هانری کوربن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هانری کوربن
زادروز ۱۴ آوریل ۱۹۰۳(۱۹۰۳-04-۱۴)
پاریس، فرانسه
درگذشت ۷ ژوئیه ۱۹۷۸ میلادی (۷۵ سال)
پاریس، فرانسه
ملیت فرانسوی
مذهب

مسیحی کاتولیک[۱]

یا شیعه[۲]
مکتب فلسفه اشراق


هانری کوربَن (یا با تلفظ فرانسوی آنری کوربَن) (به فرانسوی: Henry Corbin) (زاده ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۹۷۸) فیلسوف، شرق‌شناس، ایران‌شناس و اسلام‌شناس و شیعه‌شناس فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن پاریس بوده‌است. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرد.

تحصیلات[ویرایش]

وی از شاگردان فیلسوفان بزرگی از جمله ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون بوده‌است. همچنین او نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به فرانسوی است. او بر زبان‌های آلمانی، عربی، سانسکریت مسلط بوده‌است.

فعالیت‌های علمی[ویرایش]

وی توسط استادش لویی ماسینیون با شهاب الدین سهروردی آشنا می‌شود و تمام مدت جنگ جهانی دوم را در کتابخانه‌ای در استانبول به مطالعه آثار سهروردی می‌پردازد.

وی استاد شیعه‌شناسی دانشگاه سوربن و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات دانشگاه سوربن و نیز مدیر بخش ایران‌شناسی انجمن ایران و فرانسه بوده‌است. آشنایی وی با سهروردی در استانبول باعث می‌شود کربن برای مهم ترین فعالیت علمی دوران زندگی اش به سرزمین واقعی سهروردی یعنی ایران عزیمت کند. در ایران مهم ترین شخصیت علمی که کربن با او مأنوس می‌شود، علامه طباطبایی است. همین گیرایی و هیبت علامه طباطبایی بوده که باعث می شده کربن همه ساله تابستان از فرانسه به ایران بیاید تا پاسخ سوالات خویش را از علامه طباطبایی بجوید. کسانی که در این جلسات شرکت می‌کردند اذعان دارند که کربن در محضر علامه طباطبایی زانوی ادب می زده است و او را فیلسوفی می دانسته است که اقیانوس معرفت و از نوادگان سهروردی و ملاصدرا است.
کربن همه ساله در سپتامبر به ایران می‌آمد و داغ ترین مباحث فلسفی آن زمان فرانسه را به ایران می‌آورد و با علامه به بحث می‌نشست.[۳] حاصل این دوره در زندگی کربن نگارش کتاب چهار جلدی اسلام ایرانی است. در محفلی که حلقه اصحاب تأویل نام داشت، دیدار منظم این دو شخصیت صورت می‌گرفت. با وجود مشکل زبانی به وسیله ترجمه، ارتباط و گفتگو میان آن دو بزرگوار برقرار می‌شد. در این جلسات، علامه طباطبایی، کربن، سید حسین نصر، محمّد کاظم عصار، مرتضی مطهری (از پر بارترین شاگردان امام خمینی و علامه طباطباییسید جلال الدین آشتیانی، جلال الدین همایی، سید جواد طباطبایی ،داریوش شایگان، بدیع الزمان فروزانفر، محمد معین، عیسی سپهبدی و بعدها برخی از طلاب دیگر که هم اکنون از علمای سرشناس ایران هستند هم چون خسروشاهی، غلامحسین ابراهیمی دینانی, مکارم شیرازی و دیگران شرکت می‌کردند.[۴] سید حسین نصر معتقد است گفتگوهایی که در این جلسات صورت می‌گرفت، در کل قرون وسطی تحقق نیافته بود.[۵]

گسست از تفکر هایدگر[ویرایش]

