نعمت‌الله ولی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شاه نعمت‌الله ولی (نام کامل: سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد بن کمال‌الدین یحیی کوه بنانی کرمانی) معروف به سید نورالدین شاه نعمت الله ولی ماهانی کرمانی[۱] (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴)، شاعر عارف ایرانی بود.

شاه نعمت الله از اقطاب و عرفای سدهٔ هشتم و نهم هجری است که طریقتی جدید در تصوف ایجاد کرد و پیروان سایر طریقت‌ها را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. او از جمله شعرای تصوف ایران و قطب دراویش نعمت اللهی است. او در طریقهٔ تصوف موسس سلسلهٔ مشهور نعمت‌اللهی است و در راه طریقت و سیر و سلوک مقامی بلند داشته‌است.

تولد - وفات[ویرایش]

شاه نعمت‌الله ولی به سال ۷۳۱ هجری قمری متولد و در سال ۸۳۲ (به روایتی ۸۳۴) در ماهان کرمان وفات یافت و شمس الدین ابراهیم بمی پدر سیدطاهرالدین بمی عارف نامی هم عصر شاه نعمت الله از بم آمد و بر پیکر شاه ولی نماز خواند. او فرزند «میر عبدالله ولی» از بزرگان عرب بوده‌است. نسبت او با نوزده نسل به رسول اکرم می‌رسد. ولادت او را برخی در شهر حلب عنوان کرده‌اند و عده‌ای از مورخین نیز ایشان را متولد کوهبنان در کرمان می‌دانند.

امیر خلیل الله نوه او تولد جد خود را روز چهارشنبه چهاردهم ربیع الاول ۷۳۱ دانسته‌است و اسدالدین نصرالله تولد او را پنجشنبه بیست و دوم رجب ۷۳۰ در قصبهٔ کوهبنان کرمان ذکر کرده‌اند.

بر اساس برخی منابع دیگر سید نورالدین نعمت‌الله کرمانی، مشهور به شاه نعمت الله ولی، در سال ۷۳۱/۱۳۳۱از پدری عرب به نام میر عبدالله و مادری ایرانی در حلب به دنیا آمده است.[۲]

مدت زندگانی شاه نعمت‌الله ولی ۱۰۴ سال ذکر شده‌است و خود او تا ۹۷ سالگی خود را بیان داشته‌است:

نود هفت سال عمر خوشی بنده را داد حی پاینده

ورود به تصوف[ویرایش]

او در ۵ سالگی با تصوف و عرفان آشنا شد و پدرش میر عبدالله، او را به مجالس صوفیه می‌برد. شهر حلب در آن زمان مرکز مکتب وحدت وجودی ابن عربی بود. شاه نعمت‌الله از این فرصت استفاده کرده و در حلب در خدمت محی‌الدین ابن عربی قرار گرفت و از مکتب و عرفان او بهره برد. شاه نعمت‌الله برای پیشرفت در علوم و فراگیری بیشتر علوم دینی به شیراز سفر کرد. شهر شیراز در آن زمان از مراکز اصلی دروس فقه و مذاهب سنّی بود. شاه نعمت‌الله برای یافتن مرشد و مراد خود به این سو و آن سو و در خدمت شیوخ و مشایخ زیادی قدم برداشت.

شاه نعمت‌الله علوم مقدماتی را نزد شیخ رکن‌الدین شیرازی تحصیل کرده و علم بلاغت را خدمت شیخ شمس‌الدین مکی و حکمت را نزد سید جلال‌الدین خوارزمی و اصول و فقه را نزد قاضی عضدالدین ایجی آموخت و چون علوم ظاهری طبع اورا قانع نمی‌کرد سال‌ها به ریاضت و تصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و در پی مراد به سیر و سفر پرداخت تا عاقبت به مکه مشرف شد و از دست شیخ عبدالله یافعی یکی از عرفای عصر خویش خرقه پوشید و به مراد خویش نایل آمد و دست ارادت بدو داد، چنانکه در اشعار خود که از او یاد کرده‌است:

