خرد جاویدان
خِرَدِ جاویدان یا حِکمَتِ خالِده اصطلاحی در عرفان و فلسفه است که نخستین بار در غرب، آن را اگوستینوس استویکوس در سال ۱۵۴۰ به کار برد و آن را لایبنیتس در نامهای که در سال ۱۷۱۵ نوشت بر سر زبانها انداخت.
در آن نامه، لایبنیتس نوشت که وقتی سخن از دریابی حقیقت در نوشتههای فیلسوفان یونان باستان و تفکیک نور از ظلمت میآورده، به خرد جاویدان علاقهمند بودهاست. اما مدتها واقعیت خرد جاویدان تحتالشعاع جریان رایجتر فلسفه غیردینی غرب که مبتنی بر نظریه تکامل تدریجی تفکر بشری و نزدیکی به حقیقت است، قرارگرفت. فقط در طی این قرن است که به برکت کشف مجدد سنت در غرب و شواهد حضور یک آموزه مابعدالطبیعی جاویدان و جهانی در بطن سنتهای معتبر مفهوم کلیدی خرد جاویدان بار دیگر مطرح شد.خرد جاویدان، همان سنت مقدس در دین هندو و حکمت لدنیه در اسلام است. در واقع خرد جاویدان، غیر از معنایی که فیلسوفان اروپایی پس از قرون وسطا از آن میفهمیدهاند، در نوشتههای رنه گنون، آننده کوماراسوامی، فریتیوف شوئون، تیتوس بورکهارت، مارتین لینگز، ویلیام استودارت و سید حسین نصر معنای اصیل خود را یافتهاست.
منابع [ویرایش]
اسلام و حکمت خالده، فریتیوف شوئون، ترجمه فروزان راسخی، نشر هرمس