نیکیتا خروشچف
نیکیتا خروشچف | |
|---|---|
Никита Хрущёв | |
تصویر رسمی، ۱۹۵۴ | |
| دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی | |
| دوره مسئولیت ۷ سپتامبر ۱۹۵۳ – ۱۴ اکتبر ۱۹۶۴ | |
| پس از | ژوزف استالین (بهعنوان دبیرکل) |
| پیش از | لئونید برژنف |
| نخستوزیر اتحاد جماهیر شوروی | |
| دوره مسئولیت ۲۷ مارس ۱۹۵۸ – ۱۴ اکتبر ۱۹۶۴ | |
| رئیسجمهور | کلیمنت ووراشیلوف لئونید برژنف آناستاس میکویان |
| معاونان اول | |
| پس از | نیکلای بولگانین |
| پیش از | آلکسی کاسیگین |
| دبیر اول حزب کمونیست اوکراین | |
| دوره مسئولیت ۲۶ دسامبر ۱۹۴۷ – ۱۶ دسامبر ۱۹۴۹ | |
| پس از | لازار کاگانویچ |
| پیش از | لئونید ملنیکوف |
| دوره مسئولیت ۲۷ ژانویه ۱۹۳۸ – ۳ مارس ۱۹۴۷ | |
| پس از | استانیسلاو کوسیور |
| پیش از | لازار کاگانویچ |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | 15 April [سبک قدیمی: 3 April] ۱۸۹۴ کالینوکا، منطقه خوموتوفسکی، استان کورسک، روسیه |
| درگذشته | ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۱ (۷۷ سال) مسکو، اتحاد جماهیر شوروی |
| آرامگاه | گورستان نووودویچی |
| حزب سیاسی | ح.ک.ا.ش. [a] (۱۹۱۸–۱۹۶۴) |
| همسر(ان) |
|
| فرزندان | ۵ فرزند، از جمله لئونید و سرگئی |
| محل تحصیل | آکادمی صنعتی (مسکو) |
| جایزهها | فهرست کامل |
| امضا | |
| خدمات نظامی | |
| وفاداری | جمهوری سوسیالیستی فدراتیو شوروی روسیه اتحاد جماهیر شوروی |
| خدمت/شاخه | ارتش سرخ |
| سالهای خدمت | ۱۹۱۸–۱۹۲۱ ۱۹۴۱–۱۹۴۵ |
| درجه | سپهبد |
| فرمانده | نیروهای مسلح شوروی |
| جنگها/عملیات | |
عضویت در نهادهای مرکزی
دیگر مناصب
| |
نیکیتا سرگیویچ خروشچف (15 April [سبک قدیمی: 3 April] ۱۸۹۴ – ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۱) سیاستمدار شوروی و دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی از ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۴ و رئیس شورای وزیران (نخستوزیر) از ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۴ بود. او بهعنوان رهبر اتحاد جماهیر شوروی، با محکوم کردن جانشین خود ژوزف استالین، آغاز کمپین استالینزدایی و مدیریت بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲، جهان را به شگفتی واداشت.
خروشچف در ۱۵ آوریل ۱۸۹۴ در روستایی در غرب روسیه زاده شد. در جوانی به کار فلزکاری پرداخت و در جنگ داخلی روسیه بهعنوان کمیسر سیاسی خدمت کرد. با حمایت لازار کاگانویچ، از نردبان سلسلهمراتب شوروی بالا رفت. در دوران فرمانروایی استالین، فعالانه از پاکسازی بزرگ پشتیبانی کرد و هزاران حکم بازداشت را تأیید نمود. در ۱۹۳۸ استالین او را برای اداره جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین فرستاد و وی پاکسازیها را در آنجا نیز ادامه داد. در جنگ جهانی دوم دوباره بهعنوان کمیسر خدمت کرد و میان استالین و ژنرالهایش نقش واسطه داشت؛ همچنین در نبرد استالینگراد حضور داشت که بعدها به آن مباهات میکرد. پس از جنگ به اوکراین بازگشت و سپس به مسکو فراخوانده شد تا به یکی از مشاوران نزدیک استالین تبدیل شود.
پس از مرگ استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ (۱۴ اسفند ۱۳۳۱)، کشمکشی برای کسب قدرت آغاز شد که خروشچف با تثبیت اقتدار خود بهعنوان دبیر اول کمیته مرکزی، سرانجام پیروز آن شد. در ۲۵ فوریه ۱۹۵۶ (۶ اسفند ۱۳۳۴)، در بیستمین کنگره حزب، «سخنرانی سری» را ایراد کرد که در آن پاکسازیهای استالین را محکوم نمود و دورهای کمتر سرکوبگرانه را در اتحاد شوروی رقم زد که به روزهای بهاری خروشچف شهرت یافت. سیاستهای داخلیاش که برای بهبود زندگی شهروندان عادی طراحی شده بود، بهویژه در حوزه کشاورزی، اغلب ناکارآمد بود. به رغم کاهش نیروهای مسلح متعارف به امید تکیه بر موشکها برای دفاع ملی، دوران رهبری خروشچف با پرتنشترین سالهای جنگ سرد همراه بود که اوج آن بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲ بود. رقبایش در اکتبر ۱۹۶۴ (مهر ۱۳۴۳) حمایت کافی را در میان نومنکلاتورا فراهم آوردند و او را از رهبری شوروی برکنار کردند. خروشچف پس از بازنشستگی اجباری، بیشتر وقت خود را صرف نوشتن خاطراتی مفصل کرد که به غرب قاچاق شد و بخشهایی از آن در ۱۹۷۰ منتشر گردید. او سال بعد در داچای خود درگذشت.
