روان‌شناسی سیاسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

روانشناسی سیاسی روانشناسی سیاسی از جمله رشته‌های میان رشته‌ای بوده که در دوران کنونی وارد مباحث سیاسی ـ اجتماعی شداست. به بررسی و تحقیق در رفتار سیاست مداران نیز نسبت داده می‌شود. و یک نوع از سیاست شناسی می‌باشد. روانشاسی سیاسی را می‌توان به طور کل اینگونه تعریف کرد: شناخت و دانش اصول سیاست و تحقیق و جستجوی آنها (تقریباً شبیه به اقتصاد سیاسی) روانشناسی سیاسی شکلی از سیاست است که به رفتارها و اخلاقیات و روان سیاست مربوط است و می‌توان گفت که به شناخت باورهای سیاسی مربوط است. این نوع روانشناسی را هم می‌توان در رشتهٔ روانشناسی زیر شاخه کرد و هم در شناخت سیاست.[نیازمند منبع]

البته بجز این تعاریف که متعلق به دنیای سکولار است؛تعریفی از زاویه ای جامع تر متعلق به سیاست اسلامی وجود دارد که بنیادی تر به این رشته پرداخته است؛حسن امرائی عبدولی؛نظریه پرداز معاصر ایران،روانشناسی سیاسی را این گونه تعریف می نماید:

روانشناسی سیاسی؛شاخه ای از روانشناسی و قابلیتی برای مهندسی سیاسی محسوب می شود که در شناخت انسان برای طراحی ساختار سیاسی و نیز بررسی رفتار واکنشی عنصر انسانی؛در جریان سیاست به کار گرفته می شود.[۱]

مکتب غربی[ویرایش]

در غرب،روانشناسی سیاسی انشی میان رشته ای شناخته می شود که به بررسی رفتار انسان در عرصه سیاست و عملکردهای سیاسی می پردازد.در واقع روانشناسی سیاسی غربی،به چرایی رفتارها در مناسبات و تصمیمات سیاسی پراخته و عمل انجام شده را توصیف و علت یابی می کند.از این روی است که در آن از مفاهیمی چون جامعه پذیری سیاسی یاد می شود.[۲] [۳]

مکتب استاد امرائی[ویرایش]

در سیاست اسلامی بحث روانشناسی سیاسی به نظر می رسد که قبل از دنیای غرب مورد توجه قرار گرفته است البته نوع نگاه موسس روانشناسی سیاسی اسلام(حسن امرائی عبدولی) متفاوت از نگته غربی آن و شاید هم بهتر است بگوییم بنیادی تر از آن است.استاد امرائی روانشناسی سیاسی را در بحث شناخت شناسی به شناخت انسان و پس از شناخت انسان به بحث قانونگزاری و از آن به بحث ساختار سازی و سپس به بحث مدیریت رفتار انسان منتقل می کند در حالی که روانشناسی سیاسی در مکتب غرب فقط یک مرحله دارد آن هم جنبه توصیفی دارد. در مکتب روانشناسی سیاسی وی،روانشناسی از نخستین پایه های سیاست ملازمت دارد.در واقع آنچه در روانشناسی غرب تعربف می شود آخرین و جزئی ترین مرحله از مکتب استاد امرائی محسوب می شود(یعنی توصیف رفتار و چرایی و علت یابی آن)در حالیکه مکتب امرائی این نوع نگاه را فقط یک جزء و یک مرحله از روانشناسی سیاسی در مکتب خود می داند.[۴] استاد حسن امرائی عبدولی،در کتاب مهندسی سیاست؛روانشناسی سیاسی راتنیده شده در الفبای سیاست می داند و در آن را نه در بررسی رفتار سیاسی انسان بلکه در وهله اول در شناخت انسان و سپس تفکیک جنسیتی و تدوین قانون و تمهید ساختار سیاست مطابق شناختی روانشناختی که از انسان به دست می آید به کار می گیرد و معتقد است که در مهندسی،بسیاری از رفتارهای ناشناخته ی انسان محو می شود و چهاچوب عمل از قبل مشخص و شناخته شده است لذا بررسی رفتار سیاسی انسان را بع تنهایی؛روانشناسی سیاسی نمی داند بلکه این عمل را یکی از قابلیت ها و کاربردهای روانشناسی سیاسی می داند.[۱]

بستر تکوین[ویرایش]

حسن امرائی عبدولی روانشناسی سیاسی اسلام را در نقطه ای آغازین،با عنوان "بستر تکوین" شروع می کند که حرکتی بنیادی است.او اساس روانشانسی سیاسی را منوط به شناخت تکوین می داند. این دانش که طرح "شناخت یستر تکوین" در مهندسی و پردازش ساسا پایه گذاری شده است،بستر تشریع را همچنان متصل به بستر تکوین می داند یا به عبارت دیگر در عرصه سیاست،انفصال تشریع از تکوین را مساوی می داند با "سیاست برای سیاست" که در نتیجه ی این امر رفتارهای نا متعارف سیاسی؛بدون عنایت به عدم جایگاه روانی تعریف شده در دانش سیاست،به تجزیه و تحلیل کشانده می شود؛یعنی نسخه روانی عنصر انسانی در دانش سیاست بارگذاری نشده است که در نتیجه ی آن،رفتار سیاسی نامتعارف،با خود سیاست در تضاد و تناقض تفسیر می شود.[۴]

پی‌نوشت[ویرایش]

روانشناسی سیاسی یکی از شاخه های روانشناسی میباشد که با سیاست های کلی در ارتباط است.

منابع[ویرایش]