فیلسوف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
افلاطون

فیلسوف : کسی که طراح یک مکتب فلسفی مستقل و یا حداقل صاحب یک نظریه فلسفی مستقل باشد ، مثل : افلاطون

استاد فلسفه : کسی که به یک یا چند مکتب یا نظریه فلسفی به نحو ی مسلط باشد که یا بتواند از آن مکتب یا نظریه فلسفی به صورت قابل قبولی دفاع کند یا بتواند آن را به بهترین نحو ممکن به دیگران بفهماند ، مثل : مرتضی مطهری

فلسفه پژوه : کسی که به پژوهش در مسائل فلسفی می پردازد .

فلسفه یاب : کسی که مکتب یا نظریه فلسفی را فقط با استدلال و منطق بیان می کند ، مثل : فیلسوفان فلسفه تحلیلی از جمله : راسل

فلسفه باف : کسی که مکتب یا نظریه فلسفی را بدون استدلال و منطق بیان می کند ، مثل : فیلسوفان فلسفه قاره ای از جمله : هایدگر

فلسفه دان : کسی که مکتب ها و نظریه های فلسفی را مطالعه کرده باشد ، مثل : دانش آموخته ی رشته فلسفه

فلسفه خوان : کسی که به مطالعه مکتب ها و نظریه های فلسفی می پردازد ، مثل : دانشجوی رشته فلسفه

محتویات

تعریف [ویرایش]

واژه "فلسفه" از کلمه "فیلو سوفیا" ( Philosophia ) گرفته شده است که ریشه آن در زبان یونانی، به معنای "خرد دوستی" و "دوستار خرد" است. زیرا کلمه Philo به معنای دوست داشتن و واژه Sophia به معنای دانایی است. اما این واژه در اصطلاح علوم، به معنای دانشی است که از احوال "موجود" از آن جهت که موجود است، بحث می‌کند.

به گفته افلاطون ، "فیلسوف به کسی گفته می‌شود که در پی شناسایی امور ازلی و حقایق اشیاء و علم به علل و مبادی آنها است".

حکیم [ویرایش]

در لغتنامه دهخدا آورده شده است: [حَ] (ع ص اِ) دانا. فرزانه. فرزان. خردپژوه. داننده. خردمند. دانشمند. ||درست گفتار... ||فیلسوف. دانای علم حکمت. خداوند جمیع علم حکمت. اهل معقول... در تعریف ایرانی به فیلسوف ، حکیم گفته می شود. یعنی عبارت یونانی فلسفه ، در فارسی ، حکمت و خرد عنوان می شود و برابر فیلسوف هم ، حکیم ، خردورز ، فرزانه و علامه آورده می شود. در پیش یا بعد نام سرشناسان خردورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده می شود.

فارابی

جستارهای وابسته [ویرایش]

منابع [ویرایش]

پانویس [ویرایش]