سیامک سنجری
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| سیامک سنجری | |
|---|---|
| زادروز | ۱۳۴۷ |
| درگذشت | ۱۳ آبان ۱۳۷۵ |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | فروشنده اتوموبیل |
سیامک سنجری (۱۳۴۷ - ۱۳ آبان ۱۳۷۵)، یکی از فربانیان قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای ایران بود که در سن ۲۸ سالگی و در آستانه جشن ازدواج، کشته شد. وی توسط باند سعید امامی به قتل رسید. در میان قربانیان قتلهای زنجیرهای ایران وی از معدود کسانیست که به دلایل غیرسیاسی کشته شد. برخی علت قتل او را به شراکت او با پسر علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات در امور قاچاق نسبت میدهند. وی در حالی یک روز پیش از ازدواجش توسط سعید امامی و باندش کشته شد که کارت دعوت عروسیش در جیب قاتلش بود.
اکبر گنجی قتل سیامک سنجری را چنین روایت میکند: «سعید امامی، سیامک سنجری را با چند تن دیگر به یک خانه برد. در آنجا چند ساعتی با او گفتگو کرد، سپس به همراهان دستور داد که او را با چاقو به قتل رسانند. سیامک سنجری به گریه افتاد و گفت طی روزهای آینده مراسم عروسی او در پیش است. سعید امامی با موبایل با شاه کلید تماس گرفت و گفت سنجری گریه میکند، عروسیاش چند روز دیگر است. کارت دعوت عروسی برای من و تو نیز در جیباش آمادهاست. شاه کلید از آن طرف به سعید امامی فرمان داد که او را بکشید و آنها نیز با ۱۵ ضربه چاقو او را به قتل رساندند و سپس ماشین بنز او را در یکی از درههای تهران به آتش کشیدند.»[۱][نیازمند منبع]
علیرضا نوریزاده درخصوص قتل او گفت: «سنجری خیلی ماجرای عجیبی داشت. او به خاطر این که یک چهره ورزشکار محبوب بود، دست و دل باز بود، اطرافش جوانهای زیادی بودند و پسر آقای فلاحیان مرتبا مراجعه میکرده به آنجا و بعد پسر فلاحیان چندین نوبت به او اظهار عشق میکند و علاقمند میشود به او. از او اتومبیل میگیرد و این پسر جوان ناراحت بوده و بعد عروسیش بوده. تصور میکند به عنوان عروسی و دعوت کردن از اینها، دست از سرش بر میدارند. حتی اتومبیلش را پسر فلاحیان گرفته بود و برده بود و به او نمیداد. در یک جریانی او را دعوت میکنند به سونای زعفرانیه و در آن سونا است که این التماس میکند حتی به سعید امامی میگوید خواهش میکنم که این مساله ماشین من را حل کن و کاری کن که دیگر پسر فلاحیان سراغ من نیاید، این هم کارت دعوت عروسیم. یعنی او درواقع با تمام نیرو سعی میکند بدون آسیب دیدن خودش را از شر اینها حفظ کند. اما متاسفانه همانجا در حمام به او ضربه میزنند و بعد جنازهاش را میبرند به بیابان. افرادی که به این نحو کشته شدند یا کسانی بودند که دچار ناراحتی وجدان شدند یا کسانی بودند مانند همین سنجری که نمیخواسته با اینها رفتوآمد کند و فرار میکرده.»[۲]
چگونگی قتل سیامک سنجری [ویرایش]
در اعترافات خسرو براتی متهم ردیف ۳ قتل های زنجیره ای در مورد قتل سیامک سنجری آمده است :
سیامک سنجری جوان ورزشکار و خوش مشرب و دست و دلباز بود که با داشتن فروشگاه اتومبیل های گرانقیمت با پسر آقای فلاحیان و اکبر خوش کوش و من از طریق حاج آقا محمدی آشنا شد.یکبار برای نشان دادن یک بنز سفید ۲۳۰ او را نزد حاج آقا فلاحیان بردم و آقای اسلامی (سعید امامی) توصیه کرد از او به عنوان منبع استفاده کنیم اما چون جوان ورزشکار و پاکی بود زیربار خبرچینی نرفت تا اینکه دو سه گزارش داشتیم که نشان میداد سیامک در جاهائی حرف هائی زده است حتی ماجرای رفت و آمد حاج آقا فلاحیان به سونای زعفرانیه را می گفتند از طریق او به بیرون درز کرده است و قرارشد از او تحقیق شود تا اینکه دو روز مانده به عروسی اش حاج آقا فلاحیان به آقای اسلامی گفتند "کار را باید تمام کرد" چون همسر حاج آقا سوال هایی را از ایشان کرده بود و حاج اقا مطمئن بود این حرفا ها از طریق سنجری به گوششان رسیده.آقای اسلامی دلش سوخت به حاج اقا (فلاحیان) تلفن زد که خدا را خوش نمی آید ما را به عروسی اش دعوت کرده اما ظاهرا حاج اقا حاضر به گذشت نبود.آقای اسلامی معذب بود و رفت و حاج علی شیر سنگی را به سرش زد و برادران کار را با دشنه تمام کردند و بعد جسد را به زیر پل کاوه انداختند و ماشین را بردند تا به دره بیندازند تا اثری نماند.
منابع [ویرایش]
- ↑ ماجرای قتل سیامک سنجری و فاطمه قائممقامی
- ↑ «مروري بر قتل هاي زنجيره اي پس از هفت سال. بخش پنجم: «ساير قتل ها»» (فارسی). رادیو فردا. بازبینیشده در ۱۷ بهمن ۱۳۸۸.
- ↑ علیرضا نوریزاده ، ناگفته ها در پرونده قتل های زنجیره ای ، اکتبر ۲۰۰۰ ، اسن آلمان
|
|||||||||||||||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |