فیلسوف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
افلاطون
اسکروتن در سپتامبر ۲۰۰۲

فیلسوف : کسی که طراح یک مکتب فلسفی مستقل و یا حداقل صاحب یک نظریه فلسفی مستقل باشد ، مثل : افلاطون

استاد فلسفه : کسی که به یک یا چند مکتب یا نظریه فلسفی به نحو ی مسلط باشد که در عین حالی که ممکن است کاملا با آن مکتب یا نظریه مخالف باشد، بتواند آن را به بهترین شکل ممکن به دیگران بفهماند ، مثل : دکتر آلن وود استاد فلسفه دانشگاه استنفورد ،راجر اسکروتن ، استفان پالم کوئیست استاد دانشگاه آکسفورد

مورخ فلسفه : کسی که به تحلیل و نگارش نظریه ها ، مکتب ها ، جریان ها و شخصیت های فلسفی در طول تاریخ فلسفه می پردازد ، مثل : فردریک کاپلستون

تعریف[ویرایش]

واژه "فلسفه" از کلمه "فیلو سوفیا" ( Philosophia ) گرفته شده است که ریشه آن در زبان یونانی، به معنای "خرد دوستی" و "دوستار خرد" است. زیرا کلمه Philo به معنای دوست داشتن و واژه Sophia به معنای دانایی است. اما این واژه در اصطلاح علوم، به معنای دانشی است که از احوال "موجود" از آن جهت که موجود است، بحث می‌کند.

به گفته افلاطون ، "فیلسوف به کسی گفته می‌شود که در پی شناسایی امور ازلی و حقایق اشیاء و علم به علل و مبادی آنها است".

حکیم[ویرایش]

در لغتنامه دهخدا آورده شده است: [حَ] (ع ص اِ) دانا. فرزانه. فرزان. خردپژوه. داننده. خردمند. دانشمند. ||درست گفتار... ||فیلسوف. دانای علم حکمت. خداوند جمیع علم حکمت. اهل معقول... در تعریف ایرانی به فیلسوف ، حکیم گفته می شود. یعنی عبارت یونانی فلسفه ، در فارسی ، حکمت و خرد عنوان می شود و برابر فیلسوف هم ، حکیم ، خردورز ، فرزانه و علامه آورده می شود. در پیش یا بعد نام سرشناسان خردورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده می شود.

فارابی

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]