یکی از کسانی که کربن بدون شک بسیار از او تأثیر پذیرفته است مارتین هایدگر است. کربن نخستین کسی است که هستی و زمان و متافیزیک چیست را به فرانسه ترجمه می‌کند. ژان برن تأکید می‌کند که قبل از کربن، تنها نقل قول‌هایی پراکنده از هایدگر در فرانسه وجود داشت و نام نویسندة هستی و زمان هنوز به گوش همة جامعة فلسفیِ فرانسوی زبان نرسیده بود.[۶] سارتر از طریق ترجمة کربن است که با هایدگر آشنا می‌شود و تأثیرات هایدگر بر سنت فلسفی معاصر فرانسه نیز از طریق کربن رخ می‌دهد. سیمون دوبوار در کتاب «ضرورت زمان» به اهمیت این آشنایی اشاره می‌کند:

«سارتر نخستین بار، از طریق ترجمة کربن با هایدگر آشنا شد، و حاجت به توضیح نیست که این آشنایی، در سرنوشت فکری سارتر چه تأثیری داشته است.» درک هایدگر از فهم فلسفی منوط به درک مفهوم دازاین در او بود. دازاین از نظر هایدگر صرفاً «در-جهان» بود و فهم او نیز بسته به جهان او بود. ریشه‌های مفهوم هایدگری «بودن- در- جهان» را می‌توان در اندیشه هوسرل بازیافت. هوسرل در پدیدارشناسی خویش می‌کوشد از کوگیتوی دکارتی که فاصله و جدایی میان سوژه و ابژه را پیش فرض خود قرار داده است، فراتر رود. دکارت تنها اظهار می‌دارد که «من می‌اندیشم» و به شرایط این «اندیشیدن» و «من اندیشنده» توجهی ندارد. او به یک معنا در ابتدای شک دستوری، جدای از جهان و خارج از آن فرض شده است. اما به زعم هوسرل، هرگز نمی‌توان در خارج از جهان اندیشید و این در جهان بودن بدین معنی است که اندیشیدن همواره یک اضافة به غیر یا «حیث التفاتی» دارد. اندیشه، بدون موضوع اندیشه، ممکن نیست. بنابراین اندیشه همواره معطوف به چیزی است. این در نظر هایدگر بدین معنی است که برای دازاین، امکان فهم خارج از جهان او وجود ندارد؛ بدین ترتیب فهم دازاین محدود به جهانش است و این با مرگ او به پایان می‌رسد. اما باید گفت از مهم ترین اتفاقات زندگی هانری کربن، گسست وی از تفکر هایدگر یکی از تأثیرگذارترین فلاسفه تاریخ غرب است. به زعم کربن فلسفه هایدگر و به طور کلی فلسفه معاصر غربی حاوی مختصاتی است که بسیاری از پرسش‌های بزرگ بشر را بی پاسخ رها می‌کند. کربن مدت‌ها برای یافتن پاسخ‌های قانع کننده وقت صرف کرده بود و به بیان خودش نهایتاً فلسفه شیعی و حکمت الهی حکمای ایرانی را قانع کننده یافته بود. در فلسفه هایدگر هستی دازاین در مقابله با نیستی معنای خود را بازمی یابد. به بیان دیگر، مرگ برای هایدگر، آنجایی است که دازاین در آن نحوه اصیل زیستن را باید بازیابد. پیش از عزیمت به ایران، تقریباً برای کربن مشخص گشته بود که مرگ، انتهای جهان نیست. با این حال برای یافتن پاسخی برای پرسشی که در ذهن داشت، رهسپار ایران گشت. پرسشی که کربن در پی پاسخِ آن به ایران عزیمت کرد، این بود: آیا امکانِ بودن در ورای مرگ، فقط با مرگ محقق می‌گردد؟ یا پیش از مرگ نیز انسان می‌تواند در خارج از جهانِ خویش بایستد؟ این پرسش، همان چیزی بود که مأموریت سه ماهة کربن را سی سال به درازا کشاند، و او را طی این مدت طولانی، حیران و سرگردان، اندر خَمِ کوچه‌های حکمت شیعی سرگردان، و یا به تعبیر بهتر، مقیم نمود. کربن سرگردان، گم گشته، حیران و خسته از سلطة تکنولوژی، به کنارِ جویبارِ حکمت شیعی پناه آورده بود. در این خستگی، دیدن علامه طباطبایی برای او یک اتفاق مهم در زندگی اش بود.[۷]

