مهاتما گاندی
این مقاله دارای چندین مشکل است. خواهشمندیم به بهبود آن کمک کنید یا در مورد این مشکلات در صفحهٔ بحث گفتگو کنید. (دربارهٔ چگونگی و زمان مناسب برداشتن این برچسبها بیشتر بدانید)
|
مهاتما گاندی | |
|---|---|
گاندی در ۱۹۳۱ | |
| نام هنگام تولد | مهانداس کارامچاند گاندی |
| زادهٔ | ۲ اکتبر ۱۸۶۹ |
| درگذشت | ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۴۸ (۷۸ سال) |
| علت مرگ | ترور (جراحات گلوله) |
| دیگر نامها | باپو |
| شهروندی |
|
| محل تحصیل | Inns of Court School of Law |
| پیشهها |
|
| سالهای فعالیت | ۱۸۹۳–۱۹۴۸ |
| دوران | راج بریتانیا |
| شناختهشده برای | |
| آثار برجسته | داستان تجربههای من با راستی |
| حزب سیاسی | کنگره ملی هند (۱۹۲۰–۱۹۳۴) |
| جنبش | جنبش استقلالطلبی هند |
| همسر | کستوربا گاندی (ا. ۱۸۸۳–۱۹۴۴) |
| فرزندان | |
| والدین |
|
| خویشاوندان | خانواده مهاتما گاندی چاکراوارتی راجاگوپالاچاری (پدرِ زن فرزند) |
| جوایز | شخص سال تایم (۱۹۳۰) |
| رئیس کنگره ملی هند | |
| دوره مسئولیت دسامبر ۱۹۲۴ – آوریل ۱۹۲۵ | |
| پس از | ابوالکلام آزاد |
| پیش از | ساروجینی نایدو |
| امضاء | |
| مهاتما گاندی |
|---|
| فهرستهای کارها |
| دیـگر |
|
|
مهانداس کارامچاند گاندی (انگلیسی: Mohandas Karamchand Gandhi؛ ۲ اکتبر ۱۸۶۹ – ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۴۸) حقوقدان، ملیگرای استعمارستیز و اخلاقشناس سیاسی اهل هند بود که با هدف رهبری جنبش موفق استقلالطلبی هند از راج بریتانیا، عمل مقاومت بدون خشونت را به کار گرفت. او الهامبخش جنبشهای حقوق مدنی و آزادی در سراسر جهان بود. لقب مهاتما (واژهای سانسکریت به معنای «بزرگروح» یا «شایستهی احترام») نخستین بار در سال ۱۹۱۴ در آفریقای جنوبی به او اطلاق شد و امروزه در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد.
گاندی در خانوادهای هندو در گجرات به دنیا آمد و بزرگ شد. در لندن در زمینه حقوق آموزش دید و در ژوئن ۱۸۹۱، در ۲۲ سالگی به سمت وکالت پذیرفته شد. پس از دو سال نامعلوم در هند که نتوانست وکالت موفقی را آغاز کند، در ۱۸۹۳ به نمایندگی از یک تاجر هندی در یک دعوای قضایی به آفریقای جنوبی رفت. او ۲۱ سال در آفریقای جنوبی زندگی کرد. در اینجا گاندی خانوادهای تشکیل داد و نخستین بار از مفهوم مقاومت بدون خشونت در جنبش حقوق مدنی آگاه شد. در ۱۹۱۵، گاندی ۴۵ ساله به هند بازگشت و خیلی زود دست به سازماندهی دهقانان، کشاورزان و کارگران شهری زد تا علیه مالیات ارضی بیش از حد و تبعیض اعتراض کنند.
گاندی با به دست گرفتن رهبری کنگره ملی هند در سال ۱۹۲۱، کمپینهای سراسری را برای کاهش فقر، گسترش حقوق زنان، ایجاد دوستی مذهبی و قومی، پایان دادن به نجاست و مهمتر از همه، دستیابی به سواراج یا خودگردانی رهبری کرد. گاندی دوتی کوتاه بافته شده با نخ دستریسی را به عنوان نشانهای از هویت با فقرای روستایی هند برگزید. او شروع به زندگی در یک جامعه مسکونی خودکفا کرد،[۱] غذای ساده میخورد و روزههای طولانی بهمنزلۀ وسیلهای برای دروننگری و اعتراض سیاسی میگرفت. گاندی با آوردن ناسیونالیسم ضد استعماری به میان مردم عادی هند، آنها را در به چالش کشیدن مالیات نمک تحمیلی بریتانیا با ۴۰۰ کیلومتر (۲۵۰ مایل) راهپیمایی نمک دندی در سال ۱۹۳۰ و درخواست خروج بریتانیا از هند در سال ۱۹۴۲ رهبری کرد. او بارها و سالهای زیادی در آفریقای جنوبی و هند زندانی شد.
دیدگاه گاندی در مورد هند مستقل مبتنی بر کثرتگرایی مذهبی در اوایل دهه ۱۹۴۰ توسط ناسیونالیسم مسلمان که خواستار سرزمینی جداگانه برای مسلمانان در هند تحت سلطه بریتانیا بود، به چالش کشیده شد. در اوت ۱۹۴۷، بریتانیا استقلال را اعطا کرد، اما امپراتوری هند بریتانیا به دو قلمرو، هند با اکثریت هندو و پاکستان با اکثریت مسلمان، تقسیم شد. همزمان با اینکه بسیاری از هندوها، مسلمانان و سیکهای آواره به سرزمینهای جدید خود راه یافتند، خشونت مذهبی، به ویژه در پنجاب و بنگال، آغاز شد. گاندی با خودداری از جشن رسمی استقلال، از مناطق آسیبدیده بازدید کرد و تلاش کرد تا از رنج و اندوه مردم بکاهد. در ماههای بعد، او چندین اعتصاب غذا برای متوقف کردن خشونت مذهبی انجام داد. آخرین مورد از این اعتصابات در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۸ در دهلی آغاز شد، زمانی که گاندی ۷۸ ساله بود. این باور که گاندی در دفاع از پاکستان و مسلمانان هند بیش از حد مصمم بوده است، در میان برخی از هندوها در هند گسترش یافت. از جمله این افراد، ناتورام گودسه، یک ملیگرای هندوی مبارز اهل پونا، غرب هند، بود که در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ در یک جلسه دعای بین ادیان در دهلی، با شلیک سه گلوله به سینه گاندی، او را ترور کرد.
زادروز گاندی، ۲ اکتبر، در هند بهعنوان گاندی جایانتی (یک تعطیلات ملی)، و در سراسر جهان بهعنوان روز بینالمللی پرهیز از خشونت گرامی داشته میشود. گاندی را پدر ملت در دوران پس از استعمار هند میدانند. در طول جنبش ملیگرایانه هند و در چندین دهه بلافاصله پس از آن، معمولاً او را باپو مینامیدند (واژه محبتآمیز گجراتی برای «پدر»).[۲][۳]
مقدمه
[ویرایش]از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ (۱۲۹۶) را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیونها نفر از مردم او را با لقب مهاتما یا روح بزرگ یاد میکردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام مهاتما گاندی میشناسند. حتی بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ تلقی میکنند. مردم هند از او با عنوان پدر ملت یا باپو (در هندی به معنای پدر) یاد میکنند. زادروز وی در هند به عنوان یک روز تعطیل ملی است و گاندی جایانتی نام دارد.
گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضد خشونت، نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند. شیوهٔ مقاومت آرام وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق میکرد. اصل ساتیاگراهای گاندی روی بسیاری از فعالان آزادیخواه نظیر دکتر مارتین لوترکینگ، تنزین گیاتسو، لخ والسا، استفان بیکو، آنگ سان سو چی و نلسون ماندلا تأثیر گذاشت. البته همهٔ این رهبران نتوانستند کاملاً به اصل سخت ضد خشونت و ضدمقاومت وی وفادار بمانند.
گاندی همیشه میگفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نامهای ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضد خشونت) گرفته شدهاند. او میگفت «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم، حقیقت و ضد خشونت بودن همسن کوهها هستند».
اوایل زندگی و پیشینه
[ویرایش]

والدین
[ویرایش]پدر گاندی، کارامچاند اوتامچاند گاندی (۱۸۲۲–۱۸۸۵)، به عنوان دیوان (وزیر اعظم) ایالت پوربندر خدمت میکرد.[۴][۵] خانواده او اهل روستای کوتیانا در آن زمان بودند که در ایالت جوناگاد قرار داشت. [۶] اگرچه کارامچاند فقط یک کارمند اداری در دولت بود و تحصیلات ابتدایی داشت، اما او یک وزیر اعظم توانمند از آب درآمد. [۶]
کارامچاند در طول دوران تصدی خود، چهار بار ازدواج کرد. دو همسر اول او در جوانی درگذشتند، پس از آنکه هر کدام یک دختر به دنیا آورده بودند و ازدواج سوم او بدون فرزند بود. در سال ۱۸۵۷، کارامچاند از همسر سوم خود اجازه ازدواج مجدد گرفت؛ در همان سال، با پوتلیبای (۱۸۴۴–۱۸۹۱) ازدواج کرد که او نیز اهل جوناگاد [۶] و از خانوادهای پرانامی ویشناوا بود.[۷] [۸][۹] کارامچاند و پوتلیبای چهار فرزند داشتند: یک پسر به نام لاکشمیداس (ح. 1860)، یک دختر، رالیاتبن (۱۸۶۲–۱۹۶۰)، و یک پسر دوم، کارساندس (ح. 1866)، [۶] [۶] و پسر سوم، موهانداس کارامچاند گاندی،[۱۰] که در ۲ اکتبر ۱۸۶۹ در پوربندر (همچنین با نام سوداماپوری شناخته میشود)، شهری ساحلی در شبه جزیره کاتیاوار و در آن زمان بخشی از ایالت کوچک شاهزادهنشین پوربندر در آژانس کاتیاوار راج بریتانیا، به دنیا آمد. [۱۱]
در سال ۱۸۷۴، پدر گاندی، کارامچند، پورباندار را به ایالت کوچکتری راجکوت ترک کرد، جایی که او مشاور حاکم آن، تاکور صاحب شد؛ اگرچه راجکوتی یک ایالت کمتر معتبر از پورباندار بود، آژانس سیاسی منطقه ای بریتانیا در آنجا واقع بود که به دیوان دولت یک اندازه امنیت داد. [۶] در سال ۱۸۷۶، کارامچند دیوان راجکوت شد و توسط برادرش تولسیداس به عنوان دیوان پوربندر جانشین شد. سپس خانواده کارامچند در راجکوت با او پیوستند. [۶] آنها در سال ۱۸۸۱ به خانه خانوادگی خود Kaba Gandhi No Delo نقل مکان کردند.[۱۲]
دوران کودکی
[ویرایش]خواهرش رالیات، گاندی را در کودکی اینگونه توصیف میکرد: «مثل جیوه بیقرار بود، یا بازی میکرد یا پرسه میزد. یکی از سرگرمیهای مورد علاقهاش پیچاندن گوش سگها بود.» [۶] آثار کلاسیک هندی، به ویژه داستانهای شراوانا و شاه هاریشچاندرا، تأثیر زیادی بر گاندی در دوران کودکیاش داشتند. گاندی در زندگینامه خود میگوید که آنها تأثیر فراموشنشدنی بر ذهن او گذاشتهاند. گاندی مینویسد: «این داستان مرا تسخیر کرده بود و من باید بارها و بارها برای خودم نقش هاریشچاندرا را بازی کرده باشم.» خودشناسی اولیه گاندی با حقیقت و عشق به عنوان ارزشهای برتر، در این شخصیتهای حماسی قابل ردیابی است.[۱۳]
پیشینه مذهبی خانواده التقاطی بود. موهانداس در یک خانواده هندوی گجراتی از فرقه مود بانیا متولد شد.[۱۴][۱۵] پدر گاندی، کارامچاند، هندو بود و مادرش پوتلیبای از یک خانواده هندوی پرانامی ویشناوا بود. [۱۱][۱۶] پدر گاندی از طبقه مود بانیا در وارنای وایشیا بود.[۱۷] مادرش از سنت پرانامی مبتنی بر کریشنا باکتی قرون وسطایی میآمد که متون مذهبی آن شامل باگاواد گیتا، باگاواتا پورانا و مجموعهای از ۱۴ متن با آموزههایی است که به اعتقاد این سنت شامل جوهره وداها، قرآن و کتاب مقدس است.[۱۶][۱۸] گاندی عمیقاً تحت تأثیر مادرش قرار گرفت، زنی بسیار پرهیزگار که «بدون نمازهای روزانهاش به خوردن غذا فکر نمیکرد… او سختترین نذرها را میکرد و بدون هیچ تردیدی به آنها عمل میکرد. دو یا سه روز متوالی روزه گرفتن برای او چیزی نبود.» [۶]
گاندی در نه سالگی وارد مدرسه محلی راجکوت، نزدیک خانهاش، شد. در آنجا، مقدمات حساب، تاریخ، زبان گجراتی و جغرافیا را آموخت. [۶] در یازده سالگی، گاندی به دبیرستان آلفرد در راجکوت پیوست. [۶] او دانشآموزی متوسط بود، جوایزی را برنده شد، اما دانشآموزی خجالتی و کمحرف بود و علاقهای به بازیها نداشت. تنها همدم گاندی کتابها و درسهای مدرسه بودند. [۱۹]
ازدواج
[ویرایش]در ماه مه ۱۸۸۳، گاندی ۱۳ ساله با کاستوربای گوکولداس کاپادیا ۱۴ ساله (نام کوچک او معمولاً به «کاستوربا» و با محبت به «با» خلاصه میشد) در یک ازدواج از پیش تعیینشده، طبق رسم آن زمان منطقه، ازدواج کرد. در این روند، او یک سال از مدرسه را از دست داد، اما بعداً با تسریع در تحصیلش اجازه یافت تا آن را جبران کند.[۲۰] عروسی گاندی یک رویداد مشترک بود که در آن برادر و پسرعمویش نیز ازدواج کردند. گاندی زمانی با یادآوری روز ازدواجشان گفت: «از آنجایی که ما چیز زیادی در مورد ازدواج نمیدانستیم، برای ما فقط به معنای پوشیدن لباسهای نو، خوردن شیرینی و بازی با اقوام بود.» طبق سنت رایج، عروس نوجوان باید زمان زیادی را در خانه والدینش و دور از شوهرش میگذراند.[۲۱]
گاندی سالها بعد در نوشتههایش با پشیمانی از احساسات شهوانی که نسبت به عروس جوانش داشت، چنین توصیف کرد: «حتی در مدرسه هم به او فکر میکردم، و فکر شب و ملاقات بعدیمان همیشه مرا آزار میداد.» گاندی بعدها به یاد آورد که نسبت به او احساس حسادت و مالکیت میکرد، مثلاً وقتی کاستوربا با دوست دخترانش به معبد میرفت، و در احساساتش نسبت به او شهوت جنسی داشت. [۶]
در اواخر سال ۱۸۸۵، پدر گاندی، کارامچاند، درگذشت. [۶] گاندی تنها چند دقیقه قبل از درگذشتش، کنار تخت پدرش را ترک کرده بود تا با همسرش باشد. دههها بعد، گاندی نوشت: «اگر شهوت حیوانی مرا کور نکرده بود، باید از شکنجه جدایی از پدرم در آخرین لحظاتش در امان میماندم.»[۲۲] بعدها، گاندی، که در آن زمان ۱۶ ساله بود، و همسرش، که ۱۷ ساله بود، صاحب اولین فرزندشان شدند که تنها چند روز زنده ماند. این دو مرگ، گاندی را اندوهگین کرد. [۶] خانواده گاندی چهار فرزند دیگر داشتند که همگی پسر بودند: هاریلال، متولد ۱۸۸۸؛ مانیلال، متولد ۱۸۹۲؛ رامداس، متولد ۱۸۹۷؛ و دوداس، متولد ۱۹۰۰.
