده و رهبر بعثی از دولت پیشین و تعداد زیادی از عوامل پایین‌رتبه‌ی آن رژیم کشته یا دستگیر شدند.

دستگیری صدام در روز ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ در عملیات سپیده‌دم سرخ نزدیک تکریت در یک مزرعه٬ مهم‌ترین رویداد در میان رشته‌دستگیری‌های آن سال بود. این عملیات توسط لشکر چهارم پیاده نیروی زمینی آمریکا و اعضای گروه رزمی ۱۲۱ انجام گرفت. اطلاعاتی که منجر به دستگیری صدام شد از اعضای خانواده و محافظان شخصی سابق وی به دست آمده بود.

با دستگیری صدام حسین و کاهش حملات شورشی‌ها در عراق بسیاری به این نتیجه رسیدند که نیروهای ائتلاف در جنگ علیه شورشیان به پیروزی رسیده‌اند. دولت ائتلاف موقت شروع به آموزش نیروهای امنیتی عراقی به منظور تامین امنیت شهرها کرد. ایالات متحده نیز قول داد تا ۲۰ میلیون دلار به صورت اعتباری در عوض درآمدهای نفتی عراق در آینده در اختیار این کشور بگذارد تا برای بازسازی عراق هزینه شود. درآمدهای نفتی هم برای بازسازی مدارس و کار روی زیرساخت‌های برق و پالایش به کار گرفته می‌شد.

عناصری که از حکومت ائتلاف موقت بیرون مانده بودند کمی پس از دستگیری صدام اقدام به تحریک برای برگزاری انتخابات و تشکیل دولت موقت عراق کردند. در میان آن‌ها می‌توان به آیت‌اله العظمی علی سیستانی اشاره کرد. در آن زمان حکومت ائتلاف موقت با برگزاری انتخابات دموکراتیک مخالفت کرد. شورشی‌ها فعالیت‌های خود را افزایش دادند. دو مرکز پرآشوب در آن هنگام عبارت بودند از مناطق حوالی فلوجه و بخش‌های فقیرنشین شیعه در بغداد (شهر صدر) تا بصره در جنوب.

کمک ایران به شبه‌نظامیان شیعه[ویرایش]

سندهای منتشرشده توسط ویکی‌لیکس شامل گزارش‌های متعدد و موردهای مشخصی است که سپاه پاسداران ایران و به‌ویژه نیروی قدس متهم به آموزش شبه‌نظامیان شیعهٔ عراقی، ارسال سلاح، راکت و بمب‌های دست‌ساز پیشرفته شده‌است. مطابق این سندها نیروی قدس به‌همراه حزب‌الله لبنان، شبه‌نظامیان شیعهٔ عراقی را در اردوگاهی در نزدیکی قم آموزش می‌داده‌اند تا برخی مقام‌های عراقی و همین‌طور سربازان آمریکایی را گروگان گرفته یا به قتل برسانند.[۸۳] حکومت جمهوری اسلامی ایران این اتهام‌ها را رد کرده‌است.

خروج نیروهای آمریکایی از عراق[ویرایش]

