عبدالکریم قشیری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
دانشمند و فیلسوف مسلمان
سده چهارم هجری
نام: عبدالکریم بن هوازن قشیری
عنوان: قُشَیری
زادروز: ۳۸۴ (قمری)/ ۹۸۴ میلادی در نیشابور
مرگ: ۴۶۵ (قمری)/ ۱۰۷۴ میلادی در نیشابور
تبار: از قبیله بنی قشیر
منطقه: جهان اسلام
مذهب: شافعی
زمینه‌های فعالیت: فلسفه، منطق، فقه، کلام و علم حدیث
آثار: رساله قشیریه، لطائف المعارف

عبدالکریم بن هوازن قشیری (اختصاراً:قُشیری)از فیلسوفان مسلمان در سده چهارم و پنجم هجری قمری بود.وی همچنین در علم حدیث، کلام، فقه و تفسیر قرآن دانش های تخصصی آموزش دید.مهم ترین اثر وی الرسالة القشیریة نام دارد.او در زمانی زندگی می کرد که خلافت عباسیان در جهان اسلام حکم می راند و غزنویان در ایران فرمان می دادند.وی معاصر با ابوسعید ابوالخیر بوده است.

قشیری ار بزرگان تصوف در قرون چهارم و پنجم می باشد از اکابر علما و مشایخ متصوفه، نسبتش به یکی از خاندان هایِ عربیِ مهاجر به نیشابور یعنی بنی قشیر می رسد مادرش دختر محمد بن سلیمان استوایی سلمی است، بنابراین از سوی پدر قشیری و از سوی مادر سلمی بود.

نام و نسب[ویرایش]

ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه بن محمد قشیری

زین الاسلام ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه بن محمد قشیری، در ربیع الاول سال 376 هجری در شهر استوا (قوچان کنونی) دیده به جهان گشود. نامش عبدالکریم، کنیه‌اش ابوالقاسم، و لقب‌هایش امام، استاد، و زین الاسلام بوده است. نسبتش به قشیر بدان سبب است که خاندان او از اعراب بنی قشیر بوده‌اند که به خراسان آمدند و در آنجا ساکن شدند. از طرف پدر، قشیری و از طرف مادر، سلمی بود و دایی اش، ابوعقیل سلمی، از وجوه دهاقین استوا بوده است. هنوز کودک بود که پدرش، هوازن بن عبدالملک، درگذشت و تربیت او را به ابوالقاسم الیمانی که از دوستان خاندان قشیری بود، واگذار کردند. قشیری مقدمات زبان و ادبیات عرب را نزد الیمانی فرا گرفت. دارای هوش سرشار و عالی بود.[۱]

زندگی[ویرایش]

عبدالکریم بن هوازن قشیری ملقب به زین الاسلام در ماه ربیع‌الاول ۳۷۶ در استوا -ربع نیشابور- چشم به جهان گشود و در روز ۱۶ ربیع‌الثانی ۴۶۵ در نیشابور درگذشت.

قشیری از همان روزهای اول ورود به نیشابور، آوازة علمی ابوعلی حسن بن علی نیشابوری، مشهور به دقاق که پسر آرد فروشی بود از مردم نیشابور و به همین سبب به وی دقّاق می گفتند، را شنید و موجب شد به مجلس درس وی کشیده شود. این پسر آرد فروش در نیشابور دستگاه ارشاد و شیفتگان و دلباختگان بسیار داشت. و چنانکه گفتیم، قشیری به قصد تحصیل علم کمالات و مسائل معنوی به نیشابور نیامده بود، اما با حاضر شدن در حلقة درس دقاق، شیفتة وی می شود و به همین روی، از علم حساب و استیفا به یکبار صرف نظر کرده، به طریقت روی می آورد. چون استاد، آثار و نشانه‌های نجابت و کمال را در شمائل او به فراست درمی‌یابد، وی را به خود پذیرفته و این اتصال‌ معنوی سرانجام به خویشاوندی ظاهری نیز مبّدل می‌شود چنانکه شیخ دقاق، دخترش ام البنین دقاقیّه را به عقد نکاح او در می آورد. [۲]


منابع[ویرایش]

  1. شرح جامع بر رساله قشیریه، حسین شهبازی، تهران، زوار،1393شمسی، ص 36
  2. منشورعبودیت در تصوف، گزیده رساله قشیریه، شارح ؛ حسین شهبازی، تهران، انتشارات زوار، 1393،صص41-42
  • عبد الکریم بن هوازن قشیری. رساله قشیریه تصحیح بدیع الزمان فروزانفر. انتشارات علمی فرهنگی تهران ۱۳۶۱
  • شهبازی، حسین، منشور عبودیت در تصوف؛ گزیده رساله قشیریه، تهران، انتشارات زوار،۱۳۹۳ کتابشناسی ملی:۳۵۹۰۹۸۹
  • شهبازی، حسین، شرح جامع بر رساله قشیریه، تهران، انتشارات زوار،۱۳۹۳ کتابشناسی ملی: ۳۵۴۰۶۹۱