در نوامبر ۱۸۸۷، گاندی ۱۸ ساله از دبیرستان در احمدآباد فارغالتحصیل شد. [۶] در ژانویه ۱۸۸۸، او در کالج سامالداس در ایالت باونگر، که در آن زمان تنها مؤسسه آموزش عالی ارائه دهنده مدرک در منطقه بود، ثبت نام کرد. با این حال، گاندی تحصیل را رها کرد و به خانوادهاش در پوربندر بازگشت. [۶]
تحصیلات گاندی در خارج از مدرسه با قرار گرفتن در معرض ادبیات گجراتی، به ویژه اصلاحطلبانی مانند نارماد و گوواردانرام تریپاتی، که آثارشان گجراتیها را از کاستیها و نقاط ضعف خود مانند اعتقاد به جزماندیشی مذهبی آگاه میکرد، غنی شد.[۲۳]
سه سال در لندن
[ویرایش]
دانشجوی حقوق
[ویرایش]
گاندی از ارزانترین دانشگاهی که میتوانست در بمبئی تحصیل کند، انصراف داده بود.[۲۴] ماوجی دیو جوشیجی، یک کشیش برهمن و دوست خانوادگی، به گاندی و خانوادهاش توصیه کرد که باید تحصیل در رشته حقوق را در لندن در نظر بگیرد. [۶][۲۵] در ژوئیه ۱۸۸۸، کاستوربا، همسر گاندی، اولین فرزند زندهشان، هاریلال، را به دنیا آورد. [۶] مادر گاندی از اینکه گاندی همسر و خانوادهاش را ترک کند و اینقدر از خانه دور شود، ناراحت بود. عموی گاندی، تولسیداس، نیز سعی کرد برادرزادهاش را منصرف کند، اما گاندی میخواست برود. گاندی برای متقاعد کردن همسر و مادرش، در مقابل مادرش نذر کرد که از گوشت، الکل و زنان پرهیز کند. برادر گاندی، لاکشمیداس، که از قبل وکیل بود، از طرح تحصیل گاندی در لندن استقبال کرد و پیشنهاد حمایت از او را داد. پوتلیبای به گاندی اجازه و دعای خیر داد. [۶] [۱۱]
در ۱۰ آگوست ۱۸۸۸، گاندی ۱۸ ساله، پوربندر را به مقصد مومبای، که در آن زمان بمبئی نام داشت، ترک کرد. یک روزنامه محلی که مراسم خداحافظی دبیرستان قدیمی او در راجکوت را پوشش میداد، خاطرنشان کرد که گاندی اولین بانیا از کاتیاوار بود که برای آزمون وکالت خود به انگلستان رفت.[۲۶] هنگامی که موهانداس گاندی منتظر پهلو گرفتن در کشتی به مقصد لندن بود، متوجه شد که خشم مود بانیاهای بمبئی را برانگیخته است.[۲۶] پس از ورود به بمبئی، او در کنار جامعه محلی مود بانیا اقامت گزید که بزرگان آنها به گاندی هشدار دادند که انگلستان او را وسوسه خواهد کرد تا دین خود را به خطر بیندازد و به شیوههای غربی غذا و نوشیدنی بخورد. با وجود اینکه گاندی آنها را از قول خود به مادرش و دعای خیر او مطلع کرد، گاندی از طبقه خود طرد شد. گاندی این موضوع را نادیده گرفت و در ۴ سپتامبر، از بمبئی به لندن رفت و برادرش او را بدرقه کرد.[۲۷] [۶] گاندی در کالج دانشگاهی لندن تحصیل کرد و در آنجا در سالهای ۱۸۸۸–۱۸۸۹ در کلاسهای ادبیات انگلیسی نزد هنری مورلی شرکت کرد.[۲۸]
گاندی همچنین با هدف وکیل شدن در مدرسه حقوق Inns of Court در Inner Temple ثبت نام کرد.[۲۹] کمرویی و گوشهگیری دوران کودکی او در دوران نوجوانی نیز ادامه داشت. گاندی این ویژگیها را هنگام ورود به لندن حفظ کرد، اما به یک گروه تمرین سخنرانی عمومی پیوست و به اندازه کافی بر کمرویی خود غلبه کرد تا بتواند به وکالت بپردازد.[۳۰]
گاندی علاقهٔ زیادی به رفاه جوامع فقیرنشین داکلند لندن نشان داد. در سال ۱۸۸۹، یک اختلاف تجاری تلخ در لندن درگرفت، به طوری که کارگران بارانداز برای حقوق و شرایط بهتر اعتصاب کردند و دریانوردان، کشتیسازان، دختران کارگر کارخانه و دیگران نیز به همبستگی با آنها به اعتصاب پیوستند. اعتصابکنندگان موفق بودند، که بخشی از آن به دلیل میانجیگری کاردینال منینگ بود، و همین امر باعث شد گاندی و یک دوست هندی به دیدار کاردینال رفته و از او به خاطر کارش تشکر کنند.[۳۱]
در آن زمان در لندن پایتخت یک کشور امپریالیستی زندگی سختی را میگذراند، چرا که برای مادرش سوگند یاد کرده بود از خوردن گوشت، الکل و لاقیدی جنسی احتراز کند. اگرچه تلاش میکرد آداب و سنن «انگلیسی» را بیاموزد ــ و مثلاً به کلاس آموزش رقص برود ــ ولی هرگز خود را به خوردن گوشت راضی نکرد، اما سیر کردن خود با کلم و گیاهان دیگر هم در آن کشور ساده نبود. زن صاحبخانه او را به یک رستوران خامخواری راهنمایی کرد.
به انجمن خامخواران پیوست و حتی به عضویت کمیتهٔ آن درآمد و یک مقر محلی نیز برای آن انجمن دایر کرد. بعدها این تجربیات گرانبهای خود را در امر سازماندهی مؤسسات به کار گرفت. برخی از همقطاران گیاهخوار و خامخوار او عضو انجمن فلاسفهٔ الهیات بودند که در سال ۱۸۷۵ میلادی تأسیس شده بود و هدف ترویج برادری جهانی را دنبال میکرد و به مطالعهٔ بوداگرایی و ادبیات هندو برهمنی میپرداخت. آنان گاندی را تشویق کردند تا به مطالعهٔ «باگاوادگیتا» بپردازد. وقتی به هند بازگشت، در امر وکالت در بمبئی موفقیت چندانی نداشت و لذا به شغل پارهوقت تدریس در یک دبیرستان روی آورد. پس از مدتی به راجکوت بازگشت و به عریضهنویسی برای شاکیان مشغول شد؛ ولی مجوز این کار را به او ندادند و مجبور شد کارش را تعطیل کند.
گیاهخواری و کار در کمیته
[ویرایش]
نذر او به مادرش بر دوران اقامت گاندی در لندن تأثیر گذاشت. گاندی سعی کرد آداب و رسوم «انگلیسی» را اتخاذ کند، از جمله شرکت در کلاسهای رقص.[۳۲] با این حال، او از غذاهای گیاهی بیمزه که توسط صاحبخانهاش ارائه میشد، خوشش نمیآمد و اغلب گرسنه بود تا اینکه یکی از معدود رستورانهای گیاهی لندن را پیدا کرد. گاندی تحت تأثیر نوشتههای هنری سالت، به انجمن گیاهخواران لندن (LVS) پیوست و به کمیته اجرایی آن تحت نظارت رئیس و نیکوکار آن، آرنولد هیلز، انتخاب شد. [۳۳] یکی از دستاوردهای او در این کمیته، تأسیس شعبهای در بیزواتر بود. برخی از گیاهخوارانی که گاندی با آنها ملاقات کرد، اعضای انجمن تئوسوفی بودند که در سال ۱۸۷۵ برای تقویت برادری جهانی تأسیس شده بود و به مطالعه ادبیات بودایی و هندو اختصاص داشت. آنها گاندی را تشویق کردند که در خواندن باگاواد گیتا، چه به صورت ترجمه شده و چه به صورت اصلی، به آنها بپیوندد. [۳۳]
گاندی رابطهای دوستانه و سازنده با هیلز داشت، اما این دو نفر در مورد ادامه عضویت توماس آلینسون، عضو دیگر کمیته، در LVS دیدگاه متفاوتی داشتند. اختلاف نظر آنها اولین نمونه شناخته شده از به چالش کشیدن اقتدار توسط گاندی، علیرغم کمرویی و بیمیلی ذاتی او به رویارویی است. [ نیازمند منبع ]
آلینسون روشهای جدید کنترل بارداری را ترویج میکرد، اما هیلز با این روشها مخالف بود و معتقد بود که این روشها اخلاق عمومی را تضعیف میکنند. او معتقد بود که گیاهخواری یک جنبش اخلاقی است و بنابراین آلینسون دیگر نباید عضو LVS باشد. گاندی با نظرات هیلز در مورد خطرات کنترل بارداری موافق بود، اما از حق آلینسون برای متفاوت بودن دفاع میکرد.[۳۴] برای گاندی به چالش کشیدن هیلز دشوار بود؛ هیلز ۱۲ سال از او بزرگتر بود و برخلاف گاندی، بسیار فصیح بود. هیلز LVS را تأمین مالی میکرد و با شرکت خود به نام Thames Ironworks که بیش از ۶۰۰۰ نفر را در شرق لندن استخدام کرده بود، کاپیتان صنعت بود. هیلز همچنین یک ورزشکار بسیار موفق بود که بعدها باشگاه فوتبال وستهام یونایتد را تأسیس کرد. گاندی در کتاب «زندگینامه خود» در سال ۱۹۲۷، جلد اول، نوشت:
این سؤال عمیقاً توجه من را جلب کرد… من برای آقای هیلز و سخاوت او احترام زیادی قائل بودم. اما فکر میکردم کاملاً نامناسب است که یک مرد را از یک جامعه گیاهخواری حذف کنیم، صرفاً به این دلیل که او از در نظر گرفتن اخلاق پیوریتن به عنوان یکی از اهداف جامعه امتناع میورزد.[۳۴]
پیشنهاد برکناری آلیسون مطرح شد و توسط کمیته مورد بحث و رأیگیری قرار گرفت. کمرویی گاندی مانعی برای دفاع او از آلیسون در جلسه کمیته بود. گاندی نظرات خود را روی کاغذ نوشت، اما کمرویی مانع از آن شد که گاندی استدلالهای خود را بخواند، بنابراین هیلز، رئیس کمیته، از یکی دیگر از اعضای کمیته خواست تا آنها را برای او بخواند. اگرچه برخی دیگر از اعضای کمیته با گاندی موافق بودند، اما رأیگیری انجام نشد و آلیسون کنار گذاشته شد. هیچ گونه ناراحتی وجود نداشت، و هیلز پیشنهاد داد که در شام خداحافظی LVS به افتخار بازگشت گاندی به هند، به سلامتی او بنوشند.[۳۵]
به بار فراخوانده شد
[ویرایش]گاندی، در سن ۲۲ سالگی، در ژوئن 1891 به کانون وکلا فراخوانده شد و سپس لندن را به مقصد هند ترک کرد، جایی که فهمید مادرش در زمانی که او در لندن بوده فوت کرده و خانوادهاش این خبر را از گاندی پنهان کردهاند. [۳۳] تلاشهای او برای تأسیس یک دفتر وکالت در بمبئی به نتیجه نرسید زیرا گاندی از نظر روانی قادر به بازجویی از شاهدان نبود. او به راجکوت بازگشت تا با تهیه دادخواست برای طرفین دعوی، امرار معاش کند، اما گاندی پس از درگیری با افسر بریتانیایی سام سانی مجبور به ترک کار شد. [۳۳]
در سال ۱۸۹۳، یک تاجر مسلمان در کاتیاوار به نام دادا عبدالله با گاندی تماس گرفت. عبدالله صاحب یک شرکت بزرگ و موفق کشتیرانی در آفریقای جنوبی بود. پسرعموی دور او در ژوهانسبورگ به وکیل نیاز داشت و آنها کسی را با میراث کاتیاواری ترجیح میدادند. گاندی در مورد حقوق او برای این کار سؤال کرد. آنها حقوق کل ۱۰۵ پوند (حدود ۴۱۴۳ دلار به پول سال ۲۰۲۳) به علاوه هزینههای سفر را پیشنهاد دادند. او این پیشنهاد را پذیرفت، زیرا میدانست که این حداقل یک سال تعهد در مستعمره ناتال، آفریقای جنوبی، که بخشی از امپراتوری بریتانیا نیز بود، خواهد بود. [۳۶]
فعال حقوق مدنی در آفریقای جنوبی (۱۸۹۳–۱۹۱۴)
[ویرایش]
در آوریل ۱۸۹۳، گاندی ۲۳ ساله، به عنوان وکیل پسر عموی عبدالله راهی آفریقای جنوبی شد.[۳۷][۳۸] وی ۲۱ سال را در آفریقای جنوبی گذراند و در آنجا دیدگاههای سیاسی و اخلاقی خود را رشد داد.[۳۹][۴۰] در این مدت، گاندی در سال ۱۹۰۲ برای مدت کوتاهی به هند بازگشت تا حمایت از رفاه هندیها در آفریقای جنوبی را بسیج کند.[۴۱]

بلافاصله پس از ورود به آفریقای جنوبی، گاندی به دلیل رنگ پوستش و سنتهای نهادینه شده، مانند همه رنگین پوستان با تبعیض روبرو شد. به او اجازه نشستن با مسافران اروپایی در روی صحنه را ندادند و به او گفتند که در نزدیکی راننده روی زمین بنشیند، اما وقتی او امتناع کرد، او را کتک زدند. در جای دیگر او را بابت این که جرئت کرده بود در نزدیکی خانه ای قدم بزند با لگد به جوب آب انداختند، در نمونهای دیگر پس از امتناع از ترک واگن فرست کلس، او را از قطار در پیترماریتسبرگ بیرون انداختند.[۴۲][۴۳] او در ایستگاه قطار نشست، تمام شب لرزید و در فکر اینکه آیا باید به هند برگردد یا برای حقوق خود اعتراض کند غرق شد.[۴۴] او اعتراض را انتخاب کرد و روز بعد اجازه سوار شدن به قطار را گرفت.[۴۵] در حادثه ای دیگر، قاضی دادگاه دوربان به گاندی دستور داد تا عمامه خود را بردارد، که وی از انجام این کار خودداری کرد.[۴۶] هندیها در آفریقای جنوبی مجاز به قدم زدن در مسیرهای پیادهروی عمومی نبودند. مأمور پلیس گاندی را از مسیر پیادهروی خیابان بدون اخطار با لگد بیرون انداخت.[۴۷]
به گفته هرمان، وقتی گاندی به آفریقای جنوبی رسید، او خود را «اول بریتانیایی، و دوم هندی» تصور کرد.[۴۸] با این حال، پیشداوری که گاندی نسبت به خود و همنوعان هندیاش از مردم انگلیس تجربه و مشاهده کرد، او را به شدت آزار داد. وی چنین چیزی را حقارتبار میدید و تلاش میکرد تا بفهمد که چگونه برخی از مردم میتوانند برای چنین رفتارهای غیرانسانی احساس افتخار یا برتری یا لذت کنند.[۴۹] گاندی شروع به زیر سؤال بردن وضعیت مردم خود در امپراتوری انگلیس کرد.[۵۰]
پرونده عبدالله که وی را به آفریقای جنوبی آورده بود در ماه مه ۱۸۹۴ میلادی به پایان رسید و جامعه هند هنگام آماده شدن برای بازگشتش یک مهمانی خداحافظی برای گاندی ترتیب دادند.[۵۱] با این حال، یک پیشنهاد تبعیض آمیز جدید دولت ناتال منجر به تمدید مدت اصلی اقامت گاندی در آفریقای جنوبی شد. وی قصد داشت در مخالفت با لایحه ای برای سلب حق رأی از هندیها برآید. وی از جوزف چمبرلین، وزیر مستعمرات انگلیس خواست تا از موضع خود در مورد این لایحه کوتاه آید.[۳۹] مبارزات وی اگرچه نتوانست تصویب این لایحه را متوقف کند اما کمپینش در جلب توجه افکار عمومی به شکایات هندیها در آفریقای جنوبی موفق بود. وی در تأسیس کنگره هندوستان ناتال در سال ۱۸۹۴ میلادی نقش ایفا کرد[۴۵] و از طریق این سازمان، جامعه هندی آفریقای جنوبی را به یک نیروی سیاسی متحد تبدیل کرد. در ژانویه ۱۸۹۷ میلادی، هنگامی که گاندی به دوربان رسید، گروهی از شهرکنشینان سفید به او حمله کردند[۵۲] و وی تنها با تلاش همسر رئیس پلیس از مهلکه گریخت. با این حال، او حاضر نشد علیه هر یک از ضاربان اقامه شکوائیه کند.
