رومئو و ژولیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تابلوی رومئو و ژولیت (۱۸۹۰)، اثر نقاش انگلیسی فرانک دیکسی (۱۸۵۳ - ۱۹۲۸ میلادی)

رومئو و ژولیت (به انگلیسی: Romeo and Juliet) نمایشنامه‌ای عاشقانه و تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است که نخستین نمایشنامه تراژیک وی محسوب می شود.

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

قهرمانان این نمایشنامه دختر و پسری از دو خانواده بزرگ و رقیب در شهر ورونا هستند كه با يكديگر دشمني و اختلاف ديرينه دارند.رومئو كه از خاندان مونتگيو است،به اميد ملاقات با رزالين،دختري كه رومئو دلباخته اش شده،به ضيافت لرد كپیولت ميرود؛آنجاست كه رومئو ژوليت دختر لرد كيپولت را ملاقات مي كند و رزالين را فراموش مي نمايد. رمئو و ژوليت پس از نخستین شب عشق ورزی، در تلاش برای رسیدن به یکدیگر به بن بست می‌رسند. در این میانه خانواده‌های آن دو که کینه‌ای دیرینه از هم دارند، آتش اختلافاتشان بالا می‌گیرد و رومئو ناخواسته باعث مرگ تیبالت از خانواده کپیولت می‌شود و کار را بدتر می‌کند.حاكم ورونا دستور مي دهد كه رومئو شهر را ترك كند.ژوليت كه از يك سو غم دوري از رومئو و از سوي ديگر غم از دست رفتن تيبالت قلبش را مي فشارد،سخت اندوهگين مي شود.خانواده ژوليت كه از ازدواج مخفيانه او با رومئو كه با وساطت لارنس راهب صورت گرفته بي خبر اند،ژوليت را به اين امر مي كنند كه با خواستگارش كنت پاريس ازدواج كند.ژولیت نزد لانس راهب می رود و از او چاره جویی می کند.لارنس به ژولیت مایعی را می دهد که با مصرف آن چهل و دوساعت به خوابی مرگ گونه فرو خواهد رفت؛پیشبینی لارنس این است که خانواده ژولیت به تصور این که دخترشان مرده،او را در مقبره خانوادگی قرار خواهند داد و در این میانه لارنس این فرصت را خواهد داشت که قاصدی را نزد رومئو بفرستد و او را به ورونا بخواند تا همراه ژولیت -که در نهایت از خواب مرگ گونه بر خواهد خاست- به مکان امنی بروند. ژولیت ناامید از تحقق عشقش و با هدف تنبیه و هشدار دیگران،مایعی را که لارنس به او داده می‌ نوشد که مدتی او را همچون مرده‌ای به خواب عمیقی فرومی‌برد. خبر مرگ ژولیت در شهر می‌پیچد و مجلسی که برای ازدواج ژولیت با کنت پاریس برپا شده بود،به مجلس عذا بدل می شود.در همین اثنا نقشه لارنس برای ارسال خبر برای رومئو ناکام می ماند؛زیرا،جان که راهب دیگری است پیش از آن که بتواند پیغام را به رومئو برساند در خانه ای که نوعی بیماری مسری در آن شیوع یافته و به امر حاکم قرنطینه شده گرفتار می شود.رومئو بی خبر از همه جا خبر نادرست مرگ ژولیت را از مستخدمش،بالتازار،دریافت می کند و پس از آن که سمی را از یک داروساز می خرد رهسپار ورونا می شود. رومئوی دل‌شکسته و بی‌خبر،برای حضور درکنار پیکر ژولیت که در انتظار برگزاری مراسم تدفین، در کلیسا گذاشته شده حاضر می شود و در آن جا با کنت پاریس که برای گذاشتن گل بر مزار ژولیت آمده در گیر می شود و او را به قتل می رساند.رومئو جسد پاریس را به داخل مقبره کپیولت ها می کشاند و در آن جا با پیکر ظاهراً بیجان معشوقش روبرو می شود.رومئو سم را می خورد و در دم جان می دهد.دیری نمی گذرد که چهل و دو ساعت پایان یافته و ژولیت از خواب بر می خیزد و چون با جسد بیجان رومئو روبرو می شود،با خنجر رومئو به زندگی اش پایان می دهد.لرد منتگیو،لرد کپیولت و حاکم ورونا سر صحنه حاضر می شوند و لارنس راهب کل ماجرا را برای آن ها توضیح می دهد.حاکم که با جسد پاریس که از خویشاوندانش است روبرو شده با یادآوری این که دشمنی دو خاندان مسبب این اتفاقات بوده لرد منتگیو و لرد کپیولت را سرزنش می کند؛آن دو که سخت اندوهگین اند سرانجام با یکدیگر دست دوستی می دهند و نفرت دیرینه دو خاندان با مرگ رومئو و ژولیت پایان می یابد.

پایان خطر لوث‌شدن

شخصیت‌های اصلی[ویرایش]

فیلم‌ها[ویرایش]

  • رومیو و ژولیت(آمریکا،1936)-سیاه وسفید،127 دقیقه.
  • جرج کیوکر کارگردان
  • رومیو و ژولیت (بریتانیا و ایتالیا، ۱۹۶۸)-رنگی،138 دقیقه
  • فرانکو زفیرلی کارگردان

منابع[ویرایش]