شیخ ما در حرم مرح قطب وقت و یگانه عالم
ز دمش مرده می‌شدی زنده نفسش همچو عیسی مریم
نعمت الله مرید حصرت اوست شیخ عبدالله‌است او فافهم

شاه نعمت الله، به سیر و سفر در ممالک مصر و حجاز و ترکستان و ایران پرداخت و به نشر عرفان وتصوف همت گمارد. او بیست و چهار ساله بود که در مکه با شیخ عفیف‌الدین یافعی دیدار کرد. شیخ یافعی از عرفای بزرگ و با عظمت آن دوران به شمار می‌آمد. شیخ یافعی به سلسله‌های طریقت شاذلیه و قادریه متصل می‌شد. شاه نعمت‌الله هفت سال را با شیخ عارف سپری کرد و از او علوم و دانش‌های معنوی زیادی آموخت. شاه نعمت‌الله بعد از آن به مصر رفت و در آنجا به سوی جهان فرهنگ ایرانی روی آورد. وی در بازگشت به ایران پس از ازدواج با نوه دختری میر حسینی هروی، به‌سوی کوهبنان کرمان عزیمت کرد و در آنجا به ریاضت طویل المدتی پرداخت که مکان مورد نظر بنام تخت امیر معروف است. در طول این مدت، افراد بسیاری در نزد او به تحصیل علوم و معارف صوفیه پرداختند واز محضر ایشان کسب فیض نمودند. سلسله نعمت‌اللهی، منسوب به شاه نعمت‌الله ولی از عرفای بزرگ ایران و اسلام است.

اشعار[ویرایش]

شاه نعمت الله ولی دارای دیوانی است که متشمل بر قصاید و غزلیات و ترجیعات و مثنویات و قطعات و دوبیتی‌ها و رباعیات است که از لحاظ ادبی متوسط به شمار می‌رود.

صحیح ترین کلیات اشعار وی به کوشش دکتر جواد نوربخش در یازده نوبت در ایران منتشر گردیده است. در مقدمه کلیات، ۷ نسخه خطی (کتابخانه ملک - شماره ۵۲۹۸؛ کتابخانه مجلس - ش ۱۳۵۴۹؛ کتابخانه مرکزی دانشگاه - ش ۵۱۰۹؛ آستان قدس رضوی -ش ۴۶۷۹؛ خانقاه نعمت اللهی در تهران - قرن دهم هجری؛ نسخه آقای روح الامینی ۱۲۶۲ ه. ق.؛ نسخه آقای ترقی ۹۹۶ ه. ق.) و یک نسخه چاپ سنگی منابع تصحیح این کلیات ذکر شده است.[۳]

سایر تألیفات[ویرایش]

۱- شرح لمعات - شامل یک دیباچه و شرح ۲۷ لمعه از فخرالدین ابراهیم عراقی[۴]

۲- رساله‌های شاه نعمت الله ولی - مجموعه‌ای از ۹۷ رساله[۵]

تأکید بر حضور در اجتماع[ویرایش]

از جمله توصیه‌ها و سفارشهای شاه نعمت‌الله ولی به مریدان خود این بود که برای تصفیه دل و تزکیه نفس باید در خدمت خلق باشید و در خدمت به مردم کوتاهی نکنید و در اجتماع حاضر باشید. از همین نکته می‌توان استنتاج کرد که او مردم را از رهبانیت و گوشه‌گیری و بی‌میلی پرهیز می‌دهد و به خدمت خلق و حضور در اجتماع دعوت می‌کند و البته بیان می‌دارد که دل به دنیا و مادیات آن نبندید و خود را برای سفر آخرت آماده کنید:

ذکر حق ای یار من بسیار کن گر توانی کار کن در کارکن

عبدالرزاق کرمانی در بیان اعتقاد شاه نعمت‌الله به کشاورزی می‌نویسد: «آن حضرت میل تمام به اقسام زراعت داشتند» و خود هر از گاهی به کار زراعت می‌پرداختند. بر خلاف بسیاری از سران مذهبی دنیاگریز در فرقه‌های دیگر، شاه ولی برحضور در اجتماع مشغول شدن به کار و دوری از تنبلی تأکید داشت. البته این صرفاً یک دستور اخلاقی نبود بلکه این خود بخشی از برنامه‌های او برای پرورش معنوی مریدان خود بود.

