رومئو و ژولیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تابلوی رومئو و ژولیت (۱۸۹۰)، اثر نقاش انگلیسی فرانک دیکسی (۱۸۵۳ - ۱۹۲۸ میلادی)

رومئو و ژولیت تراژدی نوشته‌شده توسط ویلیام شکسپیر در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ‌شان پایان کارشان می‌شود. این نمایشنامه یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر در زمان‌حیاتش می‌باشد و در کنار هملت یکی از نمایشنامه‌هایی است که بر روی پرده رفته‌است. امروزه از شخصیت‌های‌اصلی داستان به‌عنوان عاشقان آرمانی یادمی‌شود.

رومئو وژولیت کششی به داستان‌های‌عاشقانه دوران باستان دارد. درون‌مایه اثر براساس داستانی ایتالیایی است، که به صورت‌شعر با نام تاریخ باستانی رومئو و ژولیت توسط ارتور برووک در سال ۱۵۶۲، و به صورت نثر در سال ۱۵۹۱ توسط ویلیام پینتر نوشته‌شدند. شکسپیر ازهردو اثر استفاده کرده‌است، ولی برای گسترش داستان، شخصیت‌های مکمل داستان به‌خصوص مرکوتیو و پاریس را دچار تغییراتی‌نمود. این نظر وجوددارد که نمایشنامه بین سال‌های ۱۵۹۱تا ۱۵۹۵ نوشته شده، و برای نخستین بار در قطع ربع کاغذ در سال ۱۵۹۷ به چاپ‌رسیده‌است. این نسخه کیفیت پایینی داشت و نسخه‌های بعدی اصلاح‌شده و با اصل اثر شکسپیر مطابق‌گشتند.

استفاده شکسپیر از ترکیب دراماتیک، به‌خصوص اثرات تعویض بین کمدی و تراژدی و گسترش کشمکش‌ها، گسترش کاراکترهای فرعی، و استفاده از درون‌مایه‌های فرعی و زیبانمودن آن، به عنوان نشانه‌های اولیه توانایی‌های او موردتوجه‌است. نمایشنامه شکل‌های‌شاعرانه مختلفی به کاراکترهای مختلف می‌بخشد، و گاهی‌اوقات شکل کاراکترها نیز تغییرمی‌کند. برای مثال رومئو، در غزل در طول نمایشنامه ماهرتر می‌گردد.

رومئو و ژولیت بارها درسالن‌های تئاتر، فیلم، موسیقی و اپرا مورد استفاده قرارگرفته‌است. این اثر در دوران بازگرداندن پادشاهی انگلستان دوباره زنده‌شد و به طورکلی توسط ویلیام داونانت اصلاح‌گشت. در نسخه قرن ۱۸ام چندین صحنه اصلاح، و مواردی که شاید زشت پنداشته‌می‌شدند حذف گشتند و نسخه اپرایی جورج بندا بسیاری از اقدامات را حذف‌کرده و یک پایان خوش به آن اضافه‌کرد. اجراهای قرن۱۹، شامل اجرای شارلوت کوشمان، اثر اصلی را بازیابی نموده و بیشتر برروی رئالیسم تمرکزنمود. نسخه ۱۹۳۵از جان گیلگود بسیار به اثر شکسپیر نزدیک‌بود، از لباس‌ها و صحنه‌های دوران الیزابت استفاده‌کرد تا درام را ارتقابخشد. درقرن ۲۰ و ۲۱، نمایشنامه با نسخه‌های جدید و گوناگونی، چون تولید ۱۹۳۶ جورج کوکور، نسخه ۱۹۶۸ فرانک زفیرللی، نسخه الهام‌گرفته MTV رومئو و ژولیت در سال ۱۹۹۶ توسط باز لورمان و نسخه غیرشکسپیری۲۰۱۳ توسط کارلو کارلی نمونه‌هایی از این بودند.

شخصیت‌های اصلی[ویرایش]

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

آخرین بوسه ژولیت به رومئو، رنگ روغن بر روی‌بوم، اثر فرانچسکو هایز، ۱۸۲۳

قهرمانان این نمایشنامه دختر و پسری از دو خانواده بزرگ و رقیب در شهر ورونا هستند که با یکدیگر دشمنی و اختلاف دیرینه دارند. رومئو که از خاندان مونتگیو است، به امید ملاقات با رزالین، دختری که رومئو دلباخته اش شده، به ضیافت لرد کپیولت می‌رود؛ آنجاست که رومئو ژولیت دختر لرد کیپولت را ملاقات می‌کند و رزالین را فراموش می‌نماید.

رمئو و ژولیت پس از نخستین شب عشق ورزی، در تلاش برای رسیدن به یکدیگر به بن‌بست می‌رسند. در این میانه خانواده‌های آن دو که کینه‌ای دیرینه از هم دارند، آتش اختلافاتشان بالا می‌گیرد و رومئو ناخواسته باعث مرگ تیبالت از خانواده کپیولت می‌شود و کار را بدتر می‌کند. حاکم ورونا دستور می‌دهد که رومئو شهر را ترک کند. ژولیت که از یک سو غم دوری از رومئو و از سوی دیگر غم از دست رفتن تیبالت قلبش را می‌فشارد، سخت اندوهگین می‌شود. خانواده ژولیت که از ازدواج مخفیانه او با رومئو که با وساطت لارنس راهب صورت گرفته بی خبر اند، ژولیت را به این امر می‌کنند که با خواستگارش، کنت پاریس ازدواج کند. ژولیت نزد لانس راهب می‌رود و از او چاره جویی می‌کند. لارنس به ژولیت مایعی را می‌دهد که با مصرف آن چهل و دوساعت به خوابی مرگ گونه فرو خواهد رفت؛ پیشبینی لارنس این است که خانواده ژولیت به تصور این که دخترشان مرده، او را در مقبره خانوادگی قرار خواهند داد و در این میانه لارنس این فرصت را خواهد داشت که قاصدی را نزد رومئو بفرستد و او را به ورونا بخواند تا همراه ژولیت -که در نهایت از خواب مرگ گونه بر خواهد خاست- به مکان امنی بروند.

ژولیت ناامید از تحقق عشقش و با هدف تنبیه و هشدار دیگران، مایعی را که لارنس به او داده می‌نوشد که مدتی او را همچون مرده‌ای به خواب عمیقی فرومی‌برد. خبر مرگ ژولیت در شهر می‌پیچد و مجلسی که برای ازدواج ژولیت با کنت پاریس برپا شده بود، به مجلس عذا بدل می‌شود. در همین اثنا نقشه لارنس برای ارسال خبر برای رومئو ناکام می‌ماند؛ زیرا، جان که راهب دیگری است پیش از آن که بتواند پیغام را به رومئو برساند در خانه‌ای که نوعی بیماری مسری در آن شیوع یافته و به امر حاکم قرنطینه شده گرفتار می‌شود.

رومئو بی خبر از همه جا خبر نادرست مرگ ژولیت را از مستخدمش، بالتازار، دریافت می‌کند و پس از آن که سمی را از یک داروساز می‌خرد رهسپار ورونا می‌شود. رومئوی دل‌شکسته و بی‌خبر، برای حضور درکنار پیکر ژولیت که در انتظار برگزاری مراسم تدفین، در کلیسا گذاشته شده حاضر می‌شود و در آن جا با کنت پاریس که برای گذاشتن گل بر مزار ژولیت آمده در گیر می‌شود و او را به قتل می‌رساند. رومئو جسد پاریس را به داخل مقبره کپیولت‌ها می‌کشاند و در آن جا با پیکر ظاهراً بیجان معشوقش روبرو می‌شود. رومئو سم را می‌خورد و در دم جان می‌دهد. دیری نمی‌گذرد که چهل و دو ساعت پایان یافته و ژولیت از خواب بر می‌خیزد و چون با جسد بیجان رومئو روبرو می‌شود، با خنجر رومئو به زندگی اش پایان می‌دهد. لرد منتگیو، لرد کپیولت و حاکم ورونا سر صحنه حاضر می‌شوند و لارنس راهب کل ماجرا را برای آن‌ها توضیح می‌دهد. حاکم که با جسد کنت پاریس که از خویشاوندانش است روبرو شده با یادآوری این که دشمنی دو خاندان مسبب این اتفاقات بوده لرد منتگیو و لرد کپیولت را سرزنش می‌کند؛ آن دو که سخت اندوهگین اند سرانجام با یکدیگر دست دوستی می‌دهند و نفرت دیرینه دو خاندان با مرگ رومئو و ژولیت پایان می‌یابد.