در تاریخ ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ با برگزاری مراسمی رسمی در فرودگاه بغداد واقع در منطقه سبز بغداد، با حضور وزیر دفاع وقت آمریکا، آمریکا رسماً" به حضور نظامی خود در عراق پایان داد. لئون پنتا در سخنرانی در مراسم فوق گفت جنگ عراق دارای ارزش بسیاری در خونها و دلارها برای ما بود، حدود ۷۵۰ میلیار دلار هزینه، ۴۵۰۰ کشته(۴۴۸۷ کشته[۸۴]) و ۳۲۰۰۰ مجروح، برای ایالات متحده.[۸۵] با خروج این نیروها، فقط ۱۵۹ نیروی نظامی در سفارت آمریکا در بغداد باقی می‌مانند و سایر نیروها به کویت یا به وطن مراجعت می‌کنند. در مراسم خروج نیروهای آمریکایی نوری مالکی نخست وزیر وقت عراق از دولت و ملت آمریکابرای آزادی مردم عراق تشکر کرد. همچنین آمار بیش از ۱۰۰ هزار کشته از شهروندان عراقی اعلام شد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Updated Iraq Survey Affirms Earlier Mortality Estimates
  2. اختلافات فرقه‌ای چهره بغداد را تغییر داده استوبگاه MSNBC.
  3. "America confronts reality in Iraq,F'HI msnbc
  4. Iraq Index: Tracking Variables of Reconstruction & Security in Post-Saddam Iraq The Brookings Institution
  5. وبگاه کاخ سفید
  6. US Names Coalition of the Willing بی‌بی‌سی انگلیسی
  7. حسین عکافان. «سوابق تاریخی معاصر اشغال عراق». خبرگزاری تابناک، ۲۴ مرداد ۱۳۸۸. بررسی ژئوپلتیک عراق، علل اشغال و خروج اشغالگران و راههای برون رفت آن. بازبینی‌شده در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰. 
  8. Operation Iraqi Freedom ends as last combat soldiers leave Baghdad واشینگتن پست، ۱۹ اوت ۲۰۱۰
  9. Last U.S. troops leave Iraq CNN, 17 December 2011
  10. President Bush Outlines Iraqi Threatوبگاه کاخ سفید
  11. Hersh, Seymour M. (5 May 2003). "Selective Intelligence". The New Yorker. 
  12. "U.S. silence on new Iraq spying allegations". BBC News. 7 January 1999. Retrieved 23 October 2010. 
  13. Beaumont, Peter (15 June 2003). "Iraqi mobile labs nothing to do with germ warfare, report finds". The Guardian. Retrieved 3 September 2014. 
  14. "US illegally removes pages from Iraq UN report". 
  15. "U.N. weapons inspector Hans Blix faults Bush Administration for lack of "critical thinking" in Iraq" (Press release). University of California, Berkeley. 2004-03-18. Retrieved 2014-08-02. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ "Saddam's uranium headed for Ontario processing plant". The Star (Toronto). Associated Press. 5 July 2008. Retrieved 30 March 2010. 
  17. Duffy, Michael; James Carney (13 July 2003). "A Question of Trust". Time. 
  18. Roberts, Pat; Rockefeller, John D., IV (2004). "Report on the U.S. intelligence community's prewar intelligence assessments on iraq" (PDF). United States Senate: Select Committee on Intelligence. pp. 39–47.  |chapter= ignored (help)
  19. Rycroft, Matthew (1 May 2005). "The secret Downing Street memo". The Sunday Times (London). 
  20. Silberman, Laurence H.; Robb, Charles S. (2005). "Report to the President of the United States" (PDF). The Commission on the Intelligence Capabilities of the United States Regarding Weapons of Mass Destruction. p. 198.  |chapter= ignored (help) "Iraq was prohibited from possessing tubes composed of 7075 T6 aluminum alloy with outer diameters exceeding 75 mm under Annex III to United Nations Security Council Resolution 687 because of their potential use in gas centrifuges."
  21. John Pike. "Commission on the Intelligence Capabilities of the United States Regarding Weapons of Mass Destruction". Globalsecurity.org. Retrieved 23 October 2010. 
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ The CIA's Aluminum Tubes' Assessment: مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی 10 March 2003
  23. Spinning The Tubes Four Corners Australian Broadcasting Corporation air date 27 October 2003
  24. "Powell's remarks". Iraqwatch.org. 5 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  25. "Evidence on Iraq Challenged,"[پیوند مرده] Joby Warrick, The Washington Post, 19 Sep 2002
  26. Colin Powell's speech to the UN, 5 Feb 2003
  27. Meet the Press NBC, 16 May 2004
  28. Goldenberg, Suzanne (2 December 2008). "Iraq war my biggest regret, Bush admits". The Guardian (London). Retrieved 2 December 2008. 
  29. Pincus, Walter (23 March 2006). "Ex-Iraqi Official Unveiled as Spy". The Washington Post. 
  30. "National Ground Intelligence Center Report Key Points on the Recovery of Chemical Munitions in Iraq" (PDF). Archived from the original on 10 October 2010. Retrieved 10 October 2010. 
  31. Martin Chulov; Helen Pidd (15 February 2011). "Curveball: How the U.S. was duped by Iraqi fantasist looking to topple Saddam". The Guardian (London). Retrieved 3 March 2011. 
  32. Reynolds, Paul (12 December 2009). "Unashamed Blair confirms his critics' claims on Iraq". BBC News. Retrieved 15 December 2009. 
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ "'Building momentum for regime change': Rumsfeld's secret memos". MSNBC. 23 June 2001. Retrieved 19 January 2014. 
  34. "Newly-Released Memo by Donald Rumsfeld Proves Iraq War Started On False Pretenses". Washingtonsblog.com. 20 February 2013. Retrieved 19 January 2014. 
  35. Norton-Taylor, Richard (4 December 2002). "Britain and U.S. step up bombing in Iraq". The Guardian (London). Retrieved 31 August 2010. 
  36. Smith, Michael (29 May 2005). "RAF bombing raids tried to goad Saddam into war". The Sunday Times (London). Retrieved 31 August 2010. 
  37. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام nelson وارد نشده‌است.
  38. "Senator: White House Warned of UAV Attack". Defense Tech. 16 December 2003. Archived from the original on 5 January 2004. 
  39. John Pike. "Commission of the Intelligence capabilities of the United States regarding weapons of mass destruction". Globalsecurity.org. Retrieved 23 October 2010. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Blix's remarks 27 January 2003
  41. George W. Bush. "Third State of the Union Address". From three Iraqi defectors we know that Iraq, in the late 1990s, had several mobile biological weapons labs. These are designed to produce germ warfare agents, and can be moved from place to a place to evade inspectors. Saddam Hussein has not disclosed these facilities. He's given no evidence that he has destroyed them. 
  42. American Unbound: The Bush Revolution in Foreign Policy (Washington, D.C., 2003), 159–61.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Blix, H. (7 March 2003) "Transcript of Blix's U.N. presentation" CNN
  44. Joint Declaration by Russia, Germany and France on Iraq[پیوند مرده] France Diplomatie 10 February 2003
  45. Russian/Ukrainian rebuff for Blair over Iraq The Guardian 11 October 2002
  46. "Bush-Blair Iraq war memo revealed". BBC News. 27 March 2006. Retrieved 5 January 2010. 
  47. "CNN Inside Politics". CNN. Retrieved 23 October 2010. 
  48. Grice, Andrew (3 October 2002). "Clinton urges caution over Iraq as Bush is granted war powers". The Independent (London). Retrieved 23 October 2010. [پیوند مرده]
  49. Knight, Danielle. "Winning Over the Senate With Frank Words and a Keen Mind". U.S. News & World Report. Retrieved 26 July 2015. 
  50. "Press conference of Foreign Affairs Minister Dominique de Villepin (excerpts)". Embassy of France in the U.S. 20 January 2003. Archived from the original on 27 September 2006. Retrieved 13 February 2007. 
  51. Anti-war protests do make a difference[پیوند مرده], Alex Callinicos, Socialist Worker, 19 March 2005.
  52. Jarrett Murphy (30 January 2003). "Mandela Slams Bush On Iraq". CBS News. Retrieved 19 January 2014. 
  53. "Army chief: Force to occupy Iraq massive". USA Today. 25 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  54. "Administration fends off demands for war estimates – Mar. 3, 2003". CNN. 26 February 2003. Retrieved 23 October 2010. 
  55. Top judge: US and UK acted as 'vigilantes' in Iraq invasion, The Guardian, 18 November 2008
