نقد بهائیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو


این مقاله به نقد بهائیت می‌پردازد.

تفرقه بین شیعیان

برخی مسلمانان، بهائیت را ایجاد شده در ایران برای ایجاد تفرقه در بین شیعیان و مسلمانان می‌دانند،[۱]

تنبیه النائمین

تنبیه النائمین نام کتابی است در ۳ بخش، نامه عبدالبهاء به عمهٔ ناتنی و ازلیش شاه سلطان خانم مشهور به عِزیه خانم، پاسخ وی مشهور به رسالهٔ عمّه، و در انتها موعظه‌ای از نویسنده‌ای ازلی شیخ احمد روحی کرمانی.[۲]

پس از آنکه بهاءالله خود را من یظهره‌الله معرفی کرد عده‌ای از بابیان با او مخالفت کردند و ردیه‌هایی در مخالفت با او نگاشتند. یکی از آنها عزیه خانم، خواهر ناتنی بهاءالله، خواهر تنی و از طرفداران سرسخت یحیی صبح ازل بود. او در رد ادعای وی رساله‌ای در جواب نامه عبدالبهاء نگاشت که بعدها با عنوان تنبیه النائمین به همراه ۲ بخش دیگر چاپ شد.[۳]

بخش دوم کتاب، پاسخ عزیه خانم نوری به عبدالبهاء، ردیهٔ تندی است بر بهاءالله. عزیه در رد ادعای عبدالبهاء مبنی بر درس‌ناخواندگی بهاءالله با ارائه شواهدی این مورد را رد می‌کند و از درس خواندن بهاءالله و مجالست او با علما و عرفاً یاد می‌کند.[۴]

بررسی بهائی اشاره می‌کند که افراد بهائی باید قبل از انتشار هر مطلبی درباره این آیین از موسسات بهائی اجازه بگیرند. آنها این بررسی را برای محافظت از تعالیم دیانت بهائی به خصوص با توجه به آزار بهائیان در ایران و سایر نقاط جهان لازم می‌دانند. برخی این اجبار را نوعی سانسور می‌دانند خصوصاً که متخلفین مجازات می‌شوند.[۵][منبع دست اول]

سانسور رسمی در بهائیت

دنیس مک‌ایون می‌گوید همه نویسندگان بهائی اعم از آکادمیک و غیر آن باید برای تنبیه نشدن هر نگاشته‌ای را - ولو قرار باشد در مجله‌ای آکادمیک به طبع رسد - پیش از انتشار برای تایید به کمیته‌های رسمی بازبینی بهائی بسپارند.[۶] خوان کول معتقد است آیین بهائی درست به مانند سانسوری از آغاز صنعت چاپ در دولت‌های خاورمیانه اعمال شده، فرایندی از خودسانسوری را به همه بهائیان تحمیل می‌کند. او می‌نویسد این الزام منجر به مناقشاتی بین نویسندگان و نهادهای بهائی در طول سالهای درازی شده‌است و اگر چه تشکیلات بهائی این الزام را موقتی می‌نامند اما برای چیزی نزدیک یک قرن به طول انجامیده و به نظر می‌رسد بیت العدل در پی آن است که برای زمانی بسیار طولانی ادامه داشته باشد. به نظر او سانسور قبل از انتشار یکی از مهمترین آموزه‌هایی است که نویسندگان بهائی را از نوشتن درباره مجادلات تاریخ معاصر بهائیت باز می‌دارد. شایان ذکر است که هرگز در باره تاریخ این جامعه از حدود سال ۱۹۵۰ مطلب مفصلی نگاشته نشده‌است. تاریخ معاصر بهائیت از آنجا که به مشروعیت گردانندگان فعلی بیت العدل مربوط است به عنوان منطقه ممنوعه بوده‌است. با این که گفته می‌شود این بازبینی ادبی محدودیتی برای انتشار یافته‌های تحقیقی ایجاد نمی‌کند در سال ۱۹۸۸ اعضای بیت العدل مقاله‌ای آکادمیک که از توانایی عضویت زنان در بیت العدل حمایت می‌کرد را سرکوب کردند. [۷] نویسندگان آن مقاله از انتشار آن به هر نحوی از وجوه منع شدند.[۸]

جانشینی باب و رد ادعای ظهور میرزا حسینعلی نوری

سید علی محمد شیرازی مشهور به باب
میرزا یحیی نوری ملقب به صبح ازل، ثمره، وحید

کمی قبل از اعدام سید علی‌محمد باب عبدالکریم، یکی از پیروانش توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب کرد لذا باب تعداد مشخصی لوح نوشته آنها را به عبدالکریم داد تا به دست یحیی صبح ازل و بهاءالله برساند. [۹].