زندگی اولیه
[ویرایش | اشتراکگذاری]نیکیتا سرگیویچ خروشچف در ۱۵ آوریل ۱۸۹۴ در کالینوکا[۱] روستایی در آنچه اکنون شهرستان خوموتوفسکی از استان کورسک روسیه است، در نزدیکی مرز کنونی با اوکراین، زاده شد.[۲] در آن زمان، کالینوکا بخشی از آویزد دمیتریفسکی در استانداری کورسک از امپراتوری روسیه بود. پدر و مادرش، سرگئی خروشچف و کسنیا خروشچوا، از روستاییان فقیر روس بودند[۳] و دختری دو سال کوچکتر از نیکیتا به نام ایرینا داشتند.[۴] سرگئی خروشچف در مناطق گوناگونی از دونباس در شرق دور اوکراین به کار میپرداخت: راهآهنی، معدنچی و کارگر کارخانه آجر. دستمزدها در دونباس بسیار بیشتر از منطقه کورسک بود و سرگئی خروشچف معمولاً خانوادهاش را در کالینوکا میگذاشت و هرگاه پول کافی میاندوخت بازمیگشت.[۵]
کالینوکا روستایی کشاورزی بود؛ معلم نیکیتا، لیدیا شفچنکو، بعدها گفت که هرگز روستایی به آن فقر ندیده است.[۶] نیکیتا از سنین پایین به گلهبانی مشغول شد. در مجموع چهار سال درس خواند، بخشی در مدرسه روستا و بخشی زیر نظر شفچنکو در مدرسه دولتی کالینوکا. به گفته خاطرات خروشچف، شفچنکو اهل آزاداندیشی بود و با رفتن به کلیسا مخالفت میکرد؛ وقتی برادرش به دیدارش میآمد، کتابهایی که دولت امپراتوری ممنوع کرده بود به نیکیتا میداد.[۷] او نیکیتا را به ادامه تحصیل تشویق میکرد، اما وضع مالی خانواده اجازه نمیداد.[۷]
در ۱۹۰۸ سرگئی خروشچف به شهر یوزوکا در دونباس (که بعدها در ۱۹۲۴ استالینو و در ۱۹۶۱ دونتسک نام گرفت) نقل مکان کرد و نیکیتا چهاردهساله در همان سال به دنبالش رفت.[۸] یوزوکا در قلب یکی از صنعتیترین مناطق امپراتوری روسیه قرار داشت.[۸] پس از مدتی کار در زمینههای گوناگون، پدر و مادرش جایی برای نیکیتا بهعنوان شاگرد تراشکار پیدا کردند. پس از اتمام دوره شاگردی، نیکیتا نوجوان در کارخانهای استخدام شد.[۹] شغلش را از دست داد زیرا برای خانواده قربانیان قتلعام لنا پول جمع کرده بود؛ سپس در معدنی در روچنکوو نزدیک، که پدرش در آن متصدی اتحادیه بود، به تعمیر تجهیزات زیرزمینی مشغول شد[۱۰] و به توزیع و برگزاری قرائتهای عمومی پراودا کمک کرد.[۱۱]
با آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴، خروشچف بهدلیل مهارتش در فلزکاری از سربازی معاف شد.[۱۲] در ۱۹۱۴ با یفروسینیا پیساریوا، دختر اپراتور آسانسور معدن روچنکوو، ازدواج کرد. در ۱۹۱۵ دختری به نام یولیا و در ۱۹۱۷ پسری به نام لئونید به دنیا آمدند.[۱۳]
پس از کنارهگیری تزار نیکلای دوم در ۱۹۱۷، دولت موقت روسیه در پتروگراد نفوذ اندکی بر اوکراین داشت. خروشچف به شورای کارگری (سوویت) روچنکوو برگزیده شد و در ماه مه رئیس آن گردید.[۱۴] تا ۱۹۱۸ به بلشویکها نپیوست؛ زیرگیر جنگ داخلی روسیه میان بلشویکها و ارتش سفید شد. زندگینامهنویسش ویلیام تابمن اشاره میکند که خروشچف به منشویکها که اولویت را به پیشرفت اقتصادی میدادند نزدیکتر احساس میکرد، در حالی که بلشویکها به دنبال قدرت سیاسی بودند.[۱۵]
در مارس ۱۹۱۸، با انعقاد پیمان برست-لیتوفسک توسط دولت بلشویکی، آلمانها دونباس را اشغال کردند و خروشچف به کالینوکا گریخت. در اواخر ۱۹۱۸ یا اوایل ۱۹۱۹ به ارتش سرخ بسیج شد و بهعنوان کمیسر سیاسی خدمت کرد.[۱۶] این منصب اخیراً ایجاد شده بود و وظایفش شامل تعلیم سربازان در اصول بلشویسم و تقویت روحیه رزمی میشد.[۱۷] از کمیسر یک گروهان ساختمانی به کمیسر یک گردان ترفیع یافت. جنگ داخلی در ۱۹۲۱ پایان یافت و خروشچف سربازبری شد.[۱۷]
جنگها ویرانی گستردهای به بار آورده بود. یکی از قربانیان همسر خروشچف، یفروسینیا، بود که در کالینوکا بر اثر تیفوس درگذشت. خروشچف برای مراسم تشییع بازگشت و وفادار به اصول بلشویکیاش، اجازه نداد تابوت همسرش وارد کلیسای محل شود. از آنجا که تنها راه ورود به گورستان از میان کلیسا بود، دستور داد تابوت را از روی حصار بلند کنند و به داخل محوطه دفن برسانند؛ کاری که روستاییان را به شگفتی واداشت.[۱۷]
