خانقاه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بقعه هارونیه در طوس (خانقاه دوره ایلخانی)

خانقاه عربی شده واژه پارسی خانگاه می‌باشد. نام‌های دیگر آن "زاویه"،:دویره"، "رباط" و به ترکی استانبولی "تکه" به محل زندگی، آموزش، و گردهم آئی و فعالیت درویشان و صوفیان گفته می‌شود. درگاه و آستانه بیشتر به خانقاه هائی گفته می‌شد که محل زندگی پیر و یا مدفن وی بوده‌است. در دوره‌های گذشته سالک در سیر و سلوک جغرافیائی خود بعنوان استراحتگاه و توقف از وجود خانقاه‌ها استفاده می‌کرد.

بررسی معنائی[ویرایش]

واژه خانقاه معرب خانگاه فارسی و از دو کلمه خانه و گاه تشکیل شده‌است. جمع آن خوانق و خانقاهات است. برخی را عقیده بر اینست که خانقاه از لغت "خان" بمعنی سفره گرفته شده‌است ویا از تخفیف لغت"خانه آقا" که اشاره به محل سکونت یا دفن پیر یا قطب آن خانه دارد.

پیدایش[ویرایش]

در سرتاسر جهان اسلام بخصوص مناطق تاثیر یافته از اسلام ایرانی خانقاه‌ها وجود داشته و اکنون کم و بیش وجود دارند از آسیای مرکزی، سراسر خاورمیانه تا شمال افریقا آثاری از آنها باقی‌مانده‌است. شاید بتوان گفت تأسیس خانقاه‌ها مرهون طریقت کرامیّه و سرسلسله آن ابوعبذاله محمدابن کرام(۲۵۵ قمری) می‌باشد اما قرن چهارم قمری آغار بکار رسمی خانقاه‌ها در خراسان است، اما اصطلاح زاویه و رباط از زمان خلافت اسلامی در قرن اول متداول بوده و به قرارگاه‌ها و استراحتگاه‌های مرزی اطلاق می‌شد. هرچند در زمان امپراتوری عثمانی اصطلاح زاویه برای خانقاه‌ها استفاده می‌شد، ولی از آن زمان به بعد بطور عمده خانقاه‌ها بنام "تکه" نامیده شدند.

هرچند تاریخ دقیق پیدایش خانقاه‌ها مشخص نیست، ولی هسته اولیه آنها از مجالس ذکر زهاد و عرفایی که در یک مجلس دور هم به عبادت و ذکر مشغول می‌شدند تشکیل شده‌است. شاید بتوان گفت اولین آثار اینگونه مجالس در بصره بوده و در قوت القلوب ابوطالب مکی آمده‌است که مجالس ذکر در منزل حسن بصری(۲۵۸ قمری) تشکیل میشده و اشخاصی مانند ایوب سختیانی و مالک دینار و محمد واسع در این مجالس حضور داشته و ادامه دهنده جلسات بودند. در این زمان هنوز اطلاق کلمه خانقاه و صوفی به این مکان و اشخاص متداول نبوده‌است. از این حلقه، عبدالواحد ابن زاید رباط عٌبادان را در بصره پایه‌گذاری کرد که افرادی مانند سلیمان دارانی و بشر حافی و سری سقطی(۲۴۴قمری) در این رباط اقامت و به سیر وسلوک مشغول بودند. برای اولین بار، در نوشته‌های ابن حوقل، ساکنین رباط عبادان را صوفی نامیده‌است و نیز کلمه "دویره" برای نخستین بار به محفل عبدالرحمان سلمی (۴۱۲ قمری) و بعداً به محل درس و زندگی ابوسعید ابوالخیر اطلاق شده‌است. برای توصیف محل زندگی و مقبره بایزید بسطامی (۲۶۰ قمری) و سهل تستری(۲۸۲ قمری) از کلمه "صومعه" استفاده شده‌است.[۱]

هرچند پیدایش اولیه خانقاه‌ها از خراسان بود، ولی در اکثر شهرهای ایران و خاورمیانه و شمال هند گسترش یافته‌است. در دوره ایلخانی ساخت خانقاه‌ها رشد بیشتری گرفته و بناهائی مثل شنبغازان و ربع رشیدی در آذربایجان از آن جمله‌است.[۲]

ساختمان[ویرایش]

سقف مقبره شاه نعمت‌الله ولی، ماهان، کرمان

ساختار اغلب خانقاه‌های اولیه، ساده بوده و شبیه خانه و یا مسجد ساخته می‌شد، هرچند خانقاه‌های آسیای مرکزی و هند دارای بنای آجری با تزئین آجرکاری و گچ بری و کاشیکاری که اغلب با مناره ساخته می‌شدند. در منطقه آناتولی در قرن هفتم قمری خانقاه‌ها گسترش بیشتر یافتند و معمولاً علاوه بر صحن و حجره‌ها، دارای صحن بزرگ محل اجتماع گنبد دار، پذیرائی مسافران و سالکان، آشپزخانه، خلوتخانه وگاه کتابخانه بودند این ساختار در مورد خانقاه‌های آسیای مرکزی و چین نیز وجود داشته‌است.[۲]

سلسله مراتب[ویرایش]

هرچند سلسله مراتب ساختار انسانی خانقاه‌ها بستگی زیادی به نوع و روش طریقت‌ها داشته‌است، اما همه آنها از یک ساختار کلی تبعیت می‌کنند. بستگی به انواع طریقت‌ها در راس هرم خانقاه، قطب، پیر، یا شیخ قرار دارد که اجرای آئین‌ها و ارشاد و آموزش مریدان را عهده دار است، هم اوست که در موقع احتضار و قبل از مرگ جانشین خود را تعیین می‌کند. در مرتبه بعد خادم خاص است که رابط شیخ با سالکان و مسؤل تهیه لوازم و تدارک غذا و مکان مریدان وسالکان است، در بعضی طریقت‌ها خادم خاص بنام نقیب، نایب، و وکیل نامیده می‌شود. پس از خادم خاص، خادم خانقاهی قرار دارد که وظیفه خدمات و آشپزی و نظافت را عهده دارند و پس از آن مقیمان قرار دارند که به دو گروه اهل خلوت و اهل صحبت تقسیم می‌شوند و پس از آن مریدان عادی.[۳]

آداب خانقاه[ویرایش]

صوفیان در سماع

با گسترش خانقاه‌ها و انشعاب طریقت‌های مختلف، علاوه بر برگزاری آئین‌های رسمی دینی و مذهبی آداب و روش‌های متعدد دیگری ابداع و برقرار گردید. هرچند آداب هر طریقه اختصاصی برای آن طریقه بوده ولی آداب مشترکی نیز در بین خانقاه‌ها متداول بوده‌است. ازجمله آدابی که تقریبآ مشترک بوده می‌توان به آداب تشرف (خرقه پوشی- سرتراشی) آداب تنبیه و تصغیر (پایماچان- قربانی- خرقه سوزی- کفشداری) و آداب سماع (سماع- دف نوازی) و آدابی مثل چله نشینی و ذکر اشاره کرد.[۳] در بعضی طریقت‌ها مثل نقشبندیّه و قلندریّه این آئین‌ها و آداب به حداقل بوده ولی در دیگر خانقاه‌ها اجرا میشده‌است.

شعری از سنائی در باره خانقاه[ویرایش]

خانقاه آشیان مرغان صفاست گلشن عیش و بوستان وفاست
صوفیان خاصگی درگاهند خرقه پوشان صبغـة الله‌اند
خرده دانان و تیز بینانند بی نشانان و همنشینانند
کار ایشان ریاضت و تجرید پیشه انصاف و عزلت و تفرید[۴]

خانقاه از دید صوفیان سلسله نعمت اللهی[ویرایش]

«خانقاه خلوتخانه صوفیان است و قرارگاه آنان، مجلس اهل حال است و مکتب سیر کمال. سالکان الی اللّه در آن آیند تا زنگ تعیّن از آیینهٔ دل بزدایند. کعبهٔ عاشقان است و قبلهٔ صادقان. حریم اهل راز است و محراب پاکدلان بی نیاز. مأمن رندان سینه‌چاک است و از خود گذشتگان بی باک، منزل ارباب وفا است و اصحاب صفا. در فضایش جز نوای دوست نشنوی، و در هوایش جز نسیم محبت و وفا نبویی. طالبانش دل و دین داده‌اند و برای جانبازی و فداکاری آماده. ساکنانش از همه چیز جز خدا بیگانه‌اند و از همهٔ عقلا برکنار و دیوانه. بزرگانش از ما و من برکنارند و دعوی اناالحق دارند. آری عاشق شگفتی‌ها دارد که عقل آنها را جنون می شمارد، همت دلیرانه‌ای باید که عقال عقل را بگشاید و به فتوای جنون از خود بیرون شود و به خانقاه درآید، تا از هرچه گمان برد فزونتر آید و دریابد که خانقاه ملک عرش است و عرش ملکوت خانقاه» (دکتر جواد نوربخش نورعلیشاه)[۵]

خانقاه‌ها و آرامگاه‌ها[ویرایش]

خانقاه‌های مشهور ایران[ویرایش]

  • مطهریه (تهران)
  • صفی علیشاه (تهران)
  • علی بن سهل (اصفهان)
  • پاقلعه (اصفهان)
  • گنبد سبز (مشهد)
  • چهل تنان (شیراز)
  • هفت تنان (شیراز)

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دانشنامه ایرانیکا
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ دانشنامه جهان اسلام ۱
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ دانشنامه جهان اسلام۲
  4. فرهنگ نوربخش، دکتر جواد نوربخش، جلد ۸، خانقاه نعمت اللّی (لندن)، ۱۳۷۷، ISBN 0-933546-73-2، ص۸۷
  5. آداب خانقاه، دکتر جواد نوربخش، انتشارات خانقاه نعمت اللهی، تهران ۱۳۳۴ (چاپ اول) و ۱۳۵۵ همراه با ترجمه انگلیسی (چاپ دوم)

منابع[ویرایش]