یهودستیزی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارایهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
یهودیستیزی (به انگلیسی: Antisemitism ترجمهٔ تحت اللفظی: نگرش ضدسامی) به ستیزهجویی با یهودیان و نگاه منفی و کینه جویانه همراه با پیشداوری نسبت به آنچه یهودی است گفته میشود.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] پیشینه
[ویرایش] یهودیستیزی در اروپا
تاریخ یهودی ستیزی در اروپا اساسا با دوران پیدایش مسیحیت و داعیه پیروان آن برای سلطه انحصاری و به رسمیت شناساندن زور مدارانه دین خود به عنوان یگانه مذهب رسمی شروع میشود. اولین گروههای مسیحی در اروپا، یهودیانی بودند که به آیین عیسوی گرویده و با اتکا به انجیل، مسیحیت را به عنوان مذهب جانشین برای آیین یهود و به مثابه وحدت جدید و اسراییل حقیقی درک میکردند. این اعتقاد به نفی تعلق یهودیان به محدوده متحدین خدا و متهم کردن آنها به آزار و قتل مسیح منجر شد. یهودی ستیزی از قرن دوم میلادی درتاریخ، ادبیات و موعظههای مسیحی با پیگیری دنبال شد و به شکل تحقیردینی وقومی در آیین مسیحی تکامل یافت. یهودی ستیزی اولیه در مسیحیت بر کندذهنی و بردگی یهودیان، تکذیب رسالت مسیح و قتل اوتوسط یهودیان ونهایتا طرد آنان از سوی خدا تکیه دارد. البته در انجیل چشم انداز بازگشت و نجات آخرین بقایای آنها مطرح و از زاویه دین شناسی با از بین بردن یهودیان و تحمیل مسیحیت به آنان مرز بندی شدهاست. یهودی ستیزی در قرن ۴ و ۵ که مسیحیت به دین دولتی ارتقا یافت، کیفیت نوینی یافت. در این دوره تخریب کنیسهها، حمللات دایمی به یهودیان، تصویب قوانینی بر مبنای ممنوعیت گرویدن مسیحیان به دین یهود، جلوگیری از ازدواج میان یهودیها و مسیحیان و محروم کردن یهودیان از شرکت در مراجع رسمی و دولتی رایج شد [۱]. یهودی ستیزی با گسترش مسیحیت در جوامع اروپایی ازمحدوده محافل دینی خارج و به بخشی از اعتقادات مذهبی ـ خرافی عوام تبدیل شد. اوهامی ازقبیل به صلیب کشیدن کودکان مسیحی و استفاده از خون آنها برای مراسم مذهبی و شفای بیماران، مسموم کردن چشمههای آب توسط یهودیان حتی تا میانه قرن یبستم، برای برانگیختن خشونت عمومی در میان تودههای مسیحی، علیه پیروان دین یهود مؤثر واقع میشدند. خصومت ضد یهودی در قرن ۱۳ و ۱۴ میلادی در اروپای مرکزی به تخریب بسیاری از مراکز مسکونی و عبادتی یهودیان و کشتار جمعی آنها منجر شد. بدین ترتیب گرچه از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران، اختلافات عقیدتی ریشه خصومت ضد یهودی و عدم پذیرش اجتماعی آنها در تاریخ هزارساله قرون وسطی در اروپا را تشکیل میدهد، اما محروم کردن آنان از مشاغل کلیدی دولتی، مصادره زمینهای آنها توسط زمینداران بزرگ وابسته به کلیسا، ممنوعیت فعالیت آنها درحرفههای صنعتی توسط صنوف، به غارت کشیدن دائمی اموال و دارایی آنها، سوق دادنشان به خرید و فروش کالا و نزول خواری، و نهایتا تحریک تودههای مذهبی علیه آنها دلالت برجنگ قدرتی با انگیزههای اقتصادی دارد که با پوشش مذهب میدان را میآراید. در این جنگ که هدفمند قدرت زدایی کامل یهودیان را ازحق مالکیت و شرکت برابر در امور و حقوق اجتماعی دنبال میکرد، یهودی به عنوان سمبل معصیت در افکار عمومی تودههای محروم که خود قربانی سودجویی زمینداران و تجار بزرگ بودند، معرفی شد. پروژه یهودی، سمبل گناه از سوی کلیسا و قدرتمندان اقتصادی عصر به گونهای در میان عوام تبلیغ شد که توجهشان ازمکانیسم واقعی مناسبات تبعیضآمیز اجتماعی به کینه و نفرت کور علیه «یهودی ذاتا گناهکار» منحرف شد. آدرنو و هورکهایمر [۲] این پدیده را در میان انسانها زیر عنوان فرا فکنی گمراه در مقابل فرا فکنی اندیشمندانه تعریف میکنند. فرا فکنی گمراه به معنای انتقال فاقد تآمل احساسات، عواطف و آرزوهای سرخورده انسانها برروی یک موضوع، یا یک فرد ویا یک پدیدهاست. فرا فکنی گمراه درمثال یهودی ستیزی، ساختن تصویری بغایت منفی از یهودی و سپس تعبیه علت تمامی ناکامیهای اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی وحسی خود بر روی این کاراکتر شیطانی است.
