روانکاوی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
روان کاوی همان گونه که از نام آن بر میآید، به معنی تحلیل روان (یا ذهن) یک شخص است.به عبارت دیگر همانطور که در کتاب رواندرمانی چیست؟ آمده است روان کاوی روشی برای پرداختن عمیق تر و متمرکز تر بر ناخودآگاهی است. منظور از ناخودآگاه آن بخش روان است که از دسترس آگاهی خارج شده است ولی به کنترل رفتار فرد ادامه می دهد. این اصطلاح نخست در سال ۱۸۹۶ رایج شد. در طول روان کاوی، درمانگر (یا روان کاو) سعی میکند درمانجو را نسبت به تعارض های ناهشیارش که به تجربههای کودکیِ وی مربوط میشوند، آگاه کند. در روان کاوی، روان کاو دادههای خود را از مصاحبههای بالینی کسب میکند.
روان کاوی سنتی بر پایهٔ این عقیدهٔ اصلی فروید استوار است که تعارض های ناهشیار میان بخش های مختلفِ روان - نهاد، خود و فرا خود - علت اصلی رفتار نا بهنجار هستند.
فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارضِ دردناک موجب کاهش اضطراب میشود. وی مشاهده کرد که هر گاه بیمارانش تجربهٔ تلخ و تکان دهندهای را همراه با هیجان های اضطراب آور آن به یاد میآورند، ظاهراً از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته میشود.
البته دست یابی به تعارض های نا هشیار کار سادهای نیست. خود، به کمک مکانیسم های دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناهشیار میشود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است. تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنچ فن اصلی برای آگاهی یافتن به تعارض های نا هشیار هستند.
1. تداعی آزاد. در روان کاوی به بیمار گفته میشود که هر آن چه را که به ذهنش خطور میکند، بیان نماید.
2. تفسیر. در روان کاوی، روان کاو صرفاً تفسیری از آن چه بیمار اظهار داشته یا انجام داده است، ارائه میکند. برای مثال، اگر بیمار با عصبانیت و از روی خشم از پدرش صحبت میکند، روان کاو ممکن است نشانههای کنونی بیماری را نشانی از احساس های سرکوب شدهٔ شخص نسبت به پدرش بداند.
3. تحلیل رؤیا. فروید رؤیا را شاهراهی که به ناهشیاری ختم میشود میدانست، چرا که در میان خواب، خود قادر به دفاع کردا از خویش در برابر تعارض ها ی ناهشیار که به صورت های گوناگونی در خواب تجلی مییابند، نیست.
4. مقاومت. روان کاو با مشاهدهٔ گفتههای بیمار به کاوش پیرامون نمونههای مقاومت، یعنی تمایل به باز داری از ابراز آزادانهٔ مطلب ناهشیار آن ها میپردازد؛ مثلاً اگر بیمار در مورد گفتگو در بارهٔ یک موضوع مقاومت میکند، در این صورت روان کاو سعی میکند با دنبال کردن موضوع دلیل مقاومت را دریابد.
5. انتقال. در میان روان کاوی، بیمار ممکن است احساس هایی را که در سال های گذشتهٔ زندگی خود به خصوص در مورد پدر، مادر یا سایر افراد با اهمیت تجربه کرده است، در روابط خود با درمانگر، انعکاس دهد. این پدیده انتقال نام گرفته است. روان کاو این واکنش های هیجانی را واقعی نمی پندارد و آن ها را از زاویهٔ تعارض های حل نشدهٔ دوران کودکی یا روابط قبلی بیمار می نگرد و مورد تفسیر قرار میدهد.
[ویرایش] منابع
روانشناسی عمومی شابک 5-01-6389-964
- محمدپور احمدرضا.(1388). رواندرمانی چیست؟ تهران: نشر قطره.