قیصر (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قیصر
Qeisar film poster.jpg
پوستر فیلم قیصر در سال ۱۳۴۸
کارگردان مسعود کیمیایی
تهیه‌کننده عباس شباویز
نویسنده مسعود کیمیایی
بازیگران بهروز وثوقی
ناصر ملک‌مطیعی
جمشید مشایخی
پوری بنایی
بهمن مفید
ایران دفتری
موسیقی اسفندیار منفردزاده
فیلم‌برداری مازیار پرتو
تدوین مازیار پرتو
تاریخ‌های انتشار ۱۰ دی ۱۳۴۸[۱]
کشور ایران
زبان فارسی

قِیصَر نام فیلمی ایرانی ساختهٔ مسعود کیمیایی، محصول سال ۱۳۴۸ است و بازیگرانی چون بهروز وثوقی، ناصر ملک‌مطیعی، ایران دفتری، پوری بنایی، بهمن مفید، جلال پیشواییان و شهرزاد در آن نقش‌آفرینی کرده‌اند.

این فیلم از آغازِ اکران، در ایجاد موجی نو در سینمای ایران نقش بسزایی داشته‌است.

داستان فیلم[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

فاطی توسط یکی از برادران آب‌مَنگُل به نام منصور (جلال پیشواییان) هتک حرمت می‌شود. فاطی، پس از نوشتن نامه‌ای به مادر (ایران دفتری) و دایی‌اش (جمشید مشایخی)، خودکشی می‌کند و در بیمارستان جان می‌سپارد. فرمان (ناصر ملک‌مطیعی)، برادر بزرگ فاطی، پس از آگاه شدن از موضوع، به دکان برادران آب‌مَنگُل می‌رود. او، چون پیشتر قسم خورده‌بوده که هرگز از ابزارهایی مانند چاقو استفاده نکند، با دستان خالی با برادران آب‌مَنگُل روبرو می‌شود و توسط دو برادر منصور، رحیم (غلامرضا سرکوب) و کریم (حسن شاهین)، غافل‌گیر و کشته می‌شود. قیصر (بهروز وثوقی)، برادر کوچکِ فرمان، از سفر جنوب بازمی‌گردد و پس از آگاه شدن از قضیه، به‌قصد انتقام به سراغ برادران آب‌مَنگُل می‌رود. او کریم را در حمام و رحیم را در کشتارگاه از پا درمی‌آورَد. سپس به اتفاق ننه‌مشهدی، رخت‌شوی محله‌شان، برای زیارت به مشهد می‌رود. وقتی قیصر از زیارت بازمی‌گردد از خبر مرگ مادرش مطلع می‌شود و در گورستان، به‌هنگام تدفین مادرش، به‌کمک نامزدش (پوری بنایی) از چنگ پلیس می‌گریزد و به‌واسطهٔ رقاصه‌ای (شهرزاد) منصور را در ایستگاه راه‌آهن می‌یابد و او را به‌قتل می‌رساند و سرانجام خودش نیز با گلولۀ پلیس از پا درمی‌آید.[۲]

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران، شخصیت‌ها و صداپیشگان[ویرایش]

بازیگر نقش دوبلور[۳] درباره وضعیت
بهروز وثوقی قیصر منوچهر اسماعیلی قهرمان فیلم با زخم چاقو و گلوله نیم‌جان دستگیر می‌شود.
ناصر ملک‌مطیعی فرمان ایرج ناظریان برادر قیصر به‌دست برادران آب‌مَنگُل کشته می‌شود.
پوری بنایی اعظم ژاله کاظمی نامزد قیصر -
جمشید مشایخی خان‌دایی منوچهر اسماعیلی دایی قیصر -
ایران دفتری مادر فهیمه راستکار مادر قیصر به مرگ طبیعی می‌میرد.
میرمحمد تجدد عباس صادق ماهرو برادر اعظم -
بهمن مفید میتی بهمن مفید دوست قیصر -
جلال پیشوایان منصور آب منگول جلال پیشواییان تجاوزکننده به خواهر قیصر به دست قیصر به قتل می‌رسد.
حسن شاهین کریم آب‌مَنگُل محمود نوربخش قاتل فرمان به‌دست قیصر به قتل می‌رسد.
غلامرضا سرکوب رحیم آب‌مَنگُل مهدی آرین‌نژاد یکی از برادران آب‌مَنگُل به‌دست قیصر به قتل می‌رسد.
شهرزاد سهیلا ژاله کاظمی رقاصه و معشوقۀ منصور -

