درگاه:روان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
صفحه اصلی   رده‌ها و موضوعات   درگاه‌ها و پروژه‌ها

درگاه روان‌شناسی

معنویت

در غم خود بودن اول معنايش اين است كه بيشترين ذره‌بين را من درنقاط ضعف خودم مي‌گذارم. استاد مصطفي ملكيان ما به جای دغدغه‌ی «چه باید باشیم» دغدغه‌ی «چه چيزهايي بايد داشته باشیم» را داریم و بنابراين مسابقه هم همين مسابقه در داشتنهاست. اكهارت عارف معروف آلماني مي‌گويد كه ما درحال مسابقه در داشتنهاييم. مي‌گوييم فلان كس قدرتي دارد كه من ندارم، محبوبيتي دارد كه من ندارم، شهرتي دارد كه من ندارم حتي چيزهايي پست‌تر مثلاً، ماشين دارد من ندارم. آنهايي كه من دارم كه «من» نيستم. بايد در فكر «من هستم» بود تا «من دارم». تمثيل خيلي خوبي مولانا دارد كه از آيين بودا آمده ومولانا هم از آن استفاده كرده. ايشان مي‌گويند كه يك شخص يك تكه زميني در بيرون شهر خريد كه بسيار وسيع هم بود و قصد كرد كه در اين زمين قصري بسازد. براي اينكه پول ساختن اين قصر را به‌دست آورد سي سال تجارت كرد. وقتي ثروت گرد آمد رفت و در آن تكه زمين كاخي ساخت. روزي كه به تعبير امروز ما، خواست اسباب‌كشي بكند باز به تعبير امروزي، مأموران شهرداري به او گفتند كه اي آقا ببخشيد شما اين زمين را با زمين بغلي عوضي گرفته بوديد. زمين شما زمين كناري اين زمين است. شما اين مدت، در زمين كس ديگري خانه‌سازي مي‌كرديد. آن وقت مولانا مي‌گويد يك شخص يك عمر مي‌تواند چيزي را آباد كند و گمان كند مال خودش است تا اينكه وقتي مي‌خواهد از آن استفاده كند مي‌بيند، مال خودش نيست: درزمين ديگران خانه مكن كار خود كن كار بيگانه مكن كيست بيگانه؟ تن خاكي تو كز براي اوست غمناكي تو تا تو تن را چرب و شيرين مي‌دهي گوهر جان را نبيني فربهي ما درواقع اينگونه هستيم. داريم «تن»‌ها را به جاي «بودن» تقويت مي‌كنيم. به تعبير ديگر هركدام از ما وقتي در درون خود احساس پوچي مي‌كند، آن وقت سعي داريم چيزهايي به خودمان آويزان كنيم مثل يك كشتي كه صاحب كشتي از بس فكر مي‌كند كه كشتي سبك است و باري ندارد كه بتواند در اين درياي متلاطم تعادل خودش را حفظ كند، يك سلسله بار به اين كشتي آويزان مي كند. ما وقتي احساس اين خلأ دروني را در درون خودمان مي‌كنيم به جاي اينكه اين خلأ را پركنيم يعني خودمان را پر از بودنها كنيم، مي‌آييم چيزهايي مثل قدرت و شهرت و محبوبيت و املاك و ثروت به خودمان آويزان مي‌كنيم. ما در فكر خودمان و در فكر بودن خودمان نيستيم فقط مي‌خواهيم در داشتن‌ها مسابقه دهيم. عرفان معنوي اين آهنگ را از بين برده است. عرفان معنوي اولاً مي‌خواهد به جاي داشتن در فكر بودن باشد ثانیاً به جاي اينكه با ديگران بخواهد مسابقه دهد با خودش مسابقه مي‌دهد و اينها بدان معني است كه به فكر خودش می‌باشد و دايماً مي‌گويد كه من بهتر از اين بايد مي شدم. در غم خود بودن اول معنايش اين است كه بيشترين ذره‌بين را من درنقاط ضعف خودم مي‌گذارم. وقتي كه من در فكر خودم باشم معنايش اين است كه مي‌خواهم نقاط ضعف در من وجود نداشته باشد و بنابر اين اول ذره‌بين و درشت‌ترين ذره‌بين را من بر روي خودم گذاشتم و كار خودم را مي‌بينم. به جاي آنكه عيب ديگري را ببينم، عيب خودم را مي‌بينم و به جاي اينكه عيب ديگري را آگرانديسمان كنم، عيب خودم را آگرانديسمان مي‌كنم. نكته مهمي است در اينجا و آن اينكه انسان معنوي هميشه دل نگران وضع خودش است، بيشتر از اينكه دل نگران وضع ديگران باشد. البته نه به اين معني كه نسبت به وضع ديگران بي‌تفاوت است. بلكه يعني دل‌نگران وضع دروني خودش است و الا انسان معنوي نسبت بر انسانهاي ديگر در سه حالت عدالت، احسان و محبت است.