پایان خطر لوث‌شدن

منابع[ویرایش]

عنوان شعر رومئو و ژولیت از ارتور بروکس

رومئو و ژولیت از یک داستان قدیمی از عهد باستان نشات می‌گیرد. یکی از این داستان‌ها، داستان پیراموس و طیسبه از کتاب دگردیسی‌های اووید است، که شباهت‌های فراوانی به داستان شکسپیر دارد: خانواده معشوقه‌ها از یکدیگر نفرت دارند، و پیراموس در مرگ طیسبه دچار اشتباه می‌شود.[۱] داستان زنوفون اپیسوس اثر افیسیاکا که در قرن سوم نوشته شده، نیز شباهت‌هایی به نمایشنامه دارد، که از جمله می‌توان به جدایی معشوقه‌ها و معجونی که خواب شبیه مرگ می‌آورد اشاره کرد.[۲]

یکی از اولین مرجع‌ها برای نام‌های مونتاگو و کاپولت از کمدی الهی دانته است که مونتکی (مونتاگو) وکاپلتی (کاپولت) را در ششمین سرود پورگاتوریو به کار برده‌است.[۳] نخستین نسخه شناخته شده از داستان رومئو و ژولیت که به نمایشنامه شکسپیر نیز شباهت دارد، داستان ماریوتو و گیانوززا اثر ماسوکیو سالرنیتانو در سی‌وسومین رمان از سری نوولینو بوده که در سال ۱۴۷۶ منتشر شده‌است. سالرنیتانو داستان را در شهر سیه‌نا بیان می‌کند و اصرار زیادی داشت که اتفاقات در زمان خودش رخ داده‌است. نسخه داستانی او نیز شامل ازدواج مخفی، توطئه راهبه صومعه، کشته‌شدن یک شهروند برجسته، تبعید ماریوتو، ازدواج تحمیلی گیانوززا، نقشه معجون، و پیام مهمی که گمراه می‌شود، می‌باشد. در این نسخه، ماریوتو دستگیر شده و اعدام می‌شود و گیانوززا در غم او می‌میرد.[۴]

داستان هیرو و لندر و دیدو، ملکه کارتاژ هردو داستان‌های شبیه در زمان شکسپیر بودند و تصور می‌شود که تاثیر مستقیم کمتری از او گرفته باشند، اگرچه به نظر می‌آید که این داستان‌ها نیز به نوبه خود در ایجاد فضای داستانی برای داستان‌های رمانتیک تاثیر دارند.

تاریخ و متن[ویرایش]

صفحه اول نسخه نخست

دقیقا مشخص نیست که شکسپیر چه‌زمانی رومئو وژولیت را نوشته است. پرستار ژولیت از زمین‌لرزه‌ای یاد می‌کند که ۱۱سال پیش رخ‌داده است.[۵] ممکن است به زلزهٔ تنگه دوور در سال ۱۵۸۰اشاره‌کند، که همان سال ۱۵۹۱ در داستان می‌شود. زلزله‌های دیگر- هم در انگلستان و هم در ورونا- در زمان‌های مختلفی رخ داده‌است.[۶] اما شباهت سبک نمایشنامه‌های رویای نیمه شب تابستان و دیگر نمیشنامه‌های مرسوم در حدود سال‌های ۱۵۹۴-۱۵۹۵ ثبت شده، محل ترکیب زمانی آن بین سال‌های ۱۵۹۱ و۱۵۹۵ است.[۷] یک فرضیه نیز این است که شکسپیر پیش نویس نمایشنامه را در سال ۱۵۹۱ آغاز و در سال ۱۵۹۵ تکمیل کرده‌است.[۸]

شکسپیر رومئو و ژولیت را در دو قطع ربع کاغذ در نسخه‌های پیش از چاپ، در سال ۱۶۲۳منتشر کرد. اولین نسخه چاپی، در سال ۱۵۹۷ توسط جان دانتر به‌چاپ رسید. به‌دلیل اینکه این نسخه دارای ایرادات فراوانی نسبت به نسخه‌های بعد ازخود بود، نسخه بد نامیده شد. ویراستار قرن ۲۰، آقای اسپنسر، از این نسخه بدین گونه یادمی‌کند: «یک متن نفرت‌انگیز، که شاید خاطرات ناقص یک یا دو تن از بازیگران بوده باشد را نشان می‌دهد» و شاید آن را برای انتشار سرقت نموده‌اند.[۹]

نسخه برتر، هیجان‌اگیزترین و سوزناکترین تراژدی رومئو و ژولیت نامیده شد. این نسخه در سال ۱۵۹۹ توسط توماس کریید چاپ، و توسط کاتبرت بوربی انتشار یافت. نسخه دوم ۸۰۰ سطر بیشتر از نسخه اول دارا بود.[۱۰] صفحه عنوان این کتاب این مطلب را بیان می‌کرد" تصحیح جدید، کامل، بهبود یافته". محققان براین باور بودند که نسخه دوم براساس نوشته‌های پیش‌ازچاپ شکسپیر (که آن‌را اوراق لکه‌دار خود می‌نامید) بود، از انجاکه عجایب متنی مانند برچسب‌های متغیر برای شخصیت‌ها و "استارت‌های اشتباه" برای آغاز گفت‌وگوها که احتمالا از طریق نویسنده زده شده اما به اشتباه توسط حروف‌چین حفظ شده‌اند، می‌باشد. این نسخه از نسخه‌های دیگر همچون نسخه‌سوم ۱۶۰۹، نسخه‌چهارم۱۶۲۲ و نسخه‌پنجم ۱۶۳۷ بهتر بود. در واقع، همهٔ نسخه‌های بعدی و برگه‌ها رومئو و ژولیت براساس نسخه دوم است، و ویراستاران مدرن نیز براین باورند که هرگونه انحراف از نسخه دوم، از جانب ویراستاران یا حروفچینان صورت‌گرفته و شکسپیر هیچ نقشی نداشته است.

نسخه‌های مدرن این اثر نخستین بار توسط نیکولاس روو در سال ۱۷۰۹، و پس از آن توسط الکساندر پاپ در سال ۱۷۲۳ پدید آمدند. پاپ سنت ویرایش نمایشنامه را با افزودن اطلاعاتی دستورات برروی صحنه که در نسخه دوم فراموش شده‌بودند، به نسخه اول افزود. این سنت تا اواخر دورهرومانتیک ادامه یافت. این نسخه برای اولین‌بار به طور کامل در دوره ویکتوریا ظاهر شد و تا به امروز ادامه دارد، که به همراه متن، پاورقی‌هایی وجود دارد که منابع و فرهنگ پشت صحنه را توضیح می‌دهد.[۱۱]

درون مایه و موضوع[ویرایش]

محققان به این‌نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توان یک درون‌مایه ثابت و کلی برای این نمایشنامه پیداکنند. پیشنهادهایی که برای درون مایه می‌شود، شامل کشف شخصیت‌ها براین اساس است که، انسان‌ها به‌طورکلی نه خوب، و نه بد هستند، و درعوض کم‌وبیش به یکدیگر شباهت دارند[۱۲] بیداری از خواب و حرکت به سمت واقعیت، خطر اقدامات شتابزده و یا قدرت غم‌انگیز سرنوشت است. هیچ‌کدام از این موارد به‌طورکلی درون مایه را تشکیل نمی‌دهند. اگرچه یک درون‌مایه کلی نمی‌توان برای این اثر یافت، ولی داستان از عناصر موضوعی کوچک و متعددی تشکیل شده‌است که به صورت پیچیده‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند. تعدادی از این عناصر توسط محققان در زیر بحث شده است.[۱۳]

عشق[ویرایش]

در رومئو و ژولیت، صرف نظر از عشق دوجوان به یکدیگر، می‌توان به این نتیجه رسید که این اثر، یک درون‌مایه واحد ندارد. رومئو و ژولیت تبدیل به سمبل دو معشوقهٔ جوان و محکوم به نابودی شده‌اند. اگرچه این یک موضوع مشهود در نمایشنامه است، برخی از محققین به دنبال کشف زبان و تاریخ پشت این اثر هستند.[۱۴]