[ویرایش] اصلاح طلبان پروتستان ومسئله یهودی ستیزی
با تاسیس مراکز تجاری (اواسط قرن ۱۶) که مبادلات پولی و تجاری را در انحصارخود در آوردند، تنها امکان موجودیت اقتصادی یهودیان نیزاز آنها سلب شد و روند به فقر کشانیدن و پراکنده کردن آنان، ابعاد بیسابقهای یافت. هم زمان با خشونتهای اقتصادی، منزوی کردن فرهنگی و سیاسی پیروان دین یهود، از طریق وادار کردن آنها به زندگی در محلات ویژه گتو و تحمیل نصب علامت یهودانه بر لباسهایشان، که بعدها در بسیاری از کشورهای دیگر نیزباب شد، به اجرا در آمد وبه این ترتیب یکی از کریه ترین جلوههای تبعیض و تحقیرهای انسانی به هنجاری اجتماعی تبدیل شد، بدون آنکه درازای قرنها قلع وقمع سیاسی اقتصادی، ذرهای از جنون یهودی ستیزی درجوامع مسیحی اروپایی کاهش بیابد. حتی جنبش اصلاح طلبی پروتستانیسم درون کلیسای کاتولیک نیز فاقد پتانسیل کافی برای مقابله با خشوت کور علیه دگراندیشی مذهبی بود. لوتر سرکرده این جنبش، تا زمانی که به گرویدن یهودیان به جنبش اصلاح طلبی امیدواربود، در نوشتهای زیر عنوان «مسیح یک یهودی مادرزاد است»، اتهاماتی از قبیل کشتن مسیحیان و استفاده از خون آنها برای شفای بیماران را مورد تردید قرار داد و فساد کلیسای پاپ را مسبب موفقیت و بقای یهودیت اعلام کرد. لوتر در سال ۱۵۴۳ نظرات خود راتغییر داد و در نوشتهای به نام «از یهودیان و دروغهایشان» از لعن و نفرینهای دینی فراتررفته و تعقیب و خونریزی «یهودیان ملعون و مطرود» [۳] را به مقامات بالا توصیه کرد. لوتر در این نوشته با صراحت به آتش کشانیدن کنیسهها، ویران کردن خانههای یهودیان، طرد کردن آنها از خیابانها و شهرها، مصادره اموال و داراییهای آنها و وادار کردنشان به کارهای دشوار بدنی بدون دستمزد را تشویق و ترغیب میکند. نفرت و خشمی که لوتر به عنوان یک رهبر مذهبی در میان پیروان بیشمار خود علیه قوم یهود اشاعه داد، ۵۰۰ سال بعد به مدد پیشرفت دانش و تکنولوژی! با تجهیزاتی مثل اتاق گاز و کورههای آدم سوزی تکامل یافته و به برنامه سیاسی عملی حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان به رهبری هیتلرتبدیل شد.