گرایش به تشیع[ویرایش]

محمدحسین طباطبایی و هانری کوربن سالها بطور حضوری و مکاتبه‌ای با یکدیگر ارتباط و مباحثه داشتند. این ارتباط از سال ۱۳۳۷ آغاز شد. کربن برای تدریس فلسفه در دانشگاه تهران هر سال پاییز به تهران می‌آمد و با مرتضی مطهری در دانشگاه آشنا شد. مطهری به وی پیشنهاد دیدار با علامه طباطبایی را می‌دهد و می‌گوید بهترین کسی که می‌تواند تحقیقات تخصصی و غیر جدلی بکند طباطبایی است. دیدارها هر دو هفته یک بار روزهای جمعه در منزل ذوالمجد طباطبایی قمی برگزار می‌شد. باآگاه شدن برخی از این جلسات، تعدادی دیگر همچون دکتر سپهبدی و داریوش شایگان به این جلسات پیوستند. جلسات این دو تا پایان عمر کربن ادامه داشت.

وی در جریان مذاکرات خود با علامه طباطبایی می‌گوید :

به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته، پیوسته ولایت را زنده و پابرجا می‌دارد... به اعتقاد من، تمامی ادیان حقیقتی را دنبال می‌نمایند؛ اما تنها مذهب تشیع است که به این حقیقت لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این ویژگی میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی است. این نظر من است؛ آیا شما نیز این گونه فکر می‌کنید... من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست بدهم.

و همچنین از او نقل می‌کند:

تا کنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ می‌کردند و در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته‌است، به دنیای غرب معرفی نشده‌است. بر خلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کرده‌اند. آنچه پس از پژوهش‌های علمی بدان رسیده‌ام، این است که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه - که نسبت به این آیین واقع بینی دارد باید نگاه کرد. از این رو کوشیده‌ام این مذهب را به نحوی که باید و در خور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم. بسیار علاقه‌مندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت به هدف خود روشن‌تر شوم.

طباطبایی همچنین نقل می‌کند که: «کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست.» و در پاسخ به سؤال طباطبایی که پرسیده بود «اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفاتش یاد کنید و با اسم خاصی از او حاجت بخواهید، چه می‌کنید؟» او در پاسخ گفت: «در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» به اعتقاد طباطبایی، کربن به تشیع گرویده بود.[۸][۹][۱۰]

کربن هنگامی که از مفهوم بازگشت به وطن در سهروردی سخن می‌گوید، امامان شیعی را نمونه عالی جلای وطن کردگان می‌داند که باید از آنها پیروی نمود: «ما مطیع و پیرو تعلیمات ائمة اطهار هستیم که خود، سیماهای تأثرانگیز و نافذی از جلای وطن کردگان و اشخاص عدل و برحقّی که شکنجه دیده‌اند، می‌باشند.»[۱۱]

کربن در ادامه در باب امام غایب نیز می‌آورد:

او سیمایی است که جمع دوازده امام و چهارده معصوم را کامل می‌کند. او امام قائم است که وجود غایب او نیز حکومت‌های عالم را دچار اضطراب ساخته است.[۱۲] مهندس سیدعبدالباقی طباطبایی - فرزند ارشد علامه - می‌گوید: یک روز پدر رو به ما نمود و با نشاط خاصی گفت: این پروفسور به اسلام (تشیع) مؤمن شده است؛ ولی شرایط اقتضا نمی‌کند تا آن را رسماً و علناً بر زبان جاری کند. چند صباحی که از این فرموده پدر گذشت، یک روز کربن درباره حضرت مهدی (عج) سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفت: من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست بدهم. پدر، وقتی از این موضوع مطلع شد، بسیار مسرور و مشعوف گردید و گفت: نگفتم این پروفسور کربن، مؤمن به تشیع شده است و رویش نمی‌شود که صریحاً اعتراف کند. علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست.[۱۳] البته ادعای علامه چندان دور از واقعیت نیست، چنانکه سید حسین نصر نیز می‌گوید: کربن همواره خود را به صورت «ما ایرانیان» یا «ما شیعیان» مورد خطاب قرار می‌داد.[۱۴] رضا داوری اردکانی نیز می‌گوید: کربن وقتی مطالب مهمی را که بدان می‌اندیشید، از زبان بزرگان و اولیای دین و ائمه معصومین (ع) می‌شنید، غرق شادی می‌شد.[۱۵] حسن حسن‌زاده آملی (متولد ۱۳۰۷) نیز که از شاگردان علامه طباطبایی و در عداد حکمای الهیِ معاصر ایران است، از خاطرة حضور خود در مجلسی به همراه علامه و کربن یاد می‌کند که در آن بحثی پیرامون ولایت در اندیشه شیعه درگرفته بود و هانری کربن خطاب به علامه می‌گوید:

من نه تنها اندیشة شیعه، بلکه به سرّ ولایت در شیعه واقفم![۱۶] البته برخی معتقدند کربن رسماً به تشیع در نیامد. مثلاًداریوش شایگان معتقد است که او کاتولیک زاده و کاتولیک مرد و هیچ‌گاه دین عوض نکرد.[۱] مهدی فدایی مهربانی در فصل دوم کتاب «ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی»، نظرهای مختلف در مورد گسست کربن از فلسفه هایدگر و گرایش وی به تشیع را مورد بررسی قرار داده است.[۱۷][۱۸]

آثار[ویرایش]

  1. تاریخ فلسفهٔ اسلامی (بخش نخست این کتاب توسط اسدالله مبشری به فارسی برگردانده شد و سپس متن کامل آن توسط جواد طباطبایی ترجمه شد.)
  2. فلسفهٔ ایرانی و فلسفهٔ تطبیقی (توسط جواد طباطبایی به فارسی برگردانده شده‌است.)
  3. اسلام ایرانی
  4. مشارکت در نوشتن تاریخ ایران کمبریج[۱۹]
  5. آئ‍ی‍ن ج‍وان‍م‍ردی[۲۰]
  6. ارض ملکوت؛ کالبد انسان در روز رستاخیز، ترجمه سید ضیاء الدین دهشیری، انتشارات طهوری
  7. ابن سینا و تمثیل عرفانی، ترجمه انشاء الله رحمتی، نشر جامی: در این کتاب قرائتی متفاوت و عرفانی از ابن سینا ارائه داده است
  8. مقدمه بر المشاعر ملاصدرا، ترجمه و پیشگفتار از کریم مجتهدی، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا
  9. روابط حکمت اشراق و فلسفه ایران باستان، ترجمه عبدالمحمد روح بخشان، نشر جامی، انتشارات اساطیر
  10. انسان نورانی در تصوف ایرانی، ترجمه فرامرز جواهری نیا، نشر آموزگار خرد
  11. تخیل خلاق در عرفان ابن عربی، ترجمه انشاء الله رحمتی، نشر جامی

آثار در مورد کربن[ویرایش]

  1. داریوش شایگان، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، نشر فرزان روز
  2. مهدی فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ؛ پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، نشر نی

علایق[ویرایش]