در نخستین ملاقات، رومئو و ژولیت گونه‌ای از گفت‌وگو را به کار می‌برند که بسیاری از نویسندگان در زمان شکسپیر، در اداب‌ومعاشرت‌های خود به کار می‌بردند:استعاره. با استفاده از استعاره قدیسین و گناهکاران، رومئو قادر بود تا احساسات ژولیت را به صورت غیرتهدیدی امتحان کند. این روش برای نخستین بار توسط بالداسار کاستلیونه ارائه شد (که اثارش در ان زمان به انگلیسی ترجمه‌شده‌بود). او بیان‌کرد که اگر یک‌مرد از استعاره به عنوان دعوت‌نامه استفاده کند، زن قادر نخواهدبود هدف او را دریافته، و او می‌تواند با افتخار عقب نشینی کند. ژولیت نیز دراین استعاره شرکت کرده و ان را گسترش می‌دهد. استعاره‌های دینی از قبیل «زیارتگاه»، «زایر» و «قدیس» در شعر ان زمان کاربرد داشتند، و بیشتر معنای رومانتیک و عاشقانه از آنان برداشت می‌شد تا معانی کفرامیز، زیرا که تقدس از اول با مذهب کاتولیک همراه بوده است.[۱۵] بعدها در نمایشنامه، شکسپیر بیشتر اشارات جسورانه به رستاخیز مسیح در کنار آرامگاهش را در منبع اصلی نوشتن خود، یعنی رومئو و ژولیت بروکس حذف کرد.[۱۶]

بعدها در صحنه بالکن، رومئو، گفت‌وگو ژولیت با خود را می‌شنود، ولی در نسخه بروکس، گفت‌وگو ژولیت به تنهایی انجام می‌شود. با آوردن رومئو برای استراق سمع، شکسپیر روال طبیعی اظهار عشق را می‌شکند. معمولا زن باید متواضع و خجالتی باشد تا مطمئن شود، خواستگار او صادق بوده است، اما با شکستن این قانون به انجام یافتن این برنامه سرعت می‌بخشد. دو عاشق قادر هستند تا ازاشنایی اولیه بگذرند، و درباره نوع رابطه‌شان با یکدیگر گفت‌وگو کنند- توافق کنند تا پس‌از اشنایی با یکدیگر پس از یک شب اشنایی با یکدیگر ازدواج کنند. در صحنه پایانی خودکشی، تناقضی در پیام وجود دارد- در آیین کاتولیک، خودکشی برابر با رفتن به‌جهنم است، در حالی که فردی که به همراه معشوقه‌اش بمیرد، به آیین عشق شهسوارانه، در بهشت به معشوقه‌اش می‌پیوندد. به نظر می‌رسد که عشق رومئو و ژولیت بیشتر به آیین عشق شهسوارانه گرایش دارد تا به دیدگاه آیین کاتولیک. اگرچه عشق آنان پرشور بود، تنها با ازدواج به کمال می‌رسد، که سبب از دست‌دادن حس هم‌دردی مخاطب می‌گردد.

سرنوشت و شانس[ویرایش]

محققان نقش سرنوشت را درنمایشنامه مجزا می‌کنند. اینکه سرنوشت شخصیت‌های داستان این بوده که بمیرند و یا همهٔ اتفاقات به وسیلهٔ سلسله‌ای از بدبیاری‌ها اتفاق می‌افتد، اتفاق‌نظری وجودندارد. استدلالاتی که در توجیه سرنوشت آمده، بیشتر براساس عاشقان ناکام است. به نظر می‌رسد که این عبارت بیشتر اشاره به ستاره‌هایی دارد که آینده عاشقان را از پیش تعیین کرده‌است.[۱۷] هم‌چنین، برخی دیگر از محققان براین باورند که نمایشنامه، مجموعه‌ای از بدبیاری‌ها و بدشانسی‌هاست- بسیاری دیگر نیز این داستان را تراژدی قبول ندارند، و آن را ملودرام عاطفی می‌دانند.[۱۸] روث نوو، عقیده‌دارد که چیزی که در این داستان باعث رخ‌دادن "تراژدی کمتری" از حوادث می‌شود، کاراکترهای داستان نیستند، بلکه راوی داستان است. برای مثال، به رقابت طلبیدن تیبالت برای مبارزه، آنی نیست، بلکه پس‌از مرگ مرکوتیو است، و عملی است که انتظار داریم.

دوگانگی (نور و تاریکی)[ویرایش]

محققان از دیرباز براستفاده پررنگ شکسپیر از تشبیه نور و تاریکی در نمایشنامه تاکید دارند. کارولین اسپورجن درون‌مایه نور را، «سمبل زیبایی عشق جدید» می‌دانست، و بعدها منتقدان این تفسیر را گسترش دادند.[۱۹] برای مثال، هم رومئو وهم ژولیت، دیگری را نوری در تاریکی اطرافش می‌بیند. رومئو، از ژولیت با عنوان آفتاب[۲۰] پرنورتر از مشعل[۲۱] جواهر درخشان شب،[۲۲] و فرشته درخشان در میان ابرهای‌تاریک، یاد می‌کند.[۲۳] هنگامی که ژولیت که ظاهرا مرده، در مقبره خود قرار داده‌شده، او بر بالینش حضور یافت و به‌او گفت: «زیباییت سبب می‌شود این گنبد، پراز نور شود.»[۲۴] ژولیت نیز از رومئو با عنوان" روز در شب" و" سفیدتر از برف نشسته برپشت کلاغ" یاد می‌کند.[۲۵][۲۶] تضاد بین نوروتاریکی می‌تواند یک نماد باشد─ تضاد بین عشق‌ونفرت، پیری و جوانی که به صورت استعاری است. گاهی‌اوقات این استعاره‌های پیچیده، یکطنز دراماتیک ایجاد می‌کند. برای مثال، عشق رومئو و ژولیت نوری در دل تاریکی‌از نفرت است، که آنان را احاطه کرده، ولی همه‌تلاششان برای به هم‌رسیدن در شب و در تاریکی انجام می‌شود، در حالی‌که همه دشمنی‌هایشان در طول روز انجام می‌گردد. این تناقض موجود در بین تصاویر، فضایی از دوراهی‌های اخلاقی در برابر معشوقه‌ها ایجاد می‌کند: وفاداری به‌خانواده یا وفاداری به‌عشق. درپایان داستان، زمانی که صبح غم‌انگیز است و خورشید چهره‌اش را در برابر غم و اندوه پوشانده‌است، نور و تاریکی به مکان واقعی‌شان برمی‌گردند، تاریکی بیرونی حقیقت را، و تاریکی درونی خانواده، دشمنی و خانواده‌ها و غم‌واندوه نسبت به‌معشوقه‌ها را نشان می‌دهد. همه شخصیت‌ها، اکنون نادانی خود را در اتفاقات اخیر درنور می‌یابند، و به لطف عشق رومئو وژولیت، باردیگر همه‌چیز به حالت طبیعی خود بازمی‌گردد. درون‌مایه نور در نمایشنامه، با درون‌مایه زمان، ارتباط تنگاتنگی دارد، چراکه برای شکسپیر، نور راه مناسبی برای بیان گذر زمان درخلال حوادث، از طریق خورشید، ماه و ستارگان است.[۲۷]

زمان[ویرایش]

زمان نقش بسیار مهمی در زبان‌وطرح‌کلی نمایشنامه ایفا می‌کند. هردوی رومئو و ژولیت برای به‌دست‌اوردن دنیای خیالی، خالی از زمان در برابر واقعیت‌های سختی که آنان را احاطه کرده، مبارزه می‌کنند. برای مثال هنگامی رومئو درهنگام ابراز عشقش به ماه قسم می‌خورد، ژولیت اعتراض‌کرده و می‌گوید:«به ماهی که بی‌ثبات است قسم نخور، /که هر ماه در مدار خودش تغییر می‌کند، /مبادا که عشق تو نیز متغیر باشد.»[۲۸] از همان ابتدای داستان، دومعشوقه با عنوان "دارای ستاره نحس"[۲۹] یاد می‌شوند، که به علم اختربینی و باور به زمان ارتباط دارد. این باور وجودداشت که ستاره‌ها سرنوشت انسان‌ها را رقم‌می‌زدنند، و باگذشت زمان، آن‌ها نیز در آسمان حرکت می‌کنند، وهمراه خود سرنوشت انسان‌ها را نیز تغییر می‌دهند. در آغاز داستان رومئو از بدبیاری ستارگان سخن‌می‌گوید، وهنگامی که از مرگ ژولیت آگاه می‌شود، او حرکت ستاره‌ها را برخلاف خودش می‌داند.[۳۰]

