ابراهیم ادهم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابواسحاق ابراهیم بن اَدهم بن سلیمان بن منصور البلخی العجلی ،[۱] متولد سال ۱۰۰ هجری و در گذشته سال ۱۶۱ هجری، اهل بلخ و از صوفیان بنام می‌باشد.[۲]

فقر و سلوک[ویرایش]

دربارهٔ علت روی آوردن ابراهیم ادهم به سلوک و فقر داستان‌های زیادی روایت شده است، که یکی از آنها این است که می‌گویند در ابتدا ابراهیم پادشاه بلخ بود، روزی چشمش به مردی افتاد که در زیر سایه کاخ او نشسته بود و دیری نپائید که تکه نان خشکی از خورجین خود بیرون آورد و شربتی نوشید و سپس به پشت خوابید. ابراهیم از دیدن این صحنه مانند آدمی که از خواب بیدار شود از خواب غفلت بیدار شد و دست از لباس پادشاهی برداشت و راه فقر و سلوک را در پیش گرفت.

پس از این ماجرا ابراهیم ادهم از بلخ بیرون آمد و به قولی نُه سال در غار(هفت غار) دامنه بینالود نیشابور سکونت می‌گزیند و ناشناس زندگی می‌کند و بعد از اینکه شناخته می‌شود از نیشابور بطرف مکه و مدینه و به خدمت امام محمد باقر می‌رسد و در مکه از دنیا می‌رود.[۲]

بررسی احوال و اقوال[ویرایش]

وی از طلایه داران تصوف به شمار می‌رود و مقارنه‌هایی بین احوال وی و بودا می‌توان یافت. تبار وی بیشتر در برزخ تاریخ و افسانه است و زندگی وی دارای دو بخش مهم است: بیداری و زهدورزی. قوت حلال و فقر و فتوت پایه‌های زندگی و احوال وی را تشکیل می‌دهد. داستان بیداری وی در آثار و تذکره‌های مهم عرفانی نقل شده است.

پژوهش در احوال و اقوال وی[ویرایش]

درباره احوال و اقوال وی پژوهشی به نام ابراهیم ادهم - از پادشاهی تا ... - به قلم دکتر حسن نصیری جامی از سوی انتشارات مولی (سال۱۳۹۰) نشر یافته است. این کتاب شامل بیست گفتار و گزیده‌ای از اقوال ابراهیم ادهم است و در دو پیوست آن به داستان ادهم پینه دوز و ابراهیم ادهم‌های دیگر در ادب و عرفان ایران اشاره شده است. عناوین بخشی از فصل‌ها و مباحث این پژوهش (کتاب):

  • قرن دوم، طلیعهٔ تصوّف
  • بلخ، مهد تاریخ و تصوّفِ خراسان
  • تعالیم بودایی و تصوّف
  • ابراهیم ادهم * بودا (اقتباس و همانندی‌های داستانی)
  • تبار، در برزخ تاریخ و افسانه
  • بیداری در چهارده روایت
  • گریز از خراسان
  • یاران ابراهیم ادهم
  • صمیمانه با خدا
  • گریز از مردم (مردم‌گریزی)
  • زن در نگاه و زندگی او
  • فرزند؛ یکی داستان است پُر آبِ چشم!
  • نانِ حلال
  • فتوّت و جوانمردی
  • دولت فقر و ...
  • ذکر حدیث
  • پایانِ عمر
  • سلسله و طریقت
  • او گفت: ... (گزیده‌ای از اقوال)

پانویس[ویرایش]

  1. طبقات الصوفیه، ص۱۸۱
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ تاریخ علمای نیشابور، ص 67

منابع[ویرایش]