جنگ ویتنام
| جنگ ویتنام | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جنگ سرد | |||||||
تصاویری از جنگ ویتنام؛ از بالا سمت چپ: نبرد روستای هامو در جریان حملهٔ تت؛ انتقال نیروهای آمریکایی با بالگرد طی عملیات واهیآوا؛ اجساد شماری از ویتنامیان در یک جاده؛ سوزاندن یک اردوگاه ویتکنگ | |||||||
| |||||||
| طرفهای درگیر | |||||||
|
نیروهای کمونیست |
نیروهای ضد کمونیست | ||||||
جنگ ویتنام درگیری گستردهای بود که از شورش و جنگ داخلی در ویتنام جنوبی به یکی از بزرگترین جنگهای متعارف و هوایی نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم تبدیل شد و سرانجام با تصرف سایگون به دست نیروهای ویتنام شمالی در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ پایان یافت. دربارهٔ تاریخ دقیق آغاز آن توافق کاملی وجود ندارد و سالهای ۱۹۵۴، ۱۹۵۵ و ۱۹۵۹ هر یک در روایتهای مختلف بهعنوان نقطهٔ آغاز به کار میروند، اما پایان آن روشن است. در یک سو جمهوری دموکراتیک ویتنام در شمال، ارتش خلق ویتنام و نیروهای جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی قرار داشتند و در سوی دیگر جمهوری ویتنام در جنوب، ارتش جمهوری ویتنام و از میانهٔ دههٔ ۱۹۶۰ نیروهای رزمی ایالات متحده آمریکا و متحدان آن میجنگیدند. جنگ در قلمرو ویتنام محدود نماند و شبکههای تدارکاتی، عملیات زمینی و بمبارانها بخش بزرگی از لائوس و کامبوج را نیز درگیر کردند.[۱]
ماهیت جنگ در طول زمان تغییر کرد و جنگ چریکی تنها یکی از اشکال آن بود. در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل دههٔ ۱۹۶۰، محور اصلی آن شورش مسلحانه، ترور سیاسی، نبرد برای کنترل روستاها و عملیات واحدهای نسبتاً کوچک بود. از ۱۹۶۵، ورود گستردهٔ ارتش آمریکا جنگ را به نبردی تبدیل کرد که در آن لشکرهای پیاده و هوابرد، بالگردهای ترابری و تهاجمی، توپخانه، هواپیماهای تاکتیکی و بمبافکنهای بی-۵۲ در مقیاسی عظیم به کار گرفته میشدند. از اواخر دههٔ ۱۹۶۰ ارتش ویتنام شمالی نیز سهم بیشتری از جنگ را با یگانهای منظم بر عهده گرفت و در سال ۱۹۷۲ یک تهاجم متعارف بزرگ با تانک و توپخانه آغاز کرد. در ۱۹۷۵ نیز جمهوری ویتنام نه در برابر یک شورش چریکی، بلکه در برابر عملیات سریع ارتشی منظم و برخوردار از یگانهای زرهی و توپخانهای فروپاشید.[۲]

ابعاد جنگ بسیار بزرگ بود. حدود ۲٫۷ میلیون نظامی آمریکایی در ویتنام خدمت کردند و نیروهای آمریکایی در آوریل ۱۹۶۹ به بیش از ۵۴۳ هزار نفر رسیدند. آرشیو ملی آمریکا ۵۸٬۲۲۰ مرگ نظامیان آمریکایی مرتبط با جنگ را ثبت کرده است و تنها در سال ۱۹۶۸، خونینترین سال جنگ برای آمریکا، ۱۶٬۸۹۹ مورد مرگ ثبت شد. با این حال، سهم ویتنامیها از جنگ و تلفات بهمراتب بزرگتر بود. پژوهشهای جدید تأکید میکنند که نیروهای بومی دو طرف بخش اصلی جنگ زمینی را انجام دادند و تلفات ارتش جمهوری ویتنام بسیار بیشتر از آمریکا بود و تلفات نظامی نیروهای کمونیست از هر دو بیشتر بود. آمار دقیق ویتنامیها همچنان مورد اختلاف است و همین امر یکی از دلایلی است که ارقام جنگ باید با ذکر منشأ آنها آورده شوند.[۳][۴]
از تقسیم ویتنام تا گسترش جنگ، ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۴
[ویرایش | اشتراکگذاری]شکست فرانسه در نبرد دینبینفو در مه ۱۹۵۴ به پایان مرحلهٔ استعماری جنگ هندوچین انجامید. توافقهای ژنو نیروهای ویت مین را در شمال و نیروهای وابسته به اتحادیه فرانسه را در جنوب یک خط موقت نظامی نزدیک مدار ۱۷ درجه شمالی گرد آوردند. این تقسیم قرار نبود مرز سیاسی دائمی باشد، اما انتخابات سراسری پیشبینیشده برگزار نشد و در سالهای بعد دو دولت رقیب تثبیت شدند. در شمال، دولت هو شی مین ارتش و دستگاه سیاسی جمهوری دموکراتیک ویتنام را گسترش داد. در جنوب، نگو دین دیم جمهوری ویتنام را تشکیل داد و با حمایت گستردهٔ آمریکا برای تثبیت حکومت مرکزی و سرکوب کمونیستها و دیگر رقبای سیاسی تلاش کرد. این تقابل بهتدریج شرایط را برای ازسرگیری جنگ میان ویتنامیها فراهم ساخت.[۵]

از سال ۱۹۵۹ رهبران ویتنام شمالی حمایت از مبارزهٔ مسلحانه در جنوب را گسترش دادند. «گروه ۵۵۹» مسئول ایجاد و توسعهٔ شبکهای شد که بعدها مسیر هو شی مین نام گرفت و از کوهستانهای لائوس برای انتقال نفر، سلاح و مهمات به جنوب استفاده میکرد. در دسامبر ۱۹۶۰ جبههٔ ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی تشکیل شد. نیروهای مسلح آن که آمریکاییها و دولت سایگون معمولاً «ویتکنگ» مینامیدند، از واحدهای چریکی محلی تا نیروهای منظمتر منطقهای را شامل میشدند. مبارزه فقط بر سر نابودی واحدهای نظامی نبود. دهکدهها، راهها، مقامات محلی، شبکههای اطلاعاتی، مالیات، عضوگیری و کنترل شبانه یا روزانهٔ مناطق روستایی به بخش جداییناپذیر جنگ تبدیل شدند. هانوی نیز بهتدریج سربازان ارتش خلق ویتنام را مستقیماً به جنوب فرستاد و تا میانهٔ دههٔ ۱۹۶۰ مرز میان شورش داخلی و جنگ میان دو ارتش ویتنامی هرچه کمرنگتر شد.[۵]
ایالات متحده در دورهٔ جان اف. کندی حضور خود را بهسرعت افزایش داد. شمار مستشاران آمریکایی که در آغاز دهه حدود ۹۰۰ نفر بود تا ۱۹۶۳ به حدود ۱۶ هزار نفر رسید. آمریکا بالگرد، هواپیمای سبک، نیروهای ویژه و مقادیر بزرگی تجهیزات در اختیار ارتش جنوب قرار داد و برنامه دهکدههای استراتژیک برای جداکردن روستاییان از شبکهٔ ویتکنگ اجرا شد. نبرد آپ باک در ۱۹۶۳ نشان داد که تجهیز ارتش جنوب به فناوری و تحرک بیشتر بهتنهایی مشکل فرماندهی، اطلاعات و انگیزهٔ رزمی را حل نمیکند. همان سال بحران سیاسی دولت دیم به کودتای افسران ارتش جنوب و قتل دیم در نوامبر انجامید. در پی آن چندین حکومت نظامی کوتاهعمر بر سایگون حاکم شدند و بیثباتی سیاسی درست در زمانی افزایش یافت که نیروهای کمونیست عملیات خود را توسعه میدادند.[۶]

نقطهٔ جهش به جنگ گستردهتر در اوت ۱۹۶۴ فرا رسید. در ۲ اوت ناوشکن آمریکایی یواساس مدوکس با سه قایق اژدرافکن ویتنام شمالی در خلیج تونکین درگیر شد. دو روز بعد مدوکس و یواساس ترنر جوی گزارش حملهٔ دیگری را مخابره کردند، هرچند همان زمان نیز دربارهٔ آن تردید وجود داشت و بررسیهای بعدی صحت حملهٔ دوم را زیر سؤال بردند. کنگره در ۷ اوت با رأی ۴۱۶ به صفر در مجلس نمایندگان و ۸۸ به ۲ در سنا قطعنامه خلیج تونکین را تصویب کرد و به رئیسجمهور اختیار بسیار گستردهای برای استفاده از نیروی نظامی داد. این قطعنامه مبنای حقوقی اصلی دولت لیندون بی. جانسون برای تبدیل حضور مستشاری آمریکا به مداخلهٔ رزمی عظیم شد.[۷][۸]
ورود ارتش آمریکا و جنگ فرسایشی، ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۷
[ویرایش | اشتراکگذاری]در آغاز ۱۹۶۵ وضعیت نظامی جنوب رو به وخامت بود. در فوریه حملهٔ کمونیستها به تأسیسات آمریکایی در پلیکو بهانهٔ فوری برای گسترش بمباران شمال فراهم کرد و در ۲ مارس عملیات رولینگ تاندر آغاز شد. شش روز بعد، ۸ مارس، حدود ۳۵۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا در ساحل دانانگ پیاده شدند. مأموریت آنان در ابتدا حفاظت از پایگاه هوایی بود، اما خیلی زود اجازهٔ عملیات تهاجمی یافتند. نیروی زمینی، تفنگداران دریایی و واحدهای هوایی آمریکا طی چند ماه در سراسر مناطق مرکزی و شمالی جنوب گسترش پیدا کردند و پایگاهها، انبارهای عظیم، فرودگاهها و مراکز لجستیکی جدید ساخته شد. ساختار فرماندهی کمک نظامی آمریکا در ویتنام نیز از یک فرماندهی مستشاری به ستادی تبدیل شد که سرانجام بیش از نیم میلیون نیروی آمریکایی را هدایت میکرد.[۹]

نخستین آزمون بزرگ راهبرد جدید در پاییز ۱۹۶۵ در ارتفاعات مرکزی رخ داد. در ۱۹ اکتبر سه هنگ کمونیست با مجموع حدود ۶۰۰۰ نفر به اردوگاه پلیمی حمله کردند. نیروهای لشکر یکم سوارهنظام آمریکا که تازه وارد ویتنام شده بودند با استفادهٔ گسترده از بالگردها به منطقه منتقل شدند و تعقیب نیروهای شمالی به مجموعه نبردهای یا درانگ انجامید. در روزهای ۱۴ تا ۱۸ نوامبر نبردهای بسیار سنگینی در اطراف مناطق فرود X-Ray و Albany رخ داد. یا درانگ نشان داد که تحرک هوایی میتواند یک واحد آمریکایی را در مدت کوتاهی به منطقهای دورافتاده ببرد و قدرت آتش توپخانه و هواپیما را بر دشمن متمرکز کند. همزمان، ارتش شمال آموخت که نزدیکشدن هرچه بیشتر به نیروهای آمریکایی میتواند استفاده از بمباران و توپخانه را دشوار کند و اینکه پس از نبرد میتوان از مناطق مرزی لائوس و کامبوج برای تجدید سازمان استفاده کرد.[۱۰]
در ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ ژنرال ویلیام وستمورلند جنگ را بر پایهٔ فرسایش نیروهای اصلی دشمن گسترش داد. دهها عملیات «جستوجو و انهدام» برای یافتن یگانهای ویتکنگ و ارتش شمال، تخریب پایگاهها و تصرف انبارها اجرا شد. عملیات اتلبورو در اواخر ۱۹۶۶ با مشارکت حدود ۲۲ هزار نیروی آمریکایی و ویتنام جنوبی بزرگترین عملیات متفقین تا آن زمان بود. در اوایل ۱۹۶۷ عملیاتهای سیدر فالز و جانکشن سیتی به مناطق موسوم به «مثلث آهنین» و «منطقهٔ جنگی C» در شمال سایگون حمله کردند. نیروهای آمریکا شبکههای تونلی، انبارهای مواد غذایی و تجهیزات را پیدا و تخریب میکردند، اما واحدهای اصلی دشمن اغلب پیش از محاصره عقب میرفتند و پس از خروج آمریکاییها دوباره به منطقه بازمیگشتند. همین چرخه یکی از تناقضهای جنگ بود. آمریکا میتوانست بسیاری از نبردها را ببرد، بدون آنکه الزاماً بتواند منطقهای را برای همیشه از شبکهٔ دشمن جدا کند.[۱۱]

اندازهٔ نیروها نیز با سرعت بالا میرفت. شمار نظامیان آمریکایی در ویتنام تا پایان ۱۹۶۶ به حدود ۳۸۵٬۳۰۰ نفر و تا پایان ژوئن ۱۹۶۷ به حدود ۴۴۸٬۸۰۰ نفر رسید. در همین حال ارتش شمال نیز نفوذ نیروهای منظم را افزایش میداد. در اواخر ۱۹۶۷ مجموعه نبردهای مرزی در داک تو، لوک نین و مناطق نزدیک لائوس آغاز شد. ارتش آمریکا گزارش میکند که حدود ۱۲ هزار نیروی کمونیست در منطقهٔ داک تو گرد آمده بودند و آمریکا و ویتنام جنوبی در مجموع شانزده گردان را برای مقابله با آنان وارد منطقه کردند. این نبردهای خونین در ظاهر با عقبنشینی نیروهای شمالی پایان یافتند، اما همزمان بخش بزرگی از نیروهای آمریکایی را از مناطق پرجمعیت به مرزها کشاندند. چند ماه بعد روشن شد که این جابهجایی با طرح بسیار بزرگتری برای حمله به شهرهای جنوب همزمان بوده است.[۱۰]
سال ۱۹۶۸، خهسان و حملهٔ تت
[ویرایش | اشتراکگذاری]سال ۱۹۶۸ حتی پیش از آغاز حمله عید تت با یکی از مشهورترین محاصرههای جنگ آغاز شد. در ژانویه نیروهای ارتش شمال مواضع خهسان را در نزدیکی مرز لائوس و منطقه غیرنظامی ویتنام محاصره کردند. حدود ۶۰۰۰ تفنگدار دریایی و نیروی متحد در برابر تقریباً ۲۰ هزار سرباز ارتش شمال قرار گرفتند. محاصره حدود ۷۷ روز ادامه یافت. برای حفظ پایگاه، آمریکا از هواپیماهای تاکتیکی، بی-۵۲، توپخانه و عملیات عظیم تدارکاتی هوایی استفاده کرد. تفنگداران دریایی آمریکا گزارش کردهاند که در عملیات پشتیبانی از خهسان بیش از ۱۰۰ هزار بمب و حدود ۱۵۸ هزار گلولهٔ توپخانه بر مواضع نیروهای شمالی ریخته یا شلیک شد. نیروهای شمال نتوانستند پایگاه را تصرف کنند و در آوریل راه زمینی به آن باز شد، هرچند آمریکا چند ماه بعد خود خهسان را تخلیه کرد.[۱۲]

اما ضربهٔ اصلی در شبهای ۳۰ و ۳۱ ژانویه وارد شد. حدود ۸۴ هزار رزمندهٔ ویتکنگ و ارتش خلق ویتنام بهطور تقریباً همزمان در سراسر جنوب حمله کردند. بنا بر تاریخ رسمی ارتش آمریکا، ۳۶ مرکز از ۴۴ استان، پنج شهر از شش شهر خودمختار و دهها مرکز شهرستانی هدف حمله قرار گرفتند. پژوهش جدید کمبریج نیز مقیاس مشابهی را ثبت میکند و از حمله به پنج شهر از شش شهر مستقل، ۳۶ مرکز استان و ۲۳ پایگاه یا فرودگاه سخن میگوید. مهاجمان حتی به محوطهٔ سفارت آمریکا در سایگون نفوذ کردند و کاخ ریاستجمهوری، ستاد کل ارتش جنوب و پایگاه هوایی تنسوننهات هدف قرار گرفتند. در بیشتر شهرها مدافعان طی چند روز کنترل را بازپس گرفتند، اما در نبرد هوئه جنگ نزدیک به یک ماه ادامه پیدا کرد.[۱۳][۱۰]
نبرد هوئه یکی از شدیدترین نبردهای شهری جنگ بود. هشت گردان کمونیست وارد شهر شدند و در برابر مجموعهای از واحدهای ارتش جمهوری ویتنام، ارتش آمریکا و تفنگداران دریایی موضع گرفتند. نبرد خانهبهخانه، آتش توپخانه و حملات هوایی بخش بزرگی از شهر تاریخی را ویران کرد. تاریخ ارتش آمریکا بیش از ۵۰۰ کشته برای نیروهای آمریکا و ویتنام جنوبی در نبرد شهر و حدود ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ کشته برای نیروهای کمونیست گزارش میکند، هرچند همانند بسیاری از ارقام مربوط به تلفات دشمن در جنگ ویتنام باید با این اعداد با احتیاط برخورد کرد. پس از بازپسگیری شهر همچنین گورهای جمعی کشف شد و اعدام و ناپدیدشدن شمار زیادی از اسیران، مأموران حکومت و غیرنظامیان به نیروهای کمونیست نسبت داده شد.[۱۰][۴]
از لحاظ نظامی، تت به هدف اصلی خود نرسید. ارتش جمهوری ویتنام فرو نپاشید، قیام عمومی مورد انتظار رخ نداد و نیروهای مهاجم از شهرها بیرون رانده شدند. ویتکنگ بهویژه تلفات سنگینی متحمل شد و پس از ۱۹۶۸ وزن ارتش منظم شمال در جنگ بیشتر شد. اما نتیجهٔ سیاسی بسیار متفاوت بود. مقیاس حمله با تصویر پیشین دولت جانسون از نزدیکشدن پیروزی ناسازگار بود و حمایت عمومی آمریکا از جنگ کاهش یافت. سال ۱۹۶۸ با ۱۶٬۸۹۹ مرگ ثبتشدهٔ نظامیان آمریکایی خونینترین سال جنگ برای ایالات متحده بود. پژوهش جدید حملهٔ تت را یک شکست تاکتیکی برای نیروهای کمونیست اما نقطهٔ عطفی راهبردی و روانی میداند که روند خروج تدریجی آمریکا را شتاب بخشید.[۱۳][۳]