در طول جنگ بوئر، گاندی در سال ۱۹۰۰ داوطلب شد تا گروهی از برانکاردها را به عنوان سپاه آمبولانس هندی ناتال تشکیل دهد. به گفته آرتور هرمان، گاندی میخواست کلیشه استعماری بریتانیا را که هندوها برخلاف «نژادهای رزمی» مسلمانان، برای فعالیتهای «مردانه» شامل خطر و تلاش مناسب نیستند، رد کند. [۳۶] گاندی ۱۱۰۰ داوطلب هندی را برای حمایت از نیروهای رزمی بریتانیا علیه بوئرها گرد هم آورد. آنها آموزش دیده و از نظر پزشکی برای خدمت در خطوط مقدم گواهینامه دریافت کردند. آنها در نبرد کولنسو به عنوان نیروی کمکی به یک سپاه آمبولانس داوطلب سفیدپوستان پیوستند. در نبرد اسپیون کاپ، گاندی و برانکاردها به خط مقدم رفتند و مجبور شدند سربازان زخمی را کیلومترها تا بیمارستان صحرایی حمل کنند، زیرا زمین برای آمبولانسها خیلی ناهموار بود. گاندی و ۳۷ هندی دیگر مدال آفریقای جنوبی ملکه را دریافت کردند. [۳۶][۵۳]

در سال ۱۹۰۶، دولت ترانسوال قانون جدیدی را تصویب کرد که ثبت نام جمعیت هندی و چینی این مستعمره را اجباری میکرد. این قانون، آسیاییها را ملزم به ثبت اثر انگشت و ارائه گواهی هویت میکرد که مقامات میتوانستند در هر زمانی از آنها درخواست کنند.[۵۴] مورخان خاطرنشان کردهاند که مقاومت گاندی همچنین اعتراضی به سیستم شناسایی بیومتریک بود که با هندیها به عنوان افراد مجرم رفتار میکرد.[۵۴] گاندی در ابتدا ثبت داوطلبانه را به عنوان نشانهای از اعتماد پذیرفت، اما بعداً متوجه شد که پس از ثبت اثر انگشت، افراد حق انصراف از رضایت خود را از دست میدهند. این امر درک گاندی از ساتیاگراها را به عنوان دفاع از کرامت و استقلال شخصی شکل داد.[۵۴] در یک گردهمایی اعتراضی گسترده که در ۱۱ سپتامبر همان سال در ژوهانسبورگ برگزار شد، گاندی برای اولین بار روش ساتیاگراها (تعهد به حقیقت) یا اعتراض بدون خشونت را که هنوز در حال تکامل بود، اتخاذ کرد.[۵۵] به گفته آنتونی پارل، گاندی همچنین تحت تأثیر متن اخلاقی تامیل Tirukkuṛaḷ قرار گرفت، پس از آنکه لئو تولستوی در مکاتبات خود که با «نامهای به یک هندو» آغاز میشد، به آن اشاره کرد.[۵۶][۵۷] گاندی از هندیها خواست تا از قانون جدید سرپیچی کنند و مجازاتهای ناشی از این کار را متحمل شوند. ایدههای او در مورد اعتراضات، مهارتهای اقناع و روابط عمومی ظهور کرده بود. گاندی این ایدهها را در سال ۱۹۱۵ به هند برد. [۵۸][۵۹]
اروپاییها، هندیها و آفریقاییها
[ویرایش]
گاندی در دوران اقامتش در آفریقای جنوبی توجه خود را به هندیها و آفریقاییها معطوف کرد. در ابتدا، گاندی به سیاست علاقهای نداشت، اما پس از اینکه مورد تبعیض و آزار و اذیت قرار گرفت، مانند بیرون انداختن او از واگن قطار به دلیل رنگ پوستش توسط یک مأمور قطار سفیدپوست، این موضوع تغییر کرد. پس از چندین مورد از این قبیل حوادث با سفیدپوستان در آفریقای جنوبی، تفکر و تمرکز گاندی تغییر کرد و او احساس کرد که باید در برابر این تبعیض مقاومت کند و برای حقوق خود مبارزه کند. گاندی با تشکیل کنگره هندیهای ناتال وارد سیاست شد.[۶۰] به گفته آشوین دسای و غلام واحد، دیدگاههای گاندی در مورد نژادپرستی در برخی موارد بحثبرانگیز است. او از همان ابتدا در آفریقای جنوبی مورد آزار و اذیت قرار گرفت. مانند سایر افراد رنگینپوست، مقامات سفیدپوست حقوق گاندی را انکار کردند و مطبوعات و مردم در خیابانها گاندی را مورد آزار و اذیت قرار دادند و او را «انگل»، «نیمه وحشی»، «شرور»، «کولی کثیف»، «مرد زرد» و سایر القاب نامیدند. مردم حتی به عنوان ابراز نفرت نژادی به او تف میکردند.
گاندی در آفریقای جنوبی، پیش از آنکه بر نژادپرستی علیه آفریقاییها تمرکز کند، بر آزار و اذیت نژادی هندیها تمرکز داشت. دسای و واهد میگویند که در برخی موارد، رفتار گاندی نشان دهندهٔ مشارکت داوطلبانه در کلیشهسازی نژادی و استثمار آفریقاییها بود. گاندی در سخنرانی خود در سپتامبر ۱۸۹۶ از این موضوع شکایت کرد که سفیدپوستان در مستعمره بریتانیا در آفریقای جنوبی «هندیها را تا سطح یک کافر خام تنزل میدهند.»[۶۱] محققان این را به عنوان نمونهای از شواهدی ذکر میکنند که نشان میدهد گاندی در آن زمان در مورد هندیها و سیاهپوستان آفریقای جنوبی متفاوت فکر میکرد. به عنوان مثال دیگری که هرمان ارائه میدهد، گاندی در سن ۲۴ سالگی، در سال ۱۸۹۵ خلاصهای قانونی برای مجلس ملی تهیه کرد و به دنبال حق رأی برای هندیها بود. گاندی به تاریخ نژاد و نظرات شرقشناسان اروپایی مبنی بر اینکه «آنگلوساکسونها و هندیها از یک تبار آریایی یا به عبارت بهتر از مردمان هند و اروپایی هستند» استناد کرد و استدلال کرد که هندیها نباید با آفریقاییها در یک گروه قرار گیرند. [۳۶]
سالها بعد، گاندی و همکارانش به عنوان پرستار و با مخالفت با نژادپرستی به آفریقاییها خدمت و کمک کردند. نلسون ماندلا، برنده جایزه صلح نوبل، از جمله تحسینکنندگان تلاشهای گاندی برای مبارزه با نژادپرستی در آفریقا است.[۶۲] تصویر کلی گاندی، به گفته دسای و واهد، از زمان ترور او به گونهای بازسازی شده است که گویی گاندی همیشه یک قدیس بوده است، در حالی که در واقعیت، زندگی او پیچیدهتر، حاوی حقایق ناخوشایند و زندگیای بوده که با گذشت زمان تغییر کرده است. محققان همچنین به شواهدی مبنی بر تاریخ غنی همکاری و تلاشهای گاندی و مردم هند با غیرسفیدپوستان آفریقای جنوبی علیه آزار و اذیت آفریقاییها و آپارتاید اشاره کردهاند.[۶۳]
در سال ۱۹۰۳، گاندی مجلهٔ «دیدگاه هندی» را راهاندازی کرد، مجلهای که اخبار مربوط به هندیها در آفریقای جنوبی و هندیها در هند را با مقالاتی در مورد همه موضوعات - اجتماعی، اخلاقی و فکری - منتشر میکرد. هر شماره چندزبانه بود و مطالبی به زبانهای انگلیسی، گجراتی، هندی و تامیل داشت. این مجله آگهیهایی منتشر میکرد، به شدت به مشارکتهای گاندی وابسته بود (که اغلب بدون ذکر نام نویسنده چاپ میشد) و «طرفدار» آرمان هند بود.[۶۴]
در سال ۱۹۰۶، هنگامی که شورش بامباتا در مستعمره ناتال آغاز شد، گاندی که در آن زمان ۳۶ سال داشت، با وجود همدردی با شورشیان زولو، هندیهای آفریقای جنوبی را تشویق کرد تا یک واحد داوطلب حمل برانکارد تشکیل دهند. [۳۶] گاندی در نشریه Indian Opinion نوشت که خدمت سربازی برای جامعه هندی مفید خواهد بود و ادعا کرد که به آنها «سلامتی و شادی» میدهد. [۳۶] گاندی سرانجام رهبری یک واحد داوطلب مرکب از حملکنندگان برانکارد هندی و آفریقایی را برای درمان رزمندگان زخمی در طول سرکوب شورش بر عهده گرفت. [۳۶]
واحد پزشکی تحت فرماندهی گاندی کمتر از دو ماه فعالیت کرد و سپس منحل شد. [۳۶] پس از سرکوب شورش، دستگاه استعماری هیچ علاقهای به گسترش حقوق مدنی اعطا شده به سفیدپوستان آفریقای جنوبی به جامعه هندی نشان نداد.
تا سال ۱۹۱۰، روزنامه گاندی، Indian Opinion، گزارشهایی در مورد تبعیض علیه آفریقاییها توسط رژیم استعماری پوشش میداد. گاندی اظهار داشت که آفریقاییها «تنها ساکنان اصلی این سرزمین هستند… از سوی دیگر، سفیدپوستان این سرزمین را به زور اشغال کرده و آن را به خود اختصاص دادهاند.»[۶۵]
در سال ۱۹۱۰، گاندی با کمک دوستش هرمان کالنباخ، یک جامعه آرمانگرا به نام مزرعه تولستوی در نزدیکی ژوهانسبورگ تأسیس کرد.[۶۶][۶۷] در آنجا، گاندی سیاست مقاومت مسالمتآمیز خود را پرورش داد.[۶۸]
در سالهای پس از آنکه سیاهپوستان آفریقای جنوبی حق رأی در آفریقای جنوبی را به دست آوردند (۱۹۹۴)، گاندی با بناهای یادبود متعدد، به عنوان یک قهرمان ملی اعلام شد.
مبارزه برای استقلال هند (۱۹۱۵–۱۹۴۷)
[ویرایش]
به درخواست گوپال کریشنا گوخاله، که توسط سی.اف. اندروز به گاندی ابلاغ شد، گاندی در سال ۱۹۱۵ به هند بازگشت. او به عنوان یک ملیگرا، نظریهپرداز و سازماندهنده اجتماعی برجسته هندی، شهرت بینالمللی برای خود به ارمغان آورد.
گاندی به کنگره ملی هند پیوست و عمدتاً توسط گوخال با مسائل هند، سیاست و مردم هند آشنا شد. گوخال یکی از رهبران کلیدی حزب کنگره بود که بیشتر به خاطر خویشتنداری و میانهروی و اصرارش بر کار در چارچوب سیستم شناخته میشد. گاندی رویکرد لیبرال گوخال را که مبتنی بر سنتهای ویگیسم بریتانیایی بود، اتخاذ کرد و آن را طوری تغییر داد که هندی به نظر برسد.
گاندی در سال ۱۹۲۰ رهبری کنگره را به دست گرفت و شروع به افزایش مطالبات کرد تا اینکه در ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰، کنگره ملی هند استقلال هند را اعلام کرد. بریتانیا این اعلامیه را به رسمیت نشناخت، اما مذاکراتی در این زمینه انجام شد و کنگره در اواخر دهه ۱۹۳۰ نقشی در دولت ایالتی ایفا کرد. گاندی و کنگره هنگامی که نایبالسلطنه در سپتامبر ۱۹۳۹ بدون مشورت با آلمان اعلام جنگ کرد، حمایت خود را از راج (پادشاه هند) پس گرفتند. تنشها افزایش یافت تا اینکه گاندی در سال ۱۹۴۲ خواستار استقلال فوری شد و بریتانیا با زندانی کردن او و دهها هزار نفر از رهبران کنگره به این درخواست پاسخ داد. در همین حال، اتحادیه مسلمانان با بریتانیا همکاری کرد و برخلاف مخالفت شدید گاندی، خواستار تشکیل یک کشور مسلمان کاملاً مستقل پاکستان شد. در اوت ۱۹۴۷، بریتانیا این سرزمین را تقسیم کرد و هند و پاکستان هر کدام با شرایطی که گاندی آن را تأیید نمیکرد، به استقلال دست یافتند. [۶۹]
نقش در جنگ جهانی اول
[ویرایش]در آوریل ۱۹۱۸، در اواخر جنگ جهانی اول، نایبالسلطنه از گاندی برای شرکت در یک کنفرانس جنگی در دهلی دعوت کرد.[۷۰] گاندی موافقت کرد که از تلاشهای جنگی حمایت کند.[۷۱] برخلاف جنگ زولو در سال ۱۹۰۶ و آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، زمانی که او داوطلبانی را برای سپاه آمبولانس استخدام میکرد، این بار گاندی تلاش کرد تا جنگجویان را استخدام کند. گاندی در جزوهای در ژوئن ۱۹۱۸ با عنوان «درخواست ثبت نام» نوشت: «برای ایجاد چنین وضعیتی، باید توانایی دفاع از خود را داشته باشیم، یعنی توانایی حمل سلاح و استفاده از آنها را داشته باشیم… اگر میخواهیم استفاده از سلاح را با بیشترین سرعت ممکن یاد بگیریم، وظیفه ماست که خود را در ارتش ثبت نام کنیم.»[۷۲] با این حال، گاندی در نامهای به منشی خصوصی نایبالسلطنه تصریح کرد که «شخصاً کسی را، دوست یا دشمن، نخواهد کشت یا زخمی نخواهد کرد.»[۷۳]
حمایت گاندی از مبارزات جنگی، پایبندی او به عدم خشونت را زیر سؤال برد. منشی خصوصی گاندی خاطرنشان کرد: «مسئله سازگاری بین مرام او یعنی «آهیمسا» (عدم خشونت) و کمپین جذب نیرو نه تنها در آن زمان مطرح شد، بلکه از آن زمان تاکنون مورد بحث بوده است.» به گفته کریستین بارتولف، دانشمند علوم سیاسی و آموزشی، حمایت گاندی از جنگ ناشی از این باور او بود که آهیمسای واقعی نمیتواند همزمان با بزدلی وجود داشته باشد؛ بنابراین، گاندی احساس میکرد که هندیها قبل از اینکه داوطلبانه عدم خشونت را انتخاب کنند، باید مایل و قادر به استفاده از سلاح باشند.[۷۴]
در ژوئیه ۱۹۱۸، گاندی گفت که نمیتواند حتی یک نفر را برای ثبت نام در جنگ جهانی متقاعد کند. گاندی نوشت: «تاکنون حتی یک نفر را هم به افتخار استخدام در جنگ جهانی ثبت نام نکردهام.» او افزود: «آنها مخالفت میکنند چون از مرگ میترسند.»[۷۵]
آشوبهای چامپاران
[ویرایش]اولین دستاورد بزرگ گاندی در سال ۱۹۱۷ با آشوب چامپاران در بیهار به دست آمد. آشوب چامپاران، دهقانان محلی را در مقابل مالکان مزارع عمدتاً انگلیسی-هندی که توسط دولت محلی حمایت میشدند، قرار داد. دهقانان مجبور شدند نیل (Indigofera sp.) را بکارند، محصولی نقدی برای رنگ نیل که تقاضای آن طی دو دهه رو به کاهش بود و مجبور شدند محصولات خود را با قیمت ثابت به کشاورزان بفروشند. دهقانان که از این موضوع ناراضی بودند، در آشرام گاندی در احمدآباد به او متوسل شدند. گاندی با دنبال کردن استراتژی اعتراض غیرخشونتآمیز، دولت را غافلگیر کرد و از مقامات امتیازاتی گرفت.
