انقلاب ۱۹۵۲ مصر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
Egyptian Revolution of 1952
Nasser and Naguib, 1954.jpg
The leaders of the Revolution, محمد نجیب (left) and جمال عبدالناصر (right) in a Cadillac
تاریخ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲
مکانمصر
طرفین درگیر
 پادشاهی مصر
Supported by:
 بریتانیا
خیزش افسران آزاد (مصر)
Supported by:
اتحاد جماهیر شوروی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
 ایالات متحده آمریکا (partial)
فرماندهان و رهبران
مصر فاروق یکم
مصر Ahmed Naguib el-Hilaly
محمد نجیب
جمال عبدالناصر
انور سادات
خالد محیی‌الدین
عبداللطیف بغدادی
عبد الحکیم عامر
جمال سالم
Salah Salem
زکریا محیی‌الدین
حسین الشافعی
Hassan Ibrahim
کمال‌الدین حسین
Abdel Moneim Amin

انقلاب ۱۹۵۲ مصر کودتای نظامی گروهی از افسران ارتش مصر در ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲ بود که توسط حرکت افسران آزاد به عربی (ضباط الحّر) به رهبری محمد نجیب و جمال عبدالناصر انجام شد. در پی این کودتای نظامی ملک فاروق پادشاه مصر از قدرت خلع شده پسرش ملک فؤاد جانشین او شد. چندی بعد جانشین او ملک فؤاد دوم نیز خلع شده و نظام پادشاهی مصر با یک حکومت جمهوری جایگزین شد.

این انقلاب با تهدیدهای فوری قدرت‌های امپریالیستی غرب، به ویژه فرانسه و بریتانیا که مصر را از سال ۱۸۸۲ اشغال کرده بود، روبرو شد. هر دو از افزایش احساسات ملی گرایانه در سرزمین‌های تحت کنترل خود در سراسر آفریقا و جهان عرب بیم داشتند. وضعیت جنگ در حال انجام با اسرائیل نیز چالشی جدی ایجاد کرد، زیرا افسران آزاد بر حمایت قاطع مصر از فلسطینیان افزودند. این دو مسئله چهار سال پس از انقلاب هنگامی که مصر توسط انگلیس، فرانسه و اسرائیل در بحران سوئز سال ۱۹۵۶ مورد حمله قرار گرفت با هم تلاقی کردند. علی‌رغم تلفات عظیم نظامی، جنگ به عنوان یک پیروزی سیاسی برای مصر تلقی می‌شد، به ویژه با خروج از کانال سوئز برای اولین بار از سال ۱۸۷۵ در کنترل بی رقیب مصر، پاک کردن آنچه که به عنوان نشانه تحقیر ملی دیده می‌شد. این جذابیت انقلاب در سایر کشورهای عربی و آفریقایی را تقویت کرد.

این انقلاب پایان حضور نظامی بریتانیا در مصر را به همراه داشت و موجب استقلال سودان شد که پیش از آن به صورت مستعمره مشترک بریتانیا و مصر اداره می‌شد. حکومت انقلابی مصر سیاست‌هایی ناسیونالیستی و ضدامپریالیستی را در پیش گرفته و به صورت هواخواه جدی ناسیونالیسم عربی و جنبش عدم تعهد درآمد.

این انقلاب هر ساله در ۲۳ ژوئیه گرامی داشته می‌شود.

دلایل انقلاب[ویرایش]

در سال ۱۸۸۲، نیروهای انگلیس در جنگ انگلیس و مصر در مصر مداخله کردند. در سال ۱۸۸۸ در کنوانسیون قسطنطنیه، انگلیس با محافظت از کانال سوئز این حق را پیدا کرد که پایگاه قدرت سلطه در سیاست مصر را به انگلیس بدهد. مصر اگرچه از نظر اسمی هنوز یک خاندان عثمانی بود، به یک کشور تحت حمایت انگلیس تبدیل شد. پس از جنگ جهانی اول، انگلیس یکی از اعضای قابل اعتماد خاندان محمد علی را بر تخت سلطنت قرار داد و مصر را به عنوان یک کشور تحت‌الحمایه اعلام کرد. در طول جنگ جهانی دوم، مصر پایگاه اصلی متفقین برای کارزار آفریقای شمالی بود. پس از جنگ، سیاست انگلیس همچنان بر کنترل کانال سوئز متمرکز بود، که برای تجارت شاهنشاهی حیاتی بود.