خروج تدریجی آمریکا و گسترش جنگ، ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱
[ویرایش | اشتراکگذاری]با روی کار آمدن ریچارد نیکسون، واشینگتن راهبرد «ویتنامیسازی» را دنبال کرد. هدف این بود که ارتش جمهوری ویتنام بزرگتر و مجهزتر شود و مسئولیت جنگ زمینی را بهتدریج از ارتش آمریکا تحویل بگیرد. شمار نیروهای آمریکا که در ۱۹۶۹ به بیش از ۵۴۳ هزار نفر رسیده بود بهتدریج کاهش یافت و تا ۱۹۷۲ بخش اعظم یگانهای رزمی آمریکایی از ویتنام خارج شده بودند. ولی کاهش نیروی زمینی به معنای توقف جنگ آمریکا نبود. قدرت هوایی، بالگردها، توپخانه و کمک لجستیکی همچنان در مقیاس وسیع در اختیار نیروهای ویتنام جنوبی قرار داشتند.[۱۴]

در همین دوره میدان جنگ به کامبوج کشیده شد. نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگ سالها از مناطق مرزی کامبوج برای انبار، ستاد و مسیر تدارکاتی استفاده میکردند. پس از سرنگونی نوردوم سیهانوک و روی کار آمدن دولت لون نول، نیروهای آمریکا و ویتنام جنوبی در مه و ژوئن ۱۹۷۰ مجموعهای از عملیاتهای گسترده را در شرق کامبوج آغاز کردند. ارتش آمریکا هشت عملیات عمده را در این دوره ثبت کرده است که هدفشان تصرف مناطق پناهگاهی، قطع ارتباطات و یافتن ستاد فرماندهی کمونیستها در جنوب بود. حجم بزرگی از مهمات و تجهیزات تصرف شد، اما بخش عمدهٔ نیروهای اصلی توانستند عقبنشینی کنند و جنگ داخلی کامبوج نیز شدیدتر شد.[۱۰][۱۵]
آزمون بزرگتر ویتنامیسازی در فوریهٔ ۱۹۷۱ در عملیات لام سون ۷۱۹ رخ داد. ارتش جمهوری ویتنام از مرز وارد لائوس شد تا مسیر هو شی مین و پایگاههای تدارکاتی پیرامون تچپونه را قطع کند. بر اساس محدودیتهای سیاسی، سربازان زمینی آمریکا اجازهٔ ورود به لائوس نداشتند، اما توپخانه، بالگردها، هواپیماهای تاکتیکی و بمبافکنها پشتیبانی گستردهای فراهم کردند. نیروهای شمال با یگانهای منظم، توپخانه و پدافند هوایی شدیداً مقاومت کردند. با افزایش تلفات، فرمانده عملیات جنوب تصمیم به عقبنشینی گرفت و بازگشت بسیاری از واحدها به مرز در شرایطی آشفته صورت گرفت. عملیات ثابت کرد که ارتش جنوب توان انجام عملیات بزرگ را دارد، اما وابستگی آن به پشتیبانی هوایی و لجستیکی آمریکا همچنان بسیار زیاد است.[۱۶][۱۰]

تا پایان ۱۹۷۱ ماهیت حضور آمریکا بهطور محسوس تغییر کرده بود. در اوایل نوامبر تنها حدود ۱۹۱ هزار نظامی آمریکایی در ویتنام باقی مانده بودند و آخرین لشکرهای رزمی در حال خروج بودند. مرگهای رزمی آمریکا نیز بهشدت کاهش یافت. با این حال ارتش ویتنام شمالی از دورهٔ کاهش حضور آمریکا برای تجدید سازمان، انتقال تجهیزات سنگین و آمادهسازی مرحلهای استفاده میکرد که دیگر شباهت چندانی به جنگ چریکی سالهای نخست نداشت. افزایش انتقال تجهیزات در شمال نشان میداد که هانوی برای یک عملیات بزرگ متعارف آماده میشود.[۱۰]
جنگ متعارف ۱۹۷۲ و پایان جنگ، ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵
[ویرایش | اشتراکگذاری]در ۳۰ مارس ۱۹۷۲ ویتنام شمالی بزرگترین حملهٔ خود تا آن زمان را آغاز کرد. حمله عید پاک یک عملیات متعارف تمامعیار بود. لشکرهای ارتش خلق ویتنام با تانک، توپخانه، موشکهای ضدهوایی و واحدهای پیاده در چند محور به جنوب حمله کردند. در شمال از منطقهٔ غیرنظامی وارد استان کوانگتری شدند، در ارتفاعات مرکزی به سوی کون توم پیش رفتند و در جنوب از کامبوج به سمت آن لوک حمله کردند. در مراحل نخست ارتش جنوب چند شکست جدی خورد و کوانگتری سقوط کرد، اما نیروهای جنوب در آن لوک و کون توم مقاومت کردند. پشتیبانی هوایی آمریکا، بهویژه حملات تاکتیکی و بمبارانهای بی-۵۲، در متوقفکردن پیشروی شمال نقش مهمی داشت.[۱۷]

نیکسون در پاسخ عملیات لاینبکر را آغاز کرد و بندر هایفونگ و دیگر آبراههای مهم شمال مینگذاری شدند. بر خلاف رولینگ تاندر، محدودیتهای عملیاتی کمتری بر این حملات اعمال میشد و راهآهن، پلها، انبارها و خطوط ارتباطی در مقیاس گسترده هدف قرار گرفتند. ارتش جمهوری ویتنام در تابستان ضدحمله کرد و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۲ شهر کوانگتری را بازپس گرفت. در همین زمان تعداد نیروهای آمریکایی داخل ویتنام بهشدت کاهش یافته بود. تناقض سال ۱۹۷۲ این بود که حضور زمینی آمریکا تقریباً پایان یافته بود، اما قدرت هوایی این کشور دوباره در یکی از بالاترین سطوح جنگ به کار گرفته شد.[۱۷][۱۰]
توافقنامه صلح پاریس در ۲۷ ژانویهٔ ۱۹۷۳ به مداخلهٔ مستقیم رزمی ایالات متحده پایان داد، اما به جنگ ویتنام خاتمه نداد. نیروهای ارتش شمال که در جنوب حضور داشتند مجبور به خروج نشدند و هر دو طرف تلاش کردند مناطق تحت کنترل خود را حفظ یا توسعه دهند. در ماههای بعد آتشبس بارها نقض شد. هانوی مسیر هو شی مین را توسعه داد و با برطرفشدن تهدید بمباران مستقیم آمریکا، جادهها، خطوط ارتباطی و شبکههای سوخترسانی را بهبود بخشید. در سوی دیگر جمهوری ویتنام با کاهش کمک آمریکا، مشکلات تأمین قطعات، سوخت و مهمات و فشار اقتصادی روبهرو شد. دورهٔ ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ بنابراین نه «پس از جنگ»، بلکه مرحلهٔ نهایی جنگ میان دو دولت ویتنامی بود.[۱۸][۱۹]

نقطهٔ آغاز فروپاشی نهایی در ژانویهٔ ۱۹۷۵ بود. ارتش شمال استان فوئوک لونگ را بهطور کامل تصرف کرد و آمریکا واکنش نظامی مستقیمی نشان نداد. پس از ارزیابی نتیجه، هانوی حملهٔ بعدی را به ارتفاعات مرکزی منتقل کرد. در ۱۰ مارس ۱۹۷۵ سه لشکر ارتش شمال به بون ما توت حمله کردند. فرماندهی جنوب تصور کرده بود هدف اصلی پلیکو است و شهر نیروی کافی نداشت. نیروهای شمال در مدت کوتاهی بیشتر شهر را تصرف کردند و مقاومت سازمانیافتهٔ مدافعان طی روزهای بعد درهم شکست. موفقیت عملیات حتی برای فرماندهان شمال سریعتر از انتظار بود.[۲۰]
تصمیم بعدی رئیسجمهور نگوین وان تیو وضعیت را به فاجعه تبدیل کرد. او دستور داد بخش عمدهٔ نیروهای ارتفاعات مرکزی عقبنشینی و برای دفاع از مناطق پرجمعیتتر ساحلی متمرکز شوند. عقبنشینی بدون برنامهٔ کافی و در جادههایی که با شمار بزرگی از غیرنظامیان پر شده بود به فروپاشی نظم بسیاری از واحدها انجامید. نیروهای شمال مسیرها را قطع کردند و عملیات تعقیب را ادامه دادند. سپس هوئه و دانانگ سقوط کردند. در پایان مارس، بخش بزرگی از نیمهٔ شمالی ویتنام جنوبی از دست رفته بود و ارتش شمال، که در ابتدا برای یک جنگ طولانیتر برنامهریزی کرده بود، تصمیم گرفت از سرعت فروپاشی استفاده کند و سایگون را پیش از آغاز فصل بارندگی تصرف کند.[۲۰][۱۹]
آخرین مقاومت مهم در نبرد ژوان لوک، حدود ۶۰ کیلومتری شمالشرقی سایگون، شکل گرفت. نیروهای جنوب از ۹ آوریل در برابر حملات چند لشکر ارتش شمال مقاومت کردند، اما سرانجام عقب نشستند و تیو در ۲۱ آوریل استعفا کرد. در روزهای پایانی آوریل نیروهای شمال سایگون را محاصره کردند و با بستهشدن فرودگاه تنسوننهات، آمریکا در ۲۹ آوریل عملیات باد مکرر را آغاز کرد. بالگردهای آمریکایی کارکنان سفارت، شهروندان آمریکا و هزاران ویتنامی را تخلیه کردند. در صبح ۳۰ آوریل تانکهای ارتش خلق ویتنام وارد کاخ ریاستجمهوری شدند و رئیسجمهور دونگ وان مین تسلیم جمهوری ویتنام را اعلام کرد. جنگی که نزدیک به دو دهه ادامه یافته بود در مرحلهٔ پایانی، در فاصلهای حدود هفت هفته از حمله به بون ما توت تا سقوط سایگون، به پایان رسید.[۲۰]
شیوهٔ جنگ، مقیاس و تلفات
[ویرایش | اشتراکگذاری]آنچه جنگ ویتنام را از نظر نظامی متمایز میکند، همزیستی چند نوع جنگ در یک میدان بود. ویتکنگ در بسیاری از مناطق از شبکههای سیاسی روستایی، کمین، مین، تلههای انفجاری، تونل و حملات شبانه استفاده میکرد. در کنار آن واحدهای منظم ویتنام شمالی میتوانستند در سطح هنگ و لشکر وارد نبرد شوند و سپس از تماس جدا شوند. آمریکا در مقابل، مزیت خود را در تحرک و قدرت آتش جستوجو کرد. بالگرد UH-1 هیویی به نماد این روش تبدیل شد و برای انتقال پیادهنظام، تخلیهٔ مجروحان، رساندن مهمات و پشتیبانی مستقیم استفاده میشد. پایگاههای پشتیبانی آتش در سراسر مناطق عملیاتی ساخته شدند تا توپخانه بتواند یگانهای متحرک را پوشش دهد. این نظام در یافتن و انهدام واحدهای دشمن قدرت زیادی داشت، اما از آنجا که نیروهای کمونیست میتوانستند زمان و محل تماس را تغییر دهند و از مناطق برونمرزی استفاده کنند، برتری تاکتیکی لزوماً به کنترل سیاسی پایدار تبدیل نمیشد.[۲۱]

