آیدین آغداشلو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آیدین آغداشلو
Aydin Aghdashloo in 2004.jpg
زادهٔ ۸ آبان ۱۳۱۹
۳۰ اکتبر ۱۹۴۰(۱۹۴۰-10-۳۰) ‏(۷۴ سال)
محلهٔ آفخرا، رشت، ایران
همسر(ها) شهره آغداشلو (۱۳۵۱۱۳۵۹)
فیروزه اطهاری (۱۳۵۹ – تا کنون)
فرزندان «تارا» و «تکین» از همسر دوم
ملّیت ایرانی
جایگاه زندگی رشت، تهران
رشته نقاشی، نویسندگی و طراحی
آثار برجسته خاطرات انهدام
وب‌گاه http://www.aghdashloo.com/


آیدین آغداشلو (زاده ۸ آبان ۱۳۱۹ در رشت) نقاش، نویسنده، منتقد فیلم و طراح هنرمند معاصر ایران است.

زندگی[ویرایش]

آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف)، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرای شهر رشت به دنیا آمد. پدرش از مهاجران قفقازی بود و در ۱۲ سالگی آیدین درگذشت و وی پس از آن به همراه مادرش به تهران رفت و از آن زمان با مادرش زندگی می‌کرد. او در سال ۱۳۳۲ وارد دبیرستان جم در محله قلهک شد و در آنجا با عباس کیارستمی همکلاس گشت.[۱]

آغداشلو در چهارده سالگی نخستین اثر نقاشی‌اش را به فروش رساند و سپس در ۱۶ سالگی به فراگیری طراحی گرافیک در مؤسسه تبلیغاتی آشنا پرداخت و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد. وی در ۱۹ سالگی به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت، تا آنکه در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل منصرف شد. او نخستین مقالهٔ خود در زمینهٔ نقد هنری را در مجلهٔ اندیشه و هنر منتشر کرد.[۱] از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷، آغداشلو در هنرستان هنرهای زیبای پسران و دانشکده هنرهای تزئینی تهران به آموزش می‌پرداخت و در همین سال‌ها در انجمن ایران و آمریکا در تهران یک نمایشگاه انفرادی نقاشی برگزار کرد. او سپس گروهی از کتاب‌ها و نسخه‌های خطی را که جمع‌آوری کرده بود، در موزه نگارستان به نمایش گذاشت و چندی بعد برنامه‌ای با نام «شیوه‌های دیدن» برای تلویزیون ملی ایران ساخت.[۱]

وی در جوانی با پری وزیری‌تبار، هنرپیشه تئاتر و سینما که با نام هنری شهره آغداشلو شناخته شده است، ازدواج کرد؛ ولی این ازدواج به جدایی انجامید و آیدین آغداشلو مجدداً در سال ۱۳۵۹ با فیروزه اطهاری (دانش‌آموختهٔ رشتهٔ معماری) که از دانشجویان خود او بود، ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر به نام‌های «تارا» و «تکین» شد.

مهاجرت از ایران[ویرایش]

در سال ۱۳۹۳ خورشیدی و اندکی پس از برگزاری نمایشگاهی از آثار خود پس از نزدیک به ۴۰ سال در ایران، آغداشلو اعلام کرد که می‌خواهد از صحنه هنری ایران کنار برود و به کشوری دیگر مهاجرت کند.[۱] به گفتهٔ او، دلیل مهاجرتش از ایران افسردگی و خستگی مفرطش بوده است و کار زیاد، خستگی و بالا رفتن سن را دلیل بی‌حوصلگی خود دانست. او با اینکه آرزو دارد تا موزه هنرهای معاصر آثارش از دوره‌های مختلف را جمع‌آوری کند، اما هنگامی که در حاشیه واپسین نمایشگاه آثارش در ایران به موضوع مهاجرت خود اشاره کرد، دولت‌های کشور را در تصمیم خود به مهاجرت دخیل ندانست.[۱]

فعالیت‌ها[ویرایش]

آیدین آغداشلو از پنج سالگی به نقاشی روی آورد[نیازمند منبع] و در ۱۴ سالگی نقاشی‌هایش در کتاب‌های درسی چاپ می‌شد[نیازمند منبع] و بعدها نقاشی و گرافیک حرفه اصلی او شد و در رشته نقاشی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل گردید و از آن تاریخ تاکنون به خلق آثار هنری و تدریس نقاشی و تاریخ هنر در دانشگاه اشتغال دارد.[نیازمند منبع] او علاوه بر خلق آثار نقاشی و گرافیکی ارزشمند، در زمینه تئاتر و سینما نیز صاحب نظر است.[نیازمند منبع] وی با رسانه‌ها ارتباط خوبی دارد و گفتگوهای متعددی از او در نشریات ایران به چاپ رسیده است.

آثار[ویرایش]

آغداشلو تا سال ۱۳۹۳ خورشیدی در ایران تنها یک نمایشگاه انفرادی بر پا کرد. این نمایشگاه در آبان ماه آن سال در گالری اثر در تهران آغاز به کار کرد و پیش از آن، تنها نمایشگاه انفرادی آغداشلو در سال ۱۳۵۴ در انجمن فرهنگی ایران و آمریکا برگزار شده بود.[۲]

از جمله مهم‌ترین مجموعه‌های نقاشی آغداشلو، مجموعه خاطرات انهدام است که از جمله ماندگارترین مجموعه آثار هنری در تاریخ معاصر ایران شناخته می‌شود.[۲]

از جمله دیگر آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خوشی‌ها حسرت‌ها
  • آقا لطفعلی صورتگر شیرازی
  • سالهای آتش و برف
  • پیدا و پنهان