  56. Clegg brands Iraq War illegal in his first PMQs – with the backing of No10, Daily Mail, 21 July 2010
  57. «مصیبت‌بارترین تصمیم انگلیس»، وب‌گاه خبری تابناک (۱ مرداد ۱۳۸۹). بازبینی ۲۰ مرداد ۱۳۹۴
  58. Fukuyama, Francis (17 January 2011). "US democracy has little to teach China". Financial Times. Retrieved 18 January 2011. (registration required)
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ Operation Hotel California, The Clandestine War inside Iraq, Mike Tucker and Charles Faddis, 2008.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ ۶۰٫۲ Bob Woodward (2004). Plan of Attack: The Definitive Account of the Decision to Invade Iraq. Simon & Schuster. ISBN 978-0743255486. [نیازمند صفحه]
  61. A Nation at War: Second Front; Allied Troops Are Flown In To Airfields In North Iraq, By C. J. Chivers, 24 March 2003
  62. A Nation at War: in the Field the Northern Front; Militants Gone, Caves in North Lie Abandoned By C. J. Chivers, 30 March 2003
  63. "Keeping 4th ID in the Mediterranean created element of surprise. Iraq did not expect attack to begin until 4th ID arrived in Kuwait." Rumsfeld, D., Franks, T.: Summary of Lessons Learned[پیوند مرده]. Prepared testimony for the Senate Armed Services Committee, 9 July 2003.
  64. "Operation Iraqi Freedom". Target Iraq. GlobalSecurity.org. 27 April 2005. 
  65. Friedman, G.: What Happened To The American Declaration Of War?, Forbes, 30 March 2011.
  66. Patrick E. Tyler (March 21, 2003). "A nation at war: The attack; U.S. and British troops push into Iraq as missiles strike Baghdad compound". The New York Times. p. B8. 
  67. Australian Department of Defence (2004). The War in Iraq. ADF Operations in the Middle East in 2003. Page 11.
  68. MAJ Isaac J. Peltier. "Surrogate Warfare: The Role of U.S. Army Special Forces". U.S. Army. p. 29. Retrieved 13 September 2009. [پیوند مرده]
  69. Sale, Michelle and Khan, Javid. "Missions Accomplished?" http://learning.blogs.nytimes.com/2003/04/11/missions-accomplished. Access date 25 June 2012
  70. Steenkamp, Maria M.; William P. Nash; Brett T. Litz (2013). "Post-Traumatic Stress Disorder". American Journal of Preventive Medicine 44 (5): 507–512. doi:10.1016/j.amepre.2013.01.013. 
  71. Zucchino, David (3 July 2004). "Army Stage-Managed Fall of Hussein Statue". Los Angeles Times. Retrieved 23 October 2010. 
  72. The Rachel Maddow Show. 18 August 2010, MSNBC
  73. "Iraqi Protesters Burn Bush Effigy". CBS News. 21 November 2008. Retrieved 23 October 2010. 
  74. Collier, R. (9 April 2003) "Baghdad closer to collapse" San Francisco Chronicle
  75. "Stuff Happens". Defenselink.mil. Retrieved 23 October 2010. 
  76. Conetta, C. (20 October 2003) "The Wages of War: Iraqi Combatant and Noncombatant Fatalities in the 2003 Conflict," Research Monograph no. 8 Project on Defense Alternatives
  77. Reuters (25 October 2005). "A Look at U.S. Deaths in the Iraq War". The Washington Post. Retrieved 11 November 2013. 
  78. "Operation Iraqi Freedom | Iraq | Fatalities By Nationality". iCasualties. 2010-05-28. Retrieved 2014-04-23. 
  79. "Operation Iraqi Freedom Maps". GlobalSecurity.Org. 
  80. "iCasualties: Iraq Coalition Casualty Count — Deaths by Province Year/Month". Icasualties.org. Archived from the original on 8 July 2008. Retrieved 27 October 2008. 
  81. "Poll: Iraqis out of patience". USA Today. 30 April 2004. 
  82. Karouny, Mariam (23 July 2006). "Gloom descends on Iraqi leaders as civil war looms". Turkish Daily News. Reuters. Archived from the original on 30 September 2007. 
  83. BBC فارسی - جهان - نوری مالکی اقدام ویکی لیکس را بازی سیاسی خواند
  84. «The Iraq War Weakened the U.S. in the Middle East». بازبینی‌شده در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱. 
  85. روزنامه گاردین. بازبینی‌شده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱. 

پیوند به بیرون[ویرایش]