عوامل فیلم[ویرایش]

نظرات دیگران دربارۀ فیلم[ویرایش]

بهروز وثوقی و جمشید مشایخی (پشت به تصویر) در نمایی از قیصر

علی شریعتی[ویرایش]

علی شریعتی از حامیان و طرفداران فیلم قیصر در زمان خود بود. مسعود کیمیایی، در مصاحبه‌ای دراین‌باره، گفته‌است: دیدار من با دکتر شریعتی خیلی قبل‌تر از نمایش «قیصر» اتفاق افتاده‌بود. اما خیلی‌ها این ماجرا را نمی‌دانند. دکتر شریعتی را چندین‌ بار دیده‌بودم، اما شب نمایش «قیصر» بود که از دور ایشان را دیدم و سلام‌وعلیکی کردیم. این‌که می‌گویند «کیمیایی» هیچ‌وقت دکتر شریعتی را ندیده و با او حرف نزده، حرف درستی نیست. یادم هست او «قیصر» و «گاو (فیلم)» را دیده‌بود و می‌گفت: بین این‌ دو، فیلم موردنظر ما «قیصر» است. چون معتقد بود «قیصر» فیلم «نر» و «پرحرکتی» از کار درآمده‌است. خیلی هم «قیصر» را دوست داشت و ابراز لطف می‌کرد، اما من هیچ‌وقت دربارۀ این فیلم با او حرف نزدم؛ یعنی هیچ‌وقت فرصتش پیش نیامد. شریعتی دربارۀ فیلم با عباس شباویز مفصل حرف زده‌بود و برای او از خوبی‌های فیلم گفته‌بود.

ابراهیم گلستان[ویرایش]

  • ابراهیم گلستان: «قیصر» یک فیلم گیرا و شایستۀ توجه کامل است. اگر این فیلم در حد قریحه و استعداد سازنده‌اش ساخته شده‌بود، یک فیلم برجسته می‌شد. برجستگی کنونیِ فیلم در این است که کار یک قریحۀ کمیاب است؛ قریحه‌ای که هنوز خود را به رشدی که شایسته‌اش است، نکشانده‌است... «قیصر» یک فیلم گیرا و شایستۀ توجه کامل است. یک شاهکار کامل نیست؛ هرچند یک اشارۀ قاطع به یک قریحۀ نیرومند، یک فال روشن به ممکنات آینده است...

پرویز نوری[ویرایش]

  • پرویز نوری: ... و حالا قیصر به‌وجود آمده‌است، بعد از بیست سال انتظار، بعد از همۀ آن «تو بمیری‌ها»، بدبینی‌ها، و بعد از تلاش خستگی‌ناپذیر و قابل ستایش در ایجاد یک سینمای واقعی در ملک.

نجف دریابندری[ویرایش]

  • نجف دریابندی: می‌گویند که چرا قیصر به کلانتری نرفته‌است تا افسر نگهبان با کمال جدیت به کارش رسیدگی کند؟ سؤال مهملی است. این ازقضا سرگذشت آدمی است که به کلانتری نرفته‌است. آنهایی که به کلانتری رفته‌اند، سرگذشت دیگری دارند. اشخاص می‌توانند سرگذشت یکی از این آدم‌ها را روی پرده بیاورند. هرکس پرسید چرا قهرمان آنها به کلانتری رفته‌است، سؤالش به همان اندازه مهمل خواهد بود.

شهریار مَندَنی‌پور[ویرایش]

  • شهریار مندنی‌پور: «قیصر» فیلم است. اگر در روایتِ داستان نقص‌هایی دارد، اما در روایت سینمایی‌اش هنوز هم دیدنی است... «قیصر» بدون درنظر گرفتن تحسین بیهوده و غیرهنریِ تاریخ‌گر، بدون توجه به جذبۀ توریستیِ آن، مردانگی و روش‌های زیستیِ زیرِبازارچه‌ایِ به‌زوال‌رفته، هنوز دیدنی است، و این به یُمن روایت سینماییِ آن است.

مجید اسلامی[ویرایش]

  • مجید اسلامی: حالا که سی سال بعد به نمایش جنجالیِ «قیصر» و پیامدهایش نگاه می‌کنیم، راحت‌تر به این موضوع پی می‌بریم که «قیصر» حاصل برخورد شهودیِ یک کارگردان بااستعداد بود با موضوع و فضایی که با آن خیلی خوب آشنا بود، و گروه بسیار خوبی هم در کنارش بود، و همۀ اینها فیلم درخشانی پدید آورد که می‌توانست هم تماشاگرانش را از سینما راضی به بیرون بفرستد و هم معانی متعددی را به ذهنشان بکشانَد.

داریوش ارجمند[ویرایش]

داریوش ارجمند نگاه واقع‌گرا را یکی از دلایل موفقیت فیلم «قیصر» دانسته و با عنوان این‌که این فیلم برخلاف دیگر فیلم‌های آن زمان در وهم و خیال نمی‌گذشت، افزوده‌بود: «این فیلم زندگی واقعی مردم را در ابعادی تکان‌دهنده در مقابل سینمای خیالی به نمایش گذاشت. این فیلم، با استفاده از تکنیک و اندیشه‌ای نو و ارائۀ بازی‌های خلاقانه به قشر فرودست جامعه و دغدغه‌های آنها پرداخته، که سبب می‌شود تا مخاطب با شصیت‌های فیلم حس هم‌ذات‌پنداری پیدا کند، و این گامی مؤثر درجهت توجه مردم به این فیلم است.»

او با بیان اینکه «دفاع فردی و مبارزۀ یک‌تنۀ قیصر در برابر ظلم اعمال‌شده بر طبقه‌ای خاص، در میان مردم بازتاب خوبی داشت»، گفت: «در برهه‌ای که از اوضاع و احوال اجتماع، رفتارهای قشر ویژه‌ای از مردم را مد نظر داشت، کیمیایی توجه خود را به‌سمت عامۀ مردم متوجه کرد و آنها را به‌تصویر کشید.»

داریوش ارجمند، با تأکید بر اینکه «قیصر» موج نویی در سینمای ایران ایجاد کرد، گفت: «هرچند پیش از «قیصر» تلاش‌هایی برای تصویر کردن واقعیت صورت گرفت که حاصل آن فیلم‌هایی چون «خشت و آیینۀ» ابراهیم گلستان و «شب قوزی» فرخ غفاری بود، اما ازآنجاکه این فیلم‌ها با استقبال مردم همراه نبودند، نتوانستند جریانی را در سینمای ایران ایجاد کنند.»

داریوش ارجمند، فیلم «قیصر» را متعلق به دورانی خاص می‌داند و معتقد است: «این فیلم در آن زمان رسالت ویژه‌ای را برعهده گرفت و نبض زمانۀ خود را به‌صدا درآورد.»

داریوش ارجمند در خاطره‌ای از علی شریعتی می‌گوید: «فیلم قیصر را به‌همراه دکتر شریعتی دیدم. او نظر بسیار مثبتی دربارۀ این فیلم داشت. پس از تماشای فیلم، او در کلاس این مسئله را مورد توجه قرار داد و عنوان "قیصر" را استعاره‌ای از شکست شاه عنوان کرد.»

داریوش ارجمند از قول علی شریعتی نقل می‌کند: «دکتر شریعتی با اشاره به صحنه‌ای از فیلم، که قیصر پاشنۀ کفشش را ورمی‌کشد، گفت من جورابی مشابه جوراب قیصر دارم که با تصور اینکه مختص بچه‌خوشتیپ‌هاست، از پوشیدن آن اجتناب می‌کردم؛ اما حالا با دیدن این‌که طبقۀ عام اجتماع هم از این جوراب‌ها می‌پوشد دیگر نگران این شبهه نیستم.»[۴]

هوشنگ کاووسی[ویرایش]

