شهوت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
۷ گناه مرگبار، اثر پیتر بروگل

شهوت آرزو، میل، رغبت، اشتیاق، خواهش و شوق نفس در حصول لذت و سود است.[۱]

واژه‌شناسی[ویرایش]

ریشه واژه شهوت عربی است که در پارسی میانه به آن وَرَن گفته می شد.[۲]

دیدگاه ادیان[ویرایش]

اسلام[ویرایش]

اسلام کنترل شهوت جنسی را فقط به صورت ازدواج و آمیزش با کنیزان ملکی میسر و مجاز می‌داند. ازدواج در مذهب تشیع به صورت دائم و موقت و در مذهب تسنن فقط به صورت دائمی می باشد.

شهوت تنها هنگامی گناه‌آلود است که برای دارایی یا همسر فرد دیگری باشد. شهوت میان زن و شوهر نه تنها گناه نیست بلکه دارای ثواب نیز می‌باشد.

مسیحیت[ویرایش]

شاخه کاتولیک شهوت را به عنوان یکی از هفت گناه کبیره می‌داند.

شاخه پروتستان بر این باورند که همهٔ گناهان از جمله شهوت، تنها توسط خدا و با مرگ و رستاخیز عیسی مسیح می‌تواند بخشوده شوند.

مجازات زنا در عهد قدیم سنگسار بود. در عهد جدید، مسیح، نگاه شهوت آلود به زن متاهل را به عنوان زنا یاد می‌کند.

یهودیت[ویرایش]

بر پایهٔ سنت‌های یهودیت، هیچ چیزی بر زمین بیهوده آفریده نشده‌است. شهوت تنها هنگامی گناه‌آلود است که برای دارایی یا همسر فرد دیگری باشد. شهوت نه تنها گناه نیست بلکه هنگامی که میان زن و شوهر باشد ثواب نیز می‌باشد.

تفاوت با عشق[ویرایش]

شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق رمانتیک برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت می‌تواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد، گرچه در مورد بعضی عاشقان ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت می‌تواند عشق رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.

نگرش به عشق[ویرایش]

اغلب پژوهش‌ها حاکی از آن است که شهوت صرف کمتر به سمت عشق رمانتیک پیشرفت می‌کند. بنا به گفتهٔ هلن فیشر مداربندی مغز در مورد شهوت لزوماً آتش عشق را روشن نمی‌کند. از طرف دیگر عشق رمانتیک، به خصوص پس از تولد فرزندان، می‌تواند به مرحله سومی پیشرفت کند: دلبستگی و تعلق. خصوصیتی که برای یک ازدواج پایدار لازم است. این دلبستگی عمیق تر که در عاشقان بالغ و دیرین شکوفا می‌شود، به طور شاخص پس از تولد یک فرزند به وجود می‌آید. با این حال مثال‌های فراوانی وجود دارد که یک دلبستگی مادام العمر میان زوجی بدون فرزند به وجود آمده، درست همان طور که بسیاری از زوج‌های صاحب فرزند هیچ گاه به این مرحله دلبستگی عمیق مدام نمی‌رسند.

علت[ویرایش]

اما تمام حوادث شیمیایی و عصبی برانگیزاننده عشق، یک سئوال از نوع اول مرغ بود یا تخم مرغ را به میان می‌آورد: آیا عاشق شدن علت این تغییرات شیمیایی در مغز است یا معلول آن؟

در مورد این سئوال توضیحی وجود دارد که نخستین بار کنراد لورنتس کردارشناس حیوانات، برنده جایزه نوبل به آن پرداخت. وی در اردک‌ها پدیده‌ای را مشاهده کرد که آن را نقش پذیری (به انگلیسی: imprinting) نام نهاد. لحظه‌ای بحرانی برای آشیانه سازی یک پرنده وجود دارد، هنگامی که مغز و دستگاه عصبی مرکزی جوجه اردک آماده ایجاد پیوند میان او و مادرش است. در غیاب پرنده مادر جوجه با اولین حیوانی که دیدار می‌کند این پیوند را برقرار می‌کند. مکانیسم نقش پذیری برای بقا حیاتی است چرا که تصور بر این است که ارتباط با یک والد محافظت کننده بقا را تضمین می‌کند.

جان باولبای روانشناس از ایده لورنتس استفاده کرد و نظریه دلبستگی (به انگلیسی: attachment Theory) ارائه کرد. کودکی که نمی‌تواند با مادرش پیوند عاطفی پیدا کند، از شانس کمتری برای بقا برخوردار است. با توجه به شباهت میان یک کودک محروم از مادر و یک عاشق ناکام، دانشمندان این پدیده نقش پذیری را در مورد عشق افراد بزرگسال هم مطرح کرده‌اند. عاشق مانند کودکی دلبسته به مادر به چشمان معشوق خیره می‌شود و آه می‌کشد و اگر رابطه اش را با او از دست دهد مانند کودکی طرد شده، می‌گرید و به افسردگی دچار می‌شود و حتی ممکن است به خود صدمه بزند.

در صورت موفقیت در پیوند ابتدایی میان عاشقان دلبستگی درازمدت در چشم‌انداز قرار می‌گیرد. چنین واقعه‌ای پس از آنکه عشق رمانتیک سیرش را طی کرد و اتحاد عاشق و معشوق فرزندانی را به بار آورد رخ می‌دهد. اما این مرحله جدید پیش بینی نشده و نامنتظر است چرا که به طور شاخص ۱۸ ماه تا ۳ سال پس از شروع عشق آبشارهای فنیل ایتلامین دوپامین و اکسی توسین در مغز فروکش می‌کنند و به قول دانشمندان علوم اعصاب ذخیره واسطه‌های عصبی تمام می‌شود.

در شعر و ادب فارسی[ویرایش]

گاه در شعر و ادب فارسی شهوت در برابر عشق آورده شده‌است.

برای نمونه:

به شهوت قرب تن با تن ضرور است میان عشق و شهوت راه دور است.

[۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • شه‍وت پرتگاه روح انسان/ ابراهیمیان، تربیت، سال ۱۲، ش ۱۰، (تابستان ۱۳۷۶): ص ۱۰۱ - ۱۰۲.
  • فره‌وشی، به‍رام، فرهنگ په‍لوی، تهران، انتشارات دانش‍گاه ته‍ران؛ شماره ۱۴۱۴.
  1. فرهنگ فارسی دهخدا
  2. فرهنگ پهلوی
  3. وحشی بافقی