مسیر حزبی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سالهای دونباس
[ویرایش | اشتراکگذاری]
از طریق میانجیگری دوستی، خروشچف در ۱۹۲۱ بهعنوان معاون مدیر امور سیاسی معدن روچنکوو در منطقه دونباس، همانجا که پیشتر کار میکرد، منصوب شد.[۱۸] هنوز بلشویکهای اندکی در منطقه بودند. در آن زمان جنبش بلشویکی بر سر سیاست اقتصادی نوین لنین دو دسته شده بود.[۱۸] گرچه مسئولیت خروشچف در امور سیاسی بود، در عمل نیز درگیر احیای تولید در معدن پس از سالهای آشفته جنگ شد. در تعمیر ماشینآلات کمک کرد و هنگام بازرسی لباس قدیمی معدنچیاش را میپوشید.[۱۹]
خروشچف در معدن روچنکوو بسیار موفق عمل کرد و در اواسط ۱۹۲۲ مدیریت معدن پاستوخوف را به او پیشنهاد دادند. اما او این پیشنهاد را رد کرد و خواست در دانشکده فنی تازهتأسیس (تِخنیکوم) یوزوکا ثبتنام کند، هرچند مافوقانش حاضر نبودند او را رها کنند. چون تنها چهار سال تحصیل رسمی داشت، به برنامه آموزشی رابفاک (رابفاک — دانشکده کارگری) وابسته به تِخنیکوم درخواست داد که برای آمادهسازی دانشآموزان کمسواد تا سطح دبیرستان طراحی شده بود.[۲۰]
یکی از استادانش بعدها او را دانشجویی ضعیف توصیف کرد.[۲۰] اما در ارتقای جایگاه در حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی موفقتر بود؛ اندکی پس از ورود به رابفاک در اوت ۱۹۲۲، دبیر حزبی کل تِخنیکوم شد و عضو هیئت رهبری حزب شهر یوزوکا (که در ۱۹۲۴ استالینو نام گرفت) گردید. برای مدت کوتاهی از هواداران لئون تروتسکی در برابر ژوزف استالین بر سر مسئله دموکراسی حزبی جانبداری کرد.[۲۱]
بر اساس گفته ویلیام تابمن، نینا پترونا کوخارچوک، مسئول تشکیلاتی باتجربه حزب و دختر روستاییان مرفه اوکراینی، در پیشرفت تحصیلی خروشچف نقش داشت.[۲۲] آن دو تا پایان عمر خروشچف با هم زندگی کردند، هرچند تنها در ۱۹۶۵ ازدواجشان را رسمی ثبت کردند. سه فرزند داشتند: دختری به نام رادا (۱۹۲۹)، پسری به نام سرگئی (۱۹۳۵) و دختری به نام النا (۱۹۳۷).
در اواسط ۱۹۲۵ خروشچف دبیر حزبی رایکوم (حوزه) پتروو-مارینسکی نزدیک استالینو شد.[۲۳] در اواخر ۱۹۲۵ بهعنوان نماینده غیررأیدهنده در چهاردهمین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی در مسکو انتخاب شد.[۲۴]
شاگرد کاگانویچ
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خروشچف از همان ۱۹۱۷ با لازار کاگانویچ آشنا شده بود. در ۱۹۲۵ کاگانویچ رئیس حزب در اوکراین شد[۲۵] و خروشچف زیر حمایت او به سرعت ترقی کرد.[۲۶] در اواخر ۱۹۲۶ به مقام دوم دستگاه حزبی استالینو رسید. ظرف کمتر از نه ماه مافوقش، کنستانتین موییسیینکو، برکنار شد که به گفته تابمن در پی اقدامات خروشچف بود.[۲۵] کاگانویچ خروشچف را به خارکوف، پایتخت وقت اوکراین، منتقل کرد تا ریاست بخش سازمانی کمیته مرکزی حزب اوکراین را بر عهده بگیرد.[۲۵] در ۱۹۲۸ خروشچف به کییف منتقل شد و مقام دوم سازمان حزبی آنجا را برعهده گرفت.[۲۷]
در ۱۹۲۹ خروشچف بار دیگر در پی تعمیق تحصیلاتش بود و به دنبال کاگانویچ (که اکنون بهعنوان همکار نزدیک استالین در کرملین بود) به مسکو رفت و در آکادمی صنعتی استالین ثبتنام کرد. هرچند هیچگاه تحصیلاتش را آنجا به پایان نرسانید، اما حرفه حزبیاش شکوفا شد.[۲۸] خروشچف در کشمکش قدرت داخلی مدرسه پیروز شد، دبیر حزبی مدرسه شد، نمایندگان جناح راست را کنار گذاشت و سلول را از عناصر راستگرا پاکسازی کرد.[۲۹] خروشچف در سلسلهمراتب حزبی سریع بالا رفت و ابتدا رئیس حزب در ناحیه بومان و سپس در ناحیه کراسنوپرسنسکی، بزرگترین و مهمترین ناحیه پایتخت شد. در ۱۹۳۲ مقام دوم در سازمان حزبی شهر مسکو پشت سر کاگانویچ را داشت و در ۱۹۳۴ رئیس حزب شهر[۲۸] و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی شد.[۳۰]