نوشتار برگزیده

اینکه اصطلاح روان شناس برای چه کسی به کار می‌رود، موضوع آسانی نیست. مشکلات از این واقعیت ناشی می‌شود که برخی از کسانی که ادعای آن را دارند به دلیل این است که به حرفه روان شناسی می‌پردازند، دیگران به دلیل کاربرد آن، بعضی‌ها به دلیل تدریس آن، و برخی نیز به دلیل پژوهش آن در مواردی که یک تعریف رسمی ارائه می‌شود، معمولا هدف آن برآوردن برخی مسائل عملی یا قانونی است. برای مثال از نظر بسیاری از سازمانهای دولتی که گواهینامه‌های روان شناسان را کنترل می‌کنند، روان شناس می‌بایست یک دوره عالی (دست کم فوق لیسانس، و اغلب دکترا) را در یک موسسه معتبر طی کرده، یک یا چند سال دوره کار آموزی تحت نظارت را گذرانده و در امتحان کتبی قبول شده باشد.
بیشتر...

زندگی‌نامهٔ برگزیده

B.F. Skinner at Harvard circa 1950.jpg

برحاس فردریک اسکینر(به انگلیسی: Burrhus Frederic Skinner) (زادهٔ ۲۰ مارس۱۹۰۴- مرگ ۱۸ اوت۱۹۹۰) روان‌شناس، نویسنده، مخترع، پشتیبان اصلاحات اجتماعی و چامه‌سرای آمریکایی بود.(بی. اف حروف اول برحاس فردریک است، ولی اسکینر به ندرت این اسامی را به کار می‌برد. دوستان نزدیکش او را «فرد» صدا می‌کردند). او از ۱۹۵۸ تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۱۹۷۴ استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد بود. او که مدتها با دانشگاه هاروارد همکاری داشت از پیشگامان رفتارگرائی است. او ابداع کننده چند روش مهم برای مطالعه آزمایشی رفتار بود. به علاوه او پایه‌ریز فلسفهٔ علمی تازه‌ای به نام رفتارگرایی بنیادین بود و اعتقاد داشت روانشناسی باید با تجدید نظر در جنبه‌های غیر علمی خود، به علمی به استواری فیزیک و شیمی تبدیل شود. وی همچنین بنیادگذار تحلیل تجربی رفتار بود. او را یکی از اثرگذارترین روان‌شناسان تاریخ و حتی بزرگترین روانشناس سدهٔ بیستم می‌دانند. او نویسنده‌ای پرکار بود که ۲۱ کتاب و ۱۸۰ مقاله نگاشت.مضمون اصلی کارهای اسکینر این است که رفتار از راه پیامدهایش شکل می‌گیرد. ما آن کاری را می‌کنیم که برای ما حاصلی داشته باشد و از انجام آنچه حاصلی ندارد سرباز می‌زنیم.

تاریخ روان‌شناسی

تاریخ روانشناسی به عنوان دانش مطالعهٔ رفتار و ذهن انسان به یونان باستان باز می‌گردد. شواهدی نیز بر مطالعهٔ این دانش توسط مصری‌های باستان وجود دارد. دانش روانشناسی تا سال ۱۸۷۹ بخشی از فلسفه انگاشته می‌شد تا زمانی که به عنوان دانشی مستقل در آلمان و آمریکا مورد مطالعه قرار گرفت. روانشناسی با دانش‌های فلسفه، جامعه شناسی، عصب شناسی، فیزیولوژی و به طور کلی دانش‌هایی که مربوط به علوم انسانی هستند هم مرز است.

نگارهٔ برگزیده

اتاق زیگموند فروید

گفتاورد

«حقایقی وجود دارند که درآینده به حقیقت می‌پیوندند، حقایقی نیز درگذشته حقیقت داشته‌اند و دیگر حقایقی که در هیچ دوره‌ای حقیقت نداشته و نخواهند داشت.»

-کارل گوستاو یونگ

رابطه بین من و ضمیر ناخودآگاه


روان‌شناسان معروف

گوردن آلپورت • آلبرت بندورا • ریموند کتل • اریک اریکسون • هانس آیزنک • لئون فستینگر • زیگموند فروید • دونالد هب • کلارک هال • ویلیام جیمز • کارل گوستاو یونگ • یروم کیگن • کورت لوین • آبراهام مزلو • ملانی کلاین • دیوید مکّله لند • جورج میلر • نیل میلر • یاکوب مورنو • ایوان پاولف • ژان پیاژه • ویلفرد بیون • ویلهلم رایش • کارل راجرز • استانلی اسکاچتر • بی‌اف اسکینر • هوراکیو اتچه گوین • ادوارد سرندایک • جان واتسون • آندره گرین • ویلهلم وونت

درگاه‌های وابسته

در دیگر پروژه‌های ویکی‌مدیا