صادق شرفکندی
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
برای دیگر افراد با نام «شرفکندی» به صفحه شرفکندی بروید.
| صادق شرفکندی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۱ ژانویه ۱۹۳۸ محله ارمنیان مهاباد |
| درگذشت | ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ رستوران میکونوس در برلین |
| پیشه | یک فعال سیاسی کرد |
| نقشهای برجسته | حزب دموکرات کردستان ایران |
دکتر صادق شرفکندی دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در روز ۲۱ دی ماه سال ۱۳۱۶ شمسی برابر با ۱۱ زانویه سال ۱۹۳۸ میلادی در مهاباد آذربایجان غربی متولد گردید .
در دوران کودکی از داشتن نعمت پدر محروم و تحت سرپرستی و مراقبت برادر بزرگش قرار گرفت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مهاباد و سال اخر دبیرستان را در تبریز به اتمام رسانید . در سال ۱۳۳۸ برابر با ۱۹۵۹ موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته شیمی از دانشسرای عالی تهران گردید . در همین سال به عنوان دبیر شیمی در شهرهای مهاباد و ارومیه به کار مشغول شدند و تا سال ۱۳۳۴ برابر با ۱۹۶۵ کار تدریس و دبیری را ادامه دادند . ساواک به همراه تعداد دیگری از دبیران همفکر و همکارش او را تبعید نمود. صادق شرفکندی در سال ۱۳۴۹ برابر با ۱۹۷۰ به دانشگاه تربیت معلم انتقال یافت و به عنوان معاون و کمکیار بخش شیمی این دانشگاه مشغول به کار شد و سپس با استفاده از بورس تحصیلی در دانشگاه پاریس موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته شیمی شد . وی در سال ۱۳۵۵ برابر با ۱۹۷۶ به ایران بازگشت و به عنوان استادیار شیمی در دانشگاه تربیت معلم به کار تدریس ادامه دادند .
دکتر شرفکندی در سال ۱۳۵۲ برابر با سال ۱۹۷۳ یعنی زمانی که در دوره دکترا به سر میبردند در پاریس از طریق عبدالرحمان قاسملو با برنامه و اساسنامه حزب دمکرات کردستان ایران اشنا شد و تقاضای عضویت در ان را نمودند . پس از مراجعت به ایران به عنوان رابط دکتر قاسملو و اعضای قدیمی حزب در داخل ایران وظیفه حزبی خویش را به انجام رسانید. به دنبال سقوط رژیم پهلوی و تجدید فعالیت علنی حزب دمکرات در سال ۱۳۵۸ برابر با ۱۹۷۹ به عنوان مشاور کمیته مرکزی و در اسفند ماه سال ۱۳۵۸ در کنگره چهارم حزب دمکرات به عنوان عضو کمیته مرکزی انتخاب شد و مسئولیت های کمیته حزب در تهران را عهده دار شدند و در اوایل تابستان سال ۱۳۵۹ برابر با ۱۹۸۰ از سوی رهبر حزب برای کار تمام وقت در حزب به کردستان فراخوانده شد و در جریان نشست کمیته مرکزی حزب در تابستان همان سال به عضویت دفتر سیاسی حزب انتخاب گردید . در کنگره های ۵ و ۶ و ۷ و ۸ و ۹ حزب دمکرات به عضویت کمیته مرکزی و هر بار از سوی کمیته مرکزی به عضویت دفتر سیاسی انتخاب میشد. دکتر شرفکندی در طول دوران عضویتش در حزب دمکرات اکثرا مسئولیت بخش انتشارات و تبلیغات را به عهده داشتند و از سال ۱۳۶۵ تا هنگام ترور دکتر قاسملو وظیفه معاونت دبیر کلی حزب را عهده دار بود. دکتر شرفکندی در نخستین نشست کمیته مرکزی پس از درگذشت دکتر قاسملو به اتفاق ارا اعضا کمیته مرکزی به دبیر کلی حزب دمکرات انتخاب و در کنگره ۹ حزب مجددا به این سمت انتخاب گردید و تا زمان مرگ وظیفه سنگین دبیر کلی حزب را بر عهده داشتند.
او در تروری که در هفدهم سپتامبر ۱۹۹۲ در رستوران میکونوس در برلین صورت گرفت همراه با تنی دیگر از سران حزب کشته شد. بعضی قتل وی را به عوامل یا مأمورین جمهوری اسلامی ایران نسبت میدهند[نیازمند منبع]، ولی دولت ایران این مسئله را تکذیب کرده است[نیازمند منبع].
بعدها در دادگاهی که در شهر میکونوس بر سر این واقعه تشکیل شد دادگاه اعلام کرد که به مامورین جمهوری اسلامی مظنون است[نیازمند منبع] و مشخصا علی خامنهای (رهبر وقت)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت) و علی فلاحیان (وزیر وقت اطلاعات) را به دادگاه فراخواند[نیازمند منبع].
در جریان دادگاه، شخصی که به همت بنی صدر و تضمین امنیتی پلیس آلمان جرأت حضور در دادگاه و شهادت دادن را یافته بود، گواهی داد که او خود از اعضای سابق وزارت اطلاعات ایران بوده و به خوبی سیستم طراحی ترورها را میشناسد.
او اظهار داشت که تمامی ترورهای خارجی در نتیجه تصمیم یک کمیته پنهان ترور، متشکل از رهبر به اصطلاح دینی، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و وزیر امور خارجه صورت میگیرد .
به دنبال شهادت این شاهد مقامات قضایی آلمان رؤسای جمهوری اسلامی و در صدر آنها سید علی خامنه ای را عاملان اصلی این ترور معرفی کردند. با وجود تلاشهای مکرر جمهوری اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر این قضیه، سران نظام نتوانستند آنگونه که در ترور عبدالرحمان قاسملو و شاپور بختیار با دولتهای اتریش و فرانسه ساخت و پاخت کرده بودند، دولت آلمان را نیز بخرند. اگرچه تحت فشار دولت آلمان، مقامات قضایی مجبور شدند به ذکر تلویحی برخی از حقایق بسنده کنند، اما قضیه میکونوس روابط دو کشور را به وخیمترین حالت ممکن رساند.
به دنبال حکم مقامات قضایی آلمان، شماری از مردم ایران در شهرهای مختلف از جمله در تهران و مشهد به دفاع از رهبر ایران برخواستند و حکم دادگاه را اهانت دانستند.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||