هرمسیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
هرمس الهرامسه.
کادوسس سمبل هرمسیه.

هرمسیه فلسفه و مذهبی است که بر اساس نوشتارهای هرمس الهرامسه (هرمس تریسمجیستوس) ایجاد شده است. این مکتب بر جنبشهای عرفانی غربی تاثیر بسیار زیادی داشته است و در زمان رنسانس و روشنفکری مورد توجه زیادی قرار گرفته است. بر اساس سنت، این مکتب در واقع ریشه اصلی تمامی دینهاست که از زمانهای بسیار قدیم توسط خداوند به مردم داده شده است. بسیاری مسیحیان نظیر امرسون، لاکتانتیوس، توماس آکیناس، آگوستین، گیوردانو برونو، مارسیلو فیسینو، کامپانلا و جیووانی پیکو دلا میراندولا معتقد بودند که هرمس الهرامسه یک پیامبر غیرابراهیمی حکیم بوده است که آمدن مسیحیت را پیش بینی کرده بوده است. دلیل اینکه نام هرمس، تریسمجیستوس دانسته میشود به لوح زمرد و اینکه او ادعا میکن که سه قسمت حکمت را دارا است میباشد. بیشتر اهمیت هرمسیه در ارتباط آن با گسترش علم نوین در بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ میلادی است. ایده های هرمسی باعث شد توجه به تاثیر گذاشتن و کنترل طبیعت در بین محققیان ایجاد شود و بسیاری به سحر علاقه پیدا کردند تا بتوانند به وسیله آن طبیعت را آزمایش کنند. از این رو جنبه های عملی هرمسیه باعث جلب توجه دانشمندان شد. اسحاق نیوتن دانشمند معروف انگلیسی، اعتقاد شدیدی به هرمسیه و یک مکتب واحد قدیمی داشت و وقت زیادی را به مطالعه آن اختصاص داد. بسیاری نوشتارهای نیوتن که درصد زیادی از آنها هنوز هم چاپ نشده اند بر اساس مکتب هرمسیه هستند که در آن روشهای کنترل طبیعت و تاثیرگذاری بر ستارگان و نیروهای طبیعی شرح داده شده است.

ریشه[ویرایش]

ریشه لغت هرمسیه از خدای یونانیان هرمس گرفته شده است. هرمس که در واقع نسخه یونانی خدای مصریان قدیم، توث بوده است مرتبط با حکمت بوده است.

تاریخچه[ویرایش]

مکتب هرمسیه به زمانهای بسیار قدیم بازمیگردد و به طور موازی با مسیحیت، گنوسیس، نوافلاطونی وفلسفه های یونانی گسترش یافت. بیشتر کتابهای اصلی هرمسیه که در دوره رنسانس مورد توجه قرار گرفتند در بین قرنهای ۳ تا ۷ میلادی نوشته شده اند. این نوشتارها در مورد وحدانیت خدا صحبت کرده و به پاکسازی روح توجه میکنند و از سنتهای بت پرستان نظیر مقدس دانستن تصاویر طرفداری میکنند. بیشتر این نوشتارها در مورد حکمت مخفی صحبت میکنند. بعضی از این کتابها در مورد نابودی حکومت رومیان بر مصر و قدرت گرفتن مجدد دین مصر قدیم صحبت میکنند.

رنسانس[ویرایش]

نوشتارهای هرمسی مجدداً به دنیای غرب در سال ۱۴۶۰ میلادی به وسیله یک کشیش به نام لئوناردو دا پاستویا وارد شد. او متنهای هرمسی را به اروپا آورد و به لاتین ترجمه نمود. او به دنبال متون هرمسی در تمامی منطقه قستنطنیه گشت. در سال ۱۶۱۴ ایزاک کاسوبون زبانشناس سوییسی نوشت که بسیاری از نوشتارهای هرمسی احتمالاً در قرن ۲ و ۳ میلادی نوشته شده اند. در سال ۱۹۴۵ نوشتارهای هرمسی در کتابخانه نگ حمدی یافت شدند.

فلسفه[ویرایش]

در هرمسیه خداوند واحد است. خدا در هرمسیه منزه است و بر تمامی دنیا برتری دارد. ولیکن مانند ادیان ابراهیمی با پیامبران خاصی مرتبط نیست.

مکتب اصلی[ویرایش]

هرمسیه اعتقاد دارد که ریشه تمامی ادیان یک اعتقاد واحد است. از این رو مسیحیانی که به هرمسیه روی میآوردند اعتقاد داشتند که هرمس الهرامسه انوش و یا نوح و یا یک کاهن مصری بوده است.

از بالا، به پایین[ویرایش]

این لغات که در بین محفلهای سحرآمیز رایج بودند در نوشتارهای هرمسی یافت میشوند. این اعتقاد باور دارد که حوادث در این مرحله واقعیت با مراحل بالاتر در ارتباط است. از این رو ارتباطی بین هر آنچه در زمین اتفاق میفتد و هر آنچه در آسمان اتفاق میفتد وجود دارد. از این رو اگر آسمانها فهمیده شوند زمین نیز فهمیده میشود و اگر زمین فهمیده شود آسمان فهمیده میشود. تمامی اتفاقها در ابعاد مختلف با همدیگر در ارتباط هستند.

سه قسمت حکمت[ویرایش]

  • کیمیا (اعمال خورشید): کیمیا تبدیل فلزات به طلا نیست بلکه عملی روحانی است. این علم دانش زنده شدن، مردن و دوباره زنده شدن را بیان میکند. مراحل مختلف خالص کردن فلزات مانند مراحل مختلف خالص کردن روح است. تکامل با کار بزرگ کیمیا صورت میگیرد.
  • اخترشناسی (اعمال ستارگان): هرمس ادعا میکند که زرتشت این قسمت حکمت را کشف کرد و به مردم یاد داد. بر اساس این ایده حرکت سیاره ها در آسمان معنی بیشتری از قوانین فیزیکی دارند و ذهن کامل (خداوند) را نشان میدهند. حرکت سیاره ها بر روی زمین تاثیر دارد ولیکن اعمال را تعیین نمی‌کند. حکمت با کشف کردن این تاثیرها و استفاده از آنها صورت میگیرد.
  • تئورجی (اعمال خدایان) : این قسمت استفاده از سحر را بیان میکند. دو نوع سحر وجود دارد. سحر سیاه که بر اساس کمک گرفتن از ارواح شیطانی است و سحر سفید که از ارواح پاک کمک میگیرد.

انجمنهای مخفی[ویرایش]

از زمانی که فلسفه هرمسیه توسط کلیسا طرد شد به زیرزمین رفت. جیوانی پیکو دلا میراندولا که تلاش میکرد کابالای یهودی را با عرفان مسیحی پیوند دهد هرمسیه را به اروپاییان در دوره رنسانس تدریس میکرد.

چلیپای گلگون[ویرایش]

چلیپای گلگون یک سازمان مخفی بود که در قرن ۱۷ فعال بود. این سازمان در آلمان شکل گرفت و بر اساس فلسفه هرمسیه بود. روش این سازمان بر سه اساس فلسفه، کابالا و سحر الهی بود. علامت آن یک گل رز (سمبل روح) و یک صلیب (سمبل بدن) بود.

سازمان هرمسی پگاه زرین[ویرایش]

پگاه زرین یک سازمان مخفی بود که در انگلستان شکل گرفت. فلسفه آن ترکیبی از کیمیا، کابالا، سحر هرمس و علوم خفیه بود. پگاه زرین بسیار مخفی بود و اسرار خود را به شدت محافظت میکرد. ولیکن بسیاری از اسرار آن توسط آلیستر کراولی و ایزرائیل ریگاردی به صورت کتاب نوشته شدند.

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Hermeticism»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱ مرداد ۹۳.).