جنگ هوایی مقیاسی حتی بزرگتر داشت. عملیات رولینگ تاندر از مارس ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸ نتوانست هانوی را به قطع حمایت از جنگ جنوب وادار کند، اما صدها هزار مأموریت هوایی انجام شد. هواپیماهای تاکتیکی، بالگردها و بی-۵۲ها هم در شمال و هم برای پشتیبانی مستقیم نیروهای زمینی در جنوب به کار میرفتند. در خهسان نمونهٔ افراطی این تمرکز قدرت آتش دیده شد. در سال ۱۹۷۲ نیز لاینبکر و لاینبکر ۲ نشان دادند که حتی پس از خروج عمدهٔ نیروی زمینی، آمریکا قادر بود جنگ هوایی بسیار وسیعی اجرا کند. پژوهش آماری ادوین مویس نتیجه میگیرد که تناژ بمب ریختهشده بر ویتنام جنوبی از هر کشور دیگری در تاریخ بیشتر بود و لائوس از این نظر در میان شدیدترین نمونهها قرار داشت. این واقعیت مهم است، زیرا بخش بزرگی از بمبارانهای جنگ نه بر ویتنام شمالی، بلکه در خود جنوب انجام شد.[۹][۴]
مقیاس نیروی انسانی نیز عظیم بود. حدود ۲٫۷ میلیون آمریکایی در ویتنام خدمت کردند. آرشیو ملی آمریکا ۵۸٬۲۲۰ مرگ را ثبت کرده و بیش از ۳۰۰ هزار آمریکایی نیز زخمی شدند. دولت ویتنام در دههٔ ۱۹۹۰ شمار کشتهشدگان نظامی نیروهای ویتنام شمالی و جبههٔ آزادیبخش را حدود ۱٫۱ میلیون نفر برآورد کرد. آمار تلفات ارتش جمهوری ویتنام در منابع مختلف متفاوت است، اما پژوهشهای جدید اتفاق نظر دارند که شمار کشتهشدگان آن بهمراتب بیشتر از آمریکا بود. در مورد غیرنظامیان اختلاف برآورد حتی بیشتر است. علاوه بر ثبت ناقص، سیاست «شمار اجساد» در ارتش آمریکا و تلاش طرفهای درگیر برای بزرگ یا کوچک نشاندادن تلفات سبب شده است ارقام جنگ با احتیاط زیادی بررسی شوند.[۳][۴]

اثرات جنگ بسیار گسترده بود. از ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۱ آمریکا در عملیات رنچ هند بیش از ۱۹ میلیون گالن علفکش تاکتیکی بر مناطق ویتنام و بخشهایی از هندوچین پاشید که عامل نارنجی پرکاربردترین آنها بود. هدف از این عملیات از میان بردن پوشش گیاهی، آشکارکردن مسیرهای دشمن و در برخی مناطق از بین بردن محصولات غذایی بود. آثار دیاکسین، مینها، بمبهای خوشهای و مهمات منفجرنشده برای دههها پس از جنگ باقی ماند. همزمان میلیونها غیرنظامی در طول جنگ از روستاها آواره شدند و جنگهای لائوس و کامبوج نیز با جنگ اصلی درهم آمیختند. از این رو جنگ ویتنام نه فقط شکست یا پیروزی دو ارتش، بلکه جنگی بود که جغرافیا، جمعیت و ساختار اجتماعی بخش بزرگی از هندوچین را دگرگون کرد.[۲۲][۲۳]
میراث و پیامدها
[ویرایش | اشتراکگذاری]پایان جنگ در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ به دههها تقسیم سیاسی ویتنام پایان داد، اما گذار از جنگ به صلح سریع و بدون بحران نبود. شمال و جنوب در ۲ ژوئیهٔ ۱۹۷۶ رسماً در قالب جمهوری سوسیالیستی ویتنام متحد شدند و حکومت جدید ساختار سیاسی و اقتصادی سوسیالیستی شمال را به جنوب گسترش داد. پس از سقوط جمهوری ویتنام، دهها هزار افسر ارتش جمهوری ویتنام و مقام و کارمند حکومت پیشین به اردوگاههای موسوم به «بازآموزی» فرستاده شدند و تغییرات گستردهای در مالکیت، تجارت و سازمان اقتصادی جنوب صورت گرفت. خرابیهای ناشی از چند دهه جنگ، مشکلات برنامهریزی اقتصادی، تحریم و انزوای بینالمللی و هزینهٔ درگیریهای نظامی بعدی، اقتصاد کشور را در سالهای پس از جنگ تحت فشار قرار دادند. پژوهشهای جدید دورهٔ پس از ۱۹۷۵ را نه پایان سادهٔ بحران، بلکه آغاز بیش از یک دهه مشکلات داخلی و خارجی میدانند که سرانجام در نیمهٔ دوم دههٔ ۱۹۸۰ به اصلاحات اقتصادی دوی موی و حرکت تدریجی به سوی اقتصاد بازار انجامید.[۲۴][۲۵]
پایان جنگ ویتنام همچنین به معنای پایان جنگ در هندوچین نبود. روابط میان ویتنام، کامبوج و چین که در سالهای پایانی جنگ رو به تیرگی گذاشته بود، پس از ۱۹۷۵ به سرعت به درگیری مسلحانه انجامید. درگیریهای مرزی میان ویتنام و حکومت خمرهای سرخ تشدید شد و نیروهای ویتنامی در اواخر ۱۹۷۸ وارد کامبوج شدند و در ژانویهٔ ۱۹۷۹ حکومت خمرهای سرخ را از پایتخت بیرون راندند. اندکی بعد چین در فوریهٔ ۱۹۷۹ به شمال ویتنام حمله کرد و جنگ چین و ویتنام آغاز شد. جنگ ویتنام و کامبوج و منازعهٔ چین و ویتنام در پژوهشهای تاریخی معمولاً در چارچوب «جنگ سوم هندوچین» بررسی میشوند و نشان میدهند که اتحاد نیروهای کمونیست در دورهٔ جنگ با آمریکا پس از پیروزی ۱۹۷۵ پایدار نماند. در نتیجه، ویتنام تنها چند سال پس از پایان یکی از طولانیترین جنگهای تاریخ خود بار دیگر درگیر جنگهای گسترده و پرهزینه در مرزهای غربی و شمالی شد.[۲۶]