آشوبهای خِدا
[ویرایش]در سال ۱۹۱۸، خِدا دچار سیل و قحطی شد و دهقانان خواستار معافیت از مالیات بودند. گاندی دفتر مرکزی خود را به نادیاد منتقل کرد،[۷۶] و دهها نفر از هواداران و داوطلبان تازهنفس منطقه را سازماندهی کرد که برجستهترین آنها والابای پاتل بود. [۱۱] گاندی با استفاده از تکنیک عدم همکاری، یک کمپین جمعآوری امضا را آغاز کرد که در آن دهقانان متعهد شدند که حتی با وجود تهدید به مصادره زمین، مالیات نپردازند. تحریم اجتماعی مملتداران و طلاتداران (مقامات مالیاتی در منطقه) با این اعتراضات همراه بود. گاندی سخت تلاش کرد تا حمایت عمومی را برای اعتراضات در سراسر کشور جلب کند. به مدت پنج ماه، دولت از این کار خودداری کرد، اما تا پایان ماه مه ۱۹۱۸، دولت از مفاد مهم صرف نظر کرد و شرایط پرداخت مالیات بر درآمد را تا پایان قحطی تسهیل کرد. در خِدا، والابای پاتل نماینده کشاورزان در مذاکرات با بریتانیاییها بود که جمعآوری مالیات را به حالت تعلیق درآوردند و همه زندانیان را آزاد کردند.
عدم همکاری
[ویرایش]گاندی در سن ۴۰ سالگی با کتاب «هند سواراج» (۱۹۰۹) خود اعلام کرد که حکومت بریتانیا در هند با همکاری هندیها برقرار شده و تنها به دلیل همین همکاری پابرجا مانده است. اگر هندیها از همکاری امتناع کنند، حکومت بریتانیا فرو میپاشد و سواراج (استقلال هند) فرا میرسد.[۷۷][۷۸]

در فوریه ۱۹۱۹، گاندی با ارسال پیامی به نایبالسلطنه هند هشدار داد که اگر بریتانیاییها قانون رولات را تصویب کنند، از هندیها خواهد خواست که نافرمانی مدنی را آغاز کنند. [۷۹] دولت بریتانیا حرف او را نادیده گرفت و این قانون را تصویب کرد و اعلام کرد که تسلیم تهدیدها نخواهد شد. نافرمانی مدنی ساتیاگراها در پی آن رخ داد و مردم برای اعتراض به قانون رولات تجمع کردند. در ۳۰ مارس ۱۹۱۹، مأموران قانون بریتانیا به روی تجمعی از افراد غیرمسلح که بهطور مسالمتآمیز در ساتیاگراها در دهلی شرکت کرده بودند، آتش گشودند. [۷۹]
مردم در تلافی شورش کردند. در ۶ آوریل ۱۹۱۹، یک روز جشنواره هندو، گاندی از جمعیتی خواست که به یاد داشته باشند که به بریتانیاییها آسیب نرسانند یا آنها را نکشند، بلکه ناامیدی خود را از صلح ابراز کنند، کالاهای بریتانیایی را تحریم کنند و هرگونه لباس بریتانیایی را که دارند بسوزانند. او بر استفاده از عدم خشونت نسبت به بریتانیاییها و نسبت به یکدیگر تأکید کرد، حتی اگر طرف مقابل از خشونت استفاده کند. جوامع سراسر هند اعلام کردند که قصد دارند برای اعتراض به تعداد بیشتری جمع شوند. دولت به او هشدار داد که وارد دهلی نشود، اما گاندی از این دستور سرپیچی کرد و در ۹ آوریل دستگیر شد. [۷۹]
در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹، مردم، از جمله زنان و کودکان، در پارکی در امریتسار جمع شدند و رجینالد دایر، افسر ارتش هند بریتانیا، آنها را محاصره کرد و به نیروهای تحت فرمان خود دستور داد تا به سمت آنها آتش بگشایند. قتلعام صدها غیرنظامی سیک و هندو در جلیانوالا باغ (یا قتلعام امریتسار) که منجر به کشته شدن صدها نفر شد، شبه قاره را خشمگین کرد، اما توسط برخی از بریتانیاییها و بخشهایی از رسانههای بریتانیا به عنوان یک واکنش ضروری حمایت شد. گاندی در احمدآباد، روز پس از قتلعام امریتسار، از بریتانیاییها انتقاد نکرد و در عوض از هموطنان خود به دلیل عدم استفاده انحصاری از «عشق» برای مقابله با «نفرت» دولت بریتانیا انتقاد کرد. [۷۹] گاندی از مردم هند خواست که تمام خشونتها را متوقف کنند، تخریب اموال را متوقف کنند و برای تحت فشار قرار دادن هندیها برای توقف شورشهایشان، به روزه مرگ رفت.[۸۰]
این قتلعام و واکنش غیرخشونتآمیز گاندی به آن، بسیاری را تحت تأثیر قرار داد، اما برخی از سیکها و هندوها را نیز از اینکه دایر از مجازات قتل فرار میکرد، ناراحت کرد. کمیتههای تحقیق توسط بریتانیاییها تشکیل شد که گاندی از هندیها خواست آن را تحریم کنند. [۷۹] وقایع در حال وقوع، قتلعام و واکنش بریتانیا، گاندی را به این باور رساند که هندیها هرگز تحت حاکمیت بریتانیا از رفتار عادلانه و برابر برخوردار نخواهند شد و او توجه خود را به سواراج و استقلال سیاسی هند معطوف کرد.[۸۱] در سال ۱۹۲۱، گاندی رهبر کنگره ملی هند بود. [۱۹] او کنگره را مجدداً سازماندهی کرد. با حمایت کنگره از گاندی و حمایت مسلمانان از جنبش خلافت برای بازگرداندن خلیفه در ترکیه، [۱۹] گاندی از حمایت سیاسی و توجه راج بریتانیا برخوردار بود. [۸۲][۸۳]

گاندی سیاست عدم همکاری مسالمتآمیز و بدون خشونت خود را گسترش داد تا سیاست سوادشی - تحریم کالاهای خارجی، به ویژه کالاهای بریتانیایی - را نیز در بر بگیرد. حمایت او از پوشیدن خادی (پارچهٔ دستباف) توسط همه هندیها به جای منسوجات ساخت بریتانیا، در همین راستا بود. گاندی مردان و زنان هندی، چه ثروتمند و چه فقیر، را تشویق میکرد که هر روز زمانی را برای ریسیدن خادی در حمایت از جنبش استقلال صرف کنند. [۸۴] گاندی علاوه بر تحریم محصولات بریتانیایی، از مردم خواست که نهادها و دادگاههای بریتانیا را تحریم کنند، از مشاغل دولتی استعفا دهند و عناوین و افتخارات بریتانیایی را کنار بگذارند. بدین ترتیب گاندی سفر خود را با هدف فلج کردن دولت هند بریتانیا از نظر اقتصادی، سیاسی و اداری آغاز کرد. [۸۵]
جذابیت «عدم همکاری» افزایش یافت و محبوبیت اجتماعی آن، مشارکت همه اقشار جامعه هند را به خود جلب کرد. گاندی در ۱۰ مارس ۱۹۲۲ دستگیر، به جرم فتنه محاکمه و به شش سال زندان محکوم شد. دوران محکومیت او در ۱۸ مارس ۱۹۲۲ آغاز شد. با انزوای گاندی در زندان، کنگره ملی هند به دو جناح تقسیم شد، یکی به رهبری چیتا رانجان داس و موتیلال نهرو که طرفدار مشارکت حزب در مجالس قانونگذاری بودند و دیگری به رهبری چاکراوارتی راجاگوپالاچاری و سردار والابهایی پاتل که با این اقدام مخالف بودند. [۸۴] علاوه بر این، همکاری بین هندوها و مسلمانان با فروپاشی جنبش خلافت با ظهور آتاتورک در ترکیه پایان یافت. رهبران مسلمان کنگره را ترک کردند و شروع به تشکیل سازمانهای مسلمان کردند. پایگاه سیاسی گاندی به جناحهای مختلف تقسیم شده بود. او در فوریه ۱۹۲۴ پس از دو سال خدمت، برای عمل آپاندیسیت آزاد شد.[۸۶][۸۷]
ساتیاگراهای نمک (راهپیمایی نمک/جنبش نافرمانی مدنی)
[ویرایش]گاندی پس از آزادی زودهنگام از زندان به دلیل جرایم سیاسی در سال 1924، در نیمه دوم دهه 1920 به دنبال کردن سواراج ادامه داد. او در دسامبر 1928 قطعنامهای را در کنگره کلکته تصویب کرد که از دولت بریتانیا میخواست به هند وضعیت سلطه اعطا کند یا با هدف استقلال کامل این کشور با کمپین جدید عدم همکاری روبرو شود. [۸۸] پس از حمایت گاندی از جنگ جهانی اول با نیروهای رزمی هند و شکست جنبش خلافت در حفظ حکومت خلیفه در ترکیه و به دنبال آن کاهش حمایت مسلمانان از رهبری او، برخی مانند سوبهاش چاندرا بوز و باگات سینگ ارزشها و رویکرد عدم خشونت او را زیر سوال بردند. [۸۹] [۱۹] در حالی که بسیاری از رهبران هندو از مطالبه استقلال فوری حمایت میکردند، گاندی درخواست خود را به جای دو سال، به یک سال انتظار تغییر داد. [۸۸]
بریتانیاییها به پیشنهاد گاندی پاسخ مثبتی ندادند. رهبران سیاسی بریتانیا مانند لرد بیرکنهد و وینستون چرچیل در مذاکرات خود با دیپلماتهای اروپایی که با خواستههای هندیها همدردی میکردند، مخالفت خود را با «مصالحهجویان گاندی» اعلام کردند. [۳۶] در 31 دسامبر 1929، پرچم هند در لاهور برافراشته شد. گاندی در 26 ژانویه 1930، کنگره را در جشن روز استقلال هند در لاهور رهبری کرد. این روز توسط تقریباً هر سازمان هندی دیگری گرامی داشته میشد. سپس گاندی در مارس 1930، ساتیاگراهای جدیدی را علیه مالیات نمک بریتانیا آغاز کرد. او در 2 مارس، شخصاً اولتیماتومی را به شکل نامهای خطاب به لرد ایروین، نایبالسلطنه هند، ارسال کرد. گاندی در این نامه، حکومت بریتانیا را محکوم کرد و آن را «نفرینی» توصیف کرد که «میلیونها نفر را با سیستم استثمار مترقی و با یک اداره نظامی و مدنی بسیار پرهزینه، فقیر کرده است... ما را از نظر سیاسی به بردگی کشانده است.» گاندی همچنین در این نامه اشاره کرد که نایبالسلطنه حقوقی «بیش از پنج هزار برابر میانگین درآمد هند» دریافت میکرد. در این نامه، گاندی همچنین بر پایبندی مداوم خود به اشکال اعتراض غیرخشونتآمیز تأکید کرد. [۹۰]
این امر با راهپیمایی نمک به سمت داندی از ۱۲ مارس تا ۶ آوریل برجسته شد، جایی که گاندی به همراه ۷۸ داوطلب، ۳۸۸ کیلومتر (۲۴۱ مایل) راهپیمایی کرد. از احمدآباد به داندی، گجرات، تا خودش نمک درست کند، با این هدف اعلام شده که قوانین نمک را زیر پا بگذارد. این راهپیمایی ۲۵ روز طول کشید تا ۲۴۰ مایل را طی کند و گاندی در طول مسیر برای جمعیت زیادی سخنرانی کرد. هزاران هندی در داندی به او پیوستند.
به گفته سارما، گاندی زنان را برای شرکت در کمپینهای مالیات نمک و تحریم محصولات خارجی استخدام کرد، که به بسیاری از زنان اعتماد به نفس و عزت جدیدی در جریان اصلی زندگی عمومی هند بخشید. با این حال، محققان دیگری مانند مریلین فرنچ اظهار میکنند که گاندی زنان را از پیوستن به جنبش نافرمانی مدنی خود منع کرد زیرا گاندی میترسید که به استفاده از زنان به عنوان سپر سیاسی متهم شود. [۹۱] هنگامی که زنان اصرار داشتند به این جنبش بپیوندند و در تظاهرات عمومی شرکت کنند، گاندی از داوطلبان خواست که از قیم خود اجازه بگیرند و فقط زنانی که میتوانند مراقبت از کودک را ترتیب دهند، باید به او بپیوندند. [۹۲] صرف نظر از نگرانیها و دیدگاههای گاندی، زنان هندی هزاران نفر به راهپیمایی نمک پیوستند تا مالیات نمک بریتانیا و انحصار استخراج نمک را به چالش بکشند. در 5 مه، گاندی طبق مقرراتی که مربوط به سال 1827 بود، در انتظار اعتراضی که برنامهریزی کرده بود، بازداشت شد. اعتراض در کارخانههای نمک داراسانا در 21 مه بدون گاندی برگزار شد. یک روزنامهنگار آمریکایی وحشتزده، وب میلر، پاسخ بریتانیا را اینگونه توصیف کرد:
در سکوت کامل، افراد گاندی صف کشیدند و در صد یاردی حصار متوقف شدند. ستونی منتخب از جمعیت پیشروی کرد، از خندقها عبور کرد و به حصار سیم خاردار نزدیک شد... با یک فرمان، دهها پلیس بومی به سمت راهپیمایان در حال پیشروی هجوم بردند و با چوبهای بلند بامبوی خود به سر آنها ضربه زدند. حتی یک راهپیمای هم دستش را برای دفع ضربات بالا نبرد. آنها مانند میخ به زمین میافتادند. از جایی که من ایستاده بودم، صدای ضربه تهوعآور باتومها را بر جمجمههای بیحفاظ شنیدم... کسانی که افتاده بودند، بیهوش یا با جمجمههای شکسته یا شانههای شکسته افتاده بودند.[۹۳]
این وضعیت ساعتها ادامه یافت تا اینکه حدود ۳۰۰ نفر یا بیشتر از معترضان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، بسیاری به شدت مجروح شدند و دو نفر کشته شدند. آنها در هیچ زمانی هیچ مقاومتی از خود نشان ندادند. پس از دستگیری گاندی، زنان به تنهایی راهپیمایی کردند و در مغازهها تحصن کردند و خشونت و توهینهای کلامی مقامات بریتانیایی را به خاطر آرمانی که گاندی الهامبخش آن بود، پذیرفتند. [۹۴]
این کمپین یکی از موفقترین مبارزات گاندی در برهم زدن سلطه بریتانیا بر هند بود؛ بریتانیا با زندانی کردن بیش از 60،000 نفر به این اقدام پاسخ داد. [۹۵] با این حال، تخمینهای کنگره این رقم را 90،000 نفر اعلام کرده است. در میان آنها یکی از معاونان گاندی، جواهر لعل نهرو، نیز حضور داشت.
