تاریخ روانشناسی
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع برطبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
تاریخ روانشناسی به عنوان دانش مطالعهٔ رفتار و ذهن انسان به یونان باستان باز میگردد. شواهدی نیز بر مطالعهٔ این دانش توسط مصریهای باستان وجود دارد. دانش روانشناسی تا سال ۱۸۷۹ بخشی از فلسفه انگاشته میشد تا زمانی که به عنوان دانشی مستقل در آلمان و آمریکا مورد مطالعه قرار گرفت. روانشناسی با دانشهای فلسفه، جامعه شناسی، عصب شناسی، فیزیولوژی و به طور کلی دانشهایی که مربوط به علوم انسانی هستند هم مرز است. در سال ۱۸۷۹. وونت اولین آزمایشگاه را برای انجام گرفتن تحقیقات روان شناسی در لایپزیک(آلمان)تاسیس کرد. در سال ۱۸۸۱. وونت اولین مجله را برای معرفی نتیجه پژوهشهای روان شناختی منتشر کرد. در سال ۱۸۹۰. ویلیام جیمز کتاب اصول روان شناسی را به چاپ رساند. در سال ۱۸۹۲. استانلی هال انجمن روان شناسی آمریکا را تاسیس کرد. در سال ۱۹۰۴. ایوان پاولف نشان داد که چگونه می توان پاسخهای شرطی شده را ایجاد کرد وبا معرفی شرطی شدن کلاسیک. مسیر یا راه را برای پیدایش روان شناسی محرک-پاسخ. هموار کرد. در سال ۱۹۰۵آلفرد بینه اولین آزمون هوش را در فرانسه تدوین کرد. در سال ۱۹۰۹ استانلی هال از فرویدبرای سخنرانی در دانشگاه کلارک در امریکا دعوت به عمل آورد ودر نتیجه باعث شد شهرت رو به گسترش فروید به طور رسمی وبه ویژه در آمریکا نیز پذیرفته شود. در سال ۱۹۱۳جان بی. واتسون بیانیه رفتار گرایی کلاسیک را نوشت وطی آن اعلام کرد که روانششناسی تنها باید به مطالعه((رفتار قابل مشاهده موجود زنده))بپردازد. بین سالهای ۱۹۱۴و۱۹۱۸و در طی سالهای جنگ جهانی اول به کار گیری آزمون هوش به طور گسترده آغاز شد. در دهه ۱۹۲۰روانشناسی گشتالت به حداکثر نفوذ خود در بین روانشناسان و نیز علم روانشناسی نزدیک شد. ((به کوشش m.heydari))سالنگار تاریخ روانشناسی
پانویس[ویرایش]
| این یک نوشتار خُرد روانشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |