محمدجواد انصاری همدانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدجواد انصاری همدانی
محمدجواد انصاری همدانی.jpg
محمدجواد انصاری همدانی
نام: محمدجواد انصاری همدانی
عنوان: آیت‌الله
زادروز: ۱۲۸۱
مرگ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۹
مذهب: شیعه دوازده‌امامی
زمینه‌های فعالیت: فقه و اصول، عرفان
استاد(ها): شیخ عبدالکریم حائری،
آیت الله میرزاعلی خلخالی،
حاج سیدعرب،
حاج آقاعلی شهیدی
شاگرد(ها): سید عبدالحسین دستغیب،
حسنعلی نجابت،
سید علی محمد دستغیب،
محمد اسماعیل دولابی
کریم محمودحقیقی
تأثیرپذیران: حسنعلی نجابت شیرازی
سید عبدالحسین دستغیب
انصاری همدانی در جوانی

محمدجواد انصاری همدانی (۱۲۸۱ - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۹) فقیه و عارف معاصر شیعه بود. فرزند ملا فتحعلی همدانی در شهر همدان و در خانواده‌ای مذهبی بدنیا آمد.

تحصیل[ویرایش]

از سن هفت سالگی آموختن دروس حوزوی را با صرف و نحو در کنار پدر آغاز کرد. از دوازده سالگی که مقارن با فوت پدر بود، فقه و اصول و برخی از کتب فلسفی را نزد علمای همدان همچون آیت‌الله میرزاعلی خلخالی، حاج سیدعرب، آقاعلی شهیدی، آقامحمداسماعیل عمادالاسلام و رشته‌های طب خمسه یونانی و زکریای رازی و علم معرفةالنفس و درس اخلاق را در محضر میرزا حسین کوثر همدانی برادر رضا واعظ معروف طی نمود. در جوانی صاحب قوه استنباط شد و در ۲۴ سالگی به درجه اجتهاد رسید که مورد تأیید علمای قم همچون حاج شیخ عبدالکریم حائری، آقا سیدابوالحسن اصفهانی، محمدتقی خوانساری و قمی بروجردی قرار گرفت.

گرایش به عرفان[ویرایش]

وی در ابتدا گرایشی به عرفان نداشت، روزی در دوران طلبگی در همدان می‌شنود که عارفی در لباس اهل علم به همدان آمده و عده‌ای دور وی جمع شده‌اند. وی به قصد ارشاد او هوادارنش وارد جلسه می‌شود و حدود ۲ ساعت سخنرانی می‌کند که «غیر از راه شرع راه دیگری نیست و اگر باشد انحراف محض است.» عارف در پایان سخنان وی نگاهی به او کرده و به او می‌گوید : «به زودی تو خود آتشی به دل سوختگان عالم خواهی زد!»[۱] پس از این رویداد تحولی در درون وی ایجاد می‌شود و برای یافتن پیر و مرشد و راهنمایی در مسیر عشق الهی عموماً از مردم کناره گرفته بارها برای دعا و تضرع در سرما و گرما راهی بیابان می‌شود و یا به زیارت حرم حضرت فاطمه معصومه به قم می‌رفت که نهایتاً پس از توسلات مکرر فتح بابی از توسل به پیامبر اسلام برای وی حاصل می‌گردد و به درجه‌ای می‌رسد که سید علی قاضی درباره وی می‌گوید: «ایشان در این راه استادی نداشته و توحید را مستقیماً از خدا گرفته‌است.»

حالات و سوز و گداز عرفانی‌اش سبب شد تا از سوی برخی تکفیر شود، شیخ عبدالکریم حائری (استادش) به وی توصیه می‌کرد که حالاتش را کتمان کند. این دوران که از حدود ۲۸ سالگی وی آغاز می‌شود با بی‌قراری و التهاب تا حدود ۴۰ سالگی‌اش ادامه می‌یابد تا به آرامش می‌رسد.[۲]

اساتید[ویرایش]

اساتید فقه و اصول

سایر اساتید

شاگردان[ویرایش]

غزلی عرفانی[ویرایش]

غزلی عرفانی از انصاری همدانی:[۳]

منزلگه آن یار اگر خانه من بود
فردوس برین گوشه کاشانه من بود
شاهان جهان را نشدی هیچ میسر
آن گنج مرادی که به ویرانه من بود
هر گوشه چشمی که نمود آن شه خوبان
تیری به دل خسته دیوانه من بود
گرسوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست
کان شمع مراد دل دیوانه من بود
هر ناحیه شد جلوه گر از حسن نگاری
از پرتو آن دلبر جانانه من بود
گر هوش مرا برد لبش روح و روان داد
کان آب حیات و می و میخانه من بود
برد آن خم ابرو، ز کنشتم سوی محراب
در بی خبری دید که بتخانه من بود
لطف ازلی گفت که ای فانی محروم
آزادیت از پند حکیمانه من بود

منابع[ویرایش]

سایت صالحین

  • دائرةالمعارف تشیع/ جلد۱/ صفحه ۵۵۸
  • درکوی بی نشان ها/ مصطفی کرمی نژاد/ انتشارات نهاوندی
  • سوخته/ موسسه شمس‌الشموس