زمان هم‌چنین با درون‌مایه نور و تاریکی مرتبط است. در زمان شکسپیر، نمایشنامه‌ها اکثرا در زمان‌ظهر و در روشنایی روز اجرامی‌شد.[۳۱] این موضوع سبب می‌شد تا نویسنده نمایشنامه، از کلمات روز وشب استفاده‌کرده و تماشاگران را به تخیل وادارد. شکسپیر از کلمات روزوشب، ستاره‌ها، ماه و خورشید استفاده می‌کرد تا این تخیل را ایجادکند. او هم‌چنین از شخصیت‌هایی در داستان استفاده می‌کرد که نام برخی‌از روزهای هفته و یا ساعات خاصی را داشتند تا به تماشاچی کمک‌کند تا گذر زمان را درک‌کند. درکل، بیش‌از ۱۰۳ ارجاع زمانی در این نمایشنامه یافت می‌شود، که سبب افزودن تخیل به متن می‌گردد.[۳۲]

نقد وتفسیر[ویرایش]

تاریخ نقد[ویرایش]

چهره اولین منتقد ثبت شده از این اثر،ساموئل پپیس اثر جان هایلز، رنگ روغن، ۱۶۶۶.

اولین نقد از این نمایشنامه، توسط ساموئل پپیس در سال ۱۶۶۲ نوشته شده‌است: «این نمایشنامه، بدترین نمایشنامه‌ای است که در عمرم شنیده‌ام»[۳۳] جان درایدن شاعر، ۱۰سال بعد در ستایش نمایشنامه، و شخصیت کمدی داستان مرکوتیو می‌نویسد: «شکسپیر بهترین مهارتش را در مرکوتیو نشان داده، چنان‌که خودش می‌گوید، او مجبور بود تا او را در صحنه سوم بکشد، تا از کشته شدنش توسط خودش جلوگیری کند.» نقد این نمایشنامه در قرن ۱۸ کم‌وبیش پراکنده بود، ولی کمتر تقسیم‌بندی می‌شود. نیکلاس روو اولین کسی بود که نقدش را براساس درون‌مایه داستان نوشت، که ان را مجازاتی برای دوخانواده متخاصم می‌دانست. در اواسط این قرن، چارلز گیلدون نویسنده و لرد کامس فیلسوف، براین باور بودند که چون نمایشنامه از سبک کلاسیک نمایشنامه‌نویسی تبعیت نکرده‌است، در نتیجه یک شکست محسوب می‌شود. در تراژدی باید دگرگونی شخصیت داشته باشیم، نه اینکه همه‌چیز براساس سرنوشت رقم بخورد. اما، ساموئل جانسون نویسنده و منتقد، آن را یکی از اثار بسیارخوشایند شکسپیر می‌داند.[۳۴]

در اواخر قرن۱۸ و اوایل قرن ۱۹، نقدها برروی پیام‌های اخلاقی داستان متمرکز شدند. منتقدانی همچونچارلز دیبدین اعتقاد داشتند که روزالین، عمدا به داستان اضافه‌شده، تا نشان دهد که قهرمان داستان چقدر بی‌پروا و بی‌ملاحظه بوده، و همین دلیل پایان غم‌انگیز داستان است. برخی نیز معتقدند که، فریار لورنس سخنگوی شکسپیر در اعلام‌خطر در شتاب‌زدگی‌های بی‌مورد است.

ساختار دراماتیک[ویرایش]

در داستان رومئو و ژولیت، شکسپیر از چندین تکنیک نمایشی استفاده‌کرده، که منتقدان را به‌تحسین واداشته‌است؛ بیشتر ازهمه تغیرات ناگهانی از کمدی به تراژدی، به‌چشم‌می‌اید. پیش از مرگ مرکوتیو درصحنه سوم نمایش، نمایشنامه درکل به‌صورت کمدی است.[۳۵] پس از مرگ ناگهانی او، نمایشنامه ناگهان جدی‌شده و لحن تراژیک به‌خود می‌گیرد. زمانی که رومئو به جای اعدام تبعیدمی‌شود، و فریار لورنس نقشه‌ای می‌کشد تا ژولیت را به رومئو برساند، تماشاچیان هنوز انتظار یک‌پایان خوش برای داستان دارند. آنان هم‌چنان نفس‌هایشان درسینه حبس شده، و منتظر آغاز صحنه پایانی در مقبره‌هستند: اگر رومئو به‌اندازهٔ کافی معطل شود تا فریار برسد، او و ژولیت به یکدیگر خواهندرسید.[۳۶] این تغییرات ناگهانی از امید به ناامیدی، تاخیر، امید تازه، برای ایجاد تراژدی به‌کار رفته‌اند، تا زمانی‌که درنهایت امید از بین‌می‌رود و دو معشوق درپایان می‌میرند.[۳۷]

شکسپیر هم‌چنین از ریزداستان‌هایی در نمایشنامه استفاده می‌کند، تا دید واضحی نسبت به فعالیت‌های شخصیت‌ها ایجاد نماید. برای مثال، در آغاز نمایش، رومئو عاشق روزالین است، که تمام پیش‌روی‌های او را رد می‌کند. شیدایی رومئو نسبت به او، دقیقا با عشق او به ژولیت در تضاد است. این موضوع سبب می‌شود تا تماشاچی جدیت عشق رومئو و ژولیت و ازدواج آنان را درک کنند. عشق پاریس نسبت به ژولیت، بین احساسات ژولیت نسبت به او و نسبت به رومئو، در تضاد است.

زبان[ویرایش]

شکسپیر در طول نمایشنامه، از شکل‌های گوناگونی از فرم‌شاعرانه استفاده کرده‌است. او داستانش را با دیباچه ۱۴ سطری به شکل غزل‌وارهٔ شکسپیری آغاز می‌کند، که توسط گروه هم‌سرایان خوانده می‌شود. بیشتر داستان رومئو و ژولیت، به‌صورت شعر سپید نوشته شده، و بیشتر آن شعر پنج بحری است که با اثار بعدی شکسپیر تفاوت اندکی دارد.[۳۸] شکسپیر با توجه نوع شخصیتی‌که به‌کاربرده، فرم شعری متفاوتی انتخاب‌کرده‌است. هرکدام‌ازاین فرم‌ها، با احساسات شخصیت بر روی صحنه نیز، متناسب انتخاب می‌شود. برای مثال، هنگامی‌که رومئو در مورد روزالین سخن می‌گوید، او از غزل پترارکی استفاده می‌کند. غزل پترارکی در مواقعی استفاده می‌شد که مرد به‌وسیله آن زیبایی خارق‌العاده زنی را توصیف می‌کرد که امکان دسترسی به آن وجود نداشت، شرایط رومئو درمقابل روزالین این‌چنین بود. این غزل هم‌چنین توسط بانوکاپولت در وصف کنت پاریس نیز استفاده‌شد تا خوش‌منظر بودن اورا به ژولیت نشان‌دهد.[۳۹] هنگامی‌که رومئو با ژولیت سخن‌می‌گوید، غزل‌پترارکی تبدیل به‌غزل دیگری می‌شود که ازکلمات "زائر" و"مقدس" به عنوان استعاره استفاده می‌کند.[۴۰] درنهایت، وقتی‌که ان‌دو یکدیگر را برروی بالکن ملاقات می‌کنند، رومئو تلاش می‌کند تا به‌وسیله غزل عشق‌خود را به او ثابت کند، ولی ژولیت با گفتن «تو عاشق منی؟» غزل را می‌شکند.[۴۱] با این کار اوبه دنبال یافتن جمله‌ای است تا احساس حقیقی خود را بیان کند، و از بزرگ جلوه‌دادن عشقشان خودداری نماید.[۴۲] ژولیت هنگام سخن‌گقتن با رومئو از کلمات تک‌هجایی استفاده می‌کند، او به‌هنگام سخن با کنت پاریس جملات و کلمات رسمی به‌کار می‌برد.[۴۳] شکسپیر این نوع از نثر را برای درک مردم عادی حفظ کرده‌است، اگرچه آن را برای شخصیتی همچون مرکوتیو نیز به‌کاربرده‌است.[۴۴]

نقد روانشناسی[ویرایش]