خروشچف در دوران ریاست بر سازمان حزبی مسکو، بر ساخت متروی مسکو نظارت کرد؛ پروژهای پرهزینه که در آن کاگانویچ مسئولیت کلی داشت. با وجود مهلت اعلامشده افتتاح در ۷ نوامبر ۱۹۳۴، خروشچف ریسکهای قابل توجهی در ساختوساز پذیرفت و بیشتر وقتش را در تونلها سپری کرد. متروی مسکو سرانجام در ۱ مه ۱۹۳۵ گشایش یافت و خروشچف نشان لنین را بهپاس نقشش در ساخت آن دریافت کرد.[۳۱] در همان سال به دبیر اولی کمیته منطقهای مسکو که مسئول استان مسکو با جمعیتی ۱۱ میلیونی بود، برگزیده شد.[۲۸]
دست داشتن در پاکسازیها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
دفاتر اداری استالین نشان میدهد که خروشچف از ۱۹۳۲ در جلسات حضور داشته است. دو نفر به تدریج رابطه خوبی برقرار کردند؛ خروشچف شیفته دیکتاتور بود و از دیدارهای غیررسمی با او و دعوتنامههای رفتن به داچای استالین لذت میبرد، در حالی که استالین نیز محبتی صمیمانه نسبت به زیردستِ جوانش احساس میکرد.[۳۲]
از ۱۹۳۴ استالین کمپین سرکوب سیاسیای را که به پاکسازی بزرگ معروف شد، آغاز کرد؛ در این کمپین بسیاری اعدام شدند یا به گولاگ فرستاده شدند. محور اصلی این کمپین دادگاههای مسکو، یعنی مجموعهای از دادگاههای نمایشی برای سران پاکسازیشده حزب و ارتش بود. خروشچف در ۱۹۳۶، همزمان با جریان این محاکمات، حمایت شدید خود را ابراز کرد:
هر کسی که در موفقیتهای بهدستآمده در کشور ما، در پیروزیهای حزب ما به رهبری استالین بزرگ، شادمان است، تنها یک کلمه برای توصیف سگهای مزدور فاشیستِ باند تروتسکیست-زینوویفیست مناسب مییابد. آن کلمه اعدام است.[۳۳]
کنگره بیستم و سخنرانی سری
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از مرگ استالین در ۵ مارس ۱۹۵۳ (۱۴ اسفند ۱۳۳۱)، مبارزهای برای قدرت درگرفت. خروشچف توانست در این مبارزه پیروز شود و اقتدارش را بهعنوان دبیر اول کمیته مرکزی تثبیت کند. در ۲۵ فوریه ۱۹۵۶ (۶ اسفند ۱۳۳۴)، در بیستمین کنگره حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، «سخنرانی سری» را با عنوان «دربارهٔ کیش شخصیت و پیامدهای آن» ایراد کرد. این سخنرانی که نزدیک به هشت ساعت به درازا کشید، جرائم استالین، دیکتاتوری او، اشتباهاتش در آغاز حمله آلمان به اتحاد شوروی و عملکردش در سیاست داخلی و خارجی پس از جنگ جهانی دوم را به باد انتقاد گرفت.[۳۴]
هرچند متن کامل سخنرانی محرمانه ماند، خلاصه آن در دسترس رهبران حزبهای کمونیست و برخی رهبران کشورهای بلوک شرق قرار گرفت و سرانجام آشکار شد. این سخنرانی موجی از محکومیت استالین و ستایش خروشچف را در کشورهای سوسیالیستی متعددی برانگیخت که تصفیهها و اختلافات حزبی بسیاری را به دنبال داشت و زمینه را برای شکاف جنبش کمونیستی میان مسکو و پکن فراهم آورد.[۳۵]
جنگ جهانی دوم
[ویرایش | اشتراکگذاری]در جنگ جهانی دوم خروشچف دوباره مقام کمیسر را بر عهده گرفت و نقش واسطه میان استالین و فرماندهان نظامی را بازی کرد. در انتقال صنایع شوروی از اوکراین به شرق کشور در برابر تهاجم آلمان سهمی مهم داشت. در شوراهای جنگی جبهههای غربی و جنوبغربی خدمت کرد، در سازماندهی جنگ چریکی در پشت خطوط آلمانی نقش داشت و در نبرد استالینگراد حضور یافت که بعدها به آن بسیار مباهات میکرد.[۳۶] در ۱۹۴۳ درجه سرلشکری دریافت کرد. هنگامی که شورویها در نوامبر ۱۹۴۳ کییف را آزاد کردند، خروشچف به کار بهعنوان دبیر اول حزب کمونیست اوکراین بازگشت.[۳۷]
دوران رهبری
[ویرایش | اشتراکگذاری]صعود به قدرت
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از مرگ استالین در مارس ۱۹۵۳ (اسفند ۱۳۳۱)، اعضای کمیته مرکزی نخست بر سر قدرت مذاکره کردند. گئورگی مالنکوف، ویاچسلاف مولوتوف و لاورنتی بریا ابتدا سررشته امور را در دست گرفتند. اما بریا که چشم داشت به قدرت انحصاری، دستگیر و اعدام شد. خروشچف از حذف بریا سود برد، مالنکوف را کنار زد و نیکلای بولگانین را جایگزینش کرد. در عین حال به حل مسائلی که کلید محبوبیتش بود پرداخت: بهبود اوضاع مادی مردم، آزادی زندانیان سیاسی، نزدیکی با یوگسلاوی تیتو و توسعه اقتصاد کشاورزی.[۳۸]
در دسامبر ۱۹۴۹ خروشچف به مسکو نقل مکان کرد و یکی از دبیران کمیته مرکزی حزب شد و شهرتی خوب در حوزه سیاست کشاورزی کسب کرد.[۳۹] در اکتبر ۱۹۵۲، در نوزدهمین کنگره حزب کمونیست، به عضویت اصلی شورای ریاستی کمیته مرکزی و دبیرخانه آن درآمد.[۳۹]
بحران موشکی کوبا
[ویرایش | اشتراکگذاری]تنشآمیزترین رویداد دوران خروشچف بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲ بود که دو ابرقدرت را تا لبه جنگ کشاند. خروشچف عقبنشینی کرد و موشکهای شوروی را از کوبا بیرون برد در برابر تعهد آمریکا به عدم تهاجم به جزیره.[۴۰]
سیاست خارجی و جهان سوم
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خروشچف در برابر کشورهای جهان سوم، بهویژه کشورهای عربی، سیاست انعطاف و تفاهم در پیش گرفت. در بحران سوئز ۱۹۵۶ موضعی قاطع اتخاذ کرد، به ساخت سد عالی اسوان کمک مالی نمود و صدها پروژه صنعتی دیگر را در مصر و سایر کشورها حمایت کرد. انحصار تسلیحسازی را در منطقه عربی (سوریه و مصر) شکست و در سال ۱۹۵۵ توافقنامهای برای نزدیکی با یوگسلاوی منعقد ساخت.[۴۱]
در سالهای اوج حکومتش در اواخر دهه ۱۹۵۰، خروشچف از موفقیتهایی در عرصه بینالمللی بهرهمند شد؛ از جمله پرتاب موفق اسپوتنیک-۱ در ۱۹۵۷، نتایج مطلوب بحران سوئز ۱۹۵۶، بحران سوریه ۱۹۵۷ و حادثه هواپیمای جاسوسی U-2 در ۱۹۶۰.[۴۲]
اختلاف شوروی-چین
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سالهایی که خروشچف رهبری حزب و دولت را در دست داشت، اختلاف شوروی-چین در ابعاد سرزمینی، ملی، ایدئولوژیک و اقتصادی تشدید شد، هرچند به مخاصمه نظامی نرسید. خروشچف مسئول تصمیم فراخواندن متخصصان و کارشناسان شوروی از چین و توقف کمکهای اقتصادی و فنی به آن کشور در ۱۹۶۱ بود.[۴۳]
بحران موشکی کوبا
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از این که شوروی موشکهایی را در کوبا مستقر کرد. رئیسجمهور وقت آمریکا جان اف کندی دستور داد راه را بر تمام کشتیهایی که از بلوک شوروی راهی کوبا بود ببندند و گفت: «هر حملهای از جانب کوبا به هر کشور نیمکرهٔ غربی حملهٔ مستقیم شوروی به آمریکا تلقی خواهد شد.» بعد از آن خروشچف پیشنهاد سازش داد و از آمریکا خواست موشکهای مستقر در ترکیه را برچیند و در عوض شوروی موشکهای کوبا را برچیند. کندی این را به عنوان یک شرط نپذیرفت ولی خروشچف تسلیم شد و دستور داد موشکهای کوبا را برچینند. البته کندی پس از مدتی به بهانهٔ فاسد شدن دستور داد موشکهای ترکیه را برچینند.
رابطه با جمال عبدالناصر
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از حملهٔ مشترک سال ۱۹۵۶ انگلستان و فرانسه و اسراییل به مصر در دورهٔ جمال عبدالناصر بر سر ملی اعلام کردن آبراهه سوئز، خروشچف طی یادداشتی کشورهای انگلیس و فرانسه را تهدید به حملهٔ موشکی کرد. همکاری دولت آیزنهاور—رئیسجمهور وقت ایالات متحده—و شوروی در این بحران باعث پایان حملهٔ نظامی این سه کشور به مصر شد. این رویداد همراه با سیاست گردش به چپ ناصر موجب نزدیکی بیش از پیش مصر و شوروی و آغاز همکاری گستردهٔ نظامی و اقتصادی شوروی و مصر شد که نمونهٔ آن قرارداد احداث سد اسوان بر روی رودخانهٔ نیل به دست کارشناسان اتحاد شوروی و افتتاح مشترک آن سد با همراهی ناصر و هیئت اعزامی دولت اتحاد شوروی به سرپرستی خروشچف است.