دکتر هوشنگ کاووسی، در مقاله‌ای به نام «از داج‌سیتی تا بازارچهٔ نایب‌گربه»، به‌شدت به فیلم حمله کرد. کاووسی نوشت: «وقتی قیصر را تماشا می‌کنم، وصلت آن را با فیلمفارسی عیان می‌بینم و درمی‌یابم که این فیلم ثمر پیوند بیگانه بیا و غول بیابونی است که در قهوه‌خانهٔ قنبر اتفاق افتاده...»[۵][۱]

هوشنگ طاهری[ویرایش]

هوشنگ طاهری، از منتقدان هنری، در مقاله‌ای تند، به فیلم تاخت: «قیصر بدون شک ارتجاعی‌ترین فیلمی است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده‌است. کیمیایی با این فیلم خود، درست در حساس‌ترین لحظه‌ای که سینمای مبتذل بومیِ ما در آخرین مراحل حیات خود دست‌وپا می‌زند و می‌رود که به‌یک‌باره در ابتذال روزافزون خود خفه شود، به یاری‌اش می‌شتابد و با انتخاب موضوعی اشک‌انگیز و پرداختی احساساتی، بار دیگر حیاتی نو به این کالبد فاسد می‌دهد...»[۱]

جوایز[ویرایش]

  • بهترین فیلم به‌ مفهوم مطلق، بهترین کارگردانی، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش اول در جشنوارۀ فیلم سپاس تهران ۱۳۴۸
  • بهترین فیلم به مفهوم مطلق، بهترین کارگردانی، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش اول، بهترین هنرپیشهٔ مرد نقش دوم، بهترین موسیقی متن در جشنوارۀ فیلم سپاس ۱۳۴۹
  • جایزهٔ اول سندیکای تهیه‌کنندگان ایران در ۱۳۴۸
  • جایزهٔ «تمبر طلا» در ۱۳۴۸: برندۀ جایزۀ بهترین بازیگر نقش اول مرد (بهروز وثوقی) در دومین جشنوارۀ سینمایی سپاس تهران ۱۳۴۸
  • برندۀ جایزۀ بهترین بازیگر نقش مکمل زن (ایران دفتری) در دومین جشنوارۀ سینمایی سپاس تهران ۱۳۴۸
  • برندۀ جایزۀ بهترین کارگردانی (مسعود کیمیایی) در دومین جشنوارۀ سینمایی سپاس تهران ۱۳۴۸
  • برندۀ جایزۀ بهترین موسیقی متن (اسفندیار منفردزاده) در دومین جشنوارۀ سینمایی سپاس تهران ۱۳۴۸
  • حضور در جشنوارۀ فوروم دزامایژ پاریس ۱۳۸۲ در فرانسه
  • حضور در دورۀ سوم جشنوارۀ بین‌المللی سینما اتوپیا در پاریس ۱۳۶۵ در فرانسه
  • حضور در جشنوارۀ بین‌المللی فیلم‌های ایرانیِ مؤسسۀ فیلم بریتانیا ۱۳۷۸ در انگلستان
  • حضور در جشنوارۀ بین‌المللی موزۀ ماچیدا ۱۳۷۳ در ژاپن
  • حضور در جشنوارۀ مروری بر سینمای ایران در دهۀ هفتاد میلادی در موزۀ هنرهای گرافیکی ماچیدا (ژاپن) در ۱۳۷۲
  • حضور در جشنوارۀ بین‌المللی فیلم «سه قارۀ» نانت، دورۀ دوازدهم، فرانسه، ۱۳۷۲
  • جشنوارۀ بین‌المللی فیلم مستند دانشگاه شیکاگو، آمریکا، ۱۳۷۹
  • جایزهٔ منتقدین تهران
  • نامزد شرکت در جشنوارۀ بین‌المللی فیلم برلین

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ علی امینی نجفی. «فیلم قیصر؛ مانیفست ناموس‌پرستی». بی‌بی‌سی فارسی. بازبینی‌شده در 28/4/2014. 
  2. بهارلو، عباس. فیلمشناخت ایران، جلد اول. 
  3. «دوبلۀ فیلمهای ایرانی یا صداگذاری فارسی به فارسی». کافه کلاسیک. 
  4. دربارۀ قیصر
  5. «نقد دکتر امیرهوشنگ کاووسی بر فیلم قیصر: از داج‌سیتی تا بازارچهٔ نایب‌گربه». رادیو زمانه. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

قیصر در ایران آکتور