یکی از پایدارترین پیامدهای اجتماعی جنگ، آوارگی و شکلگیری یک دیاسپورای بزرگ ویتنامی بود. خروج مردم در روزهای سقوط سایگون آغاز شد و در سالهای بعد، بهویژه از اواخر دههٔ ۱۹۷۰، صدها هزار نفر ویتنام را از راه دریا یا از مسیر کشورهای همسایه ترک کردند؛ گروهی که در ادبیات بینالمللی به «مردم قایقسوار» شهرت یافتند. انگیزههای مهاجرت یکسان نبود و از ترس مجازات به سبب ارتباط با حکومت سابق و شرایط اردوگاههای بازآموزی تا مشکلات اقتصادی، محدودیتهای سیاسی و پیوستن به اعضای خانواده در خارج را دربر میگرفت. برنامههای کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان و دولتهای مختلف به اسکان گستردهٔ آنان در ایالات متحده، کانادا، استرالیا و اروپای غربی انجامید. تنها در دو دههٔ پس از ۱۹۷۵ بیش از یک میلیون ویتنامی در ایالات متحده اسکان یافتند و مهاجرت ناشی از جنگ به شکلگیری اجتماعات بزرگ ویتنامی در خارج از کشور و ایجاد مراکزی مانند «سایگون کوچک» در چند شهر آمریکا انجامید.[۲۷][۲۵]
میراث مادی و زیستمحیطی جنگ نیز برای دههها باقی ماند. بمباران گسترده، استفاده از ناپالم و پاشیدن میلیونها گالن علفکش تاکتیکی، پوشش گیاهی و خاک بسیاری از مناطق ویتنام و بخشهایی از لائوس و کامبوج را تحت تأثیر قرار داد. مهمترین این مواد عامل نارنجی بود که برخی محمولههای آن به دیاکسین TCDD آلوده بودند. بررسیهای اپیدمیولوژیک طی دهههای بعد میان مواجهه با مواد شیمیایی مورد استفاده در جنگ و شماری از بیماریها ارتباط آماری یافتهاند؛ گزارش نهایی آکادمیهای ملی علوم، مهندسی و پزشکی آمریکا در سال ۲۰۱۸ شواهد ارتباط با چند سرطان، کلراکْنه و فشار خون بالا را در بالاترین ردهٔ شواهد قرار داد و برای شماری دیگر از بیماریها شواهد محدود یا پیشنهادی گزارش کرد.[۲۸] در کنار آلودگی شیمیایی، مهمات منفجرنشده، مینها و بمبهای خوشهای نیز پس از جنگ در مناطق وسیعی باقی ماندند و پاکسازی آنها دههها ادامه یافت. از این رو پژوهشهای جدید میراث زیستمحیطی جنگ را تنها به عامل نارنجی محدود نمیکنند و بمباران، تغییر کاربری زمین، پایگاههای نظامی، جابهجایی جمعیت و دگرگونی اکوسیستمهای مناطق جنگی را نیز بخشی از آن میدانند.[۲۹]
در ایالات متحده آمریکا، جنگ ویتنام تأثیری پایدار بر سیاست خارجی، فرهنگ سیاسی و برداشت عمومی از کاربرد نیروی نظامی گذاشت. تجربهٔ جنگ به بحث دربارهٔ حدود اختیارات رئیسجمهور در اعزام نیرو و نقش کنگره در تصمیمگیری دربارهٔ جنگ دامن زد و اصطلاح «سندرم ویتنام» در دهههای بعد برای توصیف احتیاط یا بیمیلی بخشی از جامعه و سیاستمداران آمریکا نسبت به مداخلات نظامی طولانی و پرهزینه به کار رفت. در سطح اجتماعی، تجربهٔ بازگشت کهنهسربازان، مشکلات جسمی و روانی آنان و شناخت روزافزون اختلال اضطراب پس از سانحه بر نحوهٔ یادآوری جنگ اثر گذاشت. افتتاح بنای یادبود کهنهسربازان جنگ ویتنام در واشینگتن در ۱۹۸۲ نیز بخشی از فرایندی بود که طی آن یادبود خدمت و قربانیان نظامی بهتدریج از مناقشه دربارهٔ درستی یا نادرستی خود جنگ تفکیک شد. جنگ ویتنام پس از آن در فیلم، ادبیات، روزنامهنگاری و مباحث سیاست خارجی آمریکا به یک مرجع دائمی برای سنجش هزینهها و خطرهای مداخلهٔ نظامی تبدیل شد.[۳۰]
روابط میان دو دشمن سابق نیز برای سالها تحت تأثیر میراث جنگ قرار داشت. ایالات متحده پس از ۱۹۷۵ تحریم تجاری علیه ویتنام را حفظ کرد و مسئلهٔ اسرای جنگی و نظامیان مفقودشده، مهاجرت پناهندگان و وضعیت حقوق بشر از موانع عادیسازی روابط بود. از دههٔ ۱۹۸۰ و بهویژه در دههٔ ۱۹۹۰، همکاری دربارهٔ یافتن بقایای نظامیان مفقود، برنامههای مهاجرتی و تغییرات اقتصادی و سیاست خارجی ویتنام زمینهٔ نزدیکی تدریجی را فراهم کرد و روابط دیپلماتیک دو کشور سرانجام عادی شد. در دهههای بعد، پاکسازی مهمات منفجرنشده، مقابله با آلودگی دیاکسین و جستوجوی مفقودان جنگ از موضوعات همکاری دو کشور شدند. بدین ترتیب میراث جنگ، که برای سالها یکی از عوامل جدایی واشینگتن و هانوی بود، بهتدریج خود به یکی از زمینههای همکاری میان آنها تبدیل شد.[۳۱][۲۷]
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Miller, Edward (2024). "Introduction". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume I: Origins (in English). Cambridge University Press.
