ایوان پاولف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ایوان پاولوف
Ivan Pavlov LIFE.jpg
متولد ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۹(۱۸۴۹-09-۱۴)
ریازان، روسیه
مرگ ۲۷ فوریه ۱۹۳۶ میلادی (۸۶ سال)
لنینگراد, اتحاد شوروی
ملیت روس
رشته فعالیت عصب‌شناس، فیزیولوژیست، روان‌شناس و پزشک
محل کار آکادمی پزشکی نظامی
دلیل شهرت به خاطر کارهای او در زمینه بازتاب شرطی
جوایز Nobel prize medal.svg جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی (۱۹۰۴)
مدال کاپلی (۱۹۱۵)
دین خداناباور

ایوان پیتروویچ پاولوف (به روسی: Иван Петрович Павлов) (زاده ۱۴ سپتامبر ۱۸۴۹ در ریازان، روسیه - درگذشته ۲۷ فوریه ۱۹۳۶) عصب‌شناس، فیزیولوژیست، روان‌شناس و پزشک روس است. پاولف در سال ۱۹۰۴ برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شد. شهرت وی بیشتر از کارهای او در زمینه بازتاب شرطی ناشی می‌شود.

زندگی‌نامه[ویرایش]

ایوان پاولف در شهر ریازان در کشور روسیه به دنیا آمد. پدرش کشیش جوان و فقیری بود که با باغبانی روزگار می‌گذراند و علاقه زیادی به کتاب و مطالعه داشت. ایوان نوشتن را در ۵ سالگی آموخت. در ۱۱ سالگی به مدرسه کلیسای ریازان رفت، اما آنجا را رها کرد و در دانشگاه سن پترزبورگ به تحصیل علوم طبیعی پرداخت و در سال ۱۸۹۸ درجه دکتری دریافت کرد.

گرایش او به علوم طبیعی ناشی از اندیشه‌های روشنفکران انقلابی روس به ویژه پیسارف بود و کتاب «انعکاس‌های مغز» اثر آی. ام. سچنوف بنیان‌گذار فیزیولوژی روسیه که در آموزشگاه مذهبی خوانده بود به آشنایی او با پیشرفت‌های علمی آن زمان کمک زیادی کرد.

پاولف در دانشگاه اساتید برجسته‌ای داشت: مندلیف در شیمی معدنی، باتلروف در شیمی آلی و به ویژه آی. اف. تیسون در فیزیولوژی که کمک زیادی در تبدیل پاولف به بزرگترین دانشمند آزمایشگر زمان خود کرد. او در دانشگاه سن پترزبورگ فیزیولوژی حیوانی را به عنوان رشته اصلی و شیمی را رشته فرعی خود انتخاب کرد و نخستین تحقیق خود را در باره فیزیولوژی اعصاب لوزالمعده به انجام رساند[۱].

پاولف در هنگام بردن جایزه نوبل فیزیولوژی در ۱۹۰۴

پاولف در ۱۸۷۵ مدرک لیسانس خود را دریافت کرد. اما پیداکردن کار در رژیم تملق سالار تزاری برای او بسیار دشوار بود. تا اینکه در ۱۸۷۹ اس. پی. بوتکین از او برای کار در آزمایشگاه کلینیکش دعوت کرد. پاولف توانست ۱۱ سال در آن آزمایشگاه به طور مستقل به تحقیقات علمی خود بپردازد.

پاولف پس از انقلاب اکتبر در روسیه بسیار مورد احترام قرار گرفت و به کارهای علمی خود می‌پرداخت.

در بستر مرگ، در حالی‌که کاملاً هوش و حواسش بجا بود از یکی از شاگردانش خواست که در کنار او بنشیند و شرح احساسات و حالات خود را که تا لحظه مرگ به او می‌گوید، یادداشت کند.

اتاق کار و آزمایشگاه او همچنان به صورت موزه نگاه‌داری می‌شود. وی یک خداناباور بود.[۲]

کارها[ویرایش]

پیش از ایوان پاولوف فیزیولوژیست روس، وظیفهٔ اصلی سیستمِ عصبی را بطور کلی ایجادِ هماهنگی بینِ بخش‌های مختلفِ بدنِ موجود زنده می‌دانستند. چارلز شرینگتون این عمل را «عمل وحدت بخشندهٔ سیستمِ عصبی مرکزی» می‌نامید. اما پاولوف بر نیاز به بررسی قسمتی دیگری از فیزیولوژی دستگاه عصبی که بسیار با اهمیت بود تاکید می‌کرد. از نظر پاولوف، سیستم عصبی اساساً به ایجادِ ارتباط، نه فقط بین قسمت‌های منفردِ بدنِ موجودِ زنده که تابحال سر و کار ما عمدتاً با آنها بوده، بلکه به ایجادِ ارتباط بینِ موجود زنده و پیرامونش می‌پردازد. [۳]

به عبارت دیگر کارکرد اصلی سیستم عصبی مرکزی، تنها تنظیمِ طرزِ کارِ قسمت‌های مختلفِ بدنِ موجودِ زنده در رابطه با یکدیگر نیست، بلکه تنظیمِ طرزکار موجودِ زنده به طور کلی در رابطه با محیط نیز بر عهدهٔ این سیستم می‌باشد. موجودِ زنده در جریانِ فعالیت خود و از طریق کارکردِ سیستم عصبی پیچیده‌اش، پیچیده ترین روابط را با محیطِ خود بر قرار می‌کند. از طریق این روابط است که موجود زنده می‌تواند در محیطِ خود زندگی کند، نیازمندی‌هایش را بدست آورد و نسبت به شرایطِ معین به طریقی خاص واکنش نشان دهد. [۳]

درباره پاولوف در ایران[ویرایش]

در ایران طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ کتاب‌های بسیاری درباره پاولوف ترجمه شد. نام برخی از این کتب در زیر آمده‌است:

  • به سوی روانشناسی و روانپزشکی علمی (دو جلد)؛ اثر هاری کی ولز؛ ترجمهٔ نصرالله کسرائیان ۱۳۶۳
  • پاولوف؛ انتشارات خوارزمی
  • کارهای اساسی پاولوف؛ ترجمهٔ مصطفی مفیدی
  • روانشناسی از دیدگاه واقع گرایی (مجموعه مقالات) در ارتباط با روانشناسی پاولوفی؛ اثر امیرحسین آریان پور

منابع[ویرایش]

  1. به سوی روانشناسی و روانپزشکی علمی (دو جلد)؛ اثر هاری کی ولز؛ ترجمهٔ نصرالله کسرائیان ۱۳۶۳
  2. Asked by his follower E. M. Kreps whether or not he was religious, Kreps wrote that Pavlov smiled and replied: "Listen, good fellow, in regard to [claims of] my religiosity, my belief in God, my church attendance, there is no truth in it; it is sheer fantasy. I was a seminarian, and like the majority of seminarians, I became an unbeliever, an atheist in my school years." Quoted in George Windholz, 'Pavlov's Religious Orientation', Journal for the Scientific Study of Religion Vol. 25 No. 3 (Sep. , 1986), pp. 320-327.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ «نظریهٔ شناخت» اثر م. ک. فورت (M. K. Forth)، ترجمهٔ فرهاد نعمانی، منوچهر سناجیان – سهامی کتاب‌های جیبی صفحهٔ ۲۱