از دیگر پیشامدهای مهم سیاست برون مرزی شوروی در دورهٔ خروشچف میتوان به کشمکش شدید با غرب بر سر مسئلهٔ آلمان و احداث دیوار برلین در سال ۱۹۶۱ به دستور خروشچف، و همچنین سقوط هواپیمای جاسوسی آمریکا در سیبری در سال ۱۹۶۰ و دستگیری خلبان این هواپیما که با امتناع آیزنهاور از خواسته دولت اتحاد شوروی مبنی از پوزش خواهی رسمی باعث تنش در روابط این کشور با آمریکا شد، سرکوب قیام مردم مجارستان در سال ۱۹۵۶ تلاش برای بهبود روابط با یوگسلاوی زیر رهبری تیتو که تا حد امکان از دخالت استالین در امور این کشور جلوگیری میکرد؛ اشاره نمود.
امور داخلی شوروی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سخنرانی در بیستمین کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در این کنگره خروشچف در جریان یکی از سخنرانیها به طرز بیسابقهای به محکومیت برخی جنایات دورهٔ استالین از جمله محاکمه و تیرباران و تبعید شمار زیادی از بزرگان حزب کمونیست و انقلاب سوسیالیستی اکتبر و نزدیکان لنین همانند زینوویف، ریکوف، کامنف، بوخارین و… پرداخت و از آنان اعادهٔ حیثیت کرد. وی همچنین از اصطلاح «دشمن حزب و خلق» در دورهٔ استالین انتقاد کرد و اظهار داشت که این اصطلاح به کسانی گفته میشد که شخص ژوزف استالین آنان را دشمن خود میدانست و با این برچسب شمار زیادی از خادمان حزب و انقلاب از میان برداشته شدند. در این سخنرانی خروشچف به وصیتنامهٔ لنین اشاره کرد که مدت سی سال توسط استالین پنهان نگهداشته شده بود. در این وصیتنامه لنین به اعضای کمیتهٔ مرکزی حزب توصیهٔ اکید کرده بود از آنجایی که استالین فردی تندمزاج و خشن است بهتر است وی را از سمت دبیر اولی حزب برکنار و شخص دیگری را به این سمت منصوب کنند. وی همچنین به نامهای اشاره کرد که در آن لنین به رفتار بد و توهین آمیز استالین نسبت به همسرش به شدت اعتراض نموده است و از وی خواست که یا به خاطر این رفتار بد از همسر وی پوزش بخواهد یا رابطهاش را با وی قطع خواهد کرد.
عنوان این سخنرانی کیش فردپرستی و نتایج آن بود که در آن خروشچف به نتایج زیان بار فرد پرستی و مغایرت آن با تعالیم مارکسیسم اشاره کرد و آن را مغایر با آموزههای لنین دانست.
در این کنگره خروشچف تنها به بخشی از جنایات استالین اشاره کرد و بخش زیادی از آن را فروگذاشت. دلیل اصلی آن همکاری نزدیک وی با استالین به ویژه در سالهای آخر حکومت استالین و در نتیجه متهم شدن خود خروشچف در بخشی از این جنایات است. در حین سخنرانی و انتقاد خروشچف از استالین یکی از حضار با صدای بلند گفت پس آن موقع که استالین این جنایات را میکرد شما کجا بودی؟ خروشچف گفت کی بود این حرف را زد؟ دو سه بار جمله اش را تکرار کرد اما آن مرد از ترس جوابی نداد تا بالاخره خروشچف گفت آن موقع من همین جایی بودم که شما بودی و ترس مانع از حرف زدن من میشد.

در دورهٔ خروشچف بیشتر به صنایع سنگین توجه میشد تا تولید کالاهای مصرفی و یکی از نتایج آن پیشرفت چشمگیر شوروی در عرصهٔ هوافضا شد که نمونههای آن پرتاب ماهواره اسپوتنیک به فضا در سال ۱۹۵۷ و پرتاب نخستین فضاپیمای برندهٔ انسان به مدار زمین در ماه آوریل ۱۹۶۱ است.
در عرصهٔ کشاورزی سیاست زمینهای بکر در شوروی به اجرا درآمد که پس از چند سال با شکست رو به رو شد. در این سیاست که بخش بزرگی از آن در قزاقستان به اجرا میآمد شمار زیادی از خانوادههای روستایی از بخش اروپای شوروی به قزاقستان مهاجرت کرده و روستاهای مصنوعی به وجود میآوردند و زمینهای بزرگ و بدون استفاده را با کمک امکانات دولتآباد کرده و در آن به کشاورزی میپرداختند.