از دیگر علایق او به ایرانیان، علاقه شدید او به علم میر حیدر آملی بود. که او را یکی از ارکان شیعه شناسی در جهان دانسته بود و کتاب‌های او را مطالعه و بر او اعتقاد زیادی داشت و کتاب‌های او را در دانشگاه‌های غربی و شرقی تدریس می‌کرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ داریوش شایگان. «دیدارهای هانری کوربن»(فارسی)‎. کانون ایرانی پژوهش‌گران فلسفه و حکمت. «کوربن هرگز مسلمان نشد. هرگز پروتستان نشد. کاتولیک متولد شد و کاتولیک از دنیا رفت. ولی زنش پروتستان بود، به هر حال هرگز دین عوض نکرد، و هیچ وقت هم ادای شرقی‌ها را درنیاورد.» 
  2. «بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن» ««وی خطاب به کربن گفت: اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفتش یاد کنید و با اسم خاصی از او اجت بخواهید، چه می‌کنید؟ او در پاسخ گفت: در مناجات‌های خود، صحیفه مهدویه را می‌خوانم!» و «علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود: کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‌خواند و می‌گریست .»» 
  3. فدایی مهربانی، مهدی، ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، تهران، نشر نی، 1391: 57
  4. فدایی مهربانی، همان: 56
  5. نصر، سید حسین، در جستجوی امر قدسی، ترجمه سید مصطفی شهرآیینی، تهران، نشر نی، 1385: 125
  6. ژان برن، فیلسوف جویای شرق، در کتاب درباره هانری کربن، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران، 1382: 66
  7. مهدی فدایی مهربانی، ایستادن در آن سوی مرگ: پاسخ‌های کربن به هایدگر از منظر فلسفه شیعی، چ دوم، تهران، نشر نی، 1392: 56
  8. «روایتی از زندگی علامه طباطبایی (ره)». وبگاه حوزه, 20 آبان 1385. 
  9. «بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن / شیفته‌ای به نام کربن». پرسمان, 1382. 
  10. هانری کوربن که بود
  11. هانری کربن، در باب امام دوازدهم، ترجمه عیسی سپهبدی، مجله مردمشناسی، تیر و مرداد و شهریور 1337: 315
  12. همان: 325
  13. محمد حسین حسینی تهرانی، مهر تابان، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، 1387: 47
  14. سید حسین نصر، عالم خیال و مفهوم فضا در مینیاتور ایرانی، جاودان خرد، ج 2، 1382: 157
  15. رضا داوری اردکانی، کربن و اهمیت فلسفه اسلامی در جهان کنونی، مجموعه مقالات بزرگداشت یکصدمین سال تولد کربن، تهران، موسسه حمت و فلسفه ایران، 1385: 59
  16. اسماعیل منصوری لاریجانی، هانری کربن و سید حیدر آملی، همان مجموعه، 1385: 159
  17. http://www.siasatema.com/vdcdff0f.yt09k6a22y.html
  18. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2507345
  19. Corbin, Henry
  20. آئ‍ی‍ن ج‍وان‍م‍ردی. ترجمهٔ اح‍س‍ان ن‍راق‍ی. ن‍ش‍ر ن‍و، ۱۳۶۳. بازبینی‌شده در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۱. 

منابع و مطالعه بیش‌تر[ویرایش]

  • Nasr, Seyyed Hossein, and Leaman, Oliver (eds), History of Islamic Philosophy, Ansarian Publications - Qum, Iran, 1993. ISBN 964-438-307-9
  • Iranica
  • منصورنژاد، محمد، ۱۳۹۰، مقالهٔ رویکرد و روش شیعه شناسی هانری کربن، در کتاب: درس گفتارهای شیعه شناسی، تهران، نشر جوان پویا.
  • منصورنژاد، محمد، ۱۳۸۷، سیدحیدر آملی به روایت هانری کربن، تهران، نشر جوان پویا.

پیوند به بیرون[ویرایش]

ٰٰگفتگوی عارف و فیلسوف، روزنامه شرق، نوشته افسانه نجاتی