[ویرایش] تعدیل یهودی ستیزی در عصر روشنگری
در قرن هیجدهم مسیحیت از زاویه درک از خرد و قوانین طبیعت مورد انتقاد فلسفه روشنگری قرار گرفت. همراه با آن طرح دولت غیر دینی، شکل پذیری دولت و فرد، اصل حق برابری همه انسانها و مسأله یهودیان به مرکزتوجه روشنگران تبدیل شد.. اصل جدایی دین ازدولت، محرومیت یهودیان را از آموزش و عدم شرکت آنان در امور احتماعی را زیر سئوال قرار داد و تدریجا دیوارهای خارحی گتوهای یهودیان ازمیان برداشته شد و وضعیت آموزش برای آنها تا اندازهای بهبود یافت. علیرغم اندک بودن تعداد طرفداران روشنگری در اروپا و تلقی متناقض و نوعی یهودی ستیزی پنهان در میان اغلب آنها، میتوان انقلاب فرانسه و روشنگری در اروپا را از زاویه تفکر رواداری و عملکرد انقلابی و نقد خردمندانه از نظم موجود در جامعه، نقطه عطفی در تاریخ یهودی ستیزی تلقی کرد که از میان بر داشتن مرزهای گروهی بین مسیحیان و یهودیان را هدف گیری میکرد. تفاوتی که میان نحوه استدلال روشنگران اروپایی با طرفداران نظم و تفکرحاکم، در گفتار یهودی ستیزی وجود داشت را میتوان در مبحث «علت و معلول» خلاصه کرد. طرفداران نظم حاکم بر این بودند که «فساد و مضر بودن» قوم یهود دلیلی برای تحقیر و محرومیت اجتماعی آنهاست. در مقابله با این نظر، انقلابیون فرانسه و روشنگران آلمان تحقیر و محرومیتهای اجتماعی یهودیان را مسبب «فساد ومضر بودن» یهودیان میدانستند. راه حلی که ارائه میشد، بر پایه معتبر دانستن حقوق انسانی و اجتماعی برای اقلیتی قومی و مذهبی قرار نداشت، بلکه به رسمیت شناختن این حقوق را به اینکه یهودیان دیگر یهودی نباشند [۴] و از اعتقادات و آداب و رسومِ ویژهٔ خود دست بردارند، مشروط میکرد.
[ویرایش] یهودی ستیزی و کشتار خلقی توسط دولت ناسیونال سوسیالیسم آلمان ۱۹۳۳ – ۱۹۴۵
یهودی ستیزی درسال ۱۹۳۳ برای اولین بار در تاریخ به عنوان یک دکترین، در دولتی اعلام شد که درآن افراطی ترین حزب ضد یهود به رهبری آدولف هیتلر، به قدرت رسیده بود. اقدامات این دولت از بایکوت مغازه داران یهودی آغاز شد. در سال ۱۹۳۵ به دنبال تصویب«قوانین نورنبرک»، تبیعضات اجتماعی بر پایه تفاوت خونی میان آلمانها و یهودیها تصریح شد و یهودیان در قانون به عنوان شهروندان درجه دوم اعلام شدند. بر مبنای این قوانین ازدواج یهودیان با شهروندان غیر یهودی زیر عنوان حفا ظت از خون و شرافت آلمانی ممنوع اعلام شد. سلب اجازه کار ازپزشکان و وکلای یهودی، ممنوعیت ورود کودکان یهودی به مدارس آلمانی، تحمیل نصب علامت J روی کارت شناسایی همه یهودیان تا سال ۱۹۳۸ زمینه را برای یورشهای خونین نیروهای ضربتی رایش سوم عیله یهودیان فراهم آورد. با مهاجرت گروههای وسیعی از یهودیان، دست ناسیونال سوسیالیستها برای ادامه سرکوب یهودیان باز تر شد. با تصویب قانون «جدا کردن یهودیان از زندگی اقتصادی آلمان» یهودیان به بی خانمانی مطلق سوق داده شدند. به پیروی از این قانون کلیسای پروتستان نیزکارمندان و کشیشهایی که نسل قبلیشان به یهودیت منتسب میشدند، از خدمت در کلیسا اخراج شدند. کار اجباری، و تحمیل نصب ستاره زرد روی لباس یهودیان، به تحقیر و تبعیض آنها ابعاد بیسابقهای بخشید. آخرین