نقد روانشناسی اولیه از مشکلات عدیدهٔ رومئو وژولیت سخن‌گفته، و ان را بیشتر به تصمیمات‌انی رومئو، که از "عدم‌کنترل خود، وپرخاشگری‌اش" ناشی می‌شود مرتبط‌می‌داند، که درنهایت سبب مرگ مرکوتیو و خودکشی او و ژولیت می‌شود.[۴۵] رومئو و ژولیت از لحاظ روانشناختی، بسیار پیچیده‌است، سبب می‌شود تا خواننده با خواندن ان احساس همدردی با ان پیداکند که معادل با بیماری است.[۴۶] نورمن هولاند، در سال۱۹۶۶نوشته‌است که، رویای رومئو[۴۷] در واقعیت، پراز اروزهایی است که هم شامل دنیای بزرگسالی وی، هم عقده‌های دوران کودکی اوست؛ باتاکید براین‌که، شخصیت دراماتیک، انسانی با فرایندهای ذهنی متفاوت با نویسنده، نیست.[۴۸] منتقدینی چون جولیا کریستوا براین نکته تاکید دارند که، نفرت موجود بین دوخانواده، سبب علاقه رومئو و ژولیت به یکدیگر شده‌است. این نفرت به‌خوبی، خود را در سخنان معشوقه‌ها نشان می‌دهد: برای مثال ژولیت از «عشق من از نفرتم سرچشمه می‌گیرد» سخن می‌گوید[۴۹] و اغلب عشق خود را در پیش‌بینی مرگ او نشان می‌دهد. این موضوع سبب حدس و گمان درخصوص مشکلات روانی نویسنده می‌شود، به‌ویژه با درنظرگرفتن غم و اندوه شکسپیر برای فرزندش همنت این حدس و گمان قوت می‌یابد.[۵۰]

نقد فمینیستی[ویرایش]

نقد ادبی فمینیستی دشمنی موجود بین خانواده‌ها، در جامعه پدرسالار شهر ورونا را نکوهش می‌کند. خشونت‌های مردانه اعمال‌شده بر رومئو، عامل اصلی پیش‌بردن تراژدی به انتهایش است. هنگامی‌که یبالت مرکوتیو را می‌کشد، رومئو خشمگین می‌شود، و از اینکه ژولیت او را «زن‌نما» ساخته‌است، پشیمان می‌باشد.[۵۱] دراین دیدگاه، مردان جوان، زمانی مرد می‌شوند که از رفتار خشونت آمیز پدرشان تقلید کنند. دشمنی نیز به خشونت مرد مرتبط است، چنان‌که لطیفه‌های گوناگونی درخصوص این‌مورد پیش از ازدواج ساخته شده‌است.[۵۲] ژولیت نیز از صفت تمکین زنانه برخورداراست، چرا که به‌افرادی همچون فریار اجازه می‌دهد تا مشکلاتش را برایش حل‌کنند. دیگر منتقدین، برجنبه فمینیسم اثر از زاویه تاریخ‌گرایی می‌نگرند، و بر این نکته تاکید دارند که نمایشنامه زمانی نوشته‌شده‌است که، نظم فئودالی به‌طور فزاینده‌ای توسط دولت به‌چالش کشیده شد، و نظام سرمایه‌داری ظهور کرد.

میراث[ویرایش]

زمان شکسپیر[ویرایش]

ریچارد بورباژ، احتمالا نخستین بازیگر نقش رومئو[۵۳]

رومئو و ژولیت به همراه هملت نمایشنامه‌هایی هستند که به دفعات برروی صحنه رفته‌اند. اقتباس‌های فراوان آن را تبدیل به یکی‌از مشهورترین و پایدارترین داستان‌های شکسپیر کرده‌است.[۵۴] حتی در زمان حیات شکسپیر نیز این نمایشنامه محبوبیت فراوانی داشت. محقق، گری تیلور، آن را جزو یکی‌از ۶نمایشنامه محبوب شکسپیر، پس از مرگ کریستوفر مارلو و توماس کید و پیش از استیلای بن جانسون می‌داند، و این زمان، دوره‌ای بود که شکسپیر بزرگ‌ترین نمایشنامه نویس لندن به‌شمار می‌رفت.[۵۵][۵۶] زمان دقیق اولین اجرای این نمایشنامه مشخص نیست. اما گروه مردان چمبرلین نخستین اجراکنندگان آن بودند. ریچارد بورباگ احتمالا بازیگر نقش اول بوده، و ارباب روبرت گوفه (یک پسر) نخستین بازیگر نقش ژولیت بوده‌است. این اجرا به احتمال فراوان در سالن تئاتر اجرا شده، و در کنار آن اجراهای دیگری در سالن تئاتر پرده انجام شده‌است.[۵۷] رومئو و ژولیت یکی از اولین نمایشنامه‌های شکسپیر بود که در خارج از انگلستان نیز اجرا شد: نسخه ساده و کوتاه‌شده‌ای آن در سال ۱۶۰۴ در شهرنوردینگلن اجرا گشت.[۵۸]

دوره بازگردانی و تئاتر قرن هجدهم[ویرایش]

تمامی سالن‌های تئاتر در۶سپتامبر ۱۶۴۲، توسط دولت پیوریتن بسته‌شدند. درطول بازگردانی سلطنت درسال ۱۶۶۰، دوشرکت انحصاری (شرکت پادشاهی و شرکت دوک‌ها) تاسیس شدند، و مجموعه تئاترهای موجود، بین ان‌دو شرکت تقسیم شد.[۵۹]

ماری ساندرسون

اولین بازیگر رسمی نقش ژولیت سرویلیام داونانت از شرکت دوک، درسال ۱۶۶۲ نمایشی را برروی صحنه برد که در ان، هنری هریس نقش رومئو، توماس بترتون نقش مرکوتیو و همسر بترتون ماری ساندرسون نقش ژولیت را بازی کردند: به احتمال فراوان او نخستین کسی بود که نقش ژولیت را به‌صورت حرفه‌ای بازی کرده‌است.[۶۰][۶۱] نسخه‌دیگری از این نمایشنامه نیز مخصوص گروه داونانت بود که توسط شرکت دوک‌ها اجرا شد. این اثر یک کمدی‌تراژدی بود که توسط جیمز هاوارد ترتیب‌داده شده‌بود، و در ان هر دو معشوقه زنده ماندند.[۶۲]

تاریخچه و سقوط کایوس ماریوس، اثر توماس اوتوای یکی از اقتباس‌های ارزنده از شکسپیر بود که در سال۱۶۸۰ عرضه شد. صحنه از ورونای دوره رنسانس به رم باستان تغییر کرد: رومئو تبدیل به ماریوس، ژولیت تبدیل به لاوینیا شد و جنگ و دشمنی بین نجیب‌زادگان و مردم بود؛ ژولیت/لاوینیا پیش ازمرگ رومئو/ماریوس از کما بیدار می‌شود. نسخه اوت وای بسیار موفق بود و به مدت ۷۰سال اجرا شد.[۶۳] نوآوری وی در صحنه‌پایانی، بسیار مورد توجه، و در۲۰۰ سال بعد بسیار مورداستفاده قرارگرفت: نسخهتیوفیلوس سیبر درسال ۱۷۴۴، و نسخه دیوید گریک در سال ۱۷۴۸ هردو ازاین نسخه الهام گرفته بودند.[۶۴]

اولین اجرا در امریکای‌شمالی توسط گروهی آماتور انجام شد: در ۲۳ماه مارس سال ۱۷۳۰، یک فیزیک‌دان به‌نام یواخیم برتراند، در روزنامه گازته نیویورک، آگهی منتشرکرد، و در ان اعلام داشت که اجرایی برروی صحنه خواهدبرد که خودش در ان نقش عطار را بازی خواهدکرد.[۶۵] اولین اجرای حرفه‌ای در امریکای‌شمالی توسط شرکت هاللام صورت‌پذیرفت.[۶۶]

تئاتر قرن نوزده[ویرایش]

خواهران کوشمان، شارلوت و سوزان در نقش رومئو و ژولیت، سال ۱۸۴۶

نسخه تغییریافته گریک از این نمایشنامه بسیار محبوب گشت، و حدود یک قرن اجرا شد. تا اینکه درسال ۱۸۴۵ نسخه اصلی شکسپیر درامریکا توسط سوزان و شارلوت کوشمان درنقش رومئو و ژولیت به اجرا درامد.[۶۷] پس از ان در سال ۱۸۴۷ در انگلستان توسط ساموئل فلپس در تئاتر سادلر ولز اجرا شد. خواهران کوشمان درحدود ۸۴ اجرای خود به نسخه شکسپیر وفادار ماندند. ایفای نقش رومئو توسط او، تحسین بسیاری را برانگیخت. روزنامه تایمز در مقاله‌ای نوشت: «به‌مدت طولانی نقش رومئو قراردادی بود. ایفای نقش توسط بانوکوشمان، خلاقانه، زنده، جذاب و سرسختانه بود.»[۶۸] ملکه ویکتوریا در مجله خود نوشت: «هیچ‌کس باور نمی‌کرد که او یک زن بوده‌است.»[۶۹] موفقیت کوشمان، سنت‌های گریک را درهم شکست، و راه را برای اجرای نسخه اصلی داستان در سال‌های بعد هموار ساخت.

