انجمن تئوسوفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
متن جایگزین
توضیحات مهر انجمن تئوسوفی گنجانده شده در میان نمادهای صلیب شکسته، ستاره داوود، اوم، انخ(کلید زندگی)و مار چنبره زده

انجمن تئوسوفی، سازمانی است که جهت پیشبرد بنیان‌های معنوی و تحقیق در زمینه حقیقت که با عنوان انجمن تئوسوفی شناخته می‌شود در ۱۸۷۵ تشکیل شد. سازمان اصلی پس از انشعابات و آرایش‌های مجدد تا سال ۲۰۱۱ چندین جانشین دارد. تئوسوفی امروزه یک مدرسه فلسفی فعال است و بواسطه فرایندی انشعابی افزایشی را نسبت به دیگر عقاید مذهبی، فلسفی، عرفانی و سازمان‌ها تجربه کرده‌است.[۱]

تاریخ[ویرایش]

متن جایگزین
توضیحات انجمن تئوسوفی آدیار هند، ۱۸۹۰

تشکیل[ویرایش]

جامعه تئوسوفی به طور رسمی در نیویورک ایالات متحده امریکا در نوامبر ۱۸۷۵ توسط هلن بلاواتسکی و هنری استیل الکات، ویلیام کوان جودج و دیگران تاسیس شد. هدف نخستینش مطالعه و توضیح علوم سری، علوم اسرار آمیز از قبیل روح و غیره بود.[۲] بعد از چندین سال الکات و بلاواتسکی به هند رفتند و دفتر مرکزی بین‌المللی این انجمن را درآدیار در مدرس(چینای فعلی) تاسیس کردند. آنها همچنین به مطالعه مذاهب شرقی علاقه‌مند شدند و این مسائل در دستور کار این انجمن قرار گرفت.[۳] بعد از چندین بار بازگویی اهداف انجمن در نهایت اهداف این انجمن تکامل داده شد به:

متن جایگزین
توضیحات نکات پیشنهادی جلسه تشکیل انجمن تئوسوفی، شهرنیویورک، ۸ سپتامبر ۱۸۷۵

۱- تشکیل هسته ایی از برداردی جهانی بشریت بدون تبعیض نژادی، عقیدتی، جنسیت، طبقه اجتماعی و یا رنگ.

۲- تشویق مطالعه تطبیقی ادیان، فلسفه و علم.

۳- بررسی قوانین غیرقابل توضیح طبیعت و قدرت‌های نهفته در بشر

انجمن به عنوان نهادی با ماهیت غیرفرقه ایی سازمان دهی شد. در زیر اساسنامه و قواعد انجمن تئوسوفی، بیان می‌شود، ماده اول: اساسنامه

۴- انجمن تئوسوفی کاملاً غیرفرقه ایی است و عدم پذیرش هر فرمول عقیده ایی، ایمانی یا اعتقادی به عنوان یکی از مدارک عضویت را نیاز دارد؛ اما هر متقاضی و عضوی بایستی در همدلی با تلاشی جهت ایجاد هسته ایی از برادری جهانی بشریت قرار گیرد.[۴]

انجمن این نگاه را در مصوبه ایی که از تصویب شورای عمومی انجمن در ۲۳ دسامبر، ۱۹۲۴ گذشت دوباره تایید کرد.[۵]

اساتید پنهان[ویرایش]

یکی از اصول اصلی فلسفی که توسط انجمن ترویج شد نظریه پیچیده ایی از تکامل هوشمند کل هستی بود که براساس مقیاسی جهانی، هم جنبه‌های فیزیکی و هم غیرفیزیکی را از جهان شناخته شده و ناشناخته در برمی گرفت و همه بخش‌های تشکیل دهنده اش را صرف نظر از اندازه مشخص یا اهمیت، تحت تاثیر قرار می‌داد. این تئوری در اصل در دکترین پنهانی، اثر ۱۹۸۸ مادام بلاواتسکی منتشر شد.[۶] براساس این نگاه، تکامل بشریت در زمین(و فراسو) بخشی از تکامل کیهانی کلی است. که توسط سلسله مراتب معنوی پنهانی، به اصطلاح اساتید حکمت باستان، که مقامات رده بالایی از موجودات پیشرفته معنوی را تشکیل می‌دهند نظارت می‌شود.