پیشگویی‌های شاه نعمت اله ولی[ویرایش]

قصیده‌ای به شاه نعمت الله منتسب است، که پیشگویی‌هایی از، به روی کار آمدن حکومت‌های مختلف داشته که در هر حکومت تغییراتی در اشعار آن داده شده است.[۶]

او می‌توانست گوشت و هر چیز دیگری را حلال و حرام بودنش را تشخیص دهد. روزی شاه و دربار زمان نعمت الله ولی به وزیر خود می‌گوید یک گوسفند را از اهالی روستا یا رعیت بگیرد. و هر چه دارنده گوسفند خواهش و نفرین کرد به زور و سخت گیری بیشتری بگیرد بدون آنکه شخص دیگری متوجه شود، وزیر رفت و از یک پیرزن گوسفندی را به زور گرفت و آورد و آشپزان دربار خورشتی از آن درست کردند و سپس نعمت الله ولی را دعوت کردند. او نیز آمد و خورشت را خورد و خیلی هم تعریف کرد در آخر شاه به نعمت الله گفت: این گوشت حلال بود یا حرام؟ که نعمت الله گفت: حلال بود. شاه گفت: خیر، این گوشت حرام بود. نعمت الله نیز گفت: این گوشت برای شما حرام بوده و برای من حلال. بعد از آن پیر زن را به دربار آورده و از آن پرسیدند که چرا گوسفندت را که به دربار دادی ناراضی بودی؟ پیرزن گفت: این گوسفند را نذر شاه نعمت الله ولی کرده بودم.[نیازمند منبع]

پانویس[ویرایش]

  1. تصوف ایران - حضرت شاه نعمت الله ولی
  2. - تصوف ایران - حضرت شاه نعمت الله ولی
  3. کلیات اشعار شاه نعمت الله ولی کرمان، به کوشش دکتر جواد نوربخش، تهران
  4. شرح لمعات از شاه نعمت الله ولی کرمانی (قدس سرّه)، به کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت اللهی، تهران ۱۳۵۴، شماره ثبت کتابخانه ملی: ۳۳۰- ۱۳۵۴/۳/۲۴- براساس مقابله ۵ نسخه خطی
  5. رساله‌های شاه نعمت الله ولی، براساس ۱۷ نسخه خطی، به تصحیح و کوشش دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت اللهی، تهران - چاپ دوم در ۴ جلد، سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶، شماره‌های ثبت کتابخانه ملی: ۱۸۶۹- ۱۳۵۵/۱۲/۱۶ و ۱۴۳۲ - ۱۳۵/۸/۲۳ و ۲۰۷۱ - ۱۳۵۶/۱۱/۱۵
  6. «قصیده‌ای از دیوان اشعار نعمت اله ولی». بازبینی‌شده در ۲۴ ژوئن ۲۰۱۳. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • دکتوره: أسعاد، قندیل، عبدالهادی، (فنون الشعر الفارسی) چاپ دوم، بیرت: دار الأندل للنشر والتوزیع، ۱۹۸۱ میلادی.
  • دیوان: شاه نعمت الله ولی، با مقدمهٔ سعید نفیسی، مؤسسهٔ انتشارات نگاه، ۱۳۷۴ خورشیدی.
  • مجموعه مقالات درباره شاه سید نعمت الله ولی
  • شناخت عرفان و عارفان ایرانی، علی اصغر حلبی، انتشارات زوار، ۱۳۵۴
  • میراث تصوف، لئونارد لویزن، ت: مجدالدین کیوانی، نشر مرکز، چاپ اول، ۱۳۸۴
  • زندگی و آثار شاه نعمت‌الله، ولی کرمانی، دکتر جواد نوربخش، تهران
  • کلیات اشعار شاه نعمت الله ولی، به تصحیح دکتر جواد نوربخش، تهران

پیوند به بیرون[ویرایش]