در یکی از این لوح‌ها که معمولاً به عنوان وصیت نامه باب از آن یاد می‌شود، صبح ازل به عنوان رهبر بابیان پس از بنیانگذار جنبش تعیین شده‌است. در همین لوح به وی دستور داده شده‌است که از من یظهره‌الله پیروی کند.[۱۰] برخی گزارش‌ها حاکی از این است که ادعای جانشینی صبح ازل آشکار است.[۱۱] و برخی دیگر از منابع بر این باورند که باب برای حفظ جان بهاءالله نامه‌ها را خطاب به صبح ازل صادر کرده‌است. بعد از مرگ باب صبح ازل به عنوان شخصیت محوری جنبش مورد توجه قرار گرفت.[۱۲] رهبری صبح ازل جنجال برانگیز بود. وی کمتر در میان بابیها حاضر می‌شد. منوچهری ادعا می‌کند که دلیل در خفا ماندن صبح ازل بخشی از وصیت نامه سید علی محمد باب است که او را به محافظت از خویش توصیه کرده بود. [۱۳]

بهاء الله در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدید آورد و 10 سال در انجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می کرد .[۱۴]

پروفسورادوارد براون درمورد تقابل حسینعلی نوری بابرادرش میرزایحیی نوری در کتاب شرح حال یک مسافر صفحه ۳۵۹می نویسد:.[۱۵]

توطئه دیگری علیه جان صبح ازل چیده شد و ترتیب داده شد که محمد علی سلمانی، گلوی او را هنگام اصلاح صورت در حمام ببرد. هنگام رسیدن آن ظالم، صبح ازل نقشه او را حدس زد و به او اجازه نداد که نزدیک شود و در هنگاه ترک حمام، سریعاًاقامتگاه دیگری در آدریانوپل پیدا کرد و خود را از میرزا حسینعلی نوری (بهالله) و پیروانش کاملاً جدا کرد

در طول زمانی که بها و میرزا یحیی نوری هر دو در بغداد بودند بها آشکارا و در نامه‌هایش صبح ازل را به عنوان رهبر جنبش خطاب می‌نمود.[۱۶] ولی بعدتر در سال۱۸۶۳به طور محدود ادعای من یظهری کرد و بعدترها در سال ۱۸۶۶ ادعایش را عمومی ساخت[۱۷]

اختلاف آئین بیانی و آئین بهایی

عکس میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله»

پس از تیرباران باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله » اشاره شده‌است، گشتند.آنها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی میکردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) که سمت معاونت برادرش را داشت از او برید و خود را من یظهره‌الله معرفی کرد.دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فشار و تبلیغات بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاء الله می خواند به فعالیت شدیدی دست زد و بهائیت را پدید آورد [۱۸]

شهاب فردوسی در سلسله مقالاتی که در مجله آشفته، دوره نهم، سال 1334، شماره های هجده تا پنجاه درج شده می نویسد:[۱۹]

عباس افندی و پدرش در بسیاری از آثار خود اظهار کرده‌اند که سیدعلی محمد باب از وجود میرزا حسینعلی که باید دعوی من یظهره اللهی کند در میان خود اطلاع داشته است ولی اگر کسی کتاب بیان را بخواند با کمال صراحت و وضوح در میابد که این مطاب درست نیست زیرا در اغلب ابواب بیان عباراتی هست که معلوم می کند موعود بیان پس ازآنکه دین بیان جهانگیر شود و ثمرات خود را بدهد در میان بابیان ظاهر خواهد شد.