مذاکرات
[ویرایش]دولت، به نمایندگی لرد ایروین، نایبالسلطنه هند، تصمیم به مذاکره با گاندی گرفت. پیمان گاندی-ایروین در مارس 1931 امضا شد. دولت بریتانیا موافقت کرد که در ازای تعلیق جنبش نافرمانی مدنی، همه زندانیان سیاسی را آزاد کند. طبق این پیمان، از گاندی دعوت شد تا به عنوان تنها نماینده کنگره ملی هند، برای بحث و گفتگو در کنفرانس میزگرد لندن شرکت کند. این کنفرانس برای گاندی و ملیگرایان ناامیدکننده بود. گاندی انتظار داشت در مورد استقلال هند بحث کند، در حالی که طرف بریتانیایی به جای انتقال قدرت، بر شاهزادگان هندی و اقلیتهای هندی تمرکز داشت. جانشین لرد ایروین، لرد ویلینگدون، موضع سختی علیه هند به عنوان یک ملت مستقل اتخاذ کرد و کمپین جدیدی را برای کنترل و مطیع کردن جنبش ملیگرایان آغاز کرد. گاندی دوباره دستگیر شد و دولت تلاش کرد و با منزوی کردن کامل او از پیروانش، نفوذ او را خنثی کند، اما شکست خورد. [۳۶]
در بریتانیا، وینستون چرچیل، سیاستمدار برجسته محافظهکار که در آن زمان از سمت خود برکنار شده بود اما بعدها نخستوزیر شد، به منتقد سرسخت و صریح گاندی و مخالف برنامههای بلندمدت او تبدیل شد. چرچیل اغلب گاندی را مسخره میکرد و در یک سخنرانی که در سال ۱۹۳۱ به طور گسترده منتشر شد، گفت:
دیدن آقای گاندی، وکیل فتنهانگیز معبد میانه، که اکنون خود را به عنوان یک درویش از نوع شناختهشده در شرق جا زده و نیمهبرهنه از پلههای کاخ نایبالسلطنه بالا میرود... تا با نماینده پادشاه-امپراطور در شرایط برابر مذاکره کند، نگرانکننده و همچنین تهوعآور است.[۹۶]
تلخی چرچیل علیه گاندی در دهه 1930 افزایش یافت. او گاندی را کسی خواند که "هدف فتنهانگیزی" دارد و نبوغ شیطانی و تهدید چندوجهیاش به امپراتوری بریتانیا حمله میکند. چرچیل او را یک دیکتاتور، یک " موسولینی هندو" نامید که جنگ نژادی را دامن میزند، سعی میکند راج را با دوستان برهمن جایگزین کند، از جهل تودههای هند سوءاستفاده میکند، همه برای منافع خودخواهانه. [۳۶] چرچیل تلاش کرد گاندی را منزوی کند و انتقاد او از گاندی به طور گسترده توسط مطبوعات اروپایی و آمریکایی پوشش داده شد. این انتقاد حمایت دلسوزانه چرچیل را به دست آورد، اما همچنین حمایت از گاندی را در بین اروپاییها افزایش داد. این تحولات نگرانی چرچیل را افزایش داد که "خود بریتانیاییها از روی صلحطلبی و وجدان نابجا تسلیم خواهند شد." [۳۶]
کنفرانسهای میزگرد
[ویرایش]
در طول مذاکرات بین گاندی و دولت بریتانیا در کنفرانسهای میزگرد در سالهای 1931-1932، گاندی که اکنون حدود 62 سال سن داشت، به دنبال اصلاحات قانون اساسی به عنوان مقدمهای برای پایان حکومت استعماری بریتانیا و آغاز خودگردانی توسط هندیها بود. [۹۷] طرف بریتانیایی به دنبال اصلاحاتی بود که شبه قاره هند را به عنوان یک مستعمره حفظ کند. مذاکرهکنندگان بریتانیایی اصلاحات قانون اساسی را بر اساس مدل سلطه بریتانیا پیشنهاد کردند که بر اساس تقسیمات مذهبی و اجتماعی، حوزههای انتخابیه جداگانهای را ایجاد میکرد. بریتانیاییها حزب کنگره و اقتدار گاندی را برای نمایندگی از کل هند زیر سوال بردند. [۱۱] آنها از رهبران مذهبی هند، مانند مسلمانان و سیکها، و همچنین از بی. آر. امبدکار به عنوان رهبر نماینده نجسها دعوت کردند تا خواستههای خود را در راستای خطوط مذهبی مطرح کنند. [۹۷] گاندی به شدت با قانون اساسیای که حقوق یا نمایندگیها را بر اساس تقسیمات اجتماعی تثبیت میکرد، مخالفت کرد، زیرا از این بیم داشت که این امر مردم را گرد هم نیاورد، بلکه آنها را از هم جدا کند، جایگاه آنها را تثبیت کند و توجه را از مبارزه هند برای پایان دادن به حکومت استعماری منحرف کند. [۹۷] [۳۳]

کنفرانس میزگرد دوم تنها زمانی بود که گاندی بین سالهای ۱۹۱۴ تا زمان مرگش در سال ۱۹۴۸، هند را ترک کرد. او را منشیاش، مهادف دسای، پسرش، دوداس گاندی و حامی بریتانیاییاش، میرابن، همراهی میکردند. [۹۸] گاندی پیشنهاد دولت برای اقامت در یک هتل گرانقیمت وست اند را رد کرد و ترجیح داد در ایست اند بماند تا مانند هند، در میان مردم طبقه کارگر زندگی کند. [۹۹] گاندی در طول سه ماه اقامتش، در یک اتاق خواب کوچک در "خانه مردم" دوستش موریل لستر در کینگزلی هال مستقر شد. [۱۰۰] ایست اندرز با شور و شوق از او استقبال کرد. [۱۰۱] کودکان محلی برای تولدش به او اسباببازی هدیه دادند و لستر خاطرنشان کرد که در طول اقامتش، آنها را به آرامی روی طاقچه پنجرهها و در کالسکهها قرار میداد و با خود به هند میبرد. [۹۸] در این مدت، گاندی همچنین پیوندهای خود را با جنبش گیاهخواری بریتانیا تجدید کرد.
پس از بازگشت گاندی از کنفرانس میزگرد دوم، او یک ساتیاگراهای جدید را آغاز کرد. گاندی دستگیر و در زندان یروادا، پونا زندانی شد. در حالی که او در زندان بود، دولت بریتانیا قانون جدیدی را تصویب کرد که به نجسها حق رأی جداگانهای میداد. این قانون به عنوان جایزه اشتراکی شناخته شد. [۳۶] در اعتراض، گاندی در حالی که در زندان بود، روزه مرگ را آغاز کرد. [۱۰۲] اعتراض عمومی ناشی از آن، دولت را مجبور کرد که با مشورت با آمبدکار، جایزه اشتراکی را با پیمان پونا جایگزین کند. [۱۰۳] [۱۰۴]
سیاست کنگره
[ویرایش]در سال 1934، گاندی از عضویت حزب کنگره استعفا داد. او با موضع حزب مخالف نبود، اما احساس میکرد که اگر استعفا دهد، محبوبیت گاندی در بین هندیها دیگر مانع از عضویت حزب نخواهد شد، که در واقع شامل کمونیستها، سوسیالیستها، اعضای اتحادیههای کارگری، دانشجویان، محافظهکاران مذهبی و کسانی با عقاید طرفدار تجارت میشد و این صداهای مختلف فرصتی برای شنیده شدن پیدا میکردند. گاندی همچنین میخواست با رهبری حزبی که موقتاً سازش سیاسی با راج را پذیرفته بود، از هدف قرار گرفتن توسط تبلیغات راج جلوگیری کند. [۸۸]
در سال ۱۹۳۶، گاندی با ریاست جمهوری نهرو و جلسه لکنو کنگره، دوباره به سیاست فعال بازگشت. اگرچه گاندی خواهان تمرکز کامل بر وظیفه کسب استقلال و نه گمانهزنی در مورد آینده هند بود، اما مانع کنگره از پذیرش سوسیالیسم به عنوان هدف خود نشد. گاندی با سوبهاس چاندرا بوز، که در سال ۱۹۳۸ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود و پیش از این عدم اعتقاد خود را به عدم خشونت به عنوان وسیلهای برای اعتراض ابراز کرده بود، اختلاف نظر داشت. [۱۰۵] با وجود مخالفت گاندی، بوز برای دومین دوره به عنوان رئیس کنگره، در مقابل نامزد گاندی، بوگاراجو پاتابی سیتارامایا، پیروز شد. گاندی اعلام کرد که شکست سیتارامایا شکست اوست. [۱۰۶] بوز بعداً کنگره را ترک کرد، زمانی که رهبران سراسر هند در اعتراض به کنار گذاشتن اصول معرفی شده توسط گاندی، به طور دسته جمعی استعفا دادند. [۸۸]
جنگ جهانی دوم و جنبش ترک هند
[ویرایش]
گاندی با هرگونه کمک به تلاشهای جنگی بریتانیا مخالفت کرد و علیه هرگونه مشارکت هند در جنگ جهانی دوم مبارزه کرد. [۳۶] دولت بریتانیا با دستگیری گاندی و بسیاری دیگر از رهبران کنگره و کشتن بیش از 1000 هندی که در این جنبش شرکت داشتند، پاسخ داد. [۱۰۷] تعدادی حمله خشونتآمیز نیز توسط ملیگرایان علیه دولت بریتانیا انجام شد. [۱۰۸] در حالی که مبارزات گاندی از حمایت تعدادی از رهبران هند برخوردار نبود و بیش از 2.5 میلیونها هندی داوطلب شدند و به ارتش بریتانیا پیوستند تا در جبهههای مختلف نیروهای متفقین بجنگند. این جنبش در تضعیف کنترل رژیم بریتانیا بر منطقه جنوب آسیا نقش داشت و در نهایت راه را برای استقلال هند هموار کرد. [۳۶] [۱۰۸]
مخالفت گاندی با مشارکت هند در جنگ جهانی دوم ناشی از این باور او بود که هند نمیتواند در جنگی که ظاهراً برای آزادی دموکراتیک انجام میشود، در حالی که آن آزادی از خود هند سلب شده است، شرکت کند. [۱۰۹] گاندی همچنین نازیسم و فاشیسم را محکوم کرد، دیدگاهی که مورد حمایت سایر رهبران هند قرار گرفت. با پیشرفت جنگ، گاندی تقاضای خود برای استقلال را تشدید کرد و در سخنرانی سال 1942 در بمبئی، خواستار خروج بریتانیا از هند شد. [۷۹] این قطعیترین شورش گاندی و حزب کنگره با هدف تضمین خروج بریتانیا از هند بود. [۸۸] دولت بریتانیا به سرعت به سخنرانی «ترک هند» واکنش نشان داد و ظرف چند ساعت پس از سخنرانی گاندی، گاندی و تمام اعضای کمیته کاری کنگره را دستگیر کرد. [۱۱۰] هموطنان او با آسیب رساندن یا آتش زدن صدها ایستگاه راهآهن دولتی، ایستگاههای پلیس و قطع سیمهای تلگراف، این دستگیریها را تلافی کردند. [۷۹]
در سال ۱۹۴۲، گاندی که اکنون نزدیک به ۷۳ سال داشت، از مردم خود خواست که همکاری با دولت امپراتوری را به طور کامل متوقف کنند. در این تلاش، گاندی از آنها خواست که نه مردم بریتانیا را بکشند و نه به آنها آسیبی برسانند، بلکه در صورت آغاز خشونت توسط مقامات بریتانیایی، حاضر به تحمل رنج و مرگ باشند. [۷۹] او توضیح داد که این جنبش به دلیل هیچ اقدام خشونتآمیز فردی متوقف نخواهد شد و گفت که «هرج و مرج دستوری» «سیستم اداری فعلی» « بدتر از هرج و مرج واقعی» است. [۱۱۱] [۱۱۲] گاندی از هندیها خواست که در راه حقوق و آزادیهای خود «کارو یا مارو » («انجام بده یا بمیر») کنند. [۷۹] [۱۱۳]
دستگیری گاندی دو سال طول کشید، زیرا او در کاخ آقاخان در پونا نگهداری میشد. در این دوره، منشی قدیمی گاندی، ماهادف دسای، بر اثر حمله قلبی درگذشت، همسرش کاستوربا پس از 18 ماه حبس در 22 فوریه 1944 درگذشت و گاندی دچار حمله شدید مالاریا شد. [۷۹] در حالی که در زندان بود، با استوارت گلدر، روزنامهنگار بریتانیایی، مصاحبهای را پذیرفت. گلدر سپس خلاصهای از مصاحبه را تهیه و منتشر کرد و آن را به مطبوعات جریان اصلی مخابره کرد که در آن امتیازات ناگهانی که گاندی حاضر به دادن آنها بود، اعلام شده بود، اظهاراتی که هموطنانش، اعضای کنگره و حتی گاندی را شوکه کرد. دو نفر اخیر ادعا کردند که این مصاحبه، آنچه گاندی در مورد طیف وسیعی از موضوعات گفته بود را تحریف کرده و به دروغ جنبش ترک هند را رد کرده است. [۷۹]
گاندی قبل از پایان جنگ در 6 مه 1944 به دلیل وضعیت سلامتی نامناسب و جراحی ضروریاش آزاد شد؛ راج نمیخواست او در زندان بمیرد و ملت را خشمگین کند. گاندی از بازداشت به صحنه سیاسی تغییر یافتهای وارد شد - به عنوان مثال، اتحادیه مسلمانان که چند سال قبل حاشیهای به نظر میرسید، "اکنون مرکز صحنه سیاسی را اشغال کرده بود" و موضوع مبارزات جناح برای پاکستان یکی از موضوعات اصلی گفتگو بود. گاندی و جناح مکاتبات گستردهای داشتند و این دو مرد چندین بار در طول دو هفته در سپتامبر 1944 در خانه جناح در بمبئی ملاقات کردند، جایی که گاندی بر یک هند متحد، متکثر مذهبی و مستقل که شامل همزیستی مسلمانان و غیرمسلمانان شبه قاره هند باشد، اصرار داشت. جناح این پیشنهاد را رد کرد و در عوض بر تقسیم شبه قاره بر اساس خطوط مذهبی برای ایجاد یک سرزمین مسلمان جداگانه (بعدها پاکستان) اصرار ورزید. [۱۱۴] این بحثها تا سال 1947 ادامه یافت. [۱۱۵]
در حالی که رهبران کنگره در زندان رنج میبردند، احزاب دیگر از جنگ حمایت کردند و قدرت سازمانی یافتند. نشریات زیرزمینی در برابر سرکوب بیرحمانه کنگره به شدت آسیب دیدند، اما کنگره کنترل کمی بر وقایع داشت. [۱۱۶] در پایان جنگ، بریتانیاییها نشانههای روشنی مبنی بر انتقال قدرت به هندیها نشان دادند. در این مرحله، گاندی مبارزه را متوقف کرد و حدود 100000 زندانی سیاسی، از جمله رهبری کنگره، آزاد شدند. [۸۵]

تقسیم و استقلال
[ویرایش]
گاندی با تقسیم شبه قاره هند بر اساس خطوط مذهبی مخالف بود . [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹] کنگره ملی هند و گاندی خواستار خروج بریتانیا از هند شدند. با این حال، اتحادیه مسلمانان سراسر هند خواستار «تفرقه بیندازید و هند را ترک کنید» شد. [۱۲۰] [۱۲۱] گاندی توافقی را پیشنهاد کرد که کنگره و اتحادیه مسلمانان را ملزم به همکاری و دستیابی به استقلال تحت یک دولت موقت میکرد، پس از آن، مسئله تقسیم میتوانست با یک همهپرسی در مناطقی با اکثریت مسلمان حل شود. [۱۲۲]
جناح پیشنهاد گاندی را رد کرد و روز اقدام مستقیم را در 16 آگوست 1946 اعلام کرد تا مسلمانان را برای تجمع عمومی در شهرها و حمایت از پیشنهاد او برای تقسیم شبه قاره هند به یک کشور مسلمان و یک کشور غیرمسلمان تحت فشار قرار دهد. حسین شهید سهروردی، سروزیر بنگال - که اکنون بنگلادش و بنگال غربی (به استثنای کوچ بهار ) است - از حزب مسلم لیگ است - به پلیس کلکته تعطیلات ویژهای برای جشن گرفتن روز اقدام مستقیم داد.[۱۲۳] روز اقدام مستقیم باعث قتل عام هندوهای کلکته و آتش زدن اموال آنها شد و پلیسهای حاضر در تعطیلات برای مهار یا توقف درگیری غایب بودند. [۱۲۴] دولت بریتانیا به ارتش خود دستور نداد که برای مهار خشونت وارد عمل شود. [۱۲۳] خشونت در روز اقدام مستقیم منجر به خشونت تلافیجویانه علیه مسلمانان در سراسر هند شد. هزاران هندو و مسلمان کشته شدند و دهها هزار نفر در چرخه خشونت در روزهای بعد زخمی شدند. [۱۲۳] گاندی از مناطقی که مستعد شورش بودند بازدید کرد تا خواستار توقف قتل عامها شود. [۱۲۴]
آرچیبالد ویوِل، نایبالسلطنه و فرماندار کل هند بریتانیا به مدت سه سال تا فوریه 1947، با گاندی و جناح برای یافتن زمینه مشترک، قبل و بعد از پذیرش اصولی استقلال هند، همکاری کرده بود. ویوِل شخصیت و انگیزههای گاندی و همچنین ایدههای او را محکوم کرد. ویوِل گاندی را به داشتن ایده تکبعدی «سرنگونی حکومت و نفوذ بریتانیا و ایجاد یک راج هندو» متهم کرد و گاندی را سیاستمداری «بدخواه، بدخواه و بسیار زیرک» خواند. [۱۲۵] ویوِل از جنگ داخلی در شبه قاره هند میترسید و شک داشت که گاندی بتواند جلوی آن را بگیرد. [۱۲۵]
بریتانیا با اکراه موافقت کرد که به مردم شبه قاره هند استقلال اعطا کند، اما پیشنهاد جناح مبنی بر تقسیم سرزمین به پاکستان و هند را پذیرفت. گاندی در مذاکرات نهایی شرکت داشت، اما استنلی ولپرت اظهار میکند که «طرح تقسیم هند بریتانیا هرگز توسط گاندی تأیید یا پذیرفته نشد». [۱۲۶]
این تقسیم بحثبرانگیز و به شدت مورد مناقشه بود. بیش از نیم میلیون نفر در شورشهای مذهبی کشته شدند، زیرا 10 تا 12 میلیون غیرمسلمان (عمدتاً هندوها و سیکها) از پاکستان به هند مهاجرت کردند و مسلمانان از هند به پاکستان، از طریق مرزهای تازه ایجاد شده هند، پاکستان غربی و پاکستان شرقی، مهاجرت کردند. [۱۲۷]
گاندی روز استقلال را نه برای جشن گرفتن پایان حکومت بریتانیا، بلکه با روزه گرفتن و ریسندگی در کلکته در 15 آگوست 1947، برای صلح در میان هموطنانش فراخواند. این جدایی، شبه قاره هند را درگیر خشونت مذهبی کرده بود و خیابانها پر از اجساد بود. روزهداری و اعتراضات گاندی به عنوان عامل توقف شورشهای مذهبی و خشونتهای فرقهای شناخته میشود. آخرین روزه او از 13 تا 18 ژانویه 1948، تنها چند روز قبل از ترورش، برگزار شد. [۱۲۵] [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰] [ [۱۳۱] [ [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵]
حقیقت
[ویرایش]گاندی زندگی خویش را وقف آشکار ساختن حقیقت یا ساتیا کرد. او تلاش میکرد با یادگیری و درس گرفتن از اشتباهات خود و عملکرد خود به حقیقت دست یابد. وی شرح حال زندگی خویش را تحت عنوان «ماجرای تجربیات من با کشف حقیقت» نوشته است.