اجراهای حرفه‌ای اثر شکسپیر، درقرن ۱۹، دو ویژگی اساسی داشتند: نخست، بیشتر انان ستاره محور بودند، که دران بازیگران فرعی حذف می‌شدند تا بازیگران اصلی بیشتر به‌چشم آیند. دوم، بیشترشان، «تصویری» بودند، بدین‌گونه که، اعمال نمایش در مجموعه‌های دیدنی و جذاب و به‌صورت استادانه تهیه شده‌بودند (نیازمندمکث‌های طولانی برای تغییر صحنه بودند) و به‌طور مکرر از تابلوهای متحرک استفاده می‌کردند.[۷۰] اجرای هنری اروینگ در سال۱۸۸۲ در تئاتر لیسیوم (با ایفای نقش رومئو توسط خودش و ژولیت توسط الن تری) به عنوان نخستین الگو در سبک استفاده از تابلوهای تصویری شناخته می‌شود.[۷۱]

بازیگران امریکایی به رقابت با همتایان انگلیسی خود پرداختند. ادوین بوث (برادر جان ویلکس بوث) و ماری مک‌ویکر (همسر ادوین) در۳فوریه سال ۱۸۶۹ در سالن مجلل تئاتر بوث رومئو و ژولیت را اجرا کردند. برخی گزارشات حاکی‌از این است که این تولید و اجرا یکی از باشکوه‌ترین و استادانه‌ترین اجراهای رومئو و ژولیت در امریکا بوده‌است. این اجرا بسیار مشهور شده، و در عرض ۶هفته به فروش ۶۰۰۰۰دلاری رسید.[۷۲] (معادل با ۱۰۶۳۰۰۰دلار امروزی). چنین می‌نویسند که: «تراژدی با دقت فراوان و با رعایت ادب و نزاکت از تمامی جهات، شبیه متن اصلی نوشته شده توسط شکسپیر بود.»[۷۳] در طول قرن ۱۹، و بر اساس معیارهای اجرای حرفه‌ای، رومئو و ژولیت، به عنوان محبوب‌ترین اثر در بین اثار شکسپیر شناخته‌شد. اما در قرن بیستم، پس‌از هملت دومین اثر محبوب شکسپیر شد.[۷۴]

تئاتر قرن بیستم[ویرایش]

درسال ۱۹۳۳ نمایشنامه توسط کاتارین کرنل و شوهر کارگردانش گوتری مک کلینتیک احیا شد و یک تور دوردنیا به مدت ۷ماه را اغاز نمود. این نمایش با حضور بازیگرانی چون اورسون ولز، برایان اهرن وباسیل راثبون انجام می‌شد. این اجرا موفقیت کمی به‌دست‌اورد، و درنتیجه دربازگشتشان به نیویورک، کرنل و مک کلینیت در ان تجدیدنظرکردند، و برای نخستین بار، نمایشنامه بدون حتی کوچکترین تغییر اجرا شد. این تولید جدید، در دسامبر۱۹۳۴ برروی پرده رفت و رالف ریچاردسون در نقش مرکوتیو و ماوریس ایوانز در نقش رومئو بازی کردند. منتقدان عقیده‌داشتند که کرنل، "بهترین ژولیت زمان‌خود"، "تاابد فراموش‌نشدنی" و جذاب‌ترین و زیباترین ژولیتی بود که صحنه تئاتر تا به‌امروز به‌خود دیده‌است.[۷۵]

جان گیلگود کسی که‌بین مشهورترین بازیگرانی بود که در قرن بیستم نقش رومئو، فریار لورنس و مرکوتیو را بازی‌کرده‌است.

تئاتر نوین جان گیلگود درسال ۱۹۳۵ با حضور لورنس اولیور در نقش رومئو و مرکوتیو، که به صورت متناوب درطول ۶هفته تغییر می‌کرد، و پگی اشکرافت در نقش ژولیت بود.[۷۶] گیلگود به‌صورت استادانه از ترکیب دونسخه اصلی شکسپیر استفاده‌کرد و فضای صحنه و لباس بازیگران را باتوجه به عصر الیزابت انتخاب کرد. تلاش‌های او سبب‌شد تا موفقیت عظیمی در فروش داشته‌باشد و سبب‌شد تا رئالیسم تاریخی در تولیدات بعدی مدنظر قرارگیرد.[۷۷]

نسخه بعدی از پیتر بروک درسال ۱۹۴۷ آغاز سبک نوینی از رومئو و ژولیت بود. بروک علاقه‌چندانی به رئالیسم نداشت، و عقیده داشت آثار باید به‌گونه‌ای ترجمه‌شوند تا با دنیای مدرن ارتباط برقرار کنند. او بیان‌می‌کند، «یک تولید زمانی درست‌است که از صحت برخوردار باشد، و زمانی خوب است که موفقیت کسب کند.»[۷۸] بروک آشتی و صلح نهایی خانواده‌ها در پایان اثر را نیز حذف نمود.[۷۹]

دراغاز این قرن، تماشاگران بیش‌تر تحت‌تاثیر سینما قرارگرفتند و بیشتر به بازیگران جوان علاقه پیداکردند، وچندان علاقه‌ای به بازیگران مسن نشان ندادند.[۸۰] یک مثال‌بارز برای این‌کار، تولید فرانکو زفیرللی درتئاتر اولدویک در سال ۱۹۶۰ بود، که در ان جان استراید و جودی دنچ بازی می‌کردند و بعدها در فیلم سینمایی ۱۹۶۸ نیز بازی کردند. زفیرللی این اثر را از ایده‌های بروک گرفت، و حدود یک سوم ان را حذف‌نمود، تا اثر جذاب‌تر شود. او در مصاحبه‌ای با مجله تایمز بیان‌کرد، که درون‌مایه‌های عشق و عدم درک متقابل دونسل، باعصر معاصر متناسب است.[۸۱]

اجراهای اخیر، بیشتر شکل عصرمعاصر را دارند. برای مثال، در سال۱۹۸۶ شرکت سلطنتی شکسپیر نمایشنامه را در شهر مدرن ورونا شکل دادند. چاقوهای ضامن‌دار جای شمشیرها راگرفتند و رومئو به‌وسیله سرنگ تزریق خودکشی‌کرد.[۸۲] درسال ۱۹۹۷، تئاتر فولگر شکسپیر نسخهٔ را اجراکردند که در دنیای‌شهری امروز شکل گرفته‌بود. رومئو به کبابی کاپولت می‌رود تا ژولیت را ملاقات کند، و ژولیت هنگامی‌که در کلاس درس است، از مرگ تیبالت آگاه می‌شود.[۸۳]

نمایشنامه، معمولا در فضای‌تاریخی اجرامی‌شد تا درگیری‌های ضمنی درنمایش را نیز به‌تماشاگر منتقل‌کند. برای‌مثال، چندین اجرا در فضای جنگ اسرائیل و فلسطین در دوران اپارتاید در افریقای جنوبی و پس‌از انقلاب پوبلو اجرا شدند. درسال ۲۰۱۳، رومئو و ژولیت در سالن تئاتر ریچارد راجرز در برادوی به روی صحنه رفت، و درفاصله زمانی ۱۹سپتامبر تا ۸ دسامبر، حدود ۹۳اجرا را پس از ۲۷ پیش‌نمایش برگزارکردند و در ان اورلاندو بلوم و کوندولا راشاد ایفای‌نقش نمودند.[۸۴]

رقص باله[ویرایش]