با این حال، در طول جنگ جهانی دوم، ملی گرایان مصری در نیروهای مسلح نفوذ پیدا کردند. جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ این ملی گرایان را تحقیر کرد و آنها پادشاه مورد حمایت انگلیس، پادشاه فاروق را مقصر دانستند. باخت در جنگ ۱۹۴۸ با اسرائیل منجر به اتهام افسران آزاد به فساد مالی نسبت به پادشاه و دربار وی و ارتقای این احساس در میان مردم مصر شد.

جنبش افسران آزاد (یا بعضاً به آن جنبش افسران جوان گفته می‌شود) توسط گروهی از افسران اصلاح طلب تشکیل شد که با حمایت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده[۱] پیرامون یک افسر جوان به نام جمال عبدالناصر به هم پیوستند. آنها از ژنرال ارتش، محمد نقیب، بعنوان سرکردهٔ خود برای نشان دادن جدیت و جذب پیروان بیشتر ارتش استفاده کردند.

وی در هشداری که ژنرال نجیب در تاریخ ۲۶ ژوئیه پس از استعفا از پادشاه به ملک فاروق ابلاغ کرد، خلاصه ای از دلایل کودتا را ارائه داد:

سلطنت مصر با سبک زندگی مجلل خود که برای جنبش افسران آزاده که در فقر زندگی می‌کردند تحریک آمیز به نظر می‌رسید، هم فاسد و هم طرفدار انگلیس دیده می‌شد. سیاستهای این دولت تصویری از یک دست نشانده دولت مصر در دست دولت انگلیس را تکمیل کرد و احساس فساد را در چندین نهاد مصری مانند پلیس، قصر و حتی احزاب سیاسی توسط افسران آزاد گسترش داد. علی‌رغم ادعاهای احساسات ضد انگلیس، در سندی از سیا مورخ ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲ گفته شد که نارضایتی در ارتش به دلیل فساد در فرماندهی عالی از سال ۱۹۴۸ پس از کشف یک رسوایی تسلیحاتی در درگیری فلسطین آغاز شد.[۳] یادآوری این نکته مهم است که در این سند به‌طور خاص دلیل بر رسوایی اسلحه ذکر نشده‌است، با این حال این منطقی‌ترین نظریه است. شکست در جنگ ۱۹۴۸ با اسرائیل منجر به سرزنش افسران آزاد توسط پادشاه و ارتقای این احساس در میان مردم مصر شد.[۳] تنش بین ارتش و سلطنت منجر به برکناری و دستگیری فرمانده کل نیروهای مسلح حیدر پاشا، رئیس ستاد حارید پاشا و سایر افسران عالی‌رتبه شد.[۳] با این حال، رسوایی به مرور فروکش کرد و پادشاه توانست سرانجام حیدر و حارید را در سمت‌های قبلی خود منصوب کند.[۳]

مقدمات[ویرایش]