گاندی اعلام کرد که مهمترین نبرد او تلاشی بود که برای شکست شیاطین درونی ترسها و ناامنیهای خود به عمل آورده است. گاندی خلاصهای از اعتقادات خویش را درقالب «خداوند حقیقت است» مطرح نمود و بعدها دیدگاههای خویش را اصلاح کرد و بیان داشت که «حقیقت خداوند است». او فلسفه وجودی دین را در حقیقت و عشق و رمز موفقیت را در زدودن رفتارهای نادرست در هر دین و آیین میبیند و بر این نکته تأکید دارد که با محبت و عدم خشونت باید در پی اصلاح اجتماعی بود؛ لذا همواره تأکید میکرد تا راه بدون خشونت سبب تسلیم افراد صاحب قدرت در مقابل قدرتمندتر از خود نشود، باید این راه را برگزید اما اگر با خشونت بتوانند مقابل این وضعیت بایستند و تنها راه احقاق حق خشونت باشد بی هیچ تأملی باید سلاح برداشت، من هرگز نمیپسندم که افراد شجاع بخاطر رعایت اصل عدم خشونت دربرابر نفوذ نیروهای ترسوی بد شاه فان تسلیم شوند و از آنها بترسند که مبادا خشونت ایجاد گردد. شجاعت فقط در خوب تیراندازی کردن خلاصه نمیشود بلکه جلوگیری از مرگ و آماده سینه سپر کردن دربرابر گلوله دشمن هر دو از ابعاد شجاعت هستند. در واقع در مکتب گاندی، خشونت پرهیزی نشانه شجاعت و شهامت است.
عدم خشونت
[ویرایش]مفهوم عدم خشونت (آهیما) و عدم مقاومت در تفکر مذهبی هندی تاریخی کهن دارد و در مضامین مذهبی هندو بودایی، جین، یهود و مسیحی و زرتشتی به کرات دیده میشود. گاندی درشرح فلسفه و شیوه زندگی خود در خود بیوگرافینویسی اش چنین آورده:
- «وقتی ناامید میشوم بخاطر میآورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده است حکمرانان و قاتلان در برههای شکستناپذیر جلوه میکنند ولی در نهایت همه آنها سقوط کردهاند - همیشه به این واقعیت فکر کنید.»
- «چه فرقی میکند که مرگ و بی خانمانی و بی سرپرستی ریشه در حکومتهای استبدادی داشته باشد یا با نام مقدس آزادی و دموکراسی ایجاد گردد؟»
- «ضربه در برابر ضربه و چشم در برابر چشم دنیا را کور میسازد.»
- «من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شدهام و نه برای کشتن.»
گاندی در اجرای اصول مورد نظر خود هرگز از مسیر منطق خارج نشد. در سال ۱۹۴۰ که حمله آلمان نازی به جزایر بریتانیایی اجتناب ناپذیر به نظر میرسید گاندی خطاب به مردم بریتانیا پیامی تحت عنوان عدم خشونت در جنگ و صلح چنین گفت:
- «دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمیکند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینیها را دعوت میکنید تا وارد کشور شما شوند و داشتههایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس میزنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد و اجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند.»
حتی در ۱۹۴۶ به لوئیس فیشر حسب حالنویس گفت:[۱۳۶]
- «یهودیان خود را به چاقوی قصاب سپردهاند آنان باید خود را از فراز صخرهها به دریا پرتاب کنند.»
اما گاندی میدانست که عدم توسل به خشونت مستلزم اعتقادی راسخ و شهامتی باورنکردنی است که البته میدانست در همگان وجود ندارد لذا سعی میکرد به همه تفهیم کند که لازم نیست همه دست از خشونت بردارند به ویژه اگر خشونت در مقابل ترس باشد:
- «گاندی نمیخواست ایجاد ترس از سلاح برداشتن یا ترس از احساس ناتوانی مقابله و مقاومت را در جنبش ساتیاگراها مشاهده کند؛ لذا در نوشتههایش آورده: قویا معتقدم هرجا بین خشونت و ترس گرفتار شدیم باید خشونت را بپذیریم.»[۱۳۷]
- "درهر جلسهای تأکید میکنم که تا راه بدون خشونت سبب تسلیم افراد صاحب قدرت در مقابل قدرتمندتر از خود نشود باید این راه را برگزید اما اگر با خشونت بتوانند مقابل این وضعیت بایستند و تنها راه احقاق حق خشونت باشد بی هیچ تأملی باید سلاح برداشت من هرگز نمیپسندم که افراد شجاع بخاطر رعایت اصل عدم خشونت دربرابر نفوذ نیروهای ترسوی بد شاه فان تسلیم شوند و از آنها بترسند که مبادا خشونت ایجاد گردد. شجاعت فقط در خوب تیراندازی کردن خلاصه نمیشود بلکه جلوگیری از مرگ و آماده سینه سپر کردن در برابر گلوله دشمن هر دو از ابعاد شجاعت هستند.[۱۳۸]
زبان بینالمللی اسپرانتو و انگلیسی
[ویرایش]از آنجا که وطن گاندی، کشوری پرزبان بود و وی برای ادامهٔ تحصیل، و سپس مبارزات خود، به خارج از کشور نیز رفت، میزان آگاهی او از مشکل زبان بینالمللی بسیار بالا بود. گفتهها و اظهارنظرهای او در این زمینه بسیار جالب و خواندنی است. در اینجا به اختصار نظرات او در مورد زبان فراساختهٔ اسپرانتو و زبان انگلیسی آورده میشود:
من طرفدار یک تقویم واحد برای تمام دنیا، یک واحد پول مشترک برای تمامیِ کشورها و یک زبان کمکیِ جهانی مانند اسپرانتو برای همهٔ مردم جهان هستم.
وی در سخنرانی خود در روز ۶ فوریهٔ ۱۹۱۶ در «دانشگاه هندوی بنارس» در مورد اوقات گرانبهایی از زندگی جوانان که بهمنظور فراگیری زبان انگلیسی به هدر میرود، گفته است:
آیا انسانی هست که رؤیایش این باشد که زبان انگلیسی، زبان ملی هندوستان شود؟ (فریادهای «هرگز، هرگز» حاضرین)... حتی اگر شده برای یک لحظه، تصور کنید که جوانان ما باید وارد چه رقابت نابرابری در مقابل هر یک از جوانان انگلیسی شوند. من این سعادت را داشتم تا با چند تن از استادان دانشگاهی (شهر) پونه بهطور خودمانی گپ بزنم. ایشان به من اظهار کردند که هر جوان هندی، (فقط) بهخاطر اینکه دانشاش را از طریق زبان انگلیسی کسب کرده است، حداقل شش سال باارزش از زندگی خود را از دست داده است. این عدد را در تعداد دانشجویانی که از مدارس و کالجهای ما بیرون میآیند ضرب کنید، و خودتان ببینید که ملت (ما) تا کنون چند هزار سال را از دست داده است. یک اتهامی که به ما میزنند این است که ما نوآوری و بدعت نداریم. چطور میتوانیم نوآوری داشته باشیم، اگر باید این سالهای باارزش زندگیمان را به تسلط یافتن به زبانی بیگانه اختصاص دهیم؟ (تازه) در این سعیمان هم شکست میخوریم…[۱۳۹]
آیین برهما
[ویرایش]گاندی در سن ۳۶ سالگی از روابط جنسی کلاً دست برداشت و در حالیکه زن داشت از نزدیکی با وی امساک کرد. این ایده به شدت متأثر از فلسفه برهمایی و آیین روحی و عملی پاکسازی درونی بود که عمدتاً نیز با پرهیز جنسی همراه بود. گاندی آیین برهمایی را ابزاری برای نزدیکی به خداوند و شرط اولیه خودشناسی میانگاشت درشرح حال او اشاره شد که کوشش زیادی برای مبارزه با شهوات وغیرت داشته که مورد اخیر از غیرت به عروس دوران کودکی(کاستوربا) دروی شکل گرفته بود. او امساک جنسی را یک الزام مشخص میانگاشت و آن را ابزاری برای عشق ورزیدن ونه شهوت رانی میدانست. از دید گاندی آیین برهما به منزله کنترل حواس از طریق تفکر، کلام و عمل بود.[۱۴۰]
مهاتما گاندی پیرو برهماچاریا در اواخر عمر خود برای پرهیز از رابطهٔ جنسی و آزمون پاکدامنی با زنان جوان در تختخواب میخوابید.[۱۴۱][۱۴۲]
ساده زیستی
[ویرایش]
گاندی مجدانه بر این باور پافشاری میکرد که فردی که به جامعه خدمت میکند باید زندگی سادهای داشته باشد و این سادهزیستی را در آیین برهمایی جاری میانگاشت. او با رد زندگی به شیوه غربی روند سادهزیستی را در آفریقای جنوبی در پیش گرفت و از آن بهعنوان تلاش برای رسیدن به نقطهٔ صفر یاد میکرد و بدین ترتیب هم در هزینههای غیرضروری صرفهجویی میکرد و هم سادهزیستی را دنبال مینمود. او حتی لباسهایش را خودش میشست.[۱۴۳] در یک مورد او هدایایی را که به خاطر خدماتش به جامعه به وی اهدا شده بود، باز پس داد.[۱۴۴]
گاندی در هر هفته یک روز را روزه سکوت سپری میکرد. امتناع از حرف زدن را مایه آرامش درونی میانگاشت این آموزه را هم از آیین برهما واصل موناشافتی یعنی سکوت و آرامش داشت. در این ایام سکوت با نوشتن بر روی کاغذ با دیگران ارتباط برقرار میساخت. گاندی از سن ۳۷ سالگی به مدت سه سال و نیم از خواندن روزنامهها خودداری نمود واظهار میداشت وضعیت نابهنجار جهان وامور جهانی آرامش درونی او را بهم میریزد. او در بازگشت به هند و اشتغال به شغل حقوقی از پوشش غربی دست برداشت اگر چه نشان از ثروت و موفقیت داشت. او لباسی برتن کرد که مورد قبول فقیرترین افراد در هند بود و از پارچه تولیدی داخل موسوم به خادی استفاده مینمود. گاندی و پیروانش پارچه لباسهایشان را از نخی که خود میرشتند تهیه میکردند ودیگران را نیز به این کار تشویق مینمودند. درحالی که اکثر کارگران هندی بیکار بودند لباسهای مورد نیازشان را از تولیدیهای صنعتی تحت تملک انگلیسیها خریداری مینمودند.
- گاندی معتقد بود چنانکه هندیها لباسهای خود را خودشان با چرخ نخ ریسی بدوزند بهتر از اینست که از پارچه فاستونی انگلیسی باشد و با اینکار ضربه اقتصادی سنگینی بر پیکره استعمارگران انگلیسی درهند وارد خواهند آورد. متعاقباً علامت چرخ نخ ریسی بر روی پرچم کنگره ملی هند نقش بست. وی برای نشان دادن ساده زیستی درسراسر زندگی خود فقط یک دست هوتی میپوشید.
ایمان
[ویرایش]
گاندی یک هندو بود و تمام عمر بر این آیین استوار ماند و بسیاری از اصول خویش را از هندو اقتباس نمود. به عنوان یک هندوی عامی معتقد بود همه ادیان برابرند و در برابر تلاشهایی که برای تغییر دین وی به عمل آمد مقاومت نشان داد؛ او شدیداً به خدا اعتقاد داشت و لذا به مطالعه تمام ادیان کوشش ورزید. در مورد هندوئیسم چنین میگوید:
- «تا آنجا که به من مربوط میشود هندوئیسم روح مرا ارضا میکند و وجود مرا سیراب مینماید. هرگاه تردید و ناامیدی درمن قوت میگیرد و هیچ پرتو امیدی را در افق پیش روی خود مشاهده نمیکنم به باگاوادگیتا رجوع میکنم و سطری از آن را پیدا میکنم که به من آرامش دهد. بلافاصله لبخند بر لبانم نقش میبندد و اندوه وغم را به فراموشی میسپارم. زندگی من مملو از تراژدی بود واگر تعالیم این کتاب نبود شاید خیلی زود از پا میافتادم.»