او چند نقّاشی نیز برای جلد چند اثر از بهرام بیضایی کشیده است. از جمله عیّارنامه، دیباچهٔ نوین شاهنامه و طومار شیخ شرزین.[۳][۴][۵]

ستایش دیگران[ویرایش]

بهرام بیضایی در بخشی از مقاله اش می‌نویسد: «چرا گستاخی نکُنَم و نگویم که اگر در ماننده کِشی ارزشی باشد، الگوهای بزرگانِ گذشتهٔ نقاشی و نگارگری در دسترسِ ما نیستند، تا چون معیارِ سنجش، به میزانِ توفیقِ آن استادان در ماننده کِشی گواهی دهند؛ ولی آثار ایشان که آیدین دوباره سازی کرده هست تا گواهِ مهارتِ آیدین در ماننده کِشی باشد. پیداست که ماننده کِشی همهٔ هُنَرِ آنان نبود، همچنان که همهٔ هُنَرِ آیدین نیست. تخیّل و اندیشهٔ زمان نگر و مرگ آگاهِ آیدین است که سازندهٔ نهاییِ اثر اوست. تَرَک‌هایی که زمان در نقش‌ها انداخته، و ستمی که روزگار – یا دستِ بشر – در حقِّ آنها روا داشته. در دوباره کِشی‌های آیدین، ستایشِ این استادان با دریغ بر فناپذیریِ خود و آثارشان همراه است.»[۶][۷]

احمدرضا احمدی گفته: «آیدین خوب می‌داند صدای دست زدن‌های فراوان گوش انسان را کر می‌کند و فلاش عکّاسان چشم‌ها را نابینا می‌کند، حتّی اگر بر چشم عینک سیاه بزنی. مهم ترین صفتی که در این ۴۵ سال دوستی در آیدین دیدم که در هیچ زمانی چه در جوانی و چه اکنون که هر دو گیسوان سفید داریم و رنگ نمی‌زنیم، مسخ نشد و سر نشد، همیشه با هوش و خرد به جهان نگریسته است و پس از کشف قلمروی تازه غرّه نشده است.»[۸]

محمد احصایی گفته: «آیدین، راجع به هر موضوعی، مطلبی، مقاله‌ای، نقدی نوشته است پر است از اطلاعات گوناگون. در زمینی و آسمانی نگاهی به خوشنویسی ایران؛ آدم می‌ماند این همه معلومات برایش چگونه حاصل شده است. ماشاالله. مدت هاست دیگر خیالم را راحت کرده‌ام. هر چه می‌خواهم بدانم به تکدی به در خانه اش می‌روم. در کار خود، این فقیر اگر چیزکی شده است، گردنم زیر بار منت اوست. یک تنه، تمام و کمال، یک دانشکده هنر است. این را از هزار و چند نفر شاگردانش بپرسید.»[۹]

داریوش شایگان نوشته: «آیدینِ سالهای آغازین دههٔ سی را به یاد دارم: کودکی زیبا و شش سال کوچک‌تر از من. من پسر جوانی بودم در دوران بلوغ، و او پسربچّه‌ای بسیار تأثیرپذیر و با استعداد. در تابستان و فصل تعطیلات که از اروپا به ایران بازمی گشتم، فرصت می‌یافتم او را ببینم و این دیدارها به واسطه مناسبات دوستانه‌ای مهیّا می‌شد که میان خانواده هایمان برقرار بود. فراموش نمی‌کنم که با چه اشتیاقی اطّلاعات اندک مرا دربارهٔ هنر جذب جانش می‌کرد. در آن زمان من سرتاسر ایتالیا را گشته بودم و به برکت دیدار از موزه‌های پاریس و لندن، با نامهای بزرگ هنرمندان رنسانس ایتالیا و امپرسیونیستهای فرانسه آشنا شده بودم، گیرم شناخت من از آنها، و از هنر غربی به طور کلّی، چندان عمیق و دقیق نبود. . . . آیدین پدیده‌ای است فوق‌العاده، با استعدادی بی‌نهایت زودرس. کسی چه می‌دانست که این پسربچّه خوش سیما که با چنان اعتمادی به حرفهای من گوش می‌سپرد، مقدّر است بعدها به یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های هنری ایران بدل شود.»[۱۰]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ مهرداد ابوالقاسمی. «آیدین آغداشلو ایران را ترک می‌کند.». دویچه‌وله پارسی، ۳ دسامبر ۲۰۱۴. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ کیانوش فرید. «آیدین آغداشلو؛ اینک پس از چهل سال». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۳ آبان ۱۳۹۳. 
  3. بیضایی، بهرام. طومار شیخ شرزین. تهران: روشنگران. چاپ هشتم 1389. شناسنامه کتاب.
  4. بیضایی، بهرام. عیّارنامه. تهران: روشنگران. چاپ دوّم ناشر (چاپ چهارم کتاب) 1386.
  5. http://bukharamag.com/1387.09.2725.html
  6. بیضایی، بهرام. «دربارهٔ آیدینِ آغداشلو و هنر او». مجلّه بخارا. مهر و آبان 1387. شماره 67. ص 327.
  7. http://bukharamag.com/1387.09.2725.html
  8. احمدی، احمدرضا. «نقّاش ما آیدین آغداشلو». مجلّه بخارا. مهر و آبان 1387. شماره 67. ص 340.
  9. احصایی، محمد. «ادای دین به دوست». مجله بخارا مهر و آبان 1387 - شماره 67. ص 347.
  10. شایگان، داریوش. در جست و جوی فضاهای گمشده. تهران: نشر فرزان. 1392. ص 218-219.

پیوند به بیرون[ویرایش]