بلاواتسکی، انجمن تئوسوفی را به عنوان بخش وجودی یکی از تلاش‌های بسیار در طول هزارها توسط سلسله مراتب پنهان جهت راهنمایی بشریت-در هماهنگی با طرح هوشمند تکاملی کلی کیهان – به سمت هدف نهایی اش، هدف تکاملی غیرقابل تغییرش تشریح می‌کرد: دستیابی به کمال و مشارکت ارادی و آگاهانه در فرایند تکامل. این تلاش‌ها به زیرساختی زمینی(همچون انجمن تئوسوفی) نیاز داشت که او آن را تحت‌الهام از تعدادی از ماهاتماها، اعضای این سلسله مراتب بنیان گذاشت.[۷]

انشعاب[ویرایش]

بعد از مرگ هلنا بلاواتسکی در ۱۸۹۱، رهبران انجمن در ابتدا به نظر می‌رسید که با یکدیگر به طور مسالمت آمیزی کار کنند. اما این امر دوام چندانی نیاورد. جودج توسط الکت و سپس توسط عضو برجسته تئوسوفی آنی بیسانت به نامه‌های جعلی از طرف ماهاتما متهم شدد؛ وی همکاری اش را با الکت و آنی بیسانت در ۱۸۹۵ پایان داد و بسیاری از بخش آمریکایی انجمن را با خود برد. سازمان اصلی توسط الکت و بیسانت رهبری شد و تا به امروز در آدیار هند باقی‌ماند و به عنوان انجمن تئوسوفی آدیار هند شناخته می‌شود. گروه تحت رهبری جودج بیشتر در جناحی تحت رهبری کاترین تینگل و دیگری مرتبط با دبیر جودج ارنست تیمپل هارگو از هم پاشید. در حالیکه جناح هرگو چندان دوامی نیافت، جناح تحت رهبری تینگل تا به امروز به عنوان انجمن تئوسوفی با بیانیه ایی روشن " دفتر مرکزی بین‌المللی پاسادینا، کالیفرنیا" باقیست. سومین سازمان، لژ متحد تئوسوفیست یا ULT در ۱۹۰۹ از سازمان اخیر جدا شد.

در ۱۹۰۲ رودلف اشتاینر به دبیر کلی بخش اتریشی آلمانی انجمن تئوسوفی رسید. او دوره اموزشی ملهم از مفاهیم غربی را که به نسبت مستقل از دفتر مرکزی آدیار بود ایجاد کرد. بعد از برخوردهای فلسفی جدی با انی بیسانت و دیگر اعضای رهبری در زمینه اهمیت معنوی مسیح و در زمینه جایگاه پسر جوانی به نام کریشنا مورتی، اکثر اعضای اتریشی و المانی در ۱۹۱۳ از هم جدا شدند و انجمن آنتروپوسوفیکال تشکیل شد. و تا به امروز باقیست و شاخه‌هایی در چندین کشور شامل امریکا و کانادا دارد.

معلم جهانی[ویرایش]

علاوه بر اهداف ذکر شده، در اوایل ۱۸۸۹ بلاواتسکی به طور عمومی اعلام کرد که هدف از تاسیس انجمن به منظور آماده کردن بشریت جهت پذیرش معلمی جهانی بوده‌است. براساس دکترین تئوسوفی که در بالا تشریح شد، جنبه آشکاری از یک ماهیت معنوی پیشرفته(مایتره the Maitreya) در فواصل معین بر روی زمین به منظور هدایت تکامل نوع بشر ظهور می‌کند. ماموریت این پیام رسانان آشکار کننده، به طور منظم و به طور مشهور آن است که به طور عملی دانش مورد نیاز جهت سوق ان به سطح تکاملی بالاتر را به شیوه و زبانی که برای بشر معاصر قابل فهم باشد را تشریح کنند. [۸]

این قضیه توسط آنی بیسانت ۵ سال بعد از مرگ بلاواتسکی تکرار شد.[۹] بیسانت که رهبر انجمن تئوسوفی در ۱۹۰۷ گشت فکر می‌کرد که ظهور معلم جهانی زودتر از ترسیم زمانی که بلاواتسکی کرده بود که طبق آن نشان داده بود که این امر تا ربع آخر قرن ۲۰ اتفاق نخواهد افتاد، صورت می‌پذیرد.[۱۰]

جیدو کریشنا مورتی[ویرایش]

یکی از کسانی که ظهور قریب‌الوقوع مایتره را به عنوان معلم جهانی انتظار داشت چارلز لیدبیتر بود. در ۱۹۰۹ وی کریشنا مورتی را، نوجوان هندی که او، وی را به عنوان مناسب ترین کاندید جهت محملی برای معلم جهانی اعلام می‌کرد، کشف کرد.[۱۱][۱۲] خانواده کریشنا مورتی چندین ماه پیش به دفتر مرکزی انجمن تئوسوفی در آدیار، هند نقل مکان کرده بود. [۱۳] در پی کشفش، کریشنا مورتی تحت حمایت انجمن قرار گرفته شد و به طور گسترده ایی جهت آماده سازی برای ماموریت مورد انتظار، از وی مواظبت شد.

هر چند قبل از ۱۹۲۵ کریشنا مورتی حرکتی به دور از مسیر مورد انتظاری که رهبران انجمن تئوسوفی در آدیار و بسیار از تئوسوفیست‌ها از وی داشتند، گرفته بود. در ۱۹۲۹ وی به طور علنی دستور العمل استار(ستاره) را (سازمان جهانی که توسط رهبر انجمن تئوسوفی به منظور آماده کردن جهان برای آمدن مایتره و واگذاری نقش فرض شده اش به عنوان محملی برای معلم جهانی) منحل کرد.[۱۴] او در نهایت انجمن تئوسوفی را ترک کرد در مجموع در عین حال ارتباطش با عبارات دوستانه ایی با اعضای فردی انجمن باقی‌ماند.[۱۵] او ما بقی عمرش را در سفر به جهان به عنوان سخنگویی مستقل گذراند، که به طور گسترده ایی به عنوان متفکری اصیل در زمینه موضوعات معنوی، فلسفی و روانشناسانه شناخته شد.

اختلاف و عقاید نژادی[ویرایش]

بلاواتسکی فرض کرده بود که بشریت از طریق یک سری از مراحلی که نژادهای ریشه نامیده می‌شد تکامل یافته، در حال حاضر، آریایی، پنجمین نژاد ریشه(از هفت) می‌شد. نژادهای ریشه به اقوام اشاره نمی‌کرد. آنها مراحل تکاملی کل بشریتی که وارد می‌شود را نشان می‌دهند، هر نژاد ریشه ایی جدید، پیشرفته تر از نژاد قبلی می‌باشد. او تعلیم داد که مرحله اولیه تکامل در آتلانتیس در طول چهارمین نژاد- ریشه اتفاق افتاده‌است. نژاد- ریشه آریایی تنها قدمی بعدی در پیشرفت تکاملی بود، که باید در نهایت با نژاد- ریشه معنوی تر ششم جایگزین می‌شد.[۱۶]

متن جایگزین

با در نظر گرفتن مفهوم نژاد همانطور که _ در شیوه ایی به نسبت با حد و حدود مشخص تر _ بوسیله انسان شناسی، جامعه شناسی و دیگر رشته‌ها تعریف شده، بلاواتسکی برتری را توسط هیچ شخص یا گروهی تشویق نکرد، بلکه ترویج ایدهٔ منشا و سرنوشت مشترک همه بشریت و ایجاد اصل برادری جهانی به عنوان اولین هدف انجمن تئوسوفی مدنظر بود.[۱۷] او ضمن بیان تحمل مذهبی و بیان جامع اظهار می‌کرد، تئوسوفیست‌ها، در مجموع به همان اندازه که به کتاب مقدس احترام می‌گذارند و حقایق ابدی را در آن می‌یابند به همان اندازه به متون مقدس دیگر مردم احترام می‌گذارند و در آن‌ها نیز حقایق ابدی همانندی را همچون در وداها، زند اوستا، تریپیتاکا و... می‌یابند.[۱۸] در مقابل گویدو ون لیست، ملی گرای افراطی آلمانی- اتریشی و پیروانش همچون لانز ون لیبینفلز، بعداً به طور انتخابی بخش‌هایی از فلسفه سری بلاواتسکی را با ایده‌های ناسیونالیستی و فاشیستی در هم آمیختند؛ این سیستم تفکری به عنوان "آری سوفی" شناخته شد. بعضی محققان ترسیم کردن ارتباطاتی را بین آری سوفی و تئوسوفی بیان می‌کنند که دومی بیشتر بر روی تفاسیر هوشمندانه ایی از تکامل نژادی تکیه دارد.[۱۹] هر چند در اصول کلیدی تئوسوفی، بلاواتسکی بیان می‌کند که انجمن کالبدی بشردوستانه و علمی برای انتشار ایده برادری در عمل در عوض خطوط نظری است.[۲۰]

افراد مرتبط و سازمان‌ها[ویرایش]

در زیر افراد و گروه‌هایی که در زمان‌های مختلف اظهار شده یا اظهار کرده‌اند که با انجمن تئوسوفی، فلسفه، رهبر، شاخه‌ها در ارتباط بودند یا سازمان‌های نشات گرفته می‌باشند نشان داده شده به صورت الفبایی:


  • کلیسای جهانی و پیروزی Church Universal and Triumphant

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Melton, Gordon J. (Sr. ed.) (1990). "Theosophical Society". New Age Encyclopedia. Farmington Hills, Michigan: Gale Research. pp. 458–461. ISBN 0-8103-7159-6. "No single organization or movement has contributed so many components to the New Age Movement as the Theosophical Society.... It has been the major force in the dissemination of occult literature in the West in the twentieth century." In same, see sections "Theosophy" and "Theosophical Offshoots", pp. xxv–xxvi [in "Introductory Essay: An Overview of the New Age Movement"]. Note "Chronology of the New Age Movement" pp. xxxv–xxxviii in same work, starts with the formation of the Theosophical Society in 1875.
  2. See photographic reproduction of the "Notes of meeting proposing the formation of the Theosophical Society, New York City, 8 September 1875" on this page. File:St-1ata.jpg. Wikimedia Commons.
  3. Kirby, W. F. (January 1885). "The Theosophical Society". Time (London) XII (1): 47-55. (London: Swan Sonnenschein). OCLC 228708807. Google Books Search. Retrieved 2011-01-12. Profile by the entomologist and folklorist William Forsell Kirby.
  4. ^ Olcott, H. S. (January 1891). "Constitution and Rules of the Theosophical Society". The Theosophist 12 (4): 65-72. (Adyar: Theosophical Publishing House). ISSN 0040-5892. "As Revised in Session of the General Council, all the Sections being represented, at Adyar, December 27, 1890".
  5. "About the TS" [see section "Freedom of Thought"]. ts-adyar.org. Adyar: Theosophical Society Adyar. Retrieved 2011-01-11.
  6. Blavatsky, Helena (1888). "The Three Postulates of the Secret Doctrine". The Secret Doctrine: The Synthesis of Science, Religion, and Philosophy. Volume I: Cosmogenesis. pp. 14–20 [in "Proem"]. London: The Theosophical Publishing Company. OCLC 8129381. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29. "This electronic version of The Secret Doctrine follows the pagination and style of the A FACSIMILE OF THE ORIGINAL EDITION OF 1888" [webpage editor's description (excerpt)]. Also in same, see "The pith and marrow of the Secret Doctrine". pp. 273–285 [in "Summing Up"].
  7. Blavatsky 1888. "Our Divine Instructors". Volume II: Anthropogenesis. pp 365–378. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29.
  8. Blavatsky, Helena (1889). "The Future of the Theosophical Society". The Key to Theosophy. London: The Theosophical Publishing Company. pp. 304–307 [context at pp. 306-307. Emphasis in original]. OCLC 315695318. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-29. "Scanned Reproduction from a Photographic Reproduction of the Original Edition as First Issued at London, England: 1889".
  9. Lutyens, Mary (1975). Krishnamurti: The Years of Awakening. New York: Farrar Straus and Giroux. p. 12. ISBN 0-374-18222-1.
  10. Blavatsky 1889 p. 306. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Blavatsky, Helena (1966). "Esoteric Instructions (EI): The Esoteric Section: Introduction by the Compiler". Collected Writings. Series. Volume XII. Wheaton, Illinois: Quest Books. pp. 478–511 [context at p. 492]. ISBN 978-0-8356-0228-0. Groningen, Netherlands: katinkahesselink.net. Links retrieved 2011-01-29.
  11. Washington, Peter (1995) [Originally published 1993]. "Boys and Gods". Madame Blavatsy's Baboon: A History of the Mystics, Mediums, and Misfits Who Brought Spiritualism to America. New York: Schocken Books. Hardcover. pp. 126–144. ISBN 978-0-8052-4125-9.
  12. Lutyens pp. 20-21.
  13. Lutyens p. 7.
  14. Jiddu, Krishnamurti (1929). "Order of the Star Dissolution Speech". J. Krishnamurti Online. Krishnamurti Foundations. Retrieved 2010-04-27.
  15. Lutyens pp. 276, 285. Krishnamurti left the Society in 1931; Lutyens considered the "last tie" severed with the death of Besant in 1933.
  16. Blavatsky 1888. Volume II: Anthropogenesis. Phoenix, Arizona: United Lodge of Theosophists. 2005. Retrieved 2011-01-29. The entire volume constitutes a detailed description of the Theosophical doctrines of the evolution of Humankind, and related subjects. (Chakras references: pp. 465, 466, 483, 546).
  17. Blavatsky 1889. "The Objects of the Society" pp. 39–41. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-12.
  18. Blavatsky 1966 "Neo-Buddhism" pp. 478–511 [context at p. 341]. Groningen, Netherlands: katinkahesselink.net. Retrieved 2011-01-29.
  19. Spielvogel, Jackson; David Redles (1986). "Hitler's Racial Ideology: Content and Occult Sources.". Simon Wiesenthal Center Annual 3: Chapter 9. ISSN 0741-8450. Retrieved 2007-08-22.
  20. Blavatsky 1889 "What the Modern Theosophical Society is not" pp. 16–20 [context at p. 19. Emphasis in original]. Wheaton, Maryland: Theosophy Library Online. Retrieved 2011-01-12.

پیوند به بیرون[ویرایش]