گاندی معتقد بود که اساس و شالوده هر دین را حقیقت وعشق تشکیل میدهد (محبت، عدم خشونت یا همان ترکیب حکم طلایی) او هرگونه تعصب کور و گم بودن رفتارهای نادرست در هر دین و آیینی را زیرسوال میبرد و به طرز خستگی ناپذیری در پی اصلاح اجتماعی برمیآمد. برخی از اظهار نظرهای وی در مورد ادیان مختلف به شرح زیر مطرح شدهاند:
- «لذا اگر میتوانستم مسیحیت را بپذیرم و آن را بزرگترین و کاملترین دین قبول کنم قطعاً هندوئیسم را آنطور که الان هستم قبول نمیداشتم. من اشکالات و نواقص هندو را میشناسم. اگر نجاست در هندو بوده قطعاً به گوشت خام مربوط میشده نه گوشت پخته. نمیتوانم سرمنشا اختلاف ادیان را درک کنم معنی اینکه چنین چیزی در قالب وداس یا کلام خدا مطرح میشود چیست؟ اگر چیزی از جانب خداوند الهام شود پس چرا در مورد قرآن و انجیل باید تردید کرد؟ دوستان مسیحی من سعی کردند مرا به مسیحیت سوق دهند و همینطور دوستان مسلمان من. عبدالله شیت به شدت مرا به مطالعه اسلام ترغیب میکرد البته همیشه درمورد زیبایی دین اسلام حرفهایی برای گفتن داشت.»
- «به محض اینکه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد که از چارچوب اخلاق خارج باشد؛ مثلاً انسان نمیتواند دروغگو و بیرحم باشد و در عین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس میکند.»
او بعدها که با سؤال آیا یک هندو بودی مواجه شد جواب داد:
آری؛ من یک هندو هستم. همچنین یک مسیحی، یک مسلمان، یک بودایی و یک یهودی، نیز میباشم.
گاندی برخلاف خود آنها که با یکدیگر درتضاد بودند دستورهای این ادیان را همسو و یکسان میدانست. البته درمباحث مطروحه دو تفاوت بارز فلسفی بین دوگروه بزرگ هندی در آن عصر را شرح داده است. در۱۵ ژانویه ۱۹۳۴ زلزله مهیبی بیهار را لرزانید و خسارات و تلفات سنگینی برجای گذاشت. گاندی این حادثهها را نتیجه گناه افراد رده بالای هندو میدانست چرا که معتقد بود خوراکیهای غیرمجاز نجس را به معابدشان بردهاند. گاندی به ترویج پرهیز از نجاست گوشت کوشش زیادی داشت و افراد پای بند به این امساک را مردم کریشنا مینامید. اما تاگور با این موضع گاندی مخالف بود و میگفت زمین لرزه تنها منشأ طبیعی دارد و نه اخلاقی اما سوء رفتار در معابد هندو را نیز نفی میکرد.
ترور
[ویرایش]
ساعت ۵:۱۷ بعد از ظهر روز ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸، گاندی به همراه نوههایش در باغ خانه بیرلا (که اکنون گاندی سمریتی نام دارد ) در حال رفتن به یک جلسه دعا بود که ناتورام گودسه، یک ملیگرای هندو، از فاصله نزدیک با تپانچه سه گلوله به سینه گاندی شلیک کرد. [۱۴۵] [۱۴۶] طبق برخی روایتها، گاندی فوراً درگذشت. [۱۴۷] [۱۴۸] در روایتهای دیگر، مانند روایتی که توسط یک روزنامهنگار شاهد عینی تهیه شده است، او را به خانه بیرلا، به اتاق خواب، بردند. در آنجا، حدود ۳۰ دقیقه بعد، در حالی که یکی از اعضای خانواده آیاتی از کتاب مقدس هندو را میخواند، درگذشت. [۱۴۹] [۱۵۰] [۱۰۴] [۱۵۱] [۱۵۲]
جواهر لعل نهرو، نخست وزیر، از طریق رادیو سراسری هند خطاب به هموطنانش گفت: [۱۹]
دوستان و رفقا، نور از زندگی ما رخت بربسته و همه جا تاریک است، و من دقیقاً نمیدانم چه بگویم یا چگونه آن را بیان کنم. رهبر محبوب ما، باپو، همانطور که او را پدر ملت مینامیدیم، دیگر وجود ندارد. شاید اشتباه میکنم که این را میگویم؛ با این وجود، ما دیگر او را نخواهیم دید، همانطور که سالهاست او را دیدهایم، برای مشاوره یا جستجوی آرامش به او مراجعه نخواهیم کرد، و این ضربهای وحشتناک است، نه تنها برای من، بلکه برای میلیونها نفر در این کشور. [۱۵۳]
گودسه، یک ناسیونالیست هندو، [۱۵۴] [۱۵۵] [۱۵۶] با پیوندهایی به ماهاسبها هندو و راشتریا سویامسواک سانگ، [۱۵۷] [۱۵۸] [۱۵۹] [۱۶۰] [۱۶۱] هیچ تلاشی برای فرار نکرد. چند توطئه گر دیگر نیز به زودی دستگیر شدند. متهمان عبارت بودند از Nathuram Vinayak Godse، Narayan Apte، Vinayak Damodar Savarkar، Shankar Kistayaya، Dattatraya Parchure، Vishnu Karkare، Madanlal Pahwa و Gopal Godse . [۱۶۱] [۱۶۰] [۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۲]
دادگاه از ۲۷ دی ماه آغاز شد مه ۱۹۴۸ و هشت ماه دوید تا اینکه قاضی آتما چاران حکم نهایی خود را در ۱۰ مه صادر کرد. فوریه 1949. دادستانی 149 شاهد احضار کرد، اما دفاع هیچ شاهدی نداشت. [۱۶۲] دادگاه همه متهمان را به جز یک نفر گناهکار تشخیص داد. هشت مرد به جرم توطئه قتل و دیگران به جرم نقض قانون مواد منفجره محکوم شدند. سوارکار تبرئه و آزاد شد. ناتورام گودسه و نارایان آپته به اعدام با طناب دار محکوم شدند [۱۶۵] در حالی که شش نفر دیگر (از جمله برادر گودسه، گوپال) به حبس ابد محکوم شدند. [۱۶۶]
مراسم تشییع جنازه و یادبود
[ویرایش]
مرگ گاندی در سراسر کشور مورد سوگواری قرار گرفت. [۱۶۸] [۱۰۴] [۱۵۱] [۱۶۹] بیش از یک میلیون نفر در مراسم تشییع جنازه پنج مایلی که بیش از پنج ساعت طول کشید تا از خانه بیرلا، جایی که گاندی ترور شد، به راج گات برسد، شرکت کردند و میلیون نفر دیگر نیز عبور این مراسم را تماشا کردند. [۱۶۷] جسد او بر روی یک حامل سلاح حمل شد که شاسی آن یک شبه برچیده شد تا امکان نصب یک طبقه بالا فراهم شود تا مردم بتوانند نگاهی اجمالی به جسد گاندی بیندازند. از موتور وسیله نقلیه استفاده نشد؛ در عوض، چهار طناب کششی که هر کدام توسط 50 نفر نگه داشته شده بودند، وسیله نقلیه را میکشیدند. تمام موسسات متعلق به هندیها در لندن در سوگ بسته ماندند، زیرا هزاران نفر از همه ادیان و فرقهها و هندیها از سراسر بریتانیا در خانه هند در لندن گرد هم آمدند.
گاندی طبق سنت هندو سوزانده شد. خاکستر او در کوزههایی ریخته شد که برای مراسم یادبود به سراسر هند فرستاده شدند. [۱۷۰] بیشتر خاکسترها در 12 فوریه 1948 در سنگام در اللهآباد غرق شدند، اما برخی مخفیانه برده شدند. در سال 1997، توشار گاندی محتویات یک کوزه را که در یک گاوصندوق بانکی پیدا شده و از طریق دادگاهها پس گرفته شده بود، در سنگام در اللهآباد غرق کرد. مقداری از خاکستر گاندی در سرچشمه رود نیل در نزدیکی جینجا، اوگاندا پراکنده شد و یک پلاک یادبود این رویداد را نشان میدهد. در 30 ژانویه 2008، محتویات کوزه دیگری در گیرگاوم چوپاتی غرق شد. کوزه دیگری در کاخ آقاخان در پونا (جایی که گاندی از سال 1942 تا 1944 به عنوان زندانی سیاسی نگهداری میشد [۱۷۱] [۱۷۲] ) و دیگری در زیارتگاه دریاچه انجمن خودشناسی در لسآنجلس قرار دارد. [۱۷۳]
محل خانه بیرلا که گاندی در آن ترور شد، اکنون بنای یادبودی به نام گاندی سمریتی است. مکانی در نزدیکی رودخانه یامونا که جسد او سوزانده شد، بنای یادبود راج گات در دهلی نو است. [۱۷۴] سکویی از سنگ مرمر سیاه که کتیبه "هه راما" ( دواناگری : हे) بر روی آن نقش بسته است. !राम یا، هی رام ). گفته میشود این آخرین کلمات گاندی پس از اصابت گلوله به او بوده است. [۱۷۵]
خبر مرگ گاندی دنیا را متعجب و متأثر کرد. آسیاییها مرگ کسی را که منادی استقلال آسیا بود باور نمیکردند. در لندن تمام شخصیتهای بریتانیا پیامهای تسلیتی روانه هند کردند. حتی چرچیل، دشمن دیرین گاندی هم پیامی به هند فرستاد. پاپ پیوس دوازدهم در تجلیل از گاندی اعلام کرد او «پیامبر صلح و دوست مسیحیت» بوده است. هری ترومن رئیسجمهور ایالات متحده در سخنانی گفت: «همه دنیا در عزای هند شریک است.» و نخستوزیر فرانسه ژرژ بیدو بیان کرد که «همه کسانی که به برادری انسان معتقدند، در مرگ گاندی عزادارند.» اما در سفارت هند در مسکو کسی برای ذکر تسلیت نیامد. برنارد شاو در تجلیلی کوتاه از گاندی نوشت: «قتل او نشان میدهد که خوب بودن چقدر خطرناک است.» بزرگترین رقیب سیاسی گاندی، محمدعلی جناح در پیام تسلیتی نوشت: «با مرگ جدل نتوان کرد. او یکی از بزرگترین مردان پرورده جامعه هندو بود.» در این میان جامعه هند، خود بزرگترین تجلیلها از مهاتما را ترتیب دادند. روزنامه هندوستان استاندارد تنها یک پاراگراف با حروف سیاه درشت در میانه صفحه اولش که کادر سیاهی به دورش کشیده بود قرار داد و نوشت:
«گاندی جی به دست ملت خودش که بخاطر رستگاریشان زیست، کشته شد. این دومین تصلیب تاریخ دنیا، روز جمعه اتفاق افتاد _ همان روزی که مسیح در یکهزار و نهصد و پانزده سال پیش، به مرگ محکوم شد. پدر، ما را ببخش.»[۱۷۶]
میراث
[ویرایش]
گاندی به عنوان بزرگترین چهره جنبش استقلال موفق هند علیه حکومت بریتانیا شناخته میشود. او همچنین به عنوان بزرگترین چهره هند مدرن مورد ستایش قرار میگیرد.[f] استنلی ولپرت، مورخ آمریکایی، گاندی را به عنوان «بزرگترین رهبر ملیگرای انقلابی هند» و بزرگترین هندی از زمان بودا توصیف کرد.[292] در سال 1999، گاندی توسط مجله آسیا ویک به عنوان «آسیایی قرن» نامگذاری شد.[1] در یک نظرسنجی بیبیسی در سال 2000، او به عنوان بزرگترین مرد هزاره انتخاب شد.[2][3]
کلمه مهاتما، اگرچه اغلب در غرب با نام کوچک گاندی اشتباه گرفته میشود، از کلمات سانسکریت maha (به معنی بزرگ ) و atma (به معنی روح ) گرفته شده است. [۱۷۸] [۱۱] عنوان افتخاری "مهاتما" در ژوئیه 1914 در جلسه خداحافظی در تالار شهر دوربان به او اعطا شد. [۱۷۹] [۱۸۰] گفته میشود که رابیندرانات تاگور این عنوان را تا سال 1915 به گاندی اعطا کرده است [۱۸۱] [پ] با این وجود، گاندی در زندگینامه خود توضیح میدهد که هرگز برای این عنوان ارزشی قائل نبوده و اغلب از آن رنج میبرده است. [۸۴] [۱۸۴] [۱۹]

خیابانها، جادهها و مناطق بیشماری در هند به نام گاندی نامگذاری شدهاند. این خیابانها شامل جاده امجی ( خیابان اصلی تعدادی از شهرهای هند از جمله بمبئی، بنگلور، کلکته، لکهنو، کانپور، گنگتوک و ایندور )، بازار گاندی (نزدیک سیون، بمبئی) و گاندینگر (پایتخت ایالت گجرات، زادگاه گاندی) میشوند. [۱۸۶]
تا سال ۲۰۰۸، بیش از ۱۵۰ کشور تمبرهایی با نام گاندی منتشر کردهاند. [۱۸۷] در اکتبر ۲۰۱۹، حدود ۸۷ کشور از جمله ترکیه، ایالات متحده، روسیه، ایران، ازبکستان و فلسطین تمبرهای یادبود گاندی را به مناسبت ۱۵۰مین سالگرد تولد او منتشر کردند. [۱۸۸] [۱۸۹] [۱۹۰] [۱۹۱]
خیابان گاندی در تهران به افتخار مهاتما گاندی نامگذاری شده است.
کتب به جا مانده از او
[ویرایش]تعدادی از کتابهای به جا مانده از او؛ شامل:
- چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟
- خدا آن گونه که من میفهمم
- نیایش
- همه مردم برابرند[۱۹۲]
- گاندی در Praça Túlio Fontoura، سائوپائولو، برزیل
نلسون ماندلا، رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی، در سالهای اولیهی حکومتش، پیرو فلسفهی مقاومت بدون خشونت گاندی بود. [۱۹۳] بهانا و واحد در مورد این وقایع اظهار نظر کردند: «گاندی الهامبخش نسلهای بعدی فعالان آفریقای جنوبی بود که به دنبال پایان دادن به حکومت سفیدپوستان بودند. این میراث او را به نلسون ماندلا متصل میکند... به یک معنا، ماندلا کاری را که گاندی آغاز کرده بود، تکمیل کرد.»
زندگی و آموزههای گاندی الهامبخش بسیاری از کسانی بود که به طور خاص از گاندی به عنوان مربی خود یاد میکردند یا زندگی خود را وقف گسترش ایدههای او کردند. در اروپا، رومن رولان اولین کسی بود که در کتاب خود با عنوان «مهاتما گاندی» در سال ۱۹۲۴ درباره گاندی بحث کرد و ماریا لاسردا د مورا، آنارشیست و فمینیست برزیلی، در اثر خود درباره صلحطلبی درباره گاندی نوشت. در سال ۱۹۳۱، آلبرت انیشتین، فیزیکدان، نامههایی را با گاندی رد و بدل کرد و در نامهای درباره او، او را «الگویی برای نسلهای آینده» نامید. [۱۹۴] انیشتین درباره گاندی گفت:
دستاورد زندگی مهاتما گاندی در تاریخ سیاسی بینظیر است. او وسیلهای کاملاً جدید و انسانی برای جنگ رهاییبخش یک کشور ستمدیده اختراع کرد و آن را با بیشترین انرژی و فداکاری به کار گرفت. تأثیر اخلاقی که او بر انسان آگاه و متفکر کل جهان متمدن داشت، احتمالاً بسیار ماندگارتر از آن چیزی خواهد بود که در زمان ما با اغراق در مورد نیروهای خشن و بیرحم به نظر میرسد. زیرا تنها کار دولتمردانی ماندگار خواهد بود که از طریق سرمشق و آثار آموزشی خود، قدرت اخلاقی مردم خود را بیدار و تقویت میکنند. همه ما میتوانیم خوشحال و سپاسگزار باشیم که سرنوشت چنین معاصر روشنفکری را به ما هدیه داده است، الگویی برای نسلهای آینده. نسلهای آینده به سختی باور خواهند کرد که چنین کسی با گوشت و پوست روی زمین قدم زده است.