احکام بهائی

شهاب فردوسی در سلسله مقالات تاریخچه مختصر شیخیه و بابیه و بهائیه چنین نگاشته‌است.[۲۰]

بعضی از افراد بابی معتقدند که مبانی تعالیم دوازده گانه آئین بهایی در آیین بابی وجود دارد از قبیل:۱- مطابقت علم و دین ۲- وحدت اساس ادیان ۳- تحری حقیقت ۴- تساوی حقوق زن و مرد ۵- وجوب تعلیم و تربیت و بعض دیگر از قبیل: ۱- زبان عمومی ۲- محکمهٔ کبرای بین‌المللی ۳- تعدیل معیشت بشر ۴- وحدت عالم انسانی ۵- الغای انواع تعصبات، اقتباس از افکار اروپائیان و نتیجه برخورد حضرات در اوایل قرن چهاردهم هجری به این افکار است زیرا تردیدی نیست که سوسیالیزم در حدود نیم قرن قبل از وفات بهاءالله در جهان، نشر یافته‌است. ما (شهاب فردوسی) در قسمت اول تردیدی نداریم زیرادر آثار سید علی محمد باب مطالبی هست که قسمتی از تعالیم دوازده گانه را به صراحت و وضوح بیان کرده‌است. آنچه مسلم است اینکه اروپائیان در قسمت دوم بر بهائیان تقدم دارند و این که ایشان مدعی ابداع و ابتکار آن از طرف بهاءالله هستند قابل قبول نیست.

بهائیان معتقدند همان طور که بشر رشد می‌کند، بنا به مقتضیات زمانی و مکانی و با ظهور دین جدید، احکام دین قبل نیز تکمیل می‌شود و تغییر می‌کند. دین بهائی احکامی دارد که متفاوت از احکام اسلامی است، از این رو انتقادهائی به این احکام وارد می‌شود.

ازدواج بهائی

یکی از نقدهائی که به بهائیت وارد می‌شود، محارم در ازدواج بهائی است.[۲۱]

عده‌ای از مسلمانان بر این باورند که بهائیان منعی برای ازدواج با محارم ندارند. اما در هیچ کجا از احکام بهائی چنین چیزی ذکر نشده‌است و حتی به اعتقاد بهائیان تحریم ازدواج با محارم در آئین بهائی بسیار قاطعانه‌تر و جدّی‌تر از همه ادیان گذشته‌است. علّت این امر اینست که در آئین بهائی نه تنها ازدواج با محارم حرام شده‌است بلکه ازدواج با زن پدر نیز با تاکید بیشتری نسبت به دین اسلام حرام اعلام شده‌است.

در اولین نوشته باب، اولین شخصیت محوری دین بهائی، با قاطعیت و صراحت کامل و تاکید بر حکم قرآن ازدواج با محارم صد در صد تحریم می‌گردد:

ازدواج را خداوند حلال فرموده مگر با افراد محارم یعنی با مادر، دختر، عمه، و نظیر آن، و دختر برادر، و دختر خواهر... و این حکم کتاب خداست در قران که در این کتاب هم عمل به آن مؤکد شده‌است.[۲۲].

بهاءالله غیر از حکم زیر که مربوط به حرمت ازدواج با زن پدر است حکم دیگری در کتاب اقدس نیاورده‌است و در کتاب رساله سوال و جواب نیز حکم آنرا به بیت العدل اعظم واگذار کرده‌است.

بهاءالله در این باره در کتاب اقدس چنین حکمی را اضافه می‌کند: ««حرمت علیکم ازواج آبائکم»»[۲۳][۲۴]

و ازدواج با زن پدر حرام اعلام می‌شود. از این جهت است که گفته شد در دین بهائی ازدواج با محارم تاکید بیشتری دارد، چون در دین اسلام با این آیه «لاتنکحوا ما نکح آبائکم من النساء» (با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید)، برخلاف ازدواج با دیگر محارم که در قرآن حرام اعلام می‌شود، ازدواج با زن پدر نهی می‌شود[مدرک برای تفاوت نهی و تحریم در این آیه]، ولی در دین بهائی برای همه این ازدواج‌ها که با محارم باشد از کلمه «حرمت» استفاده می‌شود.[نیازمند منبع]

بهاءالله غیر از این حکم که مربوط به حرمت ازدواج با زن پدر است در رساله سوال و جواب شماره ۵۰ تشریع احکام کامله در این رابطه را بر عهده بیت العدل اعظم می‌گذارد.