- ↑ "Stemming the Tide: May 1965 to October 1966" (in English). U.S. Army Center of Military History.
- 1 2 3 "Vietnam War U.S. Military Fatal Casualty Statistics" (in English). National Archives and Records Administration.
- 1 2 3 4 Moïse, Edwin E. (2024). "The War in Numbers". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume II (in English). Cambridge University Press.
- 1 2 Vu, Tuong (2024). "North Vietnam's Road to War". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume I (in English). Cambridge University Press.
- ↑ Selverstone, Marc J. (2024). "Kennedy and Vietnam". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume I (in English). Cambridge University Press.
- ↑ "U.S. Involvement in the Vietnam War: the Gulf of Tonkin and Escalation, 1964" (in English). Office of the Historian, U.S. Department of State.
- ↑ Hanyok, Robert J. "Skunks, Bogies, Silent Hounds, and the Flying Fish: The Gulf of Tonkin Mystery, 2–4 August 1964" (in English). National Security Agency.
- 1 2 Clodfelter, Mark (2024). "The Air Wars in Vietnam". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume II (in English). Cambridge University Press.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 "Vietnam War Campaigns" (in English). U.S. Army Center of Military History.
- ↑ "Taking the Offensive: October 1966 to October 1967" (in English). U.S. Army Center of Military History.
- ↑ "Veteran remembers Battle of Khe Sanh" (in English). United States Marine Corps.
- 1 2 Willbanks, James H. (2024). "The Tet Offensive". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume II (in English). Cambridge University Press.
- ↑ "Laird Crafted Vietnamization, Oversaw End of Military Draft" (in English). U.S. Department of Defense.
- ↑ Jespersen, T. Christopher (2024). "Cambodia at War". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume III (in English). Cambridge University Press.
- ↑ Baird, Ian G. (2024). "Laos at War". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume III (in English). Cambridge University Press.
- 1 2 Randolph, Stephen P. (2024). "The Easter Offensive and the Second Air War". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume III (in English). Cambridge University Press.
- ↑ "Ending the Vietnam War, 1969–1973" (in English). Office of the Historian, U.S. Department of State.
- 1 2 Veith, George J. (2024). "The Second Civil War, 1973–1975". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume III (in English). Cambridge University Press.
- ↑ "UH-1 Iroquois "Huey"" (in English). U.S. Army Center of Military History.
- ↑ "Facts About Herbicides" (in English). U.S. Department of Veterans Affairs.
- ↑ Biggs, David (2024). "Environmental Legacies of the Vietnam War". The Cambridge History of the Vietnam War, Volume III (in English). Cambridge University Press.
- ↑ Ngo, Vinh Long (2024). "Vietnam after "Liberation"". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 299–312. doi:10.1017/9781316225288.017.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - 1 2 Hoang, Tuan (2024). "The Vietnamese Diaspora". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 496–515. doi:10.1017/9781316225288.027.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Ang, Cheng Guan (2024). "The Third Indochina War". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 333–352. doi:10.1017/9781316225288.019.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - 1 2 Demmer, Amanda C. (2024). "Refugees and US–Vietnam Relations". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 402–423. doi:10.1017/9781316225288.022.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ National Academies of Sciences, Engineering, and Medicine (2018). Veterans and Agent Orange: Update 11 (2018) (in English). National Academies Press. doi:10.17226/25137.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (رده) - ↑ Biggs, David (2024). "Environmental Legacies of the Vietnam War". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 476–495. doi:10.1017/9781316225288.026.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Hagopian, Patrick (2024). "The Vietnam War in American Culture". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 533–560. doi:10.1017/9781316225288.029.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Herring, George C. (2024). "Postwar US–Vietnam Relations". The Cambridge History of the Vietnam War (in English). Cambridge University Press. pp. 380–401. doi:10.1017/9781316225288.021.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام خانوادگی=صرفنظر شد (کمک); از پارامتر ناشناخته|ویرایشگر-نام=صرفنظر شد (کمک)
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- جنگ ویتنام در پادکست بیپلاس
- جنگ ویتنام
- امپریالیسم
- انقلاب با جنگهای داخلی
- تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا در جنگ ویتنام
- جنگ داخلی کامبوج
- جنگ داخلی لائوس
- جنگهای اتحاد شوروی
- جنگهای استرالیا
- جنگهای ایالات متحده آمریکا
- جنگهای تایلند
- جنگهای جمهوری خلق چین
- جنگهای فیلیپین
- جنگهای کامبوج
- جنگهای کره جنوبی
- جنگهای کره شمالی
- جنگهای لائوس
- جنگهای نیوزیلند
- جنگهای ویتنام
- جنگهای هندوچین
- درگیریهای جنگ سرد
- درگیریهای دهه ۱۹۵۰ (میلادی)
- درگیریهای دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- درگیریهای دهه ۱۹۷۰ (میلادی)
- جنگهای نیابتی
- ریاستجمهوری جان اف کندی
- ریاستجمهوری جرالد فورد
- ریاستجمهوری دوایت آیزنهاور
- ریاستجمهوری ریچارد نیکسون
- ریاستجمهوری لیندون بی. جانسون
- نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا در جنگ ویتنام
- ویتنام در دهه ۱۹۵۰ (میلادی)
- ویتنام در دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- ویتنام در دهه ۱۹۷۰ (میلادی)