بهترین و معروف‌ترین نسخه از رقص‌باله رومئو و ژولیت از پروکوفیو است. .[۸۵] درابتدا قراربراین بود که به سفارش شرکت رقص باله کیرو اثر پایانی خوشی داشته‌باشد، اما پروکوفیو باتوجه به محتوای موسیقی ان، این نظر را نپذیرفت. این اثر متعاقبا به شهرت فراوانی رسید، و طراحی‌ان توسط جان کرانکو(۱۹۶۲) و کنث مک میلان(۱۹۶۵) انجام‌شد.[۸۶]

درسال ۱۹۷۷، تولیدمایکل اسموین ازاین اثر بسیار رومانتیک و مهیج بود، و توسط شرکت رقص‌باله سان‌فرانسیسکو عرضه‌شد. این اثر نخستین رقص باله کامل بود که مورداستقبال شبکه پی‌بی‌اس و برنامه اجراهای عظیم قرارگرفت و درسال ۱۹۷۸پخش‌شد.[۸۷]

موسیقی[ویرایش]

حداقل ۲۷ اپرا براساس رومئو و ژولیت ساخته‌شده‌است.[۸۸] نخستین اپرا، رومئو و ژولیت سال ۱۷۷۶ بود، که توسط جورج بندا و به‌سبک زینگ اشپیل برگزارشد و در ان بسیاری از شخصیت‌ها و اعمالشان حذف ویک پایان‌خوش را صاحب شد. این‌سبک چندین‌بار نیز اجراشد. معروف‌ترین‌شان، رومئو و ژولیت از گوناد بود که درسال ۱۸۶۷اجراشد وپس‌از نخستین اجرا، موفقیت بسیاری‌کسب کرد، وتابه‌امروز نیز رواج‌داشته‌است. .[۸۹] از اپراهای بعدی می‌توان به رومئو و ژولیت اثر هنریش سوترمیستر درسال ۱۹۴۰اشاره‌کرد.

رومئو و ژولیت «سمفونی دراماتیک» از برلیوز اثر بسیاربزرگی بود که از۳بخش صداهای‌ترکیبی، گروه‌کر و ارکسترا تشکیل‌شده‌بود و در سال ۱۸۳۹ اجراشد.[۹۰] رومئو و ژولیت چایکوفسکی اثر چایکوفسکی شعر سمفونی ۱۵دقیقه‌ای بود که از ملودی شناخته‌شده‌ای به نام «درون‌مایه‌عشق» استفاده‌کرد.[۹۱] استفاده مکرر چایکوفسکی از درون‌مایه موسیقی در رقص باله، صحنه بالکن، در رختخواب ژولیت و درمقبره، بعدها توسط بسیاری‌از کارگردانان مورد استفاده قرارگرفت: برای‌نمونه، درون‌مایه عشق نینا روتا به همین‌شیوه در فیلم سینمایی سال۱۹۶۸ مورداستفاده‌قرارگرفت.[۹۲] اهنگ‌سازان کلاسیک دیگری نیز تحت‌تاثیر این‌نمایشنامه قرارگرفتند که ازبین انان می‌توان به هنری هیو پیرسون، اسوندسون، دلیوس، استن همر و کابالوسکی اشاره‌کرد.

مشهورترین اثر تئاترموزیکال نسخه داستان‌کناره‌غربی بود که موسیقی اثر از لئونارد برنشتاین و متن اهنگ از استفن سوندهیم بود. این‌نسخه از فضای اواسط قرن بیستم شهر نیویورک و جنگ‌های خانوادگی به صورت گروهی وقومی نیز استفاده‌کرد.[۹۳]

ادبیات و هنر[ویرایش]

تخت مرگ رومئو و ژولیت، اثر هنری فوزلی ۱۸۰۹

رومئو و ژولیت تاثیر به‌سزایی بر ادبیات‌پس‌از خود داشت. پیش ازان، داستان‌عاشقانه، موضوع مناسبی برای تراژدی نبود.[۹۴] از بین اثار شکسپیر، رومئو و ژولیت بیشترین و متنوع‌ترین اقتباس‌ها، ازجمله شعرو روایت‌های نثر، درام، اپرا، ارکسترا و گروه‌های موسیقی، رقص باله، فیلم، اثار تلوزیونی و نقاشی را شامل‌شد.[۹۵] هم‌چنین کلمه "رومئو" در زبان‌انگلیسی مترادف کلمه "معشوقه مرد" قرارگرفت.[۹۶]

رومئو و ژولیت درزمان خودشکسپیر نیز مورد تقلید قرارگرفت: دو زن خشمگین ابینگدون اثر هنری پورتر(۱۵۹۸) و بروزدادن، استاد پاسبان اثر توماس دکر(۱۶۰۷) نمونه‌هایی بودند که دران از صحنه بالکن الهام‌گرفته‌شد و در ان قهرمان زن داستان درگیر بازی با لغات بین دو فرد است.[۹۷] این نمایشنامه، بعدها نیز اثارادبی را تحت‌تاثیر قرارداد. برای نمونه این اثر طرح‌اولیه داستان نیکلاس نیکلبای از چارلز دیکنز شد.[۹۸]

رومئو و ژولیت یکی از اثار مصور شکسپیر نیزاست.[۹۹] نخستین تصویر مصور ازاین اثر، کنده‌کاری برروی چوب از صحنه مقبره بود که توسط الیشا کرکال ساخته‌شد و در نسخه ۱۷۰۹ نیکلاس روو پدیدارگشت.[۱۰۰] پنج نقاشی نیز وجوددارند که به سفارش گالری بویدل شکسپیر در اواخر قرن ۱۸ طراحی شدند، ویکی از انان تمامی صحنه‌های نمایشنامه را دربر دارد.[۱۰۱] مد قرن۱۹ برای اجرای برنامه‌های «تصویری» منجر به ترسیم اثاری براساس الهام‌های مدیران طراحی گشت، ودرعوض سبب تاثیرگرفتن نقاشان، از بازیگران و صحنه‌های تئاترشد.[۱۰۲] درقرن بیستم، بیشتر تصاویر نمادین از صحنه‌های فیلم‌های مشهورگرفته‌شد.[۱۰۳]

درسال۲۰۱۴،انتشارات سیمون وشوستر رمان پرستار ژولیت را که توسط تاریخ‌شناس و محقق پروفسور لوئیس ام.لوین نوشته شده است، منتشر خواهدکرد که دران اتفاقات ۱۴سال این نمایشنامه، از دیدگاه پرستار به تصویر کشیده‌شده‌است.[۱۰۴]

پرده سینما[ویرایش]

رومئو و ژولیت نمایشنامه‌ای است که بیشترین فیلم ممکن از ان ساخته‌شده‌است.[۱۰۵] از برجسته‌ترین اثار می‌توان به فیلم رمئو و ژولیت ۱۹۳۶ اثر جورج کوکور که نامزد دریافت ۲ اسکار بود، فیلم رومئو و ژولیت ۱۹۶۸ اثر فرانکو زیفرللی و فیلم رومئو و ژولیت از باز لورمان اشاره‌کرد. دومورد اخر، درزمان خود، بیشترین فروش را دربین اثار شکسپیر داشتند.[۱۰۶] فیلم رومئو و ژولیت برای نخستین بار، در دوره صامت، توسط جورج ملیس ساخته‌شد، اگرچه این اثر اکنون موجودنیست.[۱۰۷] نخستین نسخه شنیداری ازفیلم‌ها، مربوط به فیلم جنگ هالیوود ۱۹۲۹ بود که دران جان گیلبرت صحنه بالکن را رودرروی نورما شیرر اجراکرد.[۱۰۸]

رناتو کاستلینی جایزه شیر طلایی را از جشنواره فیلم ونیز به‌خاطر فیلم رومئو و ژولیت ۱۹۵۴ دریافت‌کرد، که دراین فیلم رومئو، لورنس هاروی یک بازیگر باتجربه بود. درعوض، سوزان شنتال، درنقش ژولیت، دانشجوی منشی‌گری بود که توسط کارگردان درمیخانه لندن، کشف‌شد و بیشتر به‌دلیل پوست کم‌رنگ جذاب، وموهای بلوندش دراین نقش بازی‌کرد.[۱۰۹]

استفن اورگل، فیلم رومئو و ژولیت ۱۹۶۸ اثر فرانکو زفیرللی را «پراز جوانان زیبا و خوشرو، فیلمبرداری زیبا و صحنه‌های رنگارنگ باشکوه» توصیف می‌کند.[۱۱۰] در فیلم زفیرللی، لئونارد وایتینگ و اولیویا هاسی تجربه قبلی از بازیگری نداشتند، اما دراین فیلم با نبوغ و پختگی بازی نمودند.[۱۱۱] زفیرللی به دلیل نمایش صحنه دوئل به عنوان پهلوانان‌دروغین که غیرقابل کنترل‌هستند، مورد تقدیر قرارگرفت.