مهریه در بهائیت

منتقدین می‌گویند در پرداخت مهریه زن روستائی و زن شهری با هم متفاوتند و این تساوی نیست.[۲۵] اما بهائیان می‌گویند بر طبق تعالیم بهاءالله، اصلاً روستائی و شهری بودن زن تعیین کننده مهریه نیست و این ایراد از پایه اشتباه است. زیرا پرداخت مهریه در بهائیت بر اساس شرح زیر است:

پرداخت مبلغی به عنوان مهر از طرف مرد به زن در ازدواج بهائی لازم است ولی این مبلغ بسیار ناچیز تعیین شده و فقط جنبه تشریفات دارد. میزان مهر در دین بهائی به شرح زیر است:

  • اگر مرد اهل شهر باشد از یک واحد تا پنج واحد طلا باید بپردازد.
  • اگر مرد اهل ده باشد از یک واحد تا پنج واحد نقره باید بپردازد.

محلی که مرد ساکن است میزان پرداخت مهر است.[۲۶][۲۷]

بهره پول

جائز بودن بهره پولی در بهائیت بر خلاف اسلام، یکی از نقدهای مسلمین بر بهائیت است.[۲۸] ربا یا ربح نقود یا بهره پول در دین بهائی اگر به شرط انصاف و اعتدال باشد، بلامانع است.[۲۹] در صورتی که در اسلام بهره پول در هیچ شرایطی جایز نیست و حرام است.

با توجه به این که مردم در ان زمان، با اسم‌ها و روش‌های مختلف به انجام ربا مشغول بودند و ظاهر حلال برای آن ایجاد کرده بودند، در دین بهائی بهره پول حلال است ولی به شروط خاص. [۳۰]

بهاءالله در این مورد می‌گوید:

اکثری از ناس محتاج به این فقره مشاهده می‌شوند، چه اگر ربحی در میان نباشد امور معطل و معوق خواهد ماند نفسی که موفق شود با همجنس خود و یا هموطن خود و یا برادر خود مدارا نماید و یا مراعات کند یعنی به دادن قرض الحسن کمیاب است، لذا فضلاعلی العباد ربا را مثل معاملات دیگر که مابین ناس متداول است، قرار فرمودیم. یعنی ربح نقود از این حین که این حکم مبین از سما مشیت نازل شد حلال و طیب و طاهر است تا اهل ارض بکمال روح و ریحان و فرح و انبساط به ذکرمحبوب عالمیان مشغول باشند...[۳۱]

شائبه ارتباط بهائیت با انگلیس و روسیه

از نظر فریدون آدمیت، دو مسلک بهائیت و ازلیت، که از بابیت انشعاب شده، دو «مذهب سیاسی» هستند که طی تاریخ، با استعمار روس و انگلیس در پیوند بوده و از لطف و حمایت آن‌ها بهره داشته‌اند.[۳۲]

احمد کسروی رهبری بهائیت را در آغاز پیدایش، بسته و پیوسته به استعمار تزاری دانسته، و در ادوار بعد (در اواخر جنگ جهانی اول) با امپراتوری بریتانیا در پیوند شمرده‌است. کسروی نوشته‌است:

آنچه دانسته‌ایم [حسینعلی] بهاء در تهران با کارکنان سیاسی روس همبستگی می‌داشته، و این بوده چون به زندان افتاد روسیان به رهایی‌اش کوشیده و از تهران تا بغداد غلامی از کنسول‌خانه همراهش گردانیده‌اند. پس از آن نیز دولت امپراتوری روس در نهان و آشکار هواداری از بهاء و دستهٔ او نشان می‌داده. این است در عشق‌آباد و دیگر جاها، آزادی به ایشان داده شد.