مناظره آشپزخانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]به موجب قرارداد «لیسی زاروبین» که در سال ۱۹۵۸ بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا اجرا شد، مجموعهای از برنامههای نمایشگاهی بین دو کشور به اجرا درآمد.[۴۴] از جمله «نمایشگاه ملی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی» که در ژوئن ۱۹۵۹ در مرکز همایشهای نیویورک (New York Coliseum) گشایش یافت. پس از این برنامه «نمایشگاه ملی آمریکا» (American National Exhibition) در سکلنیکی پارک مسکو برگزار شد. این نمایشگاه که آمریکا را همچون بهشت فراوانی و شادکامی به معرض تماشا میگذاشت، جامعه شوروی را مبهوت و میخکوب کرد. بیش از ۲ میلیون بازدیدکنندهٔ روسی در غرفههای رنگارنگ این شهر فرنگ چرخیدند: بسیاری از آنها برای اولین بار تجربهای بصری از شیوهٔ زندگی آمریکایی به دست آوردند و از نزدیک لمس کردند که کدام امکانات تفریحی و رفاهی آمریکاییها مایهٔ رشک دنیا شده است.[۴۵] مضمون اصلی این برنامه زندگی روزمرهٔ آمریکایی و نقطهٔ کانونی جذابیت آن، مدل برشخوردهٔ یک خانهٔ «نمونه» با یک طبقه و شش اتاق بود. در قلب این خانه، یک آشپزخانهٔ «نمونه» با آخرین تجهیزات الکترونیک قرار داشت. «ریچارد نیکسون» معاون اول رئیسجمهور آمریکا که برای افتتاح نمایشگاه به مسکو آمده بود، نیکیتا خروشچف دبیرکل اتحاد شوروی را همراه خود به گردش در نمایشگاه برد. معاشرت آنها هنگام حضور در آشپزخانه نمونه به مناظرهای فیالبداهه بین این دو نفر دامن زد که به «مناظره آشپزخانه» معروف شد.[۴۶]
خرشچف با عجز و آزردگی میگوید: «شما آمریکاییها فکر میکنید مردم روسیه با دیدن این چیزها هاج و واج میشوند. واقعیت این است که تمام خانههای جدید ما از این نوع تجهیزات دارند». نیکسون به گونهگونی اثاث آشپزخانه اشاره میکند و میگوید: «ما دوست داریم تنوع و حق انتخاب خودمان را به نمایش بگذاریم. ما نمیخواهیم تصمیمها را یک مسئول دولتی که آن بالا نشسته است بگیرد و به دستور او همهٔ خانهها را یک جور بسازند». خروشچف از اینکه بر سر این ماشین لباسشویی ناقابل بحث کنند اکراه دارد. نیکسون پاسخ میدهد: «خیلی بهتر نیست که دربارهٔ ماشینهای لباسشویی حرف بزنیم به جای اینکه راجع به ماشینهای جنگی، مثلاً موشکها، حرف بزنیم؟[۴۷]».
در پایان خروشچف با توپ پر به نیکسون گفت: «من کوتاه نمیآیم!». و ادامه میدهد: «تا ۷ سال دیگر، ما همسطح آمریکا خواهیم شد، و بعد جلو خواهیم زد؛ و همینطور که از کنار شما رد میشویم، برایتان دست تکان میدهیم و میگوییم های[۴۸]!»
سیاست داخلی و اصلاحات
[ویرایش | اشتراکگذاری]خروشچف اصلاحات گستردهای در حوزههای گوناگون به انجام رسانید، از جمله اصلاح نظام آموزشی، تهیه برنامه هفتساله و طرح بلندپروازانه فضایی که به پرتاب اسپوتنیک-۱ انجامید. توان نظامی اتحاد شوروی افزایش یافت و انواع جدیدی از سلاحهای راهبردی توسعه داده شد. اقتصاد شوروی علیرغم شکستهای کشاورزی رشد کرد و ظرفیتهای سازمانی حزب کمونیست تقویت گردید.[۴۹]
در عرصه خارجی، دوران رهبری خروشچف شاهد رویدادهای مهمی از جمله انحلال کومینفورم در ۱۹۵۶، تأسیس پیمان ورشو در ۱۹۵۵ و انعقاد معاهده منع جزئی آزمایشهای هستهای در ۱۹۶۳ بود.[۵۰]
برکناری
[ویرایش | اشتراکگذاری]تحولاتی که به برکناری خروشچف انجامید ناگهانی و سریع بود. در نخستین هفته اکتبر ۱۹۶۴ (مهر ۱۳۴۳)، پلیتبوروی حزب او را از تعطیلاتش در کریمه به مسکو فراخواند و با اتهامهایی روبرو شد که انتقادات متعددی از رفتارش بود:[۵۱]
- استبداد در قدرت برخلاف اصل رهبری جمعی
- شکست سیاست کشاورزی
- لطمه به هیبت اتحاد جماهیر شوروی در جریان بحران موشکی کوبا
- رفتارهای پیشپاافتادهای که تبلیغات غربی از آن بهره میبرد (مانند درآوردن کفش و کوبیدن آن بر تریبون در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۹۶۰)
- تشدید اختلافات با رهبری حزب کمونیست چین
در ۱۴ اکتبر ۱۹۶۴ (۲۲ مهر ۱۳۴۳) خروشچف از همه مناصبش برکنار شد. لئونید برژنف جانشین او بهعنوان دبیر اول حزب و آلکسی کاسیگین جانشینش بهعنوان نخستوزیر شد.[۵۲]
خروشچف بر خلاف بسیاری از قربانیان کشمکشهای قدرت در اتحاد شوروی، با سرنوشت تراژیکی روبرو نشد. دولت شوروی آپارتمانی در مسکو و داچایی در روستا در اختیارش گذاشت.[۵۳]
سالهای آخر و مرگ
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خروشچف پس از برکناری بیشتر وقتش را صرف نوشتن خاطراتی مفصل کرد. این خاطرات به غرب قاچاق شد و بخشهایی از آن در ۱۹۷۰ با عنوان «خروشچف به یاد میآورد» منتشر گردید. خود خروشچف پیش از مرگ اصالت این خاطرات را انکار کرد، درحالیکه ناشر بر این باور بود که این خاطرات ضبط واقعی سخنان خروشچف است.[۵۴]
خروشچف در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۱ (۲۰ شهریور ۱۳۵۰) در داچای خود در نزدیکی مسکو درگذشت. او را در گورستان نووودویچی مسکو به خاک سپردند.[۵۵]
خروشچف در تاریخ شوروی بهعنوان رهبری اصلاحطلب اما متناقض در یادها مانده؛ کسی که در شکستن میراث استالین جرأت داشت اما در ایجاد ثبات پایدار ناکام ماند. با این حال تأثیری ژرف بر مسیر جنگ سرد و بر تصویر اتحاد شوروی در داخل و خارج بر جای نهاد. اصلاحاتش بعدها بر اصلاحات میخائیل گورباچف تأثیر گذاشت و امروز بهتر از اکثر رهبران دوران شوروی ارزیابی میشود، با وجود همدستیاش در جنایات دوران استالین.
یادداشتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ ۲
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۲۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۱۸. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۲۱. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. ص. ۲. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. صص. ۲–۳. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۲۷. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۲۶. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۳۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. صص. ۶–۷. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۳۷–۳۸. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. ص. ۸. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. صص. ۸–۹. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۳۸–۴۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۴۷. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۴۷–۴۸. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۴۸–۴۹. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۵۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۵۲. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۴–۵۵. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۵۵. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۶–۵۷. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۸–۵۹. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. صص. ۱۶–۱۷. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۶۳. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۶۴–۶۶. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Whitman، Alden (۱۲ سپتامبر ۱۹۷۱). «Khrushchev Dead in Moscow at ۷۷». The New York Times.
{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Khrushchev، Nikita Sergeevich (۲۰۰۵). Memoirs of Nikita Khrushchev. Volume ۱, Commissar, ۱۹۱۸–۱۹۴۵. University Park, Pa.: Pennsylvania State University. ص. ۲۸. شابک ۰-۲۷۱-۰۵۸۵۳-۶.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۷۳. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. صص. ۳۱–۳۲. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۷۸. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۹۴–۹۵. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۱۰۵–۱۰۶. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. ص. ۹۸. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۲۷۰–۲۸۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۲۸۰–۲۸۵. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Tompson، William J. (۱۹۹۵). Khrushchev: A Political Life. New York: St. Martin's Press. ص. ۱۲. شابک ۰-۳۱۲-۱۲۵۶۵-۲.
{{cite book}}: مقدار|شابک=را بررسی کنید: جمعآزما (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۱۷۵–۲۱۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۲۵۵–۲۶۵. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۲۲۰–۲۴۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۲۹–۵۷۷. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۳۴۰–۳۸۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۳۹۵–۴۳۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۴۶۸–۴۹۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ دعایی، کمالالدین (۱۳۹۹). چرنوبیل: دروغ برای حقیقت. تهران: نقد فرهنگ، ص 152.
- ↑ دعایی، کمالالدین (۱۳۹۹). چرنوبیل: دروغ برای حقیقت. تهران: نقد فرهنگ، ص 153.
- ↑ دعایی، کمالالدین (۱۳۹۹). چرنوبیل: دروغ برای حقیقت. تهران: نقد فرهنگ، ص 155.
- ↑ دعایی، کمالالدین (۱۳۹۹). چرنوبیل: دروغ برای حقیقت. تهران: نقد فرهنگ، ص 155.
- ↑ دعایی، کمالالدین (۱۳۹۹). چرنوبیل: دروغ برای حقیقت. تهران: نقد فرهنگ، ص 156.
- ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۴۳۰–۴۷۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۳۹۵–۴۳۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۹۰–۶۲۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۵۹۰–۶۲۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۶۲۰–۶۵۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۶۲۰–۶۴۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Taubman، William (۲۰۰۳). Khrushchev: The Man and His Era. New York: W. W. Norton. صص. ۶۴۵–۶۵۰. شابک ۰-۳۹۳-۰۵۱۴۴-۷.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Nikita Khrushchev». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۰ مه ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «نیکیتا خروتشوف». در دانشنامهٔ ویکیپدیای عربی ، بازبینیشده در ۱۰ مه ۲۰۲۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Nikita Khrouchtchev». در دانشنامهٔ ویکیپدیای فرانسوی، بازبینیشده در ۱۰ مه ۲۰۲۶.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- نیکیتا خروشچف
- استالینزدایی
- اصلاحگران اهل شوروی
- افراد جنگ سرد
- اهالی استان کورسک
- بلشویک
- بیخدایان اهل اتحاد شوروی
- بیخدایان اهل روسیه
- بیخدایان سده ۲۰ (میلادی)
- چپهای ضداستالینیسم
- خاکسپاریها در گورستان نووودویچی
- دانشآموختگان دانشگاه فنی ملی دونتسک
- درگذشتگان ۱۹۷۱ (میلادی)
- دریافت کنندگان نشان پرچم سرخ کار
- دریافتکنندگان جایزه صلح لنین
- دریافتکنندگان نشان سوورف درجه دو
- دریافتکنندگان نشان سوورف درجه یک
- دریافتکنندگان نشان کوتوزوف درجه یک
- دریافتکنندگان نشان لنین
- رهبران برکنارشده از طریق کودتا
- رهبران سازمان اتحاد شوروی
- زادگان ۱۸۹۴ (میلادی)
- شخص سال برگزیده مجله تایم
- ضدفاشیستهای اهل روسیه
- فعالان بیخدایی اهل روسیه
- قهرمانان اتحاد شوروی
- قهرمانان جمهوری مردمی بلغارستان
- قهرمانان کار سوسیالیست
- کمونیستهای اهل روسیه
- نظامیان جنگ جهانی دوم اهل اتحاد شوروی