جستارهای وابسته
[ویرایش]پیوند به بیرون
[ویرایش]- دربارهٔ مهاتما گاندی
- گاندی در سابارماتی آشرام
- کارهای مهاتما گاندی در پروژه گوتنبرگ
- آثار نوشتهشده یا دربارهٔ مهاتما گاندی در بایگانی اینترنت
- آثار مهاتما گاندی در لیبریواکس (کتابخانهٔ صوتی با مالکیت عمومی)

- بریدهٔ جراید دربارهٔ مهاتما گاندی در بایگانی مطبوعات قرن بیستم در زد.بی.وی
منابع
[ویرایش]- ↑ "Sabarmati Ashram". Wikipedia (به انگلیسی). 2025-11-16.
- ↑ McAllister, Pam (1982). Reweaving the Web of Life: Feminism and Nonviolence. New Society Publishers. p. 194. ISBN 978-0-86571-017-7. Retrieved 31 August 2013. Quote: "With love, Yours, Bapu (You closed with the term of endearment used by your close friends, the term you used with all the movement leaders, roughly meaning 'Papa.'" Another letter written in 1940 shows similar tenderness and caring.
- ↑ Eck, Diana L. (2003). Encountering God: A Spiritual Journey from Bozeman to Banaras. Beacon Press. p. 210. ISBN 978-0-8070-7301-8. Retrieved 31 August 2013. Quote: "... his niece Manu, who, like others called this immortal Gandhi 'Bapu,' meaning not 'father,' but the familiar, 'daddy.'" (p. 210)
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 Guha (2015).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ Gandhi (2007a).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2 3 4 5 6 Gandhi (2008).
- ↑ Kateshiya, Gopal B (14 July 2024). "Know Your City: Gandhi's family house which witnessed his transformation from 'Mohan to Mahatma'". The Indian Express. Archived from the original on 7 October 2024. Retrieved 15 July 2024.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2 3 4 5 6 Ghose (1991).
- ↑ Gandhi, Mohandas K. (1940). "At the High School". The Story of My Experiments with Truth. Wikilivres. Archived from the original on 7 March 2023. Retrieved 20 February 2023.
- ↑ Gandhi, Mohandas K. (1940). "Playing the Husband". The Story of My Experiments with Truth. Wikilivres. Archived from the original on 7 March 2023. Retrieved 20 February 2023.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ B. R. Nanda (2019). Encyclopædia Britannica.
Mahatma Gandhi, byname of Mohandas Karamchand Gandhi, (born October 2, 1869, Porbandar, India – died January 30, 1948, Delhi), Indian lawyer, politician, ...
{{cite encyclopedia}}:|access-date=requires|url=(help);|archive-url=requires|url=(help); Missing or empty|title=(help) - 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ B. R. Nanda (2019). Encyclopædia Britannica.
Mahatma Gandhi, byname of Mohandas Karamchand Gandhi, (born October 2, 1869, Porbandar, India – died January 30, 1948, Delhi), Indian lawyer, politician, ...
{{cite encyclopedia}}:|access-date=requires|url=(help);|archive-url=requires|url=(help); Missing or empty|title=(help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2 3 4 5 Brown (1991).
- 1 2 "Shyness my shield". Autobiography. 1927. Archived from the original on 8 June 2019. Retrieved 11 August 2019.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Herman (2008).
- ↑ Herman (2008), pp. 82–83
- ↑ Giliomee, Hermann & Mbenga, Bernard (2007). "3". In Roxanne Reid (ed.). New History of South Africa (1st ed.). Tafelberg. p. 193. ISBN 978-0-624-04359-1.
- 1 2 Power, Paul F. (1969). "Gandhi in South Africa". The Journal of Modern African Studies. 7 (3): 441–55. doi:10.1017/S0022278X00018590. ISSN 0022-278X. JSTOR 159062.
- ↑ "Into that Heaven of Freedom: The impact of apartheid on an Indian family's diasporic history", Mohamed M Keshavjee, 2015, by Mawenzi House Publishers, Ltd. , Toronto, ON, Canada, شابک ۹۷۸−۱−۹۲۷۴۹۴−۲۷−۱
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ Gandhi (1940). Chapter "More Hardships". بایگانیشده در ۲ ژوئیه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
- ↑ S. Dhiman (2016). Gandhi and Leadership: New Horizons in Exemplary Leadership. Springer. pp. 25–27. ISBN 978-1-137-49235-7.
- ↑ S. Dhiman (2016). Gandhi and Leadership: New Horizons in Exemplary Leadership. Springer. pp. 25–27. ISBN 978-1-137-49235-7.
- 1 2 Fischer (2002)
- ↑ Gandhi (1940). Chapter "Some Experiences". بایگانیشده در ۲ ژوئیه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
- ↑ Gandhi (1940). Chapter "What it is to be a coolie". بایگانیشده در ۱۱ آوریل ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine
- ↑ Herman (2008), pp. 87–88
- ↑ S. Dhiman (2016). Gandhi and Leadership: New Horizons in Exemplary Leadership. Springer. pp. 25–27. ISBN 978-1-137-49235-7.
- ↑ Allen, Jeremiah (2011). Sleeping with Strangers: A Vagabond's Journey Tramping the Globe. Other Places Publishing. p. 273. ISBN 978-1-935850-01-4.
- ↑ Herman (2008), pp. 88–89
- ↑ , – via Wikisource: correspondence and newspaper accounts of the incident.
- ↑ "South African Medals that Mahatma Returned Put on View at Gandhi Mandap Exhibition" (PDF). Press Information Bureau of India – Archive. 5 March 1949. Archived from the original (PDF) on 28 September 2020. Retrieved 18 July 2020.
- 1 2 3
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Tolstoy, Leo (14 December 1908). "A Letter to A Hindu: The Subjection of India-Its Cause and Cure". The Literature Network. Archived from the original on 10 November 2006. Retrieved 12 February 2012.
The Hindu Kural
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Guha (2013a).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ Markovits (2002).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Gandhi (1965), Collected Works, Vol 17. بایگانیشده در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine Chapter "67. Appeal for enlistment", Nadiad, 22 June 1918.
- ↑ Gandhi (1965), Collected Works, Vol 17. بایگانیشده در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine "Chapter 8. Letter to J. L. Maffey", Nadiad, 30 April 1918.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Satyagraha Laboratories of Mahatma Gandhi". Indian National Congress website. All India Congress Committee. 2004. Archived from the original on 6 December 2006. Retrieved 25 February 2012.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Wolpert (2002a).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Minault (1982).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 3 Gandhi (1990a).
- 1 2 Shashi (1996).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 3 4 5 Gandhi (1990).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Fischer, L. (1950). Gandhi and the Mass Movement. pp. 298–99.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Herman (2008), p. 359.
- 1 2 3 Muldoon (2016).
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 3 McDermott et al. (2014).
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Gandhi (2002).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Jack (1994).
- 1 2 3 Wolpert (2009).
- 1 2 Wolpert (2001a).
- 1 2 3 Dalton (2012a).
- ↑ Wolpert (2002).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Brown (1991), p. 380: "Despite and indeed because of his sense of helplessness Delhi was to be the scene of what he called his greatest fast. ... His decision was made suddenly, though after considerable thought – he gave no hint of it even to Nehru and Patel who were with him shortly before he announced his intention at a prayer-meeting on 12 January 1948. He said he would fast until communal peace was restored, real peace rather than the calm of a dead city imposed by police and troops. Patel and the government took the fast partly as condemnation of their decision to withhold a considerable cash sum still outstanding to Pakistan as a result of the allocation of undivided India's assets because the hostilities that had broken out in Kashmir; ... But even when the government agreed to pay out the cash, Gandhi would not break his fast: that he would only do after a large number of important politicians and leaders of communal bodies agreed to a joint plan for restoration of normal life in the city."
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) ‘It will end when and if I am satisfied that there is a reunion of hearts of all communities...’ - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Trivia Hall of Fame — Mahatma Gandhi. Retrieved from the Wayback Machine, February 14 2004.
- ↑ بوندورانت، ص ۲۸
- ↑ بوندورانت، ص ۱۳۹
- ↑ http://agrao.50webs.com/gandhi/gandhi_pri_edukado.htm
- ↑ The Story of My Experiments with truth — An Autobiography[پیوند مرده], p. ۱۷۶.
- ↑ https://www.independent.co.uk/arts-entertainment/books/features/thrill-of-the-chaste-the-truth-about-gandhi-s-sex-life-b1912595.html
- ↑ https://www.theguardian.com/commentisfree/2018/oct/01/gandhi-celibacy-test-naked-women
- ↑ The Story of My Experiments with truth — An Autobiography[پیوند مرده], p. ۱۷۷.
- ↑ The Story of My Experiments with truth — An Autobiography[پیوند مرده], p. ۱۸۳.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 Wolpert (2004).
- ↑ Brown (1991), p. 380: "Despite and indeed because of his sense of helplessness Delhi was to be the scene of what he called his greatest fast. ... His decision was made suddenly, though after considerable thought – he gave no hint of it even to Nehru and Patel who were with him shortly before he announced his intention at a prayer-meeting on 12 January 1948. He said he would fast until communal peace was restored, real peace rather than the calm of a dead city imposed by police and troops. Patel and the government took the fast partly as condemnation of their decision to withhold a considerable cash sum still outstanding to Pakistan as a result of the allocation of undivided India's assets because the hostilities that had broken out in Kashmir; ... But even when the government agreed to pay out the cash, Gandhi would not break his fast: that he would only do after a large number of important politicians and leaders of communal bodies agreed to a joint plan for restoration of normal life in the city."
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Hardiman (2003a).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2 Brown (1991), p. 380: "Despite and indeed because of his sense of helplessness Delhi was to be the scene of what he called his greatest fast. ... His decision was made suddenly, though after considerable thought – he gave no hint of it even to Nehru and Patel who were with him shortly before he announced his intention at a prayer-meeting on 12 January 1948. He said he would fast until communal peace was restored, real peace rather than the calm of a dead city imposed by police and troops. Patel and the government took the fast partly as condemnation of their decision to withhold a considerable cash sum still outstanding to Pakistan as a result of the allocation of undivided India's assets because the hostilities that had broken out in Kashmir; ... But even when the government agreed to pay out the cash, Gandhi would not break his fast: that he would only do after a large number of important politicians and leaders of communal bodies agreed to a joint plan for restoration of normal life in the city."
- 1 2 3 Khosla (1965).
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Brown (1991), p. 380: "Despite and indeed because of his sense of helplessness Delhi was to be the scene of what he called his greatest fast. ... His decision was made suddenly, though after considerable thought – he gave no hint of it even to Nehru and Patel who were with him shortly before he announced his intention at a prayer-meeting on 12 January 1948. He said he would fast until communal peace was restored, real peace rather than the calm of a dead city imposed by police and troops. Patel and the government took the fast partly as condemnation of their decision to withhold a considerable cash sum still outstanding to Pakistan as a result of the allocation of undivided India's assets because the hostilities that had broken out in Kashmir; ... But even when the government agreed to pay out the cash, Gandhi would not break his fast: that he would only do after a large number of important politicians and leaders of communal bodies agreed to a joint plan for restoration of normal life in the city."
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ لاری کالینز و دومینیک لاپیر، آزادی در نیمه شب، ترجمه:پروانه ستاری، نشر نو، چاپ اول۱۳۶۳.
- ↑ آیا گاندی هنوز برای هندیها قهرمان است؟، بیبیسی فارسی
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Guha (2013a), pp. 362, 662. "During my last trip to Europe I saw a great deal of Mr Gandhi. From year to year (I have known him intimately for over twenty years) I have found him getting more and more selfless. He is now leading almost an ascetic sort of life – not the life of an ordinary ascetic that we usually see but that of a great Mahatma and the one idea that engrosses his mind is his motherland."
- ↑ Pranjivan Mehta to G. K. Gokhale, dated Rangoon, 8 November 1909, File No. 4, Servants of India Society Papers, NMML.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Sabarmati Ashram". Wikipedia (به انگلیسی). 2025-11-16.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Stamps on Mahatma Gandhi in 150 countries". India Today. 2 October 2008. Archived from the original on 17 March 2023. Retrieved 17 March 2023.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ "Mahatma Gandhi". Retrieved 24 January 2025.
- ↑ https://jangalban.net/downloads/کتاب-همه-مردم-برادرند-اثر-مهاتما-گاندی/%5Bپیوند+مرده%5D
- ↑ Mandela, Nelson (31 December 1999). "The Sacred Warrior". Time (به انگلیسی). ISSN 0040-781X. Archived from the original on 7 March 2023. Retrieved 20 February 2023.
- ↑ "Einstein on Gandhi (Einstein's letter to Gandhi – Courtesy:Saraswati Albano-Müller & Notes by Einstein on Gandhi – Source: The Hebrew University of Jerusalem)". Gandhiserve.org. 18 October 1931. Archived from the original on 17 January 2012. Retrieved 24 January 2012.
- ba-pp-gandhi-heritage.shtml میراث مهاتما گاندی پس از شصت سال[پیوند مرده]
- ویکیپدیا:پروژهٔ مترجمان/ماهاتما گاندی
Wikipedia contributors, "Mohandas Karamchand Gandhi," Wikipedia, The Free Encyclopedia,http://en.wikipedia.org/wiki/Mohandas_Karamchand_Gandhi (accessed May 18، ۲۰۱۲).
- ↑ فارغالتحصیل نشد.
- ↑ دانشجوی حسابرسی غیررسمی بین ۱۸۸۸ و ۱۸۹۱
- ↑ The earliest record of usage, however, is in a private letter from Pranjivan Mehta to Gopal Krishna Gokhale dated 1909.[۱۸۲][۱۸۳]
<ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().- مهاتما گاندی
- اصلاحگران هندو
- اعتصابهای غذا
- اعضای معبد داخلی
- افراد جنگ بوئر دوم
- افراد جنگ جهانی دوم اهل هند
- امپراتوری بریتانیا در جنگ جهانی دوم
- امپریالیسمستیزی
- انقلابیون اهل هند
- اهالی بندر پور
- بشردوستان اهل هند
- حامیان حقوق جانوران اهل هند
- حامیان خشونتپرهیزی
- خاطرهنویسان اهل هند
- خودزندگینامهنویسان اهل هند
- دانشآموختگان دانشگاه لندن
- دانشآموختگان کالج دانشگاهی لندن
- درگذشتگان ۱۹۴۸ (میلادی)
- دور از وطنهای اهل هند در بریتانیا
- رئیسان کنگره ملی هند
- زادگان ۱۸۶۹ (میلادی)
- زندانیان هند بریتانیا
- سیاستمداران ترورشده اهل هند
- شخص سال برگزیده مجله تایم
- صلحطلبان هند
- فعالان حقوق بشر
- فعالان حقوق شهروندی اهل هند
- فعالان روزنامهنگار اهل هند
- فیلسوفان سده ۱۹ (میلادی) اهل هند
- فیلسوفان سده ۲۰ (میلادی) اهل هند
- فیلسوفان سیاسی اهل هند
- کشتگان در دهلی
- کشتهشدگان مرد
- کشتهشدگان اهل هند
- کنشگران ضدجنگ اهل هند
- مرتاضان
- مرگها به وسیله اسلحه گرم در هند
- مقاومتکنندگان مالیاتی اهل هند
- ملیگرایان اهل هند
- نویسندگان اهل گجرات
- نویسندگان سده ۱۹ (میلادی) اهل هند
- نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل هند
- نویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی) اهل هند
- وکلای آفریقای جنوبی در سده ۲۰ (میلادی)
- وکیلان سده ۱۹ (میلادی) اهل هند
- هندوهای هندی
- هندیهای دور از وطن در آفریقای جنوبی