مرحله تعقیب و سرکوب عبارت بود از بیرون راندن اجباری یهودیان از آلمان به شرق اروپا و به قتل رسانیدن سیستماتیک آنها از سال ۱۹۴۱. تا شروع جنگ جهانی سیاست ناسیونال سوسیالیستها برای حل مسئله یهود، بیرون راندن آنها از آلمان بوداما با اشغال لهستان و مواجهه شدن با وزن سنگین یهودیان در ترکیب جمعیتی لهستان و به دنبال آن با تصرف بخشهای دیگر اروپا مسئله یهود از چارچوب آلمان خارج وابعادی درون اروپایی یافت. طبیعتا بیرون راندن یهودیان به یک قاره دیگر امکانپذیر نبود. بنابراین ژانویه ۱۹۴۲ سران حزب ناسیونال سوسیالیست در کنفرانسWannseeِ «واناسی» گردهم آمده و به چاره جویی پرداختند. نتیجه این کنفرانس کار اجباری در اردوگاههای کار با هدف نابود کردن زندانیان از طریق کار جانفرسا و فرستادن یهودیان سراسر اروپا به کارخانههای مرگ ( اتاقهای گاز و کورههای آدم سوزی)، که به آخرین دستاوردهای تکنیکی مجهز بودند، بود. طبق تصمیمات درج شده در پروتکل این کنفرانس، میبایست ۱۱ میلیون یهودی ساکن اروپا به قتل میرسیدند. [۱۰] ناسیونال سوسیالیستها تا قبل از شکست در استالینگراد و متوقف کردن جنگ از سوی متفقین، نیمی از ۱۱ میلیون یهودیان ساکن اروپا را به قتل رساندند. علاوه بر کشتار جمعی یهودیان، گروههای دیگری از جمله کمونیستها سوسیال دموکراتها، معلولین، همجنسگرایان، اقلیتهای سینتی و روما، زنانی که به تن فروشی متهم میشدند، ییکاران و بی سرپناهان نیز به دلیل آلوده سازی نژاد ژرمن به مرگ محکوم شده و به اردوگاههای کار اجباری و «آشویتس» [۱۱] فرستاده شدند. یهودیستیزی مسیحی در سدههای میانه رواج داشت که با ظهور پروتستانیزم تقویت شده و در رژیم ناسیونال-سوسیالیسم آلمانی نازی به اوج خود رسید.
[ویرایش] یهود ستیزی در سرزمینهای اسلامی
رمان جهودکشان که آن را نخستین رمان ایرانی دانستهاند تصویری سیاه از یهودستیزی دوران قاجار در ایران بهدست میدهد.[۲] برخی معتقدند که یهودستیزی در تاریخ ایران جایگاه ریشهای نداشته است.[۳]
[ویرایش] هولوکاست
کشتار دستهجمعی و نسلکشی نزدیک به شش میلیون نفر یهودی و پنج میلیون نفر دیگر بر پایه نژاد، مذهب، ملیت وعقیده در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اردوگاههای مرگ آلمان نازی، اطلاق میشود.
[ویرایش] انکار هولوکاست
انکار هولوکاست باوری است که اظهار میدارد، نسلکشی به صورت آنچه که «همهسوزی جمعی گروههای مختلفی از مردم بخصوص یهودیان، همجنسگرایان و کولیها در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵» خوانده میشود، اتفاق نیافتادهاست و یا کاملاً اغراقشدهاست. برخی انکار هولوکاست را در زمره باورهای یهودستیزانه قرار میدهند که این کار در کشورهای اسلامی با انتقاداتی مواجهاست.
[ویرایش] جُستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- ↑ ِتاریخ یهودی ستیزی، ورنر برگمن , Werner Bergmann, Geschichte des Antisemitismus, S. ۱۰
- ↑ جهودکشان، نویسنده: ناشناس، تصحیح: هارون وهومن، کریستا (سوئد): کتاب ارزان، چاپ اول: زمستان ۱۳۸۳/فوریه ۲۰۰۵
- ↑ http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/09/090924_ag_mm_antisemitism_iran.shtml