در زمستان ۱۹۵۱–۱۹۵۲ افسران پلیس ملی‌گرا شروع به محافظت و ترویج حملات فدائیان (مقاومت مصر) به مقامات انگلیسی در قاهره، اسکندریه و کانال سوئز کردند. پس از دفع حمله ویرانگر ویژه حمل و نقل و تأسیسات بریتانیایی در نزدیکی اسماعیلیه که منجر به کشته شدن چندین سرباز انگلیسی شد، سربازان انگلیسی فداییان را در شهر ردیابی کردند. در ۲۵ ژانویه ۱۹۵۲، نیروهای انگلیسی متوجه شدند که فدائیان در پادگان پلیس محلی عقب‌نشینی کرده‌اند. هنگامی که پلیس از تسلیم فداییان امتناع ورزید، افسر انگلیسی سعی در مذاکره در مورد تسلیم پلیس و فداییان داشت. هنگامی که مذاکره کننده آنها توسط فدائیان در پارک کشته شد، نیروهای انگلیسی به پادگان پلیس مصر در اسماعیلیه حمله کردند. پنجاه افسر پلیس مصر کشته و صد نفر زخمی شدند. مصر با خشم فوران کرد.

متعاقباً، سلول‌های جنبش افسران آزاد در قاهره شورش‌هایی را آغاز کردند که منجر به آتش‌سوزی شد. بدون سرکوب نیروهای آتش‌نشانی محلی، این حملات آتش‌سوزی شورش‌های بیشتری را بیشتر القا کرد. روزنامه‌های آمریکایی و شوروی این حادثه را در شبکه‌های جهانی سیم با عنوان «آتش‌سوزی قاهره» تبلیغ کردند و اظهار داشتند که آنها به عنوان مدرک دیگری از آغاز پایان سلطنت دیده می‌شوند.

روز بعد، ۲۶ ژانویه ۱۹۵۲ ("شنبه سیاه")، آنچه بسیاری از مردم مصر آن را «دومین انقلاب» می‌نامند، رخ داد (اولین انقلاب مصر در سال ۱۹۱۹). ملک فاروق دولت مصطفی النحاس را برکنار کرد و در همان روز حکومت نظامی اعلام کرد.[۴]

در ماه‌های بعد، به سه سیاستمدار دستور داده شد که دولتهایی را تشکیل دهند، که هر کدام عمر کوتاهی را نشان می‌دهد: علی ماهر (۲۷ ژانویه - ۱ مارس)، احمد نقیب الهلالی (۲ مارس - ۲۹ ژوئن و ۲۲ تا ۲۳ ژوئیه) و حسین سیری (۲ تا ۲۰ ژوئیه). به گفته آنها این «وزارتخانه‌های نجات» نتوانستند روند نزولی کشور را متوقف کنند. با وجود تلاش نخست وزیران پی در پی برای نظم بخشیدن به خانه‌های سیاسی خود، فساد در همه جا وجود داشت.

جنجال نارضایتی در ارتش احساس شد و در ژانویه ۱۹۵۲ افسران مخالف با پشتیبانی افسران آزاد تحت کنترل هیئت مدیره باشگاه افسران درآمدند. در ۱۶ ژوئیه، پادشاه این انتخابات را لغو کرد و به جای آن هواداران خود را منصوب کرد تا دوباره کنترل ارتش را بدست آورد.

کودتا در ابتدا برای ۵ اوت برنامه‌ریزی شده بود، اما رهبران کودتا پس از ژنرال نجیب - یکی از افسران آزاد و جانشین موقت ژنرال پاشا به عنوان فرمانده و رئیس نیروهای مسلح - برنامه‌های خود را تا شب ۲۲ ژوئیه پیش بردند.[۳] در ۱۹ ژوئیه به آن گروه اطلاع داد که فرماندهی عالی ارتش سلطنتی مصر لیستی از نام آنها را در اختیار دارد.

منابع[ویرایش]

  1. Matthew, Holland (1996). America and Egypt: From Roosevelt to Eisenhower. United States of America: Praeger. p. 27. ISBN 0-275-95474-9.
  2. The Long Struggle: The Seeds of the Muslim World's Frustration by Amil Khan (2010), p. 58
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ https://www.cia.gov/library/readingroom/docs/CIA-RDP91T01172R000200280003-8.pdf
  4. Hilton Proctor Goss and Charles Marion Thomas. American Foreign Policy in Growth and Action, 3rd ed. Documentary Research Division, Research Studies Institute, Air University, 1959. p. 273.