ثنویت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ثنویت یا دوگانگی به مفهوم قبول دو مبدأ خیر و شر ار معتقدات قدیم آریاییان محسوب می‌شود. اینان بدی و خوبی را هر یک به منشأئی جداگانه مربوط می‌دانستند. قوای خیر باعث سعادت و نیروهای شر، مسبب تیره بختی افراد انسان به شمار می‌رفت. در مقابل خدا و ملکوت، دنیای شر و تاریکی، که در آن دیوان دئوها فرمانروائی می‌کنند، قرار دارند. دنیای شر، تحت فرمان روح پلید یا اهریمن است که دایم با مظهر خیر، یعنی، اهورامزدا و به روایتی سپنت مینو در حال نبرد است.[۱]

مناظرهٔ مأمون با یک ثنوی[ویرایش]

در زمان مامون چنان بود که دستوری داده بود تا پیش او همه مذاهب را مناظره کنند. تا اینکه مردی امد متکلم که مذهب ثنوی داشت. مامون دستور داد که متکلمان و فقهای اسلام را جمع کنند برای مناظره با او .

ان مرد چون در سخن آمد گفت عاملی بینم برخیر و شر و نور و ظلمت و نیک و بد هر ایینه هر یک از این اضداد باید که صانع دیگر باشد زیرا خرد قبول نیکند که صانع نیکی کند و هم او بدی کند و مانند این حجت ها اورد.

از اهل مجلس صدا امد که ای مامون با چنین شخصی مناظره جز با شمشیر نباید کرد پس مامون یک لحظه خاموش شد بعد از او پرسید مذهب چیست؟ گفت مذهب آنست که صانع دو است یکی صانع خیر و یکی صانع شر و هر یک را فعل و صنع او پیدا است. آن که خیر کند شر نمی‌کند و آن که شر میکند خیر انجام نمی‌دهد.

مامون گفت .هر دو به افعال خود قادرند یا عاجز؟ جواب داد. هر دو به افعال خود قادرند و صانع هرگز عاجز نیست. مامون گفت هیچ عاجزی به اینها راه یابد . گفت نه. و چگونه معبود عاجز بود!

مامون گفت . الله اکبر صانع خیر خواهد که همه به او باشند و صانع شر نباشد و یا صانع شر خواهد که صانع خیر نباشد و به خواست و مراد ایشان باشد؟ گفت نباشد و یکی را بر دیگری دست نیست .مامون گفت پس عجز هر یک از این دو ظاهر گشت و عاجزی خدا را نشاید و ان ثنوی متحیر شد[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، ص ۱۹۷
  2. عبدالحسین زرینکوب. دو قرن سکوت. ۲۶۴. 

منابع[ویرایش]

  • یاحقی، محمد جعفر. فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی. تهران: نشر سروش، ۱۳۶۹