دانشنامه جهان اسلام، اینکه بهاییت ساخته دست دولت‌های استعماری است را رد می‌نماید: «علی رغم ادعای برخی ردّیه‌های موجود، سند متقنی در مورد اینکه دولتهای استعماری پدیدآورندهٔ آیین‌های بابی و بهائی باشند در دست نیست. تاریخ تکوین این دو مذهب، بیش از هرچیز، دگراندیشی فرقه‌ای در درون مکتب شیخی و تنش‌های اعتقادی، سیاسی و تاریخی را به عنوان موجد و مسبّب اصلی آنها به ذهن متبادر می‌کند.» [۳۳]

پانویس

  1. سایت موعود، بهائیت مذهب استعمارساخته برای مقابله با اسلام.
  2. MacEoin: ۱۹۹۲, p. ۲۷
  3. تنبیه النائمین، صفحه۲
  4. عزیه نوری، تنبیه‌النائمین (بخش دوم)، تهران، بی‌تا، ص ۳۴
  5. http://en.wikipedia.org/wiki/Bahá'í_review
  6. The crisis in Babi and Baha'i studies: part of a wider crisis in academic freedom?, British Journal of Middle Eastern Studies, Volume 17, Issue 1 1990 , page ۵۷
  7. The Baha’i Faith in America as Panopticon
  8. Editor's Note
  9. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
  10. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point’s Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies Vol. 7 (No. 2). 
  11. Nicolas, A.L.M (1933). Qui est le succeseur du Bab?. Paris: Librairie d'Amerique et d'Orient. p. 15. 
  12. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  13. Manuchehri, S. (2004). "The Primal Point’s Will and Testament". Research Notes in Shaykhi, Babi and Baha'i Studies Vol. 7 (No. 2). 
  14. سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  15. Stenstrand'S, August J and Edward G Browne. “Authorship of the Writings Attributed to Baha'ullah”. Muhammad Abdullah al-Ahari. Daltaban Peyrevi. In THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN. Chicago: Magribine Press, 2006. 200. ISBN ‎ISBN 1-56316-953-3. 
  16. Cole, Juan (2002). "Baha'u'llah's Surah of God: Text, Translation, Commentary". Translations of Shaykhi, Babi and Baha'i Texts Vol. 6 (No. 1). 
  17. MacEoin, Dennis (1989). "Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
  18. سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج11
  19. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  20. ترابیان فردوسی, محمد. حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی. ایران: صحیفه خرد, 1383. 505. ISBN ‎5-5-95414-946. 
  21. سحرنیوز
  22. قیوم الاسماء یا تفسیر سوره یوسف
  23. کتاب مستطاب اقدس آیه ۱۰۷
  24. تقریراتی بر کتاب مستطاب اقدس صفحه ۲۴۶
  25. مهریهٔ زن روستایی برابر با نوزده مثقال نقره‌است و مهریهٔ زن شهری نوزده مثقال طلا! (بهائی‌پژوهی)
  26. آموزه‌های نظم نوین جهانی بهائی، بخش ازدواج بهائی، قسمت مهریه بهائی
  27. گنجینه حدود و احکام بهائی، قسمت مهریه بهائی
  28. جواز ربا
  29. بهاءالله و عصر جدید، صفحه ۱۶۲ پیوند به کتاب
  30. مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، صفحه ۷۸ پیوند به کتاب
  31. مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، لوح اشراقات، صفحه ۷۸
  32. ر. ک: امیرکبیر و ایران، با مقدمه محمود محمود، چاپ اول: انتشارات بنگاه آذر، تهران ۱۳۲۳، قسمت اول، صص ۲۵۸-۲۵۶؛ همان: متن کامل، چاپ دوم: مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر، تهران ۱۳۳۴، صص ۲۰۸-۲۰۷. آدمیت در چاپ پنجم این کتاب (چاپ شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۵۵، ص ۴۵۷) گفتار فوق را تلخیص کرده و با اشاره به ماجرای اعطاء لقب سِر و نشان دولتی از سوی لرد آللنبی (حاکم انگلیسی حیفا) به عباس افندی، می‌افزاید: «از آن پس عنصر بهائی چون عنصر جهود، به عنوان یکی از عوامل پیشرفت سیاست انگلیس در ایران درآمد. طرفه اینکه از جهودان نیز کسانی به آن فرقه پیوسته‌اند، و همان میراث سیاست انگلیس به آمریکائیان نیز رسیده» است.
  33. محمود صدری، بهاییت، دانشنامه جهان اسلام