فیلم رومئو و ژولیت وموسیقی متن فیلم از باز لورمان مورد توجه "نسل ام‌تی‌وی" قرارگرفت: مخاطبان جوانی که هم‌سن‌وسال شخصیت‌های داستان بودند.[۱۱۲] به‌مراتب تیره‌تر از نسخه‌زیفرللی، فیلم درفضای زمخت، خشن و ظاهری از سواحل ورونا و بیشه چنار فیلم‌برداری شد. لئوناردو دی‌کاپریو نقش رومئو و کلیر دینز نقش ژولیت را بازی‌کردند.

این نمایشنامه به‌طورگسترده‌ای درتلوزیون و فیلم‌سازی مورد اقتباس قرارگرفت. درسال ۲۰۰۶، فیلمدبیرستان موسیقی از شرکت دیزنی، از طرح‌کلی رومئو و ژولیت استفاده‌کرد، و دومعشوقه را در دو دبیرستان رقیب به جای دو خانواده دشمن، قرار داد. فیلم‌سازان از بازیگران‌برجسته در ساخت رومئو و ژولیت استفاده می‌کنند. غرور شکسپیر در نوشتن نمایشنامه رومئو و ژولیت بارها مورد استفاده قرارگرفته‌است. شکسپیر عاشق اثر سال ۱۹۹۸ از جان مادن نمونه‌ای است که دران شکسپیر نمایشنامه را دربرابر پیش‌زمینه عشق نابودشده خود می‌نویسد. درفوریه سال۲۰۱۴، شرکت برادوی اچ دی نسخه فیلمی از نمایشنامه رومئو و ژولیت برادوی را عرضه‌کرد. دراین فیلم اورلاندو بلوم و کاندولا راشاد ایفای نقش می‌کنند. این فیلم در سطح بین‌المللی در اوریل۲۰۱۴ عرضه‌خواهد شد.

منابع[ویرایش]

  1. Halio (1998: 93).
  2. Gibbons (1980: 33).
  3. Moore (1930: 264–277).
  4. Gibbons (1980: 33–34); Levenson (2000: 4).
  5. Romeo and Juliet: I.iii.23.
  6. Gibbons (1980: 26–27).
  7. Gibbons (1980: 29–31). As well as A Midsummer Night's Dream, Gibbons draws parallels with Love's Labour's Lost and Richard II.
  8. Gibbons (1980: 29).
  9. Spencer (1967: 284).
  10. Halio (1998: 1–2).
  11. Halio (1998: 8–9).
  12. Bowling (1949: 208–220).
  13. Halio (1998: 65).
  14. Honegger (2006: 73–88).
  15. Groves (2007: 68–69).
  16. Groves (2007: 61)
  17. Evans (1950: 841–865).
  18. Draper (1939: 16–34).
  19. Parker (1968: 663–674).
  20. Romeo and Juliet, II.ii.
  21. Romeo and Juliet, I.v.42.
  22. Romeo and Juliet, I.v.44–45.
  23. Romeo and Juliet, II.ii.26–32.
  24. Romeo and Juliet, I.v.85–86.
  25. Romeo and Juliet, III.ii.17–19.
  26. Halio (1998: 55–56).
  27. Tanselle (1964: 349–361).
  28. Romeo and Juliet, II.ii.109–111
  29. Romeo and Juliet, I.0.6. Levenson (2000: 142) defines "star-cross'd" as "thwarted by a malign star".
  30. Muir (2005: 34–41).
  31. When performed in the central yard of an inn and in public theaters such as the Globe Theatre the only source of lighting was daylight. When performed at Court, inside the stately home of a member of the nobility and in indoor theaters such as the Blackfriars theatre candle lighting was used and plays could be performed even at night.
  32. Halio (1998: 55–58); Driver (1964: 363–370).
  33. Scott (1987: 415).
  34. Scott (1987: 410).
  35. Shapiro (1964: 498–501).
  36. Bonnard (1951: 319–327).
  37. Halio (1998: 20–30).
  38. Halio (1998: 51).
  39. Halio (1998: 47–48).
  40. Halio (1998: 48–49).
  41. Romeo and Juliet, II.ii.90.
  42. Halio (1998: 49–50).
  43. Halio (1998: 51–52).
  44. Wells (2004: 11–13).
  45. Halio (1998: 82) quoting Karl A. Meninger's 1938 Man Against Himself.
  46. Appelbaum (1997: 251–272).
  47. Romeo and Juliet V.i.1–11.
  48. Halio (1998: 83, 81).
  49. Halio (1998: 84–85).
  50. Halio (1998: 85).
  51. Romeo and Juliet, III.i.112.
  52. Kahn (1977: 5–22); Halio (1998: 87–88).
  53. Halio (1998: 97).
  54. Halio (1998: ix).
  55. Taylor (2002: 18). The five more popular plays, in descending order, are Henry VI, Part 1, Richard III, Pericles, Hamlet and Richard II.
  56. Taylor (2002: 18). The five more popular plays, in descending order, are Henry VI, Part 1, Richard III, Pericles, Hamlet and Richard II.
  57. Levenson (2000: 62).
  58. Dawson (2002: 176)
  59. Marsden (2002: 21).
  60. Van Lennep (1965).
  61. Halio (1998: 100–102).
  62. Levenson (2000: 71).
  63. Marsden (2002: 26–27).
  64. Branam (1984: 170–179); Stone (1964: 191–206).
  65. Morrison (2007: 231).
  66. Morrison (2007: 232).
  67. Gay (2002: 162).
  68. The Times 30 December 1845, cited by Gay (2002: 162).
  69. Potter (2001: 194–195).
  70. Levenson (2000: 84)
  71. Schoch (2002: 62–63).
  72. Winter (1893: 46–47, 57). Booth's Romeo and Juliet was rivalled in popularity only by his own "hundred night Hamlet" at The Winter Garden of four years before.
  73. First page of the program for the opening night performance of Romeo and Juliet at Booth's Theatre, 3 February 1869.
  74. Levenson (2000: 69–70).
  75. Tad Mosel, "Leading Lady: The World and Theatre of Katharine Cornell," Little, Brown & Co. , Boston (1978)
  76. Smallwood (2002: 102).
  77. Halio (1998: 105–107).
  78. Halio (1998: 107–109).
  79. Levenson (2000: 87).
  80. Holland (2001: 207).
  81. The Times 19 September 1960, cited by Levenson (2000: 87).
  82. Halio (1998: 110).
  83. Halio (1998: 110–112).
  84. Hetrick, Adam and Andrew Gans (2013-11-19). "Broadway Revival of Romeo and Juliet, Starring Orlando Bloom and Condola Rashad, Will Close Dec. 8". Playbill. Retrieved 2014-05-29. 
  85. Nestyev (1960: 261).
  86. Sanders (2007: 66–67)
  87. Winn, Steven (April 24, 2007). "Michael Smuin: 1938-2007/Prolific dance director had showy career". San Francisco Chronicle. Retrieved October 14, 2013. 
  88. Meyer (1962: 34–37).
  89. Sadie (1996: 31); Holden (1993: 393).
  90. Sanders (2007: 43–45).
  91. Stites (1995: 5).
  92. Sanders (2007: 42–43).
  93. Sanders (2007: 75–76).
  94. Levenson (2000: 49–50).
  95. Levenson (2000: 91), crediting this list of genres to Stanley Wells.
  96. "Romeo", Merriam-Webster Online.
  97. Bly (2001: 52)
  98. Muir (2005: 352–362).
  99. Fowler (1996: 111)
  100. Romeo and Juliet V.iii.
  101. Fowler (1996: 120).
  102. Fowler (1996: 120).
  103. Orgel (2007: 91).
  104. Simon & Schuster author page, retrieved 4/19/2014 http://books.simonandschuster.com/Juliets-Nurse/Lois-Leveen/9781476757445
  105. Brode (2001: 42).
  106. Rosenthal (2007: 225).
  107. Rosenthal (2007: 225).
  108. Brode (2001: 43).
  109. Brode (2001: 51) quoting Renato Castellani.
  110. Orgel (2007: 91).
  111. Brode (2001: 51–52); Rosenthal (2007: 218